سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 10 از 31 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    زيبائی سخن علی عليه السلام

    به تعبير حضرت زينب [ بنی اميه ] تمام اقطار زمين و آفاق السماء را آنچنان گرفته بودند كه نامی از علی در دنيا وجود نداشته باشد و حرفی از او نباشد يك عامل اساسی برای اينكه علی ( ع ) در دنيا نمرد ( عوامل‏ ظاهری طبيعی را داريم می‏گوييم ) اين بود كه علی سخنانی دارد در نهايت‏ زيبايی .

    " نهج البلاغه " واقعا نهج البلاغه است دشمن هم دلش می‏خواهد سخنان علی را ضبط و حفظ كند چه قدر ما داريم از فصحا و بلغای عرب ، آنها كه با علی هم ميانه خوبی ندارند ، كه وقتی از آنان می‏پرسند تو از كجا به‏ اين مقام از فصاحت رسيدی ؟

    يكی می‏گويد صد خطبه از علی حفظ داشتم بعد ذهنم جوشيد كه جوشيد ، ديگری می‏گويد هفتاد خطبه حفظ داشتم ، و سومی‏ می‏گويد : حفظ كلام الاصلع .

    عبدالحميد كاتب خيلی معروف است يك نويسنده ايرانی است در دربار آخرين خليفه اموی معروف به مروان حمار . نويسنده خيلی فوق العاده‏ای است‏ كه گفته‏اند :
    بدأت الكتابة بعبد الحميد و ختمت بابن العميد ( 1 ) .
    و يا به خاطر تقيه و يا واقعا با علی عليه السلام ميانه خوبی ندارد به او گفتند تو فن نويسندگی را از كجا آموختی ؟
    گفت : حفظ كلام الاصلع حفظ كردن‏ سخنان آنكه جلوی سرش مو نداشت ، يعنی علی ( ع ) . دشمن هم نمی‏توانست‏ كلام علی را حفظ و ضبط نكند .

    اينهائی كه می‏گويند " نهج البلاغه " ساخته سيد رضی است ، و اين‏


    *******************
    پاورقی :
    العميد ] .
    1 ) [ ترجمه : نويسندگی شروع شد به عبدالحميد ، و خاتمه يافت به ابن‏

    105

    امضاء

  2. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    حرفهای مفت را می‏زنند [ بايد توجه داشته باشند كه ] مسعودی درست صد سال‏ قبل از سيد رضی بوده او يك مورخی است كه همه قبولش دارند و معلوم هم‏ نيست شيعه است يا سنی مسلم اگر شيعه باشد اين جور شيعه ای كه ما امروز
    هستيم نيست ، اندك تمايلی به علی عليه السلام دارد و لااقل دشمن علی‏ نيست نمی‏شود او را شيعه حسابی دانست او در كتاب " مروج الذهب " كه‏ آن را صد سال قبل از سيد رضی نوشته ، دربابی تحت عنوان " ذكر لمع من‏
    كلامه و اخباره و زهده " ( 1 )
    كه در آن جمله هايی از كلمات علی عليه‏ السلام را نقل می‏كند می‏گويد الان چهار صد و هشتاد و بضع - يعنی چهار صد و هشتاد و اندی - خطبه از علی نزد مردم محفوظ است ، در صورتی كه آنچه در
    نهج البلاغه هست دويست و سی و نه خطبه است ، يعنی سيد رضی كمتر از نصف‏ آنچه را كه مسعودی صورت می‏دهد آورده است .

    بنابر اين آن فصاحت خارق العاده علی عليه السلام يعنی آن زيبايی فوق‏ العاده سخنش كه درباره آن گفته اند :
    دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق‏ از كلام خالق فروتر و از كلام مخلوق فراتر ، نگذاشت اين كلمات از بين‏ برود و هنوز هم نگذاشته است و عامل فوق العاده مؤثری است پس شعر ، فصاحت ، بلاغت ، نثر عالی ، تمام اينها از مقوله زيبايی است ولی اينها زيبايی فكری است نه زيبايی حسی ، يعنی مربوط به چشم و گوش و لامسه و ذائقه و شامه نيست ، فقط و فقط مربوط به فكر انسان است


    ****************************
    پاورقی :
    1 ) مروج الذهب ، ج 2 ، ص . 419

    106

    امضاء

  3. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    زيبايی معقول

    حالا كه رسيديم به اين حد كه زيبايی منحصر به زيباييهای مربوط به غريزه‏ جنسی نيست ، در همه محسوسات اين عالم هست ، و منحصر به محسوسات اين‏ عالم نيز نيست ، مربوط به معانی فكری هم هست ، يك قدم برويم بالاتر ، از اين بالاتر هم وجود دارد :

    زيبايی معقول ، يعنی زيبائيی كه فقط عقل‏ انسان آن را درك می‏كند ، نه حس انسان آن را درك می‏كند و نه قوه خيال‏ انسان ، در يك اوج و مرتبه ای بالاتر است ، و به آن می‏گويند زيبايی عقلی‏ يا حسن عقلی نقطه مقابل ، زشتی عقلی يا نازيبايی عقلی است اينجاست كه‏ متكلمين اسلامی ( البته متكلمين شيعه و متكلمين معتزله نه اشاعره )

    و همچنين فقهاء اسلامی ( باز فقهاء شيعه و آن گروه از فقهاء اهل تسنن كه از نظر كلامی معتزلی بوده اند ) معتقدند به حسن عقلی بعضی از كارها و قبح و زشتی عقلی بعضی از كارها يعنی مدعی هستند كارهای بشر دو گونه است :

    بعضی‏ كارها فی حد ذاته [ يعنی ] خود كار زيبا و جميل است ، با عظمت است ،
    جاذبه و كشش دارد ، حركت ايجاد می‏كند ، عشق و علاقه ايجاد می‏كند ،
    ستايش آفرين است ، [ و بعضی كارها چنين نيست ] .

    اصلا بحث ما از همين‏ جا شروع شد كه ما پاره ای از كارهای بشر را می‏بينيم كه با كارهای عادی و طبيعی او متفاوت است كارهای طبيعی و عادی بشر كارهايی است كه ستايشها و آفرينها و تحسينها را بر نمی‏انگيزد ولی پاره ای از كارهاست كه شكوه و عظمت و جلال دارد ، جمال و زيبايی دارد ،
    در مقابل خودش تواضع و خشوع و تحسين می‏آفريند و واقعا هم اين جور است كيست . كه ببيند انسانی خود را فدای نجات جامعه خودش

    107


    امضاء

  4. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    می‏كند ، برای خود مشقت می‏خرد كه به ديگران آسايش برساند ، و تحسينش‏ نكند ؟ !
    قرآن كريم درباره پيغمبر اكرم می‏فرمايد : « لقد جاءكم رسول من‏ انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤوف رحيم » ( 1 )
    پيامبری از جنس خود شما برای شما آمده است يك خصوصيت او اين است كه‏ بدبختيها و " عنت " های شما ،مشقتها و ناراحتيهايی كه شما گرفتارش‏ هستيد و خودتان در اثر جهالت و نادانی و يا چيز ديگر درك نمی‏كنيد و ناراحت نيستيد [ بر او ناگوار است ]
    در نهايت بدبختی هستيد و خودتان‏ درك نمی‏كنيد ولی « عزيز عليه »( 2 ) بر او ناگوار است ، او ناراحتی‏ اش را تحمل می‏كند ، او رنجش را می‏برد ، رنج ناراحتی تو را بديهی است‏ اين امر تقديس و عظمت و شكوه دارد .

    بنابر اين [ اين نظريه می‏گويد ] در مكتب اخلاق ، كاری بكنيد كه بشر بتواند زيباييهای معنوی كارهای اخلاقی را درك كند ، زيبايی فداكاری ، زيبايی استقامت ، زيبايی انصاف دادن نسبت به ديگران درباره خود ، زيبايی گذشت ، زيبايی حلم ، زيبايی تحمل ، زيبايی جود ، زيبايی سخا را درك بكند اگر اين زيباييها را درك بكند همان طور كه زيباييهای حسی را درك بكند [ در اين صورت به سوی اين اعمال جذب می‏شود ]

    مثلا وقتی يك‏ قالی زيبا را می‏بيند عاشق و شيفته اش می‏شود و آن را به قيمتی گرانتر از قيمت اصلی می‏خرد چرا ؟ چون زيبايی‏اش را درك می‏كند كاری بكنيد كه مردم‏ زيباييهای مكارم اخلاقی را درك بكنند ، فكرشان در زيبايی محدود نباشد به‏ مسائلی كه مربوط به امور جنسی است ،


    ******************
    پاورقی :
    1 ) سوره توبه ، آيه . 128 2 ) سوره توبه ، آيه . 128

    108

    امضاء

  5. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    هزاران زيبايی ديگر را كه در طبيعت وجود دارد ، زيبائيهايی كه خيال درك‏ می‏كند احساس نمايد ، و بعد برود بالاتر و اوج بگيرد ، زيباييهای كارهای‏ نيك را ، زيبايی نيك كرداری را درك بكند و در مقابل ، زشتی و بدی و منفوريت كارهای بد را حس بكند كاری بكنيد كه اصلا دروغ در نظرش زشت و يك شی متعفن و گندناك باشد ،

    شيئی كه اساسا ذوق او از آن تنفر دارد اصلا ذائقه اش را اصلاح كنيد كه ذائقه او از غيبت كردن تنفر داشته باشد آيا باور می‏كنيد كه اخلاقيون يعنی آنهايی كه فی الجمله خودشان را تربيت كرده‏ اند واقعا ذائقه شان از غيبت كردن تنفر دارد ، ذائقه شان از دروغ گفتن‏

    تنفر دارد ، ذائقه شان از خيانت كردن به مردم تنفر دارد ، ذائقه شان از ظلم و تجاوز به حقوق مردم تنفر دارد اصلا ذائقه آنها اين اعمال را نمی‏پسندد ، نمی‏خواهد و دور می‏اندازد ذائقه را درست كنيد ولی ذائقه عقلی‏

    ، ذائقه فكری ، ذائقه معنوی ذائقه كه درست بشود انسان خود به خود همين‏ جور می‏شود راهش چيست ؟

    البته راه دارد هر حس فطری را با تربيت خيلی‏ خوب می‏شود پرورش داد ما در عمر خودمان واقعا ديده ايم افرادی را كه‏
    ذائقه آنها اين جور شكفته شده بود ذائقه آنها از ذكر و ياد خدا لذت‏ می‏برد كه از هيچ غذای مطبوعی و از هيچ لذت جسمی آنقدر لذت و حظ نمی‏برد ذائقه چنين انسانی به گونه ای است كه از عبادت لذت می‏برد ، از هدايت‏

    و ارشاد مردم لذت می‏برد ، از خيانت كردن به مردم تنفر دارد ، از غيبت‏ تنفر دارد اگر خدا هم به او بگويد من تو را به خاطر غيبتهايت عذاب‏ نمی‏كنم و به خاطر راستگويی ات پاداش نمی‏دهم ، از اين ساعت تكليف ما

    از دوش تو برداشته شده ، خودت مختار و آزادی ، می‏خواهی غيبت بكن‏ می‏خواهی غيبت نكن ، باز هم غيبت نمی‏كند ، چون ذائقه‏اش

    109

    امضاء

  6. Top | #96

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    رسيده به حدی كه از غيبت كردن و تهمت زدن و فحشاء و از هر كار زشتی‏ تنفر دارد ، زيبايی عدالت را درك می‏كند ، زيبايی احسان را درك می‏كند ، زشتی فحشاء را درك می‏كند ، زشتی بغی ( به تعبير قرآن ) را درك می‏كند عجيب تعبيری دارد قرآن می‏گويد معروف و منكر يعنی زشت .

    « ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذی القربی و ينهی عن الفحشاء و المنكر و البغی‏ يعظكم لعلكم تذكرون »( 1 )


    اين مطلبی بود كه متكلمين اسلامی و به دنبال آنها فقهای اسلامی درباب‏ حسن و قبح گفته ‏اند .

    نظر افلاطون

    يك سخن ديگر هم هست و آن اين است كه اساسا اخلاق مربوط به روح زيبا است نه اينكه كار ، فی حد ذاته زيبا است اخلاق يعنی آن جا كه روح انسان‏ حالتی پيدا می‏كند كه خود روح زيبا می‏شود اگر كار ، زيبا است به تبع روح‏ زيبا است در آن نظر اول ، كار فی حد ذاته زيبا است و روح زيبايی خود را از كارش كسب می‏كند ، ولی طبق اين نظر روح ، زيبا است و كار ، زيبايی‏ خودش را از روح كسب می‏كند اين نظر مربوط به افلاطون است
    افلاطون پايه‏ اخلاق را بر عدالت قرار داده است يعنی اخلاق را مساوی با عدالت می‏داند و عدالت را مساوی با زيبايی می‏گويد :

    با اينكه بشر عدالت ، زيبايی و حقيقت را می‏شناسد ، هيچ كدام قابل تعريف نيست .


    ****************
    پاورقی :
    می‏دهد و به بذل و عطاء خويشاوندان امر می‏كند و از كارهای زشت و منكر و
    ظلم نهی می‏كند و به شما از روی مهربانی پند می‏دهد باشد كه موعظه خدا را
    به ياد آوريد ] .
    1 ) سوره نحل ، آيه . 90 [ ترجمه : همانا خدا فرمان به عدل و احسان‏

    110

    امضاء

  7. Top | #97

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    ولی باز كوشش كرده يك تعريف ناقصی برای عدالت به دست بدهد . گفته : عدالت عبارت است از هماهنگی اجزاء با كل حتی عدالت اجتماعی را هم كه‏ تعريف می‏كند می‏گويد عدالت اجتماعی يعنی اينكه هر فردی هر مقدار كه‏
    استعداد دارد ، كار بكند و به اندازه كار خودش پاداش بگيرد و تمام‏ افراد بايد اين جور باشند اگر جامعه از چنين افرادی تشكيل شد آنوقت‏ اجزاء اين جامعه همه هماهنگ هستند نه اينكه يكی زياد كار بكند و ديگری‏
    كم كار بكند و محصول كار اولی را به دومی بدهند ، يا يكی اساسا كار نكند و بعد محصول كار ديگران را به خودش اختصاص بدهد در اين صورت علاوه بر اينكه افراد عادل نيستند ، جامعه هم عادل نيست جامعه كه عادل نبود زيبا نيست ، و جامعه ای كه عادل و زيبا نبود قابل بقا نيست او درباب عدالت‏ چنين حرفی دارد

    و می‏گويد " اخلاق " يعنی دستگاه روحی انسان كه مجموعه ای‏ است از انديشه ها ، تمايلات و خواسته ها ، اراده ها و تصميمها ، اجزائش‏ مثل يك اتومبيل با همديگر تناسب داشته باشد ولی گفتيم خود تناسب را كسی نمی‏تواند بيان كند كه فرمولش چيست همين قدر می‏گويد :
    تناسب و توازن و هماهنگی كامل ميان عناصر روحی انسان در نظر او انسانی كه ديگران‏ او را در حد اعلی ستايش می‏كنند ،

    " انسان كامل " يعنی انسانی كه در ناحيه روح در نهايت درجه زيبا است و همان طور كه گفتيم زيبايی به همراه‏ خودش جاذبه و كشش دارد ، عشق و طلب می‏آفريند ، حركت می‏آفريند ، ستايش می‏آفريند ، چنانكه ما می‏بينيم يكی از خصوصيات علی عليه السلام آن‏ عدل و توازن و هماهنگی كاملی است كه در روح اين انسان ملكوتی هست‏
    انسانی است كه از قديم او را انسان كامل الصفات و جامع الاضداد می‏شناسند


    111




    امضاء

  8. Top | #98

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    صفی الدين حلی می‏گويد :

    جمعيت فی صفاتك الاضداد
    ولهذا عزت لك الانداد (1)

    در وجود تو اضداد يكجا جمع شده اند و به همين دليل برای تو مانندها
    نمی‏توان پيدا كرد .

    و سيد رضی راجع به سخن علی عليه السلام می‏گويد سخنی‏ چند جانبه است و در همه جوانب زيبا است در همه جوانب ، علی سخن گفته‏ و زيبا گفته ، چون روحش يك روح همه جانبه و به اصطلاح امروز يك روح‏ چندی بعدی است نه تنها چند بعدی است بلكه در عين چند بعدی بودن نوعی‏ توازن و تناسب ميان ابعاد مختلف آن بر قرار است اين است كه در روحها و عقلها جای دارد اين ديگر مربوط به چشم يا گوش يا شامه و يا ذائقه و به‏ طور كلی مربوط به حس نيست ، مربوط به روح انسان است .

    انسانها بدون‏ اينكه بتوانند زيبايی علی را تعريف بكنند آن را درك می‏كنند ، و چون‏ زيبايی كشش دارد مجذوب علی می‏شوند چهارده قرن می‏گذرد ، قرنی نگذشته‏ است كه در آن علی هزارها و بلكه ميليونها مجذوب و محب نداشته باشد حب‏ علی چرا ايمان است ؟

    زيرا حب علی يعنی عشق به يك روح متعادل متوازن ، عشق به انسان كامل ، عشق به كمال انسانيت ، عشق به آنچه خدا و پيغمبر به‏ آن دعوت می‏كنند و اين ، شخص پرستی نيست ، حتی شخص دوستی هم نيست ، بالاتر از اين است آنكه واقعا علی را دوست دارد ، خودش را دارد ستايش‏ می‏كند كه من درك می‏كنم آن زيبايی خارق العاده آن روح بزرگ را ، من درك‏ می‏كنم آن تعادل و توازن كامل را ، من درك می‏كنم معنی انسان كامل را مردی‏
    كه تاريخ زمان

    **********************
    پاورقی :
    1 ) منتهی الامال ، ج 1 ، ص . 113
    112


    امضاء

  9. Top | #99

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    خودش او را به كلی مطرود و منكوب و مظلوم كرده است ، باز می‏بينيم‏ بانگ ستايش اوست كه از اعماق تاريخ اين چهارده قرن بر می‏خيزد نه تنها از زبان آنهايی كه نامشان شيعه است ، بلكه از زبان اهل تسنن ، و نه فقط از زبان مسلمين ، بلكه از زبان كافر ، مسيحی و يهودی هر كس كه يك‏ وجدانی دارد ستايشگر علی واقع می‏شود .

    ابن شهر آشوب وقتی كه " مناقب " را می‏نويسد ، مدعی است الان كه من‏
    " مناقب " را می‏نويسم هزار كتاب " مناقب " ( مناقب علی عليه‏ السلام ) وجود دارد حالا من نمی‏دانم آن كتابها را هم در كتابخانه اش داشته‏ يا لااقل فهرست آنها را داشته است اين ناشی از فطرت بشر است همين طور كه فطرت بشر در مقابل يك زيبايی نظير زيبايی يوسف مجذوب می‏شود كه‏ قرآن مجيد داستان يوسف را در نهايت زيبايی و فصاحت و بلاغت بيان كرده‏ كه واقعا حيرت آور است : « فلما رأينه اكبرنه و قطعن ايديهن و قلن حاش‏ لله ما هذا بشرا ان هذا الا ملك كريم » ( 1 )
    آری ، همين طور كه چهره‏ يوسف فطرت بشر را مجذوب خود می‏كند چهره معنوی يك انسان كامل هم بشرها را از عمق فطرتشان مجذوب خويش می‏نمايد .

    يا حسين بن علی عليه السلام پيغمبر فرمود :« ان للحسين محبة مكنونة فی‏ قلوب المؤمنين » ( 2 ) يك محبت پنهان و مخفی [ نسبت به حسين‏ عليه‏السلام در دل مؤمنين وجود دارد ] . اين كلمه " مكنونة " خيلی‏

    *************************
    پاورقی :
    را بزرگ يافتند و دستهايشان را ( بجای ترنج ) بريدند و گفتند تبارك‏
    الله كه اين پسر نه آدمی است بلكه فرشته بزرگ حسن و زيبائی است ] .
    تعابير مختلف .
    1 ) سوره يوسف ، آيه . 31 [ ترجمه : چون زنان مصری يوسف را ديدند او 2 ) مستدرك 217 / 2 ، لؤلؤ و مرجان ، ص 38 ، بحارج 43 ، ص 272 ، با


    113

    امضاء

  10. Top | #100

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    معنی دارد .
    يعنی در دلهای مؤمنين وجود دارد و احيانا خودشان توجه ندارند ولو نا آگاهانه ، محبت حسين در دل هر مؤمنی وجود دارد شايد بعضی خيال‏ بكنند كه اين يعنی خداوند يك محبتی را از بيرون به طور قسری و جبری‏ آورده در دلهای مؤمنين قرار داده است نه ، در عمق فطرت هر مؤمنی تقديس‏ مانند حسينی هست اگر حسين عليه السلام هم نبود و حسين ديگری به جای او
    می‏بود همانند او كه كار او را كرده بود ،
    مگر دلهای پاك مؤمنين‏ می‏توانستند ستايشگر او نباشند و او را دوست نداشته باشند ؟ !
    يك زن كه‏ فقط يك بچه دارد و آن يكدانه بچه اش می‏ميرد چگونه می‏گريد ؟
    برای حسين‏ اينچنين بايد گريست .
    و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم و صلی الله علی محمد و آله‏
    الطاهرين .

    114


    امضاء

صفحه 10 از 31 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی