عوامل و ريشه هاي تفاخر و فخر فروشي سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عوامل و ريشه هاي تفاخر و فخر فروشي
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض عوامل و ريشه هاي تفاخر و فخر فروشي






    از آيات قرآن استفاده مى شود: يكى از عوامل اصلى تفاخر، تكاثر و فخر فروشى، همان جهل و نادانى نسبت به پاداش و كيفر الهى و عدم ايمان به معاد است.

    از اين گذشته، جهل انسان به ضعف ها و آسيب پذيرى هايش، به آغاز پيدايش و سرانجامش، از عوامل ديگر اين كبر و غرور و تفاخر است، به همين دليل، قرآن مجيد براى درهم شكستن اين تفاخر و تكاثر، سرگذشت اقوام پيشين را در آيات مختلف بازگو مى كند، كه چگونه اقوامى با داشتن امكانات و قدرت فراوان، با وسائل ساده اى نابود شده اند:

    با وزش بادها، با يك جرقه آسمانى (صاعقه)، با يك زمين لرزه، با نزول باران بيش از حدّ، خلاصه، با «آب»، «باد»، «خاك» و گاه با «سجّيل» و «پرندگان كوچك»، نابود شدند و از ميان رفتند.
    با اين حال، اين همه تفاخر و غرور براى چيست؟!.

    عامل ديگرى براى اين امر، همان احساس ضعف و حقارت ناشى از شكست ها است كه افراد براى پوشاندن شكست هاى خود، پناه به تفاخر و فخرفروشى مى برند، لذا در حديثى، از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم:

    مَا مِنْ رَجُل تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلاّ لِذِلَّة وَجَدَها فِي نَفْسِه


    « هيچ كس تكبر و فخرفروشى نمى كند، مگر به خاطر ذلتى كه در نفس خود مى يابد ».

    و هنگامى كه احساس كند به حدّ كمال رسيده است، نيازى به اين تفاخر نمى بيند.

    در حديث ديگرى، از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم:

    ثَلاثَةٌ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِيَّةِ: الْفَخْرُ بِالأَنْسابِ، وَ الطَّعْنُ فِي الأَحْسابِ، وَ الاِسْتِسْقاءُ بِالأَنْواءِ:

    «سه چيز است كه از عمل جاهليت است: تفاخر به نسب، و طعن در شخصيت و شرف خانوادگى افراد، و درخواست باران به وسيله ستارگان».

    در حديث ديگرى، از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم:

    أَهْلَكَ النّاسَ اثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ:

    «دو چيز مردم را هلاك كرده: ترس از فقر (كه انسان را وادار به جمع مال از هر طريق و با هر وسيله مى كند) و تفاخر».(1)
    به راستى، از مهمترين عوامل حرص، بخل، دنياپرستى و رقابت هاى مخرب و بسيارى از مفاسد اجتماعى، همين ترس بى دليل از فقر و تفاخر و برترى جوئى در ميان افراد و قبائل و امت ها است.

    لذا در حديثى، از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:

    ما أَخْشى عَلَيْكُمُ الْفَقْرَ وَ لكِنْ أَخْشى عَلَيْكُمُ التَّكاثُرَ:
    «من از فقر بر شما نمى ترسم، ولى از تكاثر بيم دارم».

    «تكاثر» در اصل، به معنى تفاخر است، ولى گاه به معنى فزون طلبى و جمع مال آمده، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم:
    اَلْتَّكاثُرُ، (فِى) الأَمْوالِ جَمْعُها مِنْ غَيْرِ حَقِّها، وَ مَنْعُها مِنْ حَقِّها، وَ شَدُّها فِى الأَوْعِيَةِ:
    «تكاثر، جمع آورى اموال از طرق نامشروع، و خوددارى از اداى حق آن و بستن آنها در خزينه ها و صندوق ها است».
    اين بحث دامنه دار را با حديث پر معنايى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) پايان مى دهيم، او در تفسير «الهاكم التكاثر» فرمود:
    يَقُولُ ابْنُ آدَمَ مالِىْ مالِي، وَ مالَكَ مِنْ مالِكَ إِلاّ ما أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضَيْتَ:
    «انسان مى گويد: مال من! مال من! در حالى كه مال تو تنها همان غذائى است كه مى خورى، و لباسى است كه مى پوشى، و صدقاتى كه در راه خدا انفاق مى كنى»!
    و اين نكته اى است بسيار جالب، كه بهره هر كس از اموال فراوانى كه جمع آورى مى كند، و گاه كمترين دقتى در حلال و حرام بودن آن ندارد، چيزى جز همان مختصرى كه مى خورد، مى نوشد و مى پوشد، و يا در راه خدا انفاق مى كند، نيست، و مى دانيم:
    آنچه را شخصاً مصرف مى كند، ناچيز است و چه بهتر كه از طريق انفاق، بهره خود را بيشتر كند.(2)

    1 ـ «بحار الانوار»، جلد 73، صفحه 290، حديث 12.
    2.تفسير نمونه، جلد 27، صفحه 305.






    عوامل و ريشه هاي تفاخر و فخر فروشي
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1392 در ساعت 00:23
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •