سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 86

موضوع: ╬*♫*╬ *باغ شكوفه مي كند به يمن نام فاطمه...*╬*♫*╬

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ╬*♫*╬ نغمه هاي قلم دروصف حوراي هستي*مديحه هاي فاطمي*╬*♫*╬


    بنام تو اي آرام جان
    بهترين زن ؛ خوشبخت ترين زن ، بهترين همسر ، بهترين مادر ،
    والاترين انسان، الگوي زن مسلمان ، بانوي دوعالم ،شفيعه
    محشر ، ريحانه نبي ، ياس حيدري، حضرت
    صديقه اطهر فاطمه زهراي مرضيه
    سلام الله عليهاست



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 02-03-1390 در ساعت 02:51
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 2

    parsa (03-03-1390), حمید فاطمی (13-03-1389)

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ╬*♫*╬ نغمه هاي قلم دروصف حوراي هستي*مديحه هاي فاطمي*╬*♫*╬




    به زمین تا که رسیدی همه جا زیبا شد
    هرچهگل بود شکفت و دل باران واشد


    هر فرشته به تو یک نام بهشتی میداد
    آسمان دید که مجموعه ی آن" زهرا " شد


    گفت آهسته که خورشیدبتابد همه جا
    اینچنین نام تو اعلام به یک دنیا شد


    رسمشان بودعرب ها که به گل پشت کنند
    رحمت آمدنت مژده ی" اعطینا " شد


    یکشب آویخته شد چادرت از عرش خدا
    عطر رویایی آن قسمت مریم هاشد


    عشق هنگام نمازت به تماشا آمد
    "وندرین دایره سرگشته یپابرجا " شد


    روز میلاد شما بود و دلم خواست ،غزل
    عرض تبریک قشنگی بشود ؛ آیا شد؟


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-03-1390 در ساعت 16:06
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكر

    parsa (03-03-1390)

  5. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102



    ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد
    که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد

    خرما طرفه نسيمي که زانفاس خوشش
    دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد

    آفتابي ز شبستان رسالت بدميد
    که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد

    در رحمت بگشودند و سراپاي وجود
    روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد

    گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت
    پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد

    مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا
    بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد
    قاسم رسا


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-03-1390 در ساعت 16:07
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكر

    parsa (03-03-1390)

  7. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    گل توحید


    برخیز! كه بر هودج (اسرى) بنشینیم
    در مكّه فرود آمده، آنجا بنشینیم
    در بزم (اطعنا) و (سمعنا) بنشینیم
    پاى سخن سیّد بطحا بنشینیم
    بر درگه لطفش، به تمنّا بنشینیم
    انوار خدا را، به تماشا بنشینیم
    كز طلعت زهرا كند امروز تجلّى
    اى بیت خُوَیلد! گل زیباى بهشتى!
    وى مادرِ انسیّه حوراى بهشتى!
    آیند به امداد تو، زنهاى بهشتى
    با جامه اسْتَبرق و، دیباى بهشتى
    طوبى لك! ازین نخله طوباى بهشتى

    كامروز كند جلوه به سیماى بهشتى
    در مركز ایمان و، حرمْخانه تقوا
    احمد كه به معراج، بسى راز نهان دید
    ز آن راز نهان در رخِ این طفل، نشان دید
    در فاطمه‏اش، نور خداوند جهان دید
    دید آنچه به چشم بشریَّت نتوان دید
    آن جلوه كه در (سِدرَه) بر او تافت،
    عیان دید و آن نور كه در (غارِ حَرا) دید،
    همان دید آیات خداوند درین چهره زیبا
    دریاى نبوَّت بخروشید و، گهر داد

    نخل احدیَّت گل توحید، ثمر داد
    آمد به جهان، آنكه شرافت به بشر داد
    عزَّت به پسر داد و، كرامت به پدر داد
    در خلقت این طفل، خداوندْ نظر داد
    جبریل به هر عصر، ازین طفل خبر داد
    شد خلقت او، معجزه امَّ ابیها
    اینست نهالى كه شفاعت، ثمر اوست
    پروردن گلهاى شهادت، هنر اوست

    بحر شرف و لؤلؤ و مرجانْ، گهر اوست
    در عالم هستى نظر حق نظر، اوست
    ما كانَ محمَّد به مدیح، پدر اوست
    و آن مُنتَقِم آل محمّد، پسر اوست
    مهدى كه بوَد مصلح كل، مُنجىِ دنیا
    اى اهل قلم! وصف نگویید ستم را
    در سرّ و علن، مدح كنید اهل كرم را
    در جاى صمد، چند گزینید صنم را؟
    آلوده به اصنام نسازید حرم را
    بر خون شهیدان، مگذارید قدم را

    با اشك ندامت، همه شویید قلم را
    و آنگاه بسازید رقم، مِدحتِ زهرا
    منظومه عصمت، كه كشد ناز رسالت
    احسان الوهیَّت و، اعجاز رسالت
    در بحر شرف، گوهر ممتاز رسالت
    دلسوز رسولُ اللَّه و، دمساز رسالت
    همگام ولىُّ اللَّه و، همراز رسالت
    بوسیدن دستش، پرِ پرواز رسالت

    در بارگه قرب خداوند تعالى
    اى دایره گردش ایّام به دستت!
    زد بوسه رسولُ اللّه از اكرام به دستت
    در حشر، كه اجرا شود احكام به دستت
    دارند همه، دیده انعام به دستت
    آزادى ما هست سرانجام، به دستت
    اى مصلحت ملَّت اسلام به دستت
    كن لطف به ما، آنچه بوَد مصلحت ما
    بر ملّت ما بار دگر، یك نظر انداز
    پیروزى ما را، هِله طرح دگر انداز


    سجّاده حاجت، سرِ قبرِ پدر انداز
    پیراهن احمد پدرت را به سر انداز
    در محكمه عدل خدا، چنگ درانداز
    آهى كش و بر هستى دشمن، شرر انداز
    اى آه تو، تو فانى و، اشك تو چو دریا
    اى نام تو بسم اللَّهِ دیوان شفاعت
    پیش از تو، نباشد به كس امكان شفاعت
    بى‏اذن تو آن روز، به فرمان شفاعت

    كس را نرسد دست به دامان شفاعت
    اى از برِ حق یافته پیمان شفاعت
    روزى كه كنى روى به میدان شفاعت
    حاشا كه (مؤیّد) رود از یاد تو، حاشا!



    شاعر: سیّد رضا مؤیّد ( مؤیّد)

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-03-1390 در ساعت 16:09
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 2


  9. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    فاطمه! ای ماه محمد (ص) نشان
    خاک‌نشین حرمت عرشیان



    ای نگهت مایه‌ سرمتی‌ام
    هستی تو فلسفه‌ هستی‌ام



    خنده‌ بزن ای گل احساس من
    سوسن من یاسمن و یاس من



    خنده بزن تا که بخندد خدا
    لب بگشا تا همه گردد فدا



    ای تو جگرگوشه‌ ختم رسل
    بلبل من، سنبل من، برگ گل



    خنده بزن، گل متبسم شود
    موسی دل تا متکلم شود



    ای صنم پرده‌نشین خدا
    عشق علی (ع)، ماه گزین خدا



    چشم بگردان که بگردد فدک
    ای به فدایت همه انس و ملک



    در نمک خوان خدا فاطمه (س)
    جان جهان، جان خدا فاطمه (س)



    مادر گل‌های بهشتی تویی
    غرق شدم، صاحب کشتی تویی



    فلسفه‌ عشق تو را از برم
    این دل خونین و دو چشم ترم


    صورت آفاق اگر نیلی است،
    من به گمانم رد آن سیلی است

    شاعر : امیر علی مصدق



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-03-1390 در ساعت 16:09
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  10. تشكرها 2

    parsa (03-03-1390), نرگس منتظر (03-03-1390)

  11. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    gol

    سرو باغ محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)







    برخاست بانوى آب
    پوشیده در خموشى و باران


    آیینه‏دار پاكى نامش
    دریا و آسمان


    گرد حریم او، بیت الحرام نور
    پیوسته در طواف‏

    قدس و منا و طور
    سرو بلند باغ محمد


    چشم على، چراغ محمد
    اى شانه نحیف‏

    اى بركشیده معنى زن را
    اى از ازل به دوش گرفته


    بارعظیم فاطمه بودن را
    سیب درخت وحى


    شرق سپیده ‏هاى مكرر
    از ابتداى عشق تا دور دست روشن تاریخ


    رود همیشه جارى كوثر
    سرو بلند باغ محمد


    چشم على، چراغ محمد

    محمد رضا محمدى نیكو

    امضاء

  12. تشكرها 2


  13. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0


    مژده که کوثر آمد

    به ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد
    ساغرى از براى ما، ز آب كوثر آورد

    به ساغر لطیفه گو، بگو لطیفه‎اى بگو
    كه مطرب از ره وفا، چنگ به مضمر آورد

    بگو به ماه آسمان، به خود نبالد این قَدَر
    كه ماه بى قرین من، سر از افق در آورد

    ماه جمادى آمده، موقع شادى آمده
    باز منادى آمده، به نخل دل بر آورد

    دوباره گشته این جهان به رتبه، برتَر از جنان
    كه حقّ به خیل بانوان، هادى و رهبر آورد

    دوش شنیدم این ندا كه امشب از ره وفا
    براى ختم الانبیاء، خدیجه دختر آورد

    چه دخترى كه مظهر شرم و حیا و عفّت است
    چه عفّتى كه عصمتش، صفاى دیگر آورد

    نیافریده ذات حقّ به جز خدیجه مادرى
    كه دخترى چو فاطمه پاك و مطهّر آورد

    به بحر رحمتش خدا بیافرید یك صدف
    كه یازده گهر از او، و صُلب حیدر آورد

    خدا براى عقل كلّ، دخترى همچو برگ گل
    به كورى دو دیده، مرده ابتر آورد

    بهر نثار مقدمش ز فرو شادى و شعف
    لعل گهر طبق طبق، مریم و هاجر آورد

    به شان دخت مصطفى جبریل امشب از سَما
    چو برگ گل ورق ورق، آیه ز داور آورد

    ندیده مهر مادرى چو خاتم پیمبران
    فاطمه را خداى او به جاى مادر آورد

    مهین حبیبه خدا، دیده گشود از وفا
    كه چون حسین آیتى، بر خصم ستمگر آورد

    "ژولیده نیشابوری"





    امضاء

  14. تشكرها 2


  15. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    مام هستی


    بر شد سحر به جلوه آبى ز بسترش
    بگشود چتر نیلى آفاق، بر سرش
    تا صبح را بشارتِ هر روزه آورد
    آمد برون ز خیمه شب‌گیر، خاورش
    گفتى سحر به گردن خود، عقد سرخ داشت
    بگشود و برفشاند بر آفاق، زیورش
    و آن گوهرانِ سرخ بر آن نیلگونْ رواق
    گشتند شعله باره و، كردند احمرش

    پنداشتى كه هست افق، باژگونهْ بحر
    وانَك هزار ماهىِ سرخِ شناورش
    لختى، سحر درنگ بیاورد و رنگ باخت
    از رویشِ سپیده كه مى‏تافت همسرش
    صبح از كرانِ روشن خاور، نفَس كشید شد
    شعله‏ها خموش ز انفاسِ انورش
    خورشید، جلوه كرد چنان نوشخند شوق
    افشاند روى دشت و دمن، گیسوىِ زرش
    شد مكّه باز روشن و رخشید چون صدف
    و آن كعبه در میانه او، همچو گوهرش


    در خانه پیمبر آن گلبن عفاف
    مى‏خواست یك جوانه برویاند از برش
    ذاتِ نهانِ دانش و تقواى روزگار
    مى‏خواست قالبى كه كند جلوه، جوهرش
    مستور بود مبدأ پاكى به نزد حق
    مى‏یافت فرصتى كه كند چهره، مظهرش
    اینك بِهینْ زمان، كه ز صلبِ نبى كند
    آن مظهر آشكار به سیماى دخترش

    آمد نسیم صبح ز دروازه بهشت
    پاشید روى مكّه، همهْ مشك و عنبرش
    سر هِشت، مام دهر به درگاه كبریا
    اشك نیاز و شوق، فروریخت بر درش
    برقى زد و دمید ز گلبن، جوانه‏یى
    نظّاره را، بیامد هستى به منظرش
    گفتى درِ بهشت شفاعت گشوده شد
    تا دیده باز كرد به چشمان مادرش
    آمد فرود خیل ملك، شادباش را
    از نزد كردگار به سوى پیمبرش

    اینك زنى، كه دیده عفّت ندیده بود
    از خلقت نخستین، همتاى دیگرش
    این‏ست كودكى كه به دامان وحى، زاد
    وَز كودكى، شنید سخن‌های داورش
    این‏ست مادرى، كه شود تا حق آشكار
    واهِشتْ حقّ خود را، فرزند مهترش
    این‏ست گلبنى، كه به صحراى كربلا
    بر خاك ریخت آن همه گل‌های پرپرش

    این‏ست مادرى، كه در آن دشت آزمون
    در خون تپید پورش و، در شعله دخترش!
    اینك زنى، كه مادر مردانِ آرزوست
    اینك زنى، كه مرد نباشد برابرش!
    غیر از على كه مرد چو او در جهان نزاد
    مردى دگر نبود سزاوار، همسرش
    نقش جلال و دانش و زیبایى ار شود
    درهم كشید، كرد توانى مصوّرش!
    در مسجد مدینه، چو آغاز خطبه كرد
    گوهر فشاند از سخنانِ چو تُندَرش


    گفتى پیمبرست، كه در مسجدُ النَّبى
    سرگرم خطبه است فراروى منبرش
    گفت از فدك كه بازستاندند ازو به جور
    گفت از على كه خیره ربودند افسرش
    این‌ها فریضه بود كه حجّت كند تمام
    ورنه، نخواست ز این سخنانْ دنیى و زرش
    او را چه حاجتى به فدك؟! یا مگر على
    بى‏اشتر خلافت، گم بود اخترش؟!

    مرد و زنى كه بود كَرمْشان چنان، كه حق
    بستودشان به سوره (انسان) به دفترش
    مرد و زنى كه هست مسلَّم به امرشان
    باغ بهشت و میوه الوان و كوثرش
    مرد و زنى كه سایه فتد تا به رویشان
    جبرئیل مى‏گشود فرارویشان، پرش
    امّا فدك، ذخیره این نسل پاك بود
    تا مایه جهاد بجویند از برش
    گفتى مقدّرست كه فرزند از نبى
    آید بسى، و لیك ز دامان دخترش

    ذریّه رسول بدینسان شود كثیر
    بر رغم آنكه خصم بنامید ابترش
    این‏ست فاطمه كه به هفت آسمان دین
    تابیده است و تابد همواره، اخترش
    رازى‏ست بس شگفت و، بسى نكته‏ها در آن
    حرفى كه گفت لحظه آخر به همسرش
    تا آنكه ناشناخته مانَد مزار او
    شب در درون خاك سپارند پیكرش!

    گفتى رضا نداشت پس از مرگ هم كسى
    نزدیك او نشیند، الّا كه حیدرش!
    آزرده بود بعدِ نبى روح و جسم او
    از زیركىّ و حیلت بو بكر و عُمَّرش
    آنسان كه ناشكفته، بپژمرد در نهان
    آن نارسیده میوه نشكفته، در برش
    خواهى شناخت ارزش هر مكتبى اگر
    بنگر به فضل و مرتبتِ دستْ‏پرورَش
    هر مكتبى، به‏سان درختى‏ست میوه‏دار
    جنس درخت را بشناسند از برش

    اسلام، مكتبیست كه پرورد فاطمه
    هم نیز مكتبیست كه پرورد شوهرش
    اینان دلیل‌هاى مسلمانیَند، تا
    هر مرد و زن طریق شناسد ز رهبرش
    اسلام را بسنده همین دو، اگر چه هست
    پرورده‏هاى خوب و، فراوانِ دیگرش
    اى بانوى بزرگ! كه تا دین شود قوى
    ذریه تو بود بِهین [1] یار و یاورش
    دانى كه در مدیح همه خاندان تو
    دارم سرودها، كه ندارند بهترش
    هم نیز این حدیث ز پیغمبر آمده‏ست
    قولى كه، كرده‏اند امامان مكرّرش:
    هر كو سروده باشد بیتى به مدحشان
    باشد بهشت در عوضِ آن، میسَّرش
    زین‏سان هزار بیت فزون دارم و دریغ
    كاین بنده، دور مانده ز فرزند و همسرش
    زینها گذشته، باب شفاعت از آن توست
    بابى كه هیچ‏كس نشود رانده از درش
    حَسّانِ این زمانه، كنون زى [1] تو آمده است
    زیرا به جز تو، نیست امیدى به دیگرش
    از من درود باد و ستایش به مادرى
    كاو را ستوده‏اند خدا و پیمبرش

    پی نوشت:
    [ 1] سوى، جانب.



    شاعر: نعمت میرزا زاده مشهدى ( م آزرم)
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكرها 2


  17. Top | #69

    عنوان کاربر
    کارشناس افتخاری سایت
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    40
    نوشته
    475
    تشکر
    12,780
    مورد تشکر
    1,954 در 449
    دریافت
    1
    آپلود
    5

    پیش فرض




    در تهنیت ولادت حضرت زهرا (س)


    شنید گوش دلم مژده از ولادت زهرا
    گشود بلبل طبعم زبان به مدحت زهرا

    فضاى کعبه منور شد از فروغ جمالش‏
    صفا گرفت صفا از صفاى صورت زهرا

    خداى اکبر و اعظم نکرده خلق به عالم
    ز نسل حضرت آدم زنى به شوکت زهرا

    به جز خدیجه کبرا که هست مظهر عصمت
    نزاد مادر دیگر زنى به عصمت زهرا

    بخوان حدیث کسا و بین که خالق یکتا
    نموده خلقت دنیا براى خلقت زهرا

    نهاده ساره سربندگى به پاى سریرش
    ستاده هاجر چو خادمان به خدمت زهرا

    چو اوست نور حق و حق در او نموده تجلى
    به غیر حق نشناسد کسى حقیقت زهرا

    ولى چه سود که با این همه جلالت و شوکت
    زمانه بود مدام از پى اذیت زهرا

    چنان به درد و مصیبت نمود صبر و تحمل‏
    که صبر شد متحیر ز صبر و طاقت زهرا


    سید عباس جوهرى (ذاکر)




    امضاء

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  18. Top | #70

    عنوان کاربر
    کارشناس افتخاری سایت
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    40
    نوشته
    475
    تشکر
    12,780
    مورد تشکر
    1,954 در 449
    دریافت
    1
    آپلود
    5

    kabotar




    مدح سیده النساء سلام الله علیها


    دختر فکر بکر من، غنچه لب چو واکند
    از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

    طوطى طبع شوخ من گر که شکر شکن شود
    کام زمانه را پر از شکر جانفزا کند

    بلبل نطق من زیک نغمه عاشقانه‏اى
    گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا کند

    خامه مشکساى من گربنگارد این رقم
    صفحه روزگار را مملکت ختا کند

    مطرب اگر بدین نمط ساز طرب کند گهى
    دائره وجود را جنت دلگشا کند

    شمع فلک بسوزد از آتش غیرت و حسد
    شاهد معنى من از جلوه دلربا کند

    و هم به اوج قدس ناموس اله کى رسد؟
    فهم که نعت بانوى خلوت کبریا کند؟

    ناطقه مرا مگر روح قدس کند مدد
    تا که ثناى حضرت سیده نسا کند

    فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه
    چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهى کند

    صورت شاهد ازل معنى حسن لم یزل‏
    و هم چگونه وصف آیینه حق نما کند

    مطلع نور ایزدى مبدأ فیض سرمدى‏
    جلوه او حکایت از خاتم انبیا کند

    بسمله صحیفه فضل و کمال معرفت
    بلکه گهى تجلى از نقطه تحت «با» کند

    دائره شهود را نقطه ملتقى بود
    بلکه سزد که دعوى لو کشف الغطا کند

    حامل سر مستمر حافظ غیب مستتر
    دانش او احاطه بر دانش ماسوى کند

    عین معارف و کم بحر مکارم و کرم
    گاه سخا محیط را قطره بى بها کند

    لیله قدر اولیا، نور نهار اصفیا
    صبح جمال او طلوع از افق علا کند

    بضعه سید بشر ام ائمه غرر
    کیست جز او که همسرى باشد لافتى کند؟

    وحى نبوتش نسب، جود و فتوتش حسب
    قصه‏اى از مروتش سوره «هل اتى» کند

    دامن کبریاى او دسترس خیال نى
    پایه قدر او بسى پایه به زیر پا کند

    لوح قدر به دست او کلک قضا به شست او
    تا که مشیت الهیه چه اقتضا کند

    در جبروت، حکمران، در ملکوت، قهرمان‏
    در نشئات کن فکان حکم به ماتشا کند

    عصمت او حجاب او عفت او نقاب او،
    سر قدم حدیث از آن ستر و از آن حیا کند

    نفخه قدس بوى او جذبه انس خوى او
    منطق او خبر ز «لاینطق عن هوى» کند

    قبله خلق، روى او، کعبه عشق کوى او
    چشم امید سوى او تا به که اعتنا کند

    بهر کنیزیش بود زهر کمینه مشترى
    چشمه خور شود اگر چشم سوى سها کند

    مفتقرا متاب رو از در او بهیچ سو
    زانکه مس وجود را فضه او طلا کند



    آیه الله غروى اصفهانى (کمپانى)



    امضاء

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  19. تشكرها 3

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-03-1390), محب فاطمه (03-03-1390), شهیده (04-03-1390)

صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی