سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: آموزه هایی از دعای ابوحمزه ثمالی

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    به یاد دوست


    مَوْلای بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی، وَ بمناجَاتِکَ بَرَّدْتُ أَلَمَ الْخَوْفِ عَنِّی.
    مولای من! به یاد تو دلم زنده است و به مناجاتت، درد ترس (از تو) را تسکین می دهم.
    آنگاه که شعله محبت و امید به خدا در دل و جان مؤمن زبانه می کشد و ایمان به او چونان درختی مستحکم در وجودش ریشه می دواند، صدایی از درون جان، او را به سوی محبوب خویش فرامی خواند. نام و یاد خدا که پیوسته با جان سالک گره خورده است و در سراسر زندگی، او را همراهی می کند، شاخصه ای است که با آن، مردان خدا شناخته می شوند. ازاین رو، قرآن کریم از چنین افرادی به عنوان رجال یاد می کند آنجا که می فرماید:
    رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَهً وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إیتاءِ الزَّکاهِ یخافُونَ یوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ. (نور : 37)
    مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات بازنمی دارد، [و] پیوسته از روزی که دل ها و دیده ها در آن زیر و رو می شود، می ترسند.
    ________________________________________
    1- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
    ص:39
    و چه شیرین است یاد و نام خدا. این عشق بازی با چنین عاشق و معشوقی، دیدنی است. جایی که عاشق همیشه با یاد معشوق خویش صبح و شام می کند و در همه حال، ایستاده و نشسته، خوابیده و بیدار، پیوسته با نام او روح و روانش را آرام می کند و زندگی پرتلاطم خود را سامان می دهد:
    الَّذینَ یذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)
    آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می کنند و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان باعظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی. پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.
    در مقابل، معشوق نیز او را به یاد دارد و چون عاشق از او یاد کرد او نیز پیوسته، هوادار بنده خود است: «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ.» (1) کجایند آنان که لاف عشق می زنند که ببیند فاصله واقعیت تا سراب از کجا تا به کجاست.به راستی، اگر جز این بود، جز سختی و مکافات چه چیزی بر جای می ماند.
    چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی
    ________________________________________
    1- . نک: بقره: 152.
    ص:40
    که یک سر مهربونی، دردسر بی (1)
    این است اوصاف مؤمنانی که آوازه محبتشان در آسمان و عرش خدا پیچیده و بندبند وجودشان با یاد پروردگارشان آمیخته و با ذکر او آرام گرفته است. به راستی که فقط نام خداست که دل را آرام می کند و معنای واقعی عشق را در خویش متبلور می سازد، آن سان که دل محبّ خویش را از تمام غم ها رهایی می بخشد و دریای متلاطم روح او را به اقیانوسی آرام و سنگین تبدیل می کند. «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد». (رعد: 28)
    و مگر جز این است که او به یاد معشوقش زنده است و اگر آنی او را به فراموشی سپارد، زندگی خویش را به زباله دان پوچی و فنا خواهد انداخت؛ «ای مولای من به یاد تو دلم زنده است و به مناجاتت، درد ترس (از تو) را تسکین می دهم».
    بسیار روشن است که چون دست دلی از دامان محبت پروردگار کوتاه شد و یاد پروردگار در گل و لای محبت دنیای فانی گم شد و نام و صدایی از او در کوچه های قلب آدمی باقی نماند، خدای عالم نیز کار دنیا را بر او تنگ می کند و او را با سختی و فلاکت هم آغوش و با شیطان، (2) قرینش می سازد و در
    ________________________________________
    1- . بابا طاهر عریان، دیوان اشعار.
    2- . نک: زخرف: 36.
    ص:41
    قیامت نیز او را کور محشور خواهد کرد که هرگز رحمت پروردگار و بهشت ابدی و جاودان او را نخواهد دید.
    وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمی. (طه: 124)
    و هرکس از یاد من [که سبب یاد کردن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود و روز قیامت، او را نابینا محشور می کنیم.
    حضرت لقمان می فرماید:
    پسر عزیزم، با دقت نظر به مجالس وارد شو، هرگاه گروهی را در حال ذکر خدا گفتن دیدی، نزد آنها بنشین؛ زیرا اگر تو عالم باشی، بر علمت افزوده می شود و اگر جاهل باشی، عالمت می کند و امید این هست که خداوند سایه رحمتش را بر آنان بیفکند و تو را نیز شامل شود. هرگاه گروهی را دیدی که ذکر خدا نمی گویند، با آنها هم نشین مشو؛ زیرا اگر عالم باشی، علمت به تو نفعی نمی رساند و اگر جاهل باشی، بر جهلت افزوده می شود و شاید خداوند عقوبتش را بر آنان بیفکند و تو را نیز شامل شود. (1)
    رحمت گسترده الهی چنان اقتضایی دارد که پیوسته انسان را هشیار می کند که مبادا گنج دل خویش را بر سر راهی گذارد که منجلاب دنیازدگی، آن را آلوده کند و رهزن محبت مال و فرزند آن را از او برباید که اگر چنین شود،
    ________________________________________
    1- . حسن بن فضل طبرسی، مشکاه الانوار، ترجمه: هوشمند و محمدی، ص 97.
    ص:42
    سرمایه از دست می دهد و جز خسران و ضرر برایش چیزی باقی نخواهد ماند. این صدای زیبای خداست که پیوسته در جان طنین انداز است و دست نوازش و رحمتش را بر سر او می کشد که:
    یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ. (منافقون: 9)
    ای مؤمنان مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که [به خاطر مال و فرزند از یاد خدا] غافل می شوند، زیان کارند.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دلدادگی و دلبردگی

    وَ لَئِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّی لَکَ.
    و اگر به دوزخم داخل سازی، اهل آتش را از محبتم به تو آگاه می سازم.
    آنجا که آدمی قدم به وادی محبت می گذارد، زانویش سست می شود که چگونه وقتی پروردگار، بنده اش را به سمت خویش دعوت کرد و دست رحمتش را بر سر او نهاد و کیمیای ایمان را به او بخشید و گوهر اطاعت و بندگی را در وجود او نهاد و آن را با امید به خویش به کمال رسانید و بذر یاد خویش را در دلش کاشت. آنگاه بنده را مجالی نمی ماند جز آنکه با تمام وجود، دل خویش را تقدیم مولایش کند و اگر متاعی گران قیمت تر از او می یافت، هر آینه او را به بارگاه قدسش تقدیم می کرد.
    ص:43
    جان نقد محقر است حافظ از بهر نثار خوش نباشد (1)
    چنین است که مؤمنان، بیش از همه، به خدای متعال عشق می ورزند و محبت او را در دل و جان خویش جای می دهند. ازاین روست که قرآن کریم در وصف ایشان می فرماید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ؛ آنان که به خدا ایمان آوردند، عشق و محبت بیشتری به خدا دارند...». (بقره: 165)
    جذبه معشوق، سالک را به سوی خویش می کشد و محبت این دو، او را به سرحد کمال و معنویت می رساند و او را تا اوج بندگی سوق می دهد. اگر نبود الطاف خداوندی و محبتی که او به بندگان خویش ابراز می کند، هر آینه، بنده ای را توان نبود که به بارگاه قدسش گام نهد و در مسیر بندگی اش حرکت کند.
    تا که از جانب معشوقه نباشد کششی
    کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
    قرآن کریم، بارها محبت خداوند را برای بندگان مؤمن بازگو کرده است و بسیاری از گروه ایشان را در ردیف کسانی یاد می کند که مورد محبت و شفقت پروردگار عالمند. نه تنها کسانی چون شهیدان، توبه کاران، پرهیزکاران، پاکیزگان و نیکوکاران از جمله کسانی اند که در این کتاب شریف در شمار محبوبان خداوند ذکر شده اند، گروهی نیز چنین توصیف می شوند که هم ایشان به رب
    ________________________________________
    1- . حافظ شیرازی، دیوان اشعار.
    ص:44
    الارباب خویش عشق می ورزند و هم خدای متعال به ایشان علاقه و محبت دارد:
    یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّهٍ عَلَی الْکافِرینَ. (مائده: 54)
    ای کسانی که ایمان آورده اید، هرکس از شما از دین خود برگردد، به زودی، خدا گروهی [دیگر] را می آورد که آنان را دوست می دارد و آنان نیز او را دوست دارند. [اینان] با مؤمنان، فروتن و بر کافران سرفرازند.
    و این پیوندی است عمیق و ناگسستنی دریایی است بی کنار که سالک همه چیز خود را بدهد، ولی دست از محبت محبوب خویش برندارد و هرگز لحظه ای را بدون عشق او سپری نکند.
    ... و اگر به دوزخم داخل سازی اهل آتش را از محبتم به تو آگاه می سازم.
    این منتهای محبت است. همانی که بنده صالح خدا همیشه از پروردگار خویش طلب می کند و پیوسته نه به زبان حال، بلکه به زبان گفتار و با دل و جان، بدان امید زندگی می کند. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی حُبّاً لَکَ؛ خدایا! از تو قلبی می خواهم که از محبت تو سرشار و لبریز باشد».
    آنچنان مهر تواَم در دل و جان جای گرفت
    که اگر سر برود، از دل و از جان نرود (1)
    ________________________________________
    1- . حافظ شیرازی، دیوان اشعار.
    ص:45
    به راستی که محبت خدا چه مقامی است و تا کجا پیش می رود؟
    از حضرت رسول(ص) روایت شده است که حضرت شعیب(ع) به واسطه محبت و شوق و دوستی با خدا آن قدر گریست که دو چشم او کور شد، خداوند دیدگان او را بینا فرمود و هم چنین تا سه بار. در چهارمین بار وحی الهی رسید که یا شعیب، تا کی گریه می کنی و تا چند چنین خواهی بود. (و مقصود تو از این گریه چیست)؟ اگر گریه تو از خوف جهنم است، من تو را از آن ایمن کردم و اگر از شوق بهشت است، آن را به تو بخشیدم. حضرت شعیب(ع) عرض کرد:
    مولای من، تو می دانی گریه من برای ترس از جهنم و شوق بهشت نیست، بلکه دل من به محبت تو بسته شده است و گریه دوستی و محبت است که چشم مرا نابینا کرد.
    وحی رسید حال که گریه تو از این راه است، به زودی پیامبر و کلیم خود، موسی بن عمران(ع) را به خدمتکاری تو خواهم فرستاد که ده سال خدمت (و شبانی) کند. (1)
    ________________________________________
    1- . حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ترجمه: سید هدایت الله مسترحمی، تهران، انتشارات مصطفوی، 1349 ه_ . ش، چ 3، ج 2، ص 220.
    ص:46





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اقرار، تحفه ابرار

    أَدْعُوکَ یا سَیدِی بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِیکَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ إِذَا رَأَیتُ مَوْلای ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَیتُ کَرَمَکَ طَمِعْتُ فَإِنْ عَفَوْتَ [غَفَرْتَ] فَخَیرُ رَاحِمٍ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَیرُ ظَالِمٍ.
    خدایا، تو را می خوانم با دلی که هراسان و ترسان است از قهر تو و امیدوار به کرم توست. ای مولای من، چون به گناهان خود، می نگرم، زار می نالم، و چون به کرم بی پایان تو نظر می کنم، امیدوار می شوم. پس اگر مرا ببخشی، رواست که تو بهترین رحم کننده ای و اگر مرا عذاب کنی، ستم نکرده ای.
    در عالم خلقت، به جز چهارده نور پاکی که اراده پروردگار به پاکی و صداقت ایشان تعلق گرفته است، بندگان دیگر خدا همگی در معرض لغزش و سقوط هستند. اگر رحمت خدا شامل حال انسان نشود و مغفرت او وجودش را فرانگیرد، در این دنیا، زندگی سخت و دشواری خواهد داشت و در آخرت نیز در تنگنای احوال قیامت قرار خواهد گرفت.
    رحمت و مهربانی پروردگار نیز در اینجا شامل حال بندگان است و دری از مغفرت را پیوسته به روی گناهکاران می گشاید و با استقبالی گرم، آنها را به آغوش خویش فرامی خواند. آن سان که می فرماید: «وَ رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّ شَی ء؛ رحمت من برای تمام جهان فراگیر است». (اعراف: 156)
    ص:47
    ازاین رو، توبه دری است از درهای مغفرت پروردگار که هماره به روی بندگان باز است و ایشان را از منجلاب گناه و گمراهی به اوج هدایت، کمال و مغفرت رهنمون می کند.
    انسان، پیوسته محتاج توبه و استغفار است و نه تنها ازاین رو، دمادم به پیشگاه خدای خویش اظهار پشیمانی و ندامت می کند، بلکه بدان جهت که پروردگار، پشیمانان را دوست دارد _ به یمن این دوستی _ پیوسته از آنچه گذشته است، به بارگاه خداوند عالم، اظهار ندامت و پشیمانی می کند و با وجود توبه شکنی ها دوباره پیشانی به درگاه پروردگارش می ساید که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابین». (1)
    این درگه ما درگه نومیدی نیست صدبار اگر توبه شکستی، باز آ (2)
    آنگاه که بنده گنه کار، خاکسار و پشیمان از کرده خویش، روی به بارگاه پروردگار آورد و در پیشگاه او سجده عجز و ندامت کرد، خدا نیز مشتاقانه به استقبال او خواهد آمد و هدایت او را به عهده خواهد گرفت، چنان که با تأکید فراوان می فرماید:
    وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی. (طه: 82)
    ________________________________________
    1- . نک: بقره: 222.
    2- . ابوسعید ابوالخیر.
    ص:48
    و همانا من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد. سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.
    ... و هنگام توبه است. با دلی شکسته و نادم از آنچه بر تو گذشته است، روی به بارگاه پروردگار می آوری و دست به دامان کرم او دراز می کنی. اینجا وادی قلب های شکسته است«انا عند المنکسره قلوبهم؛ من نزد کسانی هستم که قلبشان شکسته است». (1)
    در کوی عشق، شوکت شاهی نمی خرند
    اقرار بندگی کن و اظهار چاکری (2)
    امام علی(ع) می فرماید:
    عَاصٍ یقِرُّ بِذُنُوبِهِ خَیرٌ مِنْ مُطِیعٍ یفْتَخِرُ بِعَمَلِه. (3)
    گنه کاری که به گناهش اعتراف کند، بهتر از اطاعت کننده ای است که به عملش افتخار می کند.
    صدای استغفار سیدالساجدین، امام زین العابدین(ع)، شنیدنی است. آن گونه مناجات می کند که دل هر شنونده را به عرش الهی پیوند می دهد. چه زیباست تجسم آن امام همام آنگاه که خاضعانه به درگاه الهی چنین می فرماید:
    ________________________________________
    1- . المناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج 1، ص 663.
    2- . حافظ، دیوان اشعار.
    3- . غررالحکم و دررالکلم، ص195.
    ص:49
    خدایا، تو را می خوانم با دلی که هراسان و ترسان است از قهر تو و امیدوار به کرم توست. ای مولای من، چون به گناهان خود، می نگرم زار می نالم و چون به کرم بی پایان تو نظر می کنم، امیدوار می گردم. پس اگر مرا ببخشی، رواست که تو بهترین رحم کننده ای و اگر مرا عذاب کنی، ستم نکرده ای.
    اینجاست که روح تواضع و بندگی در این جملات زیبا موج می زند و این چنین اقرار به گناه همراه با هاله ای از عشق و محبت به خداوند بزرگ در این مناجات، نمایان است.
    و در جای دیگری عاشقانه می فرماید:
    إِلَهِی لَمْ أَعْصِکَ حِینَ عَصَیتُکَ وَ أَنَا بِرُبُوبِیتِکَ جَاحِدٌ وَ لا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ وَ لا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ وَ لا لِوَعِیدِکَ مُتَهَاوِنٌ لَکِنْ خَطِیئَهٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَ غَلَبَنِی هَوَای وَ أَعَانَنِی عَلَیهَا شِقْوَتِی وَ غَرَّنِی سِتْرُکَ الْمُرْخَی.
    خدای من، هنگامی که به معصیتت پرداختم، گناه نکردم ازآن رو که خداوندی تو را انکار کنم و نه ازآن رو که فرمانت را خفیف شمرم و سینه در مقابل عقابت سپر کنم و وعده مجازاتت را خوار و بی اهمیت بدانم، بلکه عصیانم خطایی بود که عارض شد و نفس زشت بر من شبهه کاری کرد و هوا و هوس چیره شد و بدبختی افزون گشت و پرده پوشی ات مغرورم کرد.
    این انسان ناسپاس و فراموش کار، پیوسته گذشته ها را فراموش می کند و خواری خود را قبل از نعمت و عزّتی که خدا به او عطا کرده است، از یاد می برد و چنان متکبرانه سر بر آستان پروردگار خویش برمی دارد و کمر به معصیت و نافرمانی او محکم می کند که پنداری پیش از این، نه خواری و ذلّتی بود و نه
    ص:50
    فقر و فاقتی و هم اکنون او مالک هستی است و هیچ ناتوانی و ضعفی هرگز به او روی نخواهد آورد.
    آنگاه که نطفه ای بود از آب گندیده و پروردگار، در تاریکی ها او را پروراند و استخوان او را محکم کرد و با گوشت و پوست، زیبایی به او بخشید. آنگاه که کودکی بیش نبود و کمترین توان دفاعی نداشت و خدا او را از خطرها حفظ کرد. آنگاه که از نادانی، چه بسیار خطا می کرد و خدایش او را با عزّت علم بیاراست.
    خدایا من گمراهی بودم که تو هدایتم کردی و ذلیلی بودم که تو عزیزم ساختی و ترسانی بودم که تو امنیت به من بخشیدی. گرسنه ای بیش نبودم که تو مرا سیر کردی و تشنه ای که او را سیراب نمودی. عریانی که تو او را پوشاندی و فقیری که از فضل و کرمت، بی نیازش ساختی. ضعیفی که او را قوی کردی و مریضی که شفایش دادی، گدایی که خواسته اش را عطا کردی و گنه کاری که زشتی و پلیدی او را پوشاندی... . (1)





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    گدایی بر آستان دوست


    لا الَّذِی أَحْسَنَ اسْتَغْنَی عَنْ عَوْنِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ لا الَّذِی أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیکَ وَ لَمْ یرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِک!
    ای خدا، نه آن کس که نیکوکار است از یاری تو و لطف و رحمتت بی نیاز است و نه آن که بدکار است و بر حکم تو بی باکی کرده و به راه رضا و خشنودی ات نرفته است، از حیطه قدرتت بیرون است.
    باری چو بنده او شدی و فهمیدی که عزتی برتر و بالاتر از بندگی و گدایی بر در بارگاه دوست نیست و هرچه هست از اوست، به خوبی خواهی فهمید که وجود فانی و محدود تو وابسته به ذات پاک اوست. اگر هم بخواهند فقر را به تصویر کشند، باید رابطه بنده و خدای خویش را بازگو کنند که نه تنها انسان ها با همه ذکاوت و پیشرفتشان، بلکه همه مخلوقات خداوند با همه زیبایی ها و شگفتی شان، جز وابستگی و احتیاج چیز دیگری ندارند. پس اگر لطف
    ________________________________________
    1- . محمود ناصری، داستان های بحارالانوار، ج4، داستان 44.
    2- . صائب تبریزی، دیوان اشعار.
    ص:28
    پروردگار، لحظه ای از آنان قطع شود، هر آینه جز نیستی و فنا سرنوشت دیگری در انتظارشان نیست.
    جز ذات مقدس پروردگار که مالک همه هستی است و زوال و فنایی در او راه ندارد، چه کسی می تواند ادعای بی نیازی کند. هرچه هست، به دست بی نیاز اوست و دیگران همه، روزی خور خوان بابرکت اویند: «یا أَیهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمیدُ؛ ای مردم! شما به خدا نیازمندید، و خداست که بی نیاز و ستوده است». (فاطر: 15)
    چنین است که اگر قطره ای به دریا متصل شود، دریا شود و چون خویش را دریا بپندارد و رو به سوی اقیانوس نکند، نه تنها به زودی از تازیانه آفتاب هلاک خواهد شد، بلکه سیلی باد نیز او را به وادی فنا و نابودی خواهد کشاند.
    چون فقیر محض پروردگار شدی و دل به او سپردی و به دریای لایزالش متصل شدی، نه تنها مشکلات، که مغلوب هیچ سختی نخواهی شد؛ چراکه دل بسته و محتاج کمال مطلقی هستی که تمام عالم سر تعظیم در مقابلش می سایند. «وَ خَضَعَ لَهَا کُلُّ شَی ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا کُلُّ شَی ء». (1)
    این گدایی آستان دوست است که انسان را پادشاه می کند. اگر پیش سفلگان دست احتیاج بردی و عرض نیاز به ایشان نمودی، دیگر عزّت و شرفی برای تو
    ________________________________________
    1- . نک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات اسوه، دعای کمیل.
    ص:29
    باقی نخواهد ماند، ولی اینجا که دست احتیاج به بارگاه غنی مطلق بلند کردی و خویش را به دریای بی کران محبت و غنای پروردگارت متصل ساختی، آنگاه او تو را چنان بی نیاز خواهد کرد که دیگران دست نیازشان را به سوی تو دراز کنند.
    گدایی در جانان به سلطنت مفروش
    کسی ز سایه این در به آفتاب رود (1)
    نه زیبا و نه زشت، نه قوی و نه ضعیف، نه عزیز و نه ذلیل، نه فقیر و نه غنی، بلکه تمام عالم محتاج اویند. نه ثروتمند و سالم و زیبا و عارف از فیض او و نه فقیر و مریض و زشت و گنه کار، از لطف و عنایت و مغفرت او بی نیازند؛ چراکه عنایتش به موجودات از نهایت لطف و کرم اوست.
    خدایا، نه آن کس که نیکوکار است، از یاری تو و لطف و رحمتت بی نیاز است و نه آن که بدکار است و بر حکم تو بی باکی کرده است و به راه رضا و خشنودی ات نرفته، از قدرتت بیرون است.
    امام حسین(ع)، سید و سالار شهیدان، در مناجات عاشقانه خود در صحرای عرفات، اوج احتیاج خود را به پروردگار خویش چه زیبا بیان می کند که: «خدایا! من در غنا و بی نیازی خود، فقیرم. پس چگونه در فقرم، محتاج نباشم؟» (2)
    ________________________________________
    1- . حافظ شیرازی، دیوان اشعار.
    2- . مفاتیح الجنان، دعای عرفه امام حسین(ع).
    ص:30
    با این همه نیاز و احتیاج، تو ما را آفریدی و نعمت دادی و به ما عشق ورزیدی که اگر جز این بود، تا کنون نه این همه نعمت، بلکه نقمت ها، سراسر وجودمان را فرامی گرفت.
    سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
    ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود (1)
    خدایا، من به درگاهت، توبه می کنم و دست دعا به بارگاه تو دراز می کنم بی آنکه لیاقت استجابت دعا داشته باشم و یا چنان لیاقتی که تو مرا ببخشی... . (2) خدایا، تو به آنچه عمل کردم آگاهی و بر اعمالم ناظر، و با تمام این اوصاف نعمتت را از من دریغ نکردی.
    خدایا، همواره از تو خیر و نیکی به من نازل می شود و از من شر و بدی به سوی تو می آید و همواره فرشته ای از فرشتگان مقرب درگاهت عمل بدی را از من به پیشگاه تو عرضه می کند، ولی هیچ کدام مانع بخشش نعمت هایت نشد. به راستی که چقدر بزرگ و صبوری... . (3)




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سپاس گزاری


    فَمَا نَدْرِی مَا نَشْکُرُ أَ جَمِیلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِیحَ مَا تَسْتُرُ أَمْ عَظِیمَ مَا أَبْلَیتَ وَ أَوْلَیتَ أَمْ کَثِیرَ مَا مِنْهُ نَجَّیتَ وَ عَافَیتَ.
    ________________________________________
    1- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
    ص:51
    پس من نمی دانم شکر کدام را به جای آرم. آیا شکر نیکی هایی که از من میان مردم منتشر کردی یا زشتی هایی که پرده پوشی نمودی، یا بلاها و امتحانات سختی که بر ما آسان ساختی و ما را بر آن فائق و مؤید داشتی، یا بلاهای بسیار که از آن نجات داده و عافیت بخشیدی.
    پروردگارا! تو را برای هر آنچه داده ای شکر می گویم، برای هر آنچه نیز نداده ای سپاس گزارم؛ چراکه همه داده هایت نعمت است و نداده هایت از حکمت توست.
    باری، چون دل به دوست دادی و از غیر او دل کندی و جان خویش را در طبق اخلاص نهادی، خواهی یافت که هرچه داری از اوست و چون این را دریافتی خواهی فهمید که تمام هستی را مدیون محبوبی و هر چه داده است از مهربانی و کرامتش بوده است.
    بی آنکه بخواهی، دست و پا دل و اعضا عطایت فرمود. آن سان که نمی دانی شکر کدام را به جای آوری؟ شکر سلامتی و صحت را؟ یا آبرو و مکنت را؟ و یا آنچه از کودکی تا کنون به تو عطا کرده است؟
    پس من نمی دانم شکر کدام را به جای آرم آیا شکر نیکی هایی که از من میان مردم منتشر کردی یا زشتی هایی که پرده پوشی نمودی، یا بلاها و امتحانات سختی که بر ما آسان کردی و ما را بر آن موفق و پیروز نمودی، یا بلاهای بسیار که از آن نجات داده و عافیت بخشیدی.
    ص:52
    هست چون در هر نفس آماده صد نعمت تو را
    صائب از شکر خدا غافل نشستن خوب نیست (1)
    آنگاه که بنده از جان و دل، خدایش را شکر کرد و نعمت های بی پایان او را در نظر خویش هویدا دید، شکر پروردگار را بر خود لازم و واجب می بیند و حال آنکه این دریای بیکران نعمت، شکری بیکران و شایسته صاحب نعمت خواهد طلبید. اما چگونه؟ این زبان قاصر و این زمان محدود هرگز نخواهد توانست ذره ای از این همه محبت و کرم را ستایش کند و با هرچه بخواهد بستاید هرگز نتواند که: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحیمٌ». (نحل: 18)
    از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید (2)
    هشام بن احمر گوید:
    با امام ابوالحسن(ع) در اطراف مدینه راه می رفتیم. امام از مرکب پایین آمد و سجده شکر به جای آورد و [سجده را] طولانی کرد. بعد سرش را برداشت و بر مرکب سوار شد. عرض کردم سجده را طولانی فرمودید. فرمود: یاد نعمتی از نعمت های خدا را کردم. ازاین رو، دوست داشتم او را سجده کنم. (3)
    ________________________________________
    1- . دیوان اشعار، صائب تبریزی.
    2- . دیوان سعدی.
    3- . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، کتاب الایمان و کفر، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، انتشارات عطارد، 1387 ه_ . ق، چ 1، ج 2، ص 103.
    ص:53
    نه تنها زبان، بلکه هیچ عضوی قادر به بیان حتی کوچک ترین نعمت های پروردگار نخواهد بود. شکر این قدردانی چگونه کند که آن نیز وابسته به زبانی است محتاج به قدردانی؟ و هرچه تصور کنی، به همین ترتیب، ناتوانی ات را به تصویر می کشی.
    وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی بَسْطِ لِسَانِی أَ فَبِلِسَانِی هَذَا الْکَالِّ أَشْکُرُکَ أَمْ بِغَایهِ جُهْدِی [جَهْدِی] فِی عَمَلِی أُرْضِیکَ وَ مَا قَدْرُ لِسَانِی یا رَبِّ فِی جَنْبِ شُکْرِکَ.
    و تو را سپاس می گویم برای آنکه زبانم را به ذکرت گشودی. آیا من بدین زبان لال شکر و سپاس تو توانم گفت یا با کمال جهد و کوشش در عمل، رضا و خشنودی ات به دست توانم آورد.
    آن گاه که با زبان و از دل و جان، شکر نعمت های بیکران او را به جای آوردی، او نیز از سفره فضل و کرمش، نعمت هایش را بر تو افزون می کند. چنان که فرموده است:
    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ. (1)
    اگر نعمت ها را شکر گویید، آنها را زیاد می کنیم و چون شکر نعمت به جای نیاوردی و کفران کردی، منتظر باش که باب نعمت هایی را که به تو عطا فرموده است، خواهد بست، ازآن رو که لایق آن نبودی.
    ________________________________________
    1- . نک: ابراهیم: 7.
    ص:54
    ازاین رو هرچه پیش سالک آید، خیر اوست؛ چراکه در مسیر هدایتش، شاکر نعمت های معنوی پروردگار است و خدای دانا نیز روز به روز نعمت هایش را برای او بیشتر خواهد کرد و بر پیشرفت و معرفتش خواهد افزود.



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,649
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    7,462
    مورد تشکر
    8,470 در 3,562
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اشتیاق دیدار

    یا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِکْرَامِ حَبِّبْ إِلَی لِقَاءَکَ وَ أَحْبِبْ لِقَائِی.
    بار پروردگارا، دیدار خود را محبوب من و دیدار من را محبوب خودت قرار ده.
    هنگامی که مؤمن، دل از این دیار فانی برکند و هر آنچه دارد، به دست محبوبش بسپرد، این دنیا، برای او زندانی خواهد شد تنگ و تاریک که هر لحظه هزاران بار آرزو می کند که از آن آزاد شود و به سوی محبوب خویش پر گشاید. «الدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن؛ دنیا، زندان مؤمن است». (1)
    لقای یار که تسکین دوزخ دل ماست
    حدیث باغ خلیل است و آتش نمرود (2)
    ________________________________________
    1- . اصول کافی، ج 2، ص 250.
    2- . امیر خسرو دهلوی، دیوان اشعار.
    ص:55
    و چنین است که شرط دیدار یار، عمل صالح است و پروردگار چنین شرطی برای لقای خویش نهاده و کلید بارگاه دیدارش را کار نیک قرار داده است.
    چون دل همه از صفا و نیکی پر شد و جان مؤمن به راز و نیاز صیقل یافت، آنگاه قلبش چنان بزرگ و ستبر خواهد شد که دنیا با همه وسعتش برای او تنگ و کوچک می نماید و نفس کشیدن، در این قفس تنگ، بسی سخت و دشوار خواهد بود.
    لا یَسَعُنی أرْضی وَ لَا سَمائی وَ لکنْ یَسَعُنی قَلْبُ عَبدیَ الْمؤمنِ. (1)
    نه زمین و نه آسمان، برای جایگاه من وسیع نیست، ولی قلب بنده مؤمن من است که چنان وسعت دارد که در آن جای گیرم.
    و این همه وسعت، از آنِ کارهای نیکی است که پیوسته انجام داده است و صداقتی است که در توحید و بندگی اش به خدای خویش ابراز کرده است. آری، پروردگار شرط دیدارش را عمل صالح بیان می فرماید:
    فَمَنْ کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً. (2)
    پس هرکسی دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امیدوار باشد، باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.
    ________________________________________
    1- . ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، قم، انتشارات سید الشهداء، 1405 ه_ .ق، چ 1، ج4، ص7.
    2- . نک: کهف: 110.
    ص:56
    چه شیرین است انتظار محب برای دیدن محبوب و چه زیباست هنگام وصالش که جایی برای درد و غم باقی نخواهد گذاشت. آنگاه که حق برای بنده اش تجلی می کند و او از این منزلگه خراب و ویران، پای به آستان قدس و رضای خدای خویش و بهشت برینی می گذارد که برای او مهیا کرده است.
    عبد الصّمد بن بشیر از یکی از یاران خود نقل می کند:
    به امام صادق(ع) گفتم: خدا توفیقت دهد، آیا چنین است که هر فردی ملاقات با خدا را دوست بدارد، خدا هم ملاقات با او را دوست می دارد و هرکس که دیدار خدا را دوست نداشته باشد، خدا هم به دیدار او میل ندارد؟ فرمود: آری، گفتم: به خدا قسم، ما مرگ را دوست نداریم. فرمود: آن چنان نیست که تو می پنداری، قطعاً هنگام رودررو شدن با مرگ، اگر با صحنه ای مقابل شود و آن را آن چنان دوست بدارد که چیزی برایش محبوب تر از آن نباشد، به گونه ای که خود استقبال کند، خداوند هم دیدار او را دوست می دارد و او در این هنگام، دیدار پروردگار را دوست خواهد داشت و اگر آن هنگام، صحنه ناخوشایندی را ببیند، چیزی برایش دشمن تر از مرگ نخواهد بود و خداوند هم دیدار او را دوست نمی دارد. (1)
    ________________________________________
    1- . محمد بن بابویه قمی، معانی الأخبار، ترجمه: عبدالعلی محمدی شاهرودی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1377، چ 2، ج 2، ص 86.
    ص:57
    این تمنای وصال و شیرینی دیدار است که بر زبان دلدادگان و عاشقان دل سوخته الهی جاری است که: بارپروردگارا، دیدار خود را محبوب من و دیدار من را محبوب خودت قرار بده.
    ص:58






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی