سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟ محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    3,279
    تشکر
    795
    مورد تشکر
    758 در 415
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟

    صفات سلبيه و صفات ثبوتيه خداوند متعال كدامند؟




    صفات جمال يا صفات ثبوتي صفاتي اند كه بر وجود كمالي در خداوند دلالت مي كنند مانند عالم و علم، قدرت و قادر، خلق و خالق، رزق و رازق و غيره، صفات جلال يا صفات سلبي صفاتي اند كه چون بر نقصان و فقدان كمال دلالت مي كنند از خداوند سلب مي شوند مانند تركيب، جسمانيت، مكان، جهل، ظلم، عبث و غيره.(1) صفات سلبي به هيچ وجه به معناي وجود نقصاني در ذات باري تعالي نيستند بلكه همانند ثبوتي از كمال ذات حكايت مي كنند زيرا در صفات سلبي، در واقع مفاهيمي كه شايسته مقام الهي نيستند و به نوعي نشانگر نقص و عجز موصوف خودند، از ذات خداوند سلب مي شوند. نكته ديگري كه در شيوه بيان صفات سلبي وجود دارد آن است كه به اين دليل كه اين صفات مستقيما و صريحا نقصي را از صفات الهي سلب مي كنند، تغاير و تمايز خداوند را با مخلوقات خويش با صراحت بيشتري اظهار مي دارند.(2) صفات سلبي شمار خاصي ندارد بلكه هر گونه نقصي و كاستي را بايد از خدا سلب كرد و اگر متكلمان از برخي صفات ثبوتي و سلبي بيشتر ياد مي كنند، از قبيل مصداق و نمونه است حال ما براي آشكار شدن صفات سلبي آنها را به ترتيب ذكر مي نمائيم.1. نفي تركيب و صفات زائد بر ذات. در بحث توحيد ثابت گشته است كه اگر خداوند از اجزائي تشكيل يافته باشد وجودش متوقف بر اجزاي آن است به نحوي كه با انتفاي يكي از اجزاء، وجود خداوند معدوم مي شود اين در مورد خداوند صادق نيست. زيرا وجود خداوند متوقف بر آن اجزاء نيست و مركب بودن خداوند مستلزم ممكن بودن ذات خداوند خواهد بود.(3) اما صفات زائد بر ذات: فرض صفات زائد بر ذات مستلزم نيازمندي ذات خدا به آن صفات خواهد بود.2. رؤيت: رؤيت با چشم ظاهري ممتنع است زيرا ديدن زماني ممكن است كه طرف مقابل جسم و در مكاني خاص باشد.3. جهت: جهت عبارت است از نقطه اي كه مي توان به آن اشاره حسي كرد موجودي كه داراي جهت باشد جسم يا جسماني است.4. حلول حوادث در خداوند لازمه آن اين است كه خدا محل حوادث باشد كه مستلزم تغيير و انفعال و حدوث ذات الهي است كه همگي ملازم با محدوديت و نيازمندي مي باشند.5. الم و درد: الم و درد در جايي است كه از دو موجود زنده كه خاصيت متضاد دارند يكي بر ديگري غالب آيد و در ساختار ديگري خلل ايجاد كند در حالي كه در موجودي رقيب و ضد خدا وجود ندارد.6. جسمانيت: جسم علاوه بر اين كه مركب است به مكان نيز نياز دارد.7. حلول: زيرا لازمه حلول اين است كه وجود، قائم به وجود محل خود و تابع آن باشد اين مستلزم نيازمندي به غير است.8. اتحاد: اتحاد حقيقي آن است كه دو شي چنان با يكديگر در هم آميزند كه از آميزش آنها شي ديگري حاصل شود و آن دو از بين روند در نادرستي اين معنا در مورد خداوند جاي ترديد نيست.(4) چون باعث انفعال و تغيير و تركيب است.9. زمان نداشتن: زمان داشتن نيز از خداوند سلب مي شود. زيرا زمان داري از نظر امتداد و عمر زماني قابل تجزيه است.10. حركت و تحول: از خداوند حركت و تحول نفي مي شود زيرا هيچ حركت و تحول بدون زمان امكان پذير نيست و قبلا گفتيم كه زمان داشتن از صفات خدا نيست.(5)11. حد ندارد: حد داشتن مخصوص موجودات محدود است و قابل تعريف بودن مال موجودات محدود مي باشد در حالي كه خداوند نامحدود است و نمي توان او را در حدي گنجاند. حدّ، مخصوص موجوداتي است كه انسان بتواند ذات و ماهيت آن موجود را بشناسد در حالي كه انسان نمي تواند ذات باري تعالي را بشناسد قبلا گفتيم كه صفات سلبي و ثبوتي خداوند محدود به اين موارد نمي شود. صفات ثبوتيه صفات ثبوتي خداوند: 1. علم: يكي از صفات ثبوتيه خداوند علم است معناي جامع علم عبارت است از حضور معلوم در نزد عالم بسياري از فيلسوفان و متكلمان معتقدند كه علم خداوند صرفا از گونه علم حضوري است علم الهي داراي سه مرتبه است: 1. علم به ذات. 2. علم به اشياي ديگر قبل از ايجاد. 3. علم به اشيا پس از ايجاد آنها.2. قدرت الهي. يكي ديگر از صفات ثبوتيه، قدرت است معناي قدرت آن است كه اگر فاعل بخواهد فعل را انجام دهد و اگر بخواهد آن را ترك مي كند، قدرت داشتن بر انجام كاري مستلزم وقوع آن نيست. زيرا ممكن است فاعل قادر، به خواست خودش فعلي را كه به انجام آن تواناست ترك كند دليل اثبات قدرت مطلق خداوند آن است كه اگر بخواهد هيچ قدرتي نمي تواند جلوي او را بگيرد.3. حيات: حيات يكي از كمالات وجودي خداوند است كه دو صفت فعاليت ارادي و ادراك از لوازم آن است معناي حيات الهي آن است كه ذات خداوند كمال خاصي دارد كه به اعتبار آن، به علم و قدرت و فعاليت متصف مي شود حيات از اوصاف ذاتي خداوند است.4. ازلي و ابدي بودن: قرآن كريم تنها موجودي كه حياتش ازلي و ابدي و تغيير ناپذير است خدا معرفي مي كند معناي دقيق اين اوصاف آن است كه خداوند فراتر از چارچوب قانون زمان قرار دارد. و لذا مي توان گفت او همواره موجود بوده است و همواره موجود خواهد بود.5. اراده الهي: يكي ديگر از صفات ثبوتيه، اراده داشتن خداوند است اراده الهي آن است كه افعال خدا بدون اجبار و اكراه انجام مي پذيرد دليل بر اراده داشتن خداوند آن است كه افعال خداوند مانند آفرينش جهان و موجودات در زمان هاي خاص انجام مي پذيرد.6. كلام الهي: حقيقت كلام الهي آن است كه خداوند حروف يا اصواتي را در صورت هاي مختلف ايجاد مي كند اين حروف و اصوات قائم به ذات الهي نيستند بلكه حادث و مخلوقند هم چنين تكلم الهي، بر خلاف تكلم انسان ها، از به كار گيري هر گونه ابزار بي نياز است.7. صدق: يكي از صفات ثبوتي خداوند است. در صورت تشكيك در صادق بودن خداوند اعتبار وحي مخدوش مي گردد قرآن بر صادق بودن خداوند تأكيد و او را صادق ترين سخنگويان مي داند درستي محتواي كتاب الهي و آسماني و حقايق وحياني بستگي به صفت صدق دارد.8. حكمت: حكمت الهي به معاني مختلف به كار رفته است از جمله: 1. علم خداوند به حقايق امور. 2. هدفمند بودن افعال الهي. 3. متقن و كامل بودن افعال خداوند. 4. اجتناب او از انجام افعال قبيح ـ دليل متقن و كامل بودن افعال الهي آن است كه هيچ يك از علل نقصان فعل مانند جهل و عجز فاعل يا لغو گرايي در مورد خدا جاري نيست.(6)9. سميع و بصير بودن: خداوند بينا و شنواست. بينايي و شنوايي در انسان نيازمند چشم و گوش است و به تعبيري ابزار مادي اند امّا اگر موجودي را بتوان تصور كرد كه بدون چشم و گوش به همه امور ديدني و شنيدني آگاه است مي توان او را سميع و بصير دانست. از اين رو سميع و بصير بودن مستلزم عضو مادي نيست.10. عدل: صفت عدل كه از صفات فعل خداوند است در تفكر اسلامي اهميت ويژه اي دارد به گونه اي كه به نظر اماميه از اصول دين و مذهب به شمار مي رود مقصود از عدل قرار دادن هر چيزي در جاي مناسب خود است بنابراين معناي خداوند در جهان تكوين و تشريع هر چند و هر كس را در جاي شايسته خود قرار داده است به گونه اي كه حق هيچ موجودي تباه نمي گردد به دليل اين كه خداوند هيچ گاه كار زشت و ظالمانه انجام نمي دهد و تمام افعال او متصف به صفت عدل است.(7) نه مركب بود و جسم و نه مرئي و نه محل بي شريك است و معاني تو غني دان خالقپاورقی:1. رباني گلپايگاني، علي، عقايد استدلالي (ترجمه کتاب المحاضرات)، قم، مرکز مديريت خواهران، ج1، ص128.
    2. سعيدي مهر، محمد، کلام اسلامي، قم، چاپ سپهر، ج1، ص192.
    3. همان، ص77.
    4. عقايد استدلالي (ترجمه کتاب المحاضرات)، همان، ص183.
    5. مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش عقايد، شرکت چاپ و نشر بين الملل، ص67.
    6. کلام اسلامي، همان، ج1، ص279.
    7. سبحاني، جعفر و رضايي محمد، محمد، انديشه اسلامي، ج1، ، معارف، ص109.
    منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی