آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ (دليل ديگرى بر معاد). سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ (دليل ديگرى بر معاد).
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ (دليل ديگرى بر معاد).






    آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ (دليل ديگرى بر معاد).
    از سوره نازعات

    بـه دنـبـال نـقـل سـرگذشت موسى و فرعون به عنوان يك درس عبرت براى همه طغيانگران و تكذيب كنندگان بار ديگر به مساله معاد و رستاخيز برمى گردد.

    نخست منكران معاد را مخاطب ساخته , و ضمن يك استفهام توبيخى مى فرمايد: ((آيا آفرينش شما (و بـازگـشت به زندگى پس از مرگ ) مشكلتر است ياآفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاده است )) (انتم اشد خلقا ام السما بنيها).
    ايـن سـخن در حقيقت پاسخى است به گفتار آنها كه در آيات پيشين گذشت كه مى گفتند: انا لمردودون فى الحافرة ;Š آيا ما به حالت اول باز مى گرديم )).
    ايـن آيه مى گويد: هر انسانى در هر مرحله اى از درك و شعور باشد مى داند كه آفرينش اين آسمان بلند, اين همه كرات عظيم و كهكشانهاى بى انتها قابل مقايسه باآفرينش انسان نيست كسى كه اين قدرت را داشته چگونه از بازگرداندن شما به حيات عاجز است ؟!.
    (آيـه )ـ سـپـس بـه شـرح بـيشتر درباره اين آفرينش بزرگ پرداخته , مى افزايد(سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم ساخت )) (رفع سمكها فسويها).
    احـتمال دارد كه آيه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصله بسيار زياد وسرسام آور كرات آسمانى از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف محفوظ و قشر عظيم هواى اطراف زمين .
    (آيـه )ـ سـپـس بـه يكى از مهمترين نظامات اين عالم بزرگ يعنى نظام نور و ظلمت اشاره كرده , مى فرمايد: ((و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود)) (واغطش ليلهاواخرج ضحيها).
    كـه هـركـدام از ايـن دو در زنـدگـى انـسان و ساير موجودات زنده اعم از حيوانان وگياه نقش فـوق العاده مهمى دارد نه انسان بدون نور مى تواند زندگى كند كه همه بركات و روزيها و حس و حركت او وابسته به آن است و هم بدون ظلمت و زندگى او ممكن نيست كه رمز آرامش اوست .
    (آيـه )ـ سـپـس از آسمان به زمين مى آيد, مى فرمايد: ((و زمين را بعد از آن گسترش داد)) (والا رض بعد ذلك دحيها).
    منظور از ((دحوالا رض )) اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فراگرفته بود اين آبها تدريجا در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكيها از زير آب سر برآوردند و روزبه روز گسترده تر شدند تا به وضع فعلى درآمد ـ و اين مساله بعد از آفرينش زمين و آسمان روى داد.
    (آيـه )ـ بـعـد از گسترش زمين و آماده شدن براى زندگى و حيات سخن ازآب و گياه به ميان آورده , مى فرمايد: ((و از آن , آب و چراگاهش را بيرون آورد)) (اخرج منها مـاها ومرعيها).
    اين تعبير نشان مى دهد كه آب در لابلاى قشر نفوذپذير زمين پنهان بود, سپس به صورت چشمه ها و نهرها جارى شد و حتى دريا و درياچه ها راتشكيل داد.
    (آيـه )ـ ولـى از آنجا كه عوامل مختلفى مى توانست آرامش زمين را برهم زند ـ از جمله طوفانهاى عـظـيم و دائمى و ديگر جزر و مدهائى كه در پوسته زمين براثر جاذبه ماه و خورشيد و همچنين لـرزه هايى كه بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ *مى دهدـ آن را به وسيله شبكه نيرومندى از كوهها كه سرتاسر روى زمين را فراگرفته آرام كرد.
    و لذا مى فرمايد: ((و كوهها را ثابت و محكم نمود)) (والجبال ارسيها).
    (آيـه )ـ و در پايان مى فرمايد: ((همه اينها براى بهره گيرى شما وچهارپايانتان است ))! (متاعا لكم ولا نعامكم ).
    تا از مواهب حيات بهره گيريد و به غفلت نخوريد.
    ايـنـهـا از يكسو نشانه هاى قدرت او بر مساله معاد است و از سوى ديگر دلائل عظمت و نشانه هاى وجود او در مسير توحيد و معرفت است .
    (آيـه )ـ بـعد از اشاره به بعضى از دلائل معاد, در آيات قبل , در اينجا بارديگر, به مساله رستاخيز و سـرنـوشـت خداترسان و هوى پرستان در آن روزبازمى گردد, مى فرمايد: ((هنگامى كه آن حادثه بزرگ , رخ دهد)) نيكوكاران و بدكاران هركدام به جزاى اعمال خويش مى رسند (فاذا جات الطامة الكبرى ).
    ((طـامـه )) در ايـنـجـا اشـاره به قيامت است كه مملو از حوادث هولناك مى باشد وتوصيف آن به ((كبرى )) تاكيد بيشترى درباره اهميت و عظمت اين حادثه بى نظير است .
    (آيـه )ـ سـپـس مـى افـزايد: ((در آن روز انسان به ياد كوششهايش مى افتد))(يوم يتذكر الا نسان مـاسعى ).
    اما اين تذكر و يادآورى چه سودى براى او مى تواند داشته باشد.
    اگـر تقاضاى بازگشت به دنيا و جبران گذشته كند دست رد به سينه او مى زنندو در پاسخ اين تقاضا ((كلا )) (چنين نيست ) مى گويند.
    و اگر توبه كند و از اعمالش پوزش طلبد فايده اى ندارد چرا كه درهاى توبه ديگر بسته شده است .
    آرى ! در آن روز حـجـابـها از قلب و روح انسان برداشته مى شود و همه حقايق مكنون بارز و آشكار مى شود.
    (آيـه )ـ و لـذا در ايـن آيـه مى افزايد: ((و (در آن روز) جهنم براى هر بيننده اى آشكار مى گردد)) (وبرزت الجحيم لمن يرى ).
    جـهـنـم هـم اكـنون نيز وجود دارد بلكه طبق آيه 54 سوره عنكبوت ((كافران را ازهر سو احاطه كرده )) اما حجابهاى عالم دنيا مانع رؤيت آن است ولى آن روز كه روزظهور و بروز همه چيز است جهنم از همه آشكارتر ظهور مى كند.
    (آيـه )ـ سـپس به وضع حال مجرمان و افراد بى ايمان در صحنه قيامت اشاره كرده و با چند جمله كوتاه و پرمعنى هم سرنوشت آنها را بيان مى كند و هم عوامل گرفتارى آنها را, مى فرمايد: ((اما آن كسى كه طغيان كرده )) (فاما من طغى ).
    (آيه )ـ ((و زندگى دنيا را (بر همه چيز) مقدم داشته )) (وآثر الحيوة الدنيا).
    (آيه )ـ ((مسلما دوزخ جايگاه اوست )) (فان الجحيم هى الماوى ).
    در جـمله اول اشاره به فساد عقيدتى آنها مى كند زيرا طغيان ناشى از خودبزرگ بينى است و خود بزرگ بينى ناشى از عدم معرفة اللّه است .
    كـسى كه خدا را به عظمت بشناسد خود را بسيار كوچك و ضعيف مى بيند وهرگز پاى خود را از جاده عبوديت بيرون نمى گذارد.
    و جـمـله دوم اشاره به فساد عملى آنهاست چرا كه طغيان سبب مى شود كه انسان لذت زودگذر دنيا و زرق و برق آن را بالاترين ارزش حساب كند و آن را بر همه چيز مقدم بشمرد.
    ايـن دو در حـقيقت علت و معلول يكديگرند: طغيان و فساد عقيده سرچشمه فساد عمل و ترجيح زنـدگى ناپايدار دنيا بر همه چيز است و سرانجام اين دوآتش سوزان دوزخ است كه در جمله سوم به آن اشاره شده .
    (آيـه )ـ سپس به ذكر اوصاف بهشتيان در دو جمله كوتاه و بسيار پرمعنى پرداخته , مى فرمايد: ((و آن كسى كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را ازهوى باز دارد )) (واما من خاف مقام ربه ونهى النفس عن الهوى ).
    (آيه )ـ ((قطعا بهشت جايگاه اوست )) (فان الجنة هى الماوى ).
    آرى ! شـرط اول بـهـشـتـى شدن ((خوف )) ناشى از ((معرفت )) است , شناختن مقام پروردگار و تـرسـيدن از مخالفت فرمان او, شرط دوم كه در حقيقت نتيجه شرط اول وميوه درخت معرفت و خـوف اسـت تـسـلـط بـر هواى نفس و باز داشتن آن از سركشى ,چرا كه تمام گناهان و مفاسد و بدبختيها از هواى نفس سرچشمه مى گيرد.
    (آيه )ـ.

    آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ (دليل ديگرى بر معاد).

  2. تشكر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •