سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 60

موضوع: آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی) محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    صدقه و آداب آن

    امام زین العابدین علیه السلام وقتی صدقه ای می داد، دست خود را می بوسید، علی ان را از حضرت جویا شدند، فرمود:
    121- انها فی ید الله قبل ان تقع فی ید السائل
    یعنی: قبل از اینکه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار می گیرد.
    امیر المومنین علیه السلام فرمود:
    122- اذا ناولتم السائل فلیرد الذی یناوله یده الی فیه فیقبلها، فان الله عزوجل یاخدها قبل ان تقع فی ید السائل، فانه عزوجل یاخذ الصدقات
    یعنی: وقتی به فقیری چیزی می دهید، کسی که داده، دست خود را به طرف لباس خویش برده آن را ببوسد، چون قبل از اینکه صدقه در دست سائل قرار گیرد، خداوند متعال آن را تحویل می گیرد که او تحویل گیرنده صدقات است.
    رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
    123- ما تقع صدقه المومن فی ید السائل حتی فی ید الله تعالی
    یعنی: صدقه ای که مؤمن آن را می دهد، قبل از اینکه در دست فقیر واقع شود، در دست خداوند متعال قرار می گیرد.
    سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
    الم تعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم(59)
    یعنی: ایا نمی دانید که خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را تحویل می گیرد. و آیا نمی دانید که او توبه پذیر و مهربان است.
    از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
    124- ان الله تبارک و تعالی یقول: ما من شی ء الا و قد وکلت من یقبضه غیری الا الصدقه فانی اتلقفها بیدی تلفقا حتی ان الرجل لیتصدق، او المراه التصدق بالتمره، او بشق تمره، فاربیها له کما یربی الرجل فلوه و فصیله فیلقانی یوم القیامه و هی مثل جبل احد
    یعنی: برای هر عمل خیری، کسی را وکیل کرده ام که آن را تحویل بگیرد، غیر از صدقه که خودم با دستم فوراً آن را می گیرم(60) ممکن است مردی یا زنی یک دانه یا یک نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش می کنم مانند بزرگ کردن کره اسب یا بچه شتر (که چگونه در ابتدا بسیار کوچک است ولی بعدها به صورت حیوان عظیم الجثه در می آید) تا جایی که روز قیامت مرا ملاقات می کند در حالی که آن یک دانه یا نیم دانه خرما به اندازه کوه احد گردیده است (یعنی کوه احد چند برابر یک دانه خرماست؟ به همین نسبت روز قیامت به او پاداش خواهم داد).
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    125- استنزلوا الرزق بالصدقه.
    یعنی: از راه صدقه دادن روزیتان را بجویید.
    روزی آن حضرت به فرزندش محمد فرمودند:
    126- فرزندم چه مقدار از آن خرجی نزد تو هست؟
    گفت: چهل دینار.
    فرمود: آن را بیرون بیاور و در راه خدا صدقه بده.
    گفت: غیر از این چیز دیگری نداریم، فرمود:
    -تصدق بها فان الله تعالی یخلفها، اما علمت ان لکل شی ء مفتاحاً و مفتاح الرزق الصدقه؟ فتصدق بها
    یعنی: آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمی دانی که هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده.
    فرزند حضرت آن کار را انجام داد، ده روز نگذشت که از طریقی، چهل هزار دینار به حضرت رسید.
    و نیز فرمود:
    127- الصدقه تقضی الدین و تخلف بالبرکه
    یعنی: بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهکاری می شود و برکت برجای می گذارد.
    همچنین فرمود:
    128- اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه
    یعنی: هر گاه فقیر و بی چیز شدیدت از طریق صدقه دادن، با خدا معامله کنید (یعنی شما در راه خدا صدقه بدهید تا خداوند به شما بیشتر بدهد).
    امام باقر علیه السلام فرمود:
    129- ان الصدقه لتدفع سبعین عله من بلایا الدنیا مع میته السوء، ان صاحبها لا یموت میته السوء ابداً
    یعنی: همانا صدقه هفتاد بلا و مرض از بلاهای دنیا را دفع می کند به اضافه مرگ بد که صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمی میرد.
    گفته شده روزی حضرت عیسی علیه السلام با اصحابش نشسته بودند که مردی از کنار آنان گذشت، حضرت به یاران خود فرمود:
    130 این مرد خواهد مرد. پس از گذشت زمانی، دیدند آن مرد برگشت در حالی که یک بار هیزم حمل می کند. اصحاب پرسیدند ای روح الله! به ما خبر دادی که او می میرد ولی الان می بینیم که زنده است.
    عیسی علیه السلام به آن مرد گفت: بار خود را بر زمین بگذارد. آن مرد بارش را بر زمین گذاشت و آن را باز کرد، ناگاه دیدند مار بزرگ سیاهی در حالی که سنگی در دهان دارد در بین هیزمهاست. حضرت به آن مرد گفت: امروز چکار کرده ای؟
    او گفت: ای روح الله! دو قرص نان داشتم، گدایی از کنارم گذشت، یکی از آن دو قرص را به او دادم (یعنی اگر تصدق آن یک قرص نان نبود، آن مار سیاه، این مرد را می گزید و می کشت).
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    131- ما احسن عبد الصدقه الا احسن الخلافه علی ولده من بعده
    یعنی: هر کس نیکو صدقه بدهد، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را برای فرزندانش جایگزین می نماید
    و نیز از آن حضرت نقل شده است که (در مورد آیه کریمه واطعموا القانع و المعتر(61) پر معنی گوشت قربانی را به قانع و معتبر بدهید تا بخورند فرمود:
    132- القانع الذی یسال و المعتر صدیقک
    یعنی: قانع، آن فقیری است که درخواست می کند و معتبر، دوست تو می باشد.
    133- امام صادق علیه السلام در سرزمین منا بودند که فقیری نزد آن حضرت آمد، ایشان دستور دادند یک خوشه انگور به او بدهند. فقیر گفت: به این نیازی ندارم، پول می خواهم.
    حضرت فرمودند: خدا برایت گشایشی قرار بدهد. آن فرد با دست خالی رفت، بعد فقیر دیگری آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقیر آن سه دانه را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین که به من روزی داد.
    حضرت از این صحنه را دیدند، به او گفتند: صبر کن، آنگاه به اندازه کف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین.
    حضرت فرمودند: صبر کن. به خدمتکارشان فرمود. چند درهم همراه تو است؟
    گفت: حدود بیست درهم.
    فرمود: همه را به او بدهید.
    آن مرد درهم ها را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین خدایا! این بخشش از جانب تو است، تو واحدی و شریکی برایت نیست.
    باز حضرت فرمود: بایست. آنگاه پیراهنی که بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند این را بپوش.
    آن مرد پیراهن را پوشید و گفت: الحمد الله چیزی به او می داد.
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    134- من تصدق ثم ردت فلا یبها ولا یاکلها لانه لا شریک له فی شی ء مما جعل له انما هی بمنزله العتاقه لا یصلح له ردها بعد ما یعتق
    یعنی: اگر کسی صدقه ای داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله ای انجام دهد و مصرفش نماید؛ چون (این صدقه مال خداست و) کسی را نباید شریک خدا ساخت، این مال، نظیر برده آزاد شده ای است که بردگی مجددش صحیح نیست.
    و از آن حضرت در مورد فردی که تا مالش را جهت دادن صدقه خارج کند، فقیر رفته بود، نقل است که فرمود:
    135- فلیعطها غیره ولا یردها فی ماله
    یعنی: آن مال را به دیگری بدهد و به اموال خودش بر نگرداند.






    امضاء


  2. Top | #52

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    اقساط صدقه

    صدقه بر پنج قسم است:

    اول صدقه مال که گذشت.
    دوم صدقه جاه و مقام است، که انسان دارای مقام، برای نجات مومنین، شفاعت کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    136- افضل الصدقه صدقه اللسان. قیل: یا رسول الله، و ما صدقه اللسان؟ قال: الشفاعه تفک بها الاسیر، و تحقن بها الدم، و تجربها المعروف الی اخیک، و تدفع بها الکریهه
    یعنی: برترین صدقه، صدقه زبان است. سوال شد یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است که از این طریق می توانی اسیر را آزاد کنی، از خونریزی جلوگیری نمایی، به بردار مومنت نیکی برسانی و بدی را از او دفع کنی.
    اگر در مال و آبرو، با برادر دینی ات مواسات(62) داشته باشی، وجب بقای! آن دو می شود.
    سوم صدقه دانایی و صاحب رای و نظر بودن است که مشورت می باشد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
    137- تصدقوا علی اخیک بعلم یرشده، و رای یسده
    یعنی: با دانشتان برادر مومنتان را راهنمایی کنید و با رای و نظرتان او را حفظ نمائید که این دو خود صدقه می باشند.
    چهارم صدقه زبان است که میان مردم واسطه شود و سعی نماید آتش اختلافات را خاموش کرده، بین آنان صلح برقرار کند. خداوند متعال می فرماید:
    -لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس(63)
    یعنی: در بسیاری از گفتگوهای خصوصی اینان، خیر و فایده ای نیست، مگر آنانکه به صدقه یا امر نیک یا اصلاح بین مردم، فرمان دهند.
    پنجم صدقه علم است از طریق بذل و انتشار آن در بین کسانی که صلاحیت و استحقاقش را دارند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
    138- من الصدقه ان یتعلم الرجل العلم و یعلمه الناس
    یعنی: اینکه از انواع صدقات این است که انسان دانش بیاموزد و بعد به مردم بیاموزاند.
    و نیز فرمود:
    139- زکاه العلم تعلیمه من لا یعلمه
    یعنی: زکات دانش این است که آن را به کسی که نمی داند، بیاموزی.
    از امام صادقه علیه السلام نقل است که فرمود:
    140- لکل شی ء زکاه و زکاه العلم ان یعلمه اهله
    یعنی: هر چیزی زکات و مالیاتی علم این است که آن را به اهلش بیاموزد.



    امضاء


  3. Top | #53

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض











    فضیلت دانش و وظایف دانشمندان

    صاحب کتاب منتهی الیواقیت حدیثی را از امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدرش از پدرانش تا امیر المومنین علیهم السلام و آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمود:
    141- طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه
    یعنی: کسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است.
    -فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من اهله
    - پس علم را از مواضعش طلب کنید و از اهلش فرا بگیرید.
    -فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاکره به تسبیح، و العمل به جهاده
    - چون یاد گیری آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل کردن به آن، خود جهاد است.
    -و تعلیمه من لا یعلمه صدقه، و بذله لاهله قربه الی الله تبارک و تعالی
    - آموختند علم به نادانان یک نوع صدقه است و بخشیدنش به کسانی که اهلیتش را داراند، موجب نزدیکی و تقرب به خداوند تعالی می باشد.
    -لانه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبیل الجنه، و المونس فی الوحشه، و الصاحب فی الغربه و الوحده، و المحدث فی الخلوه، و الدلیل علی السراء والضراء، و السلاح علی الا عداء، و الزین علی الا خلاء
    - چون حلال و حرام را به واسطه علم می توان تمیز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، یار و همراه در غربت و تنهایی، هم صحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحالیها و غمها، سلاح بر علیه دشمن و موجب زینت و زیبایی نزد دوستان می باشد.
    -یرفع الله به اقواماً فیجعلهم فی الخیر قاده یقتبس اثارهم، و یهتدی بفعالهم، و ینتهی الی رایهم
    - خداوند متعال به وسیله علم، اقوامی را برتر می سازد و بال می برد تا جایی که آنان را در مقام رهبری قرار می دهد که دیگران باید از ایشان پیروی کنند و اعمال اینان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اینان رجوع نمایند.
    -و ترغب الملائکه فی خلتهم و با جنحتها تمسحهم، و فی صلاتهم تبارک علیهم
    - ملائکه آرزوی دوستی با ایشان را دارند و بالها را بر آنان می مالند و در نمازشان بر اینان درود و تبریک می فرستند.
    -و یستغفر لهم کل رطب و یابس حتی حیتان البحر و هوامه، و سباع البر و انعامه
    - هر موجودتر و خشکی برای اینان طلب مغفرت و آمرزش می کند، حتی ماهیان دریا و درندگان و چهار پایان صحرا.
    -و ان العلم حیاه القلوب من الجهل، و ضیاء الابصار من الظلمه، و قوه الابدان من الضعف
    - علم موجب زنده شدن قلبها (مرگ) جهالت و نادانی است، روشنی چشمها در تاریکی و سبب قوی شدن بدن در برابر ضعفهاست.
    -یبلغ با لعید منازل الاخیار، و مجالس الابرار، و الدرجات العلی فی الدنیا و الاخره
    - علم بنده را به درجات برگزیدگان و مجالس نیکان می برد و در دنیا و آخرت موجب علو درجات می گردد.
    -و الفکره فیه یعدل بالصیام، و مدارسته بالقیام
    - فکر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوی با شب زنده داری.
    و به یطاع الرب عزوجل و یعبد و به توصل الارحام، و یعرف الحلال و الحرام
    - بندگی خدای عزیز و جلیل، پیوند خویشاوندان و شناخت حلال و حرام الهی به واسطه دانش است.
    -و العلم امام العمل، و العمل تابعه
    - علم پیشوای عمل است و عمل پیرو اوست.
    -یلهمه السعداء، و یحرمه الاشقیاء
    - خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت می دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم می دارد.
    -فطوبی لمن لا یحرمه الله منه حظه
    - پس خوشا به حال کسی که خداوند او را از برکت دانش محروم نکرده باشد.




    امضاء


  4. Top | #54

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تنبیه: هماهنگی علم و عمل


    خواننده گرامی!- که خداوند تو را از رحمتش محروم نفرماید نظر به سخن حضرت بینداز که می فرماید: عمل تابع علم است چگونه این دو را همراه هم قرار داده و بیان فرموده که هیچیک از آن دو بدون دیگری، نفعی نمی رسانند، پس عالم باید اهل عمل باشد. و بداند که علم به تنها (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد. به این مطلب تصریح دارد سخن حضرت که می فرماید:
    142- من ازداد علماً و لم یزدد هدی لم یزدد من الله الا بعداً
    یعنی: کسی که عملش زیاد شود اما هدایت (و عملش) افزون نگردد، نفعی جز دوری از خدا نبرده است.
    و عمل بدون عمل نیز نفعی ندارد، به دلیل کلام آن حضرت که می فرماید: 143- و العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر طریق لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعداً
    یعنی: کسی که بدون آگاهی و بصیرت عمل می نماید، مانند کسی است که بیراهه حرکت می کند، هر چه سریعتر برود از راه اصلی دورتر می گردد.
    پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هیچیک از آن دو نمی تواند بدون دیگری روی پای خود بایستند. هر کتابی که نوشته شد. هر سخنرانی و موعظه ای که گردید و هر نظریه ای که داده شد، حول محور این دو گوهر بوده و هست، بلکه کتب آسمانی به این خاطر نازل گردیدند و انبیا نیز به همین سبب فرستاده شده اند. حتی آسمانها و زمین و مخلوقاتی که بین آن دو هستند هم به همین خاطر خلق گردیده اند. خوب است در دو آیه از قرآن کریم تاملی بکنی تا این مطلب درست برایت جا بیفتد، اول اینکه می فرماید:
    -الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شی ء قدیر و ان الله قد احاط بکل شی ء علماً(64)
    یعنی: خدایی که هفت آسمان و همانند آنها، زمین را آفرید، فرمانش بین آنها فرود می آید (و اجرا می گردد) تا شما بدانید که او بر هر چیزی قادر است و علمش به هر چیزی احاطه دارد.
    همین یک آیه در شرف علم خصوصاً علم توحید بسنده می کند.
    آیه دیگر آنجاست که می فرماید:
    - و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(65)
    یعنی: جن و انس را خلق نکردم مگر اینکه عبادت کنند (و بنده من باشند)
    همین یک آیه در شرف بندگی و عبادت کافی است، پس سزاوار است که بنده جز به این دو کار (یعنی علم و عمل) مشغول نگردد و جز برای این دو زحمت نکشد و به چیز دیگر دل نبندد؛ چون غیر از این دو همه باطل و بیهوده اند و هیچ خیر و حاصلی در آنها نیست.
    این را که فهمیدی بد آنکه در بین این دو گوهر، گوهر علم برتر از گوهر عبادت است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    144- فضل العلم احب الی الله من فضل العباده
    یعنی: فضیلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضیلت عبادت.
    145-فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سائر النجوم لیله البدر
    یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری مهتاب است بر ستارگان در شب بدر.
    126- یا علی، نوم العالم افضل من عباده العابد، یا علی رکعتین یصلیهما العالم افضل من سبعین رکعه یصلیهما العابد
    یعنی: ای علی خواب عالم برتر از عبادت عابد است. ای علی! دو رکعت نمازی که عالم بگزارد برتر است از هفتاد رکعت نماز عابد.
    147-یا علی، ساعه العالم یتکی ء علی فراشه ینظر فی العلم خیر من عباده سبعین سنه
    یعنی: ای علی! زمان که عالم به بستر خود تکیه می دهد و در علم خود تفکر می کند، از هفتاد عبادت برتر است.
    دیدن چهره عالم بلکه دیدن درب خانه اش عبادت است.
    و از علی علیه السلام روایت است که فرمود:
    148- جلوس ساعه عند العلماء احب الی الله من عباده الف سنه، و النظر الی العالم احب الی الله من اعتکاف سنه فی بیت الحرام، و زیاره العلماء احب الی الله تعالی من سبعین، طوافاً حول البیت و افضل من سبعین حجه و عمره مبروره مقبوله و رفع الله تعالی له سبعین درجه و انزل الله علیه الرحمه و شهدت له الملائکه ان الجنه و جبت له
    یعنی: یک ساعت نزد علما نشستن در پیشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و دیدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از یک سال به اعتکاف نشستن در مسجد الحرام. زیارت علما، دوستی داشتنی تر است از هفتاد طواف گرد خانه کعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا می برد و رحمت را به او نازل می کند و ملائکه شهادت می دهند که بهشت بر او واجب شده است.
    اما باید توجه شود که مبادا عالم به علمش اکتفا کند و از عبادت و بندگی باز بماند که در این صورت، علمش بر باد خواهد رفت؛ چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله میوه آن و ارزش و اهمیت درخت به میوه آن می باشد وگرنه برای هیزم شدن و در نهایت سوختن خوب است، بنابر این، بنده خدا باید هر دو را داشته باشد ولی بین این دو، علم مقدم است؛ چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حدیث شریف فرمودند علم پیشوای عمل است و عمل پیرو او، این امامت و پیشوایی، دو وظیفه بر عهده ات می گذارد:
    اول اینکه: باید معبودت را بشناسی؛ چون معبود ناشناخته را که نمی توان پرستید و از او فرمانبرداری کرد دلیلهای عقلی موید همین معناست.
    دوم اینکه: بدانی وظیفه ات در برابر آن معبود چیست و چگونه باید عبادت و اطاعت کنی تا مبادا عملی را که او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهی که این را از آیات و روایات می توان استفاده کرد.
    از علمی پرسیدند علم برتر است یا عمل؟ گفت: برای جاهل برتر است و عمل برای عالم.
    علاوه بر اینها، می دانی که علم بدون عمل در فردای قیامت، نفعی نخواهد داشت بلکه موجب گرفتاری صاحبش خواهد گردید، مگر سخن رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم را نشنیدی که فرمود:
    149- ان اهل النار لیتاذون من ریح العالم التارک لعلمه، و ان اشد اهل النار ندامه حسره رجل عبداً الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجنه و داخل الداعی النار بترکه علمه و اتباعه الهوی
    یعنی: اهل جهنم از بوی بد عالمی که اهل عمل نبود، در آزارند، بیشترین پشیمانی و حسرت در بین اهل جهنم مخصوص کسی است که فردی را به راه خدا خواند و آن فرید پذیرفت و عمل کرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنم گردید؛ چون عملش را ترک و از هوای نفسش تبعیت نمود.
    سعید بن هشام روایت کرده است که شنیدم حضرت صادق علیه السلام در مورد آیه:
    - فکبکبوا فیها و الغاوون(66)
    یعنی: معبودهای دروغین و قارون را در جهنم سرنگون انداز اند فرمود:
    150- الغاون هم الذین عرفوا الحق و عملوا بخلافه
    یعنی: غارون، کسانی هستند که حق را شناختند ولی بر خلافتش عمل کردند.
    و نیز فرمود:
    151- اشد الناس عذاباً عالم لا ینتفع من علمه شیئاً
    یعنی: شدیدترین عذاب را عالمی دارد که از علمش بهره ای نبرده است.
    و نیز فرمود:
    152- تعلموا ما شئتم ان تعلموا فلن ینفعکم الله بالعلم حتی تعلموا به، لان العلماء همتهم الرعایه، و السفهاء همتهم الروایه
    یعنی: هر چه می خواهید بیاموزید ولی خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره می رساند، نه علمتان؛ چون علما سعیشان در به کار بستن دانسته هاست ولی، بی خردان و سفیهان، همتشان جمع آوری و نقل سخنان می باشد.
    در رابطه با فضیلت علم و علما آیات و روایات بسیاری وارد شده منجمله:
    -شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم(67)
    یعنی: ذات اقدس الهی شهادت می دهد که و جزا معبودی نیست و ملائکه و اهل علم نیز (این چنین شهادت می دهند.)
    -هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون(68)
    یعنی: آیا آنکه می دانند با آنانکه نمی دانند برابرند؟.
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    153. اذا کان یوم القیامه جمع الله الناس فی صعید و وضعت الموازین فیوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء
    یعنی: وقتی روز قیامت فرا برسد، همه مردم در یک سرزمین جمع شده ترازوهای سنجش اعمال نهاده می شود، آنگاه خونهای شهدا را با جوهر قلم علما می سنجند که در این سنجش، جوهر قلم علما بر خونهای شهدا برتری می یابد.
    یکی از علما در تفسیر این حدیث گفته است: سر برتری این که خون شهید بعد از مرگش، نفعی نمی رساند، ولی جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، برای دیگران نفع دارد(69)
    و نیز فرمود:
    154- اذا مات المومن و ترک ورقه واحده علیها علم تکون تلک الورقه ستراً بینه و بین النار، و اعطاه الله بکل حرف علیها مدینه اوسع من الدنیا سبع مرات
    یعنی: اگر مومن هنگام مرگش یک برگه از او باقی بماند که در آن علمی گنجانده شده باشد، این برگ، مانع و پوششی می شود بین او و آتش جهنم.
    و خداوند متعال در مقابل هر یک حرفی که بر آن ورقه نوشته شده، یک شهر در بهشت به او می دهد که هفت برابر دنیاست.
    باید توجه داشت که منظور از این علم، فقط حاضر ساختن مسائل علمی در صفحه ذهن با بحث و جدل و استدلال نیست، بلکه علمی است که خوف بنده از خداوند متعال را زیاد کند و نسبت به اعمالی که در آخرت نافع است، نشاط ایجاد نماید و موجب ازدیاد زهدش گردد.
    امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
    155- اولی العلم بک ما لا یصلح لک العمل الا به، و اوجب العلم علیک ما انت مسوول عن العمل به، والزم العلم لک ما دلک علی صلاح قلبک و اظهر لک فساده و احمد العلم عاقبته ما زادک فی عملک العاجل، فلا تشغلن بعلم ما لا یضرک جهله، ولا تغفلن عن علم ما یزید فی جهلک ترکه
    یعنی: سزاوارترین علمی که باید به دنبالش باشی آن علمی است که بدون آن عملت خراب می شود و واجب ترین علم آن است که فردای قیامت در مورد عمل بدان از تو سوال خواهند کرد و لازمترین علم آن است که صلاح و فساد جانت را به تو بنمایاند و پسندیده ترین عاقبت و سر انجام را علمی دارد که موجب ازدیاد اعمال نیک دنیای تو شود، پس مبادا وقت و عمر خود را صرف آموختن چیزی کنی که اگر ندانی ضرری به حال تو ندارد و مبادا از علمی که ترکش موجب ازدیاد جهلت می گردد غافل بمانی.
    اگر به قرآن کریم نظر کنی می بینی که این کتاب انسان سازی، علما را این چنین توصیف می کند:
    -انما یخشی الله من عباده العلماء(70)
    یعنی: از بین بندگان، تنها علما هستند که از خدا می ترسند.
    در این آیه خداوند متعال علما را متصف به وصف خشیت نمود؛ یعنی آن که خشیت ندارد، عالم نیست.
    -امن هو قانت اناء اللیل ساجداً و قائماً یحدز الاخره و یرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون(71)
    یعنی: آیا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته یا در سجود است یا در قیام و از آخرت بیمناک است و به رحمت پروردگارش امید وار، با آن که چنین نیست یکسان است؟ بگو آیا آنانی که می دانند با آنانی که نمی دانند برابرند؟.
    در این آیه علما را توصیف نموده است به:
    - شب زنده داری.
    - نماز شب خواندن.
    - راکع و ساجد بودن.
    - و خوف و رجا داشتن.
    -ذلک بان منهم قسیسین و رهباناً و انهم لا یستکبرون(72)
    یعنی: چون بعض از اینان قسیس هستند و بعضی دیگر راهبانی که تکبر نمی ورزند، (قبل از این می فرماید: دشمن ترین مردم نسبت به مومنین یهودند و مهربانترین آنان نصاری هستند.)
    منظور از قسیس، عالم مسیحی است که نباید تکبر داشته باشد.
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    156- الخشیه میراث العلم، و العلم شعاع المعرفه و قلب الایمان، و من حرم الخشیه لا یکون عالماً و ان شق اشعیر بمتشابهات العلم، کما قال الله تعالی: انما یخشی الله من عباده العلماء
    یعنی: هراس از پروردگار، میراث دانش است، شعاع نور معرفت و جان ایمان. آن کس که خشیت و هراس ندارد، عالم نیست اگر چه با دانسته های شبیه به علمش دانه جو را شکافد(73) و چون ذات اقدس الهی فرمود: در بین بندگان خدا تنها علمایند که از او هراسناکید
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    157- لا تجلسوا عند کل داع مدع یدعوکم من الیقین الی الشک، و من الا خلاص الی الریاء، و من التواضع الی التکبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الریاء، و من التواضع الی التکبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الرغبه، و تقربوا من عالم یدعوکم من الکبر الی التواضع، و من الریاء الی الاخلاص، و من الشک الی الیقین، و من الرغبه الی الزهد، و من العداوه الی النصیحه
    یعنی: نزد هر صاحب ادعایی که شما را به گرد خویش می خواند ننشینید که یقین شما را به شک تبدیل می کند و اخلاصتان را مبدل به ریا می نماید. تواضع را از شما گرفته، متکبرتان می کند. و نصیحت و خیر خواهی را زدوده، تخم عداوت و دشمنی را در دلتان می کارد و بالاخره زهدتان تبدیل به دنیا گرایی می گردد، بلکه به عالمی نزدیک شوید که به عکس، بخواهد کبر شما را به تواضع تبدیل کند وریاءتان را به اخلاص مبدل نماید. شکتان بدل به یقین گردد و از دنیا گرایی به زهد روی نمایید و دشمنی و عداوات را مبدل به خیر خواهی و نصیحت گرداند
    حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
    158- اشقی الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله
    یعنی: بدبخت ترین فرد کسی است که تنها به علمش معروف و نسبت به عملش ناشناخته باشد
    و نیز از آن حضرت نقل است که فرمود:
    159- رایت حجراً مکتوباً علیه اقلبنی فقلبته فاذا علیه من باطنه: من لا یعمل بما یعلم مشوم علیه طلب ما لا یعلم، و مردود علیه ما علم
    یعنی: سنگی را دیدم که بر رویش نوشته بود: مرا برگردان، وقتی که برگرداندم دیدم در اندرونش نوشته شده: کسی که به دانسته ها و علومش عمل نمی کند، علم آموزشش به ضررش تمام می شود و هر چه می داند علیه او به کار گرفته خواهد شد(74)
    خداوند متعال بر داوود نبی اینگونه وحی فرستاد:
    160- ان اهون ما انا صانع بعید غیر عامل بعلمه من سبعین عقوبه باطینه ان اخرج من قلبه حلاوه ذکری
    یعنی: اگر عالم به علمش عمل نکند، او را به هفتاد عقوبت و عذاب باطنی و درونی دچار می کنم که کمترین و کوچکترینش این است که شیرینی ذکرم را از قلبش می برم.
    و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
    161- العلم الذی لا یعمل به کالکنز الذی لا ینفق منه اتعب صاحبه نفسه فی جمعه و لم یصل الی نفعه
    یعنی: علمی که بدان عمل نشود مانند گنجی است که خروج نگردد، صاحبش خود را در جمع آوری آن به زحمت انداخته ولی به نفعش نرسیده است.
    و از امیر المومنین علیه السلام نقل شده است که:
    162-العلم مقرون الی العمل، فمن علم عمل، و من عمل علم، و العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الا ارتحل
    یعنی: علم همراه عمل است، هر کس که می داند عمل می کند و هر کس که عمل می کند، می داند. علم صاحبش را به صدای بلند به عمل می خواند اگر او این دعوت را بپذیرد، علمش باقی می ماند، اما اگر این دعوت را رد نماید، علمش کوچ خواهد کرد.
    و از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: انما یخشی الله من عباده العلماءآمده است:
    163- یعنی من یصدق قوله فعله، و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم
    یعنی: عالم کسی است که کردارش، گفتارش را تصدیق نماید و کسی که گفتارش به وسیله کردارش تصدیق نگردد، عالم نیست.
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
    164- اوحی الله الی بعض انبیائه: قل للذین یتفقهون لغیر الدین، و یتعلمون لغیر العمل، و یطلبون الدنیا لغیر الاخره، یلبسون للناس مسوک الکباش و قلوبهم کقلوب الذئاب، السنتهم احلی من العسل، و اعمالهم امر من الصبر: ایای یخادعون؟! و بی یستهزوون؟! ولا تیحن لکم فتنه تذر الحکیم حیراناً
    یعنی: خداوند متعال بر پیامبری این چنین وحی فرستاد: به کسانی که فهمشان را در غیره راه دین صرف می کنند، و علم می آموزند برای آنکه عمل نمایند، و دنیا را طلب می کنند نه آخرت را، و پوست میش بر تن می کنند ولی در واقع مانند گرگ درنده اند، و زبانشان شیرین تر از عسل و کارهایشان تلختر از صبر(75) بگو که: آیا با من خدعه و نیرنگ می کنند آیا مرا مسخره می نمایند؟ شما را به فتنه ای دچار کنم که حکما و دانشمندان از آن به حیرت بیفتند.
    و نیز فرمود:
    165- مثل الذی یعلم ولا یعمل به مثل السراج یضی ء للناس و یحترق نفسه
    یعنی: آن کس که می داند ولی عمل نمی کند، مانند چراغی است که به مردم نور می رساند، ولی خود را به آتش می دهد.
    وظایف شاگرد در برابر استاد

    تا اینجا تکالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تکالیف عالم در برابر استادش نیز ذکر گردد. عبد الله بن حسن از جدش (ع) نقل کرده است که فرمود:
    166- ان من حق المعلم علی المتعلم علی المتعلم ان لا یکثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا کسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولک، ولا یفشی له سراً، ولا یغتاب عنده، و ان یحفظه شاهداً و غائباً، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان کان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیک منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفاً مقربی السماء
    یعنی: از حقوق بر شاگرد این است که:
    - زیاد از او سوال نکند.
    - اگر کسی سوال کرد، او پیش از استاد جواب نگوید.
    - اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نکند.
    - اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.
    - با دستش به سوی او اشاره نکند.
    - با گوشه چشم به او نگاه نکند.
    - در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.
    - از استاد عیبجویی نکند.
    - نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.
    - اسرار او را فاش ننماید.
    - در محضر غیبت نکند.
    - هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.
    - غیر از سلامی که به جمع می کند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.
    - در مقابلش بنشیند.
    - اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.
    - از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است که باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش کند.
    - عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شکافی در اسلام ایجاد می شود که تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.
    طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می کنند.
    از ابن عباس نقل شده است که گفت: کوچکی طلب علم را تحمل کن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی که دیگران به تو مراجعه کنند.
    حکیمی گفت: کسی که در کوچکی دوران دانش آموزی را تحمل نکند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند.
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
    167- لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم
    یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه کسب دانش.





    امضاء


  5. Top | #55

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    وظایف شاگرد در برابر استاد


    تا اینجا تکالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تکالیف عالم در برابر استادش نیز ذکر گردد. عبد الله بن حسن از جدش (ع) نقل کرده است که فرمود:
    166- ان من حق المعلم علی المتعلم علی المتعلم ان لا یکثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا کسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولک، ولا یفشی له سراً، ولا یغتاب عنده، و ان یحفظه شاهداً و غائباً، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان کان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیک منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفاً مقربی السماء
    یعنی: از حقوق بر شاگرد این است که:
    - زیاد از او سوال نکند.
    - اگر کسی سوال کرد، او پیش از استاد جواب نگوید.
    - اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نکند.
    - اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.
    - با دستش به سوی او اشاره نکند.
    - با گوشه چشم به او نگاه نکند.
    - در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.
    - از استاد عیبجویی نکند.
    - نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.
    - اسرار او را فاش ننماید.
    - در محضر غیبت نکند.
    - هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.
    - غیر از سلامی که به جمع می کند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.
    - در مقابلش بنشیند.
    - اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.
    - از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است که باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش کند.
    - عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شکافی در اسلام ایجاد می شود که تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.
    طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می کنند.
    از ابن عباس نقل شده است که گفت: کوچکی طلب علم را تحمل کن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی که دیگران به تو مراجعه کنند.
    حکیمی گفت: کسی که در کوچکی دوران دانش آموزی را تحمل نکند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند.
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
    167- لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم
    یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه کسب دانش.






    امضاء


  6. Top | #56

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    انواع علوم

    حضرت صادق علیه السلام فرمود:
    168- وجدت علوم الناس کلها فی اربع خصال: اولها ان تعرف ربک و الثانیه ان تعرف ما صنع یک و الثالثه ان تعرف ما اراد منک و الرابعه تعرف ما یخرجک من دینک
    یعنی: تمام دانشهای مردم را در چهار خصلت یافتم:
    اول اینکه: پروردگارت را بشناسی.
    دوم اینکه: بدانی او با تو چه کرده است.
    سوم اینکه: بدانی از تو چه می خواهد.
    چهارم اینکه: بدانی چه چیزی تو را از دست خارج می سازد.
    و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
    169- ما بعث الله عزوجل نبیا قط حتی یاخذ علیه ثلاثاً: الا قرار بالعبودیه و خلع الانداد و ان الله تبارک و تعالی یمحو ما یشاء و یثبت ما یشاء
    یعنی: خداوند متعال پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه از او سه پیمان گرفت: اقرار به بندگی، ترک شرک و اینکه همه چیز دست خداست، هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد نگه می دارد.


    آداب کسب و کار

    پس از درک فضیلت و ارزش دو گوهر گرانبهای علم و عمل باید بدانی که غیر از این دو بقیه همه باطلند و هیچ خیری در آنها نیست و لغو و بیهوده اند و حاصلی ندارند؛ چون غیر از این دو، یا ضروریات زندگی است یا اضافه بر آن برای روشن شدن مطلب، ناچار از شرح این دو هستیم.







    امضاء


  7. Top | #57

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    قسم اول(76): ضروریات زندگی

    طلب آن گناه نیست بلکه از عبادات شمرده شده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    170- الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله
    یعنی: کسی که در راه تامین مخارج خانواده اش زحمت می کشد، مانند مجاهد در راه خداست.
    امیر المومنین علیه السلام فرمود:
    171- اتجروا بارک الله لکم فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: ان الرزق عشره اجزاء: تسعه فی التجاره و واحده فی غیرها
    یعنی:معامله کنید خداوند به شما برکت بدهد چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: روزی ده جزء دارد، نه جزء آن در معامله هست و یک جزء در چیزهای دیگر.
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    172- کفی بالمرء اثماً یضیع من یعول
    یعنی: همین یک گناه مرد را بس است که حق خانواده خود را ضایع کند.
    و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    173- ملعون ملعون من یضیع من یعول
    یعنی: ملعون است، ملعون است کسی که حق خانواده خویش را ضایع نماید.
    باید توجه داشت که در کسب و کار، اموری باید مراعات گردد:
    اول اینکه: به دنبال حلال باشد و از حرام بلکه امور شبهه ناک بپرهیزد، چون اقدام در مواردی که معلوم نیست حلالند یا حرام، انسان را به حرام می اندازد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    174- من لم یبال من این اکتسب المال، لم یبال الله من این ادخله النار
    یعنی: کسی که اهمیت نمی دهد ( از چه راهی مال به دستش بیاید، خداوند سبحان نیز اهمیت نمی دهد که از چه راهی او را به جهنم بیندازد.
    دوم اینکه: به قدر کفایتش قناعت کند، بنابر این، اگر مثلاً، می تواند تمام روز را به اندازه یک دینار کار کند ولی می داند که مخارجش به اندازه یک سوم دینار است یک سوم روز را کار کند... و بقیه روز را در عبادت صرف نماید و می تواند یک روز را کار کند و دو روز مشغول عبادت گردد: ذخیره ساختن مخارج یک سال نیز جایز است اما بیش از آن خطرناک می باشد(77)
    شیخ صدوق (ره) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
    175- من اصبح معافی فی جسده امناً فی شربه و عنده قوت یومه و لیله فکانما حیزت له الدنیا، یا ابن جعشم! یکفیک منها ما سد جوعتک، وواری عورتک، فان یکن بیت یکنک فذاک، و ان تکن دابه ترکبها فبخ بخ، والا فالخبز و ماء الجزه و ما بعد ذلک حساب علیک او عذاب
    یعنی: کسی که بدنش سالم، دارای امنیت و مالک مخارج یک روز و شب خود باشد، گویا تمام دنیا را دار است. ای پس جعشم! مخارجی که بر تو لازم است، اول غذایی است که گرسنگی تو را بر طرف سازد. و دوم لباسی است که بدنت را بپوشاند. اگر خانه هم داشتی که خوب است و اگر وسیله سواری هم بر اینها اضافه شد که خیلی عالی است. اما اگر اینها فراهمم نشد، نان و آبت که باشد، کافی است؛
    چون غیر از آن، یا حساب دارد یا عذاب.
    سوم اینکه: حرص را که امر مذمومی است، ترک نماید؛ چون موجب ارتکاب کارهای مشتبه و در نتیجه، گاهی اوقات حرام می گردد و باید دانست که روزی بندگان خدا تقسیم گردیده، نه تلاش حریص آن را زیاد می کند نه کوتاهی و نشستن، آن را کم می نماید.
    از معصومین علیهم السلام روایت شده است که فرمودند:
    176- من لم یعط قاعداً لم یعط قائماً
    یعنی اگر به کسی که نشسته و تلاش ندارد، عطایی نشود، چنانچه تلاش بیهوده هم بکند، به او عطا نخواهد شد. (یعنی تلاش بیهوده و حرص زدن، روزی حلال و عطای الهی را زیاد نمی کند.)
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حجه الوداع فرمود:
    177- ایها الناس، ما اعلم عملاً یقربکم الی الجنه و یباعدکم من النار الا و قد نباتکم به وحثثتکم علی العمل به، و ما من عمل یقربکم من النار و یباعدکم من الجنه الا و قد حذر تکموه و نهیتکم عنه. الا و ان روح الامین نفث فی روعی انه لا تموث نفس حتی تستکمل رزقها، فاجملوا فی الطلب ولا یحملنکم استبطاء شی ءمن الرزق ان تطلبوه بمعصیه الله، ان الله قسم الارزاق بین خلقه حلالاً و لم یقسم حراماً فمن اتقی و صبر اتاه رزق الله، و من هتک حجاب الستر و عجل فاخذه من غیر حله قوصص به من رزقه الحلال و حوسب به یوم القیامه
    یعنی: مردم! آنچه را به بهشت نزدیکتان می کند و از جهنم دورتان می سازد، به اطلاعتان رساندم و شما را بر عمل بدان تحریک نمودم. و آنچه به جهنم نزدیکتان می کند و از بهشت دورتان می سازد، شما را از آن برحذر داشتم و نهیتان نمودم. آگاه باشید که روح الامین در قلب من دمید که:
    هیچ کس نمی میرد مگر آنکه روزیش را کاملاً دریافت می دارد، پس کمتر دنبال طلب دنیا باشد، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را دنبال طلب دنیا باشید، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را بجویید، همانا خداوند متعال، روزی حلالی را بین مردم تقسیم نمود، ولی حرامی را تقسیم نکرده کسی که صبر کند و تقوا را مراعات نماید، روزی حلال خدایی به او می رسد و کسی که پرده دری کرد و عجله نمود و از غیر طریق حلال آن را دریافت کرد، در دنیا از روزی حلالش به همان مقدار کنم خواهد گردید و در آخرت نیز نسبت به آن به میز محاکمه کشیده خواهد شد.
    روزی آن حضرت به یکی از اصحاب خود فرمود:
    178- کیف بک اذا بقیت فی قوم یجمعون رزق سنتهم، و یضعف الیقین فاذا اصبحت فلا تحدث نفسک بالمساء، و اذا امسیت فلا تحدث نفسک بالصباح فانک لا تدری ما اسمک غداً
    یعنی: حالت چگونه خواهد بود اگر زنده بمانی و ببینی قومی را که خرج یک سالشان را ذخیره می کنند و حال آنکه یقینشان (به مبدا و معاد) ضعیف است؟
    مبادا هنگام صبح، شب را بخوری (و فکرت را بدان مشغول سازی) و مبادا هنگام شب، غصه صبح را بخوری، تو که نمی دانی فردا نامت چیست (آیا نامت زنده است یا مرده؟)
    تا اینجا مربوط به در آمد بود(78) و اما مخارج:
    باید در آنچه به دست می آوری قانون کتاب و سنت را که همان اقتصاد و میانه روی است، رعایت نمایی. مبادا اسراف و زیاده روی کنی که خداوند متعال می فرماید:
    -ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین(79)
    یعنی: اسرافکاران، برادران شیاطینند.
    و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    179- من بذر، افقره الله.
    یعنی: کسی که ریخت و پاش داشته باشد ، خداوند متعال او را فقیر خواهد ساخت.
    و نیز فرمود:
    180- ما عال من اقتصد.
    یعنی: آنکه میانه روی داشته باشد، نیازمند نخواهد شد.
    در قبال افرادی که باید مخارج آنان را بر عهده گرفت، وظایف و تکالیف هست به شرح ذیل:





    امضاء


  8. Top | #58

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    اول خود انسان:

    باید از پر خوری اجتناب نمود، چون از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که:
    181- حسب ابن ادم لقیمات یقمن صلبه فان کان ولا بد فلیکن الثلث للطعام و الثلث للشراب و الثلث الاخر للنفس
    یعنی: برای فرزند آدم چند لقمه که بتواند او را سر پا نگه دارد کافی است، پس وقتی احتیاج به غذا پیدا کردم (مبادا شکم را از غذا پر کند بلکه) یک سوم را به غذا اختصاص بدهد، یک سوم دیگر را به نوشیدنیها و یک سوم آخر را برای نفس کشیدن.
    و نیز فرمود:
    182- اکثر الناس شبعاً، اطولهم جوعاً یوم القیامه
    یعنی: طولانی ترین گرسنگی در قیامت، مخصوص کسانی است که در دنیا سیرترند.
    علاوه بر این، پرخوری آفاتی به دنبال دارد منجمله:
    - موجب قساوت قلب می شود.
    - اعضای بدن را از عبادت باز می دارد.
    - مانع از شب زنده داری و تهجد می گردد.
    - مانع از نماز شب می شود.
    - آنانکه پرخورند برگرد مزبله ها می گردند، ولی کسانی که شکمشان از غذا سبک است، در مساجد دور می زنند.




    امضاء


  9. Top | #59

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دوم خانواده:

    در این مورد باید میانه روی را مراعات نموده بر آنان تنگ نگیرد، بلکه مستحب است وسعت دهد. و هرگاه وعده ای داد به آن وفا نماید تا خوشحال شوند.
    از امام موسی کاظم روایت شده است که فرمود:
    183- اذا و عدتم الصغار فاوفوا لهم فانهم یرون انکم انتم الذین ترزقونهم، و ان الله عزوجل لیس یغضب لشی ء کغضبه للنساء و الصبیان
    یعنی: هر وقت به بچه ها وعده دادید، به آن وفا کنید، چون اینها گمان می کنند که شما روزی رسان هستید و خداوند عزیز و جلیل برای چیزی آنقدر غضبناک نمی شود که به خاطر زنان و کودکان (بر مردان) غضب می کند.
    از سنتهای مستحب این است که مرد برای خانواده اش میوه تهیه کند،
    خصوصاً در جمعه ها که امیر المومنین علیه السلام فرمود:
    184- اطوقوا اهالیکم فی کل الیله جمعه بشی ء من الفاکهه
    یعنی: هر شب جمعه با میوه، نزد خانواده هایتان بیائید (تا اینها به خاطر جمعه خوشحال شوند.)






    امضاء


  10. Top | #60

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    4,569
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    6,436
    مورد تشکر
    7,136 در 2,702
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سوم پدر و مادر:


    اکرام پدر و مادر خصوصاً مادر مستحب است(80) امام صادق علیه السلام - فرمود:
    185- افضل الاعمال الصلوه لوقتها، و بر الوالدین، و الجهاد فی سبیل الله
    یعنی: بهترین کارها سه چیز است: نماز در اول وقت، نیکی به والدین و جهاد در راه خداوند.
    در روایت آمده است که:
    186- ان موسی لما ناجی ربه رای رجلاً تحت ساق العرش قائماً یصلی فغبطه بمکانه و قال: یا رب، بما بلغت عبدک هذا ما اری؟ قال: یا موسی، انه کان باراً بوالدیه و لم یمش بالنمیمه
    یعنی: وقتی حضرت موسی علیه السلام با پروردگارش مناجات می کرد، مردی را دید که زیر عرش الهی به نماز ایستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب این بنده را به این مقام رساندی که می بینم؟ گفت: این بنده دو خصلت نیکو داشت که به این مقام رسید: اولاً به پدر و مادرش نیکی می کرد و ثانیاً سخن چین نبود (و حرف مردم را نزد دیگران نقل نمی کرد.)
    فردی نزد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمده عرضه داشت: یا نداده باشم، آیا راه توبه ای برایم هست؟ فرمود:
    187- هل بقی من والدیک احد؟.
    یعنی: آیا از پدر و مادرت هیچکدام باقی مانده اند؟.
    گفت: بلی، پدرم.
    فرمود: اذهب و ابرره.
    یعنی: برو و به او نیکی کن.
    وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود: لو کانت امه.
    یعنی: اگر مادر می داشت، بهتر بود.
    و نیز فرمود:
    188- من سره ان یمد له فی عمره و یبسط له فی رزقه فلیصل ابویه فان صلتهما من طاعه الله
    یعنی: کسی که دلش می خواهد عمرش طولانی شود و روزی اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیکی کند؛ چون رسیدگی به آنان!طاعت حق محسوب می گردد.
    فردی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: پدر کهنسالی دارم که هر وقت حاجتی دارد او را حمل می کنم. حضرت فرمود:
    189- ان استطعت ان تلی ذلک منه فافعل، فانه جنه لک غداً
    یعنی: اگر توانستی این کار را ادامه بده؛ چون این عمل تو سپری خواهد شد در برابر آتش قیامت.
    و نیز فرمود:
    190- ما یمنع احدکم ان یبر والدیه حیین و میتین؟ یصلی عنهما، و یصوم عنهما، و یتصدق عنهما، فیکون الذی صنع لهما و له مثل ذلک فیزیده الله ببره خیراً کثیراً
    یعنی: چرا به پدر و مادر زنده یا مرده خود نیکی نمی کنید؟ از طرف آنان نماز بگزارید، روزه بگیرید، صدقه دهید که هم به آنان بهره برسد و هم به شما که خداوند به واسطه همین اعمال نیکتان، پاداش خیر شما را زیاد خواهد نمود.
    حقوق فرزند و والدین در قبال یکدیگر
    چون سخن بدینجا کشید، مناسب است قدری از وظایف فرزند و والدین در قبال همدیگر و نیز کیفیت ارتباطشان مطالبی گفته شود:
    فرزند نباید پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نباید جلوتر از آنان راه برود و یا قبل از ایشان بنشیند. فردی به رسول الله عرض کرد: حق این فرزند چیست؟
    فرمود:
    191- تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعاً حسناً
    یعنی: نام نیک برایش اختیار کنی. درست ادبش نمایی و آینده خوبی را برایش در نظر بگیری. از سخنان آن حضرت است که فرمود:
    192- من سعاده الرجل الولد الصالح
    یعنی: فرزند صالح از نشانه های سعادت انسان است.
    193- و فرمود: الولد للوالد ریحانه من الله یشمها بین عباده، و ان ریحانتی الحسن و الحسین علیهما السلام سمیتهما باسم سبطی بنی اسرائیل شبراً و شبیرا
    یعنی: فرزند برای پدر همانند گلی است از جانب خدا که او را می بوید. و همانا گل من حسن و حسین هستند که آنها را همنام دو سبط بنی اسرائیل (فرزندان هارون) شبر و شبیر قرار دادم.
    فضل بن ابی قره از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
    194- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مر عیسی بن مریم علیه السلام بقبر یعذب صاحبه، ثم مر به من قابل فاذا هولا یعذب فقال: یا رب مررت بهذا القبر عام اول و کان یعذب و مررت به العام فاذا هو لیس یعذب! فاوحی الله الیه انه ادرک له ولد صالح فاصلح طریقاً و اوی یتیماً فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثم قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم- میراث الله عزوجل من عبده المومن ولد یعبده من بعده
    یعنی: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: عیسی بن مریم علیه السلام روزی گذارش بر قبری افتاد که صاحبش در عذاب بود، سال بعد که از همان قبر گذر کرد، مشاهده کرد که عذاب بر طرف گردیده است عرض کرد: بار خدایا! سال قبل که از اینجا می گذشتم این فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نیست! پس خداوند متعال وحی فرستاد: فرزند صالحی از این فرد باقی مانده که: راه را اصلاح می کند(81) و یتیم را پناه می دهد، به همین خاطر (یعنی عمل فرزندش) او را بخشیدم.
    سپس رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ارثی که بنده مومن برای خدا به جای می گذارد، فرزندی است که پس از او بندگی خدا کند.
    آنگاه حضرت صادق علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود که خداوند متعال از زبان حضرت زکریا حضرت زکریا نقل می کند که:
    -رب... فهب لی من لدنک ولیاً یرثنی و یرث من ال یعقوب و اجعله رب رضیاً(82)
    یعنی: پروردگارا! از جانب خود به من فرزندی عطا کن تا وارث من و خاندان یعقوب باشد و او را راضی قرار بده.
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
    195- من ولد له اربعه اولاد ولم یسم احدهم باسمی، فقد جفانی
    یعنی: کسی که صاحب چهار فرزند شود ولی هیچیک را به اسم من ننامد، به من جفا کرده است.
    سلیمان جعفری نقل می کند که می گوید: شنیدم امام کاظم علیه السلام می فرمود:
    196- لا یدخل الفقر میتاً فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او طالب او عبد الله او فاطمه من النساء
    یعنی: در خانه ای که نام محمد، یا احمد، یا علی، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد الله، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقرا وارد نمی شود.
    از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود:
    197- ان الشیطان اذا سمع منادیاً ینادی: یا محمد، یا علی، ذاب کما یذوب الرصاص
    یعنی: هر وقت شیطان بشنود کسی نام محمد یا علی را صدا می زند، مانند سرب یا قلع، ذوب می شود.
    امام رضا علیه السلام فرمود:
    198- لا یولد لنا مولود الا سمیناه محمداً، فاذا مضی سبعه ایام فان شئنا غیرنا والا ترکناً
    یعنی هرگاه فرزندی بر ایمان به دنیا آمد تا یک هفته نامش را محمد می گزاریم، پس از آن، اگر خواستیم تغییر می دهیم و گر نه همان نام را اختیار می نماییم.
    و نیز فرمود:
    199- استحسنوا اسماء کم فانکم تدعون بها یوم القیامه: قم یا فلان ابن فلان الی نورک، قم یا فلان ابن فلان لا نور لک
    یعنی: برای فرزندانتان نام نیکو انتخاب کنید؛ چون روز قیامت با همان نامها خوانده می شوید (که صدای می رسد): ای فلانی پسر فلانی!برخیز به سوی نورت، ای فلانی فرزند فلانی تو برخیز نوری نداری.
    محمد بن یعقوب از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
    200- اذا کان بامراه احدکم حمل فاتی لها اربعه اشهر فلیستقبل بها القبله و لیضرب علی جنبها و لیقل: اللهم انی قد سمیه محمد فانه یجعله ذکراً فان و فی بالاسم بارک الله فیه، و ان رجع عن الاسم کان لله فیه الخیار، ان شاء اخذه و ان شاء ترکه
    یعنی: اگر همسرتان بار دار است، چهار ماه که گذشت؛ او را به قبله قرار داده بر پهلویش بزنید و بگویید خدایا! نامش را محمد گذاشتم. در این صورت خداوند متعال او را پسر قرار خواهد داد. پس اگر به این اسم وفا کرد و او را همینگونه نامید، خداوند در او برکت قرار می دهد و اگر از آن برگشت و اسم دیگری انتخاب کرد، ذات اقدس الهی در این صورت مختار است که او را بگیرد یا بگذارد.
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
    201- من کان له حمل فنوی ان یسمیه محمداً او علیاً ولد له غلام
    یعنی: کسی که فرزندی در راه دارد اگر نیت کند که نامش را محمد یا علی بگذارد خداوند متعال به او پسر خواهد داد.
    هر وقت به او زین العابدین علیه السلام بشارت می دادند که فرزندی برایتان به دنیا آمده، سوال نمی فرمود که آیا پسر است یا دختر، بلکه می فرمود. آیا سالم و عیب است؟ اگر می گفتند آری، می فرمود:
    202- الحمد لله الذی لم یخلق منی شیئاً مشوهاً
    یعنی: سپاس خدایی را که از من فرزندی ناهنجاری به دنیا نیاورد.
    امام کاظم علیه السلام می فرمود:
    203- سعد امرو لم یمت حتی یری خلفه من نفسه ولداً، ثم قال: فقد ارانی الله خلفی من نفسی
    یعنی: مردی که قبل از مرگ، فرزند جانشینش را ببیند سعادتمند است. سپس فرمود: خداوند متعال جانشین مرا به من نشان داده است در همین حال، حضرت به سوی فرزندشان امام رضا علیه السلام اشاره کردند.
    حضرت صادق علیه السلام فرمود:
    204- ان الله لیرحم الوالد لشده حبه لولده
    یعنی: خداوند بر پدر رحمت می فرستد به خاطر شدت محبت به فرزندش.
    فردی از حضرت صادق علیه السلام پرسید: به چه کسی نیکی کنم؟
    فرمود:
    205- ولدیک.
    یعنی: به پدر و مادرت. گفت: آن دو (از دنیا) رفته اند، فرمود:
    - بر ولدک.
    یعنی: با فرزندت خوش رفتاری نما.
    و نیز از آن حضرت نقل است که فرمود:
    206- احبوا الصبیان و ارحموهم، و اذا و عدتموهم شیئاً فاوفوا لهم فانهم لا یرون الا انکم ترزقونهم
    یعنی: به بچه ها محبت کنید و بر آنان ترحم نمایید و هر گاه به آنان وعده ای دادید، بدان وفا کنید؛ چون اینان شما را روزی رسان خویش می دانند.
    و همچنین آن حضرت فرمود:
    207- من قبل ولده له حسنه، و من فرحه فرحه الله یوم القیامه، و من علمه القران دعی الابوان فکسیا حلتین یضی ء من نورها وجوه اهل الجنه
    یعنی: کسی که فرزندش را ببوسد، حسنه ای برایش خواهد بود. و هر کس شادش کند، خداوند متعال روز قیامت او را شاد خواهد نمود. و هر که به فرزندش قرآن بیاموزد پدر و مادر را صدا زده و جامه بر تنشان خواهند کرد که از نور آن دو چهره اهل بهشت روشن می گردد.
    فردی نزد رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: من تا کنون هیچ بچه ای را نبوسیده ام، وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود:
    208- هذا رجل عندنا من اهل النار.
    یعنی: این مرد، نزد ما اهل آتش است.
    روزی آن حضرت، مردی از انصار را دید که یکی از دو فرزندش را بوسید و دیگری را رها ساخت، فرمود:
    209- هلا واسیت بینهما؟.
    یعنی: چرا بین این دو مساوات برقرار نمی کنی؟.
    فردی گوید: نزد امام ابو الحسن موسی کاظم علیه السلام از فرزندم شکایت کردم، فرمود:
    210- لا تضربه و اهجره ولا تطل.
    یعنی: او را نزن، بلکه از او دوری نما (و قهر کن) ولی این را نیز طول مده.
    رسول خدا هر روز صبح بر سر فرزندانش و فرزندان فرزندانش دست می کشید، یک روز که با مردم نماز می گزارد، دو رکعت آخر را کوتاه نمود، وقتی نماز پایان پذیرفت، به آن حضرت عرض کردند ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز را کوتاه خواندی، آیا در این رابطه دستور تازه ای رسیده است؟ فرمود:
    211- و ما ذاک؟.
    یعنی: مگر چه شده؟ گفتند: دو رکعت آخر را با تخفیف خواندی؟
    فرمود:
    - اوما سمعتهم صراخ الصبی؟.
    یعنی: مگر صدای ناله و فریاد کودک را نشنیدید؟.
    و در حدیث دیگری نقل شده است که فرمود:
    - خشیت ان یشغل به خاطر ابیه.
    یعنی: ترسیدم که خاطر پدرش به او مشغول گردد (و از توجه در نماز غافل بماند.)
    برکات دختر
    حضرت صادق علیه السلام فرمود:
    22- ان ابراهیم سال ربه ان یرزقه تبکیه و تندبه بعد الموت
    یعنی: حضرت ابراهیم علیه السلام از پروردگارش درخواست نمود که دختری به او عطا کند تا پس از مرگش بر پدر گریه و زاری نماید.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    213- نعم الولد البنات ملطفات، مجهزات، مونسات، مبارکات، مفلیات
    یعنی: دختران، چه فرزندان خوبی هستند: مهربان، با جهاز، اهل انس و الفت، با برکت و با نظافت می باشند.
    حضرت صادق علیه السلام فرمود:
    214- من تمنی موتهن حرم اجرهن و لقی الله عاصیاً
    یعنی: هر کس آرزوی مرگ دختران را داشته باشد، از ثواب دختر داری محروم می ماند و با بار گناه، خداوند را ملاقات خواهد نمود.
    و همچنین فرمود:
    215- ایما رجل دعا علی ولده اورثه الله الفقر
    یعنی: هر کس بر فرزندش نفرین کند، خداوند متعال او را دچار فقر خواهد نمود.
    و فرمود:
    216- البنات حسنات و البنون نعمه و انما یثاب علی الحسنات، و یسال عن النعمه
    یعنی: دختران، حسنه اند و پسران نعمت و (روز قیامت) برای حسنه پاداش خواهد بود، و از نعمت سوال خواهد شد.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    217- من عال ثلاث بنات او ثلاث اخوات و جبت له الجنه
    یعنی: کسی که سه دختر یا سه پسر داشته باشد، بهشت بر او واجب است.
    سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دو تا چطور؟ فرمود:
    - واثنتین.
    یعنی: دوتا هم (همینطور است). سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یکی چطور؟ فرمود:
    - وواحده.
    یعنی: یکی هم (همینطور است).
    و همچنین فرمود:
    218- من عالم ثلاث بنات او مثلهن من الا خوات و صبر ایوائهن حتی یبن الی ازواجهن، او یمتن فیصرن الی القبور، کنت انا و هو فی الجنه کهاتین
    یعنی: کسی که سه دختر یا سه خواهر داشته باشد و در نگهداری از اینان صبور باشد، تا زمانی که ازدواج کنند، یا از دنیا بروند و وارد قبر شوند، من و او در بهشت مانند این دو انگشتیم.- در این حال حضرت اشاره کردند به انگشت سبابه و انگشت وسط.
    سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اگر دو تا باشند چطور؟
    فرمود:
    - واثنتین.
    یعنی: دو تا هم (همینطور).
    باز رسول شد: یکی چطور؟ فرمود:
    وواحده.
    یعنی: یکی نیز (همینطور است).
    حضرت صادق علیه السلام مردی را دید که برایش دختری به دنیا آمد؛ به همین خاطر ناراحت و غضبناک بود، فرمود:
    219- اریت لو ان الله تبارک اوحی الیک انی اختار لک او تختار لنفسک ما کنت تقول؟
    یعنی: اگر خداوند متعال به تو، بگوید: من برایت انتخاب کنم یا تو؟ چه می گویی؟.
    گفت: می گویم: پروردگارا تو انتخاب کن، فرمود:
    - فان الله قد اختار لک.
    یعنی: الان خداوند برایت (دختر) انتخاب کرده (پس چرا ناراحتی؟).
    سپس فرمود: پسر بچه ای که حضرت خضر به امر پروردگار او را کشته بود که قرآن کریم می فرماید:
    -فاردنا ان یبدلهما ربهما خیراً منه زکوه و اقرب رحماً(83)
    یعنی: اراده کردیم که برای پدر و مادرش، فرزندی پاکتر و مهربانتر نصیبشان گردد.
    خداوند متعال به جای آن پسر، دختری به آنان داد که از نسل آن دختر، هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.





    امضاء


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 89
    آخرين نوشته: 17-06-1396, 15:09
  2. پیش بینی آیت‌الله خامنه‌ای درباره عقب‌نشینی اسراییل
    توسط عمار رهبری در انجمن ولايت فقيه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-03-1393, 21:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20-02-1393, 23:34
  4. فیلم های غیر اخلاقی در سنین پایین
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 01-02-1393, 01:59
  5. قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرحهای دولتی و شهرداریها
    توسط درگاه محبوب در انجمن قوانين و مقررات حقوقي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 25-02-1389, 23:23

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی