آیات قدرت الهى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آیات قدرت الهى
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض آیات قدرت الهى




    براى توجّه نفوس به عظمت باهره‌ى خویش، قسمتى از عنایات خود را به‌مردم گوشزد مى‌فرماید:

    «و هو الّذى أنشأَ لکم السّمعَ و الأَبصرَ و الأَفئِدَة‌...»(78)
    آن خدایى که من، شما را به سوى او دعوت مى‌کنم، کسى است که براى شما چشم و گوش و دل، سه رکن درک دلایل را آفرید و به شما نیروى تفکّر و تدبّر داد که بر موجودات دیگر مزیّتى داشته باشید؛ ولى شما قدر این نعمت‌هاى پرارزش را ـ‌که فقدان هر یک، پدید آورنده‌ى مشقّت‌هاى زندگى است ـ نمى‌دانید:
    «...‌‌قلیلاً ما تشکرونَ»(78)
    سپاسگزاریتان کم و اندک و یا هیچ است.
    «و هو الّذى ذرأکُم فِى الأرض و إلیه تُحشرونَ»(79)
    او کسى است که شما را در زمین پدید آورد. مراحلى را که قبل از استقرار در رحم مادران خود پیمودید به اراده و قدرت او بود. ایجاد شما به قدرت بى‌حدّ او ممکن شد و بازگشت شما هم در سراى آخرت به سوى اوست و در سراى آخرت، در مقابل اعمال خویش مأجور یا معاقب خواهید بود.
    «و هو الّذى یُحیى و یُمیتُ و له اختلفُ الّلیْلِ و النّهار أفلاتعقلونَ»(80)
    او کسى است که حیات و ممات به قدرت اوست. او در ارحام مادران، شما را حیات بخشید و پس از انقضاى آجال[1]شما را مى‌میراند. رفت و برگشت شب و روز، زیادت و نقصان لیل و نهار به وضع منظّم و یکنواخت، از پرتو قدرت بى‌حدّ اوست. آیا نیروى تفکّر خود را به کار نمى‌اندازید تا درک کنید براى تمام این تغییرات، صانع و پدیدآورى است که پرستش و خدایى سزاوار اوست و عبادت، خاصّ ذات او مى‌باشد؟
    * * *
    بل قالوا مثلَ ما قال الأوّلونَ(81) قالوا أءِذا متنا و کنّا تراباً و عظماً أءِنَّا لَمَبعوثونَ(82) لقد وعدنا نحن و ءاباءُنا هـذا من قبلُ إنْ هـذا إلاّ اسطیر الأوّلینَ(83)قل لِمَن الأرض و من فیها إنْ کنتم تعلمون(84)سَیَقولون لِلّه قلْ أفلاتذکّرونَ(85)قل من ربّ السمـوت السّبع و ربّ العرشِ العظیم(86)سیقولون لِلّه قلْ أَفلاتتّقونَ(87) قل من بیده ملکوت کلّ شىء و هو یُجیر و لایُجار‌علیه إن کنتم تعلمون(88)سیقولون لِلّه قُلْ فَأَنّى تُسحرونَ(89) بل أتینهم بالحقّ و إنّهم لَکَـذبونَ(90)
    ترجمه:

    81‌. بلکه مانند آنچه پیشینیان ایشان گفته بودند، اینان گفتند.
    82‌. گفتند: آیا وقتى که بمیریم و خاک و استخوان‌هایى شویم، آیا برانگیخته‌نشدگان خواهیم‌بود؟[انکار قیامت را به صورت استفهام بیان کردند.]
    83‌. البته این زنده شدن را به ما و به پدرانمان از پیش وعده داده‌اند. این جز افسانه‌هاى مردم پیشین نیست!
    84‌.[اى پیامبر، به منکران] بگو: این زمین و هر که در آن است از آنِ کیست؛ اگر دانا‌هستید؟
    85‌. به زودى خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو پس چرا پند نمى‌گیرید؟
    86‌. بگو: پروردگار آسمان‌هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟
    87‌. به زودى خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو: پس چرا[از عذاب خدا]نمى‌ترسید؟
    88‌. بگو: کیست که ملکوت هر چیزى به دست اوست و او پناه مى‌دهد و پناه داده نشود، اگر دانا‌هستید؟
    89‌. خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو: پس از کجا و چگونه افسون مى‌شوید[و‌فریب‌مى‌خورید؟]
    90. بلکه حقّ را براى ایشان آوردیم و مسلّماً آنان[در این نسبت‌ها که به خدا مى‌دهند]دروغ‌مى‌گویند.

    در قرآن مجید ـ که کتاب هدایت و راهنماى بشر تا آخرین زمانى که روى زمین زندگى‌کند، مى‌باشد ـ به‌گونه‌هاى مختلف، اِثبات توحید ـ که اصل و بنیان خداشناسى است‌ـ به احسن وجوه با دلایلى وجدانى و عقلى، سخن به میان آمده است. هر جا به‌مناسبتى این حقیقت، ذکر شده تا جویندگان راه هدایت، طریق صحیح را بیابند و با‌پیروى از آن، نیکبخت گردند. در این جا هم پس از ذکر دلایلى که اثبات‌کننده‌ى توحید‌و یگانگى خداوند است، اصلى بیان مى‌فرماید که پاسخگوى آن وجدان سلیم است و آن این‌که:
    «مَا اتّخذ اللّه مِن وَلَد و ما کانَ مَعَهُ مِن إلـه إذاً لَذَهبَ کلّ إلـه بما خلق و لعلا بعضُهم على بعض‌...»(91)
    اول در ردّ گفتار گمراهانى که براى خداوند فرزند قایلند، بیان مى‌فرماید:
    «ما اتّخذ اللّه من ولد‌...»(91)

    خداوند فرزندى ندارد. این سخن را بیان فرمود تا اباطیل مسیحیان و یهود و آنان که براى ذات اقدس او قایل به فرزندند، موهوم بودنش آشکار گردد.
    خداى متعال در این آیات شریفه، نفوس را به عظمت و کبریایى ذات بزرگوار خود متوجّه کرد که ایجاد سمع و بصر و نیروى تدبّر به قدرت بى‌حدّ او وابسته است. آفرینش‌آسمان‌ها و زمین و پدیدار ساختن افراد بشر به اراده‌ى او انجام شد. اوست که مرگ و میر موجودات را ایجاد کرد و رفت و برگشت شب و روز را به مصلحت خویش منظّم نمود.
    در جواب آن توجّهات هدایت‌بخش و در پاسخ آن گفته‌هاى سعادت‌آفرین، افراد معاند و لجوج این‌گونه گفتند:
    «بل قالوا مِثلَ ما قال الأوّلونَ»(81)
    گفتار آنان هم به گفتار منکرانِ قبل از خود شباهت داشت و از آن جا که دلیلى بر نفى قیامت و زندگى پس از مرگ نداشتند، از روى استفهامى که مبیّن انکار درونى آنان بود گفتند:
    «قالوا أءِذا مِتْنا و کُنّا تراباً و عِظماً أءِنَّا لَمَبعوثونَ»(82)
    آیا وقتى که بمیریم و زیر خروارها خاک، استخوان‌هایمان پوسید و به صورت خاک درآمدیم و اعضاى ما ترکیب خود را از دست داد و تلفیق ظاهرى از هم متلاشى شد، ما مبعوث مى‌شویم و راه حیات را در عالَمى دیگر پیش مى‌گیریم؟
    «لقد وُعدنا نحن و ءاباءُنا هذا من قبل إن هـذا إلاّ اسطیرُ الأوّلین»(83)
    به ما و پدرانمان چنین وعده‌هایى دادند؛ افرادى آمدند و خود را فرستاده از طرف خدا به حساب آوردند؛ این‌ها نیست مگر داستان‌ها و افسانه‌هایى که مبدأ و منشأیى ندارد و دروغ‌هایى است که از خود مى‌بافند؛ ولى از آن جا که اعتقاد به مبدأ و معاد با فطرت بشر همراه است و فطرتش با آن در آمیخته است، قرآن با همان افرادى که جهت مطامع دنیوى خود، حقایق را منکر مى‌شوند، باب احتجاج را مى‌گشاید.
    «قُلْ لِمَنِ الأرضُ و مَنْ فیها إن کنتم تعلمون»(84)
    اوّل آنان را متوجّه خداشناسى مى‌فرماید که به آنان بگو: زمین و افرادى که در آنند براى کیست و آفریده‌ى چه کسى است اگر دانایید و وجودتان به بینش و دانش آراسته شده است؟!
    «سیقولون لِلّه‌...»(85)
    پاسخى که خواهند گفت، همان پاسخى است که فطرت آنان اقتضا مى‌کند که این آفریده شده‌ها از قدرت خداى یگانه ایجاد شده است.
    ولى افسوس در این است که تذکّر و تنبّهى در آنان ایجاد نمى‌شود و متذکّر نمى‌گردند و تفکّر خود را به کار نمى‌اندازند تا بفهمند خدایى که قادر به ایجاد و آفرینش موجودات از نیستى به هستى باشد، این قدرت را نیز دارد که آنان را پس از مردن و خاک شدن دوباره حیات بخشد و به میزان حساب حاضر کند.
    «قل مَن ربُّ السّمـوت السّبع و ربُّ العرشِ العظیم»(86)
    پس از آن، افراد معاند را متوجّه مى‌فرماید به ملکوت آسمان‌ها و کُرات بهت‌آور و کهکشان‌هاى حیرت‌بار که نیروى تصوّر بشر و قدرت علمى او تا امروز نتوانسته است حدّى براى آن‌ها معیّن کند. باز هم از فطرت سلیم و عقل بیدار آنان مى‌پرسد که آسمان‌هاى هفتگانه و کُرات و منظومه‌هاى جهان بالا و عرش را که آفرید و مدبّر آن‌ها کیست؟ خواهند گفت: آفریدگار این دستگاه منظّم و مدبّر این نظم حیرت‌بار خداست. امّا در برابر این گفتار و این نداى وجدان، راه تقوا و ترس از عذاب الهى را پیش نمى‌گیرند و بر اسب مُراد خویش سوارند تا به هلاکت واقعى مبتلا شوند.
    سپس در احتجاج مى‌فرماید:
    «قُلْ مَن بیده ملکوتُ کلّ شىء و هو یُجیر و لایُجارعلیه إن کنتم تعلمون»(88)
    از این افراد سؤال کن و بگو: ملکوت هر چیز و خزاین اشیا به قدرت کیست؟ و از آنِ چه کسى است که مستغیثین[2] را در پناه خود، پناه مى‌دهد، ولى براى او از کسى پناه خواسته نمى‌شود؟ همه چیز پناهنده‌ى اویند؛ امّا او بى‌نیاز از پناه خواستن است؛ اگر علم به این موضوع دارید پاسخ دهید؟
    «سیقولون لِلّه‌...»(89)
    خواهند گفت: آن موجودى که پناهگاه همه چیز و مَأمن همه‌کس مى‌باشد و از کسى و چیزى پناه نمى‌خواهد، خداست؛ امّا این کوردلان و بى‌خبران از حقیقت، افسون نادانى آنان را آن‌گونه مسحور ساخته که حقیقت را با نهایت وضوح و آشکارى‌اش انکار مى‌کنند و فریب مى‌خورند و بیچارگى دو جهان را براى خویش مى‌اندوزند.
    «بَلْ أتَینهم بالحقّ و إنّهم لَکذبونَ»(90)
    ما آنچه را که مبیّن حقیقت و مُظهر حقّ است براى این افراد آوردیم و حقیقت موضوع را براى آنان بیان کردیم، ولى آنان راه کذب و تکذیب را رها نکردند و اصرار در باطل نمودند و خویشتن را به اباطیلى سرگرم نمودند که شقاوت دو جهان در آن موجود بود.
    * * *
    ما اتّخذ اللّه مِن ولد و ما کان معه مِن إلـه إذاً لَذَهَبَ کلّ إلـه بما‌خلق و لعلا بعضُهم على بعض سبحن اللّه عمّا یَصِفونَ(91) علم الغیب و الشّهدةِ فتعلى عمّا یُشرکون(92) قُلْ ربّ إمّا تُرینّى ما‌یُوعدون(93)ربّ فلاتجعلنى فِى القوم الظَّـلمین(94) و إنّا على أنْ نُریک ما نعدُهم لَقَـدرونَ(95)إِدْفَعْ بالّتى هى أحسن السّیّئة نحن اعلم بما یَصفون(96) و قلْ ربّ أعوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشّیـطین(97)و أعوذُ بکَ ربّ أن یحضرون(98) حتّى إِذا جاء أحدهم الموتُ قال ربّ ارجعون(99)لعلّى أعمل صلحًا فیما ترکت کلاّ إنّها کلمة هو قائِلُها و مِنْ ورائِهم برزخٌ إلى یوم یُبعثونَ(100)
    آیات قدرت الهى
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكر

    عهد آسمانى (02-03-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •