نتیجه آنکه بهترین ابزار منطقی «خطابه» است، به شرط آنکه خطیب دارای استعداد ذاتی در این کار باشد و اسلوب آن را به خوبی فراگیرد. غرض از خطابه تمرین تهذیب نفس و کسب ملکه «عدالت» است که مرکّب است از: عفّت و سخاوت و شجاعت و حکمت.(۳۵)
شواهدی از خطبه فدکیه: حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از همه روش‏های خطابه و انذار بهره جست و به فرمان الهی عمل نمود که فرمود: «ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَن» (نحل: ۱۲۵) بر ایشان برهان آورد، پند و موعظه کرد و به بهترین وجه جدال نمود. اما دل‏ها را جایی برای انذار نمانده بود. پس حضرت سخن آخر خود را بیان می‏دارد و آن‏ها را از عاقبت سختی که به دست خود برای خویش رقم زده‏اند، خبر می‏دهد: «اکنون این شتر شیرده خلافت را بگیرید و ببرید، به ناحق غصب کنید و به آسودگی سوار شوید. اما بدانید که پای آن مجروح است و پشت وی زخم، و غبار و ننگ آن همیشه باقی است. این عمل غصب شما به غضب خداوند پیوسته است و این روش ناپسند شما به آتش روز جزا متصل. خداوند می‏داند آنچه را شما مرتکب می‏شوید و به زودی، ای ستم‏کاران! بازگشت خود را درمی‏یابید. غضب الهی و خواری در روز قیامت، به اضافه ننگ و خفّت دنیوی نتیجه مخالفت با اوامر الهی است. ای مردم! من دختر کسی هستم که شما را از عذاب دردناک بیم داد، و می‏بینم عذابی سخت شما را استقبال می‏کند. هر چه دلتان بخواهد بکنید؛ ما نیز آنچه بر حق است، می‏کنیم. شما منتظر نتیجه عمل خود باشید، ما هم منتظر روز تشخیص حق از باطل، و سعید از شقی هستیم.»
با توجه به تعریف خطابه «عبارتی که اقناع جمهور مردم را در حد امکان به دنبال دارد و علت استفاده از آن عدم ظرفیت عامه مردم از درک برهان و جدل است.»(۳۶) بیانات حضرت از این‏رو، به «خطبه» معروف گشته‏اند که درصدد اقناع مخاطبانی بیان شده‏اند که ظرفیت پذیرش برهان را ندارند؛ یعنی ضعف شنوندگان، ایشان را وادار نموده است تا به جای برهان، از خطابه استفاده نماید. علاوه بر اینکه به گفته عالمان علم منطق تأثیر خطابه در مسائل اجتماعی از جدل و برهان بیشتر است.
حضرت به دلیل دیگری هم از این روش سود جسته، و آن احتمال تأثیر است. ایشان درصدد بوده است تا بر مستمعان تأثیری شگرف بگذارد و وظیفه خود را در احیای دین اسلام اجرا نماید. بدین دلیل، از روش «خطابه» بهره جسته است؛ همان‏گونه که فرزند گرامی‏اش، حضرت امام حسین علیه‏السلام ، با اهدای خون، دین جدّ خویش را احیا نمود؛ زیرا برای مخاطبان شیوه‏های تبلیغی گوناگونی منظور شده‏اند. بنابراین، حضرت به منظور غایت اصلی خطابه، که همان بیان حق است، از اعوانی بهره می‏جوید، خود را معرفی می‏کند و حزن و غمش را در ماتم پدر آشکار می‏سازد. مخاطبش خلیفه است و حاضران در مسجد. داور همه آن‏هایی که در طول تاریخ خطبه را می‏شنوند و در آن تفکر می‏کنند، و حاکم خداست که بهترین حکمفرماست. «و هو أحکمُ الحاکمینَ.» متن خطبه و محتوای عالی مستتر در آن، قائل آن که فرمود «اِعلَموا أنّی فاطمه» و مقولٌ له در اینجا یعنی خدایی که همه را به انجام وظایف مأمور ساخته است و مدار خطبه فدکیه را تشکیل می‏دهند. بهره جستن حضرت از مبادی خطابه که استفاده از آرایه‏های لازم در خطابه که به آن اشاره شد از جمله ویژگی‏های خطابی حضرت در خطبه مورد نظر می‏باشد و این‏چنین است این خطبه، بر زبان برترین بانوی جهان، بهترین مضامین در قالب خطابه‏ای به نام فدکیه.
پی نوشت:
۱ دکترای عرفان اسلامی و استادیار دانشگاه بوعلی سینا.
۲. ر. ک. جلال‏الدین سیوطی، الدرّ المنثور، ج ۴، ص ۱۷۷ / محمّد بن حسن طوسی، تفسیر تبیان، ج ۸، ص ۲۲۸ / ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۱، ص ۴۷۶.
۳. نهج‏البلاغه، خطبه ۳.
۴. ر. ک. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص ۵۸۲.
۵. ر. ک. به: همان، ص ۵۸۶ / ابن عبد ربّه، عقدالفرید، ج ۵، ص ۱۲.
۶. نهج‏البلاغه، نامه ۴۵ (به عثمان بن حنیف).
۷. ر. ک. محمد نقی نقوی، سوگنامه فدک، ص ۱۹۰.
۸. علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۴۹ / علاءالدین متقی، کنزالعمّال، ج ۲، ص ۱۵۸ / محمّد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج ۲، ص ۲۲۸.
۹. ابوالحسن بلاذری، فتوح‏البلدان، ج ۱، ص ۳۷ـ۳۸
۱۰. به نقل از: محمّد روحانی علی آبادی، سیری در مصادر و اسناد خطبه حضرت فاطمه علیهاالسلام ، و نیز ر. ک. سیدجعفر شهیدی، زندگی فاطمه زهرا علیهاالسلام ، ص ۱۲۴.
۱۱. ر. ک. خواجه نصیرالدین طوسی، اساس الاقتباس، تهران، ۱۳۶۴، دانشگاه، چ ۴، ص ۵۳۰.
۱۲. همان / ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر (علاّمه حلّی)، الجوهر النضید، ص ۲۷۶.
۱۳. حسن بن یوسف حلّی، الجوهر النضید، ص ۲۷۶.
۱۴. همان، ص ۲۷۷.
۱۵. همان.
۱۶. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ ق، ج ۱، ص ۱۰۰.
۱۷. همان.
۱۸. همان.
۱۹. حسن بن یوسف حلّی، پیشین، ص ۲۷۸.
۲۰. همان.
۲۱. همان.
۲۲. همان، ص ۲۷۹.
۲۳. سیدجعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص ۹۶ـ۹۷.
۲۴. همان، ص ۲۷۹.
۲۵. همان، ص ۲۸۰.
۲۶. همان، ص ۲۸۴.
۲۷. ر. ک. محمّدجواد مغنیه، الفقه علی مذاهب الخمسه، ص ۴۹۸.
۲۸. همان، ص ۴۹۹.
۲۹. همان، ص ۵۰۰.
۳۰. همان، ص ۵۰۱.
۳۱. همان، ص ۵۰۱ـ۵۰۲.
۳۲. همان، ص ۵۰۴ـ۵۰۵.
۳۳. ر. ک. بقره: ۱۱۳ / آل عمران: ۱۰۶ / نساء: ۷۸ / انعام: ۱۲ / اعراف: ۵۷ / رعد: ۲ / نحل: ۳۸ / اسراء: ۷۹ / کهف: ۹۹ / مریم: ۳۶.
۳۴. همان، ص ۲۹۶.
۳۵. ر. ک. خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین / محمّد مفتح، روش اندیشه / محمّد رضا مظفّر، المنطق / محمّد خوانساری، منطق صوری / علی شیروانی، آشنایی با علم منطق.
۳۶. ر. ک. خواجه نصیرالدین طوسی، اساس الاقتباس، ص ۵۳۰ / ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر (علاّمه حلّی)، الجوهر النضید، ص ۲۷۶.
ویژگی‏های خطابی خطبه فدکیه