اخلاق در قرآن - جلد 2 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اخلاق در قرآن - جلد 2
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 89 , از مجموع 89
  1. #81
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    kabotar پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2





    در واقع اين سه آيه علّت و معلول يكديگرند، چرا كه اين انسان بى خبر و خودبين و خودپسند ديگران را استهزاء مى كند، به خاطر آنكه ثروت عظيمى براى خود از طرق نامشروع فراهم ساخته، چرا دست به جمع چنين ثروتى زده؟ به خاطر اينكه مى پندارند داشتن چنين ثروتى به او جاودانگى مى دهد، اين پندار كه با «طول امل» و آرزوهاى دراز همراه است سبب غرور و خودبرتربينى مى شود و آن هم به نوبه خود سبب استهزاء و عيبجويى نسبت به ديگران است.(11) از اين آيه به خوبى مى توان استفاده كرد كه آرزوهاى دراز گاهى به حدّى مى رسد كه انسان مرگ را به كلّى فراموش كرده، خود را جاودانه مى پندارد و همين امر سبب طغيان و سركشى او مى شود و آن طغيان سرچشمه گناهان ديگرى مى گردد. * * * در هشتمين و آخرين آيه مورد بحث، سخن از گروهى است كه حق را شناختند و سپس به آن پشت كردند و از آن اعراض نمودند، مى فرمايد: «كسانى كه بعد از روشن شدن حق به آن پشت كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است!»، (اِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى اَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ اَمْلَى لَهُمْ).(12) «اَمْلَى لَهُمْ» از مادّه «اِمْلاَء» به معنى پديد آوردن آرزوهاى دور و دراز است كه انسان را به خود مشغول مى دارد. در واقع آيه ناظر به اين حقيقت است كه چگونه ممكن است يك انسان حق را بشناسد و باور كند سپس آن را ناديده بگيرد و به آن پشت كند و راه نجات خود را ببيند با اين حال از بيراهه برود! آيا مى توان باور كرد انسان عاقلى چنين كند؟! آرى! هنگامى كه تسويلات شيطان انسان را احاطه كند و زشتى ها را در نظرش به صورت زيبايى ها نشان دهد و او را گرفتار آرزوهاى دور و دراز سازد، بعيد نيست حق را به دست فراموشى بسپارد و به آن پشت كند. از اينجا مى توان دريافت كه آرزوهاى طولانى چه بلايى بر سر انسان مى آورد و چگونه انسان عاقل را به كلّى از عقل و خرد بيگانه مى كند؟! * * * از مجموع آيات فوق كه قسمتى درباره اقوام پيشين بود و بخشى در باره معاصران پيامبر(صلى الله عليه وآله) و قسمتى نيز به صورت يك قانون كلّى مطرح شده بود مى توان چنين نتيجه گرفت كه طول امل و آرزوهاى دراز از خطرناك ترين دشمنان سعادت بشر است كه نه تنها افراد، بلكه اقوام و ملّت ها را در كام مرگ و بدبختى فرومى برد. * * * 1- اعراف، 74. 2- شعرا، 129 ـ 128. 3- شعرا، 149 تا 146. 4- حديد، 14. 5- همان، 14. 6- تفسير قرطبى، جلد 9، صفحه 6417. 7- حديد، 16. 8- نجم، 24. 9- اين احتمال نيز در تفسير «عدَّده» داده شده است كه منظور شمارش كردن نيست، بلكه مال را وسيله و «عُدّه» خود قرار دهد و در همه حال بر آن تكيه نمايد. 10- همزه، 1 تا 3. 11- «هُمَزَة» و «لُمَزَة» هر دو صيغه مبالغه است، اولى از مادّه «هَمْز» به معنى شكستن گرفته شده و دومى از مادّه «لَمْز» به معنى غيبت و عيبجويى كردن است، بعضى معتقدند «هُمَزَة» به كسى مى گويند كه با اشارات عيبجويى مى كند و «لُمَزَة» به كسى كه با زبان اين كار را انجام مى دهد. 12- محمد، 25.


    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. #82
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    طول امل در روايات اسلامى
    از آنجا كه آرزوهاى دراز تأثير بسيار مخرّبى بر زندگى معنوى و اخلاقى و حتّى مادّى انسانها دارد، در روايات اسلامى با تعبيرات گوناگون از آن نكوهش شده و با عبارات پرمعنايى به علل منطقى آن نيز اشاره شده است، به عنوان نمونه به روايات زير مى توان اشاره كرد: 1ـ در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «اَرْبَعَةٌ مِنَ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ طُولُ الاَْمَلِ وَ الْحِرْصِ عَلَى الدُّنْيَا; چهار چيز است كه نشانه شقاوت و بدبختى انسان است: خشك بودن چشمها(به گونه اى كه هرگز از خوف خدا اشكى نريزد) و سنگدلى و آرزوهاى دراز و حرص بر دنيا».(1) 2ـ در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ اَطَالَ اَمَلَهُ سَاءَ عَمَلُهُ; كسى كه آرزوى طولانى داشته باشد، عملش بد خواهد شد»!(2) همين معنى به صورت گوياترى در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است كه فرمود: «اَطْوَلُ النَّاسِ اَمَلا اَسْوَئُهُمْ عَمَلا!; آن كسى كه آرزوهايش از همه طولانى تر باشد، عملش از همه زشت تر و بدتر است»!(3) 3ـ در نهج البلاغه خطبه 147 نيز تعبير گويايى در اين زمينه ديده مى شود، فرمود: «اِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِى تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تَرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ; اقوامى كه پيش از شما بودند و گرفتار عذاب شدند، فقط به خاطر آرزوهاى طولانى و فراموش كردن اجل و سرآمد زندگيشان بود تا آنكه عذاب موعود فرارسيد، همان عذابى كه با فرارسيدنش معذرت خواهى رد مى شود و درهاى توبه بسته خواهد شد»! 4ـ در حديث ديگرى از فاطمه بنت الحسين از پدرش امام حسين(عليه السلام) از جدّش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) چنين آمده است: «اِنَّ صَلاَحَ اَوَّلِ هَذِهِ الاُْمَّةِ بِالزُّهْدِ وَ الْيَقِينِ وَ هَلاَكَ آخِرِهَا بِالشُّحِّ(بِالشَّكِّ) وَ الاَْمَلِ!; دو عامل سبب اصلاح(و پيروزى) آغاز اين امّت شد كه يكى زهد(و ترك وابستگى به دنيا) بود و ديگرى ايمان و يقين محكم و آنچه باعث هلاكت(و شكست) آخر اين امّت مى شود بخل(شكّ) و آرزوهاى دراز است».(4) بديهى است ايمان و يقين محكم، به اضافه بى اعتنايى به زرق و برق دنيا، سبب شد كه مسلمانان نخستين به هنگام ورود در ميدان جهاد از هيچ چيز پروا نكنند، جز خدا را در نظر نگيرند و جز براى خدا شمشير نزنند و هرگز پشت به دشمن ننمايند و اين عامل مهمّ پيروزى آنان بود. ولى هنگامى كه آرزوهاى دراز و دلبستگى ها و دلدادگى ها نسبت به ظواهر دنيا جاى «زهد» را گرفت و شك و ترديد به جاى يقين نشست، عقب گردها و شك ها شروع شد و امروز هم براى تجديد عظمت نخستين، راهى جز احياى دو اصل نخست نيست. 5 ـ در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان مى خوانيم: «اَلاَْمَلُ سُلْطَانُ الشَّيَاطِينِ عَلَى قُلُوبِ الْغَافِلِينَ; آرزوى دراز سبب سلطه شيطانها بر قلوب غافلان مى شود»!(5)



    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  3. #83
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    setareh1 پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2





    6 ـ در حديث ديگرى از همان امام(عليه السلام) چنين افرادى به عنوان بدترين مردم معرّفى شده اند، مى فرمايد: «شَرُّ النَّاسِ الطَّوِيلُ الاَْمَلِ، السَّيّئُ الْعَمَلِ; بدترين مردم كسى است كه آرزوهايش از همه طولانى تر باشد و عملش از همه بدتر»!(6) و نيز از آن حضرت در حديث ديگرى مى خوانيم: «اِنَّ الْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى اَمَلِهِ فَيَقْطَعُهُ حُضُورُ اَجَلِهِ، فَسُبْحَانَ اللهِ لاَ اَمَلٌ يُدْرَكُ وَ لاَ مُؤَمَّلٌ يُتْرَكُ!; انسان پيوسته دنبال آرزوهاى خويش است(و از مبدأ و معاد غافل است) ناگهان حضور اجل، آرزوهايش را قطع مى كند، سبحان الله! نه به آرزو رسيده و نه صاحب آرزو رها شده است»!(7) 7ـ در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: «اَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى; برترين بى نيازى ترك آرزوهاست»!(8) چرا كه آرزوهاى دور و دراز سبب مى شود كه انسان دائماً خود را نيازمند ببيند و دست حاجت به سوى هر كس و هر جا دراز كند و شخصيّت انسانى خود را به خاطر امورى كه هرگز به آن نمى رسد بشكند! 8 ـ در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار آمده است: «كَذَّبَ مَنِ ادَّعَى الاِْيمَانَ وَ هُوَ مَشْغُوفٌ مِنَ الدُّنْيَا بِخِدَعِ الاَْمَانِىِّ وَ زُورِ الْمَلاَهِىِّ; دروغ مى گويد كسى كه ادّعاى ايمان مى كند در حالى كه به خاطر خدعه هاى آرزوها و سرگرمى هاى باطل، دلباخته دنيا شده است»!(9) روشن است كه دلباختگان آرزوها ناگزيرند براى وصول به آنها همه چيز را به دست فراموشى بسپارند و از همين جا رخنه در ايمان آنها پيدا مى شود. 9ـ و نيز از همان بزرگوار در سخن كوتاه و پر معناى ديگرى مى خوانيم: «اَلاَْمَانِىُّ تُعْمَى عُيُونَ الْبَصَائِرِ; آرزوهاى دراز چشم بصيرت انسان را كور مى كند»!(10) 10ـ در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آمده است كه روزى به اصحاب فرمود: «اَكُلُّكُمْ يُحِبُّ اَنْ يَدْخُلَ الجَنّةَ؟; آيا همه شما دوست داريد وارد بهشت شويد»؟! «قَالُوا نَعَمْ يَا رَسُولَ اللهِ; همگى عرض كردند آرى اى رسول خدا»! فرمود: «قَصِّرُوا مِنَ الاَْمَلِ وَ اجْعَلُوا آجَالَكُمْ بَيْنَ اَبْصَارِكُمْ وَ اسْتَحْيُوا مِنَ اللهِ حَقَّ الْحَيَاءِ; دامنه آرزوها را كوتاه كنيد و مرگ را در مقابل چشم خود قرار دهيد و از خداوند(و مخالفت فرمان او) آن گونه كه شايسته است شرم كنيد».(11) 11ـ باز در حديث پرمحتواى ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) آمده است: «اِنَّ الاَْمَلَ يُذْهِبُ الْعَقْلَ، وَ يُكَذِّبُ الْوَعْدَ، وَ يَحِثُّ عَلَى الْغَفْلَةِ وَ يُورِثُ الْحَسْرَةَ; آرزوهاى دراز عقل انسان را مى برد و وعده آخرت را دروغ مى شمرد و انسان را به غفلت وامى دارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است»!(12) 12ـ اين بحث را با روايت ديگرى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ـ به عنوان «خِتَامُهُ مِسْكٌ» پايان مى دهيم، در اين حديث آمده است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) سه عدد چوب را گرفت، يكى را پيش روى خود در زمين فرو كرد، ديگرى را در كنار آن و سوّمى را در فاصله دورتر، سپس فرمود: آيا مى دانيد اين چيست؟ عرض كردند: خدا و رسولش آگاه ترند، فرمود: «هَذَا الاِْنْسَانُ! وَ هَذَا الاَْجَلُ! وَ هَذَا الاَْمَلُ يَتَعَاطَاهُ ابْنُ آدَمَ وَ يَخْتَلِجَهُ الاَْجَلُ دُونَ الاَْمَلُ!; اين(چوب اول) انسان است و اين(چوب دوم) سرآمد عمر است و اين(چوب سوم كه در نقطه دورى در زمين فرو شده بود) آرزوهاى دراز انسان است، (آرى) پيش از آنكه انسان به آرزوهايش برسد دست اجل گريبان او را خواهد گرفت»!(13) در احاديث بالا كه گلچينى بود از احاديث فراوانى كه در منابع معروف اسلامى درباره طول امل آمده است به خوبى گستردگى خطرات و عواقب شوم اين رذيله اخلاقى را نشان مى دهد و ثابت مى كند كه آرزوهاى دراز از بزرگترين دشمنان سعادت انسان و مانع قرب او در پيشگاه خداست. * * * 1- تفسير قرطبى، جلد 5، صفحه 3618; شبيه به همين معنى با كمى تفاوت در بحارالانوار، جلد 70، صفحه 164 نيز آمده است. 2- بحارالانوار، جلد 70 صفحه 163، حديث 19. 3- تصنيف غررالحكم، صفحه 312. 4- بحارالانوار، جلد 70، صفحه 164. 5- تصنيف غررالحكم ، صفحه 312. 6- همان مدرك. 7- همان مدرك، صفحه 313. 8- نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 211 و 34. 9- تصنيف غررالحكم، صفحه 312، حديث 7223. 10- غررالحكم، حديث 1375. 11- المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246. 12- ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 103(مادّه امل). 13- ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104; المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 245.


    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. #84
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    آثار و پيامدهاى طول امل
    آرزوهاى دراز و گاه بى پايان، آثار مخرّب فراوانى در زندگى معنوى و مادّى انسان دارد كه گوشه هايى از آن در احاديث بالا و همچنين در آياتى كه در قرآن مجيد در آغاز اين بحث ذكر شد آمده است و به طور كلّى مى توان گفت: طول امل پيامدهاى خطرناك و مخرّب و سوء زير را دارد.
    1ـ طول امل سرچشمه بسيارى از گناهان
    يكى از بدترين آثار منفى طول امل و آرزوهاى دراز اين است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مى كند، زيرا رسيدن به اين آرزوها معمولا از طريق مشروع غير ممكن است، بنابراين گرفتاران اين رذيله اخلاقى خود را ناگزير مى بينند كه در كسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسايى نكنند و از غصب حقوق ديگران، خوردن اموال يتيمان، كم فروشى، رباخوارى، رشوه و مانند اين امور، ابا نداشته باشند.به همين دليل در حديث معروف غررالحكم آمده است: «مَنْ طَالَ اَمَلُهُ سَاءَ عَمَلُهُ; كسى كه آرزويش دراز باشد عملش بد مى شود»!(1)و نيز آمده: «اَطْوَلُ النَّاسِ اَمَلا اَسْوَئُهُمْ عَمَلا; آن كس كه آرزوهايش طولانى تر است عملش زشت تر خواهد بود».(2)و در نقطه مقابل آن آمده است: «مَنْ قَصَّرَ اَمَلُهُ حَسُنَ عَمَلُهُ; كسى كه آرزويش كوتاه باشد عملش نيك خواهد بود»!(3)هر سه حديث بالا از مولا اميرمؤمنان على(عليه السلام) است كه جان به فداى سخنان نورانى و انسان سازش باد.1- بحارالانوار، جلد 1، صفحه 156.2- غررالحكم، حديث 3054.3- همان مدرك، جلد 5، صفحه 295(چاپ دانشگاه تهران).
    2ـ طول امل يكى از اسباب مهمّ قساوت قلب
    همان گونه كه در آيات آغاز اين بحث خوانديم قرآن مجيد درباره يكى از اقوام پيشين مى گويد: آنها كسانى بودند كه مى پنداشتند عمر طولانى دارند(و گرفتار آرزوهاى دراز شده اند) و از اين رو قلب هاى آنها قساوت يافت.دليل اين مسئله روشن است; زيرا طول امل انسان را از خدا غافل مى كند و به دنيا حريص مى سازد و آخرت او را به دست فراموشى مى سپارد و اينها همه اسباب سنگدلى و قساوت است.به همين دليل در حديثى آمده است كه خداوند به موسى(عليه السلام) فرمود: «يَا مُوسَى لاَتُطَوِّلْ فِى الدُّنْيَا اَمَلَكَ فَيَقْسُوا قَلْبَكَ، وَ الْقَاسِى الْقَلْبِ مِنِّى بَعِيدٌ; اى موسى! آرزوى خود را در دنيا طولانى نكن كه قسىّ القلب خواهى شد و قسىّ القلب از من دور است».(1)همين معنى در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان(عليه السلام) آمده است كه فرمود: «مَنْ يَأْمُلُ اَنْ يَعِيشَ اَبَداً يَقْسُوا قَلْبُهُ وَ يَرْغَبُ فِى الدُّنْيَا; كسى كه آرزو دارد جاودانه در اين دنيا بماند قسىّ القلب مى شود و راغب در دنيا مى گردد».(2)1- ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 104(مادّه امل).2- همان مدرك.

    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. #85
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    3ـ طول اَمَل سبب نسيان اجل
    اين اثر نياز به شرح و بسط ندارد و به خوبى در زندگى آنها كه گرفتار اين رذيله اخلاقى هستند نمايان است كه هرگز نه سخنى از مرگ بر زبان مى رانند و نه در فكر آخرتند، بلكه دائماً در گرداب غفلت غوطهورند. حديث معروفى كه هم از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و هم از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده كه مى فرمايد: «طُولُ الاَْمَلِ يُنْسِى الاْخِرَةِ; درازى آرزوها سبب فراموشى آخرت است» گواه صدق اين مدّعاست.(1) در حديث ديگرى از مولا على(عليه السلام) مى خوانيم: «اَكْثَرُ النَّاسِ اَمَلا اَقَلُّهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً; كسى كه آرزويش از همه طولانى تر است از همه كمتر به ياد مرگ است».(2) 1- قبلا در بخش احاديث گذشت. 2- تصنيف الغرر، صفحه 312، حديث 7215.
    4ـ زندگى پررنج محصول ديگرى از طول امل
    بديهى است هر قدر آرزوها طولانى تر باشد تهيّه مقدّمات بيشترى را مى طلبد، همچنين صرفه جويى بيشترى براى حفظ اموال و ثروت ها جهت رسيدن به آن آرزوهاى دور و دراز لازم است و نتيجه اين دو، يك زندگى توأم با درد و رنج و سخت گيرى بر خود و خانواده خود توأم با تلاش شبانه روزى بى رويّه خواهد بود. به همين جهت در احاديثى كه از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده است مى خوانيم: «مَنْ كَثُرَ مُنَاهُ كَثُرَ عَنَائُهُ; كسى كه آرزوهايش زياد باشد، تعب و رنج او فزونى خواهد يافت». و نيز مى فرمايد: «مَنِ اسْتَعَانَ بِالاَْمَانِىِّ اَفْلَسَ; كسى كه از آرزوهاى دراز كمك بگيرد فقير و مفلس مى شود(و زندگى فقيرانه اى خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد)». و نيز مى فرمايد: «الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ; تمايل به دنيا(و آرزوهاى دراز) كليد درد و رنج است»!(1) 1- تصنيف الغرر، صفحه 314.
    5 ـ طول امل و زندگى ذلّت بار
    صاحبان آرزوهاى دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مى برند، بلكه ناچارند شخصيّت انسانى خود را نيز در هم بشكنند و براى رسيدن به مقصود خيالى در برابر هر كس و ناكس خضوع كنند و دست التماس به سوى اين و آن دراز نمايند و به زندگى ذلّت بار تن در دهند. در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: «ذُلُّ الرِّجَالِ فِى خَيْبَةِ الاْمَالِ; خوارى مردان در ناكامى آرزوهاست».(1) 1- غررالحكم، جلد 2، صفحه 405.
    6 ـ محروميّت از نعمتها
    همان گونه كه در بالا اشاره شد، كسانى كه گرفتار آرزوهاى دور و درازند و در درياى امانى غوطهورند، غالباً به سراغ صرفه جويى و سخت گيرى هر چه بيشتر در استفاده از مواهب حيات و زندگى مى روند تا به آرزوهاى دور و دراز خود برسند. به همين دليل نسبت به همه كس حتّى خويشتن و زن و فرزند بخيل خواهند بود، همان بخلى كه آنها را از بهره گيرى از نعمت هاى الهى محروم مى سازد و در عين برخوردارى از امكانات فراوان، زندگى فقيرانه اى دارند. در زمان خود افرادى را مى بينيم كه تحت عنوان «تأمين آينده»! براى خود و فرزندان، گرفتار طول امل هستند و همين امر آنان را از مواهبى كه در اختيار دارند محروم مى سازد.
    7ـ طول امل و محروم بودن از درك حقايق
    آرزوهاى دراز همچون سرابى است كه تشنگان را در بيابان زندگى به دنبال خود مى كشاند و تشنه تر مى سازد، بى آنكه به جايى برسند، اين آرزوها چهره واقعيّت ها را به گونه اى دروغين نشان مى دهد و انسان به خاطر آنها درك نمى كند كجاست و به كجا مى رود؟ و وظيفه اش در برابر اين سرنوشت چيست؟ از همين رو در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) كه سابقاً به آن اشاره كرديم آمده است: «اَلاَْمَانِىُّ تُعْمِى عُيُونَ الْبَصَائِرِ; آرزوهاى دراز ديدگان بصيرت را نابينا مى كند»!(1) كوتاه سخن اينكه: كسى مى تواند چهره زيباى حقيقت را آن گونه كه هست ببيند و به سرچشمه زلال معرفت برسد كه ديده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در ميان ابرهاى تيره و تار طول امل قرار نگيرد. 1- غررالحكم، حديث 1375.
    8 ـ طول امل سبب كفران نعمت است
    بديهى است آرزوهاى دراز، انسان را به آن چه ندارد و شايد هرگز به آن نمى رسد دلبند مى سازد، به همين دليل آنچه را از نعمت هاى الهى در دست دارد كوچك مى شمرد و نسبت به آن بى اعتناست و اين كفران نعمت، پيامدهاى شومى در دنيا و آخرت براى او دارد. در حديثى از مولاى متّقيان اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: «تَجَنَّبُوا الْمُنَى فَاِنَّهَا تُذَهِّبُ بِبَهْجَةِ نِعَمِ اللهِ عِنْدَكُمْ، و تُلْزِمُ اِسْتِصْغَارَهَا لَدَيْكُمْ، وَ عَلَى قِلَّةِ الشُّكْرِ مِنْكُمْ; از آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه زيبايى نعمت هاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما كوچك مى كند و به كمى شكر(و كفران نعمت) از سوى شما منتهى مى شود»!(1)

    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. #86
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    kabotar. پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2





    * * * 1- تصنيف الغرر، صفحه 314.
    اسباب و انگيزه هاى طول امل
    عمده ترين چيزى كه سبب آرزوهاى دراز مى شود جهل و بى خبرى است، جهل نسبت به خويشتن و نسبت به دنيا و جهل نسبت به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى، مجموعه اين جهل ها انسان را به وادى آرزوهاى دراز مى كشاند. توضيح اينكه: انسان به سبب بى خبرى از وضع خويش و عدم توجّه به اين حقيقت كه هر لحظه ممكن است پايان عمر او فرارسد، يك لخته خون كوچك مى تواند مجراى رگهاى قلب يا مغز او را بگيرد و در يك لحظه، سكته قلبى يا مغزى بر او عارض شود يا حادثه اى همچون زلزله و آتش سوزى، تصادف در رانندگى، لغزيدن و بر زمين خوردن و ضربه مغزى شدن يا مانند اينها به زندگى او پايان دهد. آرى بر اثر جهل به اين امور گرفتار اين پندار مى شود كه عمرى طولانى دارد و سپس يك مشت آرزوهاى دراز اطراف فكر او را احاطه مى كند و به او اجازه نمى دهد به غير آن بينديشد. همچنين جهل نسبت به ناپايدارى و بى وفايى دنيا، دنيايى كه نه بر صغير رحم مى كند و نه بر كبير، نه بر جوان رحم مى كند نه بر پير، گاه پيش از آنكه پيرى بميرد صدها كودك و جوان از دنيا مى روند و گاه پيش از آنكه مريض سخت جان دهد ده ها سالم در آغوش مرگ قرار مى گيرند. گاه سلاطين مقتدر در يك روز به ضعيف ترين افراد مبدّل مى شوند و در زندان انفرادى جاى مى گيرند و گاه ثروتمندان غرق ناز و نعمت در يك شب فقير و تهيدست مى شوند و بر خاك سياه مى نشينند، آرى جهل به اين امور است كه انسان را در گرداب طول امل مى اندازد. اينجاست كه سلمان فارسى، شاگرد بزرگ مكتب وحى، مى گويد: «ثَلاَثٌ اَعْجَبَتْنِى حَتَّى اَضْحَكَتْنِى: مُؤَمِّلُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلِبُهُ، وَ غَافِلٌ لَيْسَ بَمَغْفُول عَنْهُ، وَ ضَاحِكٌ مُلِئَ فِيهِ لاَيَدْرِى اَسَاخِطٌ رَبُّ الْعَالَمِينَ عَلَيْهِ اَمْ رَاض عَنْهُ; سه كس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا كه به خنده واداشته است: كسى كه دنيا را آرزو مى كند در حالى كه مرگ در پى اوست و كسى كه از اجل خويش غافل است در حالى كه اجل از او غافل نيست و كسى كه با تمام وجودش مى خندد در حالى كه نمى داند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه»؟(1) در روايات اسلامى نيز اشاره هاى روشنى به اين معنى شده است، مولاى متّقيان على(عليه السلام) مى فرمايد: «مَنْ اَيْقَنَ اَنَّهُ يُفَارِقُ الاَْحْبَابَ وَ يَسْكُنُ التُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ الْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِى عَمَّا خَلَّفَ، وَ يَفْتَقِرُ اِلَى مَا قَدَّمَ كَانَ حَرِيّاً بِقَصْرِ الاَْمَلِ وَ طُولِ الْعَمَلِ; كسى كه يقين دارد(به زودى) از دوستان جدا مى شود و در زير خاك مسكن مى گزيند و با حساب الهى روبه روست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نياز مى گردد و به آنچه از پيش فرستاده محتاج مى شود، سزاوار است كه آرزو را كوتاه و اعمال صالح را طولانى كند»!(2) در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «اِتَّقُوا خِدَاعَ الاْمَالِ، فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلِ يَوْم لَمْ يُدْرِكْهُ، وَ بَانِى بَنَاء لَمْ يَسْكُنْهُ، وَ جَامِعِ مَال لَمْ يَأْكُلْهُ; از فريب آرزوها بپرهيزيد، چه بسيار كسانى كه آرزو داشتند روزى را(در آغوش ناز و نعمت) بگذرانند و هرگز به آن نرسيدند، چه بسيار كسانى كه خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساكن نشدند و چه بسيار كسانى كه اموال زيادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند»!(3) گاه جهل به آخرت و نعمت هاى بى پايان آن سراى جاويدان كه يك لحظه نگاه كردن به آنها به تمام دنيا مى ارزد، سبب مى شود كه انسان به آرزوهاى دراز در اين جهان كشيده شود، حتّى گاه مى شود بى خبرى از لذّت زهد در دنيا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن، انسان را به وادى طول امل مى كشاند! در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: «اِسْتَجْلِبْ حَلاَوَةَ الزِّهَادَةِ بِقَصْرِ الاَْمَلِ; شيرينى زهد را با كوتاهى آرزوها به دست آر»!(4) و گاه مى شود انسان قدرت خدا را فراموش مى كند و يا نسبت به آن جاهل و بى خبر است و نمى داند خدايى كه از لحظه انعقاد نطفه در رحم مادر پيوسته به او روزى داده است، در حالى كه هيچ كس دسترسى به او نداشته مى تواند تا پايان عمر زندگى او را اداره كند و فرزندانش اگر دوست خدا باشند، خدا آنها را تنها نمى گذارد و اگر دشمن خدا باشند خدمت به آنها بى دليل است. آرى جهل به اين امور سبب مى شود كه زير پوشش (تأمين آينده خود و فرزندان)، گرفتار آرزوهاى دراز و طول امل گردد. مجموعه اين جهل ها و بى خبرى ها(جهل به خويشتن، جهل به دنيا، جهل نسبت به خدا و قدرت بى مانند او و جهل نسبت به آخرت و مواهب بى پايانش) آدمى را در بيابان بيكران و برهوت خشك و سوزان آرزوها سرگردان مى سازد. * * * 1- المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246. 2- بحارالانوار، جلد 70، صفحه 167. 3- تصنيف غررالحكم، صفحه 313. 4- تحف العقول، صفحه 207.


    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. #87
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    moteharak3 پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    درمان طول امل
    هميشه براى علاج قطعى بيماريها به ريشه كن كردن اسباب آن بايد پرداخت و تا اسباب بيمارى ريشه كن نشود درمان ها سطحى و ناپايدار است و به تعبير ديگر جنبه مسكّن را دارد. با توجّه به اين اصل اساسى و با توجّه به ريشه هاى درازى آرزوها به خوبى مى توان نتيجه گرفت كه براى زدودن آثار طول امل و از ميان بردن آن بايد به تفكّر و انديشه پرداخت. از يك سو بايد انسان خود را به خوبى بشناسد و بداند موجودى است آسيب پذير كه فاصله ميان مرگ و زندگى او بسيار كم است، امروز سالم است و پر نشاط، فردا ممكن است گرفتار سخت ترين بيماريها يا اندوه بارترين مصايب گردد، امروز قوى و غنى و قدرتمند است، فردا ممكن است از ضعيف ترين و فقيرترين افراد باشد و نمونه هاى آن صفحات تاريخ بشريّت را پر كرده است. از سوى ديگر بايد درباره بى اعتبارى دنيا بيانديشيد كه «از نسيمى دفتر ايّام بر هم مى خورد» و فراموش نكند نادر شاه قدرتمند «شبانگه به دل قصد تاراج داشت» «سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت»! آرى با «يك گردش چرخ نيلوفرى، نه نادرها به جا مى مانند و نه نادرى»! از سوى سوّم به اين حقيقت بينديشد كه ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و كتاب الهى و پاداش كيفر اعمال داريم و اين جهان را منزلگاهى در مسير يك سفر طولانى مى دانيم و برنامه ما در اين جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى هميشه ماندن! و نيز انديشه كند كه حرص در اندوختن و ذخيره كردن اموال و برنامه ريزى براى رسيدن به آرزوها و آمال، هرگز مايه سعادت انسان نمى شود، بلكه دائماً او را به درد و رنج گرفتار مى سازد. و انديشه كند كه مهمترين آرامش، آرامش روح و وجدان است كه آن از طريق تقوا و توكّل بر پروردگار فراهم مى شود نه از طريق حرص و ولع و دنياپرستى! بهترين راه براى وصول به اين هدف همان است كه در حديث نبوى معروف آمده است فرمود: «خُذْ مِنْ دُنْيَاكَ لاِخِرَتِكَ وَ مِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ، وَ مِنْ صِحَّتِكَ لِسُقْمِكَ، فَاِنّكَ لاَتَدْرِى مَا اسْمُكَ غَداً; از دنيايت براى آخرتت بهره گير و از زندگانيت براى مرگ(و زندگى بعد از آن) و از تندرستيت براى زمان بيمارى استفاده كن، چرا كه نمى دانى فردا نام تو چيست(آيا تو را زنده مى نامند يا جزء مردگان، سالم مى گويند يا بيمار؟)».(1) عامل ديگر براى آرزوهاى دراز هواپرستى و عشق به دنياست، هر قدر از اين علاقه كاسته شود دامنه آرزوها كوتاه تر مى گردد و به عكس هر اندازه انسان دلبستگى بيشتر به دنيا پيدا كند، دامنه آرزوها گسترده تر مى شود. براى رسيدن به اين هدف، يعنى كوتاه كردن دامنه آرزوها يكى از مؤثّرترين راهها ياد مرگ است كه پرده ها را از جلو چشم بصيرت انسان برمى گيرد و واقعيّت هاى زندگى را براى او آشكار مى سازد. به همين دليل اميرمؤمنان على(عليه السلام) در پايان خطبه 99 از نهج البلاغه مى فرمايد: «اَلاَ فَاذْكُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ، وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ، وَ قَاطِعَ الاُْمْنِيَّاتِ; به هوش باشيد و به ياد چيزى بيفتيد كه لذّات را در هم مى كوبد و شهوات را بر هم مى زند و آرزوها را قطع مى كند». و در حديث ديگرى از نبىّ اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه در ضمن سخنانش فرمود: «عُدَّ نَفْسَكَ فِى اَصْحَابِ الْقُبُورِ; خود را جزء مردگان حساب كن(تا گرفتار طول امل نشوى)».(2) و نيز در نقطه مقابل اين معنى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «اَكْثَرُ النَّاسِ اَمَلا اَقَلُّهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً; آنها كه آرزوهايشان بيشتر است كمتر به ياد مرگ مى افتند».(3) راه ديگر براى مبارزه با طول امل مطالعه پيرامون پيامدهاى بسيار شوم آن است. آرى توجّه به اين نكته كه آرزوهاى دراز سرچشمه بسيارى از گناهان و رذايل اخلاقى ديگر است و از علل مهمّ قساوت قلب و فراموشى آخرت و سبب زندگى پررنج و ذلّت بار و محروميّت از مواهب و نعم الهى و از حجاب هاى ضخيم معرفت و آگاهى محسوب مى شود، سبب مى گردد كه انسان به فكر علاج و درمان بيفتد و پيش از آنكه سيلاب طول امل كاخ سعادت او را ويران سازد به فكر چاره بيفتد، از دامنه آرزوهايش بكاهد و به صف خردمندان و سعادتمندان بازگردد و آرزوها را در حدّ معقول و شايسته مهار كند. اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد: «حَاصِلُ الْمُنَى اَلاَْسَفُ وَ ثَمَرَتُهُ اَلتَّلَفُ; حاصل آرزوهاى دراز تأسّف است و ثمره آن تلف شدن(عمر و امكانات و سعادت انسان) مى باشد»!(4) در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «اِحْذَرُوا الاَْمَانِىَّ فَاِنَّهَا مَنَايَا مُحَقَّقَةٌ; از آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه مرگ هاى مسلّم در آن نهفته است».(5) در اينجا دو نكته قابل توجّه است: نخست اينكه در طبّ مادّى براى درمان بسيارى از بيماريهاى جسمى و روانى به فكر جانشين مى روند، يعنى خواسته هايى كه انسان را به بيمارى مى كشاند به خواسته هاى برترى تبديل مى كنند كه منتهى به سلامت او گردد، مثلا كسى كه علاقه زيادى به موادّ چربى و نشاسته اى دارد و سبب بيمارى هاى گوناگون در او شده به استفاده از كميّت قابل ملاحظه از ميوه و سبزى سالم هدايت مى كنند و يا افرادى كه معتاد به موادّ مخدّرند، اعتيادهاى سالمى براى آنها پيش بينى مى كنند. اين نكته در بيماريهاى اخلاقى نيز صادق است، به اين ترتيب كه معلّم اخلاق آرزوهاى دراز مادّى را به آرزوهاى معنوى نسبت به پاداش الهى در سراى آخرت تبديل مى كند و عشق به علم و دانش و معرفة الله را جايگزين عشق به مال و جاه و مقام مى سازد. نكته ديگر اينكه آرزوها مراتبى دارد، گاه انسان آرزو مى كند عمر بسيار طولانى يا جاويدان! داشته باشد، همان گونه كه قرآن درباره گروهى از قوم يهود مى فرمايد: «...يَوَدُّ اَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ اَلْفَ سَنَة...;(آنها چنان علاقه به دنيا دارند كه) هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر كند»!(6) اگر هزار سال به معنى تعداد باشد دليل بر تقاضاى عمر بسيار طولانى است و اگر عدد تكثير باشد دليل بر تقاضاى عمر نامحدود است. گروهى آرزوهايى در مراحل پايين تر دارند، آرزوى صد سال زيستن، پنجاه سال، ده سال يا كمتر، از روايات استفاده مى شود كه همه اينها جزء آرزوهاى دراز محسوب مى شود(البتّه در صورتى كه هدف جنبه هاى مادّى و زرق و برق دنيا باشد، نه جنبه هاى معنوى و الهى و كمك به پيشرفت جامعه انسانى). از سوى ديگر امانى و آرزوها انواع مختلفى پيدا مى كند، گاه آرزوها به سوى مسائل مادّى هدف گيرى مى كند و گاه مقام و گاه شهوات و گاه همه اينها. تمام اقسام آرزوهاى دور و دراز، زشت و نكوهيده است هر چند بعضى زشت تر از بعض ديگر محسوب مى شود. * * * 1- بحارالانوار، جلد 74، صفحه 122. 2- بحارالانوار، جلد 74، صفحه 122. 3- تصنيف غررالحكم، صفحه 312. 4- تصنيف غررالحكم، صفحه 314. 5- همان مدرك. 6- بقره، 96.

    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. #88
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    ▲آرزوهاى مثبت و سازنده
    آخرين سخن در بحث طول امل پيرامون اين مطلب است كه هميشه آرزوها جنبه منفى ندارد و نشانه انحطاط شخصيّت و سقوط اخلاقى نيست.زيرا اگر آرزوها متوجّه ارزشهاى والاى انسانى باشد و يا جنبه مردمى و اجتماعى پيدا كند و در مسير تكامل و پيشرفت واقعى انسانها و درجات كمال قرار گيرد و انسان را به تلاش و كوشش بيشتر در اين راهها وادارد، بدون شك چنين آرزويى هر قدر طولانى بوده باشد، نه تنها نشانه پستى نيست كه نشانه كمال انسان است.اساساً همان گونه كه در آغاز اين بحث نيز اشاره شد اميد و آرزو نسبت به آينده نيروى محرّك انسان براى تلاشها و كوششهاست و اگر چراغ پرفروغ اميد و آرزو در دل انسان خاموش گردد، در واقع روح او مى ميرد، نشاط زندگى از او رخت برمى بندد و انسان را به موجودى سست و بى هدف و بى تلاش مبدّل مى كند.در واقع آرزو بر دو قسم است «آرزوهاى كاذب» كه همچون سراب در بيابان زندگى ظاهر مى شوند و تشنه كامان را به دنبال خود مى كشانند و هر لحظه تشنه تر مى سازند تا از شدّت تشنگى هلاك شوند.و «آرزوهاى صادق» و مثبت و سازنده كه همچون آب حيات، گلستان وجود آدمى را سيراب و پرثمر مى سازد و هر چه زحمت مى كشد نشاط و معنويّت بيشترى مى يابد.اين همان چيزى است كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده است: «اَلْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَ خيْرٌ اَمَلا; مال و فرزندان، زيور حيات دنيا هست و باقيات الصّالحات(ارزشهاى پايدار و شايسته) نزد پروردگارت ثوابش بهتر و اميد بخش تر است».(1)در اين آيه به هر دو بخش از آرزوها اشاره شده است(دقّت كنيد).در روايات اسلامى نيز اشارات پرمعنايى به آرزوهاى مثبت و سازنده ديده مى شود از جمله در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «اِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ الْفَقِيرَ لَيَقُولُ يَا رَبِّ ارْزُقْنِى حَتَّى اَفْعَلَ كَذَا وَ كَذَا مِنَ الْبِرِّ وَ وُجُوهُ الْخَيْرِ، فَاِذَا عَلِمَ اللهُ ذَلِكَ مِنْهُ بِصِدْقِ نِيَّتِهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الاَْجْرِ مِثْلَ مَا يَكْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ، اِنَّ اللهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ; گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گويد: خداوندا! به من روزى عطا كن تا فلان كار خير و نيك را بجا آورم، هرگاه خداوند در او صدق نيّت بداند(نه اينكه اين آرزو پوششى براى رسيدن به هوا و هوسها باشد) تمام اجر و پاداشى را كه در صورت رسيدن به اين آرزو و انجام آن كارهاى خير استحقاق پيدا مى كرد براى او نوشته مى شود(هر چند هيچ يك را انجام نداده باشد) رحمت خداوند گسترده و كرمش بى پايان است».(2)اصولا همّت انسان به اندازه آرزوهاى مثبت اوست، هر قدر دامنه آنها گسترده تر باشد همّت او والاتر است و جالب اينكه از روايات اسلامى نيز به خوبى استفاده مى شود كه خداوند به مقدار اين آرزوها به افراد با ايمان، اجر و پاداش مى دهد، چرا كه نشانه آمادگى روح و جسم آنها براى انجام هر چه بيشتر اعمال صالح است و حتّى از روايات استفاده مى شود كه اگر انسان آرزوى خوبى براى رضاى خدا داشته باشد از دنيا بيرون نمى رود مگر اينكه خداوند او را به آرزويش مى رساند، در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «مَنْ تَمَنَّى شَيْئاً وَ هُوَ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رِضاً، لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُعْطَاهُ; كسى كه آرزوى چيزى كند در حالى كه رضاى خداوند متعال در آن باشد از دنيا خارج نمى شود مگر اينكه به خواسته خود مى رسد».(3)البتّه ممكن است در مواردى مصالحى ايجاب كند كه انسان به آرزويش نرسد، چرا كه اگر برسد آثار بدى مانند غرور و غفلت و عشق به دنيا و مانند آن در او ايجاد مى شود. خداوند با الطاف خفيّه اش او را از وصول به آرزويش بازمى دارد.اين بحث را با اشاره به نكته ديگرى پايان مى دهيم و آن اينكه: آرزوهاى سازنده و بلند انسان را به سازندگى خويش دعوت مى كند و سبب تكامل و ترقّى روحى او مى شود، زيرا مى داند تكيه بر جاى بزرگان زدن بدون آماده ساختن اسباب بزرگى ميسّر نيست و به گفته شاعر عرب:اُعَلِّلُ النّفس بالآمال اُدركُهَا مَا اَضْيَقَ الْعَيْشُ لَوْلاَ فُسْحَةُ الاَْمَلِ!«خويشتن را به وسيله آرزوهاى سازنده پرورش مى دهم تا به آن برسم.چقدر ميدان زندگى تنگ است اگر گستردگى آرزوها نباشد»!
    1- كهف، 46.2- بحارالانوار، جلد 8، صفحه 261.3- بحارالانوار، جلد 68، صفحه 261.





    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  9. #89
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در قرآن - جلد 2




    ▲9 تعصّب و لجاجت

    ▲اشاره

    بى ترديد اساسى ترين پايه عبوديّت و بندگى خدا، تسليم و تواضع در برابر حق است و به عكس هرگونه تعصّب و لجاجت مايه دورى از حقّ و محروم شدن از سعادت است.

    تعصّب به معنى «وابستگى غير منطقى به چيزى» تا آنجا كه انسان حق را فداى آن كند و لجاجت به معنى اصرار بر چيزى است به گونه اى كه منطق و عقل را زير پا بگذارد، ثمره اين دو شجره خبيثه نيز «تقليد كوركورانه» است كه سدّ راه پيشرفت و تكامل انسانهاست.

    هنگامى كه به تاريخ انبياى بزرگ بازمى گرديم و علل انحراف و گمراهى اقوام پيشين را مورد بررسى قرار مى دهيم به خوبى مى توان دريافت كه اين سه امر(تعصّب و لجاجت و تقليد كوركورانه) نقش اصلى را در انحراف آنها داشته است و قرآن مجيد پر است از اشارات روشن به اين مسئله كه در يك بررسى فشرده در اينجا به سراغ آن مى رويم:

    از قوم نوح(عليه السلام) آغاز مى كنيم، قرآن مجيد مى گويد:

    1ـ وَ اِنِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا اَصَابِعَهُمْ فِى آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَاراً (سوره نوح،آيه7)

    2ـ وَ قَالُوا لاَتَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لاَتَذَرُنَّ وَدّاً وَ لاَسُوَاعاً وَ لاَيَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً (سوره نوح،آيه23)

    سپس به داستان هود نگاه مى كنيم، قرآن درباره آنها مى گويد:

    3ـ قَالُوا اَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَائُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا اِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (سوره اعراف،آيه70)

    سپس نوبت به داستان ابراهيم(عليه السلام) مى رسد، قرآن در اين زمينه مى گويد:

    4ـ اِذْ قَالَ لاَِبِيهِ وَ قَوْمِهِ مَا هَذِهِ الَّتمَاثِيلُ الَّتِى اَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ * قَالُوا وَجَدْنَا آبَائَنَا لَهَا عَابِدِينَ (سوره انبياء،آيات52 و53)

    5 ـ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ اِذْ تَدْعُونَ * اَوْ يَنْفَعُونَكُمْ اَوْ يَضُرُّونَ * قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَائَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ (سوره شعراء،آيات72تا74)

    سپس نوبت به قوم موسى و فرعون مى رسد، مى فرمايد:

    6 ـ قَالُوا اَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِى الاَْرْضِ وَ مَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ (سوره يونس،آيه78)

    سپس به عصر پيامبر گرامى اسلام بازمى گرديم و همين معنى را در سخنان و اعمال دشمنان آن حضرت نمايان مى بينيم:

    7ـ وَ اِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا اَنْزلَ اللهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا اَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا اَوَلَوْ كَانَ آبَائُهُمْ لاَيَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لاَيَهْتَدُونَ (سوره بقره،آيه170)

    8 ـ اِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَاَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كَانُوا اَحَقَّ بِهَا وَ اَهْلَهَا وَ كَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْئ عَلِيماً (سوره فتح،آيه26)

    9ـ و نيز مى فرمايد: وَ لَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الاَْعْجَمِينَ * فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ مَا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (سوره شعراء،آيات198و199)

    گاه تعصّب اقوام را بر ضدّ يكديگر بيان مى كند و مى فرمايد:

    10ـ وَ قَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَىْء وَ قَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شىْء وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَيَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (سوره بقره،آيه113)

    در جاى ديگر مسئله تقليد كوركورانه و تعصّب و لجاجت را به عنوان يك برنامه عمومى همه اقوام گمراه شمرده، مى فرمايد:

    11ـ وَ كَذَلِكَ مَا اَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ قَرْيَة مِنْ نَذِير اِلاّ قَالَ مُتْرَفُوهَا اِنَّا وَجَدْنَا آبَائَنَا عَلَى اُمَّة وَ اِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ (سوره زخرف،آيه23)

    12ـ وَ يَقُولُونَ اَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِر مَجْنُون (سوره صافّات،آيه36)





    اخلاق در قرآن - جلد 2

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •