اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 24 , از مجموع 24
  1. #21
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    مؤلفه چهارم، رهبري شرعي

    تعاريف شيعه و سني بر رهبري امام هم دلالت دارند؛ چون وقتي مي‌گوييم امامت، نيابت از نبي است، تقدس و مشروعيت الهي براي آن قائل مي‌شويم. به تعبير ابن خلدون، امامت، خلافت از صاحب شرع است.

    مؤلفه پنجم، امام شخص است، نه حزب و گروه و شورايي خاص

    تعاريف امامت دلالت دارند براين كه امام، شخص است، نه حزب يا گروه خاص يا قبيلة معيني. سيرة متشرعان نيز همين مفهوم را درطول تاريخ تحقق بخشيده است.

    مؤلفه ششم، قلمرو اين زعامت و رهبري، امور دين و دنيا است

    در بعضي از اين تعاريف، تنها واژة دين آمده بود؛ ولي در برخي ديگر، واژة دين و دنيا با هم بيان شد. مراد از دين در دستة نخست تعاريف، اسلام است؛ ولي آنجا که دين تنها به کار رفته، مراد از دين، آخرت است؛ پس همان‌گونه که گذشت، در هر دو صورت، امور دنيايي و آخرتي مجموعا جزو مفهوم امامت است. حاصل سخن اين که در اين مؤلفه نيز اختلافي نيست و به اعتقاد فريقين، امام، متولي آباداني دنيا وآخرت مردم است؛ لذا اهل سنت، خلفا را به راشدين و غير راشدين تقسيم مي‌کنند. آنان بر اين باورند که خلفاي راشدين (ابوبکر وعمر وعثمان و علي) به فکر دنيا و آخرت مردم بودند؛ ولي معاويه و ديگران هرچند به دليل صحابي بودن مورد احترام هستند، غير راشدين هستند؛ چون به فکر دنيا و آخرت مردم نبودند.




    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكر

    محب فاطمه (02-03-1389)

  3. #22
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    تاريخ اسلام و وحدت اسلامي

    همان‌گونه که گذشت، وحدت اسلامي از عصر نبوي، اصلي راهبردي ويک استراتژي اساسي و هميشگي وغيرمتغير مورد توجه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بوده است. اين روش بنيادين را امام علي عليه السلام و ساير اصحاب وفادار پيامبر هم دنبال مي‌کردند. وحدت‌گرايي در اين عصر در جايگاه يک انديشه و يک استراتژي به مسير خود ادامه مي‌داد. برخي از صحابه با وفات پيامبراسلام صلي الله عليه و آله و سلم، اولين جرقه اختلاف را ميان مسلمانان ايجاد کردند. شيعيان امام علي عليه السلام گرد او جمع شدند و با همکاري آن‌ها، امر ولايت و جانشيني پيامبري و نيز آسيب‌‌هاي سقيفه را براي مردم تشريح کرد؛ ولي مردم، به علل جامعه‌شناختي و روان‌شناختي که بيان تفصيلي آن در اين مقال نمي‌گنجد، سخنان آن حضرت را نپذيرفتند و اميرالمؤمنين عليه السلام نيز به وظايف ديگرش پرداخت؛ ولي هيچ‌گاه حکومت اسلامي را ر‌ها نکرد و هميشه به ياري خلفا مي‌پرداخت. آن حضرت، حتي براي تحقق وحدت، علاوه بر همکاري خود و يارانش با دستگاه خلافت و مشورت دادن به آن‌ها، با همسر بيوه ابوبکر ـ اسماء بنت عميس ـ که پيش از ابوبکر، همسر جعفر ابن ابي طالب بود، ازدواج کرد و به تربيت محمد بن ابي بکر پرداخت و به ازدواج عمر با ام کلثوم رضايت داد.[60] متأسفانه با بي‌درايتي خليفه سوم و ميدان دادن به مروان و معاويه و ساير بني اميه، خبر غيبي پيامبر اسلام تحقق يافت و سي سال پس از وفات نبي اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سلطنت، جايگزين خلافت شد.[61] سلطنت معاويه به گونه‌اي آشکار شد که وقتي سعد بن ابي وقاص ـ صحابه پيامبرـ بر معاويه وارد شد، به او خطاب کرد: «سلام بر تو‌اي پادشاه!» معاويه با خنده گفت: «چه مي‌شد اگر مرا اميرالمؤمنين خطاب مي‌کردي‌اي ابا‌اسحاق؟»[62] معاويه نه تنها سنت نبوي را کنار زد که به سنت خلفاي پس از پيامبر هم عمل نکرد و زمينه را براي يك ماترياليست اخلاقي و معرفتي چون يزيد مهيا کرد؛ يزيدي که در سه سال خلافتش، سه جنايت در کربلا و مدينه و مکه انجام داد که تاريخ از بيان آن‌‌ها شرم مي‌کند. معاويه در پنجاه سال حکومتش بر شام، تلاش فراواني براي تحقق اختلاف ميان مسلمانان و قتل عام عاشقان و شيعيان امام علي عليه السلام همچون حجر بن عدي کرد. اين سنت سيئه و بسيار زشت حکومت اموي ادامه يافت، تا زمان عمر بن عبدالعزيز که از سال 99 تا 101ق همانند خال سفيدي در پيشاني سياه تاريخ بني اميه ظهور يافت. وي، رسم ناسزاگويي به اهل بيت عليهم السلام را لغو کرد و از عوامل حادثه کربلا بي‌زاري جست و دِه فدک را به وارثان فاطمه برگرداند.[63] خلافت بني العباس از سال 132ق با شعار الرضا من آل محمد آغاز شد و با ايرانيان پيوند وثيقي برقرار کرد؛ ولي پار‌ه‌اي از تصميم‌‌هاي حاکمان بني‌عباس مانند قتل ابو مسلم خراساني سبب شد اتحاد ايرانيان با عباسيان سست گردد.[64] بني عباس، با جنايت‌‌هاي متعدد بر ضد شيعيان و قتل عام آن‌‌ها و شهيد كردن امامان معصوم عليهم السلام در دوران غيبت کبرا، به مرحله سست سياسي و اجتماعي رسيدند. اختلاف خلفاي بغداد با خوارزمشاهيان سبب شد الناصر آخرين خليفه مقتدر عباسي، با همکاري نسطوري بغداد از چنگيز مغول خواست به حاکميت سلطان محمد خوارزمشاه يورش برد؛ هر چند هلاکو نوة چنگيز به دمشق و بغداد حمله کرد و حکومت بني عباس را هم منقرض کرد.[65] اختلافات ميان مسلمانان سبب شد مغولان بدون پشتوانه فکري ـ فرهنگي به تمدن اسلامي آسيب زده و دولت اسلامي را متلاشي سازند؛ هر چند در نهايت، اين طايفه از فرهنگ اسلامي متأثر شده و به اسلام رو آوردند، بسياري از بزرگان و علماي شيعه وسني در اين جريان‌ها واختلافات سياسي جان باختند. البته اين‌جا نقش تعيين‌کننده خواجه نصير الدين و شاگردش علامه حلي در تحقق وحدت اسلامي و حفظ علماي اسلام وگرايش مغولان به اسلام را نبايد ناديده گرفت.
    تعارض دولت عثماني با دولت صفويه نيز بخش ديگري از تاريخ اختلافات ميان شيعه وسني است و همين امر سبب شد اصفهان با همه قوت فکري و فرهنگي خود، توسط شورشيان قندهار سقوط کند و با فتواي افرادي مانند نوح افندي از علماي استانبول، در تکفير و جواز قتل شيعيان در سال 1048ق، شيعيان زيادي به خاک وخون کشيده شوند. البته نادرشاه افشار و برخي سلاطين عثماني سعي کردند طرح وحدت را مطرح سازند؛ ولي وحدت‌ستيزي و وحدت‌گريزي در قرن‌هاي گذشته نتوانست جلوي اين انحطاط را بگيرد. ايران به ويژه در دوران قاجار به کشور‌هاي متعدد انشعاب پيدا کرد. ناپلئون هم با حمله به مصر در سال 1213ق زمينه انحطاط وشکست دولت عثماني را فراهم ساخت.[66] اين قضاياي تاريخي سبب شد علماي اسلام، در تاريخ معاصر، به ضرورت وحدت اسلامي پي برده و تلاش كنند به اختلافات سياسي و مذهبي خود پايان دهند. برخي از اين علما عبارتند از: سيد جمال الدين اسد‌آبادي، شيخ محمد عبده، عبدالرحمن کواکبي، محمد نامق کمال، سلطان عبدالحميد دوم، عبدالمجيد سليم رئيس الازهر مصر، سيد عبدالحسين شرف الدين متکلم برجسته شيعه، مصطفي عبدالرزاق رئيس دانشگاه الازهر، محمد علي علوبه متفکر ومصلح اجتماعي، شيخ محمد حسين آل کاشف الغطاء، محي الدين قليبي دانشمند تونسي، شيخ شلتوت رئيس الازهر، شيخ مصطفي مراغي رئيس الازهر، حاج امين‌ حسيني مفتي اعظم فلسطين، شيخ محمد عبداللطيف رئيس اداره الازهر، شيخ محمد عبدالفتاح عناني رئيس مذهب مالکي، شيخ عيس منون رئيس دانشکده الشريعة، شيخ حسن البناء رهبر جمعيت اخوان الصفا، علي بن اسماعيل مؤيد نماينده شيعه زيديه يمن، آيت‌الله حاج آقا حسين بروجردي مرجع تقليد شيعيان، امام خميني رهبر جهان تشيع و مقام معظم رهبري.


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. #23
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ






    حاصل سخن
    سخن گفتن از وحدت اسلامي،بسيار گسترده‌تر از نگارش يک مقاله است، ولي همان‌گونه که خوانندگان ملاحظهکردند، هم خداوند سبحان در آيات نازل شده بر پيامبرش بر وحدت و اخوت والفت مؤمنان و مسلمانان تأکيد داشتند وهم سيره وسنت پيشوايان دين اسلام درمقام انديشه و استراتژي به آن پرداختند و هم تاريخ اسلام نشان داد هرگاهميان مسلمانان شکافي رخ مي‌‌داد، دولت‌هاي آن‌‌ها به انقراض مي‌انجاميد. مطلب پاياني اين نوشتار اين است که دو مبناي مهم معرفت‌شناختي در ايجادتفرقه و نابودي وحدت اسلامي مؤثر است که بايد خوانندگان بدان توجه ويژ‌ه‌ايداشته باشند: يکي شکاکيت ونسبي‌گرايي معرفتي که هرگونه معيار شناخت وکشفحقيقت و تمييز حق از باطل را نفي مي‌کند و ديگري هرمنوتيک فلسفي که بهانکار روش فهم متون ديني پرداخته‌ است. همين امر سبب مي‌شود تا قرائت‌‌هايمختلف از دين پديد آيد؛ همان‌گونه که تأويل‌گرايي در صدر اسلام سبب تحققفرقه‌‌هاي مذهبي مانند خوارج ومرجئه و معتزله و اشاعره گرديد. پس علاوه برعوامل روان‌شناختي وجامعه شناختي پيش‌گفته براي وحدت ستيزي يا وحدت‌گريزيمي‌توان به عوامل معرفت‌شناختي نيز توجه ويژه داشت.



    --------------------------------------------------------------------------------

    [1] .
    احمد موثقي، استراتژي وحدت در انديشهسياسي اسلام، ج 1، مقدمه استاد محمدتقي جعفري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1370، ص28-30 .[2] . انفال (8): 48.
    [3] .
    سيد محمد حسين طباطبايي، الميزان فيتفسير القرآن، ترجمه محمد باقرموسوي همداني، ج9، جامعه مدرسين حوزه علميهقم، 1374، ص126.
    [4] .
    روم (30): 22.
    [5] .
    همو، الميزان في تفسير القران، ج16،ص167.
    [6] .
    امين الاسلام طبرسي، مجمع البيان فيتفسير القرآن، ترجمه: جمعي از محققان، ج‏19، انتشارات فراهاني، تهران،بي‌تا، ص 118.
    [7] .
    آل عمران (3): 103.
    [8] .
    مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏4،ص: 189-190.
    [9] .
    نساء (4): 144.
    [10] .
    الميزان، ج5، ص 192؛ محمدجواد مغنيه،تفسير الکاشف، ج2، دارالكتب الاسلاميه، بي‌جا، 1384، ص472؛ فضل‌بن حسنطبرسي، جوامع الجامع، ج1، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1377، ص683.
    [11] .
    مائده (5): 51.
    [12] .
    جوامع الجامع، ج2، 86.
    [13] .
    سيدعبدالحسين طيب، اطيب البيان فيتفسير القرآن، ج4، انتشارات اسلام، تهران، 1378ش، ص392.
    [14] .
    احمدعلي بابايي، برگزيده تفسيرنمونه، ج‏1، دارالكتب الاسلامية، تهران، 1382، ص 524.
    [15] .
    انفال (8): 63.
    [16] .
    محمدجواد نجفي خميني، تفسير آسان،ج‏6، انتشارات اسلاميه، تهران، 1398ق، ص: 155-156.
    [17] .
    سلطان محمد گنابادي، بيان السعادة فيمقامات العبادة، ترجمه رضاخاني و حشمت‌الله رياضي، ج‏6، انتشارات پيامنور، تهران، 1372ش، ص 73.
    [18] .
    ملا فتح‌الله كاشاني، تفسير منهجالصادقين في الزام المخالفين، ج‏4، ص 216.
    [19] .
    محمد ثقفي تهراني، تفسير روان جاويد،انتشارات برهان، تهران، 1398ق، ج‏2، ص 547.
    [20] .
    همان، ج‏2، ص 546.
    [21] .
    تفسير روشن، ج‏10، ص: 10ـ 11.
    [22] .
    حجرات (49): 10.
    [23] .
    محمدبن علي شريف لاهيجي، تفسير شريفلاهيجي، ج‏4، دفتر نشر داد، تهران، 1373ش، ص 219.


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. #24
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ







    [24] .
    مثنوي‏معنوي، دفتر چهارم، ص574.
    [25] .
    ر.ک: محمد باقر بهبودي، حسين منيوانا من حسين؛ محمدرضا حکيمي ودکتر شهيدي؛ يادنامه علامه اميني، ص305-352 .
    [26] .
    احمد بن حنبل، مسند، ج4، انتشاراتدارالاحياء التراث العربي، بيروت، 1415ق، ص27.
    [27] .
    محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمه،ترجمه حميدرضا شيخي، مؤسسه دار الحديث، 1379ش، ج2، ص 758.
    [28] .
    مرتضي مطهري، سيري در نهج البلاغه،انتشارات صدرا، تهران، 1362، ص156-159.
    [29] .
    همان، ص184.
    [30] .
    ابن اثير،الكامل في التاريخ، ج 3 ،دار بيروت، بيروت، 1422ق، ص 326 ; سيدمحسن امين عاملي، في رحاب اهل البيت،ج 1 ، ص 311 .
    [31].
    صبحي صالح، نهج البلاغه، نامه 62 .
    [32].
    هاشم المعروف الحسيني، سيرة الائمةالاثني عشر، ص 352 ـ 353 .
    [33].
    الكامل في التاريخ، ج 2 ، ص 422 .
    [34].
    تاريخ يعقوبي، ج 2، انتشارات علمي وفرهنگي، تهران، 1374، ص 132 و 152 .
    [35] .
    نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 146، ص269 .
    [36] .
    سيري در نهج البلاغه، ص181-182.
    [37] .
    محدث اربلي، کشف الغمه في معرفهالائمة، ج1، ص441.
    [38] .
    ر.ک: نهج البلاغه، خطبه اول.
    [39] .
    ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 192 .
    [40] .
    ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 176.
    [41] .
    علي شريعتي، مجموعه آثار، ج 26،مؤسسه حسينيه ارشاد، بي‌تا، ص 494-495 .
    [42] .
    همان، ج 7 ، انتشارات الهام، تهران، 1375، صص 35- 36 .
    [43] .
    همان، ج 14، انتشارات مطهري، مجموعهآثار، صص 310 -311 .
    [44] .
    مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 4 ،ص842 .
    [45] .
    همان، ج 3، ص318.
    [46] .
    همان، ص 314 .
    [47] .
    سيد مرتضي اين کتاب را درنقد المغنينوشته قاضي عبدالجبار معتزلي نگاشته است.
    [48] .
    ان الائمة القائمين مقام الانبياء فيتنفيذ الاحكام و اقامة الحدود و حفظ الشرايع و تأديب الانام، معصومونكعصمة الانبياء.
    [49] .
    الامام اسم لمن له الولاية علي الامةو التصرف في امورهم علي وجه لايكون فوق يده يد.
    [50] .
    الامامة رياسة عامة في الدينبالاصالة لا بالنيابه عمن هو في دار التكليف.
    [51] .
    الامامه رياسة عامة لشخص من الاشخاصفي امور الدين و الدنيا بحق الاصالة.
    [52] .
    مثلاً در كتاب نفحات الازهار تعريفامامت اين‌گونه آمده است: الامامة رياسة عامة ثابتة و احكام مخصوصه شخصمخصوص لايجوز فوق يده في تنفيذها. سيد حامد نقوي در خلاصه عبقات الانوار، ص 26 مي‏گويد: الامامة رياسة في الدين و الدنيا شخص من الاشخاص. اين تعريف،در بداية الاصول اثر شيخ محمدطاهر آل شيخ رازي و در جلد1 اعيان الشيعه اثرسيد محسن امين نيز آمده است.
    [53] .
    الامامه خلافة الرسول في اقامة الدينبحيث يجب اتباعه علي كافة الامة.
    [54] .
    الامامه خلافة عن صاحب الشرع فيحراسة الدين و سياسة الدنيا. ابن خلدون، در زمينه امامت مي‌گويد: «چونحقيقت پادشاهي نوعي اجتماع ضروري براي بشر به شمار مي‏رود و مقتضاي آن، قهرو غلبه است كه از آثار خشم و حيوانيت است، اغلب پادشاهان، از حق و حقيقتمنحرف مي‏شوند و به مردم زير دست خود در امور دنيايي ستمگري روا مي‏دارند. بيشتر اوقات، مردم را به كارهايي وا مي‏دارند كه تاب و توان اجراي آن راندارند و كارهايي كه از اغراض شخصي و شهوت آنان سرچشمه مي‏گيرد. اينتكاليف، به نسبت اختلاف مقاصد پادشاهان كه يكي پس از ديگري به حكومتمي‏رسند متفاوت است؛ به همين سبب فرمانبري مردم از فرمان‌هاي آنان دشوارمي‏شود و عصبيت پديد مي‏آيد كه به هرج و مرج و كشتار منجر مي‌گردد. اينامر، ايجاب كرد تا در اداره كردن امور كشور، به قوانين سياسي كه فرمانبرياز آن‌ها برهمگان فرض باشد، متوسل شوند و عموم مردم منقاد شوند؛ چنان‌كههمين وضع در ايران و باقي ملت باستان جاري بود. هرگاه چنين نباشد، امورآنسرو سامان نخواهد گرفت. Gسنة اللّه في الذينخلوا من قبلf بنابراين، اگر اين‌گونه قوانين ازجانب خردمندان و بزرگان و رجال بصير وآگاه دولت اجرا شود، چنين سياستي راعقلي گويند و هرگاه از سوي خدا به وسيله شارع بر مردم فرض و واجب شود آن راسياست ديني گويند. چنين سياستي در زندگي دنيا و آخرت مردم سودمند خواهدبود؛ زيرا مقصود از آفريدن بشر، تنها زندگي دنيايي نيست كه يك سره عبث وبيهوده است؛ زيرا غايت آن، مرگ و نابودي است gافحسبتمأنّما خلقناكم عبثاf. از آنچه ياد كرديم، معناي خلافت روشن شد (خلافت و امامت به يكمعنا است) و نيز معلوم شد كه كشورداري و حكومت طبيعي، واداشتن مردم به امورزندگي به مقتضاي غرضشهوت است و مملكت‌داري سياسي، واداشتن همگان بهمقتضاي نظر عقلي در جلب منافع دنيايي و دفع ضررهاي آن مي‏باشد؛ ولي خلافت،واداشتن عموم به مقتضاي نظر شرعي در مصالح آن جهان و اين جهان مردم است كهباز به مصالح آن جهان باز مي‏گردد؛ زيرا كليه احوال دنيا در نظر شارع بهاعتبار مصالح آخرت سنجيده مي‏شود؛ بنابراين سه نوع حكومت داريم و امامتحكومتي است في حراسة الدين و الدنيا به مقتضاي قوانين شرعي. البته در تعريفاهل سنّت قيد بالاصاله ندارد، بالنيابة را هم ندارد (مقدمه ابن خلدون، ج1،فصل 25، باب سوم، ص 363)
    [55] .
    الامامه رياسة عامة في امر الدين والدنيا خلافة عن النبي.
    [56] .
    براي اطلاع بيشتر ر.ک: برنامه نرمافزار مکتبة اهل البيت و امامت پژوهي، بخش اول، مقاله چيستي وحقيقت امامت.
    [57].
    ابوالفضل تفليسي، وجوه قرآن،انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1378، ص309ـ 310.
    [58] .
    ابن عربي، الفتوحات المكيه، ج2، باب 153 (4 جلدي )، دار صادر، بيروت، بي‌تا.
    .[59]
    الامامة خلافة اللّه و خلافة الرسول،محمد بن يعقوب كليني، الاصول الکافي، ج 1، دارالكتب الاسلاميه، تهران،ص198 .
    [60] .
    محمدي ري‌شهري و ديگران، موسوعهالامام علي بن ابي طالب، دارالحديث، قم، 1421ق، ج 12، ص110-127
    [61] .
    علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب ومعادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي،تهران، 1378ش، ج2، ص 3.
    [62] .
    ابن اثير، الکامل في التاريخ،دارصادر، بيروت، 1399ق، ج3، ص195 به نقل از محمد حسين امير اردوش، تأملي برمسأله وحدت اسلامي از ديروز تا امروز، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، 1384ق، ص33.
    [63]
    ر.ک: تاريخ مروج الذهب؛ تاريخ يعقوبي.
    [64] .
    تأملي بر مسأله وحدت اسلامي از ديروزتا امروز، ص50.
    [65] .
    همان، ص63-64 .
    [66] .
    همان، ص80 به بعد.
    ]
    مجله شماره 23 : - مقالات[


    اتحاد ملي وانسجام اسلامي در پرتو وحي و امامت وتاريخ

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكر

    محب فاطمه (02-03-1389)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •