زندگی در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی در پرتو اخلاق
صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 84
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    اسلام و جامعه واحد جهانى
    اسلام راه را براى تشكيل جامعه واحد جهانى از جهات مختلفى گشوده است ، زيرا :

    اولاً ـ
    با اينكه اسلام در جامعه نژادى به وجود آمد ، در جامعه اى كه زيربناى آن بيش از هر چيز موضوع طايفه و قبيله بود و مسأله نژاد بر همه شؤون آن با قدرت تمام حكومت مى كرد ، حتى شهرهاى آن هم شهر به معنى واقعى نبود چه اينكه حساب قبايل و طوايف در آن كاملا از يكديگر جدا بود .

    اسلام در چنين محيطى مسأله نژاد را بكلى از رديف مسائل اجتماعى خارج نمود و آن را بكلى از ارزش انداخت .

    گاهى با همان منطق كه جامعه نژادى آنها از آن مايه مى گرفت ( اشتراك در خون ـ وحدت جدّ اصلى قبيله ) به جنگ آنها رفت و به آنها فهماند كه اگر در يك سطح عالى فكر كنيد جامعه بشريت همه از يك زوج پديد آمده اند .
    بنابراين بايد همه يك واحد را تشكيل دهند :

    ) يا اَيُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَاُنْثى ((1)اى مردم ! ما شما را از يك زن و مرد آفريديم .

    و به اين ترتيب « اخوّت انسانى » را جانشين « اخوّت قبيلگى » و « خون نوع بشر » را جانشين « خون قبيله » نمود .

    و گاهى با منطق ديگر به آنها فهماند كه مسأله حفظ انساب و ارتباط و انتساب افراد به طايفه و قبيله و پدران و نياكان گرچه لازم است ولى اين نه بخاطر « تفاخر » به انساب بلكه بخاطر « تعارف » ( شناسايى افراد ) از طريق اين دسته بندى خاص اجتماعى است .

    چه اينكه مسلم است حفظ حقوق افراد بشر در اجتماعات ايجاب مى كند كه افراد از يكديگر ممتاز و شناخته شوند و براى اين موضوع راهى طبيعى تر و صحيحتر از انتساب به پدران و نياكان و شعوب و قبايل نيست ولى اين موضوع بايد تنها وسيله « معارفه » باشد نه مفاخره :

    ) وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا ((2)و شما را تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد .
    گاهى نيز آنها را متوجه ساخت كه « كرامت » و « ارزش » افراد بخاطر سجاياى روحى و ملكات نفسانى آنها ( تقوا و پرهيزكارى ) است و اين موضوع هرگز از طريق « توارث » قابل اكتساب نيست ، و به تعبير ديگر صفات ارثى اگر فرضاً « جميل » هم باشد جميل غير اختيارى هستند كه هيچگاه نمى توانند مقياس شخصيت و كرامت باشند :

    ) اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقيكُمْ ((3)گرامى ترين شما نزد خداوند ، باتقواترين شماست .

    و به اين ترتيب اسلام ضربت نهايى خود را بر پايه هاى نژادپرستى و تفرقه هاى ناشى از آن وارد كرده است .


    زندگی در پرتو اخلاق

  2. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  3. #62
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    ثانياً ـ
    با بى اعتنايى به مرزهاى جغرافيايى ـ اعم از طبيعى و قراردادى ـ و بسط و گسترش دعوت خود به همه كشورهاى جهان ، بى ارزش بودن اين عامل تفرقه را نيز روشن ساخته است .

    اين منطق اسلام را از خلال تعبيرات فراوانى از قرآن مجيد مى توان دريافت :

    الف : خطابات قرآن ـ غير از آنچه مخصوص افراد با ايمان است ـ طورى تعميم دارد كه همه ملل جهان را شامل مى گردد ، مانند خطاب « يا اَيُّهَا النّاسُ » ( اى مردم ! ) ، و « يا عِبادِ » ( اى بندگان من ! ) ، و « يا بَنِي آدَمَ » ( اى فرزندان آدم ! ) ، و « يا اَيُّهَا الاِْنسانُ » ( اى انسان ! ) كه در آيات مختلف قرآن آمده است(4) .

    در اين خطابات عموم جهان از هر قوم و ملت و كشورى شركت دارند و كمترين آثارى از ملتهاى مختلف در آنها ديده نمى شود .

    ب : قرآن همه روى زمين را كشور پهناور خدا مى داند ، گاهى مى فرمايد :

    يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا اِنَّ اَرْضِي واسِعَةٌ فَاِيّايَ فَاعْبُدُونِ (5)
    اى بندگان من كه ايمان آورده ايد ! زمين من وسيع است ، پس تنها مرا بپرستيد .

    و در برابر فشارهاى دشمنان تسليم نشويد .
    و در جاى ديگر دستور مى دهد كه در هر جاى از زمين براى مشاهده آثار تمدنهاى برباد رفته پيشينيان و گرفتن عبرت ، از زندگى آميخته به گناه و ظلم آنها ، سير نماييد :

    فَسِيرُوا فِي الاَْرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ (6)
    پس در روى زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بود !

    و نيز مردم را بسوى اصلاح در زمين و دورى از افساد در آن دعوت مى نمايد :

    وَلا تُفْسِدُوا فِي الاَْرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها(7)
    و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد .

    و زمانى ديگر مجموع روى زمين را ميراث صالحان و نيكان مى شمارد كه سرانجام بر آن مسلط خواهند شد :

    اَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ (8)
    بندگان شايسته ام وارث ( حكومت ) زمين خواهند شد .

    ج : قرآن مجيد صريحاً دستور مى دهد كه مسلمانان در اجراى وظايف الهى خود مقيد به ماندن در نقطه خاصى نباشند ، و اگر نتوانند در نقطه اى آنها را اجرا كنند به نقاط ديگر از كره زمين مهاجرت نمايند و خوددارى كنندگان از مهاجرت را سرزنش و توبيخ مى نمايد :

    قالُوا اَلَمْ تَكُنْ اَرْضُ اللهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها(9)
    ( فرشتگان ) گفتند ; مگر سرزمين خدا ، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد ؟

    د : قرآن مجيد در آنهمه آيات مربوط به احكام و معارف و اخلاقيات خود هرگز روى واحدهاى اجتماعى كه بعنوان ممالك مختلف از يكديگر جدا شده اند تكيه ننموده ، و اين خود دليل بارزى بر طرفدارى و دفاع اسلام از جامعه واحد جهانى و به اصطلاح « انترناسيوناليسم » است .

    اصولا مسلكى كه بر پايه اصول انسانيت و حقوق بشر استوار شده غير از اين نمى تواند باشد .
    -----------------------------------------------------
    1 . سوره حجرات ( 49 ) آيه 13 .
    2 . سوره حجرات ( 49 ) آيه 13 .
    3 . همان مدرك .
    4 . مانند : « يا اَيُّهَا النّاسُ اِنِّي رَسُولُ اللهِ اِلَيْكُمْ جَمِيعاً ; اى مردم ! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم » ، سوره اعراف ( 7 ) آيه 158 .

    « يا عِبادِ فَاتَّقُونِ ; اى بندگان من ! از نافرمانى من بپرهيزيد » ، سوره زمر ( 39 ) آيه 16 .
    « يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ ; اى فرزندان آدم ! شيطان شما را نفريبد ! » ، سوره اعراف ( 7 ) آيه 27 .
    « يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ اِنَّكَ كادِحٌ اِلى رَبِّكَ كَدْحاً ; اى انسان ! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى روى » ، سوره انشقاق ( 84 ) آيه 6 .


    5 . سوره عنكبوت ( 29 ) آيه 56 .
    6 . سوره نحل ( 16 ) آيه 36 .
    7 . سوره اعراف ( 7 ) آيه 56 .
    8 . سوره انبياء ( 21 ) آيه 105 .
    9 . سوره نساء ( 4 ) آيه 97 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  4. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    يادآورى لازم

    در فقه اسلامى در باب جهاد بحثى تحت عنوان « مرابطه » يعنى آمادگى براى حفظ مرزهاى اسلامى در برابر هجوم احتمالى دشمنان ديده مى شود كه احكام خاصى براى آن ذكر شده است(1) .

    ممكن است در نظر بعضى اين موضوع به عنوان طرفدارى اسلام از وجود « مرزهاى جغرافيايى » تلقى گردد ، اما ناگفته روشن است كه اين موضوع تنها در صورتى است كه اسلام از طرف بيگانه اى مورد هجوم واقع گردد ، ولى در صورت پيشرفت دعوت اسلامى در جهان ـ و بعبارت ديگر پيروزى طرح اسلام در دعوت خود ـ اين موضوع خودبه خود منتفى خواهد گرديد و قبل از آن هم مرزهاى كشور اسلام مرز فكرى و عقيدتى است نه مرز جغرافيايى و قراردادى .

    و به تعبير ديگر در داخل حوزه اسلام به هيچ وجه تقسيم بندى جغرافيايى و مرز وجود ندارد ، و در بيرون حوزه اسلام نيز تنها مرزهاى فكرى و اعتقادى آن را از ديگران جدا مى سازد .

    ثالثاً ـ
    اسلام با معارف و احكام خود تلاش وسيعى براى ايجاد يك نقطه وحدت فكرى و به اصطلاح « وحدت ايدئولوژيكى » در ميان تمام افراد بشر نموده است .

    بايد توجه داشت كه وحدت فكرى و عقيدتى كه اسلام بنيانگذار آن است بر خلاف روابط فكرى و ايدئولوژيكى احزاب سياسى و امثال آنها كه در قرون اخير در جهان به وجود آمده اند ، مخصوص طبقه و جمعيت و ملت خاصى نيست ، مربوط به همه جامعه بشريت است .

    و اين يك امتياز بزرگ براى ايدئولوژى اسلامى محسوب مى گردد كه به هيچوجه رنگ منطقه اى و طبقاتى ندارد .

    ولى عموم احزاب و دسته هاى سياسى جهان و مكتبهاى فلسفى وابسته به آنها گرچه ظاهراً اساس كار خود را بر وحدت فكرى و مرامى قرار داده اند ، اما همه در اين « عيب » بزرگ مشتركند كه جنبه عمومى و جهانى يا از آغاز نداشته اند و يا از دست داده اند .

    مثلا « حزب نازى » يا جنبش خطرناك « صهيونيسم بين الملل » گرچه به ظاهر صورت ايدئولوژيكى داشته يا دارد ، ولى در واقع حافظ منافع دسته مخصوصى بيش نيست .

    در حقيقت نژاد آلمانى در حزب نازى و نژاد يهود در صهيونيسم و منافع مخصوص آنها زيربناى اصلى احزاب مزبور را تشكيل مى دهد .
    احزاب كمونيست جهان با اينكه مدعى جهانى بودن انترناسيوناليسم هستند امروز هيچ كدام رنگ محلى داشتن و حافظ منافع كشور خاصى بودن را كتمان نمى كنند و به همين دليل كمونيسم در هريك از اين كشورها به رنگ خاصى درآمده است ، بنابراين آنها هم طبعاً تنها مربوط به يك دسته از افراد بشر مى باشند .

    شكى نيست كه آنها مدعى هستند بايد اصولا طبقات و مرزها را از اجتماع برچيد و جامعه جهانى بدون طبقات به وجود آورد ولى در صورتى كه اين نقشه در خارج پياده نشود ـ همانطور كه تاكنون پياده نشده و قراين نشان مى دهد كه در آينده نيز پياده نخواهد شد ـ عملا مدافع منافع ملت خاصى خواهند بود .

    كار به صحّت و فساد اين مكتبها و احزاب نداريم ، منظور توضيح اين نكته است كه همه آنها در اين نقطه ضعف بزرگ شريكند كه قدرت ندارند يك وحدت فكرى در ميان همه افراد بشر از همه نژادها و همه ملتها ايجاد كنند .

    ولى وحدت فكرى و عقيده اى كه اسلام آن را پى ريزى نموده ، جنبه خصوصى ندارد و حتى مخصوص به پيروان اسلام هم نيست بلكه پيروان مذاهب ديگر هم مى توانند شريك باشند .

    و لذا در اسلام برنامه وسيعى براى حفظ حقوق اقليتهاى مذهبى كه در محيط كشورهاى اسلامى زندگى مى كنند و دفاع از منافع آنها در نظر گرفته شده كه وسعت آن با مطالعه كافى در منابع اسلامى روشن مى شود .

    -------------------------------------------------
    1 . به كتاب « جواهر الكلام » اول كتاب جهاد مراجعه شود .




    زندگی در پرتو اخلاق

  5. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    راه ايجاد وحدت فكرى
    اكنون به بررسى قسمتى از معارف و تعليمات اسلام كه مى تواند به اين هدف بزرگ ( ايجاد وحدت فكرى در ميان ابناى بشر ) كمك كند ، مى پردازيم :

    1 ـ اصل توحيد
    كه اساس همه معارف اسلامى را تشكيل مى دهد ، اسلام « اَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ » ( خدايان پراكنده ) را كه هم نشانه تشتت افكار و آراء و هم عامل مؤثرى براى تفرقه هاى اجتماعى محسوب مى گردد بكلى درهم كوبيده حتى به پيروان خود تعليم مى دهد كه در ذات و صفات خدا نيز تفرقه و تعددى وجود ندارد ، ذات او بسيط و صفات او همه عين يكديگرند .

    مى دانيم در اعصار پيشين يكى از عوامل تفرقه در ميان اقوام همان مسأله اعتقاد به خدايان متعدد بود ، كه هر قوم و ملت و طايفه و گاهى هر شهرى براى خود « خدا » يا « خدايانى » داشتند كه به هنگام پيروزى آنها بر اقوام ديگر ، او هم پيروز مى شد و رسميت مى يافت و به هنگام شكست او هم فراموش مى گرديد !

    چنانكه « آلبرماله » در فصل مربوط به عقايد مذهبى « كلدانيان » مى نويسد :

    در اوايل امر در « كلده » نيز مانند « مصر » هر شهرى خداى مخصوص به خود داشت ، پس از تشكيل دولتهاى بزرگ پرستش خدايان بلاد مختلف عموميت يافت و خداى پايتخت « ربّ الارباب » ! شد ; بدين لحاظ به روزگار « حمورابى »(1) چون بابل پايتخت كلده بود ، خداى اين شهر نيز كه « ماردوك » نام داشت « ربّ الارباب » تمام كلده شناخته شد ، و از آنجا كه پايتخت دولت آشور در ابتدا شهر آشور بود خداى اين شهر كه او نيز « آشور » نام داشت ربّ الارباب مردم آشور گرديد(2) .

    و در مورد مذهب مصريان مى نويسد :

    « . . . چنان نبود كه همه مردم مصر چند خداى مشترك را بپرستند بلكه هر شهرى خدايانى جداگانه داشت ، معذلك روزگارى رسيد كه پرستش بعضى خدايان در تمام مصر ( البته تنها در مصر ) رواج يافت .
    هرگاه شهرى مهمتر و معتبرتر مى شد ، بر شأن خداوندانش مى افزود »(3) .


    نمونه كامل اين پراكندگى خدايان در زادگاه اسلام يعنى سرزمين حجاز و بخصوص مكه خودنمايى مى كرد و سرچشمه و نشانه همه گونه تفرقه و پراكندگى فكرى و اجتماعى بود ، و چون روشن است ، نيازمند به شاهدى نيست .

    اسلام با تعليمات و معارف درخشان خود به اين وضع خاتمه داد و شعار همه مسلمانان انحصار معبود در خداى يگانه « لا اِلهَ اِلاَّاللهُ » و توجه به « الله » خداى يگانه ، گرديد .

    قرآن مى گويد : نه تنها معبود در كره زمين خداست بلكه در سراسر جهان آفرينش تنها معبود بحق ، اوست ، آنجا كه مى فرمايد :

    ) وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ اِلهٌ وَفِي الاَْرْضِ اِلهٌ ((4)
    و او كسى است كه در آسمان معبود است ، و در زمين ، معبود .



    زندگی در پرتو اخلاق

  6. #65
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    در جاى ديگر مى فرمايد :

    اِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اِلاّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْدًا (5)
    تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند ، بنده اويند .

    اسلام در تعليمات خود حقيقت توحيد را به جهان آفرينش نيز گسترش داده و همه جهان را يك واحد معرفى مى كند كه از مبدأ واحدى صادر شده است :

    ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُت فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُور (6)
    در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضاد و عيبى نمى بينى ( همه داراى نظام واحد و قانون ثابتى هستند ) ، بار ديگر نگاه كن ( و به دقت همه موجودات و مخلوقات را بررسى نما ) آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى كنى ؟

    و نيز قرآن همه موجودات زنده را از يك مبدأ معرفى مى كند :

    وَمِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءِ حَيّ (7)
    و هر چيز زنده اى را از آب قرار داديم !

    به اين ترتيب اسلام يكى ديگر از پايه هاى اصلى شرك و اعتقاد به ارباب انواع را درهم كوبيده است ، زيرا اعتقاد مزبور بيشتر از اين ناشى مى شود كه هركدام از انواع موجودات جهان را يك واحد مستقل و جداى از ديگرى مى پنداشتند و براى هركدام خالق و مدبر مستقلى قائل بودند .

    طبق تعليمات اسلام ، خالق و آفريدگار اين جهان نيز از اين جهان جدا نيست ، يعنى در عين اينكه با آنها يكى نيست از آنها جدا نيز نمى باشد .

    ( وَنَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلكِنْ لا تُبْصِرُونَ )(8)
    و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمى بينيد .

    ( وَنَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ )(9)
    و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم .

    « مَعَ كُلِّ شَيْء لا بِمُقارَنَة وَغَيْرُ كُلِّ شَيْء لا بِمُزايَلَة »(10)
    با همه چيز است ، اما نه اينكه قرين آن باشد ; و مغاير با همه چيز است ، اما نه اينكه از آن بيگانه و جدا باشد .

    ------------------------------------
    1 . « حمورابى » پادشاه معروف كشورگشا و كشور دار است كه بخاطر قوانين جالبى كه از او به يادگار مانده مشهور و معروف است .
    2 . آلبر ماله ، تاريخ ملل شرق 1 / 81 .
    3 . همان مدرك ، صفحه 41 .
    4 . سوره زخرف ( 43 ) آيه 84 .
    5 . سوره مريم ( 19 ) آيه 93 .
    6 . سوره مُلك ( 67 ) آيه 3 .
    7 . سوره انبياء ( 21 ) آيه 30 .
    8 . سوره واقعه ( 56 ) آيه 85 .
    9 . سوره ق ( 50 ) آيه 16 .
    10 . نهج البلاغه ، خطبه 1 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  7. #66
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    روح وحدت در تعاليم اسلام

    روح وحدت در تعاليم اسلامى تنها از اين نظر كه اصل « توحيد » پايه همه عقايد اسلامى را تشكيل مى دهد ، نيست ، حتى در مسأله دعوت انبياء و پيغمبران و كتب آسمانى همه را از نظر اصول يكى مى داند كه تنها در مراحل تكاملى باهم اختلاف دارند .

    بلكه اين روح در احكام و قوانين و مقررات علمى اسلامى نيز مشهود است ، چه اينكه موضوع احكام و قوانين اسلامى تنها انسان است ( انسان بشرط بلوغ و عقل ) و هيچ قيد ديگرى ندارد .

    عبادات اسلامى همه در اين معنى شريكند كه بيداركننده و تفكرانگيزند :

    اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرِي (1)
    نماز را براى ياد من به پا دار .

    و اثر انضباط بخش و سوق به سادگى و كنترل هوسهاى سركش و تربيت انسان دارند ، اين روح واحد عبادات اسلامى است .

    عبادات اسلامى همه با يك زبان انجام مى شود كه نشانه وحدت است آن هم نه از اين نظر كه زبان عربى است و متعلق به ملت خاصى ، بلكه از اين نظر كه زبان وحى است ( و شايد انتخاب اين زبان براى وحى علاوه بر علل ديگر ، كمىِ تكلف و وسعت كلمات و اشتقاقات و تركيبات و آهنگ خاص آن بوده است ) .

    روح وحدت عبادات اسلامى مخصوصاً به هنگام عبادات دسته جمعى و بالاخص به هنگام حج كه عاليترين تجليات روح وحدت را نشان مى دهد ، تظاهر مى كند و ملل مختلفى را كه با يكديگر هزاران فرسنگ از نظر جسم و جان دور بوده اند بصورت واحدى از نظر طرز تفكر ، مكان و شعارهايى كه مى دهند درمى آورد ، اين وضع شكوه خاصى همچون شكوه نظام واحد جهان آفرينش دارد ، اصولا رنگ اسلام رنگ آفرينش است و لذا با آن هماهنگ مى باشد .

    صفوف نماز جماعتهاى اسلامى براى ناظر فرضى كه از بيرون كره زمين به آن مى نگرد حكم دواير متداخلى را دارد كه حول يك مركز قرار گرفته اند و نشانه وحدت كامل است .

    مقياسهاى اسلامى ـ تا آنجا كه امكان داشته است ـ از مقياسهاى طبيعى كه همه در آن مساوى هستند و رنگ قوميت خاصى را ندارد اتخاذ شده و براى تعيين پاره اى از موضوعات ، مثلا از گام ، وجب و « اخمص الراحه » ( گودى كف دست ) و امثال آنها استفاده گرديده است .

    ماه و سال اسلامى بر محور گردش ماه و خورشيد ( يا صحيحتر گردش زمين به گرد خورشيد ) دور مى زند و براى همه يكسان و درك آن احتياج به تخصص فنى ندارد و همه در آن يكسانند و جز از نظر اختلاف افق كه خاصيت طبيعى مناطق كره زمين است ، با هم تفاوتى ندارد .

    و يا مانند ماههاى بعضى از « مذاهب قلابى » نيست كه روى عدد « نوزده » تكيه كرده و ايام ماه را نوزده روز و تعداد ماهها را نيز نوزده قرار داده و معجونى بوجود آورده كه نه با مقياسهاى طبيعى سازگار باشد و نه بدون محاسبه و نگه داشتن حساب ، قابل استفاده گردد .

    بنابراين مى بينيم روح وحدت حتى در مقادير و مقياسهاى اسلامى نيز منعكس است .
    ----------------------------------------
    1 . سوره طه ( 20 ) آيه 14 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  8. #67
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    رشد اخلاقى ، شرط نخستين

    اصل فراموش شده اى كه دنيا بدون آن روى آرامش نخواهد ديد

    همانطور كه گفتيم براى تشكيل يك جامعه حقيقى بخصوص در يك مقياس بزرگ جهانى كه تمام مردم دنيا را در برگيرد ، علاوه بر وحدت ايدئولوژيكى و رشد فكرى نياز به « رشد اخلاقى » است .

    بدون رشد اخلاقى هرگز مردمى كه در يك اجتماع زندگى مى كنند نمى توانند وجود يكديگر را تحمل نمايند و نقاط برخورد روحيات گوناگون و اختلاف نظرها را به طرز شايسته اى حل كنند .

    نياز اين قسمت ـ مانند پرورش ساير جنبه هاى اخلاقى ـ به تعليمات انبياء و پيامبران از هر قسمت ديگر واضحتر است ; زيرا همانطور كه در جاى خود گفته ايم ، اخلاق بدون ضمانت اجرايى ايمان ـ و مكتب پيغمبران ـ تكيه گاه محكمى نخواهد داشت و از حدود يك سلسله كمالات غير ضرورى و توصيه هاى غير لازم الاجرا تجاوز نمى كند .

    اكنون به سراغ طرحهايى كه در اسلام براى پرورش رشد اخلاق اجتماعى انسانها و آماده ساختن آنها براى زندگى دسته جمعى ريخته شده ، مى رويم . البته بايد توجه داشت آنچه ذيلا مى آوريم قسمتى از اين تعليمات وسيع است و ذكر همه آنها از حوصله اين بحث فشرده خارج مى باشد .

    توجه دادن به تفاوت مردم از نظر آفرينش جسم و جان و روحيات و عواطف چنانكه در حديث معروف نقل شده :

    « لَوْ عَلِمَ النّاسُ كَيْفَ خَلَقَ اللهُ هذا الْخَلْقَ لَمْ يَلُمْ اَحَدٌ اَحَدًا »(1)
    اگر مردم مى دانستند خداوند چگونه افراد را آفريده ، هرگز كسى ديگرى را ملامت نمى كرد !

    و نيز در حديث معروفى كه از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده :

    « اَلنّاسُ مَعادِنٌ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ »(2)
    مردم معدنهايى هستند همانند معادن طلا و نقره .

    اشاره اى به اختلاف آفرينش ( اجمالا ) شده است .

    توجه به اين موضوع كه ساختمان روح و عواطف و تربيت و مقدار معلومات و سوابق ذهنى افراد ، فوق العاده مختلف است ، بسيارى از مشكلات معاشرتى و تضادها و برخوردهاى اجتماعى را حل مى كند .

    مثلا بسيار ديده ايم كه پدران و مادران از يك عمل نابجاى كودك ( مانند شكستن يك ظرف يا كثيف كردن لباس خود ) زياد ناراحت مى شوند و گاهى مجازاتهاى شديد در برابر اين عمل كوچك روا مى دارند و كودك را بسيار ملامت مى كنند ; در حالى كه اگر درست موضوع را بررسى كنيم خواهيم ديد نه جاى عصبانيت است و نه چندان ملامت و سرزنش دارد .

    مسلم است نه معلومات كودك درباره چگونگى ظرفهاى شكستنى و غير شكستنى و طريق نگهدارى آنها كه احتمال افتادن و شكستن را به حداقل برساند و از ليز خوردن و سنگينى كردن روى انگشتها بكاهد ، به اندازه كافى است ; و نه اگر همه اين مطالب را كاملا بداند تجربه علمى كافى روى آن دارد ، و به فرض اينكه هم علم و هم تجربه او كافى باشد ، قدرت جسمى او ناچيز است .

    بنابراين اگر ما فعلا در نگهدارى اين ظروف از آن كودك واردتريم به خاطر تجربيات و آزمايشهاى فراوان دوران كودكى است ، چرا كه دوران كودكى سراسر دوران آزمايش و اندوختن معلومات درباره محيطى است كه انسان هيچ آشنايى با آن ندارد .

    و اگر خود را به جاى آن كودك ، با همان معلومات ناچيز و ورزيدگى ناچيزتر ، فرض كنيم بسيارى از كارهاى او كه در نظر ما گناه و جرم عظيمى محسوب مى شود نه گناه است و نه جرم !

    اين محاسبه را درباره افراد بزرگ نيز مى توانيم بكنيم ، بعضى عادات رفيق من ممكن است در نظر من ، ناپسند آيد و بخاطر آن خود را آماده براى قطع دوستى كنم ، ولى هنگامى كه محيط تربيتى رفيقم را در نظر مى گيرم ، ساختمان روحى او را به آن ضميمه مى كنم ، سابقه ذهنى او را نيز مورد توجه قرار مى دهم ، مى بينم اگر من هم جاى او بودم جز اين نمى كردم .

    همسايه من بلند صحبت مى كند و مزاحم من است ، پايه معلومات و ساختمان حنجره و اعصاب و ميزان حساسيت پرده هاى گوش او و تربيت او را در نظر مى گيرم ، مى بينم اگرچه او مقصر است اما تقصير او به آن بزرگى كه من خيال مى كردم نيست .

    اشتباه نشود ، نمى خواهيم با اين بيان مردم را در همه اعمال خود بى تقصير معرفى كنيم و ـ آنچنان كه جبريّون معتقدند ـ همه چيز را به گردن علل روحى و جسمى و خارجى بيندازيم .

    همچنين نمى خواهيم با اين بيان ، لزوم تربيت را انكار نماييم و افراد را به حال خود بگذاريم تا هرچه خواستند انجام دهند ، بلكه منظور اين است اگر توجه به اين واقعيتها داشته باشيم براى حل اختلافات و رفع اعتراضات بر يكديگر آمادگى بيشترى پيدا خواهيم نمود و وجود يكديگر را به آسانى تحمل خواهيم كرد ; و اينكه با يك اختلاف نظر جزيى يكديگر را طرد مى كنيم ، بخاطر اين است كه به اين تفاوتها توجه نداريم .

    -------------------------------------------------
    1 . مجلسى ، بحار الانوار 70 / 143 ، روايت 7 .
    2 . كلينى ، كافى 8 / 177 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  9. #68
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    2 ـ عفو و گذشت

    كمتر كسى است كه از خطا و اشتباه و گاهى تعمد در تضييع حقوق ديگران مصون باشد ، و اگر بنا باشد هركس طبق اصل « انتقام » عمل كند ، برخوردهاى اجتماعى بصورت يك رشته تسلسلى پيش مى رود و روز به روز تشديد مى گردد ، زيرا حملات انتقامى از نظر كميت و كيفيت قابل كنترل نيست و غالباً بصورت شديدترى درمى آيد .

    ديگر اينكه بفرض كه قابل كنترل و اندازه گيرى باشد ، هرگز تعيين ميزان جنايت نخستين از دريچه چشم « جانى » و « كسى كه جنايت بر او وارد شده » يكسان و برابر نيست . بنابراين بفرض كه طرف مقابل بخواهد در حمله انتقامى خود رعايت مساوات در كميت و كيفيت كند ، باز از دريچه چشم او رعايت عدالت نشده ، به همين دليل او را بر انتقام جديدى برمى انگيزد و نزاع ادامه مى يابد .

    اينكه مى بينيم آتش فتنه و جنگ و نزاع در ميان بسيارى از طوايف و اقوام در گذشته و امروز هرگز خاموش نشده ، يك دليل آن همين موضوع است كه هركدام جنايت ديگرى را به جنايت سنگين ترى پاسخ مى دهد و نزاع بصورت تسلسل ادامه مى يابد .

    تنها چيزى كه مى تواند اين رشته تسلسلى را قطع و آتش فتنه را خاموش كند ، روح گذشت و عفو و اغماض است .

    ذكر اين نكته نيز لازم است ; افرادى كه با گذشت و اغماض ، رشته تنازع و كشمكش را قطع مى كنند تنها خدمت به طرف مقابل نمى كنند بلكه علاوه بر درك يك فضيلت اخلاقى بزرگ ، خود را از زيانهاى مسلّمى كه در آينده بر اثر ادامه كشمكش دامنگير آنها مى گردد آسوده مى سازند .
    تازه اگر درست بررسى و دقت كنيم خواهيم ديد كه انتقام هيچ اثر عقلايى براى شخص انتقام گيرنده ندارد و جز يك تسكين موقتى و گاهى جز يك برترى خيالى نتيجه اى نخواهد داشت ، و هر زمان انتظار انتقام طرف را مى كشد در حالى كه اثر تسكينى « گذشت » به مراتب عميقتر و تفوق روحى و اجتماعى حاصل از آن حقيقى است .


    در منابع اسلامى با تعبيرات جالب و لطيفى به اين موضوع اشاره و تشويق شده و يكى از مهمترين وظايف اسلامى قلمداد گرديده است . نمونه هاى زير شاهد اين مدعاست :

    1 ـ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا اَلا تُحِبُّونَ اَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَكُمْ (1)
    آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند ، آيا دوست نمى داريد كه خداوند شما را ببخشد ؟

    در آيه فوق اشاره به اين حقيقت شده كه هريك از شما بالاخره گناهى داريد ، همانطور كه دوست مى داريد خداوند از گناه شما بگذرد ، شما نيز بايد از حق خود در مورد تصادمهايى كه با برادران خود پيدا مى كنيد صرف نظر نماييد .

    قابل توجه اينكه « عفو » و « صفح » در آيه فوق از نظر لغوى با هم فرق دارند زيرا « صفح » مرحله اى عاليتر از عفو است و آن عبارت از عفو بدون ملامت و سرزنش و قهر است ، شايد اين تفاوت از آنجا ناشى مى شود كه صفح در اصل از « اعراض بصفحة الوجه » و برگرداندن صورت و بكلى ناديده گرفتن است(2) .

    بديهى است كسى كه از انتقام معمولى خوددارى مى كند ولى با زبان يا قهر كردن ، گناه طرف را يادآورى مى نمايد ، حقيقتاً عفو نكرده ، بلكه عفو كامل همان فراموش كردن كامل و ناديده انگاشتن و به تعبير فارسى « صرف نظر نمودن » است .

    2 ـ وَيَسْئَلُونَكَ ماذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ (3)
    از تو مى پرسند كه چه چيز انفاق كنند ؟ بگو : عفو !

    گرچه مشهور ميان مفسران اين است كه « عفو » را در آيه فوق به معنى مازاد از قوت خود و فرزندان و يا مازاد از قوت سال مى باشد ، و بودن آيه در سياق آيات انفاق مال نيز اين معنى را تقويت مى كند ; ولى هيچ بعيد نيست كه « عفو » به همان معنى معروف و مشهور آن كه در جاى ديگر به كار مى رود باشد ، و عدول از پاسخ سؤال درباره انفاق مالى ، به انفاق اخلاقى و عفو ، متضمن نكته جالبى است و آن اينكه انفاق تنها مربوط به اموال نيست كه اين همه درباره آن سؤال مى كنيد ، بلكه مهمتر از انفاق مالى و گذشت از اموال ، گذشت نمودن از حقوقى است كه انسان بر ديگران پيدا مى كند ، بديهى است اين گذشت چون بر خلاف روح انتقام جويى بيشتر افراد است كار مشكلترى مى باشد در حالى كه از نظر برقرارى نظم و عدالت اجتماعى اثر آن به مراتب بيشتر است .

    اين نوع عدول از پاسخِ سؤالى به پاسخ ديگر در قرآن كراراً ديده مى شود ، و اين خود يكى از نكات جالب در قرآن مى باشد كه برخلاف آنچه معمول است در پاسخهاى خود مقيد به سؤال طرح شده نيست بلكه نگاه به نيازمندى واقعى طرف مقابل مى كند و طبق آن جواب مى گويد .



    زندگی در پرتو اخلاق

  10. #69
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    چنانكه هنگامى كه سؤال از علت تغيير شكل هلال ماه در ايام مختلف مى كنند ، بجاى پاسخگويى به آن ، فوايد و نتايج آن را بر مى شمارد :

    يَسْئَلُونَكَ عَنِ الاَْهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنّاسِ وَالْحَجِّ (4)
    درباره هلالهاى ماه از تو سؤال مى كنند ; بگو : آنها بيان اوقات ( و تقويم طبيعى ) براى ( نظام زندگى ) مردم و ( تعيين وقت ) حجّ است .

    3 ـ عَنْ رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : « ثَلاثٌ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كُنْتُ حَلاّفاً لَحَلَفْتُ عَلَيْهِنَّ : ما نَقَصَ مالٌ مِنْ صَدَقَة فَتَصَدَّقُوا ; وَ لا عَفا رَجُلٌ مَظْلَمَةً يَبْتَغِي بِها وَجْهَ اللهِ اِلاّ زادَهُ اللهُ بِها عِزّاً يَوْمَ الْقِيامَةِ ; وَ لا فَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ مَسْأَلَة اِلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْر »(5)
    پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : سه چيزند بخدايى كه جان من در دست اوست اگر اهل قسَم بودم براى آنها سوگند مى خوردم : هيچ مالى از صدقه كم نمى شود ، پس صدقه بپردازيد ; هيچ مردى بخاطر جلب رضاى خدا از ستمى عفو نمى كند مگر اينكه خداوند روز قيامت بر عزت او مى افزايد ; و كسى درِ سؤال را به روى خويش نمى گشايد مگر اينكه خداوند درى از فقر به روى او باز مى كند .

    4 ـ عَنْ رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : « عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَاِنَّ الْعَفْوَ لا يَزِيدُ الْعَبْدَ اِلاّ عِزّاً فَتَعافَوْا يُعِزُّكُمُ اللهُ »(6)
    عفو و بخشش را فراموش نكنيد ، زيرا عفو بر عزّت انسان مى افزايد ، پس يكديگر را عفو كنيد تا خدا به شما عزت دهد .

    5 ـ عَنِ الْباقِرِ (عليه السلام) : « النَّدامَةُ عَلَى الْعَفْوِ اَفْضَلُ وَاَيْسَرُ مِنَ النَّدامَةِ عَلَى الْعُقُوبَةِ »(7)
    پشيمانى بر عفو بهتر و آسانتر از پشيمانى بر عقوبت است .

    6 ـ عَنْ اَبِي الْحَسَنِ ( الرِّضا ) (عليه السلام) : « مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ اِلاّ نُصِرَ اَعْظَمُهُما عَفْواً »(8)
    دو دسته كه رو در روى هم قرار مى گيرند آنكه عفوش بيشتر است يارى خواهد شد .

    همانطور كه مشاهده مى شود در اين احاديث يكى از آثار مستقيم عفو ، « پيروزى » معرفى شده است .

    ممكن است نكته آن اين باشد كه : انتقام به هنگام قدرت معمولا ناشى از يك انگيزه حيوانى است و لذا صورت كامل آن هم در حيوانات ديده مى شود ; ولى عفو و گذشت نشانه شخصيت و يك نوع تسلط بر نفس و بزرگ منشى و عظمت روح است كه مى تواند شعله سوزان خشم و انتقام را تحت الشعاع قرار دهد و لذا به هر اندازه عفو و گذشت بيشتر نشان داده شود ارزش افراد و آبروى آنها بالاتر خواهد رفت و به اين دليل عزيز خواهند شد .

    بعلاوه انتقام هيچ گاه نتوانسته حس احترام مردم را برانگيزد و يا عواطف را بسوى انتقامجويان جلب كند ، در حالى كه عفو و گذشت اثر عميقى در جلب افكار عمومى و برانگيختن عواطف و احساسات به نفع عفو كننده خواهد داشت ، و اين خود از عوامل مؤثر پيروزى محسوب مى گردد

    -----------------------------------------------
    1 . سوره نور ( 24 ) آيه 22 .
    2 . مفردات راغب .
    3 . سوره بقره ( 2 ) آيه 219 .
    4 . سوره بقره ( 2 ) آيه 189 .
    5 . غزالى ، احياء العلوم 3 / 182 . اين حديث را چند نفر از صاحبان صحاح ستّه نقل كرده اند .
    6 . كلينى ، كافى 2 / 108 .
    7 . همان مدرك .
    8 . همان مدرك .



    زندگی در پرتو اخلاق

  11. #70
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    3 ـ پاسخ بدى به نيكى


    در منابع اسلامى اعم از قرآن و احاديث اشاره به مرحله مهمتر و بالاترى از عفو و گذشت شده و آن اينكه « بدى را با نيكى پاسخ گويند ! » .

    اين عمل بدون شك عاليترين تجليات روح انسانى است و نياز به پرورش اخلاقى و لطافت خاص روحى دارد و اثر معجزه آسايى در نرم كردن دلهاى مملوّ از عداوت دارد .

    و نيز بهترين « درسى » است كه مى توان به افراد متجاوز و مجرم داد ، بعلاوه تنها « مجازاتى » است كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى در افراد مجرم ايجاد نمى كند و آنها را به تجاوز جديد دعوت نمى نمايد .

    مجموعه اين جهات است كه آن را به صورت يكى از مؤثرترين طرق براى پايان دادن به خصومتها و عداوتها درآورده است .

    در قرآن مجيد مى خوانيم :

    ( ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحْسَنُ فَاِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَداوَةٌ كَاَ نَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَما يُلَقّيها اِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَما يُلَقّيها اِلاّ ذُو حَظّ عَظيم )(1)
    بدى را با نيكى دفع كن ، ناگاه ( خواهى ديد ) همان كسى كه ميان تو و او دشمنى است ، گويى دوستى گرم و صميمى است ! امّا جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمى رسند . و جز كسانى كه بهره عظيم ( از ايمان و تقوا ) دارند به آن نايل نمى گردند .

    در آيه نخست به اثر معجزآساى « دفع به احسن » ( پاسخ گفتن بدى به نيكى ) اشاره شده كه در پرتو آن مى توان بزرگترين دشمنان را به دوستان صميمى تبديل نمود .
    سپس در جمله بعد تأكيد شده وصول به اين مقام تنها درخور آنهاست كه بهره وافرى از ايمان و تقوا و فضائل اخلاقى و سهم بزرگى از صبر و استقامت در برابر تمايلات نفسانى دارند ، و اين هر دو حقيقتى است غير قابل انكار .


    اثر عجيب « دفع به احسن » در پايان دادن به خصومتها در حقيقت از اينجا ناشى مى شود كه افراد متجاوز همواره در انتظار انتقام از ناحيه طرف مخالف هستند و اى بسا وجداناً خود را نيز مستحق چنين انتقامى بدانند ، اما هنگامى كه بر خلاف اين « انتظار » و اين « استحقاق » پاسخ كار بد آنها با نيكى داده شود ، نيروى نهفته وجدان آنها برانگيخته شده و از درون در برابر خود آنها صف آرايى مى كند ، وجدان آنها اين را دليل بر بى گناهى و پاكى طرف مقابل و گناهكارى و آلودگى خود آنها ، مى شمارد و آنها را براى تغيير روش تحت فشار شديد قرار مى دهد ، اين فشار بقدرى شديد است كه كمتر كسى مى تواند آن را ناديده گرفته و باز به همان روش خصومت آميز خود ادامه دهد و به همين دليل غالب دشمنان با اين طريق روش خود را تغيير مى دهند و انعطاف پذير مى شوند .
    در تعبيرات جالب و لطيفى كه در اخبار پيغمبراكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه هدى (عليهم السلام) در مورد اين صفت برجسته نقل شده آن را به عنوان يكى از بزرگترين و عاليترين صفات انسانى معرفى نموده است :


    1 ـ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) فِي خُطْبَتِهِ : « اَلا اُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلائِقِ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ؟ اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ ، وَ الاِْحْسانُ اِلى مَنْ اَساءَ اِلَيْكَ ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ »(2)

    پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در يكى از سخنرانيهايش فرمود : مى خواهيد شما را از بهترين اخلاق دنيا و آخرت آگاه سازم ؟ عفو از كسى كه به تو ستم كرده ، و پيوند با كسانى كه با تو قطع رابطه كرده اند ، نيكى به آن كس كه بر تو بدى كرده ، و بخشش به آن كس كه محرومت ساخته است .

    طبق اين حديث كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) آن را در مجمعى از مسلمانان بعنوان يك درس عمومى بيان فرموده ( تعبير به خطبه گواه اين معنى است ) بهترين اخلاق اين جهان و آن جهان « گذشت » و « دفع سيّئه به حسنه » است ; و از اين چهار جمله كه در حديث ذكر شده ، سه جمله مربوط به دفع سيّئه به حسنه و تنها يك جمله مربوط به عفو و گذشت مى باشد .

    2 ـ عَنْ اَبِي جَعْفر ( الْباقِرِ ) (عليه السلام) : « ثَلاثٌ لا يَزِيدُ اللهُ بِهِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ اِلاّ عِزّاً : الصَّفْحُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَهُ ، وَالصِّلَةُ لِمَنْ قَطَعَهُ »(3)

    سه چيز است كه براى مسلمان غير از عزّت نمى آورد : گذشت از كسى كه به او ظلم كرده ، و بخشش به كسى كه او را محروم ساخته ، و پيوند با كسى كه از او بريده است .
    در حديث فوق نيز سه كار وسيله عزّت و قدرت شمرده شده كه دو قسمت آن مربوط به دفع سيئه به حسنه و يك قسمت مربوط به عفو و گذشت مى باشد .

    اشتباه نشود ، عفو و گذشت را هرگز نبايد با تسليم در برابر دشمن ستمگر اشتباه كرد ، چه اينكه تسليم نشانه ناتوانى و فقدان شخصيت و ذلت است ، اما گذشت نشانه بزرگوارى و شخصيت مى باشد ; عفو و گذشت هميشه در مسائل شخصى است ، در برابر كسى كه انسان قدرت بر انتقام از او دارد ، نه در مسائل اجتماعى و حقوق جامعه ، حتى اگر گذشت در مسائل شخصى و حقوق فردى سبب جرأت طرف گردد در چنين مواردى نيز گذشت صحيح نيست .


    1 . سوره فصّلت ( 41 ) آيه 34 و 35 .
    2 . مجلسى ، بحار الانوار 71 / 399 .
    3 مجلسى ، بحارالانوار ، جلد71 ، صفحه403 .



    زندگی در پرتو اخلاق

صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •