سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 18 از 31 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #171

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    خودها يك خود بوده اند و آن ، خود بشری بوده است مثل افراد يك خانواده‏
    كه يك " خود " همه آنها را تشكيل می‏دهد و ما به آن می‏گوييم خود
    خانوادگی اين خود محدود : " من " كه می‏گوييم مال من ، لباس من ، خانه‏
    من ، سند مالكيت من و يعنی ديوار كشيدن ميان افراد با همين مالكيتها
    افراد بشر از يكديگر جدا می‏شوند يعنی اين افراد كه قبلا كأنه حكم آبی را
    داشتند كه در يك دريا جمع بود ، و به قول مولوی همه با همديگر متحد
    بودند [ در اثر مالكيتها به صورت آبهای كوچك در آمدند ] . البته مولوی‏
    مقصود عاليتر و ديگری دارد :
    منبسط بوديم و يك گوهر همه
    بی سر و بی پا بديم آن سر همه
    يك گهر بوديم همچون آفتاب
    بی گره بوديم و صافی همچو آب (1)
    او در حقيقت عرفانی می‏گويد ، اينها در يك امر اجتماعی . می‏گويند
    ابتدا بشر زندگی اشتراكی داشت ، همه افراد بشر مثل آبهای يك دريا بودند
    اين مالكيت بی پير آمد و اين آب را قطعه قطعه كرد ، هی ديوار كشيد و
    تكه تكه كرد . از اينجا خود فردی و اختصاصی است شما با مالكيت مبارزه‏
    كنيد ، فساد اخلاق را ريشه كن كرده‏ايد تمام فساد اخلاقها ريشه‏اش مالكيت‏
    است اشتراكيت را بر قرار كنيد ، يك خود جمعی بر قرار می‏شود و به دنبال‏
    آن تمام محاسن اخلاقی كه مربوط به خود جمعی بوده است بر قرار می‏شود .

    *******************

    پاورقی :
    1 ) مثنوی مولوی ، ج 1 ، ص 18 ، سطر . 16


    188

    امضاء

  2. Top | #172

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق

    نقد اين نظريه
    اين هم يك حرفی است كه به شعر شبيه تر است اكنون فقط يك جهتش را
    برايتان عرض می‏كنم ، اگر فرصت شد بعدا به تفصيل بحث می‏كنيم .
    از اينها يك سؤال می‏كنيم : آيا آن چيزی كه ميان افراد انسان ديوار
    می‏كشد يعنی " من " ها را از يكديگر جدا می‏كند ، منحصر به مالكيت است‏
    ؟ آيا تمام مواهب در زندگی منحصر به مواهبی است كه از ثروت ناشی می‏شود
    ؟ يا در زندگی بشر مواهب ديگری هم هست ؟ آيا واقعا افراد يك خانواده‏
    كه با يكديگر زندگی می‏كنند ، اگر فرض كنيم از نظر مالكيت هم اشتراك‏
    داشته باشند ، ديگر من و ما از ميان برادرها و خواهرها به كلی از بين‏
    می‏رود ؟ يا باز چيزهای ديگری هست كه آنها هم من و ما ايجاد می‏كند ؟ آيا
    در يك جامعه حتی جامعه اشتراكی همان طور كه مال و ثروت را بالاشتراك و
    بالتساوی تقسيم می‏كنند كه نمی‏كنند ، حرفش هست و عملا نمی‏كنند اموری از
    قبيل جاه ، مقام ، پست ، شهرت ، محبوبيت و قدرت هم بالتساوی تقسيم‏
    می‏شود ؟ آيا واقعا فلان كارگری كه در فلان كارخانه پولادسازی كار می‏كند و
    فقط يك نان بخور و نميری به او می‏دهند ، همان قدرت را دارد كه مثلا آقای‏
    برژنف دارد ؟ و آيا برای بشر قدرت ، اساس نيست ؟ انسان ثروت را فدای‏
    قدرت می‏كند زن چطور ؟ آيا توانستند اشتراك در زن هم بر قرار كنند ؟ نه‏
    ، می‏خواستند بكنند ولی ديدند چنين چيزی امكان ندارد آيا او موهبت نيست‏
    ؟ و هزاران موهبت ديگر و به علاوه ارزشهای اخلاقی انسان يك سلسله‏
    ارزشهاست كه با اشتراك جمعی جور در نمی‏آيد . اشتراك جمعی

    189

    امضاء

  3. Top | #173

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    حداكثر اين است كه همه در ثروت با همديگر برابر باشند اين چه ربطی دارد
    به اينكه انسانی مثلا در جنگها خودش را فدای انسانهای ديگر بكند ، يا
    اينكه انصاف بدهد در مقابل حقيقت نسبت به انسانهای ديگر ؟ درباره اين‏
    مطلب هم ان شاء الله بعدا عرايضی عرض خواهم كرد .
    پس ، از نظر اسلامی ما در همه احساسهای اخلاقی انسان ، احساس كرامت و
    شرف و عزت و قدرت و عظمت در درون خود و در خود واقعی خويش است ، آن‏
    هم عزت و شرف و كرامت و قدرت و عظمت واقعی و خود واقعی انسان همان‏
    « نفخت فيه من روحی »( 1 ) است كه خدای متعال در قرآن بيان كرده است‏
    انسانهای كامل اسلام از نظر اخلاق ، يعنی انسانهايی كه خود را بهتر از
    ديگران شناخته اند ، شرف و كرامت را در ذات خودشان بيشتر از ديگران‏
    احساس كرده‏اند .
    قبلا عرض كردم كه حماسه های امام حسين ، همه در اطراف كرامت و عزت و
    شرافت و نفاست نفس دور می‏زند اوامر به معروف و نهی از منكرش هم‏
    احساسی است از اين گونه احساسها می‏فرمود : « الا ترون ان الحق لا يعمل به‏
    و ان الباطل لا يتناهی عنه ليرغب المؤمن فی لقاء الله محقا » ( 2 ) مردم‏
    ! چشمهايتان نمی‏بيند ؟ آيا نمی‏بينيد نيكيها چگونه دارد مهجور و متروك‏
    می‏شود و به آنها عمل نمی‏شود ؟ نمی‏بينيد زشتيها چگونه رايج شده است ؟ يك‏
    مؤمن اسلام ، يك انسان شريف ، مرگ را بر زندگيی كه در آن همواره با
    چنين تابلوهای زشت مواجه باشد و از تابلوهای عالی انسانيت هرگز به‏
    چشمش نخورد ترجيح می‏دهد : « ليرغب المؤمن فی لقاء الله محقا » ( 2 )
    بايد چنين

    *******************************
    پاورقی :
    1 ) سوره حجر ، آيه . 29 [ ترجمه : از روح خود در آن دميدم ] .
    2 ) بحار الانوار ، ج 44 ، ص . 381


    190



    امضاء

  4. Top | #174

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    باشد كه مؤمن در چنين شرايطی به لقاء پروردگار خودش رغبت كند ، يعنی‏
    اصلا از اين دنيا بيزار بشود يا تعبير ديگر حضرت : « انی لا اری الموت الا
    سعادش و الحياش مع الظالمين الا برما » ( 1 ) . اين چه احساسی است در
    انسان : زندگی با ستمكاران ، زندگيی كه بخواهد چشمم فقط به ستمكاران‏
    بيفتد و من با اينها همراه باشم و همراهی كنم ، اين زندگی برای من زندگی‏
    نيست ، مرگ است ، ملالت است برای من سعادت اين است كه در چنين‏
    شرايطی بميرم مردن برای من در چنين شرايطی سعادت است .
    در روز عاشورا می‏آيد بر در خيمه می‏ايستد خطاب می‏كند به خواهر
    بزرگوارش : « يا اختاه ! ايتينی بولدی الرضيع » طفل شير خوار مرا بياور
    « حتی اودعه » ( 2 ) برای اينكه می‏خواهم با او هم وداع و خداحافظی بكنم‏
    با اين كه مادر اين طفل در آنجا حيات دارد ، ولی ابا عبدالله می‏خواهد
    ثابت بكند كه قافله سالار بعد از من زينب است ، لذا به خواهرش خطاب‏
    می‏كند زينب می‏رود طفل شيرخوار اباعبدالله را می‏آورد حسين به چهره اين‏
    طفل نگاهی می‏كند چند روز است كه مادرش [ سيراب نبوده است ] و زن ،
    طبق معمول وقتی يك ناراحتی پيدا بكند ديگر پستانش شير نمی‏دهد چه رسد به‏
    اينكه چند شبانه روز هم سيراب نبوده است خود به خود در اين طفل‏
    اباعبدالله آثار گرسنگی و تشنگی پيدا است حسين كه كانون محبت است اين‏
    طفل را می‏گيرد برای اينكه ببوسد دشمن به يكی از افراد عسكر خودش فرمان‏
    می‏دهد كه ببين چه هدف خوبی پيدا كردی ، اگر بتوانی مهارت به خرج‏

    **************************

    پاورقی :
    1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص . 110
    2 ) لهوف ( با ترجمه ) ص . 117


    191


    امضاء

  5. Top | #175

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    بدهی نشانه كنی . می‏گويد چه را نشانه كنم ؟ می‏گويد كودك را . طفل‏
    همانطور كه در دست ابا عبدالله است ، يك وقت می‏بينند مثل مرغ سر
    بريده دارد دست و پا می‏كند ولی حسين آن كوه وقار ، كاری كه می‏كند
    مشتهايش را پر از خون می‏كند و می‏پاشد به طرف آسمان : « هون علی انه‏
    بعين الله » ( 1 ) در راه رضای حق است و چشم حق دارد می‏بيند ، ديگر بر
    حسين ناگوار نيست
    و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظيم و صلی الله علی محمد و آله‏
    الطاهرين باسمك العظيم الاعظم الاعزالاجل الاكرم يا الله . . .
    خدايا دلهای ما را به نور ايمان منور بگردان ، ما را مكرم به مكارم‏
    اخلاق اسلامی بفرما ، ما را از رذايل اخلاقی دور بگردان ، عزت فردی ، اخلاقی‏
    و اجتماعی به همه مسلمين عنايت بفرما ، آنها را بر دشمنانشان پيروز
    بگردان ، حاجات مشروعه اين جمع را بر آور ، اموات ما مشمول عنايت و
    رحمت خودت بفرما .
    و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .


    192


    امضاء

  6. Top | #176

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    جلسه هشتم خود شناسی

    193


    ******************************

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين و الصلوش و السلام علی عبد
    الله و رسوله و حبيبه و صفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا و
    مولانا ابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين اعوذ بالله من‏
    الشيطان الرجيم :
    « و فی الارض آيات للموقنين ، و فی انفسكم ا فلا تبصرون »
    ( 1 ) .
    يكی از قديمترين دستورهای حكيمانه جهان كه هم به وسيله انبياء عظام به‏
    بشر ابلاغ شده است و هم حكيمان بزرگ جهان آن را به زبان آورده اند و
    اعتبار خودش را هميشه حفظ كرده و بلكه تدريجا ارزش آن بيشتر كشف شده‏
    است اين جمله معروف است كه : " ای انسان خودت را بشناس " . در
    اخبار و احاديث ما اين تعبير مكرر آمده است ، هم از رسول اكرم روايت‏
    شده


    پاورقی :
    1 ) سوره الذاريات ، آيات 20 و . 21


    194

    امضاء

  7. Top | #177

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    و هم به تعبيرات مختلف در كلمات اميرالمؤمنين علی عليه السلام آمده‏
    است كه : « من عرف نفسه عرف ربه » ( 1 ) هر كس خود را بشناسد
    پروردگار خود را شناخته است يا نيست ولی اين دستور هست مثلا امام صادق‏
    عليه السلام در حديثی كه در تحف العقول و بسيار مفصل است و جمله های‏
    بسيار حكيمانه‏ای در آن هست و ظاهرا روايت عبدالله بن جندب است‏
    می‏فرمايد : « انك قد جعلت طبيب نفسك [ و عرفت آية الصحة ] و يبين‏
    لك الداء و دللت علی الدواء » ( 2 ) ای انسان ! تو طبيب خويشتن قرار
    داده شده ای [ و نشانه سلامت به تو شناسانده شده است ] و دردها برای تو
    بيان شده است ، و به دواهای آن دردها هم رهنمايی شده ای غرض اين جهت‏
    است كه اين تعبير و شبيه اين تعبير در كلمات اكابر بشريت زياد آمده‏
    است سقراط كه در حدود دو هزار و پانصد سال پيش می‏زيسته ، سخن مهمی كه‏
    از او باقی مانده همين است كه " خودت را بشناس " مسئله خودشناسی چه‏
    اهميت و ارزشی دارد و برای چه منظوری توصيه شده است ؟ برای دو منظور
    توصيه شده است يك منظور همان است كه خودت را بشناس تا بتوانی خدا را
    بشناسی قبلا از گاندی معاصر خودمان جمله ای نقل كردم كه گفت : من از
    مطالعه [ ( اپانيشادها " يعنی قديمترين كتابهای مذهبی و عرفانی هند ، سه‏
    دستور فرا گرفتم و آنها دستور العمل من در زندگی شد يكی اينكه در جهان‏
    فقط يك شناسايی وجود دارد و آن شناسايی " خود " است دوم اينكه هر كس‏
    خود را شناخت خدا را شناخته است و جهان را . پس در اپانيشادهای‏

    ************************

    پاورقی :
    1 ) غرر الحكم و در رالكلم ، فصل 77 حديث 301 با عبارت : من عرف‏
    نفسه فقد عرف ربه » .
    2 ) تحف العقول ( با ترجمه ) ص . 316


    195

    امضاء

  8. Top | #178

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    مربوط به چندين هزار سال پيش نيز می‏بينيم يكی از كهنترين مسائل و
    اندرزهايی كه از بشر به ميراث مانده است " خودشناسی " است و امروز
    هم مخصوصا در يك قرن اخير و در زمان حاضر مسئله انسان و انسان شناسی و
    علوم مربوط به انسان ، مهمترين و با ارزشترين علوم بشری شمرده می‏شود .

    خود شناسی مقدمه‏ء خداشناسی و اخلاق

    حال برای چه گفته اند خود را بشناس ؟ از خودشناسی به كجا می‏رسی ؟ به‏
    عبارت ديگر خودشناسی مقدمه چيست ؟ گفتيم اين را برای دو منظور گفته اند
    يك منظور همين است كه اگر خود را بشناسی ، به مهمترين مسئله ای كه برای‏
    بشر مطرح است و راز اصلی جهان می‏باشد يعنی خدا پی می‏بری دوم اينكه خود
    را بشناس تا بدانی در زندگی و در جهان چه بايد بكنی و چگونه بايد رفتار
    كنی ، يعنی اخلاق و عمل اگر خود را نشناسی نخواهی دانست كه رفتار و
    اخلاقت در جهان چگونه بايد باشد ، يعنی خودت چگونه بايد باشی ، چون اخلاق‏
    ، از آن نظر كه يك سلسله ملكات است بر می‏گردد به چگونه بودن و اين كه‏
    خودت چگونه باشی و چگونه رفتار كنی پس برای پی بردن به بزرگترين رازهای‏
    جهان و مهمترين مسئله ای كه در فكر بشر مطرح است يعنی خدا ، خود را
    بشناس ، و برای مهمترين مسئله از نظر ابتلای عملی بشر كه من چگونه بايد
    باشم و چگونه بايد رفتار كنم يعنی اخلاق نيز خودت را بشناس . در قسمت‏
    اول می‏خواهم مقداری توضيح بدهم كه چگونه انسان اگر خود را بشناسد خدا را
    می‏شناسد ؟

    196

    امضاء

  9. Top | #179

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    قرآن هم برای " خود شناسی " حساب جداگانه ای باز كرده است ، به اين‏
    معنی كه در قرآن و فقط در قرآن سراسر عالم خلقت ، آيت و درس است برای‏
    خداشناسی ، يعنی اختصاص به انسان ندارد كه انسان فقط خودش را بايد
    بشناسد تا خدا را بشناسد از نظر قرآن ، تمام جريانهای خلقت ، تمام‏
    واحدهای آفرينش اعم از آسمانی و زمينی ، هر چه كه در عالم هست ، آياتند
    ، يعنی علامتها و نشانه های وجود مقدس پروردگارند : « ان فی خلق السموات‏
    و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولی الالباب »(
    1 ) كه اين جور
    آيات در قرآن زياد است ولی در عين حال كه قرآن سراسر عالم را كتاب حق‏
    تعالی می‏داند كه هر سطری از سطرهای اين كتاب دلالت می‏كند بر علم و حكمت‏
    و دانايی مؤلف آن
    ، قرآن هم برای نفس انسان حساب جداگانه ای باز كرده‏
    ، يعنی از نظر قرآن اين فصل از فصول كتاب آفرينش كه نامش انسان است ،
    برای انسان آموزندگيهايی دارد بالاتر و بيشتر از آنچه كه مثلا درختان دارند
    درست است كه :
    برگ درختان سبز در نظر هوشيار
    هر ورقش دفتری است معرفت كردگار

    ولی نفس يا خود انسان كه از هر چيزی به انسان نزديكتر است آموزشهايی‏
    دارد كه غير او ندارد اين آموزشها كه از مختصات نفس انسان ، و برای‏
    انسان است چيست ؟ البته انسان هم دارای تشكيلاتی است كه در هر طبيعتی‏
    هست ، و از جنبه وظائف الاعضايی ، فيزيولوژی و تشريحی ، همين طور كه‏
    برگ درختان دلالت می‏كنند [ بر معرفت كردگار ] ، انگشت يا

    ***************************

    پاورقی :
    1 ) سوره آل عمران ، آيه . 190 [ ترجمه : همانا در آفرينش آسمانها و
    زمين و رفت و آمد شب و روز نشانه هايی است برای صاحبان عقل ] .


    197

    امضاء

  10. Top | #180

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    ناخن انسان هم دلالت می‏كند ، بلكه در هر مويی از مويهای بدن انسان ، يا
    در هر رگ از رگهای بدن انسان يك دلالتی هست از اين جهت انسان شبيه‏
    اشياء ديگر است ، اما آموزشهايی هست كه از مختصات نفس انسان است كه‏
    گفتيم قرآن هم [ برای نفس انسان از نظر پی بردن به خدا ] حساب جداگانه‏
    باز كرده اين كه می‏گويم " حساب جداگانه " برای اين است كه مثلا می‏گويد
    : « و فی الارض آيات للموقنين »در زمين ، نشانه هاست برای اهل يقين ،
    كسانی كه بخواهند به مقام يقين برسند بديهی است انسان هم در زمين است و
    بيرون از زمين نيست ، ولی راجع به انسان می‏فرمايد : « و فی انفسكم »( 1
    ) و در خود شما اختصاص می‏دهد يا در آيه ديگر می‏فرمايد : « سنريهم آياتنا
    فی الافاق و فی انفسهم حتی يتبين لهم انه الحق »( 2 ) . حساب آفاق (
    عالم بيرون ) را يك حساب جداگانه ذكر می‏كند . می‏توانست انسان را هم‏
    جزء آفاق ذكر بكند ، ولی برای " خود " انسان جدا حساب باز كرده :
    « و فی انفسهم ».

    آموزشهای نفس انسان در خداشناسی
    آن درسها و آموزشهای خاص چيست ؟ اين آموزشها خيلی زياد است من به آن‏
    آموزشهای عرفانی كه يك نفس سالك پس از مراقبه های خيلی زياد كه گوش‏
    قلب و چشم دلش باز می‏شود و با درون خودش عالم

    ********************

    پاورقی :
    1 ) سوره ذاريات ، آيات 20 و . 21
    2 ) سوره فصلت آيه . 53 [ ترجمه : ما نشانه های خود را در جهان و در
    نفسهايشان به آنها می‏نمايانيم تا بر آنان روشن گردد كه او حق است ] .


    198

    امضاء

صفحه 18 از 31 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی