سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: کاروان شهادت می رود

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll کاروان شهادت می رود




    کاروان شهادت می رود

    هشت سال، درهای «جهاد و شهادت» که به بهشت گشوده می شد، به روی ما باز بود، از «حاج عمران» تا « فاو» .
    در این سال ها، باران فیض الهی و فوز عظیم می بارید و نسیم رحمت می وزید و مائده رزق خدا گسترده بود و ساقی جان در بزم حضور، جام شهادت می گرداند.

    هشت سال، دفتر عاشوراییان گشوده بود و در بازار «سودای ایثار»، خداوند مشتری جان ها و مال ها بود. در این سال ها، کاروان شهادت در سفر بود و دعوت به رهایی از «تن» ها و «من» ها.

    شهیدان نیز می دانستند که متاع جان را در کدام بازار و به کدام مشتری باید فروخت. می دانستند که «رمزم شهادت»، پاک کننده دل و جان است و «کوثر جانبازی»، گواراتر از شهد و شراب.
    این بود که به هوای جانان پر کشیدند و «صفا» ی جان تا «مروه» مراد را با پای سر دویدند.

    امت ما هشت سال در کوره جنگ، آب دیده شدیم.
    هشت سال پیکر شهیدان را بر دوش کشیدیم و ادامه راهشان را فریاد زدیم.
    هشت سال با جان خود و خون عزیزان مان، سپر دفاع ساختیم، تا سیل بندی عظیم در برابر هجوم و تجاوز بر پا کنیم.

    هشت سال با جسدهای مطهر شهیدان سنگر ساختیم و برای هموار کردن «راه کربلا» قطعات بدن و قطرات خون و کاسه های سر و قفسه های سینه را هدیه کردیم.

    هشت سال در «مدینه ایران»، هجوم احزاب ائتلافی کفر و نفاق را دفع کردیم.

    هشت سال در تنگه احد کردستان، با وحشی گری های «وحشی» های عصر درگیر بودیم و شاهد شهادت حمزه های دلاور، با سرهای بریده و سینه های دریده و اندام مثله شده.

    هشت سال، با قصد قربت و به نیّت یاری قرآن و اطاعت از «ولی فقیه»، همه هست و نیست خود را در کف صداقت و اخلاص نهادیم و پیش کش «جبهه» کردیم.

    هشت سال، به خاطر معامله ای که با خدا کرده بودیم، «قسط شهادت» دادیم و هر عملیات، موعد پرداخت قسطی از اقساط بود. برای برپایی انقلاب، خون داده بودیم، برای نگهداری آن نیز بهایی از خون و جان پرداختیم، تا شجره طوبای «انقلاب» پا برجا بماند و بر سر ما و مستضعفان امیدوار به ظهور و فرج مولا، سایه افکند...

    خون شهیدان ما، همیشه شادابی آفرین و طراوت بخش و سیراب کننده درخت ایمان بوده است.

    هم خون شهیدان پانزده خرداد و نوزده دی و هفده شهریور، هم خون شهدای بهمن و گلگون کفنان فیضیه و دانشگاه، هم خون مظلومان شهید کردستان به دست گروهک های کومله و دموکرات، هم خون شهدای ترورها و بمب گذاری های منافقان، هم خون شهیدان درگیری با سوداگران مرگ و اشرار مسلح در مرزهای شرقی کشور، هم خون شهیدان جبهه های غرب و جنوب و شهدای خلیج فارس در نبرد یا ناوهای آمریکا و ...

    این ها همه در یک مسیر و هدف، برای یاری «اسلام» بود.

    جبهه ها و صحنه ها مختلف بود، اما انگیزه و راه و هدف، یکی و امروز هم ...




    امضاء

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی