باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    parandeh باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس







    باورهای انسان سده های میانه
    و انسان دوره رُنسانس


    داوود شیبانی



    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 6


  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض











    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس


    فرایند آهسته دنیاگرایی (Secularisation) رخنه گری علم اثرگذاری نقد دینی و تاریخی گرایش هرچه بیش تر به جهان بینی انسان مدار و برخورد با ادیان دیگر ماجراهایی را می سازند که در چند قرن گذشته بر عالم (بویژه عالم مسیحیت) رفته است.

    شماری گمان می کنند که این جریان ویژه مسیحیت است و ناتوانی این دین را در مهار کردن دگرگونیهای فرهنگ خود و آسیب پذیری و نارسایی آن را در برابر ضربه ها و زنشهای فرساینده شک آوری (Scepgicism) نشان می دهد. امّا باید توجه داشت که درس این جریان بزرگ فکری فرهنگی و دینی کلی است. برجستگی بزرگ مسیحیت مجال بسیاری است که برای برخورد و تا اندازه ای برابرسازی خود با رویدادها داشته است; حال آن که فرآیند تجدد برای دیگر فرهنگها چون بسیار فشرده صورت می پذیرد ناگهانی تر پیچیده تر و دردناک تر است.



    امروزه مسافرتهای گروهی و پیوندها و بستگیهای جدید بازاری آشفته از اندیشه ها تجربه های گوناگون مذهبی وام گیری و نوآوری به وجود آورده است
    ( 353 ).مردم در این میان همه جا شاهد اثر ویرانگر دانش نو بر جهان بینی دینی و ارزشهای سنتی اند. از آن جا که پژوهشهای علمی به ارزشها کاری ندارند و به عقاید سیاسی یا مذهبی محلّی هم بی توجه هستند به گونه آسان و یکسان به همه فرهنگها رخنه می کنند. علم به شناخت غیر مذهبی و به عمل کارآمد تواناییهای فراوان می دهد و ناخواسته بر مسأله دنیاگرایی اثر شایان می گذارد. روش علمی همیشه و همه جا شکاک است هر چه از بوته آزمایش بگذرد می ماند و آنچه مردود شود هر چقدر هم مورد اقبال همگان باشد بی امان کنار نهاده می شود. از این روی دگرگونی دینی پرهیزناپذیر است. امّا باید با بررسی دقیق آنچه در گذشته رخ داده است در پی آن بود که ارزشها و حقایق اصیل از بین نروند.


    درک دگرگونیهای بزرگ تکان دهنده ای که با نهضت رُنسانس آغاز شد و تاکنون ادامه داشته و دارد برای کسانی که بدان گرفتارند سخت و دشوار است. بررسی شیوه تفکر قومها و ملتهای جهان درباره اموری مانند خدا فضیلت مرگ ناپذیری روح قدرت و حدود عقل فلسفه زندگی و صورت آگاهی مذهبی آنان ممکن است از راه یک سلسله پژوهشهای دراز دامن و جدا که به بررسی برهه ای کوتاه از تاریخ اندیشه ویژگی یابد روشن گردد ولی بی گمان به بحث کشیدن و پرتوی هر چند ضعیف بر همه گزاره های تاریخ تفکر افکندن آن هم در دورانی بسیار سرنوشت ساز که همه جا تاریک همه چیز در هم ریخته با هنگامه ای از نواهای ناهمگون است کاری غیر ممکن خواهد بود. اگر به یاد آوریم که برای شناخت هر دگرگونی ناگزیر باید دست به مقایسه زد اقرار خواهیم کرد که بررسی مقایسه ای اندیشه ها (در دو برهه سده های میانه و رنسانس که پژوهش حاضر عهده دار آن است) هر قدر هم که منابع ما در این باره روشن باشند با کاستی خواهد بود و توانایی صدور هرگونه حکم قاطع را از ما سلب خواهد کرد.



    دشواری اصلی کار ما در این است که ناچاریم فرایند ذهنی و روحی بزرگی( 354 )را به مقوله هایی به ظاهر دلبخواه تقسیم کنیم تا بتواند آن فرایند را به گونه ای باز نماید.

    در این جا لازم است قلمرو زمانی مورد پژوهش را در نوشته حاضر روشن کنیم:

    کالین ا . رنان شروع رنسانس را حدود سال 1350 میلادی اوج آن را در قرن پانزدهم; یعنی حدود سال 1450 و پایان آن را پایانهای قرن شانزدهم یا سرآغازهای قرن هفدهم می داند.

    باکنر تراویک در کتاب تاریخ ادبیات جهان رنسانس را از سال 1321 تا 1600 در ایتالیا و از سال 1469 تا 1681 در اسپانیا می داند.1
    تاریخی که ما برای آغاز و فرجام رنسانس برگزیده ایم با تولد برجسته ترین انسان دنیای جدید یعنی لئوناردو داوینچی در سال 1452 (میانه های قرن پانزدهم) آغاز و با مرگ نخستین فیلسوف بزرگ دنیای جدید; یعنی دکارت در سال 1650 (میانه های قرن هفدهم) همزمان است. امّا از آن جهت که ریشه اندیشه های دنیای جدید پس از رنسانس را باید در تمدن دوره قبلی; یعنی سده های میانه جست نیم نگاهی هم به آشکارترین ویژگیهای اندیشه این دوران خواهیم انداخت و رگه ها و آبشخورهایی را که رُنسانس از آن سیراب گردید روشن خواهیم ساخت.
    در پایان مناسب خواهد بود به پاره ای از تعریفهایی که از رُنسانس ارائه شده اشاره کنیم.

    رنان می نویسد:(در رُنسانس بشر دوستی نشأت گرفته از آموزش کلاسیک در هر جنبه ای از حیات فرهنگی رخنه کرد آن را گسترش داد و مرزهای آن را بس فراتر از محدوده نمادگرایی مذهبی بُرد سپس شروع به مادی ساختن نگرشهای آدمیان نمود و آنان را( 355 )

    تشویق کرد که زیبایی را در طبیعت بجویند نه فقط در دنیای محدود به تصاویر مقدس.)

    والتر پاتر در تعریف رنسانس می نویسد (جنبشی است که در آن ذهن انسان به شیوه های گوناگون قلمرو تازه ای از احساس شور و اندیشه را به تصرف خود در می آورد.)3
    و تونی دیویس می نویسد:(رُنسانس منظومه پیچیده و ترس آوری از تحولات سیاسی فرهنگی و فکری قرن پانزدهم اروپا بود که بعضی از مورخان قرن بیستم موجودیت آن را نفی کردند و آن را افسانه پنداشتند حال آن که عده ای دیگر هنوز هم آن را زادگاه دنیای مدرن به شمار می آورند.)






    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 6


  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض











    سده های میانه

    بررسی دقیق و کامل نهضت فکری فرهنگی و علمی مشهور به رُنسانس بر شناخت ساختار فکری و عناصر جهان نگری انسان سده های میانه استوار است. بنیادهای هر تمدن جدید بی گمان نمی تواند با بریدن کامل از تمدن پیشین و در تهیگاه شکل یابد. رُنسانس چیزی جز بازتاب در برابر جهان قدیم نبود; از این روی لازم است هر چند به گونه فشرده و خلاصه خطوط کلی اندیشه انسان را در دوران پیش از رنسانس ترسیم کنیم.

    اشتباهی که باید از آن بپرهیزیم این است که سده های میانه را دوره گذاری آکنده از وحشی گری بدانیم. درست تر این است که آن را عصر آموزش و تجربه اندوزی لازم برای دورانهای بعدی بدانیم. و در ضمن متوجه این نکته بسیار مهم باشیم که تمدن سده های میانه بسیار پیچیده و آشفته و هیچ چیز در آن ساده و آسان نیست( 356 )







    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. تشكرها 6


  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض











    مفهوم خدا در سده های میانه

    بی گمان مهم ترین اندیشه در میان اندیشه های دینی مسأله خداست. درک آدمیان از خداوند و چگونگی اقبال آنان به او و میزان انتظارهایی که در نظر و در عمل از خداوند دارند در دوره های گوناگون و به برازش و سازواری انتظارهاشان در وادیهای دیگر فرق کرده و می کند. دلیلهای ثابت کردن وجود خدا در سده های میانه بسیار مورد توجه بود بر مبنای هستی شناسی نقصانی در عالم استوار بود و از این راه توانستند راهی به سوی خداوند بگشایند.
    دلیلهای خداشناسی یا نظم را در عالم باز می شناخت و می گفت: نظم نیاز به ناظمی دارد و یا امکان را نشان می داد و می گفت: ممکن نیاز به واجب دارد و یا حرکت را نشان می داد و می گفت نیاز به انگیزاننده و حرکت دهنده دارد.

    هر یک از این دلیلها خدای ویژه ای را در ذهن بشر به وجود می آورد. چون مفهوم خدا با برهانی که برایش می آوریم سازوار است. برای فیلسوفان سده های میانه انسان نه از آن حیث که انسان است بلکه از آن حیث که موجودی است مانند آفریده های دیگر نیازمند خداوند دانسته می شد. در چنین دستگاه های فلسفی ای نیاز انسان به خداوند; مثل نیاز یک سنگ است به خداوند; یعنی از آن حیث که همه ممکن الوجودند به خدا نیازمندند. این نگرش عقلانی به خدا که در آن بر اوصاف انتزاعی هستی شناسی تکیه می شود توانست ضدّ خود را در درون خویش بپروراند و از این جاست که از دوره رنسانس به بعد همین عقل برضد اندیشه خدا قیام کرد.

    خدا در ذهن انسانِ سده های میانه خیر اعلی و کمال مطلوب طبیعت است.5
    او که خیر اعلی است همه چیز را به سوی کمال قرار داده شده و تقدیر( 357 )گردیده می راند. او از راه علتهای طبیعی و همچنین میانجی گری فرشتگان و اجرام فلکی بر جهان حکم می راند و گاهی هم از راه معجزه عمل می کند. هر چند آدمی در تمامی دوره ها (درباره خدا به عنوان موجودی انسان وار (Personal) یعنی به عنوان ذهن یا روح آگاه اندیشیده است.)6اما اوج این نگرش را در سده های میانه می یابیم.

    اندیشه یادشده که ذهن خدا باید چیزی بمانند ذهن انسان باشد یعنی او طرح می ریزد و هدفهایی دارد.
    در مفهوم و تعریفی که آکویناس از خداوند به دست می داد محرک نامتحرک ارسطو و پدر انسان وار کتاب مقدس در هم آمیخته و یگانه شده بود.







    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  9. تشكرها 6


  10. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    جهان

    نظریه درباره جهان در سده های میانه بر فیزیک ارسطو نجوم بطلمیوس و عقاید دینی استوار بود که آشکارها و دیدنیها هم آن نظریه را تایید می کرد.
    همه مردم بین حرکتهای آسمان و آنچه در زمین می گذشت فرق می گذاشتند. به این معنی که در این جا نوعی دگرگونی و گردش حکمفرماست و رویدادها نمو و کاستی می پذیرند و هر جنبشی سرانجام ساکن می شود. در صورتی که در عالم بالا ستارگان بی آن که دگرگونی درخوری در آنها روی دهد جریان مرتب و معمولی خود را ادامه می دهند و بدون این که سکون و فترتی حاصل گردد همواره حرکت دوری خود را پی می گیرند. ارسطو سیستم خود را درباره عالم بر روی همین اختلاف بین این ناحیه آسمانی و ناحیه تحت القمر یا زمینی بنا نهاده بود. بدین گونه که ناحیه زمینی محل کون و فساد و حرکت و سکون است در صورتی که در ناحیه آسمانی حرکت بِه سامان است.
    بنابراین این دو ناحیه می باید از مادّه های گوناگون تشکیل شده باشند بدین گونه که ناحیه آسمانی از ماده ای ساخته شده است که حیّز یعنی مکان
    ( 358 )
    طبیعی ندارد و به همین جهت پیوسته در حرکت است. ماده آسمان همان است که ارسطو اثیر (Ether) می خواند و فضای آسمانی پر است از این ماده و حرکت دوریِ دائمی در این ماده است. تنها حرکت دوری است که ممکن است دائمی باشد چه به دور خود می چرخد.
    در ناحیه زیر ماه برعکس هر حرکتی دیر یا زود به سکون دگر می شود; یعنی هر متحرکی وقتی به مکان طبیعی (حیّز) خود رسید ساکن می شود. از این روی دگرگونیهای همیشگی ناحیه های زمین از این جا ناشی می شود که عناصر در حیّز خود نیستند.






    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  11. تشكرها 6


  12. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    جهان واحد

    برابر آنچه گفته شد تنها یک دنیا وجود دارد. اگر هم دنیاهای بسیار و گوناگون بینگاریم کافی است که در یک آن به دنیایی واحد دگر شوند7; زیرا به طور طبیعی عناصر سنگین همه به یک مرکز رومی آورند. زمین همان گونه که به نظر می رسد در مرکز جهان واقع است. از زمین هر چه بالاتر می رویم مادّه آن صاف تر و ساده تر می گردد. کل این دستگاه از بالا توان می گرفت و نیروی انگیزاننده آن از سوی خدا نازل می شد و از راه فرشتگان و افلاک سماوی برای رخنه نهایی در رویدادها به زمین فسادپذیر می رسید.

    افلاک هر کدام با فضیلت پیوسته می شد. هر سیاره با فلزی در زمین نیز پیوند داشت و بر بخشی از بدن انسان اثر می گذاشت. در این جهان نجومی بروج دوازده گانه حیات بشر را از راه سیارگان تحت تأثیر قرار می داد. بدین ترتیب که أسد از راه خورشید به دل راه می یافت و آدمی را خوشبین و امیدوار می کرد.
    زمین به این دلیل که یگانه قسمت فسادپذیر و دگرگون شونده عالم بود می توانست تاریخ داشته باشد. زمین از چهار عنصر: خاک آب هوا و آتش ساخته شده است و هر یک برای یافتن جایگاه طبیعی خود در خطی مستقیم بالا
    ( 359 )
    و پایین می روند. زمین و آسمان چنانکه گفته شد نه تنها از ماده های گوناگون و جدا ساخته شده اند بلکه پیرو قانونهای فیزیکی ناسان و گوناگونند. حرکتهای سماوی دورانی و حرکتهای طبیعی بر روی زمین خطی و افقی اند.
    جهان زیرین
    جهان زیرین یا دوزخ در دل زمین است که خود سلسله مراتب وارونه ای دارد و دایره های گوناگون آن پله پله پایین می رود تا به ابلیس می رسد که در کانون این دایره ها پای در بند دارد و این درست نقطه مقابل جایگاه خداوند در کائنات است.8






    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  13. تشكرها 6


  14. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    نظام ارزشی جهان

    بدین صورت جهان هستی در خود ترازوی ارزشی داشت. هر چیز خوب و جاودانی و کامل رده به رده از بالای سر انسان تا پیش پای خدا گسترده بود. قدرت و اقتدار یک سره از بالا به پایین می آمد و چیزهای بد ویران گر و آشوب گر بسان زلزله و آتشفشان از پایین به بالا می رفت
    ( 360 )
    .
    براساس تفکر دینی سده های میانه پیدایش و بروز همه چیز در این جهان ممکن بود و انسان هر چه را از هر جا می شنید شگفت و ناسازگار با قانونهای طبیعت نمی دانست تا منکر آن شود.
    به نظر او جهان از ارواح بی شمار فرشتگان جنیان و باقی مانده خدایان قدیم پر بود. ارواح پیوسته آماده بودند که فرمان خدا یا شیطان را دریافت کنند و برای هدایت یا گمراهی مردم کارهای شگفت انگیزی انجام دهند.
    این اعتقاد به کارهای خارق عادت از اندیشه و نگرش ویژه ای پدید آمده بود که در سده های میانه در همه چیز از رویدادهایی که ناگهان رخ می داد تا توجه کلی الهی نفوذ داشت. این گونه فکر علاقه به شناخت چیزها و کشف مفهوم و هدف آن را نشان می دهد ولی علم کنونی هدفی را در جهان نمی جوید; بلکه می خواهد بداند رویداد چگونه پدید می آید نه این که برای چه پدید می آید.
    خداوند جهان را در زمانی در گذشته آفریده بود. برابر اعتقاد سده های میانه این زمان تنها چند هزار سال قبل بوده است. از نظر این مردمان خدا به همان معنایی که انسان خانه اش را می سازد جهان را ساخت تنها با این فرق که او جان را از عدم ساخته است. در تفکر نوین زمان آفرینش عالم بیلیونها سال به عقب رانده شده است.
    جهان در دید انسان قدیم رمزی بزرگ بود که سرّ اساسی آن در هدف بود نه در رویدادها و سببها و علتها. نظامی بود که بر اساس به هم پیوستگی بالارونده استوار بود که از ادنی به اعلی می رفت.
    براساس دیدگاه آکویناس روندهای طبیعی را می توان کما بیش جدا از کارهای مستقیم الهی روشن گری کرد ولی با این حال کارکرد آنها نه بر اثر حول و قوه ای است که در ذات آنهاست بلکه از جانب خداوند است و کارسازی الهی در هر امری که رخ می دهد نقش دارد





    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  15. تشكرها 6


  16. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض











    جهان به عنوان نظامی اخلاقی

    اساسی ترین ناسازگاری بینش مردم سده های میانه و بینش انسان امروزی این بود که جهان بینی پیشینیان بیش تر (امری) بود تا (اخباری). می خواست نشان بدهد که چگونه باید زندگی کرد. آنان از انبوه فرایافته های نظری که ما از یونانیان به ارث برده ایم بی بهره بودند و زبان شان برای دین اخلاق تجربه وجدان شخصیت فضیلت تاریخ طبیعت و نظریه (تئوری) واژه ای نداشت. به جای این کتاب مقدس که اساس اندیشه مردمان را تشکیل می داد و سایه آن بر هر مفهومی گسترانیده شده بود همه جا از کلام خدا فرمان خدا قانون خدا حقیقت خدا حکمت خدا عدل خدا رحمت خدا حقانیت خدا تقدّس خدا و جلال خدا سخن می گفت.9
    زبان آنان در همه کاربردهایش خیلی بیش از امروزیها امری و اخلاقی بود. آنچه ما احکام ده گانه (Tencommandments)
    ( 362 )
    می نامیم در زبان عبری (ده واژه) خوانده می شود. چون واژه ها نیروهایی پنداشته می شدند که رویدادها را شکل می دهند و رفتار را راهنمایی می کنند. اندیشیدن هم درنگ اخلاقی بود; یعنی آهنگ و اراده قلبی که چه باید کرد راستی استواری و اعتماد اخلاقی. و شناختن عبارت بود از: به رسمیت شناختن بازشناسی خوب از بد همبستگی راز و نیاز با آنچه که شخص برگزیده بود. تفکر کتاب مقدس سراپا عملی و دینی است. بنابراین از شناخت نظری خدا یا هرگونه هدف یا رویداد دیگر دینی از نوع یونانی اثری نیست. بینش کتاب مقدس که جلوه گری تمام و کمال آن در سده های میانه است بیش تر اراده گراست تا واقع گرا چون اراده را بر هستی مقدم می دارد. از این روی خداشناسی همان درستکاری به شمار می رفت. سه اندیشه فلسفی کانونی و غالب در جهان بینی سده های میانه نهفته بودند:




    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  17. تشكرها 6


  18. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض












    الف خدا.

    ب. هدف جهان.

    ج. جهان به عنوان نظامی اخلاقی.


    این سامانه و منظومه آموزنده و افکننده این تفکر بود که تمامی امور مادی و روحانی که مورد نیاز بشر است (از نان روزانه گرفته تا حقیقت روحانی) برگرفته از نظمی است که انسان وابسته به آن است.
    از جمله ویژگیهای مهم جهان نگری سده های میانه این است که این جهان نگری سخت زیر سلطه دین بود اما جهان نگری پس از سده های میانه چنانکه خواهیم دید زیر سلطه علم در آمده است. سیطره دین بر نگرش انسان سده های میانه سبب شد تا غایت نگرانه به جهان بنگرد امّا سیطره علم به پیدایش نگرش ماشین انگارانه به عالم انجامیده است.10
    البته باید به یاد داشته باشیم که نگرش غایت گرایانه به جهان ویژه سده های میانه نبوده است بلکه در بیش از دو هزار سال از عصر سقراط تا دوره ها و عصرهای جدید بخشی از میراث فکری و معنوی بشر غربی بود.
    نمادگرایی یکی دیگر از ویژگیهای جهان نگری سده های میانه بود. الهیات و فلسفه با مقوله های خود چنان رفتار می کردند که گویی پدید گان مستقلی هستند به گونه ای که شعر و هنر به آسانی توانستند آنها را به گونه شخص مجسم نمایند. دنیای انگاره های آنان از حیث ساختارها ریختها و نقشها بسیار سرشار بود ولی ویژگیهای آن نقشها پیکرها و گونه ها به طور معمول نا روشن بودند.11
    برابر نظر آگوستین قدیس کلّ تاریخ جهان از آغاز آفرینش تا روز داوری نوعی درام دینی است که در آن می توان سه بحران بزرگ را بازشناخت:





    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  19. تشكرها 5

    مدینه (27-10-1396), مریم منتظر (25-10-1396), نازنین رقیه (25-10-1396), نصرالله عاشق خداومولا (27-10-1396), سمن بویان (26-10-1396)

  20. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 63,328      تشکر : 58,446
    172,862 در 50,664 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض















    برابر نظر آگوستین قدیس کلّ تاریخ جهان از آغاز آفرینش تا روز داوری نوعی درام دینی است که در آن می توان سه بحران بزرگ را بازشناخت:

    1. بحران هبوط آدم در اثر گناه.

    2. کالبدپذیری پسر خدا در عیسی و مرگ او بر بالای صلیب که کفاره گناه آدم است( 363 )
    .
    3. پایان درام جهانی و فرا رسیدن روز داوری و رستاخیز.

    حقیقت بارز جهان سده های میانه هدف اساسی جهان است. جهان در واقع عرصه نمایش درام بزرگی است که خداوند برای نوع بشر فراهم آورده است.



    باورهای انسان سده های میانه و انسان دوره رُنسانس
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،
    اما
    مرگ رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  21. تشكرها 3

    مدینه (27-10-1396), نازنین رقیه (27-10-1396), نصرالله عاشق خداومولا (27-10-1396)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •