اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    مولوي نيز در شرح إِنَّمَاالْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة مي‌نويسد:
    و العلماء كنفس واحده؛ خاصه اتحاد داوود و سليمان و ساير انبيا عليهم السلام كه اگر يكي از ايشان رامنكر شوي، ايمان به هيچ نبي درست نباشد. اين، علامت اتحاد است كه يك خانهاز آن هزاران خانه ويران كني، آن همه ويران شود و يك ديوار قايم نماند كهلا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ و العاقل يكفيه الاشاره. اين خود ازاشارت گذشت:
    گر چه برنايد به جهد و زورتو
    ليك مسجد را بر آرد پور تو

    كرده‏ي از كرده‏ي تست‌ايحكيم
    مؤمنان را اتصالي دان قديم‏

    مومنان معدود ليك ايمان يكي
    جسمشان معدود ليكن جان يكي‏

    غير فهم و جان كه در گاو وخر است
    آدمي را عقل و جاني ديگراست‏

    باز غير جان و عقل آدمي
    هست جاني در ولي آن دمي‏

    جان حيواني ندارد اتحاد
    تو مجو اين اتحاد از روح باد

    گر خورد اين نان نگردد سيرآن
    ور كشد بار اين نگردد اوگران‏

    بلكه اين شادي كند از مرگ او
    از حسد ميرد چو بيند برگ او

    جان گرگان و سگان هر يكجداست
    متحد جان‌هاي شيران خداست‏

    جمع گفتم جان‌هاشان من بهاسم
    كان يكي جان صد بود نسبت بهجسم‏

    همچو آن يك نور خورشيد سما
    صد بود نسبت به صحن خانه‏ها

    ليك يك باشد همه انوارشان
    چون كه برگيري تو ديوار ازميان‏

    چون نماند خانه‏‌ها را قاعده
    مومنان مانند نفس واحده‏[24[



    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    سيره ولايت و وحدت اسلامي
    سيره عملي پيامبر اسلام وپيشوايان دين عليهم السلام سرشار از وحدت‌گرايي ميان مسلمانان است. توحيد،اصلي اعتقادي بود که نه تنها يک اعتقاد مهم در جهان‌بيني اسلامي تلقي مي‌شد، بلکه شعاري است که در همه عرصه‌‌هاي اجتماعي و سياسي معنا مي‌يابد. پيامبر اسلام، عقيده و شعار توحيد را مطرح ساخت، تا مسلمانان با وحدت اعتقادي، به وحدت اجتماعي دست يابند. خريد قطعه زميني براي بناي مسجد درمدينه، بنايي براي ايجاد تجمع دائمي مسلمانان و اتحاد اسلامي بود. ازدواج پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با زنان قبايل و وصلت با آن‌‌ها، برايايجاد خويشاوندي و وحدت قبايل صورت گرفت. پيمان‌هايي هم که پيامبر اسلام باقبايل و پيمان‌هاي اسلامي مانند حلف موازرت وحلف مواخات و بيعت عقبهنمونه‌‌هاي ديگري از سيره نبوي براي اتحاد اسلامي بوده است.[25] جامعه مؤمنان از ديدگاه پيامبر اسلام، به مثابه پيکري مي‌ماند که افرادش، اعضايآن به شمار مي‌آيد.[26] همچنين آن حضرت فرمود:
    الجماعة رحمة و الفرقةعذاب[27[

    زندگي وسيره اميرالمؤمنين عليه السلام نيز تأکيد بر وحدت و انسجام اسلامي است. آن حضرت، در آغاز خلافت، با نخستين خليفه به سبب مخالفت او با دستور صريح پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بيعت نکرد؛ ولي وقتي مخالفان اسلام خواستند از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سوء استفاده کنند و به وحدت اسلامي و اجراي احکام اسلام به ويژه پرداختن زکات آسيب وارد سازند، حضرت به صحنه آمد و با ارشادات خود، دستگاه خليفه را ياري کرد و تمام اين استراتژي‌ها براي حفظ اسلام بوده است كه بر همه اصول و احكام ديني تقدم دارد.
    اين بدان معنا نيست که حضرت علي عليه السلام از خلفا انتقاد نمي‌کرد. به تعبير استاد مطهري، انتقاد علي عليه السلام از خلفا، غير قابل انكار است و طرز انتقاد آن حضرت آموزنده است. انتقاد علي عليه السلام از خلفا، احساساتي و متعصبانه نيست؛ تحليلي و منطقي است وهمين است كه به انتقادات آن حضرت ارزش فراوان مي‌دهد. انتقاد‌هاي نهج البلاغه از خلفا برخي كلي و ضمني است و برخي جزئي و مشخص. انتقاد‌هاي كلي و ضمني، همان‌ها است كه علي عليه السلام صريحاً اظهار مي‌كند كه حق قطعي و مسلم من از من گرفته شده است. انتقاد از ابوبكر به صورت خاص در خطبه شقشقيه آمده است و در دو جمله خلاصه شده است: اول: اين كه او به خوبي مي‌دانست من از او شايسته‌ترم و خلافت جامه‌اي است كه تنها بر اندام من راست مي‌آيد. او با اين كه اين را به خوبي مي‌دانست، چرا به چنين اقدامي دست زد، من در دوره خلافت، خار در چشم و استخوان در گلو صبر كردم. به خدا قسم! پسر ابو قحافه پيراهن خلافت را به تن كرد؛ در حالي كه خود مي‌دانست محور اين سنگ آسيا منم. دوم اين است كه چرا خليفة پس از خود را تعيين كرد؛ به ويژه اين‌كه او در زمان خلافت خود يك نوبت از مردم خواست كه قرار بيعت را اقاله كنند و او را از نظر تعهدي كه از اين جهت بر عهده‌اش آمده است، آزاد گذارند. كسي كه در شايستگي خود براي اين كار ترديد مي‌كند و از مردم تقاضا كرد استعفايش را بپذيرند، چگونه است كه خليفه پس از خود را تعيين مي‌كند.[28[
    استاد مطهري (ره) در باره وحدت گرايي اميرالمؤمنين مي‌فرمايد:
    ابن ابي الحديد در ذيل خطبه 215 اين داستان معروف را نقل مي‌كند: روزي فاطمه سلام الله عليها علي عليه السلام را به قيام دعوت مي‌كرد. در همين حال، فرياد مؤذن بلند شد كه اشهد ان محمدا رسول الله. علي عليه السلام به زهرا فرمود: آيا دوست داري اين فرياد خاموش شود؟ فرمود: «نه»، فرمود: «سخن من جز اين نيست».[29[
    تاريخ امامت، سرشار از فراز و نشيب‌ها و موضع‌گيري‌‌ها و برخورد‌هاي متفاوت است كه جز با مصلحت‌گرايي، توجيه ديگري ندارد. براي نمونه، اميرالمومنين عليه السلام از چگونگي شكل‌گيري خلافت ناراضي بود و با تصريح بر مخالفت خود، از بيعت با ابوبكر سرپيچي كرد. آن حضرت شبانه با فاطمه زهرا (س) براي آشنا كردن مردم با ولايت به خانه‌‌هاي مردم مي‌رفتند. با اين حال وقتي مقابل دعوت ابوسفيان مبني بر بيعت با ولايت قرار گرفت و با اين كه به امام عليه السلام پيشنهاد كرد: «دستت را باز كن تا با تو بيعت كنم. به خدا قسم! اگر بخواهي سپاه بسياري را بر تو وارد مي‌كنم، تا با تو بيعت كنند»، علي عليه السلام به مخالفت پرداخت و در پاسخ فرمود:


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  3. #13
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ








    «اي ابوسفيان! بازگرد. به خدا سوگند! در گفتارت خدا را نمي‌جويي. تو پيوسته در مسير مكر و فتنه براي اسلام و مسلمانان هستي.»[30[
    همچنين آن حضرت وقتي درباره كيان اسلام احساس خطر كرد و قدرت گروه‌‌هاي مرتد و مانعان زكات و محاصره مدينه را مشاهده كرد، با خليفه بيعت كرد و فرمود:
    دست خويش را از بيعت كردن باز داشتم، تا آن كه ارتداد مردمان را ديدم كه به محو دين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌انجاميد. هراسان شدم كه اگر اسلام و مسلمين را ياري نكنم، در آن، رخنه يا نابودي را ببينم و آن، مصيبتي دردناك‌تر از تغيير مسير ولايت بود.[31[
    به همين دليل، امام در دفاع از مدينه در جنگ با مرتدان حاضر شد[32] و از خروج لشكر ابوبكر از مدينه ممانعت كرد.[33] در جنگ با روم، ابوبكر را ياري كرد و در تصميم‌گيري‌‌هاي خليفه دوم به ارشاد او اقدام نمود.[34] آن‌قدر امام علي عليه السلام بر وحدت تأکيد مي‌ورزيد که ابوبکر وعمر با آن حضرت در مسايل سياسي و نظامي مشورت مي‌كردند وآن حضرت هم راهنمايي لازم را مي‌فرمود. عمر، با امير المؤمنين، علي عليه السلام درباره جنگ با ايران مشورت كرد و حضرت پاسخ داد: پيروزي و شكست اسلام، به فراواني و كمي طرفداران آن نبود. اسلام، دين خدا است كه آن را پيروز ساخت و سپاه او است كه آن را آماده و ياري فرمود، و رسيد تا آن‌جا كه بايد برسد. هر جا لازم بود، طلوع كرد. و ما به وعده پروردگار خود اميدواريم كه او به وعده خود وفا مي‏كند و سپاه خود را ياري خواهد كرد. جايگاه رهبر، چونان ريسماني محكم است كه مهره‏‌ها را متّحد ساخته، به هم پيوند مي‏دهد. اگر اين رشته از هم بگسلد، مهره‏‌ها پراكنده و هر كدام به سويي خواهند افتاد، سپس هرگز جمع آوري نخواهند شد. عرب امروز از نظر تعداد اندك، امّا با نعمت اسلام فراوانند و با اتّحاد و هماهنگي، عزيز و قدرتمندند. چونان محور آسياب، جامعه را به گردش در آور، و با كمك مردم، جنگ را اداره كن؛ زيرا اگر تو از اين سرزمين بيرون شوي، مخالفان عرب، از هر سو تو را ر‌ها كرده و پيمان مي‏شكنند؛ چنان‌كه حفظ مرز‌هاي داخل كه پشت سر مي‏گذاري، مهم‏تر از آن باشد كه در پيش روي خواهي داشت. همانا عجم اگر تو را در نبرد بنگرند، گويند اين ريشه عرب است؛ اگر آن را بريديد آسوده مي‏گرديد. همين فكر، سبب فشار و تهاجمات پياپي آنان مي‏شود و طمع ايشان در تو بيشتر گردد. اين‌كه گفتي آنان به راه افتاده‏اند، تا با مسلمانان پيكار كنند، ناخشنودي خدا از تو بيشتر، و خدا در دگرگون ساختن آنچه كه دوست ندارند، تواناتر است. امّا آنچه از فراواني دشمن گفتي؛ ما در جنگ‏‌هاي گذشته، با فراواني سرباز نمي‏جنگيديم؛ بلكه با ياري و كمك خدا مبارزه مي‏كرديم.[35[
    استاد مطهري در باره تأکيد حضرت علي عليه السلام بر وحدت مي‌فرمايد:
    در داستان شورا، چون عباس مي‌دانست نتيجه چيست، از علي خواست در جلسه شركت نكند؛ اما علي با اين‌كه نظر عباس را از لحاظ نتيجه تاييد مي‌كرد، پيشنهاد را نپذيرفت. عذرش اين بود: «من اختلاف را دوست نمي‌دارم». عباس گفت: «بنابراين با آنچه دوست نداري، مواجه خواهي شد». ابن ابي الحديد در جلد دوم، ذيل خطبه 65 نقل مي‌كند: يكي از فرزندان ابولهب، اشعاري مبتني بر فضيلت و ذي حق بودن علي و ذم مخالفانش سرود. علي او را از سرودن اين گونه اشعار كه در واقع نوعي تحريك و شعار بود نهي كرد و فرمود: «براي ما، سلامت اسلام ]و اينكه اساس اسلام باقي بماند،[ از هر چيز ديگر محبوب‌ تر است». از همه بالاتر و صريح تر در خود نهج البلاغه آمده است. در سه مورد از نهج البلاغه اين تصريح ديده مي‌شود: در جواب ابوسفيان آن‌گاه كه آمد و مي‌خواست تحت عنوان حمايت از علي عليه السلام فتنه به پا كند، فرمود: «امواج درياي فتنه را با كشتي‌هاي نجات بشكافيد، از راه خلاف و تفرقه دوري گزينيد و نشانه‌‌هاي تفاخر بر يكديگر را از سر بر زمين نهيد». در شوراي شش نفري پس از تعيين و انتخاب عثمان از طرف عبدالرحمن بن عوف فرمود: «شما خود مي‌دانيد من از همه براي خلافت شايسته‌ترم. به خدا سوگند! تا آن هنگام كه كار مسلمين رو به راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد، مخالفتي نخواهم كرد».[36[
    حضرت علي عليه السلام تا آن‌جا بر وحدت تأکيد داشت که نام سه فرزند خود را ابوبکر وعمر وعثمان نهاد تا نشان دهد اختلاف بر مسأله امامت يك اختلاف سليقه‌اي و شخصي نيست و نبايد باعث تعارض در كيان اسلامي شود.[37] و وحدت و انسجام را دستاورد پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم[38] ودوري جستن از تفرقه را علت عزت وشوکت امت‌ها[39] دانسته و پرهيز از تلوّن در دين را ضروري شمرده است.[40[



    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    امامت، عنصر اصلي انسجام
    اسلامي
    عنصر امامت، يکي از اصلي‌ترين منابع وحدت بخش ميان مسلمانان است. به کار‌گيري واژه امت و ارتباط آن با امامت براي جامعه اسلامي از سوي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و امامان معصوم عليهم السلام واصحاب وفادار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز براي همين هدف بوده است؛ براي اين‌که واژه «امت» از ريشه «امّ» به معناي آهنگ، قصد و عزيمت کردن است. اين معنا ترکيبي از سه معناي حرکت، هدف و تصميم خودآگاهانه است. چون در ريشه امّ مفهوم جلو و پيش روي، نيز نهفته است، بنابراين، چهار عنصر، اين معناي مرکب را مي‌سازند: ‌انتخاب، حرکت، پيشروي و مقصد. با حفظ همه اين معاني، کلمه امت در اصل به معني الطريق الواضح و راه روشن است.[41[
    امام، شخصيتي است‌که در وجود خود الگويي شدن و در عمل خود، رهبري امت را تحقق مي‌بخشد… امام، يعني پيشوا، نه در معناي فاشيستي و استبدادي آن كه قهرمان‌بازي و رهبر‌پرستي جاهلي و ضد‌توحيدي است، بلكه در معناي امتي آن. او پيشوا است، تا نگذارد امت به خوش‌بودن و لذت‌پرستي تسليم شود. و پيشواست، تا در پرتو هدايت او امت، حركت و جهت حركت خويش را گم نكند.[42] امام با كلمه امت و امّي هم‌ ريشه است. امت، نام جامعه‌اي است كه اسلام مي‌خواهد بسازد و امي صفت برجسته پيغمبر اسلام است. امّي در صفت پيغمبر اسلام، به معناي پيغمبر وابسته به توده‏‌ها است، در برابر طبقه حاكم. امام، صفت و مقامي است متصل به امّي و امت و يك تعبير شيعي است كه بنا بر آن، هميشه زنده است و هميشه سرمشق مردم؛ به اين معنا كه امام، ايده‌آل است و تجسم عيني مسائل اعتقادي و ذهني مذهب و نمونه عزيزي كه يك مكتب مذهبي به جامعه بشري ارائه مي‌دهد، تا در ساختمان نسل‌هاي انساني، الگو باشد.[43[



    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. #15
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ








    به گفته استاد شهيد مطهري (ره)، كلمه امام در لغت فارسي، به معناي پيشوا است. خود کلمه امام يا پيشوا مفهوم مقدسي ندارد. پيشوا يعني کسي كه پيشرو است و عد‌ه‌اي تابع و پيرو او هستند؛ اعم از اين‌که آن پيشوا عادل و راه‌يافته يا باطل و گمراه باشد. قرآن هم کلمه امام را در هر دو مورد به كار برده است. خداوند سبحان، يک جا مي‌فرمايد: «و جعلناهم ائمة يهدون بامرنا» (قرار داديم آنها را به عنوان امامان تا به وسيله امر ما، هدايت كنند) در جاي ديگر مي‌گويد: «ائمة يدعون الي النار»؛ اماماني كه مردم را به سوي آتش فرا مي‌خوانند.[44[
    استاد مطهري (ره) درتوضيح معناي امامت مي‌فرمايد:
    دقيق‌ترين کلمه‌اي که بر امامت منطبق مي‌شود، کلمه رهبري است. فرق نبوت و امامت در اين است که نبوت، راهنمايي و امامت، رهبري است. نبوت، ابلاغ، اخبار، اطلاع دادن، اتمام حجت و راهنمايي است.راهنما، وظيفه‌اش بيش از اين نيست که راه را نشان دهد؛ ولي بشر، علاوه بر راهنمايي، به رهبري نياز دارد؛ يعني نيازمند است به افراد يا گروه و دستگاهي که قوا و نيرو‌هاي وي را بسيج کنند. نبوت، راهنمايي است و يک منصب است؛ اما امامت، رهبري است و منصب ديگري است. پيغمبران بزرگ، هم نبي و هم امام هستند. پيغمبران کوچک فقط نبي بودند و امام نبودند، رهنما بودند؛ ولي رهبر نبودند.[45[
    از سوي ديگر، رهبري و مديريت، مستلزم نوعي از رشد است؛ زيرا رهبري در حقيقت عبارت است از بسيج كردن نيروي انسان‌ها و بهره‌برداري صحيح از نيرو‌هاي انساني. رشد نيز عبارت است از اينکه، انسان شايستگي و لياقت اداره و نگهداري و بهره‌برداري از سرمايه‌‌ها و امکانات مادي يا معنوي که به او سپرده مي‌شود را داشته باشد.[46[
    مديريت صحيح، از ضعيف‌ترين ملت‌هاي دنيا، قوي‌ترين ملت‌ها را مي‌سازد، آن‌چنان‌ که رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم چنين كرد و اين، معجزه رهبري بود.


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. #16
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ







    چيستي امامت در منابع شيعي و
    اهل سنت
    منابع کلامي ـ اعم از منابع اهل سنت و شيعه ـ در چيستي امامت، دو موضِع متفاوت داشته‌اند: برخي مفهوم امامت را بديهي تلقي کرده، به تعريف آن نپرداخته‏ اند؛ مانند قاضي عبدالجبار معتزلي در المغني في أبواب التوحيد والعدل و سيدمرتضي در الشافي في الاِمامة[47] و در الذخيرة في علم الكلام و شيخ طوسي در الاقتصاد فيما يتعلق بالاعتقاد و امام الحرمين جويني در كتاب الارشاد في الكلام و خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد، امامت را تعريف نكرده‏اند. ولي عده زيادي از متکلمان، به تعريف آن پرداخته‌اند. اين رويكرد، در زمان معاصر اهميت زيادي دارد؛ زيرا خيلي از شبهات جديد، به تصور امامت بر‌مي‏گردد مانند اين‌که آيا خاتميت با امامت جمع مي‏شود يا نه؟ آيا دکترين امامت با دموکراسي همراهي مي‌کند؟ اگر امامت لازم است، چرا امام دوازدهم درغيبت به سر مي‌برد؟ همه اين پرسش‌ها بر تحليل معناي امامت مبتني است؛ و لذا اول بايد معناي درست امامت را روشن سازيم و بعد به دلايل وعرصه‌‌هاي ديگر آن بپردازيم.
    حالا تعريف‌هايي را كه از امام و امامت ارائه شده كه حدود ده تعريف است، براساس ترتيب تاريخي از زمان شيخ مفيد ارائه مي‌كنيم:
    1. شيخ مفيد (م413ق) در اوايل المقالات مي‌گويد:
    امامان، قائم مقام پيامبرانند در اجراي احكام و حدود الهي و نگهداري شرايع و تربيت مردم، اين بزرگواران همانند عصمت پيامبران، معصومند.[48[
    اين تعريف، به اجراي احكام و اقامه‌ حدود (منصب قضاوت)، حفظ الشرايع (از تحريف به زيادت و نقصان) و تربيت مردم (مسايل فرهنگي جامعه) اشاره دارد. بر خلاف بعضي از سكولارهاكه مي‌گويند حكومت ديني نبايد در مسايل تربيتي واخلاقي مردم دخالت كند، اين تعريف مسايلي مثل تربيت فرهنگي را نيز به عهده امام مي‌داند.
    2. قاضي عبدالجبار معتزلي (م415ق) در شرح الاصول الخمسه مي‏گويد:
    امام، نامي است براي صاحب ولايت بر امت که حق تصرف بر امور مردم را دارد؛ به گونه‌اي که قدرتي فوق آن نيست.[49[
    3.ماوردي (م450ق) در الاحكام السلطانية مي‏گويد:
    امامت، رياست عمومي در امور ديني ودنيايي به جانشيني از پيامبر است.
    4. سيد مرتضي (م466ق) در الحدود والحقايق مي‏گويد:
    امامت، رياست عام درامور دين است به اصالت، نه به نيابت از افرادي که در دار تكليف (دنيا) هستند.[50[
    5. خواجه نصير (م672ق) در قواعد العقايد مي‌نويسد:
    امامت، رياست عمومي ديني است که دربردارندة ترغيب عموم مردم درحفظ مصالح ديني و دنيايي و منع آن‌‌ها از امور مضرّ است.
    6.علامه حلي (م726ق) در نهج المسترشدين آورده است:
    امامت، رياست عمومي شخصي است كه اصالتاً براي تدبير در امور دين و دنيا انجام مي‌پذيرد. [51[
    اين تعريف، امامت را رياست عام درامور دين و دنيا دانسته است؛ به گونه‌اي که شورايي بودن امامت را نفي مي‏كند.[52[
    7 . قاضي عضدالدين ايجي (م756ق) در المواقف في علم الكلام مي‌نويسد:
    امامت جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است در برپا داشتن احكام دين و تبعيت آن بر همه امت لازم است.[53[
    اين تعريف با تأکيد بر جانشيني پيامبر و اجراي دين به نوعي بر تحقق خارجي دين اشاره دارد.
    8. ابن خلدون (م789ق) در مقدمه العبر مي‌نويسد:
    امامت، جانشيني از صاحب شريعت براي پاسباني از دين و سياست و تدبير دنيا است. [54[
    9. قوشجي (م879ق) در شرح تجريد الاعتقاد مي‌نويسد:[55[
    امامت، رياست عام درامر دين و دنيا به عنوان جانشيني پيامبر است.
    10. عبدالرزاق لاهيجي (م1072ق) در گوهر مراد آورده است:
    امامت، رياست عامه مسلمين است در امور دين و دنيا بر سبيل خليفگي و نيابت از پيامبر.[56[




    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. #17
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    مؤلفه‌‌هاي مشترک در مفهوم امامت نزد متکلمان اسلامي

    تعاريف پيش گفته علماي شيعه و اهل سنت از امامت، داراي مؤلفه‌‌هاي مشترکي است که به شرح ذيل بيان مي‌شود:

    مؤلفه اول، ولايت و رياست
    ويژگي رياست و رهبري عموم مردم در امور دين و دنيا در تمام تعاريف ذکر شده بود. در برخي تعاريف، واژه ولايت به کاررفته است، هرچند در تفسير و معناي ولايت اختلاف وجود دارد. توضيح اين که وِلايت، وَلايت، مولا و اولياء ازمادۀ (و ل ي) به معناي نزديکي و قرابت ـ اعم از قرابت مادي يا معنوي ـ به کار مي‌رود. معاني دوستي و ياري و سرپرستي همه از قرابت گرفته شده‌اند. تفليسي در وجوه‌القرآن معاني واژه‌‌هاي مولي و ولي را در وجوه ذيل مطرح کرده و مي‌نويسد:
    بدان كه وليّ در قرآن بر شش وجه باشد:
    وجه نخستين وليّ به معني «فرزند» بود چنانچه خداي در سورة مريم (آيه 5) گفت: فَهَبَ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً؛ يعني ولداً.
    و وجه دوم وليّ به معناي«يار» بود؛ چنانچه در سورة بني إسرائيل (آيه111) گفت: وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِ» يعني ولَم يَكُن لَه صَاحِبٌ يَنتَصِرُ بِهِ مِن ذُلٍّ أَصَابَهُ. و در سورة كهف (آيه17) گفت: وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً؛يعني صاحِباً مُرشِداً.
    و وجه سيم وليّ، به معناي «خويشاوندي» بود؛ چنانچه در سورة عنكبوت (آيه 22) گفت: وَ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لَا نَصِيرٍ؛ يعني :مِن قَريبٍ يَنفَعَكُم و لا ناصرٍ يَنصُرُكم.
    و وجه چهارم وليّ به معناي «پروردگار» بود؛ چنانچه در سورة انعام (آيه 14) گفت: قُلْ أَغَيْرَ اللهِ أتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّمَواتَ وَالأَرْضِ؛يعني: أَتَّخذُ رَباً. و در سورة حم عسق (آيه 9) گفت: أَمْ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أوْلِياءَ فَاللهُ هُوَ الْوَلِيُّ؛ يعني: هو الرَّبُّ. و از اين معنا در قرآن بسيار است.
    و وجه پنجم وليّ، به معناي «خدا» بود وجمعش أوليا باشد به معناي خدايان، چنانچه در سورة عنكبوت (آيه 41) گفت: مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ أوْلِياءَ؛ يعني: الإلهة. و در سورة حم عسق (آيه 6) گفت: وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أوْلِياءَ؛يعني: ألآلِهَةِ. و در سورة جاثية (آيه10) گفت: وَلَا يُغْنِي عَنْهُمْ مَا كَسَبُوا شَيْئَاً وَ لَا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ أوْلِياءَ.
    و وجه ششم ولي به معناي «نصيحت كننده» بود؛ چنانچه در سورة آل عمران (آيه 28) گفت: لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» يعني: فِي المُنَاصَحَةِ. و در سورة نساء (آيه 144) فرمود: يَا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ؛ يعني: فيِ الَّنصِيحَةِ. و در سوره ممتحنة (آيه 1) گفت: يَا أَََََيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياَء؛ يعني :فِي النَّصِيحَةِ. و از اين معنا در قرآن بسياراست.[57[
    البته به نظر مي‏رسد معناي موضوع له ولايت همان نزديكي و قرابت است اعم از اين‌كه قرابت مادّي باشد يا معنوي و دوستي و ميراث‌خواري و خويشاوندي همه مصاديق آن هستند.



    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    معناي ولايت در علوم اسلامي

    در علوم اسلامي ولايت در سه دانش عرفان، كلام و فقه به کار مي‌رود:
    ولايت در عرفان، به معناي باطن نبوت است. ظاهر نبوت تصرف در خلق از طريق احكام شرعي و اظهار نبوت و ارشاد مردم و بيان حقايق الهي است؛ اما ولايت، باطن نبوت است؛ پس مراد از ولايت عرفاني، ولايت باطني و معنوي است.
    سيد حيدر آملي در نص النصوص در تعريف ولي مي‏گويد: وليّ، كسي است كه حق تعالي متولي امر او شده است و او را از معصيت حفظ كرده است. وليّ، گاهي محبوب است و گاهي محب؛ پس اگر در مقام محبوبي باشد، ولايت او كسبي نبود و متوقف بر چيزي نيست؛ بلكه ازلي و ذاتي و موهوبي و الهي است؛ لكن اگر در مقام محبي باشد، بايد متصف به صفت الهي و متخلق به اخلاق خداوندي ‏شود، تا اسم ولي بر او صادق باشد. به هرحال در عرفان، ولايت، باطن نبوت است و مقام ولايت بالاتر از ظاهر نبوت است.[58[
    ولايت در فقه، دست كم دو معنا دارد:
    1. قيموميّت: وليّ، قيم زير دستان خود است که محجوريني مانندديوانگان، غايبان و ناتوانان را در بر مي‌گيرد.
    2. زعامت و رهبري: زمامداري در امور عمومي مردم، نه در امور خصوصي، مثل نوع لباس پوشيدن و نوع مسكن و غيره. پس حاكم، متولي است؛ يعني سرپرستي امور عمومي و اجتماعي مردم يا امور شخصي مربوط به امور اجتماعي آن‌‌ها را بر عهده دارد. ولايت مطلقه نيز به معناي زعامت در همه امور عمومي و ولايت مقيده، همان قيموميت است.
    ولايت در علم كلام، در معاني زير استعمال شده است:
    1. دوستي و محبت اهل بيت عليهم السلام: که مورد اتفاق فريقين مي‌باشد.
    2. ولايت تشريعي و تكويني و زمامداري: ولايت در کلام شيعي، معناي عام‌تري دارد که شامل هرسه ولايت تکويني، تشريعي و زمامداري مي‌شود؛ يعني ولي، قدرت تصرف در تکوين دارد و شارع در احکام شرعي است و زمامدار جامعه اسلامي نيز مي‌باشدكه منصب قضاوت را نيز برعهده دارد. البته اين ولايت اصالتا از آنِ خدا است و بالتبع به پيامبر و امامان عليهم السلام واگذار مي‌شود.


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 22-02-1389 در ساعت 12:42

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    پس در اين که اولين مؤلفه
    امامت، ولايت است،هيچ اختلافي بين فريقين وجود ندارد؛ ولي اين كه ولايت به كدام معنا مورد نظر است، از تعاريف امامت چيزي به دست نمي‏آيد. بايد در بحث تصديقي اثبات شود كه امامت، كدام نوع ولايت را در بردارد. قدر متيقني که شيعه و سني بر آن متفقند، اين است که ولايت، به معناي زمامداري به کار مي‌رود؛ اما قدرت تشريعي و تكويني، بالتبع بايد بعداً اثبات گردد. شايان ذکر است که قلمرو ولايت، امور ديني و دنيوي است كه بعضي مثل قوشچي و ماوردي تصريح كرده بودند. حال آيا تفكيك دين و دنيا در اين عبارات ظهور در سكولاريزم ندارد؟ يعني آيا تفکيک واژة دين از دنيا، بوي جدايي دين از دنيا نمي‏دهد؟پاسخ اين است که واژة دين در تعاريف امامت، كنار دنيا به معناي جزا و آخرت به کار رفته است؛ يعني امور اين‌جهاني و آن‌جهاني. در تعبير خواجه نصير اين امر روشن بود. در تعاريف امامت كه دين بدون واژة دنيا و به تنهايي به کار رفته باشد، دين به معناي شريعت است؛ پس امور سياسي و اجتماعي نيز از شؤون امامت است وتعاريف امامت، نه تنها با سکولاريسم مترادف نمي‌باشد، بلکه ناقض سكولاريسم است. دليل، اين است كه سكولاريزم افراطي مي‏گويد دين، هيچ يک از نياز‌هاي آدمي را برآورده نمي‌کند؛ اما سكولاريزم ملايم، بر اين باور است که در نياز‌هاي فردي مي‏توانيم به دين مراجعه كنيم و در مسايل اجتماعي به دين حاجتي نيست؛ درحالي که امامت، نشانگر حضور دين در صحنه دنيا وآخرت است. در نتيجه اين تعبير که امام، جامعه را در امور ديني و دنيوي اداره مي‏كند، بر جدايي دين و دنيا هيچ دلالتي ندارد.




    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    نكته ديگر اين که، واژة «عامه» در عبارت «رياست عامه» يعني عموم مردم، در مقابل رياست حزب و گروهي خاص؛ نه اين که به معناي همه امور باشد. ولايت مطلقه، يعني ولايت بر عموم مردم، مقابل ولايت مقيد كه تنها ولايت بر غايبان و قاصران را مي‌رساند. البته بعضي ولايت مطلقه را قدرت اجراي تمام احكام اجتماعي اسلام مي‌دانند؛ پس رياست عامه، مقابل رياست خاص است و قدر متيقن آن، زمامداري تمام مردم است. هرچند زمامداري همه احکام اسلام با دلايل عقلي ونقلي نيز اثبات مي‌شود. ممکن است بعضي بر اهل سنت يا شيعه ايراد بگيرندكه تعاريف آن‌‌ها همانند يکديگرند؛ درحالي که اهل سنت، ولايت تكويني و تشريعي را نمي‏پذيرند. به نظر مي‌رسد اين اشكال وارد نيست؛ زيرا از تعاريف امامت چيزي به دست نمي‏آيد و اين که امامت به معناي ولايت تکويني يا تشريعي هم باشد، به دليل مستقلي نياز دارد.

    مؤلفه دوم، خلافت و نيابت از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم

    اين ويژگي، مورد اتفاق شيعه و سني است. خلافت، در معناي امامت مندرج است و اهل لغت نيز به آن اشاره کرده‌اند. ابن خلدون نيزهمين مطلب را بيان کرده است. البته در اين که خلافت و امامت دو مفهومند يا يکي، مباحثي نهفته و حق اين است که خلافت و امامت، از نظر مفهوم متفاوتند. هر چند خلفاي پس از رحلت رسول صلي الله عليه و آله و سلم، يعني امامان عليهم السلام هم خليفه‌اند و هم امام. ولي گاهي شخصي امام است و خليفه شخص ديگري است. البته از نگاه روان شناختي، خليفه تقدس مفهوم امامت را ندارد.
    پس خلافت از مشتركات شيعه و سنّي است و اختلافي در آن نيست. در اصول كافي نيز روايتي از امام رضا عليه السلام نقل شده است که امامت، جانشيني خداوند و پيامبر است.[59[

    مؤلفه سوّم، وجوب پيروي همه مردم از امام

    اين ويژگي نيز از تعاريف شيعه و اهل سنت به دست مي‌آيد که همه مردم بايد از امام پيروي کنند؛ پس فرق بين شيعه وسني در وجوب پيروي از امام معيني نيست، بلکه اختلاف در دو نكته است:
    الف. آيا ولايت، تنها زمامداري است يا ولايت تکويني و تشريعي را هم شامل مي‌شود؟
    ب. قيد اصالت و نيابت را كه شيعه در تعاريف مطرح مي‌كند. يعني آيا امام به نيابت از مردم مقام امامت را عهده‌دار است يا اين که امامتش اصالت دارد و نيابتي از مردم نيست؟ هرچند نيابت امامت از پيامبري مورد تأييد و تأکيد شيعه است.




    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •