کاروان شهادت می رود سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
کاروان شهادت می رود
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll کاروان شهادت می رود







    کاروان شهادت می رود

    هشت سال، درهای «جهاد و شهادت» که به بهشت گشوده می شد، به روی ما باز بود، از «حاج عمران» تا « فاو» .
    در این سال ها، باران فیض الهی و فوز عظیم می بارید و نسیم رحمت می وزید و مائده رزق خدا گسترده بود و ساقی جان در بزم حضور، جام شهادت می گرداند.

    هشت سال، دفتر عاشوراییان گشوده بود و در بازار «سودای ایثار»، خداوند مشتری جان ها و مال ها بود. در این سال ها، کاروان شهادت در سفر بود و دعوت به رهایی از «تن» ها و «من» ها.

    شهیدان نیز می دانستند که متاع جان را در کدام بازار و به کدام مشتری باید فروخت. می دانستند که «رمزم شهادت»، پاک کننده دل و جان است و «کوثر جانبازی»، گواراتر از شهد و شراب.
    این بود که به هوای جانان پر کشیدند و «صفا» ی جان تا «مروه» مراد را با پای سر دویدند.

    امت ما هشت سال در کوره جنگ، آب دیده شدیم.
    هشت سال پیکر شهیدان را بر دوش کشیدیم و ادامه راهشان را فریاد زدیم.
    هشت سال با جان خود و خون عزیزان مان، سپر دفاع ساختیم، تا سیل بندی عظیم در برابر هجوم و تجاوز بر پا کنیم.

    هشت سال با جسدهای مطهر شهیدان سنگر ساختیم و برای هموار کردن «راه کربلا» قطعات بدن و قطرات خون و کاسه های سر و قفسه های سینه را هدیه کردیم.

    هشت سال در «مدینه ایران»، هجوم احزاب ائتلافی کفر و نفاق را دفع کردیم.

    هشت سال در تنگه احد کردستان، با وحشی گری های «وحشی» های عصر درگیر بودیم و شاهد شهادت حمزه های دلاور، با سرهای بریده و سینه های دریده و اندام مثله شده.

    هشت سال، با قصد قربت و به نیّت یاری قرآن و اطاعت از «ولی فقیه»، همه هست و نیست خود را در کف صداقت و اخلاص نهادیم و پیش کش «جبهه» کردیم.

    هشت سال، به خاطر معامله ای که با خدا کرده بودیم، «قسط شهادت» دادیم و هر عملیات، موعد پرداخت قسطی از اقساط بود. برای برپایی انقلاب، خون داده بودیم، برای نگهداری آن نیز بهایی از خون و جان پرداختیم، تا شجره طوبای «انقلاب» پا برجا بماند و بر سر ما و مستضعفان امیدوار به ظهور و فرج مولا، سایه افکند...

    خون شهیدان ما، همیشه شادابی آفرین و طراوت بخش و سیراب کننده درخت ایمان بوده است.

    هم خون شهیدان پانزده خرداد و نوزده دی و هفده شهریور، هم خون شهدای بهمن و گلگون کفنان فیضیه و دانشگاه، هم خون مظلومان شهید کردستان به دست گروهک های کومله و دموکرات، هم خون شهدای ترورها و بمب گذاری های منافقان، هم خون شهیدان درگیری با سوداگران مرگ و اشرار مسلح در مرزهای شرقی کشور، هم خون شهیدان جبهه های غرب و جنوب و شهدای خلیج فارس در نبرد یا ناوهای آمریکا و ...

    این ها همه در یک مسیر و هدف، برای یاری «اسلام» بود.

    جبهه ها و صحنه ها مختلف بود، اما انگیزه و راه و هدف، یکی و امروز هم ...




    کاروان شهادت می رود

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •