فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 16 از 31 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 301
  1. #151
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    اخلاقی از يك طرف توصيه و تأكيد می‏شود به مبارزه و مجاهده با نفس و
    هوای نفس ، و از طرف ديگر تمام تكيه ها روی بزرگواری نفس است كه‏
    كوشش كنيد احساس بزرگواری را در نفس خود از دست ندهيد ، احترام ذات‏
    و نفس را از دست ندهيد اينها چگونه با يكديگر جور در می‏آيد ؟ و گفتيم‏
    " نفس " در اصل معنی يعنی [ ( خود " " نفس " آن خود انسان است‏
    آيا " خود " را بايد شكست ، زبون و خوار كرد يا " خود " را بايد
    مكرم داشت و محترم شمرد و عزتش را حفظ كرد ؟ آيا اين هر دو يك " خود
    " است ؟ اين كه نمی‏شود آيا در انسان دو " خود " وجود دارد كه از نظر
    اخلاقی با يكی از اينها بايد مبارزه كرد ، بايد او را در زنجير كرد ، جلوی‏
    آزاديش را گرفت ، زبونش كرد ، ميراند ، و به تعبيری شعرای ما اگر چه‏
    اين تعبير در روايات و احاديث نيامده است بايد او را كشت و نفس كشی‏
    كرد ، و " خود " ديگر را بايد احياء كرد و زنده نگهداشت ؟ اين هم به‏
    اين صورت كه قابل قبول نيست بديهی است هر كس دو " من " ، دو " خود
    " مجزا از يكديگر ندارد آيا در قالب و تن هر كدام ما دو " من " يا دو
    [ ( نفس " وجود دارد ؟ ! چنين چيزی هم قطعا نيست بعد عرض كرديم كه‏
    اين مسئله ای است كه تنها در اسلام و اخلاق اسلامی مطرح نيست ، برای‏
    ديگران هم مطرح است كه برای انسان دو " خود " سراغ دارند و دو " خود
    " نشان می‏دهند كه با يك " خود " انسان بايد مبارزه بكند و انسانيتش‏
    به آن خود نيست ، و خود ديگری دارد كه خود شريف و اساسی و اصيل انسان‏
    آن خود است منتها توضيح و توجيه اين مطلب كه چگونه است دو گونه خود
    دارد ، گفتيم به آن صورت امكان ندارد پس ناچار به صورت ديگری بايد
    گفت ما اول همان نظر اسلامی را ذكر می‏كنيم بعد نظرهای ديگران را هم توضيح‏
    می‏دهيم .

    168
    فلسفه اخلاق

  2. #152
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق







    نظر اسلامی

    از نظر اسلامی اين مسئله حل شده است از نظر اسلامی در عين اينكه انسان‏
    يك حيوان است مانند هر حيوان ديگر ، در عين حال به تعبير قرآن نفخه ای‏
    از روح الهی در او هست ، لمعه ای از ملكوت الهی و نوری ملكوتی در وجود
    انسان هست " من " واقعی يك انسان آن " من " است انسان " من "
    حيوانی هم دارد ، ولی من حيوانی در انسان من طفيلی است ، من اصيل نيست‏
    من اصيل در انسان همان من ملكوتی انسان است ( 1 ) . يعنی آنچه در يك‏
    حيوان ، من واقعی و حقيقی آن حيوان را تشكيل می‏دهد ، در انسان من طفيلی‏
    اوست من می‏خورم ، من می‏آشامم ، من می‏خوابم ، حتی من می‏روم ، اينها همه‏
    به يك " من " وابسته است ، اما اينها درجات پايين اين من است همين‏
    من : من می‏خورم ، من می‏آشامم ، من تشنه می‏شوم ، من گرسنه می‏شوم و در عين‏
    حال : من فكر می‏كنم ، من خدا را ياد می‏كنم ، من دوست دارم كه ديگران را
    بر خود مقدم بدارم همه اينها يك " من " است اما اين " من " درجاتی‏
    دارد ، آنجا كه " من " از آن حرفهای خيلی عالی می‏گويد ، آن درجه عالی‏
    " من " انسان است كه دارد حرف می‏زند ، و آنجا كه از اين مسائل حيوانی‏
    صحبت می‏كند درجات پايين آن است .

    **************
    پاورقی :
    1 ) فلاسفه بحثی دارند درباب " ماده و صورت " كه می‏گويند حقيقت هر
    موجودی ، همان فعليت اخير آن موجود است و غير از آن هر چه هست جزء
    حقيقتش نيست و در فعليتش دخالت ندارد بحثی فلسفی است و فعلا آن را
    طرح نمی‏كنم .

    169
    فلسفه اخلاق

  3. #153
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق







    جدال درونی

    مثالی عرض می‏كنم : از خصوصيات انسان اين است كه ميان " من " های‏
    او گاهی جدال و كشمكش رخ می‏دهد كه اين جدال را گاهی تعبير می‏كنند به‏
    جدال عقل و نفس يا مثلا جدال اراده اخلاقی و هوای نفسانی به هر حال چنين‏
    جدالی در انسان هست و در حيوان جدال درونی معنی ندارد اين آزمايش در هر
    كسی كم و بيش وجود دارد ، در بعضی بيشتر و در بعضی كمتر : انسان تصميم‏
    می‏گيرد بر خلاف ميل طبيعی خودش كاری را انجام بدهد يعنی ميلش در يك‏
    جهت است ، تصميم می‏گيرد بر ضد ميل خودش كاری را انجام بدهد مثال خيلی‏
    ساده ای عرض می‏كنم : طبيب به انسان رژيم می‏دهد و او را از بعضی غذاها
    يا ميوه ها منع می‏كند ، يا خوردن از يك مقدار بيشتر را می‏گويد مضر است‏
    مثلا می‏گويد شما مرض قند يا فشار خون داری ، فلان چيز و فلان چيز را نخور
    انسان تصميم می‏گيرد اين دستور را اجرا كند ولی ميل سر جای خودش هست سر
    سفره ، ميل نفسانی شروع می‏كند به فعاليت كردن ، می‏خواهد انسان از همين‏
    غذايی كه ممنوع است بخورد گاهی انسان عملا بر ضد ميل خودش قيام می‏كند
    يعنی اراده اخلاقی اش و به تعبير ديگر عقلش بر نفسش غالب می‏شود ، هر
    چه دلش می‏خواهد گوش نمی‏كند گاهی هم اتفاق می‏افتد بر عكس ، ميلش بر
    اراده اخلاقی اش ، و به تعبير ديگر نفسش بر عقلش فائق می‏آيد اين دو
    حالت برای انسان پيش می‏آيد .
    يا انسان تصميم می‏گيرد ، سحر خيز باشد ، جدی هم تصميم می‏گيرد . ولی يك‏
    شب بيدار می‏شود ، می‏خواهد از رختخواب گرم بيرون بيايد ، اراده‏

    170
    فلسفه اخلاق

  4. #154
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    اخلاقی می‏گويد حركت كن ، طبيعت و ميل می‏گويد بيرون نيا يك وقت انسان‏
    حركت می‏كند و بر ضد طبيعت كار را انجام می‏دهد ، يك وقت هم با طبيعت‏
    موافقت می‏كند اين جدالها در حيوانات وجود ندارد حيوان است و همان‏
    طبيعتش ، حيوان است و همان ميلها هر نحو كه ميل حكم كرد حيوان عمل‏
    می‏كند در حيوان مبدأ ديگری غير از مبدأ ميلها كه فرمانی بر ضد ميلها بدهد
    وجود ندارد حال ، آنچه می‏خواهم نتيجه بگيرم چيز ديگر است ، حالتی است‏
    كه روانشناسان می‏گويند و وقتی انسان در خودش مطالعه می‏كند می‏بيند حرف‏
    حسابی هم هست اين جدال درونی بين چه و چه است ؟ بديهی است بين خود و
    خود است ، در خارج از خود انسان نيست ، انسان با يك بيگانه ای جدال‏
    ندارد ، در درون انسان دو نيرو از خود انسان هستند كه با يكديگر در
    جدالند ، يكی می‏گويد اين غذا را نخور ، يكی می‏خواهد بخورد ، هنگام سحر
    يكی می‏گويد بلند شو ، ديگری نمی‏خواهد بلند شود ، يكی می‏گويد فلان حرف را
    نزن ، ديگری می‏خواهد ( ميلش اقتضاء می‏كند ) آن حرف را بزند اين جدال در
    درون انسان است مسلم بيگانه ای در اينجا دخالت ندارد ، جدال خود انسان‏
    با خود انسان است ولی مطلب اين است : در وقتی كه ميل طبيعی انسان بر
    اراده اخلاقی او پيروز می‏شود و كاری كه تصميم گرفته بود نكند می‏كند ، چه‏
    حالتی به انسان دست می‏دهد ؟ حالت شرمندگی و حالت شكست پيش خودش‏
    احساس می‏كند من شكست خوردم ، درست مثل قهرمانی كه او را فرستاده اند
    به ميدان جنگ و با قهرمان ديگری مبارزه كرده و از او شكست خورده ،
    واقعا انسان احساس شكست می‏كند بر عكس ، آن وقتی كه اراده اخلاقی بر ميل‏
    طبيعی پيروز می‏شود ، آن زمان كه از سر سفره بلند می‏شود و می‏بيند يك ذره‏
    رژيم را

    171

    فلسفه اخلاق

  5. #155
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    تخطی نكرده ، آن روزی كه صبح می‏كند و می‏بيند هنگام سحر عليرغم فرمان‏
    طبيعت كه بستر گرم را رها نكن ، بستر گرم را رها كرده و به برنامه‏
    عبادت خودش مثلا پرداخته ، احساس مسرت و پيروزی می‏كند اين در هر كسی‏
    هست خيال نمی‏كنم كسی باشد كه چنين آزمايشی در خود نكرده باشد ، و فرضا
    چنين كسی باشد برايش قابل آزمايش است .

    " من " اصيل و " من " طفيلی ( خود و ناخود )
    اين احساس ، چيست در انسان ؟ در هر دو حالت ، انسان خودش از خودش‏
    شكست خورده ، و در هر دو حالت ، انسان خودش بر خودش پيروز شده بنابر
    اين او نه بايد احساس شكست بكند و نه بايد احساس پيروزی بكند ، يا
    لااقل بايد در حالی كه از يك جهت احساس شكست می‏كند ، از جهت ديگر
    احساس پيروزی بكند ، و حال آنكه اين جور نيست ، انسان آنگاه كه ميلها
    بر اراده اخلاقی غالب می‏شود ، واقعا احساس می‏كند كه شكست خورده ، خودش‏
    را ملامت می‏كند می‏گويد خاك توسرت ، حالا فهميدم كه من چيزی نيستم ، ولی‏
    وقتی كه اراده اخلاقی بر ميل طبيعی پيروز می‏شود ، احساس موفقيت و پيروزی‏
    می‏كند و به خودش اميدوار می‏شود اين همانجاست كه انسان درك می‏كند كه‏
    خود اصلی ، خود واقعی ، من حقيقی ، آن اراده اخلاقی است كه تحت فرمان‏
    عقل می‏باشد ، و اين ميل در " من " يك ابزار است در " من " ، من‏
    واقعی آن نيست ، من واقعی من اين ميل و اين طبيعت نيست ، اين بيگانه‏
    است كه دارد " من " را شكست می‏دهد اين احساس ، احساسی است كه انسان‏
    در درون خودش

    172
    فلسفه اخلاق

  6. #156
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    دارد ، و همان احساسی است كه انسان با آن درك می‏كند كه من واقعی من اين‏
    ميلها و اين طبيعت نيست ، من ، اين طبيعت با اينهمه ميلها نيستم ،
    طبيعت با همه ميلها ابزارها و وسائلی است كه به اين " من " داده شده‏
    است كه از اين ابزارها و وسائل استفاده كند " من " همان مقامی است كه‏
    تصميم را می‏گيرد ، همان عقل و درك است ، آن مقامی است كه اينها را
    می‏فهمد اما آن مقامی كه فرمان طبيعت را به من می‏دهد او بيگانه و غير
    است ، او من نيستم .
    حال با توجه به اين مطلب ، آنجا كه با نفس بايد مجاهده كرد ، با كدام‏
    نفس بايد مجاهده كرد ؟ با " خود " بايد مجاهده كرد ، با كدام " خود
    " بايد مجاهده كرد ؟ كدام " خود " را نبايد گذاشت مطلق العنان باشد
    وميدان به دستش بيفتد ؟ آن ، همين خود است ، خود حيوانی است كه در
    واقع ناخود است نه خود يعنی تمام جنگهای درون انسان ، مبارزه هايی كه‏
    انسان در درون روح خودش دارد از نظر اخلاقی و ضد اخلاقی ، در واقع مبارزه‏
    " خود " با " ناخود " است نه مبارزه " خود " با " خود " آنجا كه‏
    ميلهای حيوانی پيروزند و حكومت مطلقه با آنها است و روی عقل و اراده و
    فطرت انسانی پوشيده است و يكه تاز شهوات و غضبها است يعنی همان‏
    غرايزی كه حيوانات دارند ، آنجا خود اصلی انسان مغلوب شده ، فراموش‏
    شده ، گم شده ، بايد رفت پيدايش كرد آن انسانی كه در وجود او جز
    حيوانيات ، اموری كه مشتركات حيوانی است ، چيزی حكومت ندارد ، در
    واقع خود واقعی را ، من حقيقی را باخته : « قل ان الخاسرين الذين خسروا
    انفسهم »( 1 )

    *************************
    پاورقی :
    1 ) سوره زمر ، آيه . 15 [ ترجمه : بگو زيان كردگان كسانی هستند كه‏
    خودشان را باخته‏اند ] .


    173
    فلسفه اخلاق

  7. #157
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    خودش را در اين قمار باخته ، بالاترين باختنها او خودش را فراموش كرده‏
    آنچه كه هميشه دريا دارد و در نظرش مجسم است چيست ؟ چه چيزی بر فكرش‏
    حكومت می‏كند ؟ پول ، شهوات ، مأكولات ، مشروبات ، ملبوسات جز اينها
    چيز ديگری بر وجودش حكومت نمی‏كند پس آن " خود " كجا رفت ؟ فراموش‏
    شد به جای " خود " ، " ناخود " را " خود " می‏پندارد خودش فكر
    نمی‏كند كه خودم را فراموش كرده ام انسان هيچگاه باور ندارد كه خودش را
    فراموش كرده [ می‏گويد ] من خودم را فراموش كرده ام ؟ ! من هميشه دم از
    خودم می‏زنم : اين خودم هستم كه اينقدر پول دارم ، اين خودم هستم كه امروز
    چنين غذايی خوردم قرآن می‏گويد خودت را گم كرده ای ، او خود تو نيست ،
    او يك چيز ديگر است ، او طفيلی خود تو است ، او خود طفيلی تو است نه‏
    خود اصيل تو « و لا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم »( 1 ) از آن‏
    كسانی می‏باشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا به عكس العمل اين فراموشی‏
    كه قانون حق ، قانون عمل و عكس العمل است خود آنها را از يادشان برده ،
    خودشان را فراموش كرده‏اند .

    خود ياد آوری ( خود يابی )
    اين است كه در قرآن مسئله ای به نام " خود فراموشی " آن هم خود
    فراموشی مذموم مطرح است در مقابل ، خود يادآوری است : ای انسان ! خود
    را ياد بياور ، كه " خود يادآوری " هم جز با " خدا يادآوری " امكان‏
    ندارد ، يعنی در منطق قرآن اين دو از يكديگر جدا نيست ، خدا را دريا
    داشتن ، خود

    *****************
    پاورقی :
    1 ) سوره حشر ، آيه . 19

    174
    فلسفه اخلاق

  8. #158
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    را در ياد داشتن نيز هست . اين حقيقتی است كه حقيقت عبادت باز يافتن‏
    و پيدا كردن " خود " است اما نه اين خود حيوانی بلكه آن خود حقيقی ،
    خود ملكوتی در عبادت و ياد خداست كه انسان ، خود را پيدا می‏كند ، خود
    را واقعا باز می‏يابد تعبيری دارد اميرالمؤمنين علی عليه السلام بسيار عالی‏
    در غرر و در آمدی است می‏فرمايد : « عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه‏
    فلا يطلبها » ( 1 ) من تعجب می‏كنم از مردمی كه وقتی چيزی را گم می‏كنند
    دستپاچه دنبال گم شده شان هستند ( انگشترش را گم می‏كند می‏گردد آن را
    پيدا كند ، كتكش را گم می‏كند می‏گردد پيدا كند ، الاغش را گم می‏كند
    می‏گردد پيدا كند ) چطور اينها خودشان را گم كرده اند ولی دنبال اين‏
    نيستند كه خودشان را پيدا كنند ؟ ! ای بيچاره كه وقتی كتت را گم می‏كنی‏
    اينهمه دنبال اين هستی كه از كجا بروم پيدايش كنم ، و از اين و آن سراغ‏
    می‏گيری ، ببين آيا خودت را پيدا كرده ای ؟ اگر خودت را گم كرده باشی از

    175

    فلسفه اخلاق

  9. #159
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    مقصود همان پيكار و جدل و كشمكش درونی است . ای كسی كه در پيكار درونی‏
    ، در اثر پيروزی ميلها و طبيعت ، خود واقعی را باخته‏ای "
    ديگران را تو ز خود نشناخته
    " بيگانه را با خودت اشتباه می‏كنی ، بيگانه را " من " می‏پنداری و
    نمی‏دانی كه " من " او نيست ، او تو نيستی اينكه خيال می‏كنی آن " من‏
    " تو هستی ، خودت را با غير خودت اشتباه كرده‏ای .
    تو به هر صورت كه آيی بيستی ( 1 )
    كه منم اين ، و الله آن تو نيستی
    گاهی انسان می‏آيد در مقابل آينه می‏ايستد ، خيال می‏كند خودش را دارد
    می‏بيند . . . ( 2 )
    يك زمان تنها بمانی تو ز خلق
    در غم و انديشه مانی تا به حلق
    می‏گويد اگر می‏خواهی امتحان كنی كه آيات خودت را كشف كرده ای يا
    خودت را گم كرده ای ، در خلوتها درك می‏كنی اگر چند روز انسانهای ديگر
    را نبينی وحشت تو را از پا در می‏آورد هميشه می‏خواهی انسانهای ديگر ،
    اشياء ديگر را ببينی ، چون گم شده در آنها هستی و خودت را در آنها جستجو
    می‏كنی تو اگر خود واقعی را پيدا كرده بودی ، اگر صد سال هم در خلوت‏
    می‏بودی كه با خود واقعی‏ات می‏بودی ، يك ذره دلتنگی برايت پيدا نمی‏شد .
    اين تو كی باشی كه تو آن اوحدی
    كه خوش و زيبا و سرمست خودی (3)
    مسئله خود و ناخود ، خودش يك مسئله مهمی است در كلمات پيشوايان دين‏
    ما اين مطلب ، زياد و به تعبيرات مختلفی آمده است .

    ******************

    پاورقی :
    1 ) يعنی بايستی .
    2 ) افتادگی از نوار است .
    3 ) مثنوی ، ص 345 ، س . 18

    176
    فلسفه اخلاق

  10. #160
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    بخيل " خود " ش را گم كرده
    اميرالمؤمنين علی عليه السلام جمله ای دارد راجع به بخيل بخيل يكی از آن‏
    آدمهايی است كه خود واقعی اش را گم كرده يعنی " خود " ش شده پول و
    ثروت آدمی كه پول و ثروت برای او اصالت پيدا می‏كند و هدف می‏شود ، و
    به تعبير روانشناسی امروز در پول تثبيت و تحكيم می‏شود يعنی در پول غرق‏
    می‏شود و نقش می‏بندد ، چنين آدمی " من " واقعی او شده پول ، و غير از
    پول " من " ديگری ندارد چون " من " اصلی را گم كرده و از دستش رفته‏
    است نتيجه اين است كه خودش را برای پول می‏خواهد نه پول را برای خودش‏
    يعنی از جان ، حيات ، سلامت و عمر خودش مايه می‏گذارد برای پول ، ولی از
    پول حاضر نيست مايه بگذارد برای سلامت ، سعادت و حتی عمر خودش .
    می‏فرمايد : « عجبت للبخيل يستعجل الفقر الذی منه هرب و يفوته الغنی‏
    الذی اياه طلب » ( 1 ) تعجب می‏كنم از آدم بخيل كه در حالی كه دنبال‏
    ثروت و غنا و بی نيازی است و از فقر فرار می‏كند ، عملا در همان فقر
    گرفتار است و از همان غنا دور می‏شود توضيح مطلب در نهج البلاغه است‏
    می‏فرمايد : « يعيش فی الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فی الاخرش حساب‏
    الاغنياء » ( 2 ) در دنيا مثل يك آدم فقير و بدبخت و مفلوك زندگی می‏كند
    چون خودش را صرف پول می‏كند و حاضر نيست پول را صرف خودش بكند .
    لباس كهنه می‏پوشد ، غذای

    ************************
    پاورقی :
    1 ) نهج البلاغه فيض ، حكمت 121 ، ص . 1145
    2 ) نهج البلاغه فيض ، حكمت 121 ، ص . 1145

    177
    فلسفه اخلاق

صفحه 16 از 31 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •