صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 81 , از مجموع 81

موضوع: داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    امرداد 1397
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    1,283
    صلوات
    100
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    3,041
    مورد تشکر
    3,330 در 922
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    83اموال را به حسین بن روح بده!


    ابوعبداللّه جعفر بن محمّد مدائنی، معروف به ابن قزدا، می گوید:
    من اموال مربوط به امام زمان علیه السلام را بر خلاف همه به شیوه خاصّی به محمّد بن عثمان، نائب دوم امام علیه السلام تحویل می دادم، بدین ترتیب که ابتدا می پرسیدم: این مال که فلان مبلغ است، آیا متعلق به امام است؟
    می گفت: آری، آن را کنار بگذار.
    دوباره تکرار می کردم که آیا درست است که می گویی این مال، متعلّق به امام است؟
    او دوباره می گفت: آری، متعلّق به امام علیه السلام است.
    آنگاه آن را از من می گرفت. [و این به خاطر احتیاط بسیار من و جلوگیری از هرگونه اشتباه بود که مربوط به روحیه خاصّ خودم می شد. ]آخرین باری که ایشان را ملاقات کردم، چهارصد دینار به همراه داشتم، طبق عادت شروع به پرسش نمودم.
    فرمود: آنرا به حسین بن روح تحویل بده!
    من تعجّب کردم و گفتم: خودتان آن را مثل همیشه از بنده تحویل بگیرید!
    با تندی گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد، آن را به حسین بن روح تحویل بده!
    وقتی خشم او را دیدم، فوراً خارج شده و سوار مرکب شدم، اندکی راه رفتم، دوباره مردّد شدم و برگشتم و در زدم. خادم در را باز کرد و گفت: کیستی؟
    گفتم: من فلانی هستم، از محمّد
    بن عثمان برای ورود من کسب اجازه کن!
    امّا غلام نیز نرفته با ناراحتی برگشت. من اصرار کرده گفتم: برو داخل و اجازه بگیر من باید دومرتبه ایشان را ملاقات کنم.
    بالاخره خادم رفت و خبر بازگشت مرا رساند.
    محمّد بن عثمان که در اندرونی بود، بیرون آمده و روی تختی نشست؛ در حالی که پاهایش را روی زمین گذاشته بود و کفشی در پا داشت که مثل پای صاحبش پیر و فرسوده بود. وقتی مرا دید، گفت: چه شد که جرأت کردی که بازگردی و از فرمان سرپیچی کنی؟
    عرض کردم: مرا که می شناسید، بازگشتم برای جسارت و سرپیچی نیست.
    آنگاه دوباره خشمگین شد و گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد، حسین بن روح را به جای خود نصب نموده ام.
    عرض کردم: آیا به امر امام علیه السلام چنین نموده ای؟
    گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد. چنین است که می گویم.
    دیدم دیگر چاره ای ندارم جز این که نزد حسین بن روح بروم. به ملاقات حسین بن روح رفتم، خانه ای داشت بسیار کوچک، ماجرا را به اطّلاع او رساندم، مسرور شده و شکر خدا را به جای آورد. اموال را نیز به او تحویل دادم. از آن هنگام تا کنون آنچه که از مال امام با خود می آورم، به او می سپارم.(105)






    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی