جامعه سالم در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جامعه سالم در پرتو اخلاق
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53
  1. #1
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض جامعه سالم در پرتو اخلاق








    جامعه سالم در پرتو اخلاق


    این کتاب سلسله مباحث اخلاقی است که توسط معظم له به صورت هفتگی اوایل انقلاب شکوه مند جمهور اسلامی انجام گردیده است
    اشاره اى در آغاز:
    چگونه خود را بسازيم؟
    اخلاق بزرگترين عامل خوشبختى يا بدبختى
    اخلاق، راه بهتر زيستن
    درد از تو است و درمان هم ز توست
    اخلاق، وسيله مؤثرى براى بهتر انديشيدن
    حجاب چهره جان
    مهمترين مشكل ما، خودشناسى است
    پنج طريق مؤثر براى خودشناسى
    روزه مبارزه همه جانبه اى با ناخالصى ها!
    حجابهاى پنجگانه
    يك اصل اساسى در شناخت جهان و انسان
    نخستين حجاب انسان، كبر و غرور است
    خود برتربينى،خودپسندى، خودخواهى و خودمحورى


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:28

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 2

    Naser (09-03-1389), parsa (10-03-1389)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    سر چشمه هاى كبر و غرور
    تكبر بازتاب عقده حقارت است
    پيروزى ها گاهى عامل شكست اند و شكست ها پل پيروزى!
    رابطه غرور و كم ظرفيتى
    رابطه «كبر و غرور» با «تربيت هاى نادرست»
    طرق درمان كبر و غرور
    باز هم طرق درمان كبر و غرور
    طرق عملى مبارزه با تكبر
    خود را بيازمائيم تكبر داريم يا نه؟
    بلاى تملق و چاپلوسى
    «تملق» از آفات مهم «مديريت»
    خطرات تملق و چاپلوسى
    دومين حجاب ،حجاب دنيا پرستى
    دنيا يك نگرش است
    مرز ميان دنيا پرستى و دنيا دارى
    زهد گرايى منفى و مثبت
    نشانه هاى زاهدان و زهد فروشان
    سرچشمه اصلى گناهان
    گوساله سامرى
    غنا درون جان شما است
    عطش بى پايان
    بلاى حب جاه!
    نشانه هاى جاه طلبان
    ديگر نشانه هاى جاه طلبى
    سومين حجاب، حجاب حب و بغض
    خورشيد پوشيده نيست، اشكال در چشم ما است!
    حجاب معاصرت
    چگونه مى توان حجاب معاصرت را دريد؟
    ديگر ريشه هاى حجاب معاصرت
    تنگ نظرى
    علل تنگ نظرى
    آرامش روح، گمشده بزرگ انسانها
    عوامل مختلف نگرانى و اضطراب


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:29

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. تشكرها 2

    Naser (09-03-1389), parsa (10-03-1389)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    اشاره اى در آغاز:
    آنچه به مرور، ان شاءاللّه روزهاى دوشنبه هر هفته،شاهد انتشار آن خواهيد، بحث هايى است در زمينه اخلاق اسلامى كه توسط آقاى ناصر مكارم شيرازى، به رشته تحرير در آمده است. اين سلسله مقالات كه به مناسبت سال نو و به منظور خانه تكانى در قلوب، پيشكش امت حزب اللّه شده است، در هر شماره، يكى از بحث هاى اساسى در زمينه ياد شده را مورد بررسى و كنكاش قرار مى دهد. اميدواريم، در آستانه پيروزى نهايى رزمندگان كفر ستيز اسلام بر دشمن زبون، اين بحث ها، زمينه ساز جهاد اكبر همه اقشار امت حزب اللّه گردد.
    چگونه خود را بسازيم؟
    چه كنيم تا در برابر حوادث محكم و استوار و شجاع باشيم؟چگونه مى توان تلخيهاى زندگى را به شيرينى مبدل كرد؟و چه كنيم به جوار قرب خدا راه يابيم ؟


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:29

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. تشكرها 2

    Naser (09-03-1389), parsa (10-03-1389)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق





    اخلاق بزرگترين عامل خوشبختى يا بدبختى



    بسيارى از مردم از زندگى خود مى نالند و سخت ناراحتند،خود را بدبخت مى دانند و احساس مى كنند كه در زندگى، گمشده اى دارند كه هرگز به آن نمى رسند، شب و روز تلاش مى كنند، اما خود را با موانع روبرو مى بينند و همه اينها را معلول ناسازگاريهاى محيط مخالفت رقبا و بد انديشان و «شانش» و «اقبال» و عواملى ديگر از اين قبيل مى شمارند و چنين تصور مى كنند كه عامل اصلى تمام اينها در بيرون وجود آنهاست.
    ولى وقتى در زندگى آنها كاملا دقيق مى شويم، مى بينيم وسايل سعادت و خوشبختى براى آنها فراهم است و ظاهراً كم و كسرى ندارند، اما چرا اين قدر ناراحتند؟
    بيشتر دقت مى كنيم كه اين تضاد در ميان «ديد ما» و «ديد آنها» از كجاست؟ سرانجام به اينجا مى رسيم كه يك عامل درونى ذاتى، يك نقطه ضعف اخلاقى «يك شيطان وسوسه گر»
    و «خناس» (پنهان)، در زاويه ارواح آنها لانه كرده و همان است كه زندگى به اين خوبى را در نظرشان تيره و تار ساخته است، مثلا مى بينيم شيطان «حرص و تكاثر و فزون طلبى» به آنها اجازه نمى دهد دمى آرام بگيرند، به زندگى خدادادى قانع باشند، و از مواهبى كه در اختيارشان است به خوبى بهره گيرى كنند.
    يا اينكه عامل «بُخل» به آنها اجازه نمى دهد كه مواهب زندگى را با ديگران تقسيم كنند افراد ديگر را در آنها سهيم بدانند همين «بخل» سبب شده است كه ديگران بر ضد انها تحريك شوند و هر كدام ضربه اى به آنها وارد سازند. دوستان از اطرافشان پراكنده شوند، از حمايت خويشاوندان محروم گردند و در زندگى، تنهاى تنها شوند.
    هيچكس نيست كه آنها را دلدارى دهد و در برابر سختيهاى زندگى، مرهمى بر زخمهايشان بگزارد و هيچكس پيدا نمى شود كه در مشكلات، به آنها كمك كند. وقتى درست مى انديشيم، مى بينيم عامل «حرص» در شخص اول و «بخل» در شخص دوم عامل اصلى بدبختى بوده است، ولى آنها در بيرون وجودشان عوامل بدبختى خويش را جستجو مى كنند. در حالى كه عامل بدبختى، در درون جانشان لانه كرده است.
    افراد ديگرى را مى بينيم كه هميشه از «سنگينى بار بدهكارى» ناله مى كنند، هر چه عايدشان مى شود به عنوان «اقساط بدهى ها» از دستشان مى رود. همسر و فرزندان خود را در فشار قرار مى دهند، از آنها مى گيرند تا اقساط عقب مانده را بدهند و از آنجا كه «بدهكارى»، هميشه عاملى براى خرد كردن شخصيت انسان است، مجبور مى شوند به اين و آن روى آورند، آبروى خود را در كف گذارده با آن معامله كنند و به دنبال آن «عقده حقارت» بر جان آنها چيره شود.
    وقتى حالات آنها را مى بينيم و پاى درد دلشان مى نشينيم، سخت ناراحت مى شويم. اما كمى نزديك و نزديك تر مى آييم و جستجو مى كنيم كه اين بلاى بدهكارى از كجا در خانه او نازل شده است؟ مى بينيم اين بلا درست بلايى است كه خودش آن را نازل كرده است. و دردسرى است كه خودش آفريده است!. مى بينيم. بار اين بدهى سنگين را هرگز براى يك «ضرورت زندگى» بر دوش نگرفته است، بلكه تنها يك پندار، يك خيال خام، و يا صحيحتر «چشم و هم چشمى»، «و طول امل» عامل اصلى اش بوده است. خانه اى داشته است در حدود نيازش، داراى چند اتاق كوچك يا متوسط كه به هر حال، جوابگوى احتياجات او بوده، امّا همين كه مى خواست آخرين اقصاط بدهى آن را بپردازد ناگهان به اين كفر افتاد كه مانند دوست يا همسايه اش، آن را تبديل به منزل وسيعترى بكند، و به اين عنوان كه بايد انسان به فكر آينده باشد و احتياجات احتمالى بعدى را نيز در نظر بگيرد، وام سنگينى گرفت و خانه را فروخت و تبديل به خانه بزرگترى كرد. خانه اى كه هگز نياز اصولى به آن نداشت،
    و با آن همه «بدهى و ناراحتى» نمى ارزيد، خانه اى كه لقمه اى گلوگير بود نه قدرت فرو بردنش را داشت، و نه بيرون آوردنش. اكنون نه راهى دارد كه پيش رود و نه مى تواند عقب برگردد. و از اين ميان، دست و پا مى زند و ناله مى كند و از روزگار غدّار و چرخ كج مدار، شكوه ها دارد و از ناسازگارى زمان و بى وفايى دوستان حكايتها مى كند، اصولا جمعى از مردم، گويى بدون دردسر نمى توانند زندگى كنند و اگر يك روز، همه مشكلات آنها حل شود، بايد با دست خود دردسرى بيافرينند و اين كمبود زندگى را بر طرف سازند!
    اين گروه عملا «وام گرفتن» را كه به تعبير روايات اسلامى «مايه اندوه شب و ذلت روز است» جزو بافت زندگى خود مى دانند و در زندگى مصرفى خود براى تهيه وسايل رفاهى و حتى تجملى رو به سوى وام و زندگى اقساطى مى آورند و در تضاد عجيبى گرفتارند. هم ناله مى كنند و هم زندگى بدون آه و ناله را نمى پسندند و در حقيقت اين «طول امل» «آرزوى دراز» و «عدم مديريت صحيح زندگى» است كه مايه آنهمه دردسر شده است.
    افراد ديگرى را مى بينيم كه در زندگى اجتماعى ظاهراً افرادى موفق اند، پست و مقام خوبى دارند، زندگى شان آبرومند و در خدمت خلق خداست و همه به آنها با ديده احترام مى نگرند. وقتى نزديك تر مى شويم، مى بينيم داد اينها نيز بلند است، از ظلمها، حق كشى ها، و تبعيضهاى ناروا، پيوسته ناله مى كنند، و به قدرى در اين زمينه داد سخن مى دهند كه راستى دل سنگ براى آنها مى سوزد، پيداست در رنج و فشار روحى عجيبى هستند، افق زندگى در نظرشان تاريك و زمين و آسمان براى آنها تنگ است.



    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:30

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  9. تشكرها 2

    Naser (09-03-1389), parsa (10-03-1389)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق





    كمى نزديكتر مى رويم و دقيق تر مى شويم، مى بينيم تمام اين شكوه ها و ناله ها، از اين است كه چرا دوست ديروز او، امروز مقامى برتر از او دارد؟ اين حسادت شديد، تمام امتيازات زندگى را در نظر او كوچك كرده، تمام مواهب الهى را بى ارزش ساخته است و تمام پيروزى ها را در نظرش مبدل به شكست نموده است. در واقع درد او از ظلم و تبعيض و حق كشى اين و آن نيست، از عامل حسد است كه همچون شيطان در زواياى روحش پنهان شده است.
    از مجموع اين بررسيها، به اين نتيجه مى رسيم كه عامل اصلى بسيارى از ناراحتيهاى ما كه پيوسته آن را در بيرون وجود خود جستجو مى كنيم، درون جان ماست و اگر يك روز موفق به خانه تكانى دل شويم و اين شياطين را كه نامشان، حرص، بخل، آرزوهاى دور و دراز، چشم و هم چشمى، كبر، خودخواهى و حسادت است، اگر اين شياطين مرموز را از زواياى وجود خود بيرون كشيم و به خارج پرتاب كنيم، افق زندگى در نظر ما كاملا دگرگون مى شود. روشناييها، خوشبختيها، آسايش و آرامش خاطر، جاى آن همه بدبختى و رنج و بلا را مى گيرد.
    و از همين جاست كه نقش فوق العاده حساس اخلاق در زندگى انسان و سلامت و سعادت او روشن مى شود و اگر مى گوييم «اخلاق بزرگترين سرمايه انسان است» به همين دليل است.
    توجه به روايات اسلامى و اشارات كوتاه و بسيار پرمعنى كه در آنها آمده ترسيم زيبا وگويايى از اين واقعيت است.


    پيغمبر اكرم ((صلى الله عليه وآله)) مى فرمايد:
    «خيرُ الْغَنِى، غنى النفس;بهترين بى نيازى، بى نيازى درون جان است»(1)(2)
    و در حديث امام صادق ((عليه السلام)) آمده است كه:
    «قناعت، غناى اكبر است»(3)
    و در كلام همان امام نيز مى خوانيم:
    «رب عزيز اذله خلقه; بسيار عزيزانى كه اخلاق بدشان آنهارا ذليل ساخته است »(4)
    و سرانجام در كلام نورانى امير مؤمنان على((عليه السلام))مى خوانيم:
    «اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع; لغزش عقلها غالباً بر اثر تابش خيره كننده ى شعله هاى آتش طمع است»(5)
    بله بسيارى از ذلتها و زبونى ها، بسيارى از لغزشها و شكستها و ناكاميها از خلق و خوى انسان سرچشمه مى گيرد. «خود خواهى» و غرور همه را از دور او پراكنده مى كند. «طمع» او را در گردابى فرو مى برد كه راه خلاصى از آن نيست. «حرص و آز» او را به كارهايى وا مى دارد كه سرانجامش ذلت و خوارى است.
    «تكاثر» و افزون طلبى چنان عطشى بر او مسلط مى كند كه با هيچ چيز سيراب نمى گردد. دايماً مى دود، لحظه اى قرار و آرام ندارد، آرامش در سراسر زندگى او ديده نمى شود و اگر مالك تمام ثروت جهان گردد، باز روح او فقير و گرسنه است.
    «حسد» چنان آتشى به جان او مى زند كه اگر تمام مواهب جهان را در اختيار داشته باشد، خود را بدبخت مى بيند.
    البته احاديث فوق شرح و تحليلهايى دارد كه در جاى خود به خواست خدا مطرح مى شود. هدف فعلا اين است كه بدانيم مشكل اصلى كار ما كجاست؟ ضربه ها را از كجا مى خوريم؟ و چگونه مى توانيم از خود، انسان جديدى بسازيم; انسانى نيرومند، شجاع، عزيز و آبرومند، پر محبت و دوست داشتنى و محترم نزد خدا و خلق. تا به اين ترتيب صفحه صفحه تازه اى در زندگى خود بگشاييم.

    1.
    2-
    3- محجة البحار، جلد دوم، صفحه ى 327.
    4- همان ماخذ، جلد يكم، صفحه ى 411
    5- نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله ى 219

    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:32

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  11. تشكرها 2

    Naser (09-03-1389), parsa (10-03-1389)

  12. #6
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    اخلاق، راه بهتر زيستن
    به دنبال تقاضاهاى خوانندگان گرامى از اين شماره، ادامه صفحه سلسله مقاله هاى درسى از اخلاق از آيت الله مكارم شيرازى را كه شماره صفحه اول آن روز دوشنبه صفحه اين هفته در صفحه نظرها و انديشه ها چاپ شد، در اين ستون و روزهاى پنجشنبه خواهيم خواند انسان بسيار نيرومند آفريده شده، و هيچ موجودى با قدرت او برابرى نمى كند، و به راستى اينكه قرآن مى گويد:

    «سَخَّرَ لَكُم ما فِى السَّمَواتِ وَ ما فِى الاْرْضِ ;خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخر فرمان شما ساخته»(1)

    بررسى نيروهايى كه «بالقوه» يا «بالفعل» در او وجود دارد، نيز اين حقيقت را تاييد مى كند.

    ولى همين موجود فوق العاده قوى و با عظمت گاه آنقدر زبون و ضعيف و ناتوان مى شود كه همه را در شگفتى فرو مى برد، يك گرم ماده مخدر، او را چنان به خود وابسته مى كند كه تمام ثروت و عقل و هوش و تمام هستى و دل و دين خود را پاى آن مى ريزد، و تمام حيثيت خود را فداى آن مى كند.

    براى بدست آوردن «مبلغ ناچيزى» شب و روز مى دود، تن به هر ذلتى مى دهد، تملق هر كس مى گويد پيش هر كس سر تعظيم فرود مى آورد، و سرانجام به موجودى مبتذل و بى ارزش مبدل مى گردد.

    گاه چنان آلوده فساد مى شود كه نه تنها مردم از او متنفر مى شوند كه خودش هم از خودش بدش مى آيد، مى خواهد از خود بگريزد، و از اين نكبت و بدبختى رهايى يابد، اما تمام درهاى فرار را نيز به روى خود بسته است.

    آنچنان احساس حقارت و زبونى مى كند، كه از همه كس مى ترسد، از هر كارى وحشت دارد، نه قدرت تصميم گيرى دارد، و نه اگر تصميم بگيرد مى تواند روى آن بايستد و كارى را به آخر برساند.

    چه عاملى آن موجود بزرگ و نيرومند را اين چنين زبون و حقير ساخت؟ و او را از آن اوج قدرت پايين كشيد و از تخت فرمانروايى آسمان و زمين به زير انداخت؟ آيا موجود موهومى به نام «سرنوشت» يا «شانس و اقبال و طالع»؟ سرنوشتى كه در واقع به دست خود او رقم زده مى شود، و شانس و طالعى كه در حقيقت چيزى جز تلاش و كوشش او نيست. يا مفاهيم دروغينى كه انسان خودش آنرا ساخته، تا همچون داروى مخدرى در سختيها و ناكاميها و شكستها به آن پناه برد. همه گناهان خود را به گردن آن بيندازد و خود را تبرئه كند، سرپوشى بر عقل خود بگذارد، و خود را از «عذاب بيدار گر وجدان» راحت سازد.

    لحظه اى غافل و بى خبر از همه چيز بياسايد. در فراموشى محض فرو رود، و آلام درونى خود را از اين راه انحرافى موقتاً تسكين دهد. با صراحت بايد گفت كه «شانس» و «طالع» و «اقبال» مفاهيمى
    است ساختگى كه نه دليل عقلى بر آن وجود دارد، و نه دليلى از نقل
    (آيات و روايات اسلامى).

    و «سرنوشت اجبارى» نيز چيزى بيش از آن نيست. اينها همه ساخته و پرداخته فكر خيالبافانى است كه مى خواهند خود را فريب دهند. و از توجه به عوامل اصلى شكستها و ناكاميها و در نتيجه دست يافتن به طرق جبران آنها بازمانند.


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:32

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  13. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  14. #7
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    اسلحه شيطان

    آيا شيطان، اين موجود خطرناك و وسوسه گر، مسئول اصلى بدبختيهاى ما است؟ او است كه بى اختيار ما را به پرتگاهها مى كشاند؟ و به دره هاى گناه و آلودگى مى افكند؟

    يا اينكه ما هستيم كه او را به خانه دل دعوت مى كنيم؟ و براى ورودش به كشور جان خود «گذرنامه»و «ويزا» در اختيارش مى گذاريم؟ مگر قرآن نمى گويد:

    «اِنَّ عِبادِىَ لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إلاّ مَنِ إتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ تو هرگز بر بندگان من سلطه ندارى، سلطه تو تنها بر گمراهانى است كه از تو پيروى مى كنند »(2)

    يعنى تا زمينه هاى قبلى (گمراهى و قبول پيروى شيطان) در كار نباشد كارى از دست شيطان ساخته نيست. همين معنى با صراحت بيشترى در آيه ديگر آمده است:

    «إِنَّمَا سُلْطانَهَ عَلَى الَّذِيْنَ يَتَوَّلَوْنَهُ ; شيطان فقط بر كسانى سلطه دارد كه ولايت او را پذيرفته، و طوق بندگى اش را بر گردن نهاده اند»(3)


    آرى چنين است اى برادر كه دعوت كننده شيطان به خانه دل ماييم. ماييم كه دست بيعت در دست او مى نهيم ،و او را به عنوان «ولى» خود مى پذيريم، و گرنه چگونه ممكن است خداوند عادل و مهربان چنين موجود طغيانگرى را بر ما مسلط سازد، و بعد ما را مورد شديدترين سرزنشها قرار داد كه چرا از او پيروى كرده ايم؟!

    قلب ما حرم امن خداست. و شيطان را به اين حرم راهى نيست. اين ماييم كه حرمت اين «حرم مقدس الهى» را مى شكنيم، و درهاى اين «خلوتگه راز» را به روى بيگانه مى گشاييم، و به او چراغ سبز مى دهيم به گفته يكى از بزرگان اخلاق، شيطان همچون «سگ گرسنه اى» است كه گهگاه به طور عبورى از كنار قلب ما مى گذرد، اگر غذايى كه باب طبع او است در آنجا نباشد با يك توجه مختصر به خدا فرار مى كند، اين همان چيزى است كه به عنوان «طائف» (طواف كننده) در قران به آن اشاره شده است.

    إِنَّ الَّذِيْنَ اِتَّقُوا اِذا مَسَّهُمْ طائِفُ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذاهُمْ مُبْصِرُونْ(4)

    اما اگر غذاى مناسبى براى خوراك او باشد هرگز با داد و فرياد ما فرار نمى كند، حمله ور مى شود و در خانه دل لانه مى كند (5)

    از اينها گذشته شيطان مانند هر طاغوت ديگر بدون معاونين، و بدون ابزار و و سايل لازم، قدرت بر انجام كارى ندارد، و عجب اينكه هميشه ابزار لازم را از وجود خود ما تهيه مى كند، اگر ابزار شيطان يعنى «خلقو خوهاى شيطانى» در درون جان ما نباشد هيچ كارى از او ساخته نيست. شيطان ممكن است مواد منفجره اى براى ويران كردن كاخ سعادت ما از بيرون تهيه كند، و با خود بياورد، ولى فراموش نكنيم كه چاشنى اين مواد را حتماً از درون ما مى گيرد و اگر اين چاشنى را در اختيارش نگذاريم خنثى مى شود و انفجارى رخ نمى دهد. شيطان حكومت وسيع و گسترده اى دارد، و هميشه با تشكيلات كار مى كند. عمال نفوذى و ستون پنجم شيطان، همين خلق و خوى هاى زشتى است كه در زواياى روح ما پنهان شده، و غالباً ناشناخته مانده، و گاه به كلى از آن بى خبريم، و يا آن را نقاط قوت خود مى شمريم. خود خواهى ها، خود برتر بينى ها، تنگ نظريها، كينه توزيها، حسادتها، آزمندى و حرص و طمع، همه چاشنيهاى انفجارى، و عمال نفوذى شيطان، و دشمنان اصلى ما هستند، و همينها هستند كه فضاى جان ما را تاريك مى كنند، و همينها آب به آسياب شيطان مى ريزند و اينجاست كه به عمق اين حديث معروف آشنا مى شويم كه فرمود:

    «اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك; سخت ترين و خطرناك ترين دشمنان تو هواى نفس تو است كه در درون جانت قرار دارد»(6)

    و نيز در اينجاست كه به ياد گفتار پر مايه و سرنوشت ساز پيغمبر اكرم ((صلى الله عليه وآله)) مى افتيم كه فرمود:

    «ان افضل الجهاد من جاهد نفسه التى بين جنبيه(7) است» حال كه دشمن اصلى را كه درون جان ما لانه كرده، شناختيم بايد دست به كار شويم. اما مبارزه با چنين دشمنى آسان نيست، آموزش و تمرين زياد لازم دارد، و سلاح هاى موثر و نيرومندى براى اين كار بايد فراهم كنيم. اما از كجا؟ و چگونه؟
    1- سوره جاثيه - آيه 13
    2- سوره حجر، آيه 42
    3- سوره نحل، آيه 100
    4- سوره اعراف، آيه 201.
    5- محجه البيضاء.
    6- محجه البيضاء
    7- وسائل، جلد 11، صفحه124


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:33

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  15. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  16. #8
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    درد از تو است و درمان هم ز توست
    «دوائك فيك و ما تشعر *** و دائك منك و ما تبصر»به عكس آنچه غالب مردم فكر مى كنند عامل اصلى بيماريها «ميكربها» و «ويروسها» نيستند، بلكه همان گونه كه «الكسى سوفورين» نويسنده معروف روسى در كتاب «امساك راهنوين درمانبيماريها» ثابت كرده است عامل اصلى بيماريها مواد غذايى اضافى، چربيها، قندها، و خلاصه موادى است كه همچون زباله در لابلاى بافت هاى بدن باقى مانده، و لجنزارى را تشكيل داده كه مركز بسيار مناسب و آماده اى براى پرورش ميكروبهاى موذى است.سپس ثابت مى كند، اگر ما بتوانيم اين لجنزارها و باتلاقها را بخشكانيم، اين زباله را بيرون بريزيم، يا بسوزانيم، ميكربها جايى براى پرورش پيدا نمى كنند، و از شر آنها كاملا در امانيم.و به دنبال اثبات اين مطلب، دستور انجام يك روزه طبى (امساك) سخت و سنگينى مى دهد كه شرح آن بسيار مفصل، و نتايج آن بسيار عجيب است، و تما در افراد بسيارى آن را تجربه كرده ايم كه به كمك آن از شر بيمارى ها، رهايى يافته اند.حقيقت همين است كه ميكربها شبانه روز بدون اجازه و اطلاع قبلى، از مرزهاى «آبى» و «هوائى» و «خشكى» وارد كشور تن ما مى شوند، اگر پايگاه مناسبى در داخل اين كشور نداشته باشند، به زودى نابود مى شوند، اما اگر محل مناسب پيدا كنند مى مانند و نشو و نما كرده، و تدريجا بر تمام اين كشور سيطره مى يابند.بنابراين «درد ما از خود ماست»!مرغ بلند پروازى كه در دام صياد گرفتار مى شود دشمن اصلى خود را «صياد» مى داند، و ظاهراً نيز همين است. اما اگر كمى بينديشد مى داند كه دشمن اصلى اش خود او است، چرا كه صياد هرگز مرغ را مجبور به فرود آمدن در دام نكرده است، كار او گستردن دام و پاشيدن دانه است. اين مرغ است كه بر اثر وسوسه هواى نفس، «دانهكوچك» را مى بيند اما «دام» را، به آن بزرگى نمى بيند، و به هواى دانه در دام گرفتار مى شود. مرغ بلند پرواز روح ما، كه از كنگره عرش صفيرش مى زنند، اگر در دام شيطان هاى بزرگ و كوچك گرفتار مى شود عاملى در درون خود دارد كه او را به سوى دام مى راند. او فراموش مى كند كه جايگاه اصليش از تمام اين جهان برتر و بلندتر است. او بر اثر پيروى از هوس هاى سركش در اين دام بلا گرفتار مى شود، پر و بالش مى ريزد، سقوط مى كند، برده و اسير شيطان مى گردد. تن به ذلت مى دهد، و از بلند آسمان قرب خدا كه جايگاه او است به زير مى افتد، و در حد يك چهارپا، يك حيوان درنده، بلكه پست تر (بل هم اَضلّ) قرار مى گيرد، و با اينكه مى توانست
    «امير» بر جهان هستى باشد به صورت «اسير» و برده اى در
    كنج قفس گرفتار مى شود.
    اين سخن همانگونه كه در مقياس يك «فرد» صادق است در مقياس «ملتها» نيز صدق مى كند، ملتى كه مورد هجوم يك دشمن خارجى قرار مى گيرد، و جنگى بر او تحميل مى شود، اگر جوانانى دلير و شجاع و خود ساخته و از جان گذشته و مخلص و مؤمن داشته باشد، و مردم ديگرش ايثارگر و فداكار و مقاوم و خداجوى باشند، مى ايستد و بر صورت دشمن سيلى مى زند و او را به عقب مى راند و در هم مى شكند. اما به عكس اگر مردمى دنيا پرست و سست و ترسو و تن پرور باشند به زودى تسليم فريبكارى ها و شانتاژهاى دشمن شده، همه چيز خود را از دست مى دهند. بنابراين بايد قبول كنيم كه «درد» ما از خودماست.اما در مورد «درمان»-باز تصور عمومى بر اين است كه بايد «دارو» را از خارج بدن به صورت انواع آمپولها و قرصها و شربتها وارد بدن كرد. در حالى كه مطالعات دانشمندان، امروز اين واقعيت را ثابت كرده كه داروى اصلى و شفابخش و بى ضرر و بدون عكس العمل نامطلوب همان است كه در داخل بدن ما، وسيله گلبولهاى سفيد در برابر هجوم ميكروب ها تهيه مى شود، توضيح اينكه:اين موجودات بسيار كوچك كه سربازان جان بر كف و مدافعان خستگى ناپذير كشور تن ما هستند، و تعداد آنها بالغ بر
    ميليونها مى شود، شب و روز در جنگى بزرگ، در مقابل انواع ميكروبها مى ايستند و در يك پيكار خونين فيزيكى و شيميايى
    بر ضد آنها قيام مى كنند!
    گروهى را مى كشند و مى خورند، و عده اى را با ترشح مايعى كه روى آن ميكروب اثر كشنده دارد از پاى در مى آورند، و عجب اينكه مى دانند در اين جنگ شيميايى در مقابل هر ميكروبى به كدام
    «بمب شيمائى» متوسل شوند كه زودتر او را فلج كند، و اين از عجيب ترين پديده هاى آفرينش و عظيمترين آيات خدا است كه گلبولهاى سفيد در عين اينكه رزمنده ماهرى هستند شيمى دان بسيار آگاهى نيز مى باشند. و همين مايع است كه از آن «واكسن هاى» مختلف را بر ضد بيماريها مى سازند، و بسيارى از بيماران را به وسيله آن از مرگ نجات مى دهند.
    در بيماريهاى اجتماعى نيز درمان دردهاى هر جامعه، هر گروه، و هر فرد انسان در خود او نهفته است، بايد عوامل داخلى و نقاط مثبت درون ذاتى او را بسيج كرد و پرورش داد و به صحنه مبارزه فرستاد. اگر زمينه هايى در انسان وجود دارد كه ممكن است او را به دام افكند، سرمايه هايى در او نيز نهفته است كه ميتواند او را از دام رهايى بخشد مهم آن است كه تحت مراقبت يك «معلّم» و رهبر و راهنما قرار گيرد، تا او را در شناخت و كيفيّت بهره گيرى از اين سرمايه هاى بزرگ كمك كنند.«مهندس معدن شناسى» لازم است كه با كمك او، اين معادن گرانبها را كشف و استخراج و از آن استفاده كند. «باغبانى» لازم است كه زير نظر او پرورش يابد و از آفات مصون بماند، و اينجاست كه نقش معلّمان اخلاق، و رهبران راه و مربيان دلسوز روشن مى شود،
    تا همّتشان بدرقه راه انسان گردد و اين نو سفران را در اين
    راه طولانى رهنمون گردند.
    هستى ام بدرقه راه كن اى طاير قدس *** كه بعيد است ره منزل و من نو سفرمو چه جالب و حساب شده است كلام مولا امير مؤمنان
    على ((عليه السلام)) در نخستين خطبه نهج البلاغه، وقتى به داستان بعثت انبيا مى رسد، مى فرمايد:
    «و يحتجوا عليهم بالتبايغ و يثيروا لهم دفائن العقول»انبياء را كاشفان گنجينه هاى عقلها و سرمايه هاى درونى انسانها مى شمرد كه از درون او مى گيرند و براى او خرج مى كنند، و همچون باغبانهاى پرتجربه، بذر هايى كه به دست آفرينش در سرزمين روح آنها پاشيده، آبيارى كرده و بارور مى سازند.و اينجاست كه به عمق آن شعر بسيار پر مايه منسوب به امير مؤمنان على((عليه السلام))آشنا مى شويم كه فرمود:دوائك فيك فلاتشعر *** و دائك منك فلا تبصر«دواى تو در تو است اما نمى دانى! *** درد تو از خود تو است اما نمى بينى!»و به راستى تمام علم اخلاق و آنچه پيشينيان و دانشمندان
    امروز گفته اند در همين يك بيت جمع است. و تمام تلاشها و
    كوششها بايد از همينجا آغاز گردد و در همين راستا صورت پذيرد
    و به همين جا ختم شود.
    آرى درد تو از تو است نمى بينى، و درمان تو نيز در خودت نهفته اما نمى دانى، و تا تو تغيير نكنى هيچ چيز تغيير نمى كند، كه«إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْم حَتّى يُغَيِّرُوا مَا بِاَنْفُسِهِمْ»(1)


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:33

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  17. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  18. #9
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق





    اخلاق، وسيله مؤثرى براى بهتر انديشيدن


    ممكن نيست يك انسان خودخواه، مغرور و هواپرست درست بينديشد و حقايق را آنچنانكه هست، دريابد.آزادى انديشه مخصوص كسانى است كه از بند هواى نفس آزادند.گاه سران بزرگ قدرتهاى مادى جهان مرتكب اشتباهاتى مى شوند كه همه از نادانى و خطاى آنها تعجب مى كنند ولى اگر حجابهايى را كه در مقابل چشم عقل آنها قرار دارد در نظر بگيريم تعجب نخواهيم كرد. در درس هاى پيشين اثر اخلاق را در آرامش روح و جان و نظام اجتماعى بشر دانستيم حال نوبت بررسى تاثير آن در
    درست انديشيدن است.
    از مثال ساده اى شروع مى كنيم: طلافروشها را ديده ايد؟ از ترازوهاى بسيار ظريف استفاده مى كنند، حتى آن را در محفظه اى قرار مى دهند تا باد به آن نخورد، و هنگام سنجش، «پنكه» را خاموش كرده و احياناً نفس را هم در سينه حبس مى كنند، كه نكند نسيمى بوزد يا موجى در هوا ايجاد شود و ترازو درست حكم نكند!ترازوى عقل آدمى كه براى سنجش واقعيتها به كار مى رود از اين هم دقيقتر و ظريفتر است، و واقعيتها نيز از طلا و نقره پر ارزشترند. حال فكر كنيد اگر ترازوى ظريف عقل در معرض وزش تند بادها
    و طوفان هاى شهوات و حب و بغض ها و خودخواهى ها قرار
    گيرد چه خواهد شد؟
    آيا هرگز مى توان با آن حقيقتى را سنجيد؟آنجا كه طوفان «كبر و غرور» مىوزد.آنجا كه تندباد «خشم و شهوت» حاكم است.آنجا كه جاذبه هاى «منافع شخصى» تمام فكر را به سوى خود مى كشاند، انتظار قضاوت صحيح داشتن بيهوده است.اين ضرب المثل قديمى عرب، بسيار حساب شده است كه مى گويد:«حبك الشيئى يعمى و يصم; عشق و علاقه تو به چيزى چشم و گوش تو را كور و كر مى كند»و قضاوت چنين انسان كور و كرى مسلماً بى ارزش است.اين ضرب المثل نيز جالب است كه مى گويد:«صاحب الحاجة اعمى لايرى الاحاجته ; كسى كه به چيزى علاقه مفرط دارد نابينا است، جز آنچه را كه مورد علاقه او است نمى بيند»!و با همين بيان به خوبى روشن مى شود كه خلق و خوى ما و تمايلات و خواسته هاى افراطى و انحرافى ما تا چه حد در طرز تفكر و قضاوت ما اثر مى گذارد.اين خلق و خوها، اين حب و بغضها، اين كينه توزى و حسدها حجابهاى ضخيمى در برابر عقل ما مى افكند، و با اينكه ظاهراً چشم باز و گوش باز است، انسانها در حيرت فرو مى روند كه چرا مسايل روشن را نمى بينيم و فريادهاى بلند را نمى شنويم؟به همين دليل علماى پپيشين و بزرگان سلف هميشه به طلاب علوم دين و تمام پويندگان راه علم توصيه مى كردند كه به موازات فراگرفتن دروس مختلف، به «تهذيب اخلاق» بپردازند، طوفان هاى درون را فرو بنشانند و حجابها را از برابر ديدگان انديشه خود، بردارند تا جمال محبوب را تماشا كنند زيرا:جمال يار ندارد حجاب و پرده ولى *** غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد!به تعبير ديگر براى اينكه بتوانيم چهره اى را به خوبى ببينيم سه چيز لازم است: «چشم بينا»، «نوركافى»، و «ازميان بردن حجابها و موانع» اگر آفتاب با تمام قدرت بتابد، و به جاى دو چشم، دو هزار چشم داشته باشيم، اما فضا پر از گرد و غبار و دود باشد هيچ چيز را نمى توان ديد، همچنين اگر تمام پيامبران و علما و دانشمندان با
    تمام قدرت حقايق را بيان كنند، و ما هم به جاى يك مغز هزاران مغز متفكر داشته باشيم اما حجاب هوى و هوس و خلق
    و خوى هاى شيطانى در اين ميان حايل گردد هيچ حقيقتى
    بر ما مكشوف نخواهد شد.
    به همين دليل مغزهاى به ظاهر متفكرى را در رأس دولتهاى بزرگ جهان مى بينيم كه گاه گرفتار اشتباهاتى مى شوند كه واقعاً مايه سخريه و استهزاء است، و همين اشتباهات گاه ملتهاى آنها را گرفتار شكستها و رسوايى هاى عظيم مى كند، و دليلى ندارد جز اينكه جاه طلبيها، غرور و خودخواهى و حفظ منافع شخصى همچون حجابِ ضخيمى، ميان آنها و درك حقيقت حايل شده است.




    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:34

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  19. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  20. #10
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : جامعه سالم در پرتو اخلاق




    شواهد قرآنى قرآن مجيد، روى رابطه «اخلاق» و «انديشه» در آيات متعددى تكيه كرده و هشدار داده است: 1- در يك جا به وضوح مى گويد: «وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللّهُ; تقوى پيشه كنيد و خداوند به
    شما تعليم مى دهد»(1)
    اين آيه يك تفسير معنوى دارد و يك تحليل ظاهرى. تفسير معنويش اين است كه انسان كه اگر انسان آيينه دل را از زنگار گناه و خلق و خوى شيطانى پاك كند خداوند نور علم را از طريق رحمت به اين قلب پاك مى افكند، اين يك جايزه الهى است براى افراد پرهيزگار كه حقايقى را كه از نظر ديگران مستور است آنها با روشن بينى خاصى درك مى كنند، تجربيات ما درباره اينگونه اشخاص نيز همين معنى را ثابت مى كند و حديث معروف: «ليس العلم بكثرة الرواية انما العلم نور ،يقذف اللّه فى القلوب; علم به كثرت شنيدن از اين و آن نيست، علم نورى است كه در دل، از سوى خدا افكنده مى شود»(2)
    شاهد گوياى همين سخن است.
    و اما تحليل ظاهرى آن اين است كه گناهان و ريشه هاى اصلى آنها كه خوى هاى زشتند همچون علف هرزه هايى هستند كه در زمين قلب انسان مى رويند، و هرگز اجازه نمى دهند كه بذرهاى «آگاهى» مجال رشد و نمو پيدا كنند. اخلاق زشت همچون آينه هاى «كج و معوج» و «موج دار» است هيچوقت چنين آيينه اى نمى تواند چهره واقعى اشياء را نشان دهد. 2- در داستان يعقوب و يوسف كه قرآن آن را «احسن القصص» ناميده و به راستى بهترين اندرزها و اصول تعليم و تربيت در آن نهفته است مى خوانيم: وقتى برادران يوسف براى بيرون راندن او از صحنه او را به چاه «كنعان» افكندند و سپس آن دروغ بزرگ را كه
    «برادرمان را گرگ دريده» در برابر پدر گفتند «پير روشن ضمير كنعان نگاهى به آنها كرد و گفت: «بل سويتلكم انفسكم امرا; چنين نيست كه شما مى گوئيد بلكه هواى نفس چيزى را در نظرشما تزيين كرده»!
    «تسويل» هم به معنى «تزيين» آمده و هم «ترغيب» و هم «وسوسه كردن» و اين نشان مى دهد كه هواى نفس چگونه باطل را در نظر انسان تزيين مى كند، و مايه وسوسه و ترغيب او مى شود، چگونه هوسهاى سركش به روح و فكر انسان چيره مى شود و زشت ترين جنايات همچون «كشتن يا تبعيد برادر» را در نظر او چنان زينت مى دهد كه آن را امرى مقدس و ضرورى مى شمرد. گاه در آيات قرآن به جاى «نفس»، «شيطان» گذارده شده مى فرمايد: «الشَّيْطانُ سُوِّلَ لَهُمْ; شيطان باطل را در نظر آنها تزيين كرده»...(3) 3-در بسيارى از آيات قرآن به جاى «تسويل» مخصوصاً از كلمه «تزيين» استفاده شده گاه صريحاً به شيطان نسبت داده، مى گويد: «وَ لكِنْ قَسَتْ قُلوُبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ مَا كانُوا يَعْمَلُونَ; ولى دلهاى آنها سخت و سنگين شد، و شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داد.»(4) و گاه آن را به صورت فعل مجهول كه در اينگونه موارد اشاره به جنبه طبيعى مسأله است آورده مى گويد: «اَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَآهُ حَسَنَاً; آيا كسى كه اعمال زشتش در نظرش تزيين شده و آن را زيبا مى بيند با كسى كه حقائق را آنچنانكه هست درك مى كند، يكسان مى باشد؟»(5) 4- قرآن مى گويد هنگامى كه به داورى مى نشينيد و بر مسند قضا قرار مى گيريد مراقب باشيد «حبو بغضها» شما را از قضاوت صحيح منحرف نكند و به وادى گناه و ستم نكشاند «وَ لا يَجِرْ مَنَّكُمْ شَنَئَانُ قَوْم عَلى أَلاّ تَعْدِلُوا»(6) يك نگاه به زندگى افراد آلوده نشان مى دهد كه چگونه آنها
    زشتيها را زيبا و زيبايى ها را زشت مى بينند و چگونه به جنايات
    خود افتخار مى كنند.
    و چگونه نقاط ضعف خود را مايه مباهات مى شمرند، به گفته قرآن اينها زيانكارترين مردمند كه سعى و تلاششان در طرق انحرافى به كار گرفته شده و در عين حال گمان مى كنند كار خوبى انجام داده اند «وَ هُمْ يَحْسِبُونَ اَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعَاً»(7) نمونه هاى زيادى از تاريخ گذشته و معاصر براى اين معنى داريم تنها يك نمونه كوچك را در اينجا يادآور مى شوم: فراموش نمى كنم در زمان طاغوت كه قلمها در مسير توجيه زشتيها آزاد بود مقاله بلند بالايى در يكى از همين حرايد معروف منتشر شده بود تحت اين عنوان كه: «حيا و شرم يك نوع بيمارى است» و بايد براى از ميان بردن
    آن تلاش كرد! و نويسنده آن مقاله براى توجيه اين سخن چه
    اباطيل و سخنان بى سر و پا به هم بافته بود كه ذكر آن
    خود مايه شرمندگى است.
    فكر كنيد وقتى «حيا» يعنى «واكنش منفى روح در برابر زشتيها و انواع كارهاى خلاف» يك نوع بيمارى معرفى شود سلامت
    چگونه تفسير خواهد شد؟
    1- سوره بقره، آيه 282.
    2- محجه البيضاء، ج 1، ص 111.
    3- سوره محمد، آيه 25.
    4- سوره انعام، آيه 43.
    5- فاطر 8.
    6- سوره مائده، آيه 8.
    7- سوره كهف، آيه 104.


    جامعه سالم در پرتو اخلاق
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 04-07-1391 در ساعت 12:38

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  21. تشكر

    parsa (10-03-1389)

صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •