سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: تفسیر قرآن «سوره مزمل»

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» تفسیر قرآن «سوره مزمل» محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    یک خطاب و پنج امر: قم اللیل، رتل، و اذکر، تبتل، فاتخذه وکیلا. یک خبر از آینده انا سنلقی علیک

    دو تعلیم ان ناشئة اللیل، و رب المشرق و المغرب.

    مطالب: نبوت، عبادت، قرآن، شب و روز، خدا.

    بخش دوم

    و اصبر علی مایقولون واهجرهم هجرا جمیلا (10) و ذرنی و المکذبین اولی النعمة و مهلهم قلیلا(11).

    ترجمه: و بر آنچه می گویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جو*

    تکذیب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده*. واژه های این بخش:

    صبر: تحمل، بردباری، شکیبایی؛

    هجر: دوری گزیدن، ترک کردن؛

    امهال: مهلت دادن. تفسیر:

    در برابر سخنانی که درباره تو و رسالت تو و خدای متعال می گویند شکیبا باش و از آنان به روش

    و سبک زیبا و جمیل و نیکو دوری گزین و تکذیب کنندگان را به من واگذار. کسانی که صاحبان نعمت

    (ثروت و مقام) هستند و اندک زمانی به آنان مهلت ده.

    از این آیات دانسته می شود که قبل از نزول اینها رسول الله دست به ابلاغ رسالت زده و صاحبان

    نعمت و قدرت های سیاسی و نظامی و اقتصادی مقاومت ورزیده و مخالفت نموده اند و کار به آنجا

    رسیده بود که خداوند در این باره دستور خاصی می دهد؛ لذا گفته اند که این دو آیه همراه با سایر

    آیات این سوره نازل نشده اند بلکه با فاصله نازل گشته و به دستور پیغمبر در این قسمت از سوره قرار

    داده شده است ولی ممکن است که این آیات شریفه پیش از شروع مخالفتها و مقاومتها نازل شده

    باشند و به عنوان پیشگویی و پیش بینی این سخنها گفته شده باشد و این هیچ استبعادی ندارد.

    گذشته از این، در سوره علق هم گذشت که قبل از مأموریت پیغمبر بر رسالت، حالتهایی در پیغمبر

    ظاهر شده بود که موجب نگرانیهای قریش بلکه مخالفتها و ضدیتها شده بود. شاید آیات اشاره به آن

    مخالفتها باشد.

    در این آیات لازم است در کلمه «اولی النعمة» دقت کافی بشود. از طرفی گفته می شود که

    «اولی النعمة» بدل است از «مکذبین» و اگر گفته هم نمی شد جمله کامل بود؛ زیرا جمله

    «ذرنی و المکذبین و مهلهم قلیلا» هیچ نقصی از نظر لفظی و معنایی ندارد و از طرفی می بینیم

    گفتن «اولی النعمة» به عنوان بدل از «مکذبین» موجب سکته هم می شود هر چند سکته ملیح که

    اشکال به فصاحت و بلاغت قرآن نشود و از طرفی گفته اند تعلیق یک نسبت و حکم به یک وصف مشعر

    بر علیت مبدأ آن وصف است؛ پس این «اولی النعمة» نمی تواند بدون عنایت در اینجا آمده باشد.

    آیا این عنایت همان نیست که در سوره علق گذشت ؟. ان الانسان لیطغی ان رأه استغنی

    (علق 8 - 7 ) انسان موجودی است که وقتی در مرکز قدرت قرار گیرد احساس بی نیازی می کند

    و طغیان می کند و فاسد می شود و این فساد اعم است از فساد فکری، عقیدتی، علمی، اخلاقی،

    سیاسی، نظامی، اقتصادی و هرگونه فساد دیگر. وقتی این فساد بحرانی شد سر از طغیان بر می آورد،

    در برابر هر حقی می ایستد و هر حقیقت را انکار می کند و پایان این روند تباهی و نابودی است،

    بنابر این آیه دلالت دارد که علت تکذیب آنها اولی النعمة بودنشان است و از هر دو آیه استفاده می گردد

    که انسان موجودی است که در قدرت و نعمت فاسد می شود چنانچه در مشکلات رشد می کند.
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بخش سوم:

    ان لدینا انکالا و جحیما (12) و طعاما ذاغصة و عذابا الیما (13) یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال

    کثیبا مهیلا (14) انا ارسلنا الیکم رسولا شاهدا علیکم کما ارسلنا الی فرعون رسولا (15) فعصی

    فرعون الرسول فأخذناه اخذا وبیلا (16) فکیف تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا (17) السماء

    منفطربه کان وعده مفعولا (18) ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا (19).

    ترجمه: نزد ماست بندهای گران و دوزخ * و طعامی گلوگیر و عذابی دردناک * روزی که زمین و کوهها

    به لرزه آیند و کوهها تپه ای از ریگ روان گردند * ما بر شما پیامبری فرستادیم که بر اعمالتان گواه است

    * بدانسان که بر فرعون هم پیامبری فرستادیم * و فرعون از پیامبر فرمان نبرد * ما نیز او را بسختی

    فرو گرفتیم * اگر کافر باشید در روزی که کودکان را پیر می گرداند چگونه در امان مانید * در آن روز

    آسمان بشکافد و وعده خدا بوقوع بپیوندد * این تذکاری است؛ پس هر که بخواهد راهی بسوی

    پروردگارش آغاز کند. معانی برخی از واژه ها:

    «طعام ذاغصة» یعنی الضریع و الزقوم. روی عن النبی صلی الله علیه و آله سمع قارئاً یقرء هذه فصعق

    (کشاف سوره مزمل) و نیز روایت شده است آن حضرت روزه داشت پس طعامی پیش او آوردند در این

    هنگام این آیه را نزد ایشان خواندند حضرت طعام را نخورد فرمود بردارید آن را. در شب دوم هم این صحنه

    تکرار شد و همچنین در شب سوم (کشاف سوره مزمل).

    «ترجف» از رجفه است به معنای زلزله و لرزش شدید.

    «الکثیب» شن انباشته، از کثب به معنای گردآوردن و جمع کردن است.

    «مهیل» از هیل است به معنای زیر و زبر شدن.

    «شاهد» و شهید از شهادت مشتق شده است و به معنای حضور است و در استعمالات عرفی به

    معنای گواه و کشته شدن در میدان جنگ است و شاید به مناسبت حضور شهید در جبهه و حضور

    شاهد در صحنه قضیه ای که در باره آن شهادت می دهد.

    و اما استعمال شهید و شاهد در مورد انبیاء که در موارد متعددی از قرآن آمده است یا به این اعتبار

    است که آنان اعمال امت خود را می بینند و متحمل شهادت می شوند و در روز رستاخیز شهادت

    می دهند یا به اعتبار دیگر است که بعداً در این باره سخن خواهیم گفت.

    «وبیلا» ثقیلا غلیظا، الوبیل، العصاء الضخمة، الوابل، المطرالعظیم.
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    «تتقون» ای فکیف تتقون الله و تخشونه یوم القیامة الجزاء لان تقوی الله خوف عذابه.

    «یجعل الولدان شیبا» مثل فی الشدة، روزی که بچه ها را پیر می کند.

    «منفطر به» معنای پاره و شکافته به سبب این روزها یا در این روز. تفسیر آیات:

    همانا در نزد ما زنجیرهای سنگین و آتش افروخته است و غذاهایی است که از گلو پایین نمی رود و گیر

    می کند و عذاب دردناک هست. اینها همه در روزی است که زمین به شدت می لرزد و کوه ها نیز.

    کوه های سخت و سنگین که از خاک های سفت و سنگ های روی هم انباشته قرار داده شده اند

    و اینها اوتاد زمین هستند از شدت لرزش به شنهای روان و انباشته شده تبدیل می گردد و گذرگاه را

    به همه راهروان می بندد.

    ما بسوی شما رسولی فرستادیم که در همچون روزی علیه شما گواهی خواهد داد همچنانکه به

    سوی فرعون رسولی فرستادیم و فرعون در مقابل نافرمانی کرد؛ پس ما او را گرفتیم به گرفتن سخت.

    در دریایی متلاطم غرقش کردیم و به سیلابش دادیم و بساط او را برچیدیم و خودش را عبرت جهانیان و

    آیندگان قرار دادیم.

    پس شما اگر نافرمانی کنید چگونه خود را حفظ و حراست خواهید کرد. روزی که از شدت عذاب و

    گرفتاری بچه را پیر و آسمان را منشق خواهد کرد و بدانید که وعده خداوند عملی خواهد شد.

    اینها که گفته شد پند و اندرز است برای کسی که بخواهد راهی بسوی خدا داشته باشد.

    آیات این بخش پیرامون معاد سخن می گوید. در نخستین سوره نیز یعنی سوره علق، با تعبیر

    «ان الی ربک الرجعی» از جهان پس از مرگ سخن گفته شد و همچنین در آیه «سندع الزبانیه» سخن

    از معاد رفت و به زبانیه یعنی موکلین آتش جهنم اشاره شد. در این سوره هم این آیات در باره جهان

    پس از مرگ نازل شده اند.

    در موضوع معاد سخن فراوان گفته شده است و ما در اینجا به مناسبت آیات مبارکه اشاره مختصری

    به آن می کنیم.

    باید گفت تاریخ آغاز بحث معاد را نمی توان به طور دقیق تعیین کرد و هر چه تلاش کنیم که بفهمیم این

    تفکر از چه زمانی وارد فرهنگ بشر شده است موفق نخواهیم بود جز آنکه بگوییم تاریخ این بحث با تاریخ

    بشریت شروع شده است؛ زیرا طبیعی است که بگوییم روزی که بشر متفکر و اندیشمند در روی زمین

    به وجود آمد این سؤال برایش مطرح شد: «از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم؟»؛ زیرا

    هر کسی می خواهد آغاز و انجام خود و کار خود را بداند. انسان آنچه به چشم خود می دید مرگ بود؛

    اما آیا با مرگ همه چیز تمام می شود؟ یا عاملی پس از مرگ وجود دارد و در این صورت کجا و چگونه؟

    معاد همواره به شکل سؤال مطرح بوده است.

    در این باره سخن فراوان گفته شده است؛ ولی پاسخهای این سؤال به طور کلی چنین بوده است.

    1 مکتب «لاادریون»: یعنی اشخاصی که پس از این همه تلاش و کوشش چیزی دستگیرشان نشده و

    بالاخره گفته اند «اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است.» و اینان کم نیستند؛

    2 «مادیون»: اینان همه دست آوردهای بشر را مانند مذهب، فلسفه، منطق و اخلاق را نفی می کنند،

    از جمله معاد را و هر چه غیر مادی مانند خدا، روح، فرشته، وحی و همه مجردات، هر چند اینان

    بر اساس مبنای خود شالوده فلسفه و منطق خاصی را ریخته و حتی مسائلی را هم به عنوان اخلاق

    مادی مطرح می کنند؛

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3 «فلاسفه» که فقط راه تعقل را پیش گرفته و بر آستانه استدلالات عقلی معتکف شده اند. آنان

    به بقای روح و وجود خوشیها و دردها و عذابهای روحی رسیده اند و غالباً آن را اثبات نموده اند و

    برخی نام معاد روحانی گذاشته اند و اما معاد جسمانی را یا نفی کرده اند، یا به آن نرسیده اند؛

    4 «علم گرایان (علوم تجربی)»: آنان نیز در این وادی پای در گل هستند زیرا علوم تجربی و مادی را

    نه برای اثبات و نه برای نفی راهی نیست؛

    5 «مذهب» که منطق انبیاست. اینان معاد را نه تنها پذیرفته اند و تبلیغ کرده اند بلکه معاد را معاد

    جسمانی مطرح نموده اند. از آثار انبیاء گذشته فقط تورات و انجیل به صورتی که باقی مانده اند از معاد

    سخن گفته اند ولی کاملاً به طور اجمال، اما در قرآن این بحث خیلی زیاد تعقیب شده و آیات زیادی

    در این باره نازل گشته است.

    همانطور که دیدیم از نخستین سوره قرآن بر این مطلب تکیه شده است و مسأله آخرت و قیامت و

    معاد و بهشت و جهنم به عنوان ضامن اجرای احکام اسلام مطرح شده است. باید توجه داشت که در

    اسلام ضمانت اجرایی فرامین و دستورات اخروی علاوه بر مجازاتهای دنیوی از قبیل دیات و حدود و قصاص

    و تعزیرات، به مجازاتهای خدایی هم زیاد تکیه شده است. حتی اگر بخواهیم از حیث اهمیت درجه بندی

    کنیم باید ثوابها و عذابهای اخروی را درجه یک و عذابهای خدایی و دنیوی را درجه دو و مجازاتهای بشری

    را درجه سه به شمار آوریم و باید بگویم منظور از عذابهای دنیوی همان گرفتاریهایی است که مردمان

    بد در نتیجه کارهای زشت خویش سرانجام گرفتار آنها می شوند؛ مانند فرعون، شداد و قارون و کفار

    قریش و ... مسأله آخرت و معاد در قرآن بیشتر از نظر پاداش نیکوکاران و کیفر بدکاران و عاصیان مطرح

    می شود. اکنون نگاه گذرایی به آیات می افکنیم.

    آیات دوازده سیزده چهارده مربوط به عذاب اخروی است و آیات پانزده و شانزده اشاره و یادآوری یک

    داستان به عذاب دنیوی اعمال انسانی توجه می دهد و آیات هفده و هجده مجدداً به عذاب آخرت و

    روز رستاخیز مربوط است. این آیات در رابطه با رستاخیز از چند چیز نام می برند:

    1. زنجیرهای سنگین؛ 2. آتش افروخته؛ 3. طعام ناگوار گلوگیر؛ 4. زمین لرزه؛ 5. کوهها کنده شده

    و مانند تل ریگ بر هم انباشته شده؛ 6. روزی که بچه ها را پیر کند؛ 7. انشقاق و پاره شدن آسمان؛

    «ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلاً» این موعظه و پندی است یعنی هر که بخواهد راهی

    به سوی خدا بگزیند راه همان است که نمودیم. اشاره در این آیه ظاهراً به مجموع گفتار از اول سوره

    تا آیه هجده باز می گردد و منظور از این آیات شاید این است که هر چند این خطابات متوجه رسول الله

    است، ولی مقصود عام است هرکسی می تواند با استفاده از این گفته ها بسوی او راهی بگزیند.

    بخش چهارم:

    ان ربک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک والله یقدر اللیل و النهار

    علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرؤا ماتیسر من القرآن علم ان سیکون منکم مرضی و آخرون یضربون

    فی الارض یبتغون من فضل الله و آخرون یقاتلون فی سبیل الله فاقرؤا ماتیسر منه واقیمواالصلوة و

    اتواالزکوة و اقرضواالله قرضاً حسناً و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عنداللّه انّ اللّه غفور رحیم.(20)

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ترجمه: همانا پروردگار تو می داند تو شبها بر می خیزی نزدیک به دو سوم یا نصف یا یک سوم شب

    و همچنینند جمعی از کسانی که با تو هستند. خداوند اندازه شب و روز را می داند، خداوند دانست

    که ابداً نخواهید توانست آن را احصا کنید، پس در باره شما گذشت کرد، پس قرآن را به اندازه ای

    بخوانید که برای شما میسور است. خدا دانست که برخی از شما مریض و بیمار می شوید و برخی

    به منظور تجارت و بازرگانی سفر می کنید و برخی در برابر دشمن به مقابله می پردازید، پس قرآن را

    به اندازه ای که میسور است بخوانید و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به خداوند قرض دهید،

    قرض الحسنه، و هر چه از اموال پیش می فرستید آن را نزد خداوند محفوظ خواهید یافت. آن بهتر است

    و ثواب و مزدش بیشتر است، استغفار کنید خداوند غفور و رحیم است. ترجمه بعضی از واژه های آیه:

    «ادنی» اسم تفضیل من الدنو به معنی القرب؛

    «والله یقدراللیل و النهار» ای یعلم قدراللیل والنهار؛

    «تاب علیکم» رجع الیکم و انعطف رحمته علیکم ببسط رحمته علیکم و رفع بعض التکالیف منکم و التخفیف

    فیکم و معناه قبول توبتهم. سخنی در تاریخ نزول این آیه:

    مفسران همه متفقند که تاریخ نزول این آیه با تاریخ نزول آیات سابق فرق داشته است، اما در تعیین

    مقدار این فاصله زمانی اختلاف است. برخی هجده ماه یا یک سال و برخی دیگر ده سال یا بیشتر گفته اند

    و نیز اختلاف است در اینکه این آیه مکی است و پیش از هجرت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

    نازل شده است، یا مدنی است و پس از هجرت در مدینه نازل گشته است.

    مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر خود قول اخیر را ترجیح می دهد و دستور ایتای زکات را دلیل بر این

    مطالب می گیرند؛ زیرا زکات در مدینه واجب شده است و توجیه دیگر را رد می کنند. در هر صورت آنچه

    مسلم است این آیه مبارکه همزمان با آیات پیش نازل نشده است.

    تفسیر آیه:

    از این آیه استفاده می شود که رسول الله صلی الله علیه و آله پس از نزول آیات سابق گاهی دو سوم

    شب، که از نصف بیشتر است و گاهی نصف شب و گاهی یک سوم شب، که از نصف به اندازه یک

    ششم کمتر است، شب زنده دار بود؛ یعنی طبق فرمان خدا عمل می کرد: «نصفه اوانقص منه قلیلا اوزد

    علیه» و نیز استفاده می شود که طایفه ای از مسلمانها با رسول الله صلی الله علیه و آله همراهی

    می کردند؛ یعنی آنها نیز مانند رسول الله صلی الله علیه و آله شب زنده داری می کردند.

    طبعاً هر چه زمان پیش می رفته و مسلمانها بیشتر می شدند این عمل هم در میان مسلمین رایج تر

    می شد و کم کم داشت جنبه عمومی پیدا می کرد.

    اینگونه اعمال برای افراد خاص و استثنایی شاید مسأله نباشد؛ اما اگر بخواهد عمومی و همگانی شود

    مشکلاتی پیش می آید، زیرا تقدیر زمان از نظر دو سوم یا نصف یا ثلث هر چند دقیق هم نباشد و به طور

    تقریبی باشد برای توده مردم، آن هم در آن دوره که ساعت و زمان سنج نبود و طول شب در عرض سال

    بتدریج تفاوت می یافت خالی از اشکال نبود. بعلاوه حالات گوناگون که مردم دارند برخی مریض می شوند

    و برخی مسافرت می روند و برخی در جهاد شرکت می کنند، آن هم با وضع آن روز، بر مشکل بودن کار

    می افزاید و این خود نوعی اخلال ایجاد کرد، یا داشت ایجاد می کرد که خداوند این آیه را نازل فرمود و در

    این باره تخفیف داد، اما نه بنحوی که این کار را منع کند یا حکم سابق را فسخ کند، بلکه به شکلی بسیار

    ظریف و با نوعی رخصت و جایگزین ساختن اعمال دیگر، از اشکال و اخلال جلوگیری نمود؛ لذا در صدر آیه

    از شخص پیغمبر سخن می گوید: «ان ربک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه» پروردگار

    تو می داند همانا تو شبها را طبق دستور شب زنده دار بوده ای و بعد می فرماید: «وطائفة من الذین معک»

    و جمعی از مؤمنان که با تو بودند چنین می کردند؛ اما هر چه زمان پیش می رفت بر تعداد آن طایفه

    افزوده می شد و همانطور که گفته شد این عمل برای افراد خاص استثنایی مشکلی ایجاد نمی کند؛

    ولی عمومی بودنش شاید موجب مشکلاتی باشد؛ زیرا «والله یقدّر اللیل و النهار علم ان لن تحصوه»

    خداوند اندازه دقیق شب و روز را می داند و می داند که همه شما نمی توانید آن را اندازه گیری کنید،

    به جهت عدم امکانات و عدم خوگیری بسیاری از مردم به وقت شناسی، خصوصاً هنگامی که موضوع

    بلندی و کوتاهی شبها پیش می آید.

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    «فتاب علیکم» پس گذشت کرد، به شما تخفیف داد و شما می توانید آن اندازه را ملاحظه نکنید

    ولی «فاقرؤا ما تیسر من القرآن» به هر اندازه که میسور است قرآن بخوانید.

    «علم ان سیکون منکم مرضی و آخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل الله و آخرون یقاتلون

    فی سبیل الله» خدا می داند بعضی از شما مریض و بیمار می شوید و برخی به مسافرت به جهت

    کسب روزی می روید و همچنین بعضی از شماها فی سبیل الله مشغول می شوید و با این وضع

    نمی توانید آن برنامه را اجرا کنید.

    پس «فاقرؤا ما تیسر منه و اقیمواالصلوة و آتواالزکوة و اقرضواالله قرضا حسنا» پس به اندازه ای که

    میسور است قرآن بخوانید و نماز را بر پا دارید و زکات مال خود را بدهید و با دادن قرض الحسنه از

    تهی دستان دستگیری نمایید؛ اینها می تواند جای آن عمل و برنامه نسبتاً سنگین را پر کند و بدانید:

    «و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیراً و اعظم اجراً و استغفرواالله ان الله غفور رحیم»

    هر چه از اعمال خیر پیش از خود بفرستید آن را پیش خداوند می یابید و مزد آن را که بزرگتر و بهتر

    است و از خداوند طلب مغفرت کنید؛ خداوند آمرزنده مهربان است. جهت هدایت آیات:

    آیه ده مربوط به محور پنج رابطه انسان جهان؛

    آیه یازده مربوط به محور دو رابطه دو انسان خدا؛

    آیه دوازده مربوط به مرکز سه شناخت انسان؛

    آیه دوازده تا هجده مربوط به محور یک رابطه خدا انسان؛

    آیه نوزده مربوط به محور دو رابطه انسان خدا؛

    آیه بیست مربوط به محور دو و یک رابطه خدا انسان و انسان خدا.


    منبع : حوزه نت

    تبیان
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی