تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21
  1. #1
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا




    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

    مقدّمه
    یکی از مباحث اساسی در حکمت متعالیه، بررسی مسائل مربوط به نفس است؛ به گونه­ای که بخش قابل توجّهی از این فلسفه را مبحث نفس به خود اختصاص داده است. ملاصدرا فیلسوفی است که دیدگاه­های او در باب نفس، هنوز هم دیدگاه­هایی زنده محسوب می‌شوند و با تقریر جدیدی از آن­ها، می­توان در عرصة مباحث فلسفة ذهن معاصر، سخن‌های جدیدی را مطرح ساخت.
    فهم دقیق دیدگاه­های صدرالمتألهین در خصوص نفس، در گروی توجّه دقیق به مبانی فلسفی اوست. به دست آوردن فهرست مبانی وجود‌شناختی ملاصدرا در مبحث نفس و چگونگی تأثیر آن مبانی بر نفس‌شناسی این فیلسوف، می­تواند چشم­انداز روشنی از مسائل نفس‌شناسی را به ارمغان آورد. این مطلب، زمینة پی­گیری و پاسخ به این پرسش را فراهم می­آورد که ملاصدرا، با استمداد از چه مبانی و قواعدی، به مطالعه و شناخت نفس مبادرت ورزیده است؟ پاسخ به این سؤال، با بهره­گیری از آثار اصلی این فیلسوف، به ویژه الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، الشواهد الربوبیة و المبدأ و المعاد، ممکن می­باشد. به نظر می­رسد ملاصدرا با تدوین اصول فلسفی قصد داشته است به گونه­ای بنای رفیع نفس‌شناختی خود را بر آن­ها استوار سازد که کمتر دست­خوش تغییر قرار گیرد. هر چند پیدایش تمام این مبانی را نمی­توان به ملاصدرا نسبت داد؛ اما در این­که این فیلسوف بزرگ، به شیوه­ای بدیع و دقیق به تدوین این اصول پرداخته، تردیدی وجود ندارد.
    این نوشتار، با دوری جستن از اطناب، مبانی وجودشناختی ملاصدرا را استخراج کرده و سپس نحوة تأثیر هر کدام از مبانی و قواعد را بر نفس‌شناسی، با استفاده از کلمات خود ملاصدرا بررسی کرده است. نحوة چینش مطالب نیز به گونه­ای انتخاب شده که اصول و مبانی مهم­تر در آغاز کلام قرار گیرد. قابل ذکر است که در این تحقیق، از روش توصیفی ـ تحلیلی بهره جسته ­ایم.

    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  2.  

  3. #2
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    1ـ مبانی نفس‌شناسی ملاصدرا


    هر گاه ملاصدرا در آثار خود به بیان مباحث نفس پرداخته، به اصول و مقدماتی اشاره کرده است. در نگاه اول می‌توان این اصول را تحت عنوان مبانی وجود‌شناختی فلسفة وی برشمرد. البته تمام این مبانی، تأثیر یک­نواختی بر موضوع نفس ندارند؛ به گونه‌ای که تأثیر برخی از این اصول در فهم مسائل نفس، از ضرورت منطقی بیشتری برخوردار است و اصولی نیز نقش کمتری در این خصوص دارند. مبانی مهم­تر عبارت­اند از: اصالت وجود، بساطت وجود، وحدت وجود، اشتداد وجود، صورت به عنوان ملاک شیئیت شیء، تساوق وجود و وحدت، تساوق وجود و صفات کمالی.
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  4. #3
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    1ـ1ـ اصالت وجود


    ملاصدرا معتقد به اصالت وجود است. بر اساس این اصل، وجود شیء همه چیز شیء است؛ به تعبیر دیگر، متن واقعیت، حقیقت و نیز آنچه به جعل بسیط از ناحیة جاعل صورت تحقّق به خود می‌گیرد، چیزی جز وجود نیست. بنابراین ماهیّت در جعل و تحقّق خود تابع وجود می‌باشد و امری اعتباری است که ذهن، آن را از نحوه و مراتب وجود حقیقی انتزاع می‌کند[i] (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 38؛ همو، 1363: 9 به بعد).
    مبنای «اصالت وجود»، بر سراسر تحلیل‌های ملاصدرا پرتو افکنده و سیطره یافته است؛ به گونه­ای که می‌توان گفت همة افکار اختصاصی ملاصدرا در فلسفة او، بر محور اصالت وجود است؛ یعنی همة آن­ها در شمار مسائلی است که از این اصل به دست می­­آیند. طبق این اصل، بازگشت همة اوصاف واقعی، همانند علم، به حقیقت وجود است.
    یکی از دلایل اساسی ملاصدرا در اثبات اصالت وجود،[ii] به این صورت قابل بیان است که تحقّق هر چیزی به واسطة وجود است، ولی تحقّق وجود جز به خود وجود ممکن نیست؛ یعنی وجود متحقّق بالذات است و نیازی به عامل تحقّق ندارد. همان گونه که جسمی به خاطر رنگ سفیدی یا سیاهی، سفید یا سیاه است و خود سفیدی یا سیاهی، به سبب چیز دیگری نیست. اگر وجود در تحقّق خود بی­نیاز از غیر نباشد، دور باطل لازم می­آید؛ زیرا اگر تحقّق حقیقت وجود خود به خود نباشد، باید از قِبل ماهیّت صورت پذیرد؛ در حالی که می­دانیم ماهیات، در پرتو وجود تحقّق می­یابند. بنابراین چاره­ای نیست جز این­که گفته شود اصالت همة ماهیات به وجود است و اصالت وجود، خود ساخته است و به عامل اصالت نیازمند نیست (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 38). حقیقت وجود مترتّب بر امری خارج از خود نیست.
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  5. #4
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ2ـ بساطت وجود

    اگر معنای اصالت وجود به درستی درک شود، دست­رسی به کیفیت شمول و بساطت وجود آسان خواهد بود. ملاصدرا معتقد است وجود، حقیقتی بسیط است که در خارج، با همة اشخاص و خصوصیات خود تحقّق می­یابد. توضیح آن­که مفهوم وجود، یک مفهوم کلّی است؛ اما حقیقت خارجی آن کلّی نیست. در عین حال، حقیقت وجود میان اشخاص وجود مشترک است و در همة افراد و حقایق، تحقّق و گسترش دارد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 50؛ همو، 1346: 7).
    حقیقت وجود، در حدّ ذات خویش امری بسیط است که نه جنسی دارد و نه فصلی؛ و در تحقّق او، چه در خارج و چه در ذهن، نیازی به انضمام قیدی أعمّ از فصل یا جنس یا اعراض نیست (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 37-38). اگر حقیقت وجود بسیط نباشد، شائبة ترکیب از دو حیثیت وجدان و فقدان یا وجود و عدم در وجود واجب به میان می­آید (صدرالدین شیرازی، 1368، ج2: 371-372؛ همو، 1363: 47-48؛ جوادی آملی، 1372: 742 و 757).
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  6. #5
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ3ـ وحدت وجود

    آنچه ملاصدرا در باب وحدت وجود بیان کرده، به شکل زیر قابل سامان­دهی است:
    1. در عالم، نقص و کمال، شدّت و ضعف، تقدّم و تأخّر، غنا و فقر وجود دارد؛ و به تعبیر دیگر، وجود حقیقتی مشکّک است (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 35).
    2. هیچ یک از این‌ها، بدون ما به الاشتراک و ما به الامتیاز عینی تحقّق نمی­پذیرد.
    3. تشکیک در ماهیّات و مفاهیم راه ندارد و اگر در مورد ماهیتی از ماهیات، حالت تشکیکی ملاحظه شد، به واسطة اختلاف وجود افراد آن ماهیت، و به تبع وجود است (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 427).
    4. اعتقاد به حقایق متباین وجودی، با سه فرض مطرح شده ناسازگار است؛ زیرا در این صورت، وجه اشتراکی در کار نخواهد بود.
    نتیجه: آن چیزی که همة این حقایق را می‌پذیرد، حقیقت وجود است.
    بدین ترتیب، وجود حقیقتی واحد است که در همة اشخاص و خصوصیاتش سریان دارد و به تعبیر دیگر، حقیقت وجود در عین بساطت، میان اشخاص وجود مشترک است و در همة افراد و حقایق تحقّق و گسترش دارد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 50؛ همو، 1346: 7).
    هنگامی که با نگاه خیال­محور به ظاهر جهان می‌نگریم، اشیاء را دارای هویّت مستقل و غیر مرتبط می­یابیم؛ یعنی از نگاه ظاهری به جهان، جز کثرت حاصل نمی‌شود. ولی باطن عالم به گونة دیگری است؛ در پس این کثرت ظاهری، وحدت و یک­پارچگی وجود دارد. آن وجودِ یک­پارچه، حقیقت و باطن این جهان است و در هر جا، خود را به گونه­ای جلوه می­دهد و جلوه­های آن به صورت کثرت­ها و اشیای متفاوت مشاهده می‌شوند. نگاه وحدت‌بین ناشی است از محوریّت عقل در توجه به عالم.
    البته ملاصدرا از نگاه وحدت تشکیکی به نگاه وحدت شخصی گذر کرده و در این نگاه، موجودات امکانی را ظهور حقیقت واحد، یعنی خداوند، در عالم قلمداد کرده است.
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  7. #6
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    1ـ4ـ اشتداد وجود

    بر اساس این اصل، موجودات متغیر در ذات خود اشتداد داشته و از حالت ضعف به شدت و کمال در حرکت­اند (صدرالدین شیرازی، 1368، ج3: 324). به عبارت دیگر، یک موجود در هر «آن» در حال استکمال و اشتداد است. قابل ذکر است که اشتداد ـ و به تعبیر استاد مطهری، تکامل ـ جز با اصالت وجود قابل توجیه نیست (صدرالدین شیرازی، 1368، ج3: 84-86). در مراتب اشتدادی، ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است ولی در یک مرتبه، شدیدتر و کامل‌تر از مرتبة دیگر می‌باشد. به تعبیر دیگر، مرتبة شدید چیزی غیر از مرتبة ضعیف نیست با این تفاوت که کامل‌تر از آن است؛ یعنی همان است با امری که بر او افزوده شده است. روشن است که این اصل، با اصل تشکیک در حقیقت وجود تفاوت دارد و متفرّع بر آن است؛ ابتدا باید شدّت و ضعف در حقیقت وجود را پذیرفت و پس از آن، تبدیل مرتبة ضعیف به مرتبة شدید را بررسی کرد. بر اساس این اصل، ملاصدرا معتقد است که شیء واحد، در سیر استکمالی خود ممکن است جامع کمالات مختلف گردد و صلاحیت منشأیت برای انتزاع مفاهیم مختلف را پیدا کند. هر چه وجودی قوی‌تر باشد، مفاهیم بیشتری از آن انتزاع خواهد شد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج3: 325).
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  8. #7
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ5ـ حرکت جوهری


    ملاصدرا، بحث اشتداد وجودی را با تعبیر حرکت جوهری نیز مطرح کرده است. بنابراین لازم است به عبارت­های او در این باب نیز توجّه شود.
    ملاصدرا، با تکیه بر براهین متعدّد ثابت کرد که وجود‌های مادی، اساساً وجودهایی تدریجی هستند که در هر لحظه، وجودی تازه می‌یابند. در واقع، حرکت از عوارض تحلیلی وجود سیّال است؛ نه آن­که وصفی باشد که از بیرون به آن ضمیمه می­گردد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج3: 74). از نظر ملاصدرا، حقیقت وجود دارای دو مرتبه است: مرتبة وجود ثابت؛ و مرتبة وجود سیال. حرکت، نحوة وجود سیال و لازم لاینفک آن است (صدرالدین شیرازی، 1368، ج3: 61-64).
    با توجه به آنچه گفته شد، نمی‌توان بین حرکت و متحرّک تمایز قائل شد. به تعبیر دیگر، سیلان و ثبات، دو وصف تحلیلی برای وجود سیّال و ثابت می‌باشند. چنین اوصافی نیاز به موصوف عینی مستقل از وصف ندارند. بنابراین به نظر می‌رسد سئوال از این­که در حرکت جوهری، خود شیء چه می شود، سؤالی برخاسته از نگرش اصالت ماهیتی است.
    ملاصدرا، امکان حرکت تکاملی در افراد یک نوع را به گونه­ای که حتی از حدّ یک نوع عبور کرده و به حدّ نوع دیگر برسد ـ مثلاً جماد، حیوان شود و حیوان، انسان گردد ـ پذیرفته است. او، این امکان را در اسفار، بر مبنای امکان اشتداد در وجود؛ و در الشواهد الربوبیه، بر مبنای امکان اشتداد در جوهر مطرح کرده است.
    ملاصدرا معتقد است تنها انسان به عنوان کون جامع، می‌تواند عوالم سه­گانه (طبیعت، مثال، مجردات) را در سعة وجودی خود داشته باشد. وی‌ تأکید کرده است که انسان می­تواند با حرکت جوهری، همة عوالم و اکوان را طی کرده، از مرحلة جمادی به بالاترین مرحلة تجرّد دست یابد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج9: 185-196؛ همو، 1346: 261-266).
    به اعتقاد ملاصدرا، نفس با حرکت جوهری اشتدادی به استکمال جوهری و تجرّد می‌رسد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج8: 34- 35). تعبیر ماهوی اشتداد وجود، حرکت جوهری است. جوهر، در جوهریت خود استحالة ذاتی را پذیرفته و اشتداد می‌یابد (صدرالدین شیرازی، 1368، ج9: 186).
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  9. #8
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ6ـ صورت به عنوان ملاک شیئیت یک شیء


    یکی از اصول بسیار مهمی که صدرالمتألهین در کتب خود به تفصیل به آن پرداخته، قاعده­ای است که از آن با تعبیر «شیئیة الشیء بصورته» یاد می‌شود. ملاصدرا معتقد است که حقیقت هر مرکّبی، به صورت و فصل اخیر آن است (صدرالدین شیرازی، 1380: 497). در دیدگاه این حکیم، صورت بذاتها محتاج به ماده نیست و احتیاج صورت به ماده، به خصوصیت افراد آن بر می­گردد، و نه به خود صورت (صدرالدین شیرازی، 1366، ج5: 371-372). همچنین صورت که فصل اخیر شیء است همان وجود است (صدرالدین شیرازی، 1368، ج1: 334).
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  10. #9
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ7ـ تساوق وحدت و وجود

    ملاصدرا بر این مطلب تأکید کرده که وحدت و وجود، در احکام مساوی و متلازم با یکدیگرند (صدرالدین شیرازی، 1368، ج2: 81-82). این بدان معناست که مفهوم وجود و وحدت مترادف نیستند؛ اما متساوق­اند. وحدت به معنای عام آن وحدتی است که مساوق وجود است و هر موجودی دارای آن وحدت است (صدرالدین شیرازی، 1368، ج2: 91-92). بسیط حقیقی، حیثیت واحد دارد و تکثّر در آن فرض نمی­شود. به تعبیر دیگر، وجود و وحدت دو مفهوم مغایری هستند که مصداق و حیثیت صدقشان یکی است؛ به این صورت که هر موجودی واحد است و هر واحدی موجود است؛ و به تعبیر دقیق­تر، یعنی یک امر است که هم مصداق وجود و هم مصداق وحدت می‌باشد. البته تکثّر اعتباری منافی وحدت ذاتی نیست و هر جا وجود هست، وحدت هم هست و هر شیئی از آن جهت که وجود بسیط است، واحد است.
    نتیجه­ای که از این سخن حاصل می‌شود چنین است که به اعتقاد ملاصدرا، هر جا وحدت حکم­فرما باشد، وجود هم هست؛ و چون وجود درجات و مراتب دارد، پس وحدت هم عین وجود است و برخوردار از مراتب متعدّد است. به عبارت دیگر، اگر وجود حقیقتی اصیل و تشکیکی است، وحدت نیز به همان حیثیت، نه حیثیت دیگر، اصیل و مشکّک می­باشد.
    ممکن است اشکال شود: این­که گفته می‌شود وجود یا واحد است یا کثیر، چگونه با اعتقاد به تساوق وحدت با وجود سازگار است. آیا در این صورت، تقسیم شیء به خود و قسیم خود پیش نخواهد آمد؟ در جواب این شبهه می­توان گفت که منظور از وحدت ـ که مساوق وجود است ـ وحدت مطلقه است؛ در حالی که وحدت مطرح شده در اشکال فوق، وحدت نسبی است. پس این دو قضیه در مقابل هم قرار ندارند؛ زیرا همان طور که گفته شد، در تساوق وجود با وحدت، نگاه به یک حیثیت است نه حیثیت­های متعدّد. بنابراین چیزی که با کثرت سنجیده می‌شود، واحد خاصّ است نه وحدت مطلقه؛ زیرا کثرت در مقابل وحدت نسبی مطرح است و آنچه در مقابل وحدت مطلق قرار دارد، عدم است نه کثرت (صدرالدین شیرازی، 1368، ج9: 188؛ جوادی آملی، 1364، درس132). بنابراین نباید میان وحدت اطلاقی ذاتی و حقیقی با وحدت ثانوی و اعتباری خلط کرد.
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

  11. #10
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,051      تشکر : 612
    575 در 358 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نصرالله عاشق خداومولا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    1ـ8ـ تساوق وجود و صفات کمالی

    با توجه به این­که وجود حقیقتی واحد، ذو مراتب و مشکّک است و اختلاف میان مراتب آن به کمال و نقص و شدّت و ضعف برمی­گردد، ملاصدرا بر این باور است که اگر یک صفت کمال، در مرتبه­ای از مراتب وجود مشاهده شود، آن صفت در همة مراتب وجود سریان دارد؛ با این تفاوت که در مراتب برتر، قوّت بیشتر دارد و در مراتب پست­تر، ضعیف­تر می‌باشد. او، در مقام نتیجه از این سخن بیان کرده است که همة مراتب وجود، دارای علم، قدرت، شعور، حیات و دیگر صفات کمالی هستند (صدرالدین شیرازی، 1368، ج2: 235). همچنین ملاصدرا معتقد است که علم در واجب الوجود عین ذات اوست (صدرالدین شیرازی، 1368، ج6: 285)؛ همان گونه که تمام صفات الهی در ذات او واحدند و ذات او بالذات، واجد همة کمالات است و تمام کمالات، به طور یک­جا در ذات یگانة او وجود دارند (صدرالدین شیرازی، 1368، ج6: 145).
    تأثیر مبانی وجودشناختی بر نفس شناسی ملاصدرا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •