زندگی در پرتو اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی در پرتو اخلاق
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 84 , از مجموع 84
  1. #81
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    رابطه اخلاق و تربيت
    مهمترين مسأله اى كه هر انسانى با آن روبه رو است مسأله تربيت است . بلكه اگر تربيت را با مفهوم وسيع آن در نظر بگيريم بايد گفت : هدف آفرينش همه موجودات جهان هستى ، تربيت مى باشد .

    تمام كوششهاى پيامبران الهى ، دانشمندان و مردان بزرگ تاريخ ، نيز مصروف همين مسأله شده است و براى ساختن اجتماعى انسانى ، آباد ، امن و آرام و بالاخره خوشبخت و سعادتمند نيز راهى جز « تربيت صحيح » و بسيج همه نيروها و امكانات در اين راه نيست .

    در بحثهاى اخلاقى نيز هدف نهايى ، پس از تشريح و توضيح همه ملكات اخلاقى نيك و بد ، علل پيدايش و گسترش آنها و راه تحصيل اخلاق نيك و مبارزه با رذائل همين مسأله « تربيت » مى باشد .

    تربيت چيست ؟
    عده اى از روانشناسان تربيت را « آمادگى براى تحصيل حق و قبول مسئوليت در آينده زندگى » مى دانند .

    در حالى كه بعضى ديگر تربيت را عبارت از « آشكار كردن استعدادها و به فعليت رسانيدن قواى درونى به منظور نيل و هدف معين » معرفى كرده اند .

    بعضى ديگر مانند « جان ديوئى » روانشناس معروف ، تربيت را « تجديد نظر در تجربيات گذشته و تشكيل مجدد آنها به منظور اينكه اين تجربيات معنى بيشترى دهد و فرد را براى هدايت تجربيات آينده آماده سازد » دانسته اند(1) .

    به عقيده ما ممكن است تعريفهاى سه گانه بالا را ناظر به يك حقيقت دانست كه در واقع تعريف سوم ، اصل آن حقيقت است ; و تعريف اول ، مقدمه آن ; و تعريف دوم ، نتيجه آن محسوب مى گردد .
    ضمناً براى روشن شدن تعريف سوم اين توضيح لازم است كه اعمالى كه از انسان سر مى زند دو گونه است :

    1 - اعمال تربيتى .

    2 ـ اعمال عادى و بدون هدف و تربيت .


    در قسم دوم ، انسان چگونگى روابط علل و معلول را يا اصلا نمى داند و يا حد و حدود آن را نمى شناسد مثل اينكه كسى درست نداند كه چگونه بايد كليد يك چراغ برق يا يك كارخانه را زد تا آن چراغ روشن و كارخانه شروع به كار كند و بدون اطلاع و آزمودگى قبلى انگشت روى كليد يا كليدهاى مورد نظرش مى گذارد ، اما پس از اينكه روابط اين علت و معلول را بخوبى دريافت و در تجربيات گذشته خود تجديد نظر نمود و آنها را مجدداً تشكيل داد ، به منظور اينكه معنى و مفهوم وسيعترى از آنها دريابد و او را براى هدايت تجربيات آينده آماده سازد اين عمل يك عمل تربيتى خواهد بود و نتيجه آن اين است كه مثلا براى روشن كردن يك چراغ فوراً سراغ كليد آن مى رود بدون اينكه در بيراهه ها سرگردان شود .
    ----------------------------------------------------------------
    1 . على شريعتمدارى ، اصول تعليم و تربيت ، با تلخيص .




    زندگی در پرتو اخلاق

  2. #82
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق




    قرآن و تربيت

    كلمه تربيت در اصل لغت به معنى بالا بردن و نموّ دادن ، از ماده « ربو » به معنى علوّ پيدا كردن مى باشد ، و به نظر مى رسد كه استعمال اين كلمه در معنى مورد نظر زياد قديمى نباشد و لذا در قرآن كلمه تربيت براى تفهيم اين معنى به كار نرفته است ولى به جاى آن تعبيرات ديگرى مانند « تزكيه » و « اخراج از ظلمت به نور » ديده مى شود .

    مثلا دو آيه زير در واقع يكى اشاره به « تربيت تكوينى » و ديگرى اشاره به « تربيت تشريعى » است :

    1 ـ ( هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ )(1)
    او كسى است است كه بر شما درود و رحمت مى فرستد و فرشتگان او ( نيز ) براى شما تقاضاى رحمت مى كنند تا شما را از ظلمات ( جهل و شرك و گناه ) به سوى نور ( ايمان و علم و تقوا ) رهنمون گردد .

    مى دانيم صلوات خداوند بر بندگان همان رحمت و بركات اوست ، و صلوات فرشتگان هم در اينجا به نظر مى رسد رحمت و بركاتى باشد كه بوسيله ملائكه ( مُدَبِّرات امراً ) بر بندگان نازل مى گردد كه همه جنبه تكوينى دارد و در هر صورت هدف آنها خارج ساختن از ظلمت گمراهى به نور هدايت است .

    2 ـ (هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آيات بَيِّنات لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ )(2)
    او كسى است كه آيات روشنى بر بنده اش [ محمد ] نازل مى كند تا شما را از تاريكيها به سوى نور برد .

    در آيه فوق ـ كه اشاره به تربيت تشريعى مى باشد ـ نيز هدف ، اخراج از ظلمت به نور شمرده شده است .

    از دقت در اين تعبير چنين استفاده مى شود كه انسان به هنگام عدم تربيت به شخصى مى ماند كه در تاريكى و ظلمت مطلق قرار گرفته باشد ، چنين كسى داراى نيروها و استعدادهاى گوناگونى هست اما قدرت ندارد آنها را رهبرى كند و براى رسيدن به هدفى جهت گيرى نمايد ، نه مى تواند راه مشخصى را در پيش گيرد و نه خود را به مقصد برساند .

    ولى وقتى تحت تربيت قرار گرفت مانند اين است كه از ظلمت به نور درآمده باشد ، نور وسيله پرورش و نمو و بروز استعدادها ، وسيله رهبرى و جهت گيرى و هدف يابى است و به اين تربيت تمام مفاهيم و معانى تربيت در اين تعبير جمع است .


    ----------------------------------------
    1 . سوره احزاب ( 33 ) آيه 43 .
    2 . سوره حديد ( 57 ) آيه 9 .



    زندگی در پرتو اخلاق

  3. #83
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    شخصيت و منش

    واژه « شخصيت » از واژه هايى است كه تنها در محيط بحثهاى علمى و روانشناسى و اخلاقى بكار نمى رود بلكه توده مردم نيز در سخنان روزانه خود همواره روى آن تكيه مى كنند و تقريباً هركس معنى آن را ـ اجمالا ـ مى داند ولى با اينهمه ، تعريف دقيق و روشن و تفصيلى كلمه « شخصيت » كار دشوارى است و به همين دليل روانشناسان امروز تعاريف بسيار مختلفى براى آن نموده اند و عجيب اينكه به گفته يكى از روانشناسان صدها تعريف براى اين كلمه از طرف دانشمندان شده است كه هركدام از زاويه خاصى اين مفهوم پيچيده را مورد مطالعه قرار مى دهد .

    از ميان تعريفهايى كه براى آن شده تعاريف زير را مى توان مورد توجه قرار داد :

    1 ـ « شخصيت : مجموع تمام تأثيرهايى است كه فرد در جامعه دارد » ، و بعبارت ديگر « شخصيت هر فرد همان تأثير اجتماعى اوست »(1) .

    اشكال اين تعريف و امثال آن ، تنها از اين نظر نيست كه وجود شخصيت را در افرادى كه اثر اجتماعى ندارند ( مانند افراد منزوى و گوشه گير ، يا از كار افتاده ) انكار مى كند ، بلكه بيشتر از اين نظر است كه شخصيت در اين تعريف تنها جنبه « عملى » دارد نه « وصفى » در حالى كه معمولا شخصيت جزو كيفيات روحى شمرده مى شود .

    2 ـ « شخصيت : كيفيت عمومى رفتار فرد است كه در عادتهاى مشخص ، فكر و تعبير ، اميال ، طرز عمل و فلسفه زندگى او آشكار مى گردد » .

    اين تعريف كه از « ماركويس » روانشناس معروف نقل شده گرچه اشكال انكار شخصيت را در افراد منزوى ندارد ولى از اين نظر كه به شخصيت جنبه فعلى يا انفعالى و خلاصه تأثير و تأثر خارجى داده است ، با آن شريك است .

    3 ـ تعريف ديگرى كه از طرف عده اى از روانشناسان عنوان شده اين است كه : « شخصيت : نظم داخلى انگيزه ها ، انفعالها ، ادراكها و يادآوريهاست كه روش انسان را در رفتار معين مى كند » .

    اين تعريف چون به جنبه درونى و وصفى شخصيت توجه دارد از اشكالات گذشته خالى است ; ولى اگر بگوييم : « شخصيت عبارت است از مجموعه صفات و حالات و روحياتى كه داراى ارزش انسانى است و مى تواند مبدأ آثار خارجى فردى و اجتماعى ارزشمندى گردد » به مفهوم واقعى نزديكتر خواهد بود .

    منش :
    بسيارى از روانشناسان « منش » و « شخصيت » را به يك معنى استعمال كرده اند و هر دو را حاكى از يك واقعيت مى دانند ، ولى بعضى از روانشناسان اخير ميان اين دو اصطلاح تفاوت قائل شده اند و اصطلاح « منش » را براى جنبه هاى اخلاقى و ملكات فاضله و رذائل ، انتخاب نموده اند ; بعبارت ديگر منش براى ارزيابى شخصيت با مقياسهاى اخلاقى يعنى خوبى و بدى است در حالى كه شخصيت را معرّف تمام كيفيات روحى و اخلاقى و عقلى و عاطفى و حتى بدنى مى دانند . البته در نامگذارى و جعل اصطلاح ، گفتگو و ايرادى نيست مخصوصاً از طرف اهل هر فن نسبت به فن خود ولى از نظر ريشه لغت در فارسى متداول امروز اين دو كلمه يك واقعيت را مى رساند .

    زيرا شخصيت ، مجموعه صفات و كيفياتى است كه انسان در پرتو آن « شخص ويژه اى » مى شود كه با ديگران تفاوت خواهد داشت . و « منش » كه در اصل از كلمه « من » گرفته شده نيز همين معنى را مى رساند ، اگرچه در استعمالات معمولى و در كتب لغت به معنى « سرشت » ، « خو » و « طبيعت » نيز آمده است .

    -------------------------------------------
    1 . روانشناسى رشد ، صفحه 453 .




    زندگی در پرتو اخلاق

  4. #84
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگی در پرتو اخلاق





    رابطه تربيت و شخصيت

    « شخصيت » را هر طور معنى كنيم رابطه بسيار نزديكى با « تربيت » به هر معنى كه باشد ، دارد .

    در واقع تربيت از دو حال خارج نيست : يا وسيله شكوفا شدن شخصيت ذاتى افراد ( بنابر اينكه شخصيت را بطور استعداد و بالقوه در همه كس قائل باشيم ) ، و يا وسيله اى براى ايجاد آن است ( در صورتى كه همه يا قسمتى از شخصيت انسان را ايجادى بدانيم ) ; و در هر دو صورت ارتباط نزديك با تربيت دارد .

    مطالعه درباره شخصيت انسانهايى كه بر اثر حوادثى از اجتماع انسانى به دور افتاده اند و در ميان حيوانات از كودكى پرورش يافته اند و حالات حيرت انگيز آنها و ضعف فوق العاده ادراكات آنان ، حتى عدم آمادگى كافى براى پرورشهاى جديد انسانى يكى از بارزترين دلائل ارتباط شخصيت و تربيت است .

    و نيز تفاوت آشكار ملتهايى كه از تمام جهات تقريباً در شرايط و سطح مساوى قرار داشته اند ولى يكى از آنها بر اثر برخوردارى از وجود يك رهبر لايق به سرعت از ديگران فاصله گرفته و گامهاى بلندى بسوى تكامل برداشته است ، نشانه ديگرى از نقش تربيت در وضع فرد و اجتماع است .

    تفاوت واضح افراد مشابهى كه در محيطهاى مختلف پرورش يافته اند و يا يك فرد بر اثر قرار گرفتن در دو محيط مختلف و مانند اينها ، همگى دليل بر اين است كه شخصيت و تربيت ، رابطه فوق العاده نزديكى دارند و انسان را به ياد گفته دانشمندى مى اندازد كه مى گويد : « كودكانى را به دست من بسپاريد و بگوييد آنها را با هر روحيه اى مايل هستيد پرورش دهم و بار آورم : شجاع ، ترسو ، سخاوتمند ، بخيل و . . . » .

    عوامل تشكيل دهنده شخصيت

    عواملى كه در تشكيل شخصيت انسان مؤثرند بسيار زيادند و شايد احصاى آنها كار آسانى نباشد ، ولى مهمترين آنها عبارت است از :

    1 ـ آفرينش ( ساختمان جسمى و روحى ) .

    2 ـ وراثت .

    3 ـ ترشحات غده ها .

    4 ـ تغذيه .

    5 ـ محيط زندگى خانوادگى .

    6 ـ وضع زندگى اجتماعى ( كسب و پيشه ، وضع شهر و كشور ، دستگاههاى تبليغاتى ، حكومت ، وضع اقتصادى و . . . ) .

    7 ـ آموزش و پرورش .

    8 ـ همنشينان و دوستان ( همسايگان ، شركا ، هم مدرسه اى ها و همسفرها و . . . ) .

    9 ـ تلقينها ( از طرف خود و ديگران ) .

    10 ـ مطالعات و غذاهاى فكرى .

    11 ـ حوادث پيش بينى نشده .

    12 ـ اراده و خواست خود انسان و كوششهاى او .


    شايد محتاج به يادآورى نباشد كه بخاطر ارتباط نزديكى كه ميان شخصيت و تربيت وجود دارد و در گذشته به آن اشاره شد همه عوامل بالا را نيز از يك نظر مى توان عوامل تربيتى ناميد .

    بررسى موضوعات دوازده گانه فوق ، خود علم مستقلى را تشكيل مى دهد كه مى توان آن را تحت عنوان « انسان و مسائل تربيتى » مورد بررسى قرار داد ، اميد است در فرصت ديگرى اين توفيق نصيب گردد .

    « وَآخِرُ دَعْوانا اَنِ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمِينَ »

    (( پایان))




    زندگی در پرتو اخلاق

صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •