زندگی در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی در پرتو اخلاق
صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 84
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    خاموشى و سكوت

    با توجه به خطراتى كه از آزاد گذاشتن زبان دامنگير انسان مى شود بزرگان اخلاق سكوت را در مواردى كه سخن گفتن ضرورتى ندارد بعنوان يكى از طرق پيشگيرى از آن خطرات بزرگ شمرده اند و درباره آن روايات فراوانى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)و ائمه اهل بيت (عليهم السلام) رسيده كه اهميت آن را كاملا روشن مى سازد و به همين جهت است كه عده اى از بزرگان ، تهذيب نفس را از همين مسأله شروع نموده اند .

    گذشته از اينها سكوت يك حالت « تفكر » و « روحانيت » و « روشن بينى » به انسان مى بخشد كه قابل توجه است و شايد روى همين جهت است كه در شرح سرگذشت زكريا پيامبر بزرگ خدا مى خوانيم كه سه روز سكوت و بسته شدن زبان وى به عنوان نشانه استجابت دعاى او در مورد تقاضاى فرزند قرار داده شد :

    قالَ آيَتُكَ اَلاّ تُكَلِّمَ النّاسَ ثَلاثَ لَيال سَوِيّاً (1)

    فرمود : نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم ( با مردم ) نخواهى داشت ; در حالى كه زبانت سالم است .

    و به « مريم » دستور نذر روزه سكوت داده شد :

    فَقُولِى اِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ اُكَلِّمَ الْيَوْمَ اِنْسِيّاً (2)

    بگو : من براى خداوند رحمان روزه اى نذر كرده ام ، بنابراين امروز با هيچ انسانى سخن نمى گويم .

    در حالات پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مى خوانيم كه قبل از نزول وحى روزهاى متوالى در غار حرا به سكوت و تفكر مى پرداخت و در اسرار آفرينش انديشه مى كرد .

    فوايد سكوت را مى توان بطور فشرده در امور زير خلاصه كرد :

    1 ـ سكوت انسان را در مقابل بسيارى از گناهان بيمه مى كند . پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در آن جمله كوتاه و پرمعنى خود مى فرمايد :

    « مَنْ صَمَتَ نَجا »(3)

    آن كس كه سكوت كند نجات مى يابد .

    علت اين مطلب نيز روشن است ، زيرا بسيارى از گناهان بوسيله زبان انجام مى گيرد . چنانكه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

    « اِنَّ اَكْثَرَ خَطايَا ابْنِ آدَمَ فِي لِسانِهِ »(4)

    بيشتر اشتباهات انسان در زبان است .

    و در حديث ديگر از آن حضرت نقل شده :

    « اُخْزُنْ لِسانَكَ اِلاّ مِنَ الْخَيْرِ فَاِنَّكَ بِذلِكَ تَغْلِبُ الشَّيْطانَ »(5)

    زبانت را جز از سخن نيك نگاهدار كه به اين وسيله بر شيطان پيروز مى شوى .



    زندگی در پرتو اخلاق

  2. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  3. #22
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    2 ـ سكوت ، انسان را به فكر و انديشه كه سرچشمه حيات معنوى اوست دعوت مى كند و لذا افراد ساكت نوعاً فكور و پرمايه و اهل عملند ، بعكس افراد پرحرف كه غالباً كم مايه اند و كمتر از خود عمل نشان مى دهند .

    در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده كه فرمود :

    « اِذا رَأَيْتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً وَقُوراً فَادْنُوا مِنْهُ فَاِنَّهُ يُلْقِي الحِكَمَةَ »(6)

    هنگامى كه مؤمن را ساكت و با وقار يافتيد با وى تماس بگيريد كه حكمت تعليم مى دهد .

    و نيز از على (عليه السلام) نقل شده :

    « اِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ »
    (7)

    هنگامى كه عقل انسان كامل شد ، سخنش كم مى شود .

    ممكن است نكته اين مطلب گذشته از آنچه ذكر شد كه « سكوت بهترين وسيله براى زنده كردن نيروى انديشه است » اين باشد كه هنگام سخن گفتن نيروهاى فراوان فكرى مصرف مى شود ، اگر اين انرژيها ذخيره گردد نيروى عظيمى را تشكيل خواهد داد كه بوسيله آن حقايق بزرگى را مى توان درك نمود ; بعلاوه سكوت ، آرامبخش روح و تعديل كننده احساسات است .

    3 ـ پرحرفى كه نقطه مقابل سكوت است انسان را لاابالى بار مى آورد ، زيرا لغزشهاى انسان را زياد و حيا را كم مى كند و با شكسته شدن سدّ حيا كه نتيجه كثرت لغزشهاست اعمال خلاف را براى شخص ساده مى نمايد چنانكه اميرمؤمنان على(عليه السلام)مى فرمايد :

    « مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَأُهُ ، وَمَنْ كَثُرَ خَطَأُهُ قَلَّ حَياؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَياؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ ، وَمَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ ، وَمَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ »
    (8)

    آن كس كه زياد سخن مى گويد زياد اشتباه مى كند ، و آن كس كه زياد اشتباه كند حياى او كم مى شود ، و كسى كه حيايش كم شد پارساييش نقصان مى گيرد ، و كسى كه پارساييش نقصان گيرد قلبش مى ميرد ، و كسى كه قبلش بميرد داخل آتش دوزخ مى شود .

    و شايد به همين ملاحظه است كه « سكوت » يكى از عبادات مهم شمرده شده است :

    « اَلْعِبادَةُ عَشَرَةُ اجْزاء تِسْعَةٌ مِنْها فِي الصَّمْتِ »(9)

    عبادت ده جزء دارد كه نُه جزء آن در سكوت است .


    اشتباه نشود ، سكوت از قبيل عزلت و كناره گيرى كه موضوع گناه را از بين مى برد نيست ، بلكه يك نوع خوددارى از گناه است و در مواردى كه ميل به بعضى از گناهان از قبيل غيبت ، دروغ و . . . پيدا مى كند ، هرگاه خويشتن دارى و سكوت اختيار نمايد فضيلتى را علاوه بر سلامت براى خود كسب كرده است .

    اين موضوع نيز ناگفته نماند كه سكوت در مواردى كه سخن گفتن لازم است ، يكى از بزرگترين معايب محسوب مى گردد و نشانه ضعف و زبونى و ناتوانى و عدم شهامت روحى و ترس از غير خداست .

    اين را هم بايد توجه داشت همانطور كه بيشتر گناهان با زبان انجام مى شود ، قسمت مهمى از عبادات و اعمال نيك از قبيل ذكر خدا ، ارشاد مردم ، تعليم و تربيت ، امر به معروف و نهى از منكر ، جهاد با سخن و . . . با زبان انجام مى گيرد .


    -------------------------------------------
    1 . سوره مريم ( 19 ) آيه 10 .
    2 . سوره مريم ( 19 ) آيه 26 .
    3 . مجلسى ، بحار الانوار 77 / 88 . و محجّة البيضاء 5 / 192 .
    4 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 194 .
    5 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحه 195 .
    6 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 195 .
    7 . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 71 .
    8 . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 349 .
    9 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 196 .




    زندگی در پرتو اخلاق

  4. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  5. #23
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    راستى بارزترين نشانه شخصيت

    بدون شك دو صفت راستى و درستى ( صدق و امانت ) بارزترين نشانه شخصيت است ، بلكه نام انسان واقعى را بدون اين دو نمى توان بر كسى گذارد ، و اين دو از يك ريشه مشترك منشعب مى شوند ، زيرا راستگويى چيزى جز امانت در اداى سخن نيست ، همانطور كه امانت هم چيزى جز صداقت در عمل نمى باشد ، و چنانكه خواهيم ديد آثار اجتماعى اين دو نيز مشابه يكديگرند .

    شايد به همين ملاحظه است كه در كلمات پيشوايان بزرگ اسلام « صدق الحديث » و « اداء الامانة » با هم ذكر شده و در گفتگوهاى معمولى نيز راستى و درستى را با هم مى آورند .

    ارزش و اهميت راستى

    همانطور كه اشاره شد صدق و راستگويى يكى از نشانه هاى بارز شخصيت انسان و عظمت فكر و پاكى روح اوست .

    افراد راستگو معمولا افرادى شجاع ، صريح ، با اخلاص ، كم طمع و خالى از تعصبهاى غلط و حبّ و بغضهاى افراطى هستند زيرا راستگويى بدون اينها ممكن نيست .

    بعكس ، افراد دروغگو معمولا ترسو ، رياكار ، طماع ، متعصب و لجوج و يا گرفتار حبّ و بغضهاى غلط مى باشند .

    افراد راستگو حتماً در زندگى پايبند به اصولى هستند ، اين اشخاص كمتر ممكن است ابن الوقت و مزوّر و دمدمى مزاج و منافق باشند زيرا صداقت با هيچ يك از اين امور سازگار نيست .

    و همانطور كه در شرح انگيزه هاى دروغگويى خواهد آمد اين صفت از يكى از رذايل فوق سرچشمه مى گيرد و به همين دليل راستگويى را مى توان كليدى براى كشف باطن اشخاص از جنبه هاى مختلف دانست و لذا در بعضى از اخبار و احاديث اهل بيت (عليهم السلام) صدق حديث وسيله اى براى ارزيابى وجود افراد شمرده شده :

    امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد :

    « لا تَنْظُرُوا اِلى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِكَ شَيْءٌ قَدِ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِكَ ، وَلكِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَاَداءِ اَمانَتِهِ »(1)

    نگاه به ركوع و سجود طولانى كسى نكنيد چه اينكه ممكن است عادت او باشد و اگر آن را ترك كند ناراحت شود ، ولى نگاه به راستگويى و امانت او كنيد .

    قرآن مجيد نيز مى فرمايد :

    « وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ »(2)

    مى توانى آنها ( منافقان ) را از طرز سخنانشان بشناسى .

    --------------------------------------------
    1 . مجلسى ، بحار الانوار 71 / 8 .
    2 . سوره محمد ( 47 ) آيه 30 .




    زندگی در پرتو اخلاق

  6. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  7. #24
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    اثرات معجز آساى راستگويى

    از نظر اجتماعى بزرگترين خدمتى كه صدق و راستى مى تواند به انسانها كند مسأله جلب اطمينان و اعتماد است . البته مى دانيم تمام پيشرفتهاى علمى و صنعتى و اقتصادى كه نصيب بشر شده مولود سيستم زندگى او ، يعنى زندگى دسته جمعى است .

    ولى همكارى و همفكرى كه اساس زندگى دسته جمعى است در صورتى ميسر است كه افراد نسبت به هم اعتماد و اطمينان كامل داشته باشند . در غير اين صورت مشكلات زندگى دسته جمعى ، مزاحمتها ، نزاعها ، كشمكشها و كار شكنى ها را خواهند داشت بدون اينكه از فوايد آن بهره مند گردند .

    بديهى است مهمترين و مؤثرترين وسيله جلب اطمينان و اعتماد همان « صدق و راستى » و خطرناكترين دشمن آن دروغ است .
    اگر مؤسسات اقتصادى تنها در معرفى يكى از كالاهاى خود دروغ بگويند ، مردم نسبت به بهترين فرآورده هاى آنان بدبين خواهند شد .

    اگر زمامداران دروغ بگويند ، مردم به وعده هاى آنها ، به دعوتهاى آنها ، به اعلام خطرهاى آنها وقعى نخواهند گذارد و از پشتيبانى نيروى عظيم ملت محروم خواهند شد .

    اگر در محيطهاى علمى دروغ رايج گردد ، دانشمندان و دانش طلبان به گفته هاى يكديگر ، به نقلهاى يكديگر ، به قضاوتهاى يكديگر اعتماد نخواهند كرد و به اين ترتيب هركس بايد تمام زحمات لازم را براى يك تحقيق علمى شخصاً متحمل گردد و از زحمات هزاران سال عمر ديگران نتواند استفاده كند . و اين نوع دروغ زشت ترين و كثيف ترين انواع دروغ است .
    دروغ ، سرچشمه انواع گناهان !

    در اخبار متعددى به اين حقيقت اشاره شده كه صدق و راستى موجب « پاكى عمل » ، و دروغ كليد « انواع گناهان » است .

    ممكن است درك اين حقيقت براى بعضى مشكل آيد كه راستى و دروغ چه اثرى در ساير اعمال و كردار انسان مى تواند بگذارد ، لذا لازم است اين نكته را مشروحتر بيان كرده نخست به پاره اى از اخبارى كه از اهل بيت (عليهم السلام) در اين زمينه رسيده اشاره نموده و سپس به تجزيه و تحليل آن بپردازيم .

    على(عليه السلام) مى فرمايد :

    « الصِّدْقُ يَهْدِي اِلَى الْبِرِّ وَالْبِرُّ يَدْعُو اِلَى الْجَنَّةِ »(1)

    راستگويى ، مردم را به نيكى هدايت مى كند ، و نيكى دعوت به بهشت .

    امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد :

    « اِذا صَدَقَ الْعَبْدُ قالَ اللهُ : صَدَقَ و بَرَّ ، وَاِذا كَذِبَ قالَ اللهُ كَذَبَ وَفَجَرَ »(2)

    هنگامى كه بنده خدا راست بگويد ، خداوند مى گويد : او راست گفت و كار نيك كرد ; و هنگامى كه دروغ بگويد ، مى فرمايد : دروغ گفت و كار زشت انجام داد !

    امام عسكرى (عليه السلام) مى فرمايد :


    « جُعِلَتِ الْخَبائِثُ كُلُّها فِي بَيْت وَجُعِلَ مِفْتاحُها اَلْكَذِبُ »(3)

    تمام پليديها در اطاقى قرار داده شده و كليد آن دروغ است .


    از اين حديث به خوبى برمى آيد كه دروغ كليد تمام پليديها و زشتيهاست .

    اكنون تأثير راستگويى و دروغ را در اعمال انسان بررسى كنيم :


    1 ـ دروغ سرچشمه نفاق است ، زيرا صدق هماهنگى زبان و دل و دروغ ناهماهنگى اين دو است ، و از اينجا تفاوت ميان ظاهر و باطن انسان شروع مى شود و دروغگو تدريجاً بسوى نفاق كامل پيش مى رود .

    قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره كرده ، مى فرمايد :


    فَاَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ اِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما اَخْلَفُوا اللهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ(4)

    اين عمل ، ( روحِ ) نفاق را ، تا روزى كه خدا را ملاقات كنند ، در دلهايشان برقرار ساخت . اين بخاطر آن است كه از پيمان الهى تخلف جستند و بخاطر آن است كه دروغ مى گفتند .

    2 ـ ابزار بسيارى از گناهان ، دروغ است ; افراد متقلب و مزوّر ، دزد و خائن ، كم فروش و محتكر ، شياد و پيمان شكن بدون دروغ دست و پايشان بسته مى شود و كارشان به بن بست مى كشد .

    3 ـ آدم حسود براى اِعمال حسد ، آدم متكبر براى خودنمايى و خودفروشى ، آدم متملق و چاپلوس براى رسيدن به هدف خود ، افراد طماع و دنيا پرست براى نيل به مقصد خويش معمولا متوسل به دروغ مى شوند . با دروغ ، محسود را در انظار مردم كوچك مى كنند ; با دروغ ، خود را بزرگ جلوه مى دهند ; با دروغ ، هزار گونه تملق مى گويند و براى اشباع روح طماع خود به هر درى مى زنند و به دروغ متوسل مى گردند .

    4 ـ كسى كه مقيّد به راستگويى است ناچار است خود را در برابر بسيارى از گناهان محدود سازد ، زيرا فكر مى كند اگر توضيحى درباره آن از او بخواهند بايد راست بگويد و اگر راست بگويد مايه رسوايى است ، پس چه بهتر كه از آن اعمال بكلى چشم بپوشد . بنابراين تقيد به همين صفت او را در مقابل بسيارى از گناهان بيمه مى كند .

    5 ـ بسيارى از دروغها خود منشأ دروغها يا گناهان ديگرى است ، زيرا زياد ديده شده افراد دروغگو براى توجيه مطالب خلاف خود دهها دروغ ديگر مى گويند ، و يا براى جلوگيرى از فاش شدن دروغ خود دست به اعمال خلاف ديگرى مى زنند .

    از آنچه در بالا ذكر شد ( با در نظر گرفتن توضيحاتى كه در هر قسمت مى توان داد ) بخوبى روشن مى شود كه انسان اگر حقيقتاً مقيد به صدق و راستى باشد ناچار است بيشتر گناهان را ترك كند زيرا هركدام بنحوى از انحاء از دروغ مايه مى گيرد و بدون آن رونقى ندارند ، چه اينكه دروغ كليد آنهاست و راه وصول به آنها و شخص راستگو خواه ناخواه بايد از گناه فاصله بگيرد .

    --------------------------------------------
    1 . طبرسى ، مشكوة الانوار 157 .
    2 . همان مدرك ، صفحه 156 .
    3 . مجلسى ، بحار الانوار 72 / 263 .
    4 . سوره توبه ( 9 ) آيه 77 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  8. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  9. #25
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    دروغ با ايمان سازگار نيست

    از احاديث مختلفى برمى آيد كه دروغ با ايمان سازگار نيست و دروغگويى نشانه يك نوع بى ايمانى است .
    اين احاديث همه از قرآن مجيد الهام مى گيرد آنجا كه مى فرمايد :

    اِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللهِ وَاُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ (1)
    تنها كسانى دروغ مى بندند كه به آيات خدا ايمان ندارند ; ( آرى ) دروغگويان واقعى آنها هستند .
    ممكن است مراد از « يفتري الكذب » تعمد در كذب بوده باشد .

    و اينك قسمتى از اخبار :

    1 ـ « سُئِلَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : يَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَباناً ؟ قالَ : نَعَمْ . قِيلَ : وَيَكُونُ بَخِيلا ؟ قالَ : نَعَمْ . قِيلَ : وَيَكُونُ كَذّاباً ؟ قالَ : لا »(2)
    از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيدند : آيا آدم با ايمان ممكن است ترسو باشد ؟ فرمود : آرى . پرسيدند : آيا ممكن است بخيل باشد ؟ فرمود : آرى . پرسيدند : آيا ممكن است دروغگو باشد ؟ فرمود : نه .

    2 ـ « قالَ اَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) : لا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الاِْيمانِ حَتّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَجِدَّهُ »(3)
    امير مؤمنان على (عليه السلام) فرمود : انسان طعم ايمان را نمى چشد تا دروغ را ـ اعم از جدّى و شوخى ـ ترك كند .

    3 ـ « عنه (عليه السلام) : جانِبُوا الْكَذِبَ فَاِنَّهُ مُجانِبُ الاِْيمانِ »(4)
    از دروغ دورى كنيد كه با ايمان سازگار نيست .

    از اين اخبار بخوبى برمى آيد كه افراد با ايمان از دروغ اجتناب مى كنند و ايمان و دروغ يك جا جمع نمى گردد .

    بعيد نيست نكته مطلب علاوه بر تيرگى خاصى كه دروغ در قلب انسان ايجاد مى كند اين باشد كه افراد دروغگو روى حساب « مقايسه » به خود ، دعوت انبياء را به آسانى باور نمى كنند ، آنها چون خودشان در مسايل كوچك زندگى دروغ مى گويند نمى توانند باور كنند كه پيامبران در چنان مسايل مهمى حقيقتاً راست مى گويند ، ممكن است چنين كسانى در صف افراد با ايمان باشند ولى اگر اعماق قلب آنها را جستجو و كاوش كنيم خواهيم ديد خالى از شك و ترديد نيست ، البته اين درباره افرادى است كه دروغ بر وجود آنها سايه افكنده و به تعبير حديث « كذّاب »
    مى باشند .

    عكس اين مطلب نيز صادق است ، يعنى افراد راستگو غالباً زود باور هستند چون خودشان اهل صدق و راستى مى باشند و هر سخنى را مى شنوند به طبع اولى خود باور مى كنند و به اصطلاح « اُذُن » هستند مگر اينكه به آنها تذكر داده شود .

    افراد دروغگو بدبينى و سوء ظن خاصى نسبت به همه كس و همه چيز دارند ، همه چيز را قلابى ، نادرست ، يا لا اقل مشكوك مى پندارند ، چنين افرادى چگونه ممكن است ايمان محكم و خالى از هرگونه شك و ترديد به آن همه گفته هاى انبياء پيدا كنند ، لذا در تاريخ مى بينيم كه افراد منافق و منحرف و كذّاب غالباً به پيغمبران خدا نسبت دروغگويى مى دادند .

    موضوع مقايسه به خود يكى از حالات روانى انسان است كه مى تواند كليد حل بسيارى از مشكلات گردد ، بسيار ديده شده كه افراد جانى يا دزد و خائن با حركات غير عادى خود ديگران را با خبر مى سازند . چون خودشان از وضع خود باخبرند درباره ديگران نيز چنين فكر مى كنند و لذا مى كوشند خود را مخفى نمايند و با همين حركات غير عادى نظر ديگران را به خود جلب مى نمايند .
    ------------------------------------------
    1 . سوره نحل ( 16 ) آيه 105 .
    2 . مجلسى ، بحار الانوار 72 / 262 .
    3 . مجلسى ، بحار الانوار 72 / 249 .
    4 . همان مدرك ، جلد 78 ، صفحه 9 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  10. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  11. #26
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    دروغ ، انسان را لا ابالى بار مى آورد

    شخص دروغگو تصور مى كند اگر وظايف مختلف خود را انجام ندهد مى تواند با اعذار دروغى ، تخلف خود را توجيه نمايد ، براى چنين كسى پايبند نبودن به عهد و پيمان ، عدم رعايت وقت ، عدم انجام تكاليف محول شده و امثال اينها آسان است ، زيرا با يك سلسله عذرهاى ساختگى موضوع را به اصطلاح ماست مالى كرده و خود را از زير بار مؤاخذه رها مى سازد .

    ولى بعكس كسى كه مقيد به رعايت اصل « صدق و راستى » باشد ناگزير است كه تمام اين امور را رعايت نمايد و لذا نمى تواند لاابالى باشد .


    دروغگو حتى به خودش هم اطمينان ندارد !

    افرادى كه دروغ مى گويند نه تنها به ديگران اطمينان ندارند چون آنها را هم مثل خودشان فرض مى كنند ; بلكه به خودشان هم اطمينان ندارند ، چون به واقعيت همه چيز ، حتى به ميزان توانايى قدرت خويش در برابر مشكلات و حوادث مختلف زندگى ، به عزم و اراده خود در مورد انجام كارها ، ظنين هستند .

    در كلمات قصار امير مؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم :

    « اِيّاكَ وَمُصادَقَةَ الْكَذّابِ فَاِنَّهُ كَالسَّرابِ ! يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَيُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ »(1)

    از دوستى با دروغگو برحذر باش چرا كه او مثل سراب است ، دور را در نظر تو نزديك ، و نزديك را دور مى سازد .

    گرچه اين موضوع يعنى دگرگون ساختن چهره واقعيتها ، نسبت به معاشرين دروغگو گفته شده ولى اين حالت بر اثر عادت به دروغ ، در خود شخص دروغگو نيز پيدا مى شود و نسبت به واقعيتها و حقايق مربوط به خود و ديگران متزلزل و ظنين مى گردد و اين يكى از دردناك ترين حالاتى است كه براى انسان در زندگى پيدا مى شود .
    -----------------------------------------------------
    1 . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 38 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  12. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  13. #27
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    سرچشمه دروغ

    همانطور كه در سابق هم اشاره شد دروغ معمولا از يكى از نقاط ضعف روحى سرچشمه مى گيرد :

    گاهى انسان بخاطر ترس از فقر ، پراكنده شدن مردم از دور او و از دست دادن موقعيت و مقام ، دروغ مى گويد .

    زمانى بخاطر علاقه شديد به مال و جاه و مقام و شهوات ديگرى زبان به دروغ مى گشايد و از اين وسيله نامشروع براى تأمين مقصود خود كمك مى گيرد .

    گاهى تعصبهاى شديد وحب و بغضهاى افراطى سبب مى شود كه انسان به نفع كسى كه مورد علاقه اوست يا به زيان كسى كه مورد نفرت و كينه او مى باشد بر خلاف واقع سخن بگويد .

    پزمانى براى آنكه خود را بيش از آنچه هست بنماياند و اظهار علم و اطلاع كند در مسائل مختلف علمى و تاريخى و امثال آن دروغ مى گويد .

    ولى در حقيقت تمام اين صفات رذيله كه ريشه صفت دروغ را تشكيل مى دهند از كمبود شخصيت و ناتوانى روح و ضعف ايمان ناشى مى گردد .

    كسانى كه به شخصيت خود مؤمن نيستند و داراى روحى ناتوان و زبون مى باشند براى نيل به مقاصد خود و فرار از ضررها به دروغ و تزوير و تقلب و خيانت متوسل مى گردند ، بعكس افراد توانا و با شخصيت تكيه بر شخصيت و توانايى خويش مى كنند و پيروزى خود را در آنها مى جويند .

    همچنين كسانى كه ايمان كامل به قدرت لايزال الهى دارند و سرچشمه تمام بركات و پيروزيها و موفقيتها را در گرو اراده نافذ او مى دانند ، قدرت او را مافوق همه قدرتها و حمايت او را بالاترين حمايتها شناخته اند ، دليلى ندارد كه براى نيل به منفعت يا دفع ضررى متوسل به خلاف واقع گردند و دروغ پردازى كنند .

    و گاهى نيز بخاطر عدم توجه به مضارّ دروغ و اهميت راستگويى ، يا آلودگى محيط خانوادگى ، يا محيط اجتماع و معاشرين ، اين رذيله خطرناك در انسان ريشه مى دواند .

    يكى ديگر از عوامل مهم دروغگويى احساس كمبود شخصيت و عقده حقارت است . كسانى كه گرفتار چنين عقده اى هستند سعى مى كنند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتى كه در خود احساس مى نمايند جبران كنند .



    زندگی در پرتو اخلاق

  14. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  15. #28
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    راه درمان دروغ

    با توجه به عواملى كه در ايجاد اين صفت و ريشه دار ساختن آن مؤثر است راه درمان آن نسبتاً روشن خواهد بود و بطور كلى براى درمان اين انحراف اخلاقى بايد از طرق زير اقدام نمود :

    1 ـ قبل از هر چيز بايد مبتلايان را به عواقب دردناك و آثار سوء معنوى و مادى ، فردى و اجتماعى اين رذيله زشت متوجه ساخت و با تدبير و تفكر در آيات قرآن مجيد و سخنان پيشوايان بزرگ دين و تجزيه و تحليلهايى كه قبلاً بيان شد و گفتار بزرگان ، درست سنجيد كه منافع فرضى دروغ هرگز نمى تواند با آن همه مفاسد برابرى نمايد .

    همچنين بايد مبتلايان را متوجه ساخت كه اگر دروغ در پاره اى از موارد نفع شخصى هم داشته باشد نفعش آنى و بسيار زودگذر است ، زيرا هيچ سرمايه اى براى يك انسان در اجتماع ـ در هر شرايط و هر مقامى باشد ـ بالاتر از سرمايه اعتماد و اطمينان مردم نسبت به وى نيست كه بزرگترين دشمن آن همين دروغ است .

    نكته قابل توجه اينكه بعضى تصور مى كنند ممكن است انسان دروغهايى بگويد بدون اينكه هرگز فاش گردد و موجب سلب اطمينان شود .

    ولى اين موضوع اشتباه بزرگى است زيرا تجربه نشان داده كه در غالب موارد خلافگويى شخص فاش مى گردد و نكته آن اين است كه هر حادثه اى در خارج رخ مى دهد پيوندهاى گوناگونى با زمان و مكان و اشخاص و حوادث ديگر دارد شخصى كه مى خواهد حادثه اى را ـ كه وجود خارجى ندارد ـ با گفتار خود خلق كند ، تنها يك حادثه مجرد از تمام پيوندها مى آفريند و اگر خيلى زيرك و با هوش باشد ممكن است چند دروغ ديگر هم قبلا در اطراف آن فكر كند و پيوند حادثه دروغى اصلى را با اين حوادث برقرار سازد .

    ولى او هرگز نمى تواند همه پيوندهاى ممكن را با تمام حوادث ديگر پيش بينى كند و رابطه آنها را در نظر بگيرد و لذا غالباً پس از چند سؤال مختلف از توجيه گفته ها عاجز مى ماند .

    بعنوان مثال به قضاوت جالب امير مؤمنان على (عليه السلام) در مورد جوانى كه پدرش با اموال فراوان همراه عده اى به سفر رفته بود و هنگام بازگشت ، همراهان او مدعى فوت او بودند . توجه كنيد : متهمين كه در حقيقت قاتلان پدر آن جوان بودند در برابر سؤالهاى متعددى كه حضرت درباره جزئيات بيمارى و فوت و كفن و دفن آن مرد فرمود ، خيلى زود رسوا شدند زيرا آنها فقط با هم تبانى كرده بودند كه متفقاً بگويند او بيمار شده و مرده است ، اما در كجا و كدام ساعت روز و چه كسى او را غسل داده و كفن كرده و نماز بر او خوانده و دهها مانند آن ، تبانى نكرده بودند و در حقيقت در همه اينها نمى توانستند تبانى كنند .

    به همين دليل زيرك ترين فرد دروغگو در برابر يك بازرسى ساده ممكن است دروغش فاش گردد .

    بخصوص اينكه پيوندهاى قلابى و ساختگى كه انسان براى دروغهاى خود مى سازد ـ چون واقعيت ندارند ـ درست بخاطر او نمى مانند و لذا اگر در فواصل مختلفى از شخصى دروغگو سؤال شود گرفتار تناقض و پريشان گويى خواهد شد و اين تناقض گويى يكى ديگر از عوامل فاش شدن دروغ آنهاست و اينكه مى گويند : « دروغگو حافظه ندارد » يك نكته اش همين است يعنى در واقع هر قدر هم حافظه قوى داشته باشد موضوع ، موضوعى نيست كه بتوان آن را به حافظه سپرد !

    2 ـ ايجاد شخصيت : يكى ديگر از مؤثرترين طرق درمان دروغ ، پرورش شخصيت در افراد است زيرا همانطور كه دانستيم يكى از عوامل مهم روانى دروغ ، احساس حقارت و كمبود شخصيت است ، و در حقيقت دروغ گفتن يك نوع عكس العمل براى جبران اين موضوع است .

    اگر مبتلايان به دروغ احساس كنند صاحب نيروها و استعدادهايى در درون خود هستند كه با پرورش آنها مى توانند ارزش و شخصيت خود را بالا ببرند ، نيازى به توسل جستن به دروغ براى ايجاد شخصيت قلابى در خود نمى بينند .

    بعلاوه بايد به اينگونه افراد فهماند كه ارزش اجتماعى يك انسان راستگو كه با اين فضيلت اخلاقى توانسته است جلب « اطمينان عمومى » را بكند مافوق تمام ارزشهاست و سرمايه معنوى بزرگى از « وجاهت اجتماعى » كه آنها در اختيار دارند بالاترين سرمايه ها مى باشد كه هيچ سرمايه مادى نمى تواند با آن برابرى كند ، و با اين سرمايه مى توانند همه گونه امكانات مادى نيز براى خود فراهم سازند .



    زندگی در پرتو اخلاق

  16. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  17. #29
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    چنين كسى نه تنها در نظر مردم شخصيت دارد بلكه در پيشگاه خداوند مقامى در رديف شهدا و پيامبران دارد ، زيرا در قرآن مجيد مقام راستگويان در رديف مقام پيمبران و شهداى راه حق ذكر شده آنجا كه مى فرمايد :

    وَمَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَاُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ اَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِينَ وَحَسُنَ اُولئِكَ رَفِيقاً (1)

    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند ، ( در روز رستاخيز ) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا نعمت خود را بر آنان تمام كرده ، از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاى خوبى هستند .

    دانشمند معروف « راغب » در كتاب « مفردات » خود چند معنى براى « صدّيق » نقل كرده است كه همه گواه اين حقيقت است :

    الف ـ كسى كه زياد راست مى گويد .

    ب ـ كسى كه هرگز دروغ نمى گويد .

    ج ـ كسى كه در سخن و عقيده راستگوست و عملش گواه صدق اوست .

    3 ـ كوشش براى تقويت پايه هاى ايمان به خدا در دل مبتلايان و توجه دادن آنها به اين حقيقت كه قدرت خدا مافوق تمام قدرتهاست و قادر بر حل تمام مشكلاتى است كه افراد ضعيف الايمان بخاطر آن به دروغ پناه مى برند .

    « راستگويان » تكيه گاهشان در برابر حوادث گوناگون ، خداست ; و افراد دروغگو در اين موارد تنها هستند .

    4 ـ بايد انگيزه هاى دروغ و ريشه هاى اين انحراف اخلاقى از قبيل طمع ، ترس ، خودخواهى ، حب و بغضهاى افراطى و امثال آن را در افراد خشكانيد تا اين رذيله خطرناك زمينه مساعد براى نشو و نماى خود در وجود انسان پيدا نكند .

    5 ـ بايد محيطهاى تربيتى و معاشرتى مبتلايان را از وجود افراد دروغگو پاك كرد تا تدريجاً طبق اصل « محاكات » و تأثيرپذيرى ، محيط وجود آنها از اين رذيله پاك گردد .

    اين موضوع بقدرى مهم است كه در دستورهاى تربيتى اسلام از على (عليه السلام) نقل شده كه فرمود :

    « لا يَصْلُحُ الْكَذِبُ جِدٌّ وَلا هَزْلٌ وَلا اَنْ يَعِدَ اَحَدُكُمْ صَبِيَّهُ ثُمَّ لا يَفِي لَهُ »(2)

    شايسته نيست دروغ گفتن ـ خواه شوخى يا جدّى ـ و نيز شايسته نيست يكى از شما به فرزندش وعده اى بدهد سپس وفا نكند .

    بديهى است اگر پدر و مادر عادت به راستگويى ( حتى در وعده هاى كوچكى كه به فرزند خود مى دهند ) داشته باشند هرگز فرزند آنها دروغگو نخواهد شد .

    -------------------------------------------
    1 . سوره نساء ( 4 ) آيه 69 .
    2 . حرّ عاملى ، وسائل الشيعه 8 / 577 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  18. تشكر

    parsa (10-03-1389)

  19. #30
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    دروغ در موارد استثنايى

    بزرگان فقها و علماى اخلاق به پيروى از احاديثى كه در اين زمينه وارد شده مواردى را بعنوان استثناء از حكم دروغ ذكر كرده كه بعضى آن را در دو موضوع خلاصه نموده اند : « اضطرار » و « اصلاح ذات البين » .

    در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده :

    « اِحْلِفْ بِاللهِ كاذِباً وَنَجِّ اَخاكَ مِنَ الْقَتْلِ »(1)
    سوگند دروغ بخور و برادر بى گناهت را از مرگ نجات بده !

    ولى دو نكته است كه در اينجا بايد به آن توجه داشت :

    نخست اينكه تمام موارد استثناء در حقيقت به يك موضوع بازمى گردد و آن اينكه دروغ فقط بخاطر مصالح مهمترى كه مفاسد آن را تحت الشعاع خود قرار دهد مجاز مى شود ، و البته اين موضوع منحصر به مسأله « صدق » و « كذب » نيست ، بلكه ساير محرمات مانند « اكل ميته » ، « خوردن غذاى ناپاك » ، « ايذاء يتيم » و مانند آنها نيز براى حفظ جان يا تأديب و امثال آن مجاز مى گردد .

    بنابراين مواردى كه در احاديث بيان شده از قبيل ذكر مثال است ، مثلا چون فايده اصلاح ميان مردم و به هم پيوستن دلهاى پراكنده و شستن غبار كينه و عداوت از دلها از دروغى كه به كسى زيان نمى رساند مهمتر است مجاز معرفى شده ، همچنين در موارد اضطرار براى حفظ جان و ناموس خود ياديگران و يا در طرح و اجراى نقشه هاى جنگى ممكن است دروغى سبب تسريع در خاتمه جنگ و جلوگيرى از ريختن خونهايى گردد و يا دشمن بيدادگر و فاسد مفسدى از اين راه كوبيده شود و نيز گاه مى شود كه در ميان دو همسر گفتگو بر سر موضوعاتى رخ مى دهد كه اگر ادامه يابد گاهى به جدايى يا مفاسد ديگر منتهى مى گردد ، اما با يك سخن دروغ ممكن است مشكل آنها حل شود ; در تمام اين موارد دروغ براى حفظ مصالح مهمتر مجاز خواهد بود و اگر درست دقت كنيم در اين موارد مفاسد و زيانهاى دروغ كه سابقاً اشاره شد بطور بسيار خفيفترى وجود دارد و با فايده آن برابرى ندارد .

    نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه تجويز كذب در اين موارد درست مانند تجويز خوردن مردار و « اكل ميته » است كه به مقدار ضرورت بايد قناعت نمود ، نه اينكه اين استثنائات باعث جرأت بر اين « گناه كبيره » گردد و به بهانه استفاده از مجوزات دروغ براى هر موضوع جزيى دروغ گفت .

    در واقع هميشه لغزشهاى اخلاقى در حول و حوش موارد استثناء و تبصره هاست ، اينها همان مشتبهاتى است كه « منطقه خطر » و هم مرز با « منطقه ممنوعه » مى باشد و در اخبار به عنوان « حِمى الله » و « حول الحمى » از آن تعبير شده :

    « مَحارِمُ اللهِ حِمَى اللهِ فَمَنْ يَرْتَعْ حَوْلَ الْحِمى يُوشَكُ اَنْ يَقَعَ فِيها »(2)
    محرمات ، مناطق ممنوعه الهى است ، كسى كه حيوان خود را نزديك مرزهاى ممنوع ببرد ، بيم آن مى رود كه در آنها بيفتد !

    « غزالى » در پايان فصلى كه براى موارد ترخيص دروغ در « احياء العلوم » عنوان كرده مى نويسد : عده اى تصور كرده اند جعل احاديث در فضائل اعمال و تشدد در معاصى نيز جايز است .

    سپس اضافه مى كند : اين يك هوس و خيال باطل بيش نيست ، چه اينكه مصالح اين كار هرگز برابر با مفاسد دروغ نمى باشد ، بعلاوه هيچگونه ضرورتى براى اين كار وجود ندارد ، چه اينكه بقدر كافى آيات و احاديث صحيح در اين باره وارد شده . از همه گذشته فتح اين باب موجب به هم ريختن و تشويش شريعت مى گردد(3) .

    ولى بعقيده ما اين كارهاى احمقانه افراد بى مايه و نادان و بى اطلاعى بوده كه خود را از خدا و پيغمبر دلسوزتر براى اسلام مى دانستند ، اين كار شرّ محض و سر تا پا زيان و فساد است . خطر اين كار و اين گونه دوستان نادان از خطر دشمنان خطرناك براى اسلام كمتر نيست .

    ----------------------------------------------------------
    1 . حرّ عاملى ، وسائل الشيعه 16 / 162 .
    2 . انصارى ، مرتضى ، فرائدالاصول ( رسائل ) ، صفحه 360 .
    3 . غزالى ، احياء العلوم 3 / 139 .


    زندگی در پرتو اخلاق

صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •