زندگی در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی در پرتو اخلاق
صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 84
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    توريه چيست ؟

    « توريه » بر وزن « توصيه » به سخنى گفته مى شود كه از ظاهر آن چيزى فهميده مى شود در حالى كه منظور گوينده چيز ديگرى است .

    مشهور در ميان فقهاى ما اين است كه در مواردى كه دروغ بخاطر ضرورتى تجويز مى شود از « توريه » بايد استفاده كرد و تا توريه ممكن است نبايد دروغ صريح گفت .

    از بعضى كلمات علماى اهل تسنن برمى آيد كه اين موضوع در ميان آنها نيز مشهور است .

    و در معنى توريه چنين گفته اند :
    « توريه » عبارت از اين است كه انسان كلامى بگويد و از آن معنى مطابق واقع اراده نموده ولى آن كلام طورى است كه شنونده معنى ديگرى از آن مى فهمد ، و منظور گوينده نيز همين است كه در عين اراده معنى صحيح ، مخاطب چيز ديگرى بفهمد ، مثل اينكه از كسى پرسيدند : جانشين پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) كه بود ؟ گفت : « مَنْ بِنْتُهُ فِي بَيْتِهِ » « آن كس كه دخترش در خانه او بود » ، شنونده چنين فكر مى كرد كه منظور اين است آن كس كه دختر او در خانه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بوده در حالى كه منظور گوينده اين بود : آن كس كه دختر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در خانه او بوده است .


    آيا توريه جزء دروغ نيست و بايد در موارد استثنايى از آن استفاده كرد ؟

    آنچه در اينجا كاملا حايز اهميت است اين است كه روشن شود آيا « توريه » داخل در ادّله كذب مى باشد ؟

    بطور كلى در اين مورد سه قول ديده مى شود :

    1 ـ عده اى معتقدند توريه اصلا دروغ نيست ، و لذا گفته اند : « بايد در موارد ضرورت چنان سخن بگويد كه از دروغ خارج گردد » .

    طرفداران اين قول چنين استدلال مى كنند كه : مقياس در صدق و كذب كلام ، مراد متكلم ـ و بعبارت ديگر مستعمل فيه ـ است ، بنابراين اگر مراد گوينده صحيح باشد كلام « صادق » خواهد بود اگرچه مخاطب چيز ديگرى از آن بفهمد ، زيرا اشتباه او در فهم مراد گوينده تأثيرى در صدق و كذب كلام ندارد .

    روايات متعددى كه در توجيه قول ابراهيم (عليه السلام) در جواب بت پرستان :

    بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَاسْئَلُوهُمْ اِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ (1)
    ( ابراهيم ) گفت : بلكه اين كار را بزرگشان كرده است ! از آنها بپرسيد اگر سخن مى گويند !

    و توجيه گفتار سخنگوى يوسف (عليه السلام) :

    اِنَّكُمْ لَسارِقُونَ (2)

    شما دزد هستيد .

    وارد شده نيز اين را تأييد مى كند كه توريه جزء كذب نيست .

    2 ـ بعضى ديگر مانند مرحوم محقق قمى (رحمه الله) معتقدند كه توريه داخل در كذب است ، زيرا مقياس در صدق و كذب ، ظاهر كلام است نه مراد و مقصود گوينده .

    3 ـ از كلمات بعضى ديگر ـ مانند غزالى ـ برمى آيد كه توريه مصداق كذب است ولى ميزان قبح و فساد آن از كذب معمولى كمتر مى باشد .


    شايد وجه نظر آنها اين باشد كه در كذب معمولى هم ظاهر كلام خلاف واقع است ، و هم قصد گوينده خلاف گويى است ; ولى در « توريه » قصد كذب در كار نيست و لذا قبح و فساد آن كمتر است .

    -------------------------------------------
    1 . سوره انبياء ( 21 ) آيه 63 .
    2 . سوره يوسف ( 12 ) آيه 70 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  2. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  3. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    تفسير تازه اى درباره توريه

    ولى در اينجا نكته اى است كه شايد كليد حل مشكلات اين بحث باشد و آن اينكه : « توريه » هر نوع اراده خلاف ظاهر نيست بلكه توريه مخصوص به مواردى است كه كلام ذاتاً تاب دو معنى دارد و مى تواند قالب هريك از آن دو باشد . ولى ذهن به يكى از آن دو هنگام گفتن منصرف مى گردد مثلا جمله « اِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ; شما دزد هستيد » كه به برادران يوسف گفته شد معنى ابتدايى آن همان « سرقت فعلى » است ولى تاب اراده « سرقت قبلى » ( سرقت كردن يوسف را از پدر ) نيز دارد ، منتها خلاف معنى ابتدايى آن است .

    يا اينكه هنگامى كه از كسى مى پرسند كه اين لباس را فلان كس به شما اهدا كرده ؟ او در جواب به عنوان توريه مى گويد : « خدا او را عمر دهد » ، شنونده چنين تصور مى كند كه منظور گوينده اين است كه : « بله خدا او را عمر دهد » در حالى كه چنين قصدى نداشته است .

    غيبت
    حربه خطرناك ناجوانمردان
    يكى ديگر از بزرگترين و خطرناكترين و در عين حال شايعترين انحرافات زبان ، « غيبت » است .

    « غيبت » عبارت است از ذكر نقاط ضعف و معايب پنهانى ديگران كه اگر بشنوند ناراحت شوند ، خواه اين نقاط مربوط به جنبه هاى دينى ، اخلاقى ، روحى و اجتماعى باشد ; يا مربوط به جهات جسمى ، اعم از قيافه و اعضاى بدن و نيروهاى جسمى و طرز حركات و رفتار ، يا مربوط به متعلقان انسان اعم از زن و فرزند و يا لباس و خانه او و امثال آن .

    مهمترين انگيزه هاى غيبت چند چيز است :

    1 ـ كينه توزى و انتقام :
    زيرا براى خاموش كردن شعله هاى كينه و انتقام كه در درون سينه بعضى از افراد زبانه مى كشد راهى آسانتر و ساده تر از غيبت و تضييع آبرو و حيثيت شخص مورد نظر يافت نمى شود .

    2 ـ حسد :
    شخص حسود چون هميشه طالب زوال نعمت محسود است ، هنگامى كه دسترسى به مقصود خود پيدا نمى كند براى جبران آن سعى مى كند ، بوسيله غيبت و ذكر نقاط ضعف محسود ، از حيثيت و اعتبار او بكاهد و آتش حسد خود را از اين راه تسكين بخشد .

    3 ـ تبرئه كردن خود از گناهى كه مرتكب شده است :
    يعنى از طريق ذكر معايب ديگران مى خواهد عمل خود را ساده و يا موجه جلوه دهد .

    4 ـ استهزاء و سخريه :
    البته استهزاء و سخريه ديگران خود انگيزه هاى گوناگونى دارد كه پس از ريشه دواندن عوامل آن در وجود انسان يكى از طرق تحقق بخشيدن به اين هدف را همان غيبت مى بيند .

    5 ـ تفريح و سرگرمى :
    بسيارى هستند كه بدون اينكه هيچ يك از انگيزه هاى بالا را داشته باشند ، صرفاً به منظور سرگرمى و تفريح ، يا گرم كردن مجالس و محافل ، به ذكر نقاط ضعف و عيوب ديگران مى پردازند زيرا كمتر گناهى در نظر مردم به شيرينى غيبت مى باشد .

    اين را هم بايد توجه داشت كه مردم نه تنها از سرگرمى و تفريح لذت مى برند بلكه از خنداندن و وادار ساختن ديگران به تفريح نيز لذت مى برند .

    6 ـ تحريك غريزه كنجكاوى :
    اين غريزه كه يكى از نيرومندترين غرايز انسان است ، او را دعوت مى كند كه ديگران را ـ با اصرار ـ وادار به غيبت و فاش ساختن نقاط ضعف افراد مختلف بنمايد و شايد شيرينى غيبت در ذائقه عده اى از مردم نيز از اشباع غلط همين غريزه سرچشمه مى گيرد ; اين عده از اطلاع بر اسرار و عيوب ديگران و تجسس و كنجكاوى درباره آنها لذت مى برند و لذا با ولع و حرص هرچه تمامتر ديگران را وادار به غيبت مى كنند .

    البته توجه به اين عوامل مى تواند در راه درمان غيبت و شناسايى مصاديق آن به ما كمك مؤثرى كند .
    اين را نيز بايد حتماً توجه داشت كه در بسيارى از موارد اين عوامل بصورت ساده و طبيعى در وجود انسان خودنمايى نمى كند زيرا وجدان و شخصيت ذهنى او اجازه خودنمايى به آنها نمى دهد ، لذا قيافه آن را دگرگون ساخته و در لباس دلسوزى يا نهى از منكر و يا درس عبرت به ديگران دادن ، مرتكب غيبت مردم مى شود و پيش خود چنين مى پندارد كه عمل مقدسى انجام داده در حالى كه انگيزه اصلى يكى از همان عوامل بالاست كه روح انسان براى فريب وجدان و فرار از فشار و عذاب آن ، قيافه اصلى آن را تغيير داده و بعكس نشان داده است اين نوع آلودگى به غيبت ، از ساير انواع آن خطرناكتر و درمان آن نيز مشكلتر است .



    زندگی در پرتو اخلاق

  4. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  5. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    خطرات غيبت

    اكنون به ذكر اهميت اين گناه از نظر قرآن و اخبار رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)و ائمه اهل بيت (عليهم السلام)سپس به تجزيه و تحليل مفاسد فردى و اجتماعى آن مى پردازيم .

    در منابع اصلى اسلام عليرغم اهميت ندادن بسيارى از مردم به اين مسأله حياتى ، اهميت فوق العاده اى به آن داده شده است ، در قرآن مجيد وروايات ، شديدترين تعبيرها درباره غيبت ديده مى شود كه از ميان آنها ده مورد زير را انتخاب كرده ايم ، و شايد همين ده قسمت براى پى بردن و اهميت اين گناه از نظر اسلام كافى باشد :

    1 ـ غيبت از نظر قرآن مجيد
    قرآن مجيد غيبت را يك عمل غير انسانى شمرده است و آن را همچون خوردن گوشت برادر ميت خود معرفى نموده است ، بديهى است « آدم خوارى » آنهم به اين صورت ، زننده ترين عملى است كه ممكن است از كسى سر بزند و اين تعبير منحصراً درباره اين گناه وارد شده است .

    البته علت اين تشبيه روشن است زيرا از نظر اسلام حيثيت و آبروى برادر مسلمان همچون خون او محترم مى باشد ، چنانكه در حديث نبوى وارد شده :

    « كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرامٌ : دَمُهُ وَمالُهُ وَعِرْضُهُ »(1)
    همه چيزِ مسلمان بر مسلمان حرام است : خونش و مالش و آبرويش .
    و جاى شك نيست كه غيبت از حيثيت برادر مسلمان مى كاهد و آبروى او را بر باد مى دهد .

    قابل توجه اينكه در قرآن مجيد نخست نهى از « سوء ظن » و سپس « تجسس » و بعد از آن نهى از « غيبت » شده است ، آنجا كه مى فرمايد :

    ) يا اَ يُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ اِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً اَيُحِبُّ اَحَدُكُمْ اَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ اَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ اِنَّ اللهَ تَوّابٌ رَحِيمٌ ((2)

    اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد ، چرا كه بعضى از گمانها گناه است ، و هرگز ( در كار ديگران ) تجسس نكنيد ، و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند ، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد ! ( به يقين ) همه شما از اين امر كراهت داريد ; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه پذير و مهربان است .

    و شايد اين تعبير براى اين باشد كه انسان ، نخست دچار سوء ظن مى شود ، سوء ظن او را وادار به تجسس مى كند و تجسس منتهى به اطلاع بر عيوب پنهانى افراد مى شود و آن نيز سرچشمه غيبت خواهد بود .

    2 ـ غيبت با ايمان سازگار نيست
    همانطور كه در حديث « براء » وارد شده :
    خَطَبَنا رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) حَتَّى اسْتَمَعَ الْعَوائِقُ فِي بُيُوتِها فَقالَ : « يا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسانِهِ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لا تَغْتابُوا الْمُسْلِمِينَ وَلا تَتَّبِعُوا عَوْراتِهِمْ فَاِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَةَ اَخِيهِ تَتَبَّعَ اللهُ عَوْرَتَهُ وَمَنْ تَتَبَّعَ اللهُ عَوْرَتَهُ يَفْضَحُهُ وَلَوْ فِي جَوْفِ بَيْتِهِ »(3)

    براء مى گويد : پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) براى ما سخنرانى كرد و آنقدر بلند سخن گفت كه دختران در خانه ها هم شنيدند ، او فرمود : اى گروهى كه به زبان ايمان آورده ولى با دل نه ! غيبت مسلمانان نكنيد و از امور پنهانى آنها جستجو نكنيد ، زيرا كسى كه در امور پنهانى برادران مذهبى خود كنجكاوى كند خداوند امور پنهانى او را آشكار مى سازد و در دل خانه اش رسوايش مى سازد .

    نكته عدم سازش غيبت با روح ايمان شايد اين باشد كه نخستين نشانه ايمان ، رعايت حق مؤمن است كه با غيبت منافات دارد .



    زندگی در پرتو اخلاق

  6. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  7. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    3 ـ غيبت در رديف اشاعه فحشا است

    امام صادق (عليه السلام) فرمود :

    « مَنْ قالَ فِي مُؤْمِن ما رَأَتْهُ عَيْناهُ وَسَمِعَتْهُ اُذُناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ : ) اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ اَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اَلِيمٌ ( »(4)
    كسى كه درباره مؤمنى آنچه را ديده و شنيده ، بگويد ، جزء كسانى است كه خدا درباره آنها فرموده است : كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكى براى آنان است .

    نكته اين موضوع نيز روشن است ، براى اينكه ذكر عيوب پنهانى مردم با توجه به اينكه اين عيوب در بسيارى از اوقات از سنخ عيوب دينى است سبب جرأت و جسارت ديگران بر گناه و معصيت شده و در نتيجه باعث اشاعه فحشا خواهد بود

    4 ـ مفسده غيبت از اعمال منافى عفت شديدتر است
    در حديث معروف « جابر » و « ابوسعيد خدرى » از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل شده :

    « اَلْغِيبَةُ اَشَدُّ مِنَ الزِّنا »(5)غيبت از زنا بدتر است !

    نكته شدت آن نيز در ذيل همين حديث آمده كه زناكار ممكن است با توبه مشمول عفو خدا شود ( زيرا زنا از قبيل حق الله است ) اما غيبت كننده با توبه بدون كسب رضايت طرف ، مورد عفو قرار نخواهد گرفت ( چون از قبيل حق النّاس مى باشد ) .

    ممكن است علاوه بر جهت فوق ، نكته ديگرى نيز دليل بر شدت گناه غيبت نسبت به زنا باشد كه غيبت اساس اتحاد و محبت و صميميت و خوشبينى را در اجتماع متزلزل مى سازد و از اين راه لطمه شديدى به اجتماع مى زند ـ چنانكه شرح آن خواهد آمد ـ ولى اعمال منافى عفت با آنهمه اهميتى كه دارد چنين تأثيرى نخواهد داشت .

    5 ـ غيبت مانع از قبول اعمال و طاعات است
    در حديث « معاذ » وارد شده كه گاهى اعمال بندگان همچون شعاع خورشيد مى درخشد و به آسمان بالا مى رود ولى آن را برمى گردانند و به صورت صاحبش مى زنند و فرشته اى مى گويد :
    « اَمَرَنِي رَبِّي اَنْ لا اَدَعَ عَمَلَ مَنْ يَغْتابُ النّاسَ يَتَجاوَزُ اِلى رَبِّي » پروردگارم به من فرمان داده كه نگذارم اعمال نيك غيبت كنندگان به سوى پروردگار برود .

    ممكن است نكته اين موضوع اين باشد كه از احاديث مختلف استفاده مى شود بطور كلى اعمال كسانى كه حقوق مردم به گردن آنهاست مقبول درگاه خدا نخواهد شد و غيبت همانطور كه دانستيم يك نوع تجاوز به حقوق مردم و تضييع سرمايه آبروى آنهاست .

    6 ـ غيبت با اخوت اسلامى سازگار نيست
    از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است :

    « لا تَحاسَدُوا وَلا تَباغَضُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَكُونُوا عِبادَ اللهِ اِخْواناً »(6)
    نسبت به هم حسد و كينه نورزيد و يكديگر را غيبت نكنيد ، و اى بندگان خدا ! باهم برادر باشيد .

    از جمله اخير برمى آيد كه نقطه مقابل حسد و عداوت و غيبت ، بندگى خدا و اخوّت اسلامى است ، بديهى است نخستين نشانه اخوّت ، محبت و صميميت مى باشد كه هرگز با غيبت نمى تواند سازگار باشد .
    و شايد ذكر آن دو عيب ديگر در روايت از اين نظر است كه در سلسله علل غيبت قرار دارند ، زيرا حسد معمولا سرچشمه عداوت و كينه مى گردد و عداوت و كينه سرچشمه غيبت .


    7 ـ غيبت اعمال نيك را از بين مى برد
    اين معنى در احاديث مختلفى وارد شده ، در حديثى از امام صادق (عليه السلام)نقل شده است :
    « اَلْغِيبَةُ حَرامٌ عَلى كُلِّ مُسْلِم . . . وَالْغِيبَةُ تَأْكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ »(7)
    غيبت حرام است بر هر مسلمانى . . . و به درستى كه غيبت حسنات را از بين مى برد همانگونه كه آتش هيزم را .

    و در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده :

    « مَنْ كانَتْ لاَِخِيهِ عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ فِي عِرْض اَوْ مال فَلْيَسْتَحْلِلْها مِنْهُ مِنْ قَبْلِ اَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَيْسَ هُنالِكَ دِينارٌ وَلا دِرْهَمٌ اِنَّما يُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَاِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَنَةٌ اُخِذَ مِنْ سَيِّئاتِ صاحِبِهِ فَزِيدَتْ عَلى سَيِّئاتِهِ »(8)
    آن كس كه حقى در مورد آبرو يا مال از برادر دينى اش به گردنش مانده بايد از او حليّت بطلبد پيش از آنكه روزى رسد كه دِرهم و دينار در آن وجود ندارد ، در آن روز از حسناتش برمى دارند و اگر كار نيكى نداشته باشد از گناهان طرف بر او مى افزايند .

    اينكه غيبت حسنات را از بين مى برد ممكن است از اين نظر باشد كه غيبت يكى از بزرگترين سرمايه هاى معنوى شخص غيبت شده را از بين مى برد ، كه همان عرض و آبرو و حيثيت اجتماعى اوست ، و از آنجا كه جبران اين « حق النّاس » از طريق مادى غالباً ميسّر نيست ، بنابراين خداوند متعال از طريق امور معنوى آن را جبران مى كند :
    حسنات غيبت كننده را به نامه عمل غيبت شده نقل مى نمايد و اگر حسناتى نداشته باشد سيئات غيبت شونده را به نامه عمل غيبت كننده منتقل مى سازد و به همان اندازه كه به حيثيت آن شخص لطمه وارد شده از طريق نقل حسنات و سيئات جبران مى گردد .

    از روايت اخير برمى آيد كه طريق جبران در مورد امور معنوى در آخرت نيز همين است و اينها همه موضوع « حق النّاس » بودن غيبت را كاملا تأييد مى نمايد .



    زندگی در پرتو اخلاق

  8. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  9. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    8 ـ غيبت ارزش عبادات را كم مى كند
    از بعضى از روايات استفاده مى شود كه غيبت جزء نواقض وضو و روزه است .

    رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

    « اَلْجُلُوسُ فِي الْمَسْجِدِ انْتِظاراً لِلصَّلاةِ عِبادَةٌ مالَمْ يُحْدِث ; فَقِيلَ : يا رَسُولَ اللهِ ! وَ مَا الْحَدَثُ ؟ قالَ : الاِْغْتِيابُ »(9)
    در مسجد منتظر به نماز نشستن عبادت است تا موقعى كه حدثى از او سر نزده است ; سؤال شد : حدث چيست ؟ فرمود : غيبت !

    و در جاى ديگرى مى فرمايد :

    « وَمَنِ اغْتابَ مُسْلِماً بَطَلَ صَوْمُهُ وَنَقَضَ وُضُوءُهُ »(10)
    كسى كه مسلمانى را غيبت نمايد روزه و وضويش باطل است .

    نكته اين موضوع ممكن است اين باشد كه عبادت يك حالت نزديكى به پروردگار و نورانيت معنوى در انسان ايجاد مى كند ، و هنگامى كه انسان بعد از وضو يا در حال روزه زبان خود را آلوده به غيبت كند به مقدار قابل توجهى از آن حالت معنويت كاسته مى شود و شخص از آن درجه قرب به پروردگار سقوط مى كند ، از اين معنى در حديث فوق تعبير به « ناقض » ( شكننده ) شده است .

    9 ـ غيبت ، انسان را از ولايت خدا خارج و در ولايت شيطان داخل مى كند
    همانطور كه در روايت مفضل بن عمر از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است :

    « مَنْ رَوى عَلى مُؤْمِن رِوايَةً يُرِيدُ بِها شَيْنَهُ وَهَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ اَعْيُنِ النّاسِ اَخْرَجَهُ اللهُ مِنْ ولايَتِهِ اِلى وِلايَةِ الشَّيْطانِ فَلا يَقْبَلُهُ الشَّيْطانُ »(11)
    كسى كه به منظور عيب گويى و آبروريزى مؤمنى سخنى بگويد تا او را از نظر مردم ساقط كند خداوند وى را از ولايت خود بسوى ولايت شيطان بيرون مى راند و شيطان هم او را نمى پذيرد .

    البته اين روايت تنها در مورد خصوص غيبت نيست بلكه غيبت يكى از مصاديق آن است بنابر اينكه در تمام افراد غيبت قصد در هم شكستن شخصيت و عيب گذاردن بر طرف ولو تبعاً وجود دارد ، زيرا اين موضوع از لوازم هر غيبتى است و قصد ملزوم عادتاً از قصد لازم ( با توجه به ملازمه منفك نخواهد بود .

    اما منظور از خروج از ولايت خدا به قرينه آيات قرآن مجيد اين است كه : « خداوند كه رهبرى و سرپرستى افراد با ايمان را به عهده دارد و آنها را از ظلمتها ، به سوى نور بيرون مى برد »(12) دست از رهبرى چنين افرادى برمى دارد . زيرا « ولىّ » به معنى راهنما و راهبر و به معنى ياور و مددكار آمده است چنانكه مى خوانيم :

    « وَما كانَ لَهُمْ مِنْ اَوْلِياءَ مِن دُونِ اللهِ »(13)
    آنها جز خدا اوليا و ياورانى ندارند كه ياريشان كنند .

    و به معنى نجات دهنده از ذلت نيز مى باشد چنانكه آمده است :

    ) وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ ((14)
    براى او شريكى در حكومت و نجات دهنده اى از ذلت وجود ندارد .

    و به معنى آمرزنده گناه هم مى باشد مانند :


    « اَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمنا وَاَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ »(15)
    تو آمرزنده مايى پس ما را بيامرز و بر ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى .

    به اين ترتيب ، غيبت كنندگان از فيض تمام اين بركات بر اثر خروج از ولايت خدا و ورود در ولايت شيطان محروم مى گردند .

    و شايد مراد از جمله « فَلا يَقْبَلُهُ الشَّيْطانُ » اين باشد كه شيطان نمى تواند وظيفه ولايت و سرپرستى آنها را انجام دهد و اين وظيفه را به عهده بگيرد لذا آنها را به حال خود وامى گذارد !

    10 ـ قسمتى از آثار سوء غيبت حتى پس از توبه نيز باقى مى ماند !
    در احاديث پيشوايان اسلام وارد شده :

    « اَوْحَى اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلى مُوسَى بْنِ عِمْرانَ اَنَّ الْمُغْتابَ اِذا تابَ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلِ الْجَنَّةَ وَاِنْ لَمْ يَتُبْ فَهُوَ اَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النّارَ »(16)
    خداوند به موسى بن عمران وحى فرستاد كه غيبت كننده اگر توبه كند آخرين كسى است كه داخل بهشت مى شود ، و اگر توبه نكند نخستين فردى است كه داخل آتش مى گردد .

    ممكن است نكته حديث اين باشد كه غيبت هم جنبه حق الله دارد و هم جنبه حق النّاس ، و جنبه حق النّاس آن از ساير حقوق مردم بيشتر است زيرا با غيبت سرمايه آبروى افراد از بين مى رود ، سرمايه اى كه بر خلاف سرمايه هاى مادى غالباً قابل جبران نيست ، و همين موضوع سبب مى شود كه غيبت كننده ديرتر از ديگران اهل نجات گردد . و به همين دليل در بعضى روايات ، هتك مسلمان بالاترين ربا شمرده شده است چنانكه انس از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى كند كه فرمود :

    « اِنَّ اَرْبَى الرِّبا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ »(17)
    مهمترين ربا هتك آبروى مسلمان است !

    ----------------------------------------------------
    1 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 251 .
    2 . سوره حجرات ( 49 ) آيه 12 .
    3 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 252 .
    4 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 240 .
    5 . همان مدرك ، صفحه 222 .
    6 . محدث نورى ، مستدرك الوسائل 9 / 118 .
    7 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 257 .
    8 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 273 .
    9 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 255 .
    10 . همان مدرك ، صفحه 254 .
    11 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 168 .
    12. « اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ » سوره بقره ( 2 ) آيه 257 .
    13 . سوره شورى ( 42 ) آيه 46 .
    14 . سوره اسراء ( 17 ) آيه 111 .
    15 . سوره اعراف ( 7 ) آيه 155 .
    16 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 222 .
    17 . همان مدرك .



    زندگی در پرتو اخلاق

  10. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    مفاسد اجتماعى و فردى غيبت
    اثرات سوء غيبت از نظر فردى :

    غيبت از نظر اجتماعى مفاسد بزرگى به بار مى آورد :

    1 ـاگر غيبت در اجتماع توسعه يابد يكى از بزرگترين سرمايه هاى اجتماعى را كه همان روح اخوّت و اتحاد و صميميت است بر باد مى دهد و پايه هاى حسن ظن و اعتماد عمومى را كه نخستين شرط همكاريهاى اجتماعى است متزلزل مى سازد .

    زيرا توسعه غيبت سبب مى شود كه مردم از نقاط ضعف پنهانى يكديگر آگاه شوند و از آنجا كه غالب افراد خالى از نقاط ضعف نيستند با آگاهى از اين نقاط ضعف ، سوء ظن بر اجتماع سايه مى افكند و بر اثر همين بدبينى و سوء ظن روح همكارى و معاونت از بين مى رود و تمام بركاتى كه از اين رهگذر عايد اجتماع مى گردد سلب خواهد شد و عملا افراد در « انزواى اجتماعى » قرار مى گيرند .

    روايت « لا تَحاسَدُوا وَلا تَباغَضُوا وَلا يَغْتَب بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَكُونُوا عِبادَ اللهِ اِخْواناً »
    كه قبلاً گذشت ممكن است اشاره به همين نكته باشد .

    2 ـ غيبت در بسيارى از موارد موجب دامن زدن به آتش فتنه و گسترش عداوت و كينه در ميان افراد مى گردد ، زيرا عيوب پنهانى افراد ممكن است تماس با حقوق ديگران داشته باشد و يا لا اقل دستاويزى به دست افراد ماجراجو براى انتقام گرفتن و بر باد دادن حيثيت يكديگر بدهد و همين امر موجب ايجاد خصومت يا تشديد آن مى گردد .

    3 ـ غيبت از شخصيت و احترام افراد مى كاهد و با از ميان رفتن احترام و شخصيت آنها وحشت و احتراز آنان از گناه كم مى شود زيرا بسيارى از مردم براى حفظ آبرو و حيثيت خود دست به كارهاى ناروايى نمى زنند و يا اگر دست مى زنند بطور مخفيانه است ، اما هنگامى كه بر اثر غيبت عيب و گناه آنها آشكار شد ديگر دليلى ندارد كه از آن پروايى داشته باشند و به اين ترتيب غيبت عامل مؤثرى براى كم شدن « ملاحظات اجتماعى » و توسعه فساد خواهد بود .

    4 ـ غيبت از نظر اقتصادى نيز زيانهاى غير قابل جبرانى براى اجتماع در بر خواهد داشت ، زيرا اعتبار افراد و اعتماد مردم به يكديگر از نظر اقتصادى بيش از سرمايه هاى اجتماعى مالى در پيشبرد اجتماع مؤثر است و بدون آن فعاليت سرمايه هاى عادى بسيار كم خواهد شد و بصورت راكد يا نيمه راكد درمى آيد . . .

    اثرات سوء غيبت از نظر فردى :

    اما از نظر فردى ، غيبت يك ظلم و تجاوز آشكار به حقوق ديگران محسوب مى گردد و تمام نقائص اخلاقى و انسانى كه در يك فرد بر اثر ظلم به ديگرى پيدا مى شود بر اثر غيبت وجود خواهد يافت ، بعلاوه چون غيبت از يك سلسله انگيزه هاى زشت اخلاقى سرچشمه مى گيرد ، تكرار آن موجب تقويت و تحكيم آن صفات مذموم در انسان مى گردد .

    به اين ترتيب غيبت هم فرد را از نظر ارزشهاى انسانى تنزل مى دهد و هم پايه هاى اجتماعى را سست و متزلزل مى سازد ; و در روايات گذشته و آيه شريفه اشارات زنده اى به اين حقايق ديده مى شود .



    زندگی در پرتو اخلاق

  11. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    حدود و كيفيات غيبت
    1 ـ انواع غيبت
    گرچه در بدو امر چنين به نظر مى رسد كه غيبت همان ذكر عيوب پنهانى ديگران با زبان است ، ولى با در نظر گرفتن ملاك اصلى آن روشن مى شود كه مفهوم غيبت از نظر علم اخلاق يك مفهوم عام و وسيع است كه شامل ابراز اين معنى با هر وسيله ، اعم از گفتن ، نوشتن ، اشاره و يا تقليد درآوردن مى گردد .

    چنانكه در حديثى نقل شده : زنى به خدمت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)آمد هنگامى كه برخاست و رفت ، عايشه با دست خود اشاره به كوتاهىِ قد او كرد ، حضرت فرمود : « قَدِ اغْتَبْتِها ; غيبتش كردى ! »(1)

    و در حديث ديگرى وارد شده كه : عايشه تقليد زنى را درآورد ، حضرت او را نهى فرمود(2) .

    از اينجا روشن مى شود كه بايد در نقّادى از افكار ديگران در نوشته ها طورى بحث شود كه مصداق غيبت نباشد چه بسا هنگام خرده گيرى و اشكال بر كلام ديگرى تعبيراتى مى شود كه مصداق روشن غيبت ، يا مذمت ، يا استهزاء و يا توهين و تحقير است ، مثل اينكه گفته شود فلان مطلب « ضرورى البطلان » يا « خنده آور » يا « كودكانه » يا « غير عاقلانه » است مگر اينكه صاحب آن نظر معلوم نباشد و يا غيبت و تحقير او مجاز باشد .

    همچنين گاه مى شود كه انسان سخنى را با كنايه مى گويد اما قراينى در كار است كه منظور را طرف مى فهمد ، اين نيز جزء مصاديق غيبت است ، مثل اينكه بگويد : امروز در مجلس بحث كسى بودم كه چنين مى گفت در حالى كه شنونده مى داند در كدام مجلس بوده است .


    ----------------------------------------------------------------
    1 . غزالى ، احياء العلوم 3 / 145 ; محجّة البيضاء 5 / 257 .
    2 . غزالى ، احياء العلوم 3 / 145 .


    ▲2 ـ غيبتهاى آميخته با گناه ديگر
    گاه مى شود كه اين عمل مذموم با اعمال مذموم ديگر آميخته مى شود و قيافه خود را بكلى از دست مى دهد و يا در صورت يك عمل خداپسندانه جلوه مى كند .

    مثلا بعضى افراد بعنوان گريز از غيبت مى گويند : « مى ترسم توضيح بدهم غيبت شود » ! يا از اين بالاتر مى گويند : « افسوس كه شرع زبان ما را بسته است » ! يا اينكه « شرع اجازه نمى دهد وگرنه گفتنيها را مى گفتم » !

    اينگونه افراد نه فقط تلويحاً مرتكب غيبت مى شوند ، بلكه بواسطه مبهم گذاردن موضوع ، سوء ظن مخاطب را نسبت به همه چيز ، درباره شخص مورد نظر برمى انگيزند ، و اى بسا موضوع را خيلى بزرگتر از آنچه هست نشان دهند علاوه بر همه اينها مرتكب « رياكارى » نيز شده اند ، و به اين ترتيب دو عمل زشت را بطور خطرناكى به هم مى آميزند .

    يا اينكه در لباس دلسوزى مى گويند : « بيچاره فلان كس پايش لغزيد و مرتكب فلان گناه شد ، خدا او را بيامرزد » !

    در اين مورد نيز « ريا » و « غيبت » با هم آميخته شده است .

    يا اينكه در مقام « خودنمايى » مى گويد : « الحمد لله كه من مبتلا به شراب و مواد مخدر و . . . مانند فلان كس نشدم ، راستى اگر خدا انسان را حفظ نكند كار مشكل مى شود ، دام سخت است مگر يار شود لطف خدا . . . ! » .

    و به اين ترتيب
    « غيبت » و « ريا » و « خودستايى » را يكجا مرتكب مى شود !

    يا اينكه مى گويد : « من تمام اين مطالب را جلو خودش هم گفته ام و يا خواهم گفت » !

    و به اين ترتيب راه « حمل به صحت » را نيز مى بندد و غيبت خود را با اين « استدلال واهى » ـ كه هيچگونه تأثيرى در ماهيت غيبت ندارد ـ مؤكدتر و غليظ تر مى سازد .




    زندگی در پرتو اخلاق

  12. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    3 ـ غيبت ، جنبه حق النّاس دارد

    اگر غيبت آنطور كه در آغاز بحث گفتيم تفسير شود ، جنبه « حقّ الناس » داشتن آن كاملا روشن خواهد بود ، زيرا :

    اولاً : با اين عمل احترام و شخصيت و آبروى شخص مورد بحث كاسته خواهد شد و مسلماً ارزش اينها از نظر عقل و شرع كمتر از ارزش اموال نيست .

    ثانياً : از تشبيه غيبت به خوردن گوشت برادر مؤمن در سوره حجرات نيز روشن مى شود كه غيبت مصداق « ظلم » است و ايجاد حق مى كند .

    ثالثاً : در روايات متعددى به اين مطلب اشاره شده است مانند روايتى كه سابقاً درباره « محو حسنات و نقل سيّئات » بواسطه غيبت نقل كرديم و روايت معروف :

    « اِنَّ صاحِبَ الْغِيبَةِ لا يُغْفَرُ لَهُ حَتّى يَغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ »(1)
    غيبت كننده آمرزيده نمى شود تا غيبت شده او را ببخشد .

    و روايت نبوى :

    « كَفّارَةُ مَنِ اغْتَبْتَهُ اَنْ تَسْتَغْفِرَ لَهُ »(2)
    كفاره غيبت اين است كه براى غيبت شده استغفار كنى .

    و رواياتى كه ترك غيبت را جزء حقوق مؤمن شمرده است .

    به هر حال غيبت يك مصداق روشن ظلم است و بدون رضايت صاحب آن بخشوده نخواهد شد . و از اينجا نتيجه مى گيريم كه نبايد در اين موضوع ترديد داشت كه كفاره غيبت تنها استغفار و توبه نيست .

    آرى اگر هيچگونه طريقى براى طلب حليّت نباشد و يا بوسيله غيبت عملا لطمه اى به آبرو و حيثيت شخص مورد غيبت وارد نشده باشد ممكن است استغفار كافى باشد .

    ----------------------------------------------------
    1 . فيض كاشانى ، محجّة البيضاء 5 / 251 .
    2 مجلسى ، بحارالانوار ، جلد75 ، صفحه242 و محجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحه 273 .





    زندگی در پرتو اخلاق

  13. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    مستثنيات غيبت

    فقها و علماى اخلاق در اين مطلب اتفاق نظر دارند كه مواردى پيش مى آيد كه غيبت كردن در آن موارد جايز است ، ولى در ذكر موارد آن باهم اختلاف نظر دارند . اين اختلاف گاهى فقط در ذكر امثله و مصاديق است بدون اينكه در اساس مطلب اختلافى باشد ، ولى گاهى جنبه معنوى و واقعى دارد .
    اما آنچه از ادله مسأله و مدارك مختلف برمى آيد اين است كه غيبت در دو مورد جايز است :

    الف ـ در مواردى كه پاى مصلحت مهمترى در ميان باشد كه در آنجا غيبت ـ با حفظ موضوع ـ جايز مى گردد و مصداق آن متعدد است :

    1 ـ در مورد مشورت ، مثل اينكه كسى مى خواهد با ديگرى معامله يا شركت يا ازدواج كند و از ما تحقيق مى كند ، در اينجا ترديدى نيست كه مى توان عيوب پنهانى آن شخص را تا آنجا كه در كار مورد نظر دخالت دارد بر ملا ساخت و شخص مشورت كننده را از خطرهاى احتمالى رهايى بخشيد .

    2 ـ در مورد نهى از منكر .

    3 ـ در مورد دفع بدعت شخص بدعتگزار .

    4 ـ در مورد آگاه ساختن مسلمانى از خطر و ضررى كه در كمين اوست ( ولو بدون مشورت طرف ) .

    5 ـ دادخواهى و رفع ظلم و گرفتن حق .

    و بطور كلى در تمام مواردى كه مصلحت افشاى عيب پنهانى شخص از نظر شرع بيش از مفسده آن باشد .

    دليل استثناى اين موضوعات روشن است ، زيرا متكى به يك دليل عقلى روشن و آن « قاعده اهم و مهم » مى باشد ، بعلاوه در آيات و روايات نيز اشاراتى به برخى از موارد اين مسأله شده است ( مانند مورد دادخواهى و رفع ظلم و دفع بدعت ) .

    ولى نكته اى كه ـ از نظر علم اخلاق ـ ذكر آن در اينجا لازم مى باشد اين است كه بايد مراقب بود ، انحرافات و لغزشها غالباً در استثناها و از طريق سوء استفاده يا اشتباه و غفلت در تعيين حد و حدود آن بوجود مى آيد
    زيرا همه افراد حاضر به شكستن قوانين و ارتكاب گناه بطور صريح و آشكار نيستند ، بلكه بسيارى از آنها مقاصد خود را با تظاهر به استفاده از تبصره ها و استثناها انجام مى دهند ، حتى در بسيارى از موارد ، انسان وجدان خود را از اين طريق فريب مى دهد و براى فرار از مجازات وجدان و عدم لطمه به شخصيت درونى و ذاتى خويش ، خود را در پناه اين تبصره ها و استثناها قرار مى دهد .

    و اين يكى از موارد تضاد وجدان ناآگاه و وجدان آگاه و پيروزى اول بر دوم است ; دقت كنيد .

    لذا بايد به دقت ، مصلحت موجود در غيبت را در اين موارد با در نظر گرفتن تمام خصوصيات و جوانب امر و دور از هرگونه حبّ و بغض و اغراض ديگر ، ارزيابى نمود و برترى آن را بر مفسده غيبت آشكارا دريافت و به بهانه وجود مجوز ، خود را به غيبتهاى خطرناك آلوده نساخت .

    ب ـ مواردى كه بدون وجود مصلحت خاصى غيبت جايز مى گردد و مورد آن منحصراً افراد متجاهر به فسق مى باشند زيرا مسأله دادخواهى را اگرچه بعضى در اين قسمت شمرده اند ، ولى همانطور كه اشاره شد اين مورد از موارد وجود مصلحت اهم شرعى يعنى گرفتن حق و جلوگيرى از ظلم ظالم و حمايت از حق مظلوم مى باشد .



    زندگی در پرتو اخلاق

  14. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    دليل استثناى اين موضوع علاوه بر دليل عقل احاديث متعددى است كه از طرق شيعه و اهل سنت نقل شده است مانند :

    1 ـ عَنْ جَعْفَر عَنْ اَبِيهِ قالَ : ثَلاثَةٌ لَيْسَتْ لَهُمْ حُرْمَةٌ : صاحِبُ هَوىً مُبتَدِعٌ ، وَالاِْمامُ الْجائِرُ ، وَالْفاسِقُ الْمُعْلِنُ الْفِسْقَ »(1)

    سه نفرند كه احترام ندارند : كسى كه داراى هوسهاى بدعت آميز است ، و زمامدار ستمگر ، و كسى كه آشكارا معصيت مى كند .

    و در بعضى از روايات همين موضوع چنين آمده است :

    « ثَلاثَةٌ لا غِيبَةَ لَهُمْ : صاحِبُ الْهَوى وَالْفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ ، وَالاِْمامُ الْجائِرُ »(2)

    2 ـو نيز در حديث ديگرى از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده :

    « لَيْسَ لِفاسِق غِيبَةٌ »(3)

    شخص فاسق غيبت ندارد .

    3 ـ و نيز در حديث ديگرى از آن حضرت (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده :

    « مَنْ اَلْقى جِلْبابَ الْحَياءِ عَنْ وَجْهِهِ فَلا غِيبَةَ لَهُ »(4)

    كسى كه پرده حيا را كنار بگذارد غيبت ندارد .

    4 ـ روايات متعددى كه در باب عدالت در « وسائل الشيعه » نقل شده است ، از جمله ، از امام صادق (عليه السلام) نقل شده :

    « مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ يَظْلِمْهُمْ وَحَدَّثَهُمْ فَلَمْ يَكَذِبْهُمْ وَواعَدَهُمْ فَلَمْ يُخْلِفْهُمْ كانَ مِمَّنْ حَرُمَتْ غِيبَتُهُ وَكَمُلَتْ مُرُوَّتُهُ وَظَهَرَ عَدْلُهُ وَوَجَبَتْ اُخُوَّتُهُ »(5)

    كسى كه در معامله با مردم ستم نكند و در سخن با آنان دروغ نگويد و در وعده تخلّف نكند ، جزو كسانى است كه غيبتش حرام ، شخصيتش كامل ، عدالت او آشكار و برادرى با وى واجب است .

    -------------------------------------------------------------
    1 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 253 .
    2 . غزالى ، احياءالعلوم ; و بحار الانوار 72 / 253 .
    3 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 236 .
    4 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 232 .
    5 حرّ عاملى ، وسائل الشيعه ، جلد5 ، صفحه393 .





    زندگی در پرتو اخلاق

صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •