سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 13 از 31 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    نهج البلاغه و در احاديث زيادی ما اين مطلب را داريم اميرالمؤمنين علی‏
    عليه السلام می‏فرمايد : عبادتهايی كه مردم می‏كنند سه گونه است : بعضی خدا
    را عبادت می‏كنند به طمع ثواب « فتلك عبادش التجار » ( 1 ) اين عبادت‏
    ، عبادت تاجرانه است ، يعنی اينها می‏خواهند با خدا تجارت كنند ، چيزی‏
    بدهند و چيز بيشتری بگيرند . يك بازرگان در مبادلات خودش هميشه كالايی‏
    را می‏دهد برای اينكه چيزی بيشتر از سرمايه اصيلش - يعنی اصل سرمايه را
    با يك مقدار سود - بگيرد فرمود اين عبادت ، عبادت تاجرانه است . بعضی‏
    خدا را پرستش می‏كنند از ترس فرمود اين عبادت ، عبادت غلامانه است ،
    عبادت بردگان است مثل عمل بردگان است كه در زير شلاق اربابها قرار
    می‏گيرند در حالی كه به آنها تكليف می‏كنند ، و آنان از ترس اينكه اگر
    تكليف را انجام ندهند شلاق می‏خورند تكليف را انجام می‏دهند ولی بعضی خدا
    را عبادت می‏كنند شكرا يعنی سپاسگزارانه ، يا در بعضی احاديث : حبا از
    روی دوستی ، يعنی خدا را پرستش می‏كند فقط به دليل اينكه او را دوست‏
    دارد او در واقع فطرتش در شعور آگاهش هم منعكس است ، خدا را آنجور
    عبادت می‏كند كه فطرت خدا پرستی اقتضا می‏نمايد چون خدا را دوست دارد
    پرستش می‏كند اگر خدا بهشت و جهنمی هم خلق نكرده بود او خدا را پرستش‏
    می‏كند اگر خدا بهشت و جهنمی هم خلق نكرده بود او خدا را پرستش می‏كرد .
    « الهی ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فی جنتك بل وجدتك اهلا للعبادش
    فعبدتك » ( 2 ) خدايا من تو را پرستش نكردم از ترس آتش جهنمت ، و
    پرستش نكردم به طمع بهشتت ،



    پاورقی :
    1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، باب حكم ، حديث 229 ، ص 1192.
    2 ) بحار الانوار ، ج 41 ، باب 101 ، ص . 14 ( به جای " نارك " و
    " جنتك » " به ترتيب " عقابك " و " ثوابك » " آمده است )
    از علی عليه السلام .

    135

    امضاء

  2. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    بلكه فقط تو را شايسته پرستش می‏بينم . اين كلمه " « اهلا للعباده » "
    خيلی معنی دارد . فقط به دليل اينكه تو ، تو هستی و من ، من هستم [ تو را
    عبادت می‏كنم ] . طبيعی ترين چيزها در عالم اين است كه تو معبود باشی و
    من عابد و پرستنده نمی‏دانم به مضامين دعای كميل اين دعای عالية المضامين‏
    هيچ توجه داريد ؟ مضامين اين دعا را از اول آن : « اللهم انی اسألك‏
    برحمتك التی وسعت كل شی » تا آخر : « و سلم تسليما كثيرا » با دقت‏
    مطالعه كنيد ببينيد علی چه می‏گويد و معنی پرستش عاشقانه و سپاسگزارانه و
    معنی از خود خارج شدن چيست با توجه به اينكه در منطق علی كوچكترين اغراق‏
    و مبالغه نيست خصوصا آنجا كه با خدای خودش سخن می‏گويد ، به جمله هايی‏
    می‏رسيم كه برای ما اصلا قابل تصور نيست راجع به آتش جهنم می‏گويد :

    ، آتشی است كه تمام آسمانها و زمين در مقابل آن مقاومت ندارند در عين‏
    حال در همانجا می‏گويد : « هبنی صبرت علی عذابك فكيف اصبر علی فراقك‏
    هبنی صبرت علی حر نارك فكيف اصبر عن النظر الی كرامتك » فرضا طاقت‏
    صبر بر چنين عذابی را داشته باشم ، صبر بر جدايی از تو را ندارم ( عبادت‏
    عاشقانه يعنی اين ) فرضا صبر مقاومت در مقابل آن حرارتها را داشته باشم‏
    چگونه می‏توانم در مقابل اينكه كرامتت از من گرفته شده و لطفت از من‏
    بازداشته شده است صبر نمايم ؟ ! صبر اين را هرگز علی ندارد عبادت‏
    پرستشانه اين است مقام انسان خيلی بالاتر از اين است منحصر به علی ( ع )
    نيست در دنيا زياد هستند انسانهايی كه واقعا می‏رسند به حدی كه حافظ
    می‏گويد :
    در ضمير ما نمی‏گنجد به غير از دوست كس هر دو عالم را به دشمن ده كه‏
    ما را دوست بس
    ²و هذا ما لاتقوم له السموات والارض‏» آتش جهنم از نوع آتشهای دنيا نيست‏


    136

    امضاء

  3. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق


    ولا حول ولا قوش الا بالله العلی العظيم ، وصلی الله علی محمد و آله‏
    الطاهرين باسمك العظيم الا عظم الاعزالاجل الاكرم يا الله . . .

    خدايا دلهای ما را به نور ايمان منور بگردان ، قلبها و روحهای ما را
    مزين به اخلاق فاضله بفرما ، [ اموات ] ما را مشمول عنايت خود بفرما .
    و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .

    137

    امضاء

  4. Top | #124

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    جلسه ششم كرامت نفس ، محور اخلاق اسلامی


    139


    **********************************

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين و الصلوش و السلام علی عبد
    الله و رسوله و حبيبه و صفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا و
    مولانا ابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين
    اعوذ بالله من‏ الشيطان الرجيم :

    « و لله العزه و لرسوله و للمؤمنين »( 1 ) .

    بحث در اطراف اين مطلب بود كه قداستهای اخلاقی و به عبارت ديگر
    گرايشهای انسان به خلقهای مقدس ، از مقوله پرستش است ، و در اطراف‏
    اين مطلب توضيحاتی داديم اكنون می‏خواهيم بحثی درباره خصوص اخلاق اسلامی‏
    با توجه به كتاب و سنت و كلمات پيشوايان دين ايراد بكنيم . قبلا اين‏
    مطلب را عرض كردم كه اين بحث كه آيا اخلاق از چه


    پاورقی :
    1 ) سوره منافقون ، آيه . 8


    140
    امضاء

  5. Top | #125

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    مقوله ای است ، صرفا يك بحث نظری نيست ، هر صاحب نظريه ای ناچار
    معتقد است كه در تعليم و تربيتهای اخلاقی بايد دست روی نقطه ای گذاشت‏
    آنكه مثلا اخلاق را از مقوله عاطفه می‏داند ناچار تكيه اش روی عاطفه است و
    بس ، و آنكه از مقوله اراده می‏داند دست روی نقطه ديگری می‏گذارد ، و
    آنكه از مقوله وجدان می‏داند دست روی نقطه ديگری ، و همين جور حالا
    می‏خواهيم بفهميم كه در اخلاق اسلامی بيشتر انگشت روی چه نقطه ای در روح‏
    انسان گذاشته شده است .
    دنيای روح انسان


    روح انسان يك دنيای عجيبی است عجيبترين دنياهای عالم ، دنيای روح و
    روان انسانی است . گاهی من پيش خودم دستگاه روح انسانی را تشبيه می‏كنم‏
    به يك دستگاه ضبط صوت ، اما نه دستگاه ضبط صوتی كه فقط يك نوار بشود
    روی آن گذاشت و همان يك نوار را بتوان به صدا در آورد ، ضبط صوتی را
    فرض كنيد و شايد چنين ضبط صوتهايی هم باشد كه در آن دهها و بلكه صدها
    نوار هست و در هر نواری صدايی ضبط شده است شما دست روی هر دگمه ای‏
    بگذاريد يكی از آن نوارها به گردش می‏آيد و يك آواز مخصوص را می‏شنويد
    مثلا دست روی يكی از دگمه ها می‏گذاريد ، قرآن عبدالباسط می‏خواند ، دست‏
    روی دگمه ديگری می‏گذاريد ، يك نوار ديگر به حركت می‏آيد و مثلا يك‏
    سخنران ، سخنرانی
    141

    امضاء

  6. Top | #126

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    مذهبی می‏كند ، دست روی يك دگمه ديگر می‏گذاريد ، نوار ديگری به حركت در
    می‏آيد و مثلا يك آوازه خوان ، آوازه خوانی می‏كند بستگی دارد كه شما دست‏
    روی كدام نقطه بگذاريد .
    حقيقتا روح انسان همين گونه است يعنی خدای متعال استعدادهای گوناگونی‏
    در وجود انسانی گذاشته است مربيان بشر ، هر گروهی انگشت روی يكی از آن‏
    استعدادها گذاشته اند در نتيجه يك وقت شما می‏بينيد ملتی به وجود می‏آيد
    كه تمام اين ملت يكصدا حرفشان مثلا حماسه های سياسی و تعصبهای ملی است و
    غير از اين چيز ديگری نيست و گويی فقط اين يك نوار در وجود اينها به‏
    صدا در آمده ملت ديگری را می‏بينيد كه در اثر اينكه انگشت روی نقطه‏
    ديگری از روح آنها گذاشته شده است همه دم از زهد و رياضت می‏زنند ملت‏
    ديگر دم از چيز ديگر همچنين هر فردی دم از چيزی می‏زند در وجود هر فردی‏
    همه اين استعدادها وجود دارد ولی انگشت روی يكی يا دوتا از اين‏
    استعدادها گذاشته و آن را به صدا در آورده اند ، باقی ديگر خاموش است‏
    هر مكتب اخلاقی ، انگشت روی يكی از خصلتهای روح بشر گذاشته است .
    حال ، آيا در ميان تمام اين دگمه ها يك دگمه وجود دارد كه اگر دست‏
    روی آن بگذاريم تمام اين نوارها به حركت در می‏آيند و به طور هماهنگ كار
    خودشان را انجام می‏دهند يا نه ؟ اين هم خودش سؤالی است هر مكتبی كه‏
    بتواند دست روی نقطه ای بگذارد كه با دست گذاشتن روی آن نقطه تمام‏
    استعدادهای وجود انسان ، هماهنگ با يكديگر و بدون افراط و تفريط به‏
    حركت در آيند ، آن مكتب ، مكتب جامعی است اين مطلب را فعلا به عنوان‏
    مقدمه در نظر داشته باشيد تا وارد مطلب ديگری بشويم ، بعد

    142

    امضاء

  7. Top | #127

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    ببينيد چگونه نتيجه گيری می‏كنيم .

    تحقير و تجليل نفس


    در قرآن و در متون اسلامی ما به منطقی بر می‏خوريم كه اگر وارد نباشيم‏
    شايد خيال كنيم تناقضی در كار است مثلا در قرآن وقتی سخن از نفس انسان‏
    يعنی خود انسان به ميان می‏آيد ، گاهی به اين صورت به ميان می‏آيد : با
    هواهای نفس بايد مبارزه كرد ، با نفس بايد مجاهده كرد ، نفس امارش
    بالسوء است ، « اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة
    هی الماوی »( 1 ) هر كس كه از مقام پروردگارش بيم داشته باشد و جلوی‏
    نفس را از هوی پرستی بگيرد ، مأوی و جايگاه او بهشت است « فاما من طغی‏
    و آثر الحياش الدنيا فان الجحيم هی الماوی »( 2 ) .
    « ا فرايت من اتخذ
    الهه هواه »( 3 ) .
    آيا ديدی آن كسی را كه هوای نفس خودش را معبود
    خويش قرار داده است ؟ همچنين از زبان يوسف صديق نقل می‏كند كه به يك‏
    شكل بدبينانه ای به نفس خودش می‏نگرد ، می‏گويد : « و ما ابرء نفسی ان‏
    النفس لاماره بالسوء »( 4 ) در ارتباط با حادثه ای كه مورد تهمت قرار
    گرفته است ، با اينكه صد در صد به اصطلاح برائت ذمه دارد و هيچ گونه‏
    گناه و تقصيری ندارد ، در عين حال می‏گويد : من نمی‏خواهم خودم را تنزيه‏
    بكنم بگويم كه من بالذات چنين نيستم : « و ما ابرء نفسی »

    پاورقی :
    كرد و زندگی دنيا را برگزيد ، دوزخ جايگاه اوست ] .
    1 ) سوره نازعات ، آيه 40 و . 41 2 ) سوره نازعات ، آيات 37 تا . 39 [ ترجمه : پس آن كس كه طغيان‏ 3 ) سوره جاثيه ، آيه . 23 4 ) سوره يوسف ، آيه . 53

    143
    امضاء

  8. Top | #128

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    من نمی‏خواهم خودم را تبرئه كنم چون می‏دانم كه نفس ، انسان را به بدی‏
    فرمان می‏دهد . پس [ طبق اين آيات ] آن چيزی كه در قرآن به نام "نفس"
    و " خود " از او اسم برده شده ، چيزی است كه انسان بايد با چشم بدبينی‏
    و به چشم يك دشمن به او نگاه كند ، نگذارد او مسلط بشود ، و او را هميشه‏
    مطيع و زبون نگه دارد .
    در مقابل ، ما به آيات ديگری بر می‏خوريم كه از نفس - كه باز معنايش‏
    خود است - تجليل می‏شود : « و لا تكونوا كالدين نسوا الله فانساهم انفسهم‏
    ( 1 ) از آن گروه مباشيد كه خدای خود را فراموش كردند ، خدا هم خودشان‏
    را ، نفسشان را از آنها فراموشاند خوب اگر اين نفس همان نفس است چه‏
    بهتر كه هميشه در فراموشی باشد . « قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم
    ( 2 ) بگو باختگان ، زيان كردگان ، آنها نيستند كه ثروتی را باخته و از
    دست داده باشند يعنی آن يك باختن كوچك است باختن بزرگ اين است كه‏
    انسان نفس خود را ببازد ، خود خود را ببازد و به اصطلاح
    اگزيستانسياليستهای امروز خويشتن خود را ببازد ، ثروت ، سرمايه مهمی‏
    نيست ، بزرگترين سرمايه های عالم برای يك انسان ، نفس خود انسان است‏
    اگر كسی خود را باخت ديگر هر چه داشته باشد گويی هيچ ندارد ، كه به اين‏
    تعبير باز هم ما در قرآن داريم [ بنابر اين در قرآن از يك طرف ]
    تعبيراتی از قبيل فراموش كردن خود ، باختن خود ، فروختن خود ، به شكل‏
    فوق العاده شديدی نكوهش شده كه انسان نبايد خودش را فراموش كند ،
    ************************
    پاورقی :
    1 ) سوره حشر ، آيه . 19 2 ) سوره زمر ، آيه . 15
    144

    امضاء

  9. Top | #129

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    نبايد خودش را ببازد ، نبايد خودش را بفروشد ، و از طرف ديگر ، انسان‏
    بايد با هوای خودش مبارزه كند كه اين " خود " فرمان به بدی می‏دهد از
    جمله قرآن می‏گويد : آيا ديدی آن كسی را كه خواسته های خود را معبود خويش‏
    قرار داد ؟
    " نفس " در سنت و حديث


    حال می‏رويم سراغ سنت و حديث مثلا می‏رويم سراغ نهج البلاغه . در يك جا
    می‏بينيم نفس و هوای نفس با شدت و كوبندگی عجيبی كوبيده می‏شود ، و اين‏
    موارد زياد هم هست : « المؤمن لا يمسی و لا يصبح الا و نفسه ظنون عنده »
    ( 1 ) مؤمن خصلتش اين است :
    صبحی را به شام نمی‏برد و شبی را به صبح‏
    نمی‏آورد مگر اينكه نفسش مورد بد گمانی او است ، هميشه با يك نوع بد
    گمانی به نفس خود نگاه می‏كند ، مثل آدمی كه همسايه خائنی داشته باشد كه‏
    به او اعتماد ندارد و دائما در فكر اين است كه اين همسايه خيانتی نكند
    علی ( ع ) می‏گويد : مؤمن بايد هميشه به نفس خودش به چشم يك خائن و كسی‏
    كه نمی‏شود به او اعتماد كرد و مورد بدگمانی و بدبينی است نگاه كند ، كه‏
    در اين زمينه ، در ادبيات اسلامی چه عربی و چه فارسی بسيار است . سعدی‏
    می‏گويد :
    مرا شيخ دانای مرشد شهاب دو اندرز فرمود بر روی آب

    يكی اينكه در نفس خوشبين مباش دگر اينكه در غير بدبين مباش

    به مردم بدبين نباشيد ، به خودتان خوشبين نباشيد .
    *****************
    پاورقی :
    ان المؤمن » . . .
    1 ) نهج البلاغه فيض ، خطبه 175 ، ص 566 به اين صورت : . . .

    145

    امضاء

  10. Top | #130

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    از طرف ديگر در نهج البلاغه به جمله هايی بر می‏خوريم كه در آنها نفس و
    خود تجليل و تكريم شده است الی غير النهايه .
    علی عليه السلام در وصيتنامه ای كه به فرزند بزرگوارش امام مجتبی سلام‏
    الله عليه می‏نويسد ، می‏فرمايد
    : « اكرم نفسك عن كل دنية و ان ساقتك الی‏
    الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا »
    ( 1 ) پسركم !
    نفس‏ خود را گرامی و محترم بدار از اين كه به يك پستی دچار بشود ، زيرا اگر
    از نفس خود چيزی را باختی و از دست دادی ، ديگر هيچ چيز نمی‏تواند جای‏
    آن را پر كند اگر بدنت را از دست بدهی جايش پر شدنی هست ، تا چه رسد
    كه مال و ثروتت را از دست بدهی هر چه را از دست بدهی چيز ديگری‏
    می‏تواند جای آن را پر كند ( گفت :
    آنچه عوض دارد گله ندارد ) اما يك‏
    چيز است كه اگر آن را از دست بدهی ديگر جا پر كن ندارد [ و آن نفس‏
    خودت است ] .
    « فانك لن تعتاض بما تبدل من نفسك عوضا » اگر از خود
    خود ، از خويشتن خود چيزی را از دست بدهی ، عوض برايش پيدا نمی‏كنی‏
    نظير اين مضمون است شعری از امام صادق سلام الله عليه كه در " بحار "
    در احوال امام صادق نقل می‏كند كه ايشان اين شعر را می‏خواندند :

    اثامن بالنفس النفيسة ربها و ليس لها فی الخلق كلهم ثمن (1)

    من با نفس خودم هيچ موجودی را برابر نمی‏كنم اگر بخواهی معامله بكنی با
    نفس خودم ، هيچ چيزی را با آن برابر نمی‏كنم جز پروردگارم . در عوض ،
    فقط او را می‏گيرم . از آن كه بگذرد حاضر نيستم اين سرمايه خودم و

    ***********************
    پاورقی :
    1 ) نهج البلاغه فيض ، كتاب 31 ، قسمت 46 ، صفحه . 929 2 ) بحار الانوار ، ج 75 ، ص 135 ، باب . 21

    146

    امضاء

صفحه 13 از 31 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی