زندگی در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی در پرتو اخلاق
صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 84
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    اسلام و مسائل اجتماعى

    بدون ترديد هيچ مذهبى همانند اسلام پيوند ميان فرد و اجتماع را محترم نشمرده و با احكام و قوانين خود حلقه هاى اجتماعى را محكم نكرده است ، البته يك مذهب آسمانى و جاويدان كه ضامن پرورش استعدادهاى نهفته و تكامل و پيشروى انسان است جز اين نمى تواند باشد .

    براى درك اهميت اجتماع از نظر اسلام و توجه خاص اسلام به اين موضوع ، مطالعه دستورات زير كافى است :

    1 ـ اگر تعجب نكنيد ، در ميان دستورهاى اصلى اسلام حتّى يك دستور فردى ديده نمى شود ! بهترين دليل آن وضع فقه اسلامى است كه مركب از « عبادات » ، « معاملات » و « سياسات » است ، قسمت دوم و سوم كه قسمت اعظم فقه را تشكيل مى دهد اجتماعى بودنش نياز به توضيح ندارد ، در قسمت اول هم كه اساس آن بر ارتباط خلق با خالق است باز روح اجتماع آشكارا بر آن حكومت مى كند .

    فرايض روزانه كه مهمترين عبادت اسلامى هستند با مفاهيم اجتماعى چنان آميخته اند كه تفكيك اين دو از هم كار مشكلى است و هنگامى كه بصورت فردى انجام داده مى شود ، مثل اينكه مفهوم خود را از دست مى دهد .

    مثلا : مقدمه فريضه نماز كه « اذان و اقامه » است چيزى جز يك دعوت و اعلان عمومى براى اجتماع و انجام اين فريضه بصورت دسته جمعى نيست ، و در صورت انفراد مفهومى جز حفظ يك سنت و ايجاد يك نوع آمادگى روحى براى دخول اين فريضه ندارد .

    سوره حمد كه آغاز نماز و متضمن مناجات و دعا و ثناى اصلى است همه با صيغه جمع ( نَعْبُدُ ـ نَسْتَعينُ ـ اِهْدِنا ) ادا مى شود . و سلام پايان نماز نيز با صيغه جمع مى باشد و در صورت انفراد تقريباً مفهوم اصلى خود را از دست مى دهد ، اينها همه حكايت از اين مى كند كه شالوده اين فريضه بزرگ بر پايه اجتماع بنا شده ، گذشته از تأكيدات عجيب و كم نظيرى كه در مورد جماعت ، يعنى اداى دسته جمعى اين فريضه وارد شده است .

    در ميان عبادات اسلامى « حج » از نظر اِنْقِطاعِ اِلى الله ( قطع توجه از جهان ماده و تشريفات و تعلقات و امتيازات آن ) از همه قويتر است و توجه به حقايق در آن بصورت فوق العاده تكان دهنده اى رعايت شده ، ولى عجيب اين است كه با اين حال از نظر « قيافه اجتماعى » و اثرات آن از همه عبادات قويتر و ريشه دارتر مى باشد .

    2 ـ اهميت پيوندهاى اجتماعى از نظر اسلام تا آن حدّ است كه آن را يكى از آيات پروردگار و نشانه هاى توحيد شمرده است ، آنجا كه مى فرمايد :

    ) وَمِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ((1)
    و از آيات او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد ، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد .

    3 ـ قرآن مجيد تصريح مى كند كه يكى از كارهاى اعجاز آميز پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ايجاد الفت هرچه بيشتر ميان دلها بوده است ، آنجا كه مى گويد :


    ) هُوَ الَّذِي اَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَاَ لَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ((2)
    او همان كسى است كه تو را ، با يارى خود و مؤمنان ، تقويت كرد و دلهاى آنها را با هم الفت داد .
    آيه فوق اشاره جالبى به اين نكته مى نمايد كه ماديات به تنهايى نمى توانند ايجاد الفت كنند ، زيرا آنها خود عامل پراكندگى و تزاحم و تنازعند ، به خلاف ايمان و معنويت .
    قابل توجه اينكه در اين بيان قرآن ، تأييد مؤمنان بلافاصله پس از تأييد الهى ذكر شده است و اين خود دليل بر اهميت فوق العاده موضوع است .

    4 ـ قرآن ، پراكندگى و نفاق را در رديف عذابهاى آسمانى مى داند :

    ) قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِكُمْ اَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْض ((3)
    بگو : او قادر است كه از بالا يا از زير پاى شما ، عذابى بر شما بفرستد ; يا بصورت دسته هاى پراكنده شما را با هم بياميزد و طعم جنگ ( و اختلاف ) را به هريك از شما بوسيله ديگرى بچشاند .
    و در جاى ديگر آن را در رديف آتش سوزان قرار داده كه همه چيز را در كام خود فرو مى بلعد و خاكستر مى كند :

    ) وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَة مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَكُمْ مِنْها ((4)
    و شما بر لبِ حفره اى از آتش بوديد ، ( خدا ) شما را از آن نجات داد .

    5 ـ قرآن مجيد رابطه افراد با ايمان را همان « اخوّت و برادرى » مى داند كه نزديكترين و محترم ترين روابط خويشاوندى است كه بر اساس احترام مساوى و متقابل بنا شده .

    6 ـ در دستورهاى اسلامى كمتر گناهى به پايه ايجاد عداوت و تفرقه ميان مردم مى رسد ، همانطور كه كمتر كار نيكى به پايه ايجاد الفت در ميان مردم مى رسد .

    در كتاب « احتجاج » از امام صادق (عليه السلام) نقل شده :

    « اِنَّ مِنْ اَكْبَرِ السِّحْرِ النَّمِيمَةُ يُفَرَّقُ بِها بَيْنَ الْمُتَحابِّيْنَ وَيُجْلَبُ الْعَداوَةُ عَلَى الْمُتَصافِينَ وَيُسْفَكُ بِهَا الدِّماءُ وَيُهْدَمُ بِهَا الدُّورُ وَيُكْشَفُ بِهَا السُّتُورُ ، وَالنَّمّامُ اَشَرُّ مَنْ وَطِىءَ الاَْرْضَ بِقَدَم »(5)


    مهمترين سِحر ( از نظر اثرِ تفرقه افكنى ) سخن چينى است كه ميان دوستان ايجاد تفرقه و جلب عداوت مى كند ، خونها بواسطه آن ريخته مى شود و خانه ها ويران مى گردد و اسرار و رازهاى مردم فاش خواهد شد ; سخن چين بدترين كسى است كه قدم روى زمين گذارده است .

    ضمناً بايد توجه داشت كه سحر در بعضى احاديث اسلامى با كفر برابر شمرده شده است .


    زندگی در پرتو اخلاق

  2. #52
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    7ـ اسلام حتى اجازه نمى دهد مسلمانان جز در موارد استثنايى از يكديگر قهر كنند و رشته مودت در ميان آنها ضعيف گردد و گرمى دوستى به سردى گرايد .

    در احاديث فراوانى كه از پيشوايان اسلام در اين زمينه نقل شده در بيش از هفت حديث اين كار با لحن شديدى تحريم شده و حد مجاز آن را در مورد لزوم سه روز بيان نموده اند .

    پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

    « لا يَحِلُّ لِمُسْلِم اَنْ يَهْجُرَ اَخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ اَيّام »(6)
    براى مسلمان جايز نيست بيش از سه روز با برادر دينى خود قهر كند !

    در حديث ديگر مى فرمايد :

    « نُهِيَ عَنِ الْهِجْرانِ ، فَمَنْ كانَ لا بُدَّ فاعِلا فَلا يَهْجُر اَخاهُ اَكْثَرَ مِنْ ثَلاثَةِ اَيّام ، فَمَنْ كانَ هاجِراً لاَِخِيهِ اَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ كانَتِ النّارُ اَوْلى بِهِ »(7)
    قهر كردن نهى شده است و كسى كه به ناچار اين كار را انجام مى دهد ، بيش از سه روز از برادر خود قهر نكند ، كسى كه بيش از اين مقدار قهر نمايد آتش براى او سزاوارتر است !

    در اين احاديث پيشوايان اسلام ادامه قهر را سبب خروج از حقيقت اسلام ، و پيشقدم شدن در آشتى را سبب پيشقدم شدن در دخول بهشت معرفى فرموده اند .

    8 ـ در اسلام محبت و دوستى و مواسات و كمك و تعاون از وظايف حتمى هر مسلمان شمرده شده و همه موظف به اجراى اين اصول مى باشند .

    در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود :

    « يَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الاِْجْتِهادُ فِي التَّواصُلِ ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ ، وَالْمُواساةُ لاَِهْلِ الْحاجَةِ ، وَتَعاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلى بَعْض ، حَتّى تَكُونُوا كَما اَمَرَكُمُ اللهُ عَزَّوَجَلّ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ »(8)
    بر مسلمانان لازم است كوشش كنند تا دلهاى خود را به يكديگر نزديك سازند و از تعاون آميخته به محبت فروگذار ننمايند ، نسبت به نيازمندان مواسات نمايند ، و نسبت به يكديگر ابراز عاطفه كنند تا مصداق گفتار خداوند « مهربانان به يكديگرند » گردند .

    9 ـ اسلام مسأله دوستى و محبت و تعاون اجتماعى و مساوات را تنها بعنوان يك دستور و وظيفه بيان ننموده ، بلكه طرحهاى جامعى براى به ثمر رسانيدن اين دستورات ريخته است .

    به اين ترتيب كه از يك طرف عواملى كه موجب تفرقه و نفاق و پراكندگى مى شود مانند غيبت ، سخن چينى ، برترى جويى ، سختگيرى در گرفتن حق ، سوء ظن ، صدا زدن افراد با القاب بد ، مزاح زياد و . . . را ممنوع شمرده ; و از طرف ديگر عواملى كه منجر به تحكيم محبت و مودت و اعتماد متقابل مى گردد ، مانند « تزاور » ( ديد و بازديد ) ، « مصافحه و معانقه » ، حسن ظن ، ابراز دوستى در پيش روى افراد ، دفاع از حيثيت يكديگر در پشتِ سر ، اصلاح ذات البين ، كوشش در انجام حاجات يكديگر و امثال آن را ممدوح شمرده است و به اين ترتيب اساس يك جامعه به تمام معنى انسانى را بر اساس عواطف واقعى پى ريزى نموده است ، و تا آنجا اهميت اين مسأله را پيش برده كه از ضرورى ترين لوازم زندگى شمرده است .

    پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

    « اِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَسْكُنُ اِلَى الْمُؤْمِنِ كَما يَسْكُنُ الْقَلْبُ الْظَمآنُ اِلَى الْماءِ الْبارِدِ »(9)
    همان آرامش را كه تشنگان از يافتن آب پيدا مى كنند ، افراد با ايمان از همبستگى با يكديگر مى يابند .
    ضمناً از اين تعبير بدست مى آيد كه نياز افراد اجتماع به زندگى دسته جمعى بر اساس يك نياز طبيعى و فطرى است كه بدون آن زندگى بشر ممكن نيست .



    زندگی در پرتو اخلاق

  3. #53
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    10ـ قابل توجه اينكه اسلام به هيچ حدى از روابط اجتماعى قانع نيست و همچنان مى كوشد كه روابط را هرچه محكمتر و نزديكتر سازد و در اين قسمت تا آنجا پيش مى رود كه مى گويد : بايد در ميان افراد با ايمان آنچنان پيوند ارتباط روحى برقرار گردد كه حتى در جسم آنها اثر بگذارد .

    پيغمبراكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در حديثى مى فرمايد :

    « اَلا وَاِنَّ وُدَّ الْمُؤْمِنِ مِنْ اَعْظَمِ سَبَبِ الاِْيمانِ . . . اَلا وَاِنَّ الْمُؤْمِنَيْنِ اِذا تَحابّا فِي اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَتَصافَيا فِي اللهِ كانا كَالْجَسَدِ الْواحِدِ اِذَا اشْتَكى اَحَدُهُما مِنْ جَسَدِهِ مَوْضِعاً وَجَدَ الاْخَرُ اَلَمَ ذلِكَ الْمَوْضِعِ »(10)
    توجه داشته باشيد كه دوستى با مؤمن يكى از بزرگترين اسباب ايمان است . . . و دو نفر مؤمن كه بخاطر خدا با هم دوست مى شوند همچون يك پيكر مى گردند بطورى كه اگر يكى از آنان در موضعى از بدن خود ناراحتى داشت ديگرى در همان موضوع احساس درد مى كند !

    از اين حديث استفاده مى شود كه ممكن است دوستى و رابطه دو نفر از افراد با ايمان بقدرى محكم و قوى شود كه جسد آنها در حكم يك جسد شود ، هرگاه يكى از آنها در عضوى از اعضاى خود احساس ناراحتى كند عضو مشابه آن در بدن ديگرى نيز بدون علت خاصى ناراحت گردد ، يعنى پيوند ميان روحها چنان شود كه عوارض هريك از بدنها را به ديگرى منتقل سازد ( همان گونه كه در باره بعضى از ياران پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است ) .

    اين موضوع با توجه به دو مقدمه هيچ بعيد نيست :

    نخست اينكه ارتباط روح با بدن بقدرى زياد است كه ناراحتيهاى روحى اثر عميق در جسم مى گذارند . روانپزشكان امروز معتقدند بسيارى از بيماريهاى جسمى هيچ گونه عامل جسمى مشخصى از قبيل ضايعات عضوى يا ميكروبها ندارند و صرفاً معلول ناراحتيهاى روانى مى باشند .

    ديگر اينكه امروز ثابت شده كه انتقال و مبادله ميان دو فكر حتى از فاصله هاى دور دست امرى امكان پذير است ، به اين معنى كه ممكن است دو نفر بر اثر توافق خاص روحى يا تمرين بتوانند بدون هيچ وسيله فيزيكى ، رابطه فكرى باهم پيدا كرده و افكار خود را به مغز يكديگر بفرستند . اين موضوع را « تله پاتى » مى نامند .

    بنابراين ممكن است از طريق رابطه فكرى ، ناراحتيهاى يك شخص به دوستش منتقل گردد و سپس آن ناراحتى خاص روى جسم او اثر بگذارد و همان عضو مشابه را ناراحت سازد .

    11 ـ پيوستن به اجتماعات بزرگ : اسلام دستور مى دهد مردم به اجتماعات بزرگتر بپيوندند .

    امير مؤمنان على (عليه السلام) در خطبه اى كه براى كوبيدن افكار اقليت تفرقه انداز « خوارج » بيان كرده است مى فرمايد :

    « وَ الْزَمُوا السَّوادَ الاَْعْظَمَ فَاِنَّ يَدَ اللهِ مَعَ الْجَماعَةِ وَاِيّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَاِنَّ الشّاذَّ مِنَ النّاسِ لِلشَّيْطانِ كَما اَنَّ الشّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ . . . وَاِنَّما حُكِّمَ الْحَكَمانِ لِيُحْيِيا ما اَحْيَا الْقُرْآنُ وَيُمِيتا ما اَماتَ الْقُرْآنُ ، وَ اِحْياؤُهُ الاِْجْتِماعُ عَلَيْهِ وَاِماتَتُهُ الاِْفْتِراقُ عَنْهُ »(11)
    همواره همراه بزرگترين جمعيتها ( اكثريتهاى طرفدار حق ) باشيد كه دست خدا با جمعيت است ، و از پراكندگى بپرهيزيد كه « انسان تنها » بهره شيطان است چنانكه گوسفند تك رو طعمه گرگ ! . . . اگر به آن دو نفر حكميّت داده شد تنها به اين خاطر بود كه آنچه را قرآن زنده دانسته زنده سازند و آنچه را محكوم به مرگ نموده نابود كنند ، و احياى قرآن اين است كه دست اتحاد به هم دهند و به آن عمل كنند ، و ميراندن آن پراكندگى و جدايى از آن است .

    مطالعه در زندگى اقوام پيشين نيز نشان مى دهد كه جوامع كوچكتر هميشه از نظر فرهنگ و مظاهر تمدن انسانى عقبتر بوده اند و فرهنگها و تمدنهاى پيشرفته در اجتماعات بزرگ و وسيع ظاهر شده است .

    لذا در جمله هاى بالا نخست دعوت به ملازمت اجتماعات بزرگ شده ، سپس اشاره مى فرمايد كه دست خداوند بر سر چنين اجتماعاتى است ، و بعكس افراد تك رو طعمه شيطانند و از تحت حمايت الهى بيرونند ، و در تشبيهى كه در جمله بعد فرموده ، نشان مى دهد كه پيروزى بر مشكلات اجتماعى و نجات از چنگال گرگها ، تنها در دل اجتماع ممكن است ، و به همين دليل هر اجتماعى فشرده تر و متراكم تر باشد در برابر حوادث نيرومندتر و پيروز خواهد بود .



    زندگی در پرتو اخلاق

  4. #54
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    و بالاخره در جمله هاى آخر مى فرمايد زنده كردن قرآن به اين است كه همه بر گِرد آن جمع و متحد شوند و ميراندن آن اين است كه از آن پراكنده شده هر يك راهى را براى خود در پيش گيرند !

    گذشته از آنچه گفته شد ، اهتمام اسلام را به اجتماعات بزرگتر از دو موضوع زير نيز مى توان استفاده نمود :

    1 ـ از نظر اسلام اهميت هر نماز جماعت به مقدار تعداد شركت كنندگان در آن مى باشد ، و نيز ثواب مساجد ، از مسجد بازار و قبيله گرفته تا مسجد جامع شهر و مساجدى كه به همه مسلمانان تعلق دارد و بالاخره مسجدالحرام كه بزرگترين مركز اجتماع اسلامى است متناسب با موقعيت اجتماعى آنها مى باشد .

    2 ـ اسلام در شرايط خاص تشويق فراوانى به تكثير نسل و ازدياد جمعيت نموده است .

    پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

    « اُطْلُبُوا الْوَلَدَ فَاِنِّي مُكاثِرٌ بِكُمُ الاُْمَمَ غَدًا »(12)
    فرزند بخواهيد زيرا من در روز رستاخيز به فراوانى جمعيت شما مباهات مى كنم .

    در اينجا توجه به يك نكته ضرورت دارد و آن اينكه :
    ممكن است كثرت جمعيت در پاره اى از جوامع توليد ناراحتيها و مشكلاتى از نظر كمبود مواد غذايى و مانند آن بكند ، ولى اين مشكلات موقتى و استثنايى هرگز نمى تواند ارزش ذخاير انسانى را براى يك اجتماع كم كند ، اين مشكلات ممكن است احياناً براى ملتى كه مثلا منابع فراوان زيرزمينى يا محصول فراوان كشاورزى يا مانند آن ندارند پيش آید.
    _________________________________
    1 . سوره روم ( 30 ) آيه 21 .
    2 . سوره انفال ( 8 ) آيه 62 و 63 .
    3 . سوره انعام ( 6 ) آيه 65 .
    4 . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 103 .
    5 . طبرسى ، احتجاج 2 / 82 .
    6 . مجلسى ، بحار الانوار 75 / 189 .
    7 . حرّ عاملى ، وسائل الشيعه 8 / 586 ، روايت 8 .
    8 . حرّ عاملى ، وسائل الشيعه 8 / 552 ، روايت 2 .
    9 . مجلسى ، بحار الانوار 74 / 280 .
    10 . مجلسى ، بحار الانوار 74 / 281 .
    11 . نهج البلاغه ، خطبه 127 .
    12 . حرّ عاملى ، وسائل الشيعه 14 / 3 ، روايت 6 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  5. #55
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    انزواى اجتماعى

    واكنش انزوا طلبى و رهبانيت در عقب روىِ فرد و اجتماع

    جامعه شناسان معتقدند انزواى اجتماعى به هر شكل و در هر صورت اثرات بسيار نامطلوبى در روح و جسم فرد و جامعه دارد .

    اين موضوع هم در مورد افرادى كه بصورت انزوا بسر مى برند ، و هم در مورد قبائل و ملتها و بطور كلى گروههايى كه به علل اجتماعى ، سياسى و يا جغرافيايى جدا از ديگران زندگى مى كنند ، آزمايش شده است .

    يكى از جامعه شناسان به نام « روس » در كتاب خود « اصول جامعه شناسى » اثرات انزواى اجتماعى را روى عده زيادى از زندانيان كه در زندانهاى انفرادى بودند مورد مطالعه قرار داده است . او مى گويد : « ده درصد از اين عده پس از گذشتن يك سال يا جان سپردند يا دست به انتحار زدند و يا ديوانه شدند و بقيه هم گرفتار يك نوع ناراحتى روانى ( غمزدگى ) گرديدند » .

    سپس اضافه مى كند : « در ميان زندانيان مجرد مبارزه روح اجتماعى فرد در مقابل مرگ به راستى تأثرانگيز است ، زيرا گاهى تنها تعارف يك گل يا يك نبات به يك زندانى ، ممكن است عطش تماس اجتماعى او را فرو نشاند و او را از مرگ نجات بخشد » .

    او در مورد افراد تارك دنيا و صومعه نشينان نيز تصريح مى كند كه انزوا اثر بدى در روح آنها دارد و در آنان توليد « افسردگى » و « يأس » و « و هم » و در غالب موارد توليد اختلال روانى مى نمايد(1) .

    اثرات انزواى اجتماعى در نزد قبايل بيابانگرد و چادرنشينان ـ كه در يك نوع انزواى دائم بسر مى برند ـ نيز كاملا محسوس است ، زيرا عقب ماندگى آنها در همه شؤون فكرى و اجتماعى نمايان مى باشد و متناسب با چگونگى انزواى قبيلگى آنهاست .

    همچنين كشورهايى كه بر اثر رژيمهاى خاص سياسى از ديگران جدا مى مانند در صورتى كه با وسائل ديگر مانند مطبوعات و امثال آن ارتباط فكرى با سايرين برقرار نسازند ، از جهات مختلف گرفتار عقب افتادگى خواهند شد .

    علت اصلى اين موضوع با در نظر گرفتن بحثهاى گذشته و اينكه عموم پيشرفتها مديون تراكم افكار و تراكم تجربيات و ابتكارات اقوام و افراد است كاملا روشن مى باشد ، بنابراين بايد قبول كرد كه انزواى اجتماعى بزرگترين دشمن تكامل جامعه ها و ترقى و پيشرفت انسانها در همه زمينه هاست و نيز سرچشمه انواع انحرافات مى باشد .
    ________________________________________
    1 . جامعه شناسى ، ساموئيل كينگ ، صفحه 428



    زندگی در پرتو اخلاق

  6. #56
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    اسلام و رهبانيت
    اكنون ببينيم اسلام در اين باره چه نظرى دارد ؟

    اسلام ، « انزواى اجتماعى » و همه مظاهر آن را كه از آن تعبير به « رهبانيّت » نموده است محكوم مى كند ، حديث معروف « لا رَهْبانِيَّةَ فِي الاِْسْلامِ » را در بسيارى از كتب حديث نقل كرده اند ، و « رُهْبانِيَّة » ( بضم راء ) و « رَهْبانِيَّة » ( بفتح راء ) منسوب به « رُهبان » و « رَهبان » هر دو يك معنى دارد ، در اصل لغت از ماده « رهب » به معنى خوف ، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به كسانى گفته مى شود كه « انقطاع و انفراد از مردم پيدا مى كنند بخاطر عبادت و ترس از خدا » .

    سرچشمه تاريخى
    اين عمل از قديم در ميان هندوها رايج بوده و سپس در ميان مسيحيان رايج گرديد . بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در ميان پيروان مسيح يا يهود شكستهاى پى درپى بود كه از يكى از سلاطين جبّار و ديكتاتور وقت خوردند و به دنبال آن تصميم گرفتند پراكنده شوند و در بيابانها به عبادت بپردارند تا پيامبر موعود آشكار گردد و آنها را از ذلت و پراكندگى برهاند(1) .
    ------------------------------------
    1 . به تاريخ « ويل دورانت » مراجعه شود .

    سرچشمه روانى
    اصولا عكس العمل روانى افراد و اقوام گوناگون در برابر شكستها و ناكاميها مختلف است ، بعضى تمايل به انزوا و درون گرايى پيدا مى كنند و بكلى مسير افكار اجتماعى خود را برهم مى زنند ، ولى بعضى ديگر كه عده آنها كمتر از دسته اول است خشونت و صلابت و عمق بيشترى پيدا كرده و از مبارزه سطحى متوجه مبارزات ريشه دار و اصولى مى گردند .
    رهبانيت در واقع همان عكس العمل افراد و اقوام شكست خورده دسته اول است .

    اكنون كه ريشه تاريخى و روانى رهبانيت را دانستيم و روشن شد كه رهبانيت خلاف فطرت سالم بشر است ، حديث زير بخوبى مى تواند نظر اسلام را در مورد آن روشن سازد :

    « عثمان بن مظعون » بر اثر يك شكست روحى ( بخاطر از دست دادن فرزند مورد علاقه خود ) متمايل به رهبانيت مى شود و بعنوان تسلى خود رو به عبادت مى آورد ، هنگامى كه خبر به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد او را نهى كرد و فرمود :

    « اِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَتَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنَا الرُّهْبانِيَّةَ »
    خداوند متعال رهبانيّت را براى ما مقرّر نداشته است .

    سپس يك جمله اصولى اضافه فرمود :

    « اِنَّما رُهْبانِيَّةُ اُمَّتِي الْجِهادُ فِي سَبِيلِ اللهِ »(1)
    همانا رهبانيت امت من جهاد در راه خداست .

    يعنى : اگر رهبانيت به معنى پشتِ پا زدن به لذائذ زندگى و آسايشهاست بايد در راهى به كار رود كه مانند جهاد خدمت بزرگى به حفظ اصول اسلام و عظمت جامعه كند .

    در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر (عليه السلام) نقل شده كه كسى از آن حضرت سؤال كرد :

    « عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ هَلْ يَصْلُحُ اَنْ يَسِيحَ فِي الاَْرْضِ اَوْ يَتَرَهَّبَ فِي بَيْت لا يَخْرُجُ مِنْهُ ؟ قالَ (عليه السلام) : لا »(2)

    آيا براى مسلمان شايسته است سياحت و خانه به دوشى ، يا رهبانيت را انتخاب نمايد و از خانه بيرون نرود ؟ فرمود : نه .
    منظور از « سياحت » در اين روايت يك نوع رهبانيت بوده كه بصورت جهانگردى بدون زاد و توشه و به منظور دورى از شهرها و اجتماعات و يا فرار از خانه و خانواده انجام مى شده است ، چنانكه مرحوم « طريحى » در كتاب « مجمع البحرين » پس از نقل حديث « لا سِياحَةَ فِي الاِْسْلامِ ; در اسلام سياحت نيست » مى گويد : « مقصود دورى از شهرها و صحرا نشينى و ترك مراسم جمعه و اجتماعات است » .

    و در معنى « سائحات » كه در آيه 5 سوره تحريم وارد شده مى گويد : « منظور روزه داران مى باشند ، و سياحت در اين آيه به معنى روزه است ، و چون سياحت كننده توشه و غذايى همراه نمى برد ، مانند آدم روزه دار است »(3) .

    در هر حال از حديث فوق برمى آيد كه « رهبانيت » و انزواى اجتماعى ـ خواه بصورت نشستن در خانه و در به روى خود بستن و تارك دنيا شدن و خواه بصورت جهانگردى بدون وسيله و فرار از خانه و زندگانى و اجتماع ـ در اسلام محكوم شده است زيرا با روح دستورات اسلامى مباين مى باشد .


    زندگی در پرتو اخلاق

  7. #57
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    از همه اينها گذشته در قرآن مجيد رهبانيت رايج در ميان نصارى يك نوع بدعت مذموم شمرده شده است :

    ) وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ((4)
    و رهبانيتى را كه آنان ابداع كرده بودند ، ما بر آنان مقرر نداشته بوديم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود ولى حق آن را رعايت نكردند .

    مجموع اين مدارك نظر اسلام را درباره رهبانيت كاملا روشن مى سازد . ولى در اينجا يك مسأله باقى مى ماند و آن اينكه : آيا در مذاهب ديگر رهبانيت وجود داشته است ؟

    از مدارك اسلامى چنين برمى آيد كه يك نوع از رهبانيت در مذهب مسيح بوده اما با رهبانيت كنونى و برنامه تاركان دنيا بسيار فرق داشته است ، زيرا از ظاهر جمله ) ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ ( چنين استفاده مى شود كه خداوند يك نوع رهبانيت براى آنها مقرر داشته است كه به منظور تحصيل خشنودى پروردگار بوده ، ولى آنها حدود آن را رعايت ننموده و به جاى آن نوع ديگرى كه قرآن آن را بدعت شمرده اختراع كردند .

    اين مطلبى است كه از ظاهر آيه فوق ـ بدون حذف و تقدير ـ برمى آيد ، ولى چون اين معنى در نظر عده اى از مفسران خوشايند نبوده و فكر مى كرده اند كه رهبانيت به هر معنى و در هر زمان و مكانى بايد ممنوع باشد ، لذا در آيه مزبور قائل به حذف و تقدير شده و آن را طور ديگرى معنى كرده اند .

    مثلا بعضى جمله « ما كَتَبْنا » ى ديگرى بعد از « عَلَيْهِمْ » تقدير گرفته و معنى آيه را به اين صورت تفسير كرده اند : « وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْنا عَلَيْهِمْ / ما كَتَبْنا / اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ » يعنى : ما رهبانيت را براى آنها مقرّر نداشتيم ، ما تنها تحصيل رضايت خداوند را بر آنها مقرّر داشتيم !

    بعضى ديگر جمله « اِنَّهُمُ ابْتَدَعُوها » را بعد از « اِلاّ » در تقدير گرفته اند و حاصل آيه چنين شده است : ما رهبانيت را براى آنها مقرر نداشتيم بلكه آنها خودشان به گمان تحصيل رضايت خداوند آن را اختراع نمودند .

    بديهى است اين معانى خلاف ظاهر آيه شريفه است و با استثناى مذكور در آيه كه استثنا از « ما كَتَبْناها عَلَيْهِم » است نمى سازد زيرا ظاهر استثناء از نفى ، اثبات است ، و اين مى رساند كه يك نوع رهبانيت براى آنها مقرر شده بوده است .

    پاره اى از روايات وارده در تفسير آيه كه آن را به « صَلوةِ لَيْل » ( نماز شب ) تفسير نموده نيز اين حقيقت را تأييد مى كند ( در تفسير برهان ذيل آيه شريفه دو روايت به اين مضمون نقل شده است ) .

    اكنون بايد ديد منظور از اين رهبانيت مشروع چه بوده است .

    مسلماً در آيين اصلى مسيح (عليه السلام) طبق مدارك تاريخى و دينى ( حتى خود اناجيل ) ترك ازدواج بطور مطلق و انزواى اجتماعى و جدايى از اجتماع و سكونت در « ديرها » و « صومعه ها » كه از مراسم رهبانيت امروز مى باشد ، نبوده است .

    طبق مدارك قطعى ، عده اى از حواريون و شاگردان مسيح ازدواج كردند و با مردم مخالطت و معاشرت داشتند .

    بنابراين ممكن است مراد از رهبانيت مشروع همان معنى لغوى و ترس از خدا آميخته با يك نوع زهد و بى اعتنايى به زرق و برق دنيا و سادگى در عين زندگى در ميان اجتماع بوده باشد ، آن طور كه خود حضرت مسيح (عليه السلام)و شاگردان او داشتند .

    اما جمله « فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ; ولى حق آن را رعايت نكردند » تاب دو معنى دارد :

    نخست اينكه : آنها حدود آن رهبانيت مشروع را رعايت ننموده و مقررات آن را مسخ نمودند و در آن بدعتها گذاشتند و بصورت ديرنشينى و ترك زندگى عادى دنيا و ترك ازدواج مطلق درآوردند .

    ديگر اينكه همان رهبانيت ساختگى و ابداعى را نيز رعايت ننمودند و چنانكه بعداً هم اشاره مى شود به جاى پرهيزگارى و عفاف و بى اعتنايى به دنيا عده اى از آنها مرتكب اعمال خلاف عفت در ديرها شدند و طريق دنياپرستى را پيش گرفته بساط خوشگذرانى و عيش و ميگسارى را در بعضى از آن مراكز كه به نام رهبانيت تأسيس يافته بود به راه انداختند .
    -----------------------------------------------
    1 . مجلسى ، بحار الانوار 8 / 170 ، روايت 112 .
    2 . مجلسى ، بحار الانوار 70 / 119 ، روايت 10 .
    3 . بعضى هم « سياحت » در آيه را به معنى « هجرت » گرفته اند .
    4 . سوره حديد ( 57 ) آيه 27 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  8. #58
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    بدعت « رهبانيت » در ميان مسيحيان

    تواريخ موجود مسيحيت نشان مى دهد كه رهبانيت بصورت فعلى در قرون اول مسيحيت وجود نداشته و پيدايش آن را بعد از قرن سوم ميلادى هنگام ظهور امپراطور رومى به نام « ديسيوس » و مبارزه شديد با پيروان مسيح (عليه السلام)دانسته اند ، آنها بر اثر شكست از اين امپراطور و رانده شدن از اجتماعات به كوهها و بيابانها پناه بردند(1) .

    جالب توجه اينكه در رواياتى كه از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) نقل شده نيز اين مضمون ديده مى شود كه روزى حضرت به ابن مسعود فرمود : مى دانى رهبانيت از كجا پيدا شد ؟

    مى گويد : عرض كردم : خدا و پيامبرش داناترند !

    فرمود : جمعى از جبّاران بعد از عيسى (عليه السلام) ظهور كردند و افراد با ايمان سه مرتبه با آنها پيكار نمودند و چون شكست خوردند به بيابانها و كوهها فرار كردند و به انتظار ظهور پيغمبر موعود عيسى ( حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) ) در آنجا به عبادت اشتغال ورزيدند ( نقل مضمون روايت )(2) .


    « ويل دورانت » مورخ مشهور مسيحى در تاريخ خود در جلد 31 بحث مشروحى راجع به رهبانان نقل مى كند . او معتقد است پيوستن « راهبات » ( زنان تارك دنيا ) به « راهبان » از قرن چهارم ميلادى شروع شد و روز به روز كار رهبانيت بالا گرفت تا در قرن دهم ميلادى به اوج ترقى خود رسيد .

    سپس شرح مبسوطى درباره وضع « ديرها » ( مركز زندگى رهبانها ) و رسم ترك ازدواج و كوششهاى رهبانها براى آباد كردن زمينهاى باير و زراعت و صنايع دستى و قلاب دوزى و ساير سرگرميهاى زنان راهبه نقل مى كند .

    يكى از اساسى ترين شرايط رهبانيت همان مسأله ترك ازدواج بطور كلى بود .

    « فريد و جدى » در دائرة المعارف » نقل مى كند كه : بعضى از رهبانها تا آن اندازه توجه به جنس زن را عمل شيطانى مى دانستند كه حاضر نبودند حيوان ماده را در خانه ببرند مبادا روح شيطانى آن به روحانيت آنها صدمه بزند !

    اما با اين حال ، تاريخ ، فجايع زيادى از ديرها به خاطر دارد تا آنجا كه پاپ « اينوسان سوم » يكى از ديرها را بعنوان « فاحشه خانه » ! توصيف كرد(3) .


    و بعضى از آنها مركزى براى اجتماع شكم پرستها و دنياطلبان و خوشگذرانها شده بود و بهترين شرابها در آن تهيه ديده مى شد !
    -------------------------------------------------
    1 . ر . ك : دائرة المعارف قرن بيستم ، ماده « رهب » .
    2 . ر . ك : تفسير مجمع البيان ، ذيل آيه 27 سوره حديد ; و بحار الانوار ، جلد 70 ، باب النهى عن الرهبانية .
    3 . ويل دورانت ، تاريخ تمدن 13 / 443 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  9. #59
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    واحدهاى اجتماعى
    مهمترين مسأله در زندگى اجتماعى اين است كه چگونه مى توان از واحدهاى كوچك ، واحد بزرگ و نيرومندى ساخت ؟
    اجتماع بشر تقريباً از همان روزهاى نخست بصورت واحدهاى كوچك و بزرگ متعددى درآمده است .
    چيزى كه باعث ايجاد اين تعدّد و پراكندگى شده امور زير بوده است :

    1 ـ نژاد
    در درجه اول توسعه خانواده و انشعاب خانواده هاى مختلف از يك خانواده ، سرچشمه تشكيل يك نژاد و قبيله و به دنبال آن يك واحد اجتماعى شده و در حقيقت نخستين رنگ اجتماعى بشر همان رنگ نژاد و قبيلگى است ، و الآن هم در جوامع عقب افتاده مسأله قبيله و نژاد اساس جامعه را تشكيل مى دهد ، و در بعضى موارد اين مسأله بقدرى شديد است كه از آميخته شدن خونهاى دو قبيله با هم شديداً جلوگيرى مى شود .

    2 ـ منطقه جغرافيايى
    قبايل مختلف كه نژاد و خون ، آنها را از هم جدا مى كرد ، رفته رفته به هم آميختند و تشكيل واحدهاى بزرگتر اجتماعى دادند كه مناطق مختلف جغرافيايى آنها را از هم جدا مى ساخت .

    مرزهاى جغرافيايى نخست جنبه « طبيعى » داشت ، مثلا فاصله شدن يك دره يا شط بزرگ و يا كوههاى بلند كافى بود كه دو ملت را از هم جدا كند ; اما بعد جنبه قراردادى پيدا كرد و مرزهاى طبيعى با قراردادهاى مختلف كم و بيش از ارزش افتاد . اگرچه هنوز هم مرزهاى طبيعى در بسيارى از نقاط جهان سازنده مرزهاى جغرافيايى است ، مثلا جدايى كشور « بريتانيا » از « فرانسه » و « چين » از « ژاپن » و مانند اينها همه بر اثر مرزهاى طبيعى مى باشد ، ولى مسلماً مرز همه كشورها را مرزهاى طبيعى تعيين نمى كند .

    3 ـ ايدئولوژى
    بالاخره تشكيل واحدهاى اجتماعى بر اساس عقيده و طرز تفكر و ايدئولوژى در جامعه هاى كاملتر صورت گرفت ، به اين ترتيب كه بشر به زودى فهميد كه مسأله « نژاد » و « قبيله » نمى تواند ميان افراد انسان جدايى بيفكند ، درست است كه افراد همخون وجه مشتركهاى بيشترى در جهات جسمى و روحى دارند ولى اين هرگز به آن اندازه نيست كه مانع از همزيستى آنها با ديگران باشد . و نيز به آسانى دريافت كه اختلاف مناطق جغرافيايى ـ اعم از طبيعى و قراردادى ـ نمى تواند عامل جدايى باشد ، به خصوص اينكه با سهولت وسائل ارتباط و حمل و نقل مسأله فاصله جغرافيايى بكلى حل شد و همه به هم نزديك و خانه يكى شدند .

    لذا واحدهاى اجتماعى كم كم بصورت واحدهاى عقيده اى و ايدئولوژيكى درآمد و مرزهاى « فكرى » جانشين مرزهاى گذشته شد .

    تقسيم كشورهاى جهان به دو بلوك كمونيست و كاپيتاليست يكى از نمونه هاى بارز اين نوع تقسيم بندى است .

    گرچه در آغاز تصور مى شد اين تقسيم بندى يك تقسيم بندى ابدى و جاودانى است و مسأله عدم امكان آشتى اين دو مكتب قطعى و اجتناب ناپذير معرفى مى گرديد ، ولى رفته رفته معلوم شد اين تقسيم و جدايى نيز بيش از آنچه بايد جنبه واقعى داشته باشد جنبه مصنوعى دارد ، زيرا در برابر جهات اختلاف فكرى و عقيده اى در ميان قشرهاى مختلف ، هزاران جهات مشترك در ميان آنها وجود دارد كه سرچشمه آن وحدت نوع بشر و وحدت ساختمان روح و جسم اوست كه موجب اشتراك در اهداف گوناگون مى گردد .
    لذا زمزمه « همزيستى » ميان واحدهاى اجتماعى با رژيمها و ايدئولوژيهاى مختلف قوّت گرفت و كم كم از مرحله سخن به مرحله عمل درآمد .

    گرچه اصطكاك منافع ملتها و عدم رشد عقلى كافى براى هماهنگ ساختن اين منافع هنوز مانع از اين است كه اين واحدهاى پراكنده در هم ادغام گردد و يك واحد بزرگ بر اساس وحدت نوع بشر به وجود آيد اما اينقدر مسلم شده كه هيچ يك از عوامل تفرقه و جدايى گذشته يك عامل حقيقى و غير قابل اجتناب نيست ; همين درك ، راه را براى آينده روشنتر و صافتر مى سازد .

    و به اين ترتيب ثابت شد كه همه جامعه بشريت مى تواند در يك واحد ادغام گردد .

    نيرومندترين پيوند اجتماعى
    به وجود آوردن واحد بزرگ اجتماعى ـ بخصوص در مقياس بزرگ جهانى و بين المللى ـ بيش از هر چيز نيازمند به امور زير است :

    1 ـ سهولت وسائل ارتباطى
    اين موضوع امروز بطور قابل ملاحظه اى حل شده و مسلماً در آينده نيز با پيشرفت وسائل مختلف بهتر و عاليتر خواهد گرديد .

    2 ـ وحدت ايدئولوژى
    گرچه همانطور كه گفتيم بدون وحدت فكرى نيز مى توان بر اساس « وحدت منافع حياتى » و « جهات مشترك انسانى » ، جامعه واحدى بوجود آورد ولى ترديدى نيست كه همبستگى ميان قشرها و جناحهاى مختلف چنين جامعه اى ضعيف و سرد و ناپايدار و آميخته با ترس و وحشت و دو دلى خواهد بود . و در چنين شرايطى مسلماً همكاريها محدود و احتياط آميز مى باشد و با چنين همكاريها نمى توان جامعه كاملا متشكل و زنده و خوشبختى بوجود آورد .

    در حالى كه اگر يك وحدت فكرى ريشه دار ، افراد اجتماع را به هم مربوط سازد و پيوندهاى محكمى دلهاى آنها را به هم بپيوندد جامعه اى به تمام معنى واحد با همكارى وسيع و همه جانبه ، با همبستگى و تفاهم كامل و دايمى تشكيل خواهد يافت .


    زندگی در پرتو اخلاق

  10. #60
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    3 ـ رشد فكرى و اخلاقى كامل
    براى تشكيل چنين جامعه اى رشد فكرى كافى لازم است كه با يك ديد وسيع منافع ادغام همه جوامع انسانى را در چنان واحد بزرگى دريابند و نيز رشد اخلاقى كافى لازم است كه نقاط اجتناب ناپذير اختلاف را بخاطر توافق در نقاط مشترك تحمل كرده و هضم نمايند و خويش را با آن تطبيق دهند .

    البته موضوع اول يعنى ايمان به اينكه همكارى همه انسانها به سود همه است ، زياد دشوار نيست ; ولى قسمت دوم يعنى هضم كردن نقاط اختلاف ، چندان سهل و آسان نمى باشد .

    توضيح اينكه : درك اين مسأله كه اگر افراد بشر همه باهم در يك جامعه گِرد آيند مشكلات آنها كمتر و راه حل آن سهلتر خواهد بود چيز مشكلى نيست .

    چه اينكه در صورت پراكندگى و جدايى دائماً قسمت مهمى از فعالترين نيروهاى انسانى و اقتصادى آنها به هدر مى رود بسيار ممكن است كه ميزان نيروهاى به هدر رفته از نصف مجموع نيروها و امكانات آنها هم بيشتر باشد .

    مثلا در دنياى امروز كه رقابت شديدى ميان شرق و غرب حكومت مى كند شايد بيش از نيمى از نيروهاى فعال انسانى آنها به صورتهاى زير مصرف مى گردد .
    افراد ارتش ، افراد ذخيره ، سرويسهاى اطلاعاتى و جاسوسى و دستگاههاى وابسته به آنها ، مرزبانى و گمركها و مبارزه با قاچاق ، دانشمندان و كارگرانى كه در صنايع جنگى و شعب وابسته به آن فعاليت مى كنند ، بديهى است اگر ضرورتى ايجاب نكند اين گونه مصارف بيهوده است و هيچ گونه بازده مثبت اجتماعى ندارد .

    در دنياى امروز نيمى از بودجه ها نيز صرف همينها يعنى هزينه هاى دفاعى و جنگى و جاسوسى و رقابتهاى ديگر مى شود .
    تازه اين در صورتى است كه جنگى در دنيا رخ ندهد و گرنه هزينه هايى كه صرف جبران اعمال تخريبى در مقياسهاى كوچك ( جنگهاى محلى ) و مقياسهاى بزرگ ( جنگهاى جهانى ) مى گردد راستى سرسام آور است .

    اينها همه نيروهاى « انسانى » و « اقتصادى » است كه كاملا به هدر مى رود و دليلى جز جدايى جوامع بشرى از يكديگر ندارد . درست مثل اين است كه دو مؤسسه تجارتى پنجاه درصد از سرمايه و وقت خود را صرف عقب راندن و كوبيدن يكديگر كنند ، بديهى است نتيجه اى جز خسارت هر دو نخواهد داشت .

    بنابراين اگر وحدت كاملى در ميان همه جوامع انسانى بوجود آيد ، در حقيقت « بازده » فعاليتهاى آنها در همه شؤون زندگى به دو برابر افزايش خواهد يافت .
    اين موضوع را همه بخوبى مى توانند درك كنند و مى توانند نتايج وحدت را دريابند .
    اما در مورد مسائل اخلاقى ، شكى نيست كه افراد با يكديگر مختلفند : اختلاف در ذوق ، سليقه ، طرز تفكر ، طرفدار ملايمت بودن يا طرفدار شدت عمل يا ميانه رو بودن ، تفاوت در احساساتى يا تعقلى بودن ، تفاوت در درون گرايى و برون گرايى ، در عاطفى بودن و غير عاطفى بودن ، در توجه به تشريفات و ظواهر يا بى اعتنايى به آن ، در ميزان تمايل به امور مختلف علمى ، اقتصادى و . . .

    درست است كه با تمرين و ممارست و تربيت ، مى توان تغييرات و تعديلهايى در ايمان و عواطف و افكار و خواسته هاى افراد مختلف ايجاد كرد ، ولى بالاخره اين اختلافات نه قابل انكار است و نه قابل اينكه بطور كلى از بين برود . يعنى همانطور كه دو نفر در جهان پيدا نمى شوند كه از لحاظ جسمى كاملا شبيه يكديگر باشند ، هرگز نمى توان دو نفر را پيدا كرد كه از تمام جنبه هاى روحى و فكرى و غرايز گوناگون ، يكسان باشند ، تفاوت ميان روحها و غرايز و افكار مسلماً از تفاوت در ميان جسمها بيشتر است زيرا ساختمان روحى انسان هم پيچيده تر است و هم وسيعتر و طبعاً در چنين ساختمانى نقاط تفاوت بيشتر خواهد بود .

    مردمى كه مى خواهند در يك جامعه بزرگ جهانى زندگى آميخته با مسالمت و همكارى نزديك داشته باشند بايد به آن حد از « رشد اخلاقى » برسند كه پس از درك اين حقايق مربوط به تفاوت ساختمان فكرى و روحى و عاطفى و اخلاقى بتوانند نقاط اختلاف ديگران را تحمل و هضم كنند ; بتوانند خواسته هاى ديگران را هنگام اختلاف نظر در مسائل غير هدفى همچون خواسته هاى خود ، محترم بشمرند ; هرگز انتظار نداشته باشند كه ديگران در همه اين موارد از آنها پيروى كرده و يا آنكه خواسته هاى خود را بر آنها تحميل نمايند يا اينكه به مسائل غير هدفى رنگ هدف بدهند ; دقت كنيد .

    گذشت و اغماض و سعه صدر و بلندنظرى و تحمل و نرمى و بردبارى ، امورى است كه همه از نظر اخلاقى براى هضم اين نقاط اختلاف ، ضرورت كامل دارد .

    حتى دو نفر نمى توانند براى مدتى طولانى همكارى نزديك با يكديگر داشته باشند مگر اينكه اين حقيقت را درك كرده و آمادگى براى استقبال آن داشته باشند .

    بديهى است اين آمادگى اخلاقى براى هضم نقاط اختلاف چيزى نيست كه با گفتگو بدست آيد ، بلكه امورى است كه تنها با تهذيب و تربيت كه موجب رشد كافى در جهات اخلاقى است امكان پذير مى باشد .


    زندگی در پرتو اخلاق

صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •