سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 16 از 31 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    اخلاقی از يك طرف توصيه و تأكيد می‏شود به مبارزه و مجاهده با نفس و
    هوای نفس ، و از طرف ديگر تمام تكيه ها روی بزرگواری نفس است كه‏
    كوشش كنيد احساس بزرگواری را در نفس خود از دست ندهيد ، احترام ذات‏
    و نفس را از دست ندهيد اينها چگونه با يكديگر جور در می‏آيد ؟ و گفتيم‏
    " نفس " در اصل معنی يعنی [ ( خود " " نفس " آن خود انسان است‏
    آيا " خود " را بايد شكست ، زبون و خوار كرد يا " خود " را بايد
    مكرم داشت و محترم شمرد و عزتش را حفظ كرد ؟ آيا اين هر دو يك " خود
    " است ؟ اين كه نمی‏شود آيا در انسان دو " خود " وجود دارد كه از نظر
    اخلاقی با يكی از اينها بايد مبارزه كرد ، بايد او را در زنجير كرد ، جلوی‏
    آزاديش را گرفت ، زبونش كرد ، ميراند ، و به تعبيری شعرای ما اگر چه‏
    اين تعبير در روايات و احاديث نيامده است بايد او را كشت و نفس كشی‏
    كرد ، و " خود " ديگر را بايد احياء كرد و زنده نگهداشت ؟ اين هم به‏
    اين صورت كه قابل قبول نيست بديهی است هر كس دو " من " ، دو " خود
    " مجزا از يكديگر ندارد آيا در قالب و تن هر كدام ما دو " من " يا دو
    [ ( نفس " وجود دارد ؟ ! چنين چيزی هم قطعا نيست بعد عرض كرديم كه‏
    اين مسئله ای است كه تنها در اسلام و اخلاق اسلامی مطرح نيست ، برای‏
    ديگران هم مطرح است كه برای انسان دو " خود " سراغ دارند و دو " خود
    " نشان می‏دهند كه با يك " خود " انسان بايد مبارزه بكند و انسانيتش‏
    به آن خود نيست ، و خود ديگری دارد كه خود شريف و اساسی و اصيل انسان‏
    آن خود است منتها توضيح و توجيه اين مطلب كه چگونه است دو گونه خود
    دارد ، گفتيم به آن صورت امكان ندارد پس ناچار به صورت ديگری بايد
    گفت ما اول همان نظر اسلامی را ذكر می‏كنيم بعد نظرهای ديگران را هم توضيح‏
    می‏دهيم .

    168
    امضاء

  2. Top | #152

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    نظر اسلامی

    از نظر اسلامی اين مسئله حل شده است از نظر اسلامی در عين اينكه انسان‏
    يك حيوان است مانند هر حيوان ديگر ، در عين حال به تعبير قرآن نفخه ای‏
    از روح الهی در او هست ، لمعه ای از ملكوت الهی و نوری ملكوتی در وجود
    انسان هست " من " واقعی يك انسان آن " من " است انسان " من "
    حيوانی هم دارد ، ولی من حيوانی در انسان من طفيلی است ، من اصيل نيست‏
    من اصيل در انسان همان من ملكوتی انسان است ( 1 ) . يعنی آنچه در يك‏
    حيوان ، من واقعی و حقيقی آن حيوان را تشكيل می‏دهد ، در انسان من طفيلی‏
    اوست من می‏خورم ، من می‏آشامم ، من می‏خوابم ، حتی من می‏روم ، اينها همه‏
    به يك " من " وابسته است ، اما اينها درجات پايين اين من است همين‏
    من : من می‏خورم ، من می‏آشامم ، من تشنه می‏شوم ، من گرسنه می‏شوم و در عين‏
    حال : من فكر می‏كنم ، من خدا را ياد می‏كنم ، من دوست دارم كه ديگران را
    بر خود مقدم بدارم همه اينها يك " من " است اما اين " من " درجاتی‏
    دارد ، آنجا كه " من " از آن حرفهای خيلی عالی می‏گويد ، آن درجه عالی‏
    " من " انسان است كه دارد حرف می‏زند ، و آنجا كه از اين مسائل حيوانی‏
    صحبت می‏كند درجات پايين آن است .

    **************
    پاورقی :
    1 ) فلاسفه بحثی دارند درباب " ماده و صورت " كه می‏گويند حقيقت هر
    موجودی ، همان فعليت اخير آن موجود است و غير از آن هر چه هست جزء
    حقيقتش نيست و در فعليتش دخالت ندارد بحثی فلسفی است و فعلا آن را
    طرح نمی‏كنم .

    169
    امضاء

  3. Top | #153

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    جدال درونی

    مثالی عرض می‏كنم : از خصوصيات انسان اين است كه ميان " من " های‏
    او گاهی جدال و كشمكش رخ می‏دهد كه اين جدال را گاهی تعبير می‏كنند به‏
    جدال عقل و نفس يا مثلا جدال اراده اخلاقی و هوای نفسانی به هر حال چنين‏
    جدالی در انسان هست و در حيوان جدال درونی معنی ندارد اين آزمايش در هر
    كسی كم و بيش وجود دارد ، در بعضی بيشتر و در بعضی كمتر : انسان تصميم‏
    می‏گيرد بر خلاف ميل طبيعی خودش كاری را انجام بدهد يعنی ميلش در يك‏
    جهت است ، تصميم می‏گيرد بر ضد ميل خودش كاری را انجام بدهد مثال خيلی‏
    ساده ای عرض می‏كنم : طبيب به انسان رژيم می‏دهد و او را از بعضی غذاها
    يا ميوه ها منع می‏كند ، يا خوردن از يك مقدار بيشتر را می‏گويد مضر است‏
    مثلا می‏گويد شما مرض قند يا فشار خون داری ، فلان چيز و فلان چيز را نخور
    انسان تصميم می‏گيرد اين دستور را اجرا كند ولی ميل سر جای خودش هست سر
    سفره ، ميل نفسانی شروع می‏كند به فعاليت كردن ، می‏خواهد انسان از همين‏
    غذايی كه ممنوع است بخورد گاهی انسان عملا بر ضد ميل خودش قيام می‏كند
    يعنی اراده اخلاقی اش و به تعبير ديگر عقلش بر نفسش غالب می‏شود ، هر
    چه دلش می‏خواهد گوش نمی‏كند گاهی هم اتفاق می‏افتد بر عكس ، ميلش بر
    اراده اخلاقی اش ، و به تعبير ديگر نفسش بر عقلش فائق می‏آيد اين دو
    حالت برای انسان پيش می‏آيد .
    يا انسان تصميم می‏گيرد ، سحر خيز باشد ، جدی هم تصميم می‏گيرد . ولی يك‏
    شب بيدار می‏شود ، می‏خواهد از رختخواب گرم بيرون بيايد ، اراده‏

    170
    امضاء

  4. Top | #154

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    اخلاقی می‏گويد حركت كن ، طبيعت و ميل می‏گويد بيرون نيا يك وقت انسان‏
    حركت می‏كند و بر ضد طبيعت كار را انجام می‏دهد ، يك وقت هم با طبيعت‏
    موافقت می‏كند اين جدالها در حيوانات وجود ندارد حيوان است و همان‏
    طبيعتش ، حيوان است و همان ميلها هر نحو كه ميل حكم كرد حيوان عمل‏
    می‏كند در حيوان مبدأ ديگری غير از مبدأ ميلها كه فرمانی بر ضد ميلها بدهد
    وجود ندارد حال ، آنچه می‏خواهم نتيجه بگيرم چيز ديگر است ، حالتی است‏
    كه روانشناسان می‏گويند و وقتی انسان در خودش مطالعه می‏كند می‏بيند حرف‏
    حسابی هم هست اين جدال درونی بين چه و چه است ؟ بديهی است بين خود و
    خود است ، در خارج از خود انسان نيست ، انسان با يك بيگانه ای جدال‏
    ندارد ، در درون انسان دو نيرو از خود انسان هستند كه با يكديگر در
    جدالند ، يكی می‏گويد اين غذا را نخور ، يكی می‏خواهد بخورد ، هنگام سحر
    يكی می‏گويد بلند شو ، ديگری نمی‏خواهد بلند شود ، يكی می‏گويد فلان حرف را
    نزن ، ديگری می‏خواهد ( ميلش اقتضاء می‏كند ) آن حرف را بزند اين جدال در
    درون انسان است مسلم بيگانه ای در اينجا دخالت ندارد ، جدال خود انسان‏
    با خود انسان است ولی مطلب اين است : در وقتی كه ميل طبيعی انسان بر
    اراده اخلاقی او پيروز می‏شود و كاری كه تصميم گرفته بود نكند می‏كند ، چه‏
    حالتی به انسان دست می‏دهد ؟ حالت شرمندگی و حالت شكست پيش خودش‏
    احساس می‏كند من شكست خوردم ، درست مثل قهرمانی كه او را فرستاده اند
    به ميدان جنگ و با قهرمان ديگری مبارزه كرده و از او شكست خورده ،
    واقعا انسان احساس شكست می‏كند بر عكس ، آن وقتی كه اراده اخلاقی بر ميل‏
    طبيعی پيروز می‏شود ، آن زمان كه از سر سفره بلند می‏شود و می‏بيند يك ذره‏
    رژيم را

    171

    امضاء

  5. Top | #155

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    تخطی نكرده ، آن روزی كه صبح می‏كند و می‏بيند هنگام سحر عليرغم فرمان‏
    طبيعت كه بستر گرم را رها نكن ، بستر گرم را رها كرده و به برنامه‏
    عبادت خودش مثلا پرداخته ، احساس مسرت و پيروزی می‏كند اين در هر كسی‏
    هست خيال نمی‏كنم كسی باشد كه چنين آزمايشی در خود نكرده باشد ، و فرضا
    چنين كسی باشد برايش قابل آزمايش است .

    " من " اصيل و " من " طفيلی ( خود و ناخود )
    اين احساس ، چيست در انسان ؟ در هر دو حالت ، انسان خودش از خودش‏
    شكست خورده ، و در هر دو حالت ، انسان خودش بر خودش پيروز شده بنابر
    اين او نه بايد احساس شكست بكند و نه بايد احساس پيروزی بكند ، يا
    لااقل بايد در حالی كه از يك جهت احساس شكست می‏كند ، از جهت ديگر
    احساس پيروزی بكند ، و حال آنكه اين جور نيست ، انسان آنگاه كه ميلها
    بر اراده اخلاقی غالب می‏شود ، واقعا احساس می‏كند كه شكست خورده ، خودش‏
    را ملامت می‏كند می‏گويد خاك توسرت ، حالا فهميدم كه من چيزی نيستم ، ولی‏
    وقتی كه اراده اخلاقی بر ميل طبيعی پيروز می‏شود ، احساس موفقيت و پيروزی‏
    می‏كند و به خودش اميدوار می‏شود اين همانجاست كه انسان درك می‏كند كه‏
    خود اصلی ، خود واقعی ، من حقيقی ، آن اراده اخلاقی است كه تحت فرمان‏
    عقل می‏باشد ، و اين ميل در " من " يك ابزار است در " من " ، من‏
    واقعی آن نيست ، من واقعی من اين ميل و اين طبيعت نيست ، اين بيگانه‏
    است كه دارد " من " را شكست می‏دهد اين احساس ، احساسی است كه انسان‏
    در درون خودش

    172
    امضاء

  6. Top | #156

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    دارد ، و همان احساسی است كه انسان با آن درك می‏كند كه من واقعی من اين‏
    ميلها و اين طبيعت نيست ، من ، اين طبيعت با اينهمه ميلها نيستم ،
    طبيعت با همه ميلها ابزارها و وسائلی است كه به اين " من " داده شده‏
    است كه از اين ابزارها و وسائل استفاده كند " من " همان مقامی است كه‏
    تصميم را می‏گيرد ، همان عقل و درك است ، آن مقامی است كه اينها را
    می‏فهمد اما آن مقامی كه فرمان طبيعت را به من می‏دهد او بيگانه و غير
    است ، او من نيستم .
    حال با توجه به اين مطلب ، آنجا كه با نفس بايد مجاهده كرد ، با كدام‏
    نفس بايد مجاهده كرد ؟ با " خود " بايد مجاهده كرد ، با كدام " خود
    " بايد مجاهده كرد ؟ كدام " خود " را نبايد گذاشت مطلق العنان باشد
    وميدان به دستش بيفتد ؟ آن ، همين خود است ، خود حيوانی است كه در
    واقع ناخود است نه خود يعنی تمام جنگهای درون انسان ، مبارزه هايی كه‏
    انسان در درون روح خودش دارد از نظر اخلاقی و ضد اخلاقی ، در واقع مبارزه‏
    " خود " با " ناخود " است نه مبارزه " خود " با " خود " آنجا كه‏
    ميلهای حيوانی پيروزند و حكومت مطلقه با آنها است و روی عقل و اراده و
    فطرت انسانی پوشيده است و يكه تاز شهوات و غضبها است يعنی همان‏
    غرايزی كه حيوانات دارند ، آنجا خود اصلی انسان مغلوب شده ، فراموش‏
    شده ، گم شده ، بايد رفت پيدايش كرد آن انسانی كه در وجود او جز
    حيوانيات ، اموری كه مشتركات حيوانی است ، چيزی حكومت ندارد ، در
    واقع خود واقعی را ، من حقيقی را باخته : « قل ان الخاسرين الذين خسروا
    انفسهم »( 1 )

    *************************
    پاورقی :
    1 ) سوره زمر ، آيه . 15 [ ترجمه : بگو زيان كردگان كسانی هستند كه‏
    خودشان را باخته‏اند ] .


    173
    امضاء

  7. Top | #157

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    خودش را در اين قمار باخته ، بالاترين باختنها او خودش را فراموش كرده‏
    آنچه كه هميشه دريا دارد و در نظرش مجسم است چيست ؟ چه چيزی بر فكرش‏
    حكومت می‏كند ؟ پول ، شهوات ، مأكولات ، مشروبات ، ملبوسات جز اينها
    چيز ديگری بر وجودش حكومت نمی‏كند پس آن " خود " كجا رفت ؟ فراموش‏
    شد به جای " خود " ، " ناخود " را " خود " می‏پندارد خودش فكر
    نمی‏كند كه خودم را فراموش كرده ام انسان هيچگاه باور ندارد كه خودش را
    فراموش كرده [ می‏گويد ] من خودم را فراموش كرده ام ؟ ! من هميشه دم از
    خودم می‏زنم : اين خودم هستم كه اينقدر پول دارم ، اين خودم هستم كه امروز
    چنين غذايی خوردم قرآن می‏گويد خودت را گم كرده ای ، او خود تو نيست ،
    او يك چيز ديگر است ، او طفيلی خود تو است ، او خود طفيلی تو است نه‏
    خود اصيل تو « و لا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم »( 1 ) از آن‏
    كسانی می‏باشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا به عكس العمل اين فراموشی‏
    كه قانون حق ، قانون عمل و عكس العمل است خود آنها را از يادشان برده ،
    خودشان را فراموش كرده‏اند .

    خود ياد آوری ( خود يابی )
    اين است كه در قرآن مسئله ای به نام " خود فراموشی " آن هم خود
    فراموشی مذموم مطرح است در مقابل ، خود يادآوری است : ای انسان ! خود
    را ياد بياور ، كه " خود يادآوری " هم جز با " خدا يادآوری " امكان‏
    ندارد ، يعنی در منطق قرآن اين دو از يكديگر جدا نيست ، خدا را دريا
    داشتن ، خود

    *****************
    پاورقی :
    1 ) سوره حشر ، آيه . 19

    174
    امضاء

  8. Top | #158

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    را در ياد داشتن نيز هست . اين حقيقتی است كه حقيقت عبادت باز يافتن‏
    و پيدا كردن " خود " است اما نه اين خود حيوانی بلكه آن خود حقيقی ،
    خود ملكوتی در عبادت و ياد خداست كه انسان ، خود را پيدا می‏كند ، خود
    را واقعا باز می‏يابد تعبيری دارد اميرالمؤمنين علی عليه السلام بسيار عالی‏
    در غرر و در آمدی است می‏فرمايد : « عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه‏
    فلا يطلبها » ( 1 ) من تعجب می‏كنم از مردمی كه وقتی چيزی را گم می‏كنند
    دستپاچه دنبال گم شده شان هستند ( انگشترش را گم می‏كند می‏گردد آن را
    پيدا كند ، كتكش را گم می‏كند می‏گردد پيدا كند ، الاغش را گم می‏كند
    می‏گردد پيدا كند ) چطور اينها خودشان را گم كرده اند ولی دنبال اين‏
    نيستند كه خودشان را پيدا كنند ؟ ! ای بيچاره كه وقتی كتت را گم می‏كنی‏
    اينهمه دنبال اين هستی كه از كجا بروم پيدايش كنم ، و از اين و آن سراغ‏
    می‏گيری ، ببين آيا خودت را پيدا كرده ای ؟ اگر خودت را گم كرده باشی از

    175

    امضاء

  9. Top | #159

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    مقصود همان پيكار و جدل و كشمكش درونی است . ای كسی كه در پيكار درونی‏
    ، در اثر پيروزی ميلها و طبيعت ، خود واقعی را باخته‏ای "
    ديگران را تو ز خود نشناخته
    " بيگانه را با خودت اشتباه می‏كنی ، بيگانه را " من " می‏پنداری و
    نمی‏دانی كه " من " او نيست ، او تو نيستی اينكه خيال می‏كنی آن " من‏
    " تو هستی ، خودت را با غير خودت اشتباه كرده‏ای .
    تو به هر صورت كه آيی بيستی ( 1 )
    كه منم اين ، و الله آن تو نيستی
    گاهی انسان می‏آيد در مقابل آينه می‏ايستد ، خيال می‏كند خودش را دارد
    می‏بيند . . . ( 2 )
    يك زمان تنها بمانی تو ز خلق
    در غم و انديشه مانی تا به حلق
    می‏گويد اگر می‏خواهی امتحان كنی كه آيات خودت را كشف كرده ای يا
    خودت را گم كرده ای ، در خلوتها درك می‏كنی اگر چند روز انسانهای ديگر
    را نبينی وحشت تو را از پا در می‏آورد هميشه می‏خواهی انسانهای ديگر ،
    اشياء ديگر را ببينی ، چون گم شده در آنها هستی و خودت را در آنها جستجو
    می‏كنی تو اگر خود واقعی را پيدا كرده بودی ، اگر صد سال هم در خلوت‏
    می‏بودی كه با خود واقعی‏ات می‏بودی ، يك ذره دلتنگی برايت پيدا نمی‏شد .
    اين تو كی باشی كه تو آن اوحدی
    كه خوش و زيبا و سرمست خودی (3)
    مسئله خود و ناخود ، خودش يك مسئله مهمی است در كلمات پيشوايان دين‏
    ما اين مطلب ، زياد و به تعبيرات مختلفی آمده است .

    ******************

    پاورقی :
    1 ) يعنی بايستی .
    2 ) افتادگی از نوار است .
    3 ) مثنوی ، ص 345 ، س . 18

    176
    امضاء

  10. Top | #160

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    بخيل " خود " ش را گم كرده
    اميرالمؤمنين علی عليه السلام جمله ای دارد راجع به بخيل بخيل يكی از آن‏
    آدمهايی است كه خود واقعی اش را گم كرده يعنی " خود " ش شده پول و
    ثروت آدمی كه پول و ثروت برای او اصالت پيدا می‏كند و هدف می‏شود ، و
    به تعبير روانشناسی امروز در پول تثبيت و تحكيم می‏شود يعنی در پول غرق‏
    می‏شود و نقش می‏بندد ، چنين آدمی " من " واقعی او شده پول ، و غير از
    پول " من " ديگری ندارد چون " من " اصلی را گم كرده و از دستش رفته‏
    است نتيجه اين است كه خودش را برای پول می‏خواهد نه پول را برای خودش‏
    يعنی از جان ، حيات ، سلامت و عمر خودش مايه می‏گذارد برای پول ، ولی از
    پول حاضر نيست مايه بگذارد برای سلامت ، سعادت و حتی عمر خودش .
    می‏فرمايد : « عجبت للبخيل يستعجل الفقر الذی منه هرب و يفوته الغنی‏
    الذی اياه طلب » ( 1 ) تعجب می‏كنم از آدم بخيل كه در حالی كه دنبال‏
    ثروت و غنا و بی نيازی است و از فقر فرار می‏كند ، عملا در همان فقر
    گرفتار است و از همان غنا دور می‏شود توضيح مطلب در نهج البلاغه است‏
    می‏فرمايد : « يعيش فی الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فی الاخرش حساب‏
    الاغنياء » ( 2 ) در دنيا مثل يك آدم فقير و بدبخت و مفلوك زندگی می‏كند
    چون خودش را صرف پول می‏كند و حاضر نيست پول را صرف خودش بكند .
    لباس كهنه می‏پوشد ، غذای

    ************************
    پاورقی :
    1 ) نهج البلاغه فيض ، حكمت 121 ، ص . 1145
    2 ) نهج البلاغه فيض ، حكمت 121 ، ص . 1145

    177
    امضاء

صفحه 16 از 31 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی