درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 56
  1. #21
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 26

    اَلْخَبِيثَتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَتِ وَالطَّيِّبَتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ‏

    ترجمه
    زنان پليد سزاوار مردان پليدند ومردان پليد سزاوار زنان پليد، زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك. آنان از آنچه درباره‏شان مى‏گويند منزّهند و براى آنان مغفرت و روزى نيكويى است.

    نکته ها
    اين آيه يك اصل كلّى را مطرح مى‏كند كه در انتخاب همسر بايد دقّت كرد و اصل را بر ايمان و پاكدامنى گذاشت، نه زيبايى و ثروت. بنابراين معناى آيه اين نيست كه اگر مردى يا زنى خوب بود حتماً همسرش نيز خوب بوده و مشمول مغفرت و رزق كريم شود، زيرا قرآن، ملاك ورود در بهشت را ايمان و تقوا و عمل صالح مى‏داند و لذا با اينكه حضرت نوح و لوط، طيّب بودند، امّا همسرانشان از خبيثات و دوزخى‏اند.
    كلمه‏ى «طيّب» به معناى دلپسند و مطلوب است و در قرآن در توصيف مال، ذرّيه، فرزند، كلام، شهر، همسر، غذا و رزق، مسكن، درخت و تحيّت آمده است و در مقابل آن كلمه‏ى «خَبيث» است كه آن هم براى مال، انسان، همسر، سخن، عمل و شجره به عنوان وصف مطرح شده است.
    اين آيه را چند نوع مى‏توان معنا كرد:
    الف: با توجّه به آيات قبل كه درباره‏ى تهمت به زنان پاكدامن و ماجراى افك بود و با توجّه به جمله‏ى: «مبرّئون ممّا يقولون»، معناى آيه اين باشد كه كلمات خبيث، مثل تهمت و افترا، شايسته افراد خبيث و سخنان پاك، شايسته‏ى افراد پاك است و مردم پليد، سخن زشت مى‏گويند و مردم پاك، سخنان پاك مى‏گويند.
    ب: ممكن‏است مراد آيه بيان يك حكم شرعى‏باشد كه ازدواج پاكان با ناپاكان ممنوع است. نظير آيه اوّل همين سوره كه فرمود: «الزّانى لايَنكح الاّ زانية» مرد زناكار جز زن زناكار را به همسرى نگيرد، همان گونه كه روايتى از امام باقرعليه السلام اين معنا را تأييد مى‏كند.(39)
    ج: ممكن است مراد آيه همسويى فكرى، عقيدتى، اخلاقى وبه اصطلاح هم‏شأن و هم‏كفو بودن همسر باشد. يعنى هر كس بطور طبيعى به سراغ همفكر خود مى‏رود.
    ناريان مر ناريان را جاذبند
    نوريان مر نوريان را طالبند
    در قرآن، براى رزق اوصافى ذكر شده است از جمله:
    «رزقاً حسنا»(40)، روزيى نيكو و پاكيزه.
    «رزقٌ كريم»(41)، روزيى بزرگوارانه و ارجمند.
    «و كلوا ممّا رَزَقكم اللّه حلالاً طيّبا»(42)، از آنچه خدا روزيتان كرده، از حلال و پاكيزه‏اش بخوريد.
    «يَرزُقه من حيث لايَحتسب»(43)، او را از راهى كه گمان نمى‏برد، روزى مى‏دهد.
    «يُرزَقون فيها بغير حساب»(44) در بهشت، بى‏حساب روزى داده شوند.
    39) تفسير مجمع‏البيان.
    40) نحل، 67.
    41) انفال، 4.
    42) مائده، 88.
    43) طلاق، 3.

    پیام ها
    1- طبع افراد پليد چنين است كه به سراغ پليدى‏ها مى‏روند، برخلاف افراد پاك طينت كه به سراغ خوبى‏ها مى‏روند. «الخبيثيات للخبيثين... الطيّبات للطيّبين»
    2- بهره‏گيرى از نعمت‏ها و طيّبات، حقّ اهل ايمان است. «والطّيّبات للطّيبّين»
    3- سالم ماندن نسل‏هاى پاك، از توصيه‏هاى قرآن است. «والطيّبات للطّيبّين»
    4- حمايت از پاكدامن‏ها لازم است. «اولئك مبرؤن ممّا يقولون»
    5 - معنويّات بر ماديّات مقدّم است. (در قرآن هر جا عبارت «رزق كريم» آمده، قبلش عبارت «لهم مغفرة» آمده است.)



    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 2

    HASSAN (26-04-1389), خراباتي (18-03-1389)

  3. #22
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 27

    يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَى‏ أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

    ترجمه
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خانه‏هايى كه منزل شما نيست پيش از آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد، وارد نشويد. اين دستور به نفع شماست شايد پند گيريد.

    نکته ها

    معناى «اِستيناس»، اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته‏ى روايات مى‏تواند با ذكر خدا باشد و يا با سلام كردن و امثال آن.(45)
    شخصى از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد: آيا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگيرم؟ فرمود: بله، گفت: در خانه جز او كسى نيست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آيا دوست دارى مادرت را بدون لباس مناسب ببينى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگير.
    در روايتى ديگر، پيامبرصلى الله عليه وآله از ورود مردان به خانه زنانى كه همسران آنان حضور ندارند نهى فرمود.(46)
    در روايات مى‏خوانيم: اجازه گرفتن براى ورود به خانه ديگران سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. وبراى نجات غريق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نيست.(47)
    پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هرگاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ايستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نيفتد.(48)
    44) غافر، 40.
    45) تفسير نورالثقلين.
    46) تفسير نورالثقلين.
    47) تفسير كبيرفخررازى.
    48) تفاسير كبير و فى‏ظلال.

    پیام ها
    1- اهل ايمان، در امور زندگى بايد از وحى الهى دستور بگيرند. «يا ايّها الّذين آمنوا»
    2- امنيّت و آزادى براى ساكنين خانه بايد حفظ شود. «لا تَدخلوا» (ورود سرزده به حريم ديگران، حرام است.)
    3- از مواضع تهمت دورى كنيد. «لا تَدخلوا... ذلكم خير»
    4- باز بودن در خانه، دليل جواز ورود نيست. «لا تَدخلوا»
    5 - مالكيّت افراد محترم است. «لا تَدخلوا»
    6- برخورد مؤمنان با يكديگر، بايد با محبّت همراه باشد. «تَستأنسوا و تُسلّموا»
    7- از هر كارى كه موجب شكستن حريم حيا وحجاب مى‏شود، دورى كنيد. «تستأنسوا»
    8 - وارد شونده بايد سلام كند، هر كه باشد. «تسلّموا على اهلها» (سلام كردن لازم نيست از كوچكتر به بزرگتر باشد.)
    9- مراعات ادب وحقّ ديگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلكم‏خيرلكم»
    10- دستورات الهى را فراموش نكنيم و به ياد داشته باشيم. «لعلّكم تَذكّرون»
    11- آداب واخلاق دينى، همان نداى فطرت است، كه مورد غفلت قرار گرفته و بايد با تذكر بيدار كنيم. «تَذكّرون»




    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكرها 2

    HASSAN (26-04-1389), خراباتي (18-03-1389)

  5. #23
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 28

    فَإِن لَّمْ تَجِدُواْ فِيهَآ أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى‏ يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكَى‏ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ

    ترجمه
    پس اگر كسى را در خانه نيافتيد، وارد آنجا نشويد تا آنكه (به نحوى) به شما اجازه‏ى ورود داده شود واگر به شما گفته شد كه برگرديد، برگرديد (وناراحت نشويد) اين براى پاك ماندن شما بهتر است و خداوند به عملكرد شما آگاه است.

    پیام ها
    1- ورود به خانه‏ى ديگران، بدون اجازه‏ى صاحب خانه، حرام است. «فلاتَدخلوا»
    2- ورود، اجازه‏ى قطعى مى‏خواهد، «حتّى يُؤذن لكم» چنانكه به مجرد پيدا شدن علائم نارضايتى بازگشتن لازم است. «اذا قيل لكم ارجعوا فارجعوا»
    3- ورود به خانه مردم نياز به اذن و اجازه دارد؛ خواه اذن دهنده صاحب خانه و مالك باشد، يا مقام مجاز ديگر نظير حاكم اسلامى. (جمله «يؤذن» مجهول آمده تا اصل اذن را ثابت كند و نامى از اذن دهنده نيامده است)
    4- توقّف پشت در خانه‏ى مردم ممنوع است. «اِرجعُوا»
    5 - نپذيرفتن مهمان ناخوانده جايز است. «ارجِعوا»
    6- عذر صاحب خانه را بپذيريم و خود را به صاحب خانه تحميل نكنيم. «اِرجِعُوا فارجِعوا»
    7- صفا، صميميّت و نداشتن توقّع بيجا، از بركات اخلاق اسلامى است. «اِرجِعوا فارجِعوا»
    8 - گاهى خير انسان در اين است كه سر او به سنگ بخورد. «اِرجعوا - هو اَزكى‏ لكم» (هر برگشتى شكست نيست.)
    9- ملاك در روابط اجتماعى، پاكى و طهارت است. «اَزكى لكم» (اوامر و نواهى خداوند، راه رسيدن به طهارت است.)
    10- علم خداوند به عملكرد ما، عامل تشويق و تهديد ماست. «بما تعملون عليم»





    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  7. #24
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    jojeh3 پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    آیه 29

    لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُواْ بُيُوتاً غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ‏


    ترجمه

    بر شما گناهى نيست كه به منازل غير مسكونى كه در آن متاعى داريد وارد شويد وخداوند به آنچه ظاهر و يا كتمان مى‏كنيد آگاه است.

    نکته ها

    حساب اماكن عمومى كه ساكنان خاصّى ندارد، مثل مساجد، هتل‏ها، كاروانسراها، فروشگاه‏ها و ادارات كه درب آنها به روى همه باز است و مردم از رفت و آمد به آنجا بهره‏مند مى‏شوند، از حساب خانه‏هاى شخصى جداست و براى ورود به آن مراكز اجازه گرفتن لازم نيست.(49)
    49) تفسير برهان.


    پیام ها
    1- رفتن به مراكز عمومى بدون داشتن هدفى سودمند، براى ولگردى وپرسه‏زدن ممنوع است. «تدخلوا بيوتاً غير مسكونة فيها متاع لكم»
    2- در ورود به مراكز عمومى، خدا را در نظر بگيريم و بدانيم خداوند افكار و رفتار ما را زير نظر دارد. «واللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون»



    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  9. #25
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 30
    قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَيَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ‏

    ترجمه
    به مردان مؤمن بگو: از بعضى نگاه‏هاى خود (نگاه‏هاى غير مجاز) چشم‏پوشى كنند و دامن خود را حفظ نمايند. اين براى پاكتر ماندن آنان بهتر است. خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه است.

    نکته ها
    كلمه «يغضّوا» از ريشه «غضّ» به معناى كاستن و پايين آوردن است. چنانكه لقمان به فرزندش مى‏فرمايد: «و اغضض من صوتك» يعنى صدايت را پايين بياور و با صداى بلند صحبت نكن.
    در اينجا نيز مراد از «غضّ بصر» بستن چشم نيست، بلكه پايين آوردن نگاه است، به گونه‏اى كه انسان نامحرم را ببينند.
    مراد از «فروج» عورتين است كه بايد آن را از نگاه ديگران پوشاند. البتّه مراد از حفظ فروج در ديگر آيات قرآن، حفظ از زناست، ولى در اين آيه، بر اساس روايات، حفظ از نگاه است.
    رواياتى درباره‏ى نگاه:
    * حضرت على عليه السلام فرمود: «لكم اوّل نَظَرة الى المرئة فلا تتّبعوها بنَظرة اُخرى واحذروا الفتنة»(50) نگاه اوّل مانعى ندارد ولى ادامه‏ى نگاه اشكال دارد، زيرا سبب فتنه مى‏شود.
    * در حديثى مى‏خوانيم: تمام چشم‏ها در قيامت گريان است مگر سه چشم: چشمى كه از ترس خدا بگريد، چشمى كه از گناه بسته شود و چشمى كه در راه خدا بيدار بماند.(51)
    * در «صحيح بخارى» مى‏خوانيم كه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: جلو راه مردم ننشينيد. برخى گفتند: ما ناچاريم از نشستن. فرمود: پس حقّ آن را ادا كنيد. پرسيدند حقّ آن چيست؟ فرمود: «غَضّ البَصر و كَفّ الاَذى و رَدّ السلام والامر بالمعروف و النهى عن المنكر» ترك چشم چرانى و مردم آزارى، جواب دادن به سلام ديگران، امر به معروف و نهى از منكر.
    * حضرت عيسى‏عليه السلام فرمود: از نگاه به نامحرم بپرهيزيد كه بذر شهوت را در دل مى‏نشاند و همين براى دچار شدن انسان به فتنه كافى است.(52)
    * امام على‏عليه السلام فرمود: «العَين رائِدُ القلب» چشم، دل را بدنبال خود مى‏كشد. «العَين مَصائد الشيطان» چشم، كمينگاه شيطان است. و چشم‏پوشى بهترين راه دورى از شهوات است.(53)
    * پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «النَظَر سَهْم مسموم مِن سهام ابليس فمَن تَركَها خَوفاً من اللّه اعطاه اللّه ايماناً يَجِد حلاوة فى قلبه»(54) نگاه بد، تيرى از تيرهاى مسموم شيطان است. هر كس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد، خداوند به او ايمانى مى‏دهد كه از درون، شيرينى آن را احساس مى‏كند.
    * پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: هركس چشم خود را از حرام پر كند، در قيامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر اينكه توبه كند.(55)
    50) تفسير كنزالدقائق.
    51) تفسير كنزالدقائق.
    52) تفسير روح‏البيان.
    53) غررالحكم.
    54) بحار، ج‏104، ص 38.
    55) بحار، 76، ص‏336.

    پیام ها
    1- لازمه‏ى ايمان، حفظ نگاه از حرام است. «قل للمؤمنين يغضّوا...»
    2- جاذبه‏هاى غريزى را بايد كنترل كرد. «يغضّوا من ابصارهم»
    3- گناه را از سرچشمه جلوگيرى كنيم وتقوا را از چشم شروع كنيم.«من‏ابصارهم»
    4- چشم پاك، مقدّمه‏ى پاكدامنى است. «يَغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم»
    5 - پاكدامنى، براى مردان نيز لازم است. «يَحفظوا فُروجهم»
    6- چشم‏چرانى و بى‏عفّتى، مانع رشد معنوى انسان است. «يغضّوا - يحفظوا - ازكى»
    7- همواره در محضر خدا هستيم. در محضر خدا معصيت نكنيم. «يغضّوا... اِنّ اللّه خبير بما يصنعون»

    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  11. #26
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 31
    وَقُل لِّلْمُؤْمِنَتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَايُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى‏ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِينَ غَيْرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ‏يَظْهَرُواْ عَلَى‏ عَوْرَتِ النِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُواْ إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏

    ترجمه

    و به زنان با ايمان بگو: از بعضى نگاه‏هاى خود (نگاه‏هاى غير مجاز) چشم‏پوشى كنند و دامن‏هاى خود را حفظ نمايند و جز آنچه (به طور طبيعى) ظاهر است، زينت‏هاى خود را آشكار نكنند و بايد روسرى خود را بر گردن خود بيفكنند (تا علاوه بر سر، گردن و سينه‏ى آنان نيز پوشيده باشد) و زينت خود را ظاهر نكنند جز براى شوهر خود، يا پدر خود يا پدرشوهر خود، يا پسر خود، يا پسرشوهر خود (كه از همسر ديگر است) يا برادر خود، يا پسربرادر خود، يا پسرخواهر خود، يا زنان (هم‏كيش) خود، يا آنچه را مالك شده‏اند (از كنيز و برده)، يا مردان خدمتگزار كه تمايل جنسى ندارند، يا كودكانى كه (به سنّ تمييز نرسيده و) بر امور جنسى زنان آگاه نيستند. و نيز پاى خود را به گونه‏اى به زمين نكوبند كه آنچه از زيور مخفى دارند آشكار شود. اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گرديد و به درگاه خدا توبه كنيد تا رستگار شويد.

    نکته ها
    با اينكه خداوند در قرآن به جزئيات احكام نماز و زكات اشاره نكرده و بيان آنها و بسيارى از مسائل ديگر را به عهده‏ى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله گزارده، ولى در بيان مسائل خانوادگى و تربيتى به ريزترين مسائل پرداخته است.
    همچون مردان كه بايد از نگاه آلوده به زنان بپرهيزند، زنان نيز نبايد از روى شهوت به مردان نامحرم بنگرند، بلكه بايد نگاه خود را كنترل كنند و زينت و زيبايى خود را از نامحرم بپوشانند، جز صورت و دست‏ها كه به طور طبيعى ظاهر است و پوشش آنها، موجب مشكلاتى در انجام امور زندگى مى‏شود.
    «خُمُر» جمع «خِمار» يعنى روسرى و «جُيوب» جمع «جِيب» به معناى گردن وسينه است.
    امام صادق‏عليه السلام فرمود: مراد از آيه‏ى «يَغضُضنَ من ابصارهنّ و يحفظوا فروجهنّ» آن است كه زنان به عورت زنان ديگر نگاه نكنند و عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.(56)
    پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در تفسير جمله‏ى «الاّ لِبُعولتهنّ» فرمود: خداوند آن دسته از زنان را كه روى و موى خود را براى شوهر آرايش نمى‏كنند و نيازهاى شوهر را برآورده نمى‏سازند، لعنت كرده است.(57)
    كلمه «اِربة» به معناى حاجت و نياز است. مراد از «اولى الاربة» خدمتگزاران و ملازمانى هستند كه به جهت بالا بودن سنّ يا شرايط جسمى و روانى، تمايل به همسر ندارند.(58)
    توبه، گاهى در مورد يك گناه فردى و گاهى براى تغيير دادن يك فرهنگ فاسد عمومى است، كه آيه ظاهراً درباره‏ى نوع دوم است. زيرا در جاهليّت گردن وسينه‏ى زنان باز بود.(59)
    حفظ حجاب و ترك جلوه‏گرى، ثمرات بسيارى دارد كه برخى از آنها عبارت است از:
    آرامش روحى، استحكام پيوند خانوادگى، حفظ نسل، جلوگيرى از سوء قصد و تجاوز، پيشگيرى از امراض مقاربتى و روانى، پائين آمدن آمار طلاق، خودكشى، فرزندان نامشروع و سقط جنين، از بين رفتن رقابت‏هاى منفى، حفظ شخصيّت و انسانيّت زن، و نجات از چشم‏ها و دلهاى هوسبازى كه امروز غرب و شرق را در خود فرو برده است.
    56) تفسير نورالثقلين.
    57) تفسير نورالثقلين.
    58) كافى، ج‏5، ص‏523.
    59) تفسير كبير فخررازى.

    پیام ها
    1- در لزوم عفّت و پاكدامنى و ترك نگاه حرام، بين زن و مرد فرقى نيست. «يَغضّوا - يَغضُضن - يَحفظوا - يَحفظن»
    2- جلوه‏گرى زنان، در جامعه ممنوع است. «ولا يُبدين زينتهنّ»
    3- ظاهر بودن قسمت‏هايى از بدن كه به طور طبيعى پيداست، (صورت، دست يا پا) مانعى ندارد. «الاّ ما ظَهَر منها»
    4- در ايم آيه، در ميان انواع پوشش‏ها، نام مقنعه و روسرى آمده و اين دليل بر اهميّت پوشش سر و گردن و سينه است. «و ليضربن بخُمُرهنّ على جيوبهنّ»
    5 - در وضع قانون بايد به ضرورت‏ها، واقعيّت‏ها و نيازها توجّه شود. (اگر پوشاندن صورت و دست‏ها تا مچ، واجب مى‏شد، براى عموم زنان مشكل بود) «الاّ ما ظَهر منها»
    6- اسلام به نيازهاى غريزى انسان پاسخ مثبت مى‏دهد. «الاّ لبُعولتهنّ»
    7- پوشيدن هرگونه كفش و لباسى كه هنگام راه‏رفتن، سبب آشكار شدن زيور و زيبايى‏هاى زن شود، جايز نيست. «ولا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ»
    8 - زن، حقّ مالكيّت دارد. «مَلَكت ايمانهنّ»
    9- زن، مى‏تواند زينت خود را به زنان مسلمان نشان دهد ولى نزد زنان كفّار خود را بپوشاند. «نسائهنّ» (زيرا ممكن است آنها نزد شوهرانشان يا مردان بيگانه، آنچه را از زن مسلمان ديده‏اند توصيف كنند.)
    10- حجاب و پوشش زن به خاطر تمايلات جنسى مردان است. لذا در برابر مردانى كه ميل به همسر ندارند پوشش لازم نيست. «غير اولى الاِربَة من الرجال»
    11- حجاب وپوشش، واجب است. «وليَضربنَ بخُمُرهنّ»
    12- هركارى كه زينت زن را آشكار كند يا ديگران را از آن آگاه سازد ممنوع است. «ليعلم مايُخفين من زينتهنّ»
    13- با حفظ حجاب، حضور زن در جامعه مانعى ندارد. «ولا يُبدينَ زينتهنّ» همان گونه كه شركت زن در نمازجماعت بلامانع است. «و اركَعى مع الرّاكعين»(60)
    14- مقتضاى ايمان، توبه به درگاه خداوند است. «توبوا الى اللّه جميعاً ايّها المؤمنون»
    15- راه رستگارى، توبه و بازگشت از مسيرهاى انحرافى است. «تُوبوا... تفلحون»
    60) آل‏عمران، 43.

    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  13. #27
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 32
    وَأَنكِحُواْ الْأَيَمَى‏ مِنكُمْ وَالصَّلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآئِكُمْ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَسِعٌ عَلِيمٌ

    ترجمه

    پسران و دختران بى‏همسر وغلامان وكنيزان شايسته‏ى (ازدواج) خود را همسر دهيد. (و از فقر نترسيد كه) اگر تنگدست باشند، خداوند از فضل خود بى نيازشان مى‏گرداند. خداوند، گشايشگر داناست. (او از فقر ونياز شما آگاه است وبر كفايت شما وعده داده است ودر عمل به وعده‏اش قدرت دارد)

    نکته ها

    «اَيامى‏» جمع «أيّم»، بر وزن «قَيّم»، يعنى كسى كه همسر ندارد، خواه مرد باشد يا زن، باكره باشد يا بيوه.
    بهترين واسطه‏گرى‏ها، شفاعت و واسطه‏گرى در امر ازدواج است. چنانكه در روايت آمده است: كسى كه ديگرى را داماد
    يا عروس كند، در سايه‏ى عرش خداست.(61)
    پدر و مادرى كه با داشتن امكانات، فرزندشان را همسر نمى‏دهند، اگر فرزند مرتكب گناه شود، والدين در گناه او شريك
    هستند.(62)
    ازدواج در اسلام‏
    اسلام ازدواج را امرى مقدس مى‏داند، بر خلاف مسيحيت كه مجرد بودن را ارزش مى‏داند و لذا پاپ و روحانيون مسيحى
    نبايد ازدواج كنند و جواز ازدواج براى مسيحيان بخاطر جلوگيرى از فساد بيشتر و به اصطلاح دفع افسد به فاسد است.
    درباره‏ى ازدواج، روايات بسيارى آمده است كه به چند مورد آن اشاره مى‏كنيم:
    * امام صادق عليه السلام فرمود: توسعه‏ى زندگى، در سايه‏ى ازدواج است.
    * كسى كه از ترس فقر ازدواج نكند، به خداوند سوءظن برده است.
    * دوركعت نماز كسى كه همسر دارد، بهتراز هفتاد ركعت نماز كسى‏است كه همسر ندارد.(63)
    فوائد ازدواج‏
    1. انس و آرامش‏
    قرآن مى‏فرمايد: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»(64): از نشانه‏هاى
    خدا آن است كه از جنس خودتان همسرانى آفريد تا در نزد آنان آرامش يابيد و ميان شما مودّت و رحمت قرار داد.
    يكى از نيازهاى بشر انس و الفت است و لذا تنهايى براى او دشوار است و نياز به كسى دارد كه امين و غم خوار و مهربان و
    رازدار او باشد تا با او انس بگيرد و عشقش را خالصانه نثار او كند. بهترين فردى كه مى‏تواند اين نياز را تامين كند همسر
    است، چه زن و چه شوهر. قرآن از ميان فوائد بسيار ازدواج، تنها اين مورد را نام برده كه معلوم مى‏شود مهم‏ترين فائده
    است.
    2. حفظ عفت و مصونيت از گناه‏
    رسول خداصلى الله عليه وآله در يك روايت فرمود: «مَنْ تَزَوَّجَ فقد أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ»(65) هر كس ازدواج كند نيمى از
    دينش را حفظ كرده است.
    و در روايتى ديگر فرمود: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ»(66) هر كه دوست دارد در قيامت خدا را پاك
    و پاكيزه ملاقات كند همسر اختيار كند.
    3. سلامتى جسم و روان‏
    دانشمندان مى‏گويند: ارضاى صحيح و به موقع غريزه‏ى جنسى، براى سلامت جسم و جان يك ضرورت است و ترك آن
    باعث بيمارى‏هاى روانى و امراضى از قبيل: ضعف اعصاب، اضطراب، افسردگى، يأس، تشنّج، تندخويى، بدبينى، گوشه‏گيرى
    و گاهى سوء هاضمه و سردرد مى‏شود.(67)
    4. بقاى نسل‏
    بقاى نسل بشر در گرو ازدواج و زناشويى است و در اسلام امر تربيت نسل يكى از وظايف والدين شمرده شده كه در
    قيامت مورد بازخواست قرار مى‏گيرد.
    5 . استقلال‏
    دختر و پسر، قبل از ازدواج جزئى از خانواده و تابع والدين محسوب مى‏شوند، در حالى كه پس از ازدواج، به طور مستقل
    تصميم مى‏گيرند و مسئوليت مى‏پذيرند.
    6. امنيت جامعه‏
    اگر بنياد خانواده مستحكم باشد، از فساد، طغيان، قتل و سرقت، جنايت و تجاوز به عنف و خودكشى تا حدّ زيادى كاسته
    مى‏شود، چون اكثر اين موارد از افرادى سر مى‏زند كه از كانون گرم خانواده محرومند.(68)
    دقّت در انتخاب همسر
    امام صادق عليه السلام فرمود: زن به منزله گلوبندى است كه بر گردن مى‏افكنى پس مراقب باش.
    در انتخاب همسر احساسات غلبه نكند. عجله نكنيد و پس از فكر و مشورت و گفتگو اقدام كنيد. بحش زيادى از اختلافات
    خانوادگى ريشه‏اش عدم دقت در انتخاب همسر است. همسر شريك زندگى است و تاثيرش تا پايان عمر و تا قيامت
    هست.
    معمولا ازدواجهاى سطحى كه با يك برخورد و آشنايى در اتوبوس و يا پارك صورت مى‏گيرد عاقبت خوبى ندارد.
    ويژگى‏هاى همسر خوب‏
    1. دين و ايمان‏
    الف. قرآن مى‏فرمايد: «و لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّى يُؤمِنَّ وَ لأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ و لو أعْجَبَتْكُمْ و لا تُنْكِحُوا المُشرِكِينَ
    حَتّى يُؤمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ و لو أعْجَبَكُمْ اولئِكَ يَدْعُونَ الَى النّارِ وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ»(69) و با زنان مشرك
    ازدواج نكنيد مگر آنكه ايمان بياورند و همان كنيزى با ايمان بهتر از زن آزاد مشرك است هر چند از (زيبايى) او به
    شگفت آييد و به مشركان زن ندهيد مگر آنكه ايمان بياورند و همانا برده مؤمن بهتر از آزاد مشرك است هر چند از (مال
    و زيبايى) او شگفت زده شويد.
    ب. امام صادق‏عليه السلام فرمود: «إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ
    الْجَمَالَ وَ الْمَالَ»(70)؛ هنگامى كه مرد به خاطر مال و جمال زن با او ازدواج كند، به همان واگذار مى‏شود و هرگاه به خاطر
    دينش با او ازدواج كند، خداوند مال و جمال را رزق او مى‏سازد.
    2. اخلاق خوب و خوش‏
    امام رضاعليه السلام در جواب يكى از يارانش كه نوشته بود قصد ازدواج با كسى را دارم كه خوش اخلاق نيست، فرمودند:
    اگر بد اخلاق است با او ازدواج نكن.(71)
    اخلاق در زندگى باعث شيرينى زندگى و رشد خانواده مى‏شود. امورى همچون: راستگويى، امانتدارى، خوش زبانى،
    خيرخواهى، گذشت و ايثار، بردبارى، وظيفه‏شناسى، نجابت، كم‏توقعى، نرم‏خوئى، و... امتيازات يك انسان است كه اسلام به
    آنها اهميت داده است.
    3. اصالت خانوادگى‏
    پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: «أيُّها النَّاسُ ايَّاكُم وخَضْرَاءَ الدِّمَن. قيل يا رسولَ اللَّهِ و ما خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قالَ: المَرأةُ
    الحَسْنَاءُ فى مَنْبِتِ السَّوْءِ»(72)؛ مردم از سبزه‏هايى كه بر زباله مى‏رويد بپرهيزيد. گفتند: يا رسول اللّه مراد چيست؟ فرمود:
    زنان زيبارويى كه در خانواده‏اى ناپاك روئيده‏اند.
    4. سواد و تحصيلات‏
    علم و دانش براى انسان يك كمال و براى همسر يك مزيت است. با فرد باسواد زودتر مى‏شود به تفاهم رسيد و برنامه‏
    هاى بهترى براى آينده ريخت. البتّه هر باسوادى، باتدبير نيست. متاسفانه مدارس و دانشگاه‏ها در كشور ما درس زندگى
    نمى‏دهند.
    5 . سلامت جسم‏
    سلامت جسم از نعمتهاى بزرگ الهى و از مزاياى يك همسر است. در روايت است با كسانى كه بيماريهاى مسرى دارند
    ازدواج نكنيد. البته ازدواج با ايثارگران جانباز، لياقت و شايستگى و از خودگذشتگى مى‏خواهد.
    6. تناسب سنّى‏
    انسان در سنين مختلف حالات متفاوت دارد. تمايلات جنسى نيز در هر سنّى يكسان نيست، پس بايد بين سنّ دختر و پسر
    تفاوت فاحش نباشد، كه زندگى را با مشكلاتى روبرو مى‏كند.
    مهريه‏
    1. مرد براى اثبات صداقت خويش، مهريه را نثار زن مى‏كند و لذا به آن صداق مى‏گويند و پشتوانه زن است در طول زندگى
    و پس از طلاق يا مرگ همسر.
    2. مقدار مهر در اسلام تعيين نشده، اما در احاديث از مهريه‏هاى سنگين مذمّت شده و چنين آمده است كه مهريه زياد
    مايه كينه و عداوت مى‏شود.(73)
    3. مرد بايد سعى كند در اولين فرصت كه تمكن پيدا كرد مهريه زن را بپردازد.
    4. زن مالك مهر است و هر كارى بخواهد مى‏تواند با آن بكند، ببخشد يا تجارت كند.
    5. در روايات، به مردى كه قصد دادن مهريه را نداشته باشد، سارق و زناكار اطلاق شده است.(74)
    جهيزيه‏
    1. داماد، نه شرعا و نه قانونا حق مطالبه جهاز را ندارد، گرچه مرسوم است كه خانواده عروس اسباب و لوازم زندگى را
    خريدارى مى‏كنند.
    2. جهاز براى تامين آسايش دو زوج جوان است، نه فخرفروشى و خودنمايى.
    3. ليست جهاز حضرت فاطمه:
    1- يك پيراهن 2- يك روسرى بزرگ 3- يك حُلّه سياه 4- دو عدد تشك، 5- يك تختخواب از ليف خرما 6- چهار
    عدد بالش 7- يك حصير 8 - يك آسياب دستى 9- يك كاسه مسى 10- يك مشك چرمى 11- يك طشت لباسشويى
    12- يك كاسه شير 13- يك ظرف آبخورى 14- يك پرده 15- يك آفتابه 16- يك كوزه 17- يك پوست براى فرش
    18- دو كوزه سفالين 19- يك عبا
    مراسم عقد و عروسى‏
    در اسلام سفارش شده مراسم عقد و عروسى با حضور مردم و همراه با شادى برگزار شود. رسول خداصلى الله عليه وآله
    عقد فاطمه زهراعليها السلام را در مسجد، در حضور انصار و مهاجرين اجرا كردند و دستور دادند بين حاضرين خرما
    پخش كنند.
    هنگام عروسى حضرت زهراعليها السلام رسول خداصلى الله عليه وآله به همسرانش فرمود: فاطمه را آرايش كنيد و
    خوشبو سازيد، اطاقش را فرش كنيد تا او را به خانه شوهر بفرستيم.(75)
    همچنين به زنان مهاجر و انصار فرمود: فاطمه را تا خانه شوهر همراهى كنيد و شادى كنيد، ليكن مواظب باشيد چيزى
    نگوئيد كه خدا بدان راضى نباشد.
    61) تفسير نورالثقلين.
    62) تفسير مجمع‏البيان.
    63) مجموعه روايات از تفسير نورالثقلين مى‏باشد.
    64) روم، 21.
    65) كافى، ج‏5، ص‏328.
    66) النوادر راوندى، ص‏12.
    67) انتخاب همسر، امينى، ص‏26.
    68) انتخاب همسر، ص‏29.
    69) بقره، 221.
    70) كافى، ج‏5، ص‏333.
    71) كافى، ج‏5، ص‏563.
    72) كافى، ج‏5، ص‏332.
    73) مكارم‏الاخلاق، ص‏237.
    74) وسائل، ج‏15، ص‏21.
    75) بحار، ج‏43، ص‏131.

    پیام ها
    1- خانواده و جامعه، مسئول ازدواج افراد بى‏همسر است. «و اَنكِحوا»
    2- ازدواج در اسلام، امرى مقدّس و مورد تأكيد است. «و اَنكحوا»
    3- لازم نيست خواستگارى، از طرف خاصّى باشد، هر يك از طرفين ازدواج مى‏توانند پيشقدم شوند. «و اَنكحوا»
    4- تنها سفارش به ترك نگاه حرام، كافى نيست، براى ازدواج جوانان بايد اقدام كرد. «يَغضّوا، يَغضُضن، انكحوا»
    5 - زنان بيوه را همسر دهيد. «و اَنكِحوا الايامى»(«اَيامى‏»، شامل آنان نيز مى‏شود.)
    6- داشتن صلاحيّت، شرط ازدواج است. «والصّالحين» (يعنى بايد طرفين صلاحيّت اداره زندگى مشترك را داشته باشند.)
    7- اقدام جامعه براى عروس و داماد كردن افراد صالح، تشويقى است كه جوانان لااُبالى و هرزه نيز خود را در مدار
    صالحان قرار دهند. «والصّالحين...» (بنا بر اين كه مراد از صلاحيّت، صلاحيّت اخلاقى و مكتبى باشد.)
    8 - در تأمين نيازهاى جنسى، فرقى ميان انسان‏ها نيست. (زن، مرد، غلام و كنيز) «منكم، عبادكم، امائكم»
    9- فقر، نبايد مانع اقدام در امر ازدواج شود. «اِن يكونوا فقراء...»
    10- در صورت فقر، به ازدواج اقدام كنيد و بر خدا توكّل نماييد. «يُغنِهم اللّه»
    11- فقر، براى عروس وداماد عيب نيست. «ان يكونوا فقراء...»
    12- خداوند، تأمين زندگى عروس و داماد را وعده داده است و ازدواج، وسيله وسعت و بركت زندگى است. «يغنهم اللّه»
    13- تحقّق وعده‏هاى الهى از سرچشمه‏ى فضل بى پايان اوست. «فضله - واسع»
    14- رشد و توسعه‏اى كه خداوند نصيب بندگانش مى‏فرمايد، بر اساس علم و حكمت اوست. «واسعٌ عليم»


    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  14. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  15. #28
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 33

    وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى‏ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَبَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَنُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَكُمْ وَلَا تُكْرِهُواْ فَتَيَتِكُمْ عَلَى الْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

    ترجمه

    و كسانى كه وسيله‏ى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى و عفت پيشه كنند، تا آن كه خداوند از كرم خويش، آنان را بى‏نياز نمايد. و هر كدام از غلامان و كنيزان شما كه خواهان بازخريد و آزادى (تدريجى) خود باشند، (يعنى مايلند با قرارداد كتبى با مالك خويش كار كرده و خود را آزاد نمايند) اگر در آنان خير و شايستگى ديديد، تقاضاى آنان را بپذيريد (و براى كمك به آزاد شدن آنان) از مالى كه خدا به شما داده به آنان بدهيد، و كنيزان خود را كه تصميم بر پاكدامنى دارند، به خاطر رسيدن به مال دنيا به فحشا وادار نكنيد، كه هر كس آنان را به فحشا مجبور كند، البتّه خداوند براى آن كنيزان كه به اكراه بدان كار وادار گشته‏اند، بخشنده‏ى مهربان است.

    نکته ها
    ابتدا بايد به هركس كه مى‏تواند سفارش كرد ازدواج كند، سپس به غير متأهّلان سفارش عفت و پاكدامنى نمود. (آيه «
    وانكحوا» قبل از آيه «وليستعفف» آمده است)
    چنانكه در روايات آمده است: در جاهليّت، كنيزان را براى كسب درآمد به فحشا وادار مى‏كردند. لذا خداوند مى‏فرمايد:
    به جاى آنكه كنيزان را به گناه وادار كنيد، زمينه ازدواج آنان را فراهم سازيد.
    در مورد رفتار با اسيران جنگى، يكى از اين چند راه را مى‏توانيم پيش بگيريم:
    الف: همه‏ى اسيران را يكجا آزاد كنيم، كه در اين صورت، دوباره به جنگ باز مى‏گردند.
    ب: همه را بكشيم، كه اين، امرى غير انسانى است.
    ج: اسرا را در منطقه‏اى گرد آوريم و از بيت‏المال مسلمانان، مخارج آنان را تأمين كنيم. (در اين طرح، بايد بى گناهان
    هزينه‏ى مجرمان را بپردازند).
    د: آنها را ميان مسلمانان تقسيم كنيم تا سيره‏ى اسلام و مسلمانان را مشاهده كنند و به تدريج تحت تأثير قرار گيرند و
    مسلمان شوند، سپس از راه‏هاى مختلف، آنها را آزاد كنيم، كه اين طرح، بهترين است، و طرح اسلام نيز همين است.
    بگذريم كه نظام جنگ در آن زمان اين بود كه اسير جنگى را به عنوان برده مورد استفاده قرار مى‏دادند و اسلام نيز
    مقابله به مثل مى‏كرد، همان گونه كه امروز در دنيا اسيران را در اردوگاه‏ها قرار مى‏دهند و ما نيز بايد قوانين بين‏المللى
    جنگ را تا آنجا كه منافاتى با مذهب ما نداشته باشد بپذيريم.

    پیام ها
    1- دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نيست، صبر و عفّت لازم است. «وليَستَعفف»
    2- هر كجا احساس خطر بيشتر باشد، سفارش مخصوص لازم است. «وليَستَعفِف الّذين لايَجِدونَ نكاحا» (چون افراد غير
    متأهل بيشتر از ديگران در معرض فحشا و منكر هستند، خداوند در فرمان به عفّت، آنان را مخاطب قرار داده است)
    3- جوانان بخاطر امكانات ازدواج، به سراغ تهيّه‏ى مال از راه حرام نروند و عفّت و تقوا از خود نشان دهند. «حتّى يُغنيهم
    اللّه من فضله»
    4- در حفظ عفّت و پاكدامنى عمومى، هم بايد جوانان خود را حفظ كنند، «و ليَستَعفف»، هم خانواده و حكومت قيام كند «
    واَنكحوا الاَيامى»، و هم ثروتمندان جامعه به پاخيزند. «و آتوهم من مال اللّه»
    5 - در قرارداد با زيردستان خود، سند كتبى داشته باشيد. «مما مَلَكت اَيمانكم فكاتِبوهم»
    6- اسلام براى آزادى بردگان، طرح‏هاى مختلفى دارد. يكى از آنها قرارداد بازخريد است. «فكاتبوهم»
    7- دارايى و اموال را از خود ندانيد بلكه از خداست كه چند روزى امانت به شما داده است. «مال اللّه»
    8 - ثروتمندان، در قبال ازدواج زيردستان خود، مسئوليّت دارند. «و آتوهم من مال اللّه الّذى آتاكم»
    9- بكارگيرى زيردستان در امور حرام، ممنوع است. «و لا تكرهوا فَتَياتكم على البِغاء»
    10- دنياطلبى، سرچشمه‏ى گناهان است. «لا تكرهوا ... لتبتغوا عرض الحياة الدّنيا»
    11- ثروت‏اندوزى از راه‏هاى نامشروع جايز نيست. «لتَبتغوا عرض الحياة الدّنيا»
    12- دنيا زودگذر است. «عرض الحياة الدّنيا» (كلمه «عرض» به معناى عارضى و زودگذر است)
    13- ارزشها نبايد فداى مال و ماديّات شود. «لاتكرهوا... لتبتغوا»
    14- حريم كنيزان مانند دخترانِ آزاد است. «لا تكرهوا فَتَياتكم على البغاء»
    15- پاكدامنى و عفت براى زن بهترين ارزش است. «اِن أرَدنَ تحصّناً»
    16- سرچشمه بخشى از گناهان، بزرگترها هستند. «لاتكرهوا... أردن تحصّناً»
    17- افراد مجبور شده به گناه، مورد عفو قرار مى‏گيرند. «فاِنّ اللّه من بعد اكراههنّ غفورٌ رحيم»
    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  16. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  17. #29
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 34
    وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَتٍ مُّبَيِّنَتٍ وَمَثَلاً مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

    ترجمه

    همانا ما به سوى شما آياتى روشنگر و از كسانى كه قبل از شما بودند نمونه‏هاى برجسته و تاريخى و پندى براى پرهيزكاران فرستاديم.


    پیام ها

    1- خداوند با مردم اتمام حجّت مى‏كند. «اَنزلنا اليكم آيات مبيّنات» 2- آيات قرآن نور و روشنگر است. «آيات مبيّنات» 3- تاريخ گذشتگان، چراغ راه آيندگان است. «مثلاً من الّذين خَلَوا من قبلكم» 4- قرآن كتاب جامعى است. «آيات - مثلاً - موعظة» 5 - پند پذيرى دلى آماده مى‏خواهد. «موعظةً للمتّقين» 6- متّقين نيز به موعظه نيازمندند. «موعظةً للمتّقين»



    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

  19. #30
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور




    آیه 35
    اللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَرَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِى ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى‏ نُورٍ يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَآءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَلَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمٌ

    ترجمه

    خداوند، نور آسمان‏ها وزمين است. مثل نور او همچون چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در ميان شيشه‏اى و آن شيشه همچون ستاره‏اى تابان و درخشان. اين چراغ از روغن درخت پر بركت زيتون بر افروخته است، كه نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) كه بدون تماس آتش نزديك است (شعله‏ور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور ديگر. هر كس را كه خداوند بخواهد به نور خويش هدايت مى‏كند، و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند و به هر چيزى آگاه است.


    نکته ها
    «نور» يعنى چيزى كه هم خودش روشن است و هم سبب روشنى اشياى ديگر مى‏شود. در فرهنگ اسلام امورى به عنوان
    «نور» معرفى شده است: قرآن، علم، عقل، ايمان، هدايت، اسلام، پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان معصوم‏عليهم السلام.
    «مشكاة» يعنى چراغدان. «دُرّى» به معناى پر نور و پر فروغ است. «زِيت» روغن زيتون را گويند كه وسيله‏ى روشنايى بوده
    است.
    اگر درخت زيتون در وسط باغ باشد، كه در تمام روز آفتاب بخورد، روغنش بهتر مى‏شود، ولى اگر در اطراف باغ و مزرعه
    باشد، يا در وقت صبح آفتاب دارد يا عصر. «زيتونةٍ لاشرقيّةٍ و لا غربيّة»
    «اللّه نور السموات و الارض» يعنى: خداوند هدايت كننده‏ى آسمان و زمين است. چون هدايت آفرينش، در آيات ديگر نيز
    آمده است. «أعطى كل‏شى‏ء خلقه ثمّ هَدى»(76) وجمله‏ى «نورٌ على نور» به معناى هدايت‏هاى دايمى و پى در پى است و در
    پايان آيه نيز مى‏فرمايد: «يَهدى اللّه لنوره»
    قرآن در اين آيه خداوند را به نور تشبيه نموده است. با مطالعه اجمالى روشن مى‏شود كه نور داراى خواص و ويژگى‏هاى
    زير است:
    1- نور، لطيف‏ترين موجود در جهان ماده و سرچشمه زيبائى‏ها و لطافت‏ها است.
    2- نور، بالاترين سرعت را در جهان ماده داراست و با سرعت سيصد هزار كيلومتر در ثانيه مى‏تواند در يك چشم بر هم
    زدن (يعنى كمتر از يك ثانيه) كره زمين را هفت بار دور بزند، به همين دليل مسافت‏هاى فوق‏العاده عظيم و سرسام‏آور
    نجومى را فقط با سرعت نور مى‏سنجند و واحد سنجش آنها سال نورى است، يعنى مسافتى كه نور در يك سال مى‏پيمايد.
    3- نور، وسيله تبيين اجسام و مشاهده موجودات است، و بدون آن چيزى را نمى‏توان ديد، بنا بر اين هم «ظاهر» است و هم
    «مظهر» (ظاهر كننده غير).
    4- نور آفتاب كه مهم‏ترين نور در دنياى ما است پرورش دهنده گلها و گياهان بلكه رمز بقاى همه موجودات زنده است.
    5 - تمام انرژى‏هاى موجود در محيط (به جز انرژى اتمى) همه از نور آفتاب سرچشمه مى‏گيرد، حركت بادها، ريزش
    باران و جريان نهرها و آبشارها و بالاخره حركت همه موجودات زنده با كمى دقت به نور آفتاب منتهى مى‏شود.
    سرچشمه گرما و حرارت و آنچه بستر موجودات را گرم نگه مى‏دارد همان نور آفتاب است حتى گرمى آتش كه از چوب
    درختان و يا ذغال سنگ و يا نفت و مشتقات آن به دست مى‏آيد نيز از گرمى آفتاب است.
    6- نور آفتاب نابود كننده انواع ميكروب‏ها و موجودات موذى است و اگر تابش اين نور پر بركت نبود كره زمين، تبديل
    به بيمارستان بزرگى مى‏شد كه همه ساكنانش با مرگ دست به گريبان بودند.
    خلاصه هر چه در اين پديده عجيب عالم يعنى نور مى‏نگريم و دقيق‏تر مى‏شويم آثار گرانبها و بركات عظيم آن آشكارتر
    مى‏شود. امّا عجيب است كه بشر با اين همه پيشرفت علمى از شناخت حقيقت نور كه يك امر مادى است عاجز مانده و آن
    وقت در پى شناخت ذات و حقيقت خداست و چه بسا اين نيز يكى از وجوه تشبيه خدا به نور باشد.
    حال اگر بخواهيم براى ذات پاك خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسى انتخاب كنيم (گر چه مقام با عظمت او از هر
    شبيه و نظيرى برتر است) آيا جز از واژه «نور» مى‏توان استفاده كرد؟ همان خدايى كه پديد آورنده تمام هستى است،
    روشنى‏بخش عالم است، همه موجودات به بركت او زنده‏اند، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظه‏اى
    لطف خود را از آنها باز گيرد همگى در ظلمت فنا و نيستى فرو مى‏روند.
    جالب اينكه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانيت كسب مى‏كند:
    قرآن نور است، چون كلام اوست.
    اسلام نور است، چون آئين او است.
    پيامبران نورند، چون فرستادگان اويند.
    امامان انوار الهى هستند، چون حافظان آئين او بعد از پيامبرانند.
    ايمان نور است، چون رمز پيوند با او است.
    علم نور است، چون سبب آشنايى با او است.(77)76) طه، 50.
    77) تفسير نمونه.


    پیام ها

    1- جهان هستى، فيض خداوند و پرتوى از نور اوست، قوام و بقاى آن از اوست. «اللّه نور السموات...»
    2- نور خدا هم گسترده است و هم ثابت. (نور درون حباب، هم گسترده است و هم از خاموش شدن محفوظ.) «المصباح
    فى زُجاجة»
    3- زيتون، درخت مباركى است. «شَجرةٍ مُباركةٍ زَيتونة»
    4- نور خدا از ذات اوست نه از عوامل بيرونى. «يَكاد زَيتُها يضى‏ء و لو لم‏تمسسهُ نار»
    5 - گرچه خداوند نور آسمان‏ها و زمين و مايه خلقت و هدايت همه هستى است، اما جايگاه او در زمين، دل‏هاى پاك و
    شفّاف افراد مؤمن است كه با نور ايمان برافروخته مى‏گردد و هرچه خلوص ايمان بيشتر باشد، تلألؤ بيشترى دارد. «يهدى
    اللّه لنوره من يشاء...»

    درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  20. تشكر

    HASSAN (26-04-1389)

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •