دلنوشته های من سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دلنوشته های من
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29
  1. #11
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من






    ماه در آن سوی آسمان به خواب رفته است
    هیچ ستاره ایی روشن نیست
    آسمان از نفرت در هم میپیچد
    و شیطان
    ... آن سوتر پشت در های نفرت و نامردی
    زهر در کاسه می ریزد
    خاک اینهمه غربت دردناک را بر نمی تابد
    سامرا آخرین نفس هایش را در فضایی که نفس های مولایش عطر آگین کرده است ، می کشد
    و زمین به دستان پلید "معتمد " هایی که اسیر دستان شیطانند
    وجهل و نادانی "معتز" ها داغ دار می شود.
    نفرین بر آنان که تو را با زهر سیرابت کردند
    نفرین بر آنان که در قفس نادانیشان غرق شدند
    و آتش اندوه و حسرت را در چشمان ملکوت افروختند
    نفرین به شهرشان که در آن حق نمک "زهر" بود
    و حق مهربانی ستم.
    شهادت مظلومانه ی طلایه دار هدایت امام هادی علیه السلام تسلیت باد





    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكرها 6

    parsa (19-09-1389), ملکوت (02-11-1389), محب فاطمه (02-11-1389), نرگس منتظر (09-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (26-03-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-01-1392)

  3. #12
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من








    سه روز است که نفس عالم در سینه محبوس گشته .
    سه روز است که انتظار و تجسم هدیه ی خدا ، هستی را تا مرز جنون برده است
    سه روز است که درختان دست به دعای قنوت برده اند و پرندگان ذکر یا رئوف و یا رحیم می خوانند
    و مردم شهر...
    این سه روز مبهوت در مقابل دیواری بهم پیوسته کعبه که جز رد درزی از آن معلوم نیست به انتظار نشسته اند.
    ناگهان افلاک هلهله سر می دهد و خاک در بهت فرو می رود.
    دیوار کعبه لبخند بر لب نام مقدست را بر زبان می آورد
    ...اما نه
    این کعبه نیست که شکافته می شود!!!
    این آغوش خدا ست که تو را به دنیا هدیه می هد.
    ...و این گونه چون خورشید از درون کعبه طلوع می کنی
    می آیی تا درهای دوزخ را ببندی.
    و دوزخیان را به مهمانی بهشت ببری

    میلاد با سعادت ابر مردی که در بدر و احد حماسه آفرید و در خیبر ، آسمان و زمین را به تحسین واداشت . جوانمردی که صورت بر تنور پیرزن گرفت و صولت صفدری را با شادی کودکان قسمت کرد مبارک باد

    التماس دعا
    4 تیر 89





    .
    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. تشكرها 4


  5. #13
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من




    به مناسبت آتش زدن قرآن توسط دجالان زمان



    کاش می جنگیدید آنگاه می جنگیدیم
    کاش می کشتید آنگاه می کشتیم
    کاش اسیر می گرفتید آنگاه اسیر می گرفتیم
    کاش ...
    اما با قرآن سوزیتان چه کنیم؟
    انجیل تحریف شده تان را بسوزانیم؟
    تورات تحریف شده تان را بسوزانیم؟
    به دینتان اهانت کنیم؟
    شما ابلهان اداعای روشنفکری دارید؟
    فکر کرده اید در عصر بیداری اندیشه با کتاب سوزی تان اندیشه مان را نیز می سوزانید
    هیهات که هنوز در عصر جاهلیت به سر میبرید
    هیچ کتابی را که سوزاندید ورق زده بودید؟
    کتابی که 11 بار نام " مسیح " در آن آمده بود
    کتابی که 34 بار از مریم (س) یاد کرده بود
    23 بار عیسی (ع)
    3 بار نام روح الله
    و هزاران بار نام خدای تعالی
    شما پیروان قسم خورده ی شیطان با این کارتان نام مسیحیت را هم بر آتش زدید
    می خواستید نام اسلام و قرآن را محو کنید
    چه خیال خامی
    خدای خود در قرآنش فرموده " انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون "
    با خدا به ستیزه بر خواستید؟
    ای کاش قرآنی که آتشش زدید را نگاهی می انداختید و عبرت میگرفتید
    سرگذشت نمرود و ابراهیم خلیل الله را نشنیده اید؟
    نمرود ابراهیم را در اتش افکند اما خواست خدا این بود که آتش گلستان شود
    "قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ"
    حال شما هم به خیالتان قرآن را سوزاندید؟
    با اندیشه مان چه میکنید؟
    اندیشه مان را چگونه میسوزانید؟
    قرآن در قلب ماست
    شما دجالان ید طولایی در هتک حرمت و قرآن سوزی دارید
    شما قرآن های بسیاری را اتش زدید اما هیچوقت قرآن از دل مسلمانان محو نشد
    با علی (ع) به ستیزه برخواستید چون میدانستید اون قرآن ناطق است
    سوره ی کوثر (فاطمه (س) ) را به اتش کشیدید
    کربلا به راه انداختید
    و...
    تاریخ گواه وحشیگری های شماست
    اما مطمئن با باشید این آتش ها قلبمان آتش فشان میشود
    و گدازه هایش تیری بر وجود پلیدتان
    قرآن هیچوقت نسوخته و نخواهد سوخت

    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. تشكرها 5


  7. #14
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من




    آسمان بقیع آماده ی انفجار است
    ابرها ضجه میزنند
    مدینه در تب می سوزد
    و کوچه هایش بوی یتیمی می دهند
    بقیع بغض در گلو غروب طاقت ستیز خورشید را به نظاره می ایستد
    تاریخ فصل ششم را به پایان رسانده و بی اختیار اشک می ریزد
    حکایتی تلخ در پیش است
    بقیع می خواهد لب باز کند و نگفته های دلش را بگوید
    از درد های نهانش بگوید
    از زخم هایی که بر پیکرش نشسته
    از شب هایی که اندوهگین بوده
    از غزل هایی که در آغوش گرفته
    از...
    ... وقتی یاد مهمان امشبش می افتد
    جگرش آتش میگیرد
    سکوت میکند
    اما صدای ناله ها سکوتش را می شکنند
    صدا ها از خانه ی فاطمه (س) است
    آه از نهادش بر می آید
    صدای قهقه ایی او را به خود می آورد
    آنسوتر
    منصور دوانقی فرمانده اردوگاه شیطان به گمان اینکه امامت را منقطع کرده قهقه سر می دهد
    غافل از آنکه زمین بی حجتش تاب ایستادن ندارد
    بقیع قبلا هم چندین بار شاهد این قهقه های شیطانی بوده است
    .
    .
    .

    بقیع هنوز هم با چشمانی خیس چشم براه است
    چشم براه میهمانی از جنس صداقت
    که به یکباره
    در آسمان تیره ی بقیع خورشید طلوع میکند
    مردم جنازه ی عشق و صداقت را در تابوت گذاشته اند
    فرشتگان ضجه می زنند
    ...


    شهادت جانگداز مظهر صداقت حضرت امام صادق (ع) تسلیت باد

    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. تشكرها 5


  9. #15
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من




    بوته های یاس را در دست گرفت
    می گفت باران که بیایید همه ی یاس ها را میکارم
    می گفت انتظار به گل نشستن بوته ی یاس شیرین است
    اما انتظار باران برایش سخت غم انگیز بود
    ...
    بالاخره باران آمد
    بوته های یاس را کاشت و باران نثارشان کرد
    بوته ها به گل نشستند
    خیلی خوشحال بود ولی باز هم منتظر
    انگار تقدیرش را با انتظار و فراق نوشته بودند
    هر روز شاخه ایی به دست بر گذر به انتظار می نشست
    به تمنای وصالش بر در میکوبید
    لیک انتظار بود و چشم به راهی و بی سرانجامی
    امروز آخرین شاخه از گلهای یاسش را چید
    آخرین شاخه
    آخرین یاس
    همه ی یاس هایش را نثارش کرده بود
    یاس هایی که به شوری اشک هایش خو گرفته بودند
    و عطرشان کوچه را پر کرده بود
    دیگر یاسی برایش نمانده بود
    او بدون یاس ها همچون یاس ها پرپر میشد
    بالاخره هم تن پاک آخرین شاخه ی یاس نثار سردی گور شد
    دلنوشته های من
    ویرایش توسط رایکا : 08-09-1389 در ساعت 22:09
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. تشكرها 6

    parsa (19-09-1389), ملکوت (02-11-1389), نرگس منتظر (09-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (08-09-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-01-1392), عهد آسمانى (05-11-1389)

  11. #16
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من




    محرم که میشود کوچه های سیاه پوش پر از بغض میشوند
    بادها ، هم پای اشک های خدا ، شیون می کنند
    چهارده قرن پیش در چنین روزهایی
    سکوت عجیبی بر عرصه ی جهان سایه افکنده بود
    سکوتی که خبر از طوفان عظیمی داشت
    تنها صدایی که میشد بشنوی صدای غربت پای کاروان نور بود که در دشت میپیچید
    حادثه نزدیک بود
    روبهان مرغزار حیله دعوت نامه هایشان را به شمشیر می گشودند
    و حرامیان بستر کفر ، به فرمان سفیر ابلیس ، امامشان را بین مرگ و خواری مخیر کرده بودند
    غافل از آنکه او فرزند " فزت برب الکعبه" است.
    هیچ چیز روال عادی خود را نداشت
    یک سمت امام با هفتاد و دو نفر
    و سمت دیگر تا چشم کار میکرد اسب و سوار و نیزه
    امام مهربانانه چشم به هدایتشان داشت
    انگار گوش های این قوم کر شده بودند
    ...
    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  12. تشكرها 5


  13. #17
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من




    عصر جمعه
    عصر بی قراریست
    عصر جمعه
    عصر کوچه های غم انگیز است
    غروب جمعه که می شود
    چشمانم از سکوت و دلتنگی می گریند
    و در شامش نمی دانم با دل ویران خود چه کنم
    آخر به هزاران امید از غوغای حضورش به انتظار نشسته بودم
    و حال فقط از این انتظار سکوت نصیبم شده است
    با این حال هر صبح جمعه
    به امید اینکه
    امروز روز پایان انتظار است
    چشمانم را باز میکنم


    دلنوشته های من
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  14. تشكرها 5


  15. #18
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من






    چهل روز از فصل غم انگیز خزان می گذرد
    هنوز هم کربلا در آتش و آه و فغان می سوزد
    نگاه کن!!!
    اینجا کربلاست
    دشت بلا...
    چهل روز پیش محزون بود
    و امروز محزون تر
    زینت (س) را نگاه کن
    بر کنار مزار برادر ، فراق خورشید را به سوگ نشسته
    درد و دل چهل روزه اش را _که چهل سال گذشت _ با برادر می گوید
    از شام و مردمان نامردمش
    ازمردم نامردم کوفه و هدیه ایی که برای شامیان برند
    از جفای خارها با پای لخت کودکان
    کودکان...
    ناگهان بغضش می ترکد
    امانت برادر
    رقیه(س)...
    ...
    اربعین سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) تسلیت باد

    دلنوشته های من
    ویرایش توسط رایکا : 04-11-1389 در ساعت 23:01
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  16. تشكرها 5


  17. #19
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دلنوشته های من





    ترنم انتظار

    نويسنده:فاطره ذبيح زاده




    عمري به انتظار نشستم نيامدي
    چشم از همه به غير تو بستم نيامدي

    اي مايه اميد بشر رشته اميد
    از هر کسي به جز تو گسستم نيامدي

    اي خضر راه گم شدگان در مسير عشق
    چشم انتظار، هرچه نشستم نيامدي

    گرچه ايام غم به درازا کشيد و سال ها عاشقان،برگوشه دفتر گشوده انتظار،مويه هاي خويش را باخون داغ سينه نگاشتند،ولي قصه خورشيد بي مثال، از پس سال هاي ديجور غيبت همچنان گرم و زنده است.
    هنوز، گلبرگ ها به شوق لمس نوروجود او مي شکفند. پرستوهاي عاشق با رمز نام دلرباي «يا بن الحسن»به کوي سپيد شهادت مي کوچند و هر اميد وخوبي با نام مقدس او متولد مي شود؛ او که صالح است؛ منجي است؛ هادي و مهدي است؛ واپسين حجت و دليل الهي است و نغمه ساز آزادي و عدالت خدواندي! آه مظلومان و شکوه دردمندان و تضرع اهل ايمان،همه دعا براي آمدن توست.
    هرگلي که پاي چکمه ظلمي پرپر مي شود،ندبه آمدن اورا مي سرايد. هر کودکي که در گوشه آوار جنگي خانمان سوز، ديده برهم مي نهد،نداي «باي ذنب قتلت»را از حنجره خود سر مي دهد.
    زمين و زمان چشم انتظار مسافري با کوله بار عدالت است. مسافري که فرشتگان در حسرت حضورملکوتي او-برترين عبد خداوند - «امن يجيب»را ضجه مي زنند.
    عابدي که عصيان و گناه آدميان در زلال دعاهاي شبانه او تطهير مي شود؛ آن کس که خيمه عدالتش، نيکوکار و بدکار را دربر مي گيرد؛(1)راز نهان خدا، که فقط صالحان، محرم همدمي و هم قدمي اش مي شوند و ميزان و محک الهي که صداقت پاکان را عيان مي سازد و کفر فاجران را کوس رسوايي مي زند؛ وعده حتمي خداوند که زمين را از عدل و داد سرشار خواهد کرد؛ پس از آنکه درسراب ظلم وکفر گرفتار آمد.
    *
    هزار سال است که هر غروب دلتنگ آدينه
    به سمت ظهور تو نماز مي گزاريم
    آيا صبح نزديک نيست؟
    اي نازنين موعود آدينه! هرصبح و شام، ديده منتظران در تمناي وصال تو ندبه نشين مي شود . هر لحظه زمان با آرزوي جاودانه شدن در قدوم سبز تو متولدميشود.
    قطرات باران به شوق ديدار روي تو از بلنداي گنبد آسمان بر دستان عصيانگر زمين هبوط مي کنند وآسمان از شرم حضورتو، پاي برقامت خميده زمين نمي فشارد که «بکم يمسک السماء ان تقع علي الارض»(2)
    مي پندارم، رب العالمين، هر خشت بناي کائنات را با محبت به شما برگرفته است و هستي، تنها با عشق حضور شما، هواي سنگين زمان را به سينه فرو مي برد.
    و اين همه مهر و شوق عالم به موعود آخر الزمان-مهدي امت محمد(ص) -بيراه نيست؛ مزد رسالت پيامبري است که اميد و اشتياقش به هدايت خلق،او را طبيب کوچه گرد دلهاي افسرده و دردمند کرد؛ واين نه مزد آن همه سال رسالت که مايه هدايت دلهاست.
    لحظه وداع با امتش، 12ستاره در آسمان قلب هاشان کاشت تا يک به يک، برويند و پس از او صراط مستقيم و«حبل الله المتين»(3)باشند واين گونه شد که مهر مهدي موعود با محبت حق درآميخت ودوستي شما به آن پايه رسيد که «من احبکم فقد احب الله».(4)
    اي موعود زمان، صاحب عصر،پرورده دامان پاک نرگس وآورنده عدل خدا
    کمرزمين از گراني بار انتظار خميده است و دل هاي فسرده از نديدنت، در سراشيبي عمر و سراب گناه دست و پا مي زنند. اينک ما مانديم ودلتنگي بي امان غروب جمعه، جمعه هايي که با خدا عهد کرده اند بي آمدن تو،تنها با آب ديده منتظران،قدم درسرخي غروب بگذارند.
    اي آشناترين رهگذر کوچه هاي بي قراري مان!مگرنه آنکه«بکم عبدالله و بکم عرف الله؟(5)
    به خدا در غربت غيبت شما، چشمه هاي معرفت خشکيد و عطش هم کلامي با اهل آسمان،قلب هايمان را گداخت.
    اي ميوه موعود درخت رسالت؛ امتداد نوح(ع) وحدانيت ابراهيم(ع) صبوري موسي(ع) ونجابت چشمان عيسي(ع) اي پسر محمد مصطفي(ص) چشم انتظاري مان تا کي ؟
    اين مژده سپيد روزظهور! بي شک تو بيش از ما، براي فرج خويش که فرج ماست، دست به دعا برده اي!
    کاش در لحظه هاي خلوتت با خدا، از ناشکيبي لحظه هاي غيبت بگويي؛ از خلقي بگوييکه تنها با شناخت محبت خدا، به شفافيت جنس ملکوت راه مي برند. از شيفتگاني بگويي که به مدد معرفت ولي خدا، لحظه هاي قنوتشان به آستان سبز خدا وصل ميشود. کاش نجواي دلمان را آهسته درگوش خدا زمزمه کني که «اللهم عجل لوليک الفرج».

    خدا کند که بداني چقدر محتاج است
    نگاه خسته من بر دعاي چشمانت

    چه مي شود که صدايم کني به لهجه موج
    به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت

    پي نوشت:
    1-المحاسن، حديثي از امام حسين(ع)، ج1، ص134.
    2-
    نک: زيارت جامعه کبيره.
    3-
    اشاره به فرازي از دعاي ندبه.
    4-
    فرازي از جامعه کبيره.
    5-
    مرآه العقول، ج 2، ص121، اشاره به حديثي از امام باقر(ع):«بنا عبدالله و بنا عرف الله».
    منبع:اشارات شماره128
    دلنوشته های من


  18. #20
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرشتگان کمر به خدمت بانوی خردمند حجاز بسته اند
    و بانوان برگزیده در یاری اش از هم سبقت می گیرند
    قرار است شیرین ترین اتفاق عالم در خانه ی پیامبر(ص) رخ دهد
    آسمان از شادمانی این اتفاق ناب سر تعظیم فرود آورده
    و زمین در التهابی باورنکردنی می سوزد
    اتفاقی که فقط یکبار دنیا را خواهد لرزاند
    .
    .
    .
    از زمینیان هیچ کس در هنگام طلوع حاضر نیست
    و این آسمانیان هستند که مفتخر به قابلگی بانوی پاک می گردند
    او آمد و صدای سلام در عالم می پیچید
    حوریان بهشت با آب کوثر غسلش می دهند
    و این گونه بهشت در خانه ی حضرت محمد (ص) نازل میگردد


    میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر و روز زن را به همه ی کاربرای عزیز سایت تبریک عرض می کنم.

    دلنوشته های من
    ویرایش توسط رایکا : 04-03-1390 در ساعت 00:48
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  19. تشكرها 3


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •