•*♥*•  سرگذشت زكريا و مريم  •*♥*• سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
•*♥*•  سرگذشت زكريا و مريم  •*♥*•
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض •*♥*• سرگذشت زكريا و مريم •*♥*•





    قال تعالى:

    نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ القَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا القُرْآنَ ....

    ما بهترين سرگذشت ها را به وسيله ى اين قرآن به تو وحى كرديم.......


    سرگذشت زكريا و مريم

    سرگذشت زكریا (ع) و مریم (س) یكی از پیامبران حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ است، كه نام مباركش در قرآن هفت بار در سه سوره آمده است، زكریا بن برخیا ـ علیه السلام ـ از پیامبران بنی اسرائیل بود، كه سلسله نسبش به حضرت داود ـ علیه السلام ـ می‎رسد، او رییس راهبان و خدّام بیت المقدس بود و مردم را به شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ دعوت می‎كرد.
    ازدواج زكریا
    در میان بنی اسرائیل دو خواهر برجسته و بزرگ زاده وجود داشتند، یكی به نام «حَنّه» و دیگری به نام «اَشْیاع»،[1][2] شد.
    به این ترتیب زكریا و عمران، دو شخصیت بزرگ بنی اسرائیل، باجناق همدیگر شدند، و علاوه بر رابطه مكتبی، رابطه خویشاوندی نیز پیدا كردند. چند سال از این ماجرا گذشت، عمران صاحب دختری به نام مریم شد، ولی زكریا ـ علیه السلام ـ دارای فرزند نشد، زیرا همسرش نازا بود.
    سرپرستی زكریا ـ علیه السلام ـ از مریم ـ سلام الله علیها ـ
    سالها از زندگی عمران و همسرش حَنّه گذشت آنها دارای فرزند نشدند، حَنّه همچون زنان دیگر آرزو داشت كه دارای فرزند شود، و با دیدن كودكی احساساتش برای داشتن فرزند به جوش می‎آمد. تا این كه روزی در زیر درختی نشسته بود، پرنده‎ای را دید كه به جوجه‎های خود غذا می‎دهد، مشاهده این محبّت مادرانه آتش عشق به فرزند را در دل او شعله‎ور ساخت، و از صمیم دل از خدا تقاضای فرزند كرد، چیزی نگذشت كه دعای خالصانه او اجابت شد و او باردار گردید.
    طبق بعضی از روایات، از سوی خدا به عمران وحی شد كه به زودی خداوند پسر پربركتی كه می‎تواند بیماران غیرقابل درمان را درمان كند و مردگان را به فرمان خدا زنده نماید به تو عنایت خواهد كرد، عمران این مطلب را به همسرش حَنّه خبر داد.
    حَنّه وقتی كه باردار شد، تصور می‎كرد كه فرزند مذكور، همان است كه در رحم دارد (غافل از آن كه منظور از آن پسری كه خداوند به عمران وحی نمود، نوه عمران به نام عیسی ـ علیه السلام ـ است، كه حَنّه برای مادر او (مریم) باردار می‎باشد.)
    به همین دلیل حَنّه نذر كرد كه كودك پسر خود را وقتی كه بزرگ شد خدمتگذار مسجد بیت المقدس قرار دهد.
    ولی وقتی كه فرزندش متولد شد دید دختر است، نگران شد كه چه كند، زیرا خدمتگذاران مسجد را از میان پسران انتخاب می‎كردند، از این رو گفت: «پسر همانند دختر نیست.»
    سپس افزود: خدایا من نام دختر را مریم می‎گذارم، و او و فرزندانش را از وسوسه‎های شیطان رجیم، در پناه درگاه تو قرار می‎دهم.[3]
    زكریا ـ علیه السلام ـ از اَشْیاع خواستگاری كرد، و عمران كه یكی از راهبان و بزرگ بنی اسرائیل بود (و طبق نقلی از پیامبران بنی اسرائیل بود) از «حَنّه» خواستگاری نمود، سرانجام اشیاع همسر زكریا ـ علیه السلام ـ گردید، و حَنّه همسر عمران
    مریم ـ علیها السلام ـ به معنی عبادت كننده و خدمتگذار است. از آن جا كه حَنّه می‎خواست او را خدمتگذار مسجد و عبادت كننده در مسجد بیت المقدس قرار دهد، نام او را مریم نهاد.
    كم كم مریم ـ علیها السلام ـ بزرگ شد و با این كه دختر بود، خداوند او را به عنوان خدمتگذار مسجد بیت المقدس پذیرفت.
    مطابق تواریخ، عمران پدر مریم ـ علیها السلام ـ ، قبل از تولد مریم ـ علیها السلام ـ از دنیا رفت، از این رو وقتی كه مریم ـ علیها السلام ـ خدمتگذار مسجد شد، نیاز به سرپرست داشت، حَنّه مریم را كه كودك بود به بیت المقدس نزد علما و دانشمندان یهود آورد و گفت: «این كودك هدیه به بیت المقدس است، سرپرستی او را یك نفر از شما برعهده بگیرد.»
    چون آثار عظمت از چهره مریم ـ علیها السلام ـ دیده می‎شد، گفتگو در میان دانشمندان بنی اسرائیل در گرفت، هر كدام از آنها می‎خواست این افتخار نصیب او شود. سرانجام تصمیم گرفتند قرعه كشی كنند، به كنار نهری آمدند. حضرت زكریا ـ علیها السلام ـ نیز جزء آنها بود. قلم‎ها و چوبهایی را كه به وسیله آنها قرعه می‎زدند حاضر كردند، نام هر یك از داوطلبان سرپرستی مریم ـ علیها السلام ـ را روی آن چوبها نوشتند و آن قلم‎ها را در میان آب انداختند، هر قلمی كه در میان فرو می‎رفت، بازنده بود و تنها قلمی كه روی آب ماند، قلمی بود كه نام زكریا روی آن نوشته شده بود. به این ترتیب سرپرستی زكریا ـ علیه السلام ـ نسبت به مریم ـ علیها السلام ـ قطعی شد، و در واقع حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ از همه شایسته‎تر به سرپرستی مریم ـ علیها السلام ـ بود، زیرا علاوه بر مقام نبوت، شوهر خاله مریم ـ علیها السلام ـ نیز بود.[4]

    حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ هم چنان سرپرستی حضرت مریم ـ علیها السلام ـ را بر عهده گرفت تا مریم ـ علیها السلام ـ بزرگ شد.
    غذاهای بهشتی
    حضرت مریم ـ علیها السلام ـ به خدمتگذاری مسجد بیت المقدس مشغول شد و خداوند او را برای این مقام پذیرفت. به گفته بعضی نشانه پذیرش خداوند این بود كه مریم ـ علیها السلام ـ بعد از بلوغ و دوران خدمتگذاری بیت المقدس، هرگز عادت ماهانه ندید تا به دور شدن از آن مركز روحانی مجبور نگردد.
    مریم ـ علیها السلام ـ آن چنان به عبادت خدا مشغول بود كه روزها روزه می‎گرفت و شبها به عبادت می‎پرداخت، او آن چنان در پرهیزكاری و معرفت و شناسایی پروردگار پیش رفت، كه از احبار و دانشمندان پارسای آن زمان نیز پیشی گرفت.[5]

    هنگامی كه زكریا ـ علیه السلام ـ كنار محراب او قرار می‎گرفت و برای دیدار او می‎آمد، غذاهای مخصوصی در كنار محراب او مشاهده می‎كرد، كه شگفت زده می‎شد، روزی به او گفت:
    «یا مَرْیمُ أَنَّى لَكِ هذا؛ ای مریم! این غذاها (و میوه‎های غیر فصل) را از كجا آوردی؟»
    مریم ـ علیها السلام ـ در جواب گفت:
    «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ؛ این از طرف خدا است، و او است كه هركس را بخواهد، بی‎حساب روزی می‎دهد.»[6]

    آری به این ترتیب خداوند غذاهای بهشتی غیر فصل را به مریم می‎رسانید.


    [1]. در بعضی از روایات او با نام «حنّانه» خوانده شده كه مادر حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ بود. (بحار، ج 14، ص 202).
    [2]. منظور از این عمران غیر از عمران پدر موسی ـ علیه السلام ـ است، و میان آنها 180 سال فاصله وجود داشت. (بحار، ج 14، ص 194).
    [3]. آل عمران، 35 و 36.
    [4]. مجمع البیان، ج 1 و 2، ص 436 (ذیل آیه 37 آل عمران).
    [5]. همان مدرك.
    [6]. آل عمران، 37.





    •*♥*•  سرگذشت زكريا و مريم  •*♥*•
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •