سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: آئينه دودي

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    آئينه دودي




    آینه دودی


    سه هزار سال پیش ، انسانی درست مثل من و شما ، نزدیک شهری میان کوهستان ها ، زندگی می کرد . آن شخص آموزش می دید تا حکیم شود ، تا دانش نیاکان خویش را فراگیرد ؛ اما با همۀ آنچه که می آموخت موافق نبود .در قلبش احساس می کرد که باید چیزی بیش از اینها وجود داشته باشد .

    یک روز هنگامی که در غاری خفته بود ، در رویا دید که بدن خفتۀ خودش را تماشا می کند . از غار بیرون آمد . هلال ماه با میلیون ها ستاره می درخشید . آن وقت در درون او اتفاقی افتاد که زندگی اش را دگرگون کرد ؛ به دستانش نگاه کرد ، بدنش را حس کرد و صدای خودش را شنید که می گفت :

    « من از نور ساخته شده ام . » دوباره به ستاره ها نگریست و دانست که ستاره ها نیستند که نور می آفرینند بلکه نور است که ستاره ها را می آفریند ؛ گفت :

    همه چیز از نور ساخته شده است و فضای مابین آنها خالی نیست . » پس دانست نور پیام آر حیات است چون زنده است و همه چیز را دربردارد . سپس دانست هر چند از ستاره ها ساخته شده ، آن ستاره ها نیست ؛

    اندیشید : « من مابین ستاره ها هستم .» پس ستاره ها را« تونال » نامید و نور بین ستاره ها را « ناوال » و دانست که آنچه خالق هماهنگی و فضای بین این دو ست ، « حیات » یا « نیت » است . حیات ، نیروی مطلق است ، رفیع است و آفرینندۀ همه چیز . دانست : همه چیز در هستی ، تجلی یک موجود زنده است که ما اورا « خدا » می نامیم ؛ پس همه چیز خداست .

    ادراک انسانی نور است که نور را مشاهده می کند . ماده ، آینه است پس همه چیز آینه است که نور را بازمی تاباند و تصاویری از نور می آفریند ؛ جهان توهم ( رویا ) ، مانند دودی است که به ما اجازه نمی دهد آنچه را در حقیقت هستیم مشاهده کنیم : « خود حقیقی ما ، عشق خالص و نور خالص است .»

    به طبیعت و به بقیۀ انسانهای اطرافش نگریست ؛ از این ادراک و از آنچه می دید به حیرت افتاد ؛ خود را در همه چیز دید ؛ در همۀ موجودات بشری ، در همۀ حیوانات ، در همۀ درختان ، در آب ، در باران ، در ابرها و در زمین . بسیار هیجانزده و قلبش از آرامش سرشار شد .

    کوشش کرد تا به دیگران بگوید اما آنها نمی توانستند بفهمند . آنها نمی توانستند بفهمند که چیز بسیار زیبایی در نگاهش می درخشد و در صدایش موج می زند . او دیگر هرگز شبیه هیچ کس نبود . همه را خیلی خوب درک می کرد و هیچکس او را درک نمی کرد .



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 4

    محب فاطمه (04-02-1389), نرگس منتظر (03-02-1389), خراباتي (04-02-1389), عهد آسمانى (15-10-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی