سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 31 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    كار اين انسان را شكر كرد ، يعنی قدر اين كار را دانست ( يعنی اين كار
    نزد خدا قدر دارد ) : « شكر الله له و ادخله الجنه » خدا قدر كار اين‏ شخص را شناخت يعنی عملا شناخت ، به اين معنی كه به اوپاداش داد : او را به بهشت برد .
    همين [ حديث ] است كه سعدی در بوستان آورده :

    يكی در بيابان سگی تشنه يافت
    برون از رمق در حياتش نيافت
    سعدی می‏گويد "كله دلو كرد" ولی حديث می‏گويد كفش خودش را دلو كرد .

    كله دلو كرد آن پسنديده كيش چو حبل اندر آن بست دستار خويش (1) به خدمت ميان بست و باز و گشاد سگ ناتوان را دمی آب داد خبر داد پيغمبر از حال مرد كه داور گناهان او عفو كرد
    رمز مطلب در كجاست كه اين كار نزد خدا و خلق خدا ارزش دارد ؟

    سخن سری سقطی

    می‏گويند يكی از عرفا به نام " سری سقطی " می‏گفت :
    من سی سال است كه‏ استغفار می‏كنم به خاطر يك " الحمد لله " كه گفته ام ، به خاطر يك‏
    شكری كه خدا را كرده ام :
    انی استغفر الله منذ ثلاثين سنه لقولی الحمد لله‏
    گفتند چطور ؟
    گفت من در بغداد دكاندار بودم ( اين داستان را هم سعدی به‏
    شعر در آورده است ) يكوقت خبر رسيد كه فلان بازار بغداد را حريقی پيدا
    شد و سوخت . دكان من هم در آن بازار بود . به سرعت


    ----------------------------
    پاورقی :
    1 ) يعنی شال سرش را .
    18


    امضاء

  2. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    رفتم ببينم دكان من سوخته يا نه ؟ يك كسی به من گفت : آتش به دكان توسرايت نكرده گفتم : الحمدلله بعد با خودم فكر كردم كه آيا تنها تو دردنيا بودی ؟
    بالاخره آتش چهار تا دكان را سوخته دكان تو را نسوخته يعنی‏دكان ديگری را سوخته " الحمدلله " معنايش اين است كه الحمدلله آتش‏دكان مرا نسوخت ، دكان او را سوخت پس من راضی شدم به اينكه دكان اوسوخته بشود و دكان من سوخته نشود بعد به خودم گفتم : اولاتهتم للمسلمين‏سری ! تو غصه مسلمين در دلت نيست ؟ ( اشاره است به حديث پيغمبر :« من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم » (1) هر كس كه صبح كند وهمتش خدمت به مسلمانان نباشد ، او مسلمان نيست ) و من سی سال است كه‏دارم استغفار آن الحمدلله را می‏كنم . اين چيست ؟

    دعای مكارم الاخلاق

    " صحيفه سجاديه "دعاهای بسيار معتبری است - هم از نظر سند و هم ازنظر مضمون - از زين العابدين علی بن الحسين سلام الله عليه كه علمای شيعه‏از صدر اسلام به اين كتاب توجه كرده اند ، و بعد از قرآن تنها مجموعه ای‏است كه از اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجری به صورت يك كتاب دردست بوده است نهج البلاغه هم كتاب است ولی نهج البلاغه ، خطب [ و نامه‏ها و كلمات قصار ] علی عليه السلام است كه در ميان مردم متفرق بود ، سيد
    رضی در قرن چهارم اينها را جمع كرد و به صورت يك كتاب در آورد . اصول‏كافی در قرن چهارم به صورت يك كتاب جمع آوری


    -----------------------------------
    پاورقی :
    1 ) اصول كافی ، ج 3 ، باب 258 ، ص 239 ، حديث 5 ، و سفينه البحار ،
    ج 2 ص . 723

    19


    امضاء

  4. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    شده ، و كتابهای ديگری قبل از اصول كافی بوده است كتابهايی مثل مصحف‏فاطمه سلام الله عليها و كتاب علی ( ع ) كه گاهی ائمه از آن اسم می‏بردندالان در دست ما نيست بنابر اين بعد از قرآن ، قديمترين كتاب شيعی كه ازاول به صورت كتاب به وجود آمده و الان در دست ما هست صحيفه سجاديه‏است كه جناب زيد بن علی بن الحسين وقتی كه در جنگ با امويان شهيد می‏شدهمين كتاب همراهش بود ، و آن را به كسی سپرد ، و از آن دو نسخه بوده ،كه در ابتدای صحيفه اين را نوشته اند صحيفه سجاديه دعاهای زيادی دارد حالامن نمی‏خواهم درباره ارزش صحيفه صحبت بكنم كه از بحث خودم دور بشوم يكی‏از دعاهای صحيفه سجاديه دعائی است به نام دعای [ ( مكارم الاخلاق " يعنی‏دعای اخلاق مكرمتی .

    قبلا اين حديث را خواندم كه پيغمبر اكرم - به تعبيری كه اهل تسنن‏روايت كرده - اند فرمود : « بعثت لا تمم مكارم الاخلاق » ( 1 ) - و به‏تعبيری كه شيعه روايت كرده‏اند - فرمود :
    « عليكم بمكارم الاخلاق فان ربی‏بعثنی بها » و گفتيم شايد هر دو تعبير در دو نوبت از زبان پيغمبر اكرم‏صادر شده باشد ، ولی مضمون به هر حال يكی است اين دعا اسمش دعای مكارم‏الاخلاق است ، شايد به اين علت كه يك جمله از آن اين است :
    « وهب لی‏معالی الاخلاق » ( 2 ) اگر ما در اين شبها فرصت پيدا بكنيم لااقل در بعضی‏از شبها قسمتهايی از اين دعای شريف را برای شما بخوانيم [ بسيار مناسب‏است ، زيرا برای ] معرفی مكتب اخلاقی اسلام يكی از بهترين نمونه ها دعای‏مكارم الاخلاق است . و از جمله آرزوهايی كه من سالهاست دارم اين‏

    -------------------------------------
    پاورقی :
    1 ) سفينه البحارج 1 ، ص 411 و محجه البيضاءج 4 ص 121 ، علم اليقين‏
    ص . 439
    2 ) [ ترجمه : و به من اخلاق بلند مرتبه را عطا كن ] .


    20


    امضاء

  6. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    است كه يك وقتی توفيق پيدا بكنم اين دعا را به فارسی ترجمه و مخصوصاشرح بكنم ، فلسفه ها و نكاتی را كه در اين دعای شريف هست تشريح كنم ودر اختيار فارسی زبانان خودمان قرار بدهم اين جزء آرزوهای من است‏اميدوارم خدای متعال اين توفيق را به من عنايت كند

    و خود وجود مقدس علی‏بن الحسين سلام الله عليه از خدای متعال بخواهد كه اين توفيق برای من پيدابشود حالا من قسمتی از اين دعا را می‏خوانم برای همين نمونه ها هر كس كه‏اين مضمونها را بشنود و انسانی را كه آرزويش اينجور شدن است و البته اواينجور هست و دارد به همه ياد می‏دهد كه انسان اسلام بايداينجور باشد درنظر بگيرد ،

    با خود می‏گويد چگونه است كه اين كارها اينقدر ارزش و قيمت‏پيدا می‏كند ؟ اين دعا هر قسمتش با صلوات شروع می‏شود ، حضرت يك صلوات‏بر پيغمبر و آل پيغمبرمی‏فرستد ، بعد چند جمله دعا می‏كند ، دو مرتبه‏صلوات می‏فرستد و حال قسمتی از اين دعا :به خدای خود عرض می‏كند :
    « اللهم صل علی محمد و آله و سددنی لان اعارض‏من غشنی بالنصح » پروردگارا درود بفرست بر پيامبر و آل پيامبر ، و به من‏توفيق بده كه با آن كسانی كه با من دغلی می‏كنند ، به ظاهر دوستی می‏كنندولی در باطن می‏خواهند به من بدی كنند معارضه كنم ²و اجزی من هجرنی بالبر»
    آن كسانی كه مرا ترك و رها كرده اند ، دوستانی كه ديگر به سراغ من‏نمی‏آيند ، جزای آنها را كف دستشان بگذارم چگونه ؟ در مقابل اينكه آنهامرا ترك كردند و تركاحسان كردند من نسبت به آنها برو احسان بكنم‏« و اثيب من حرمنی بالبذل » پاداش بدهم آنكه مرا محروم كرده است ، به‏اينكه به او ببخشم « و اكافی من قطعنی بالصله » و مكافات بدهم هر كس بامن قطع رابطه می‏كند : ارحام و دوستانی كه قطع صله رحم يا قطع صله مودت‏


    21


    امضاء

  8. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  9. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    می‏كنند ، [ به اينكه رابطه را برقرار كنم ] آنها می‏برند ، من پيوند كنم‏مكافات من اين باشد كه آنها اين رابطه را می‏برند من در مقابل وصل كنم ،آنها فصل می‏كنند ،
    من وصل كنم « و اخالف من اغتابنی الی حسن الذكر »مخالفت كنم با آن كسانی كه از من غيبت می‏كنند ، پشت سر من از من‏بدگويی می‏كنند ، و مخالفتم با غيبت كن های خودم اين باشد كه پشت سرآنها هميشه نيكی آنان را بگويم .

    « و ان اشكر الحسنه و اغضی عن السيه »نيكيهای مردم را سپاسگزار باشم وازبديهای آنها چشم بپوشم اين چه آرزويی‏است برای انسان ؟

    حالا اعم از اينكه ما خودمان اهل اين آرزوها باشيم يانباشيم ، اهل اين عملها باشيم يا نباشيم ، آيا اينها يك امور قابل‏ستايش در حد اعلی هست يا نه ؟
    آيا اين امور ارزش دارد يا ارزش ندارد؟
    گرانبها است يا گرانبها نيست ؟ ارزشش چه نوع ارزشی است ؟
    آياانسانی كه اينگونه است ، در نظر ما يك قهرمان هست يا نيست ؟ قهرمان‏است اين قهرمانی يعنی چه ؟ راز اين قهرمانی در كجاست ؟
    اين است معنی‏سؤالی كه هی طرح می‏كنيم تا بعد جوابش را بدهيم : راز اخلاقی بودن اين‏كارها ، اين فكرها ، اين نيتها ، اين ميلها ، اين اراده ها در كجاست ؟

    سخن خواجه عبدالله انصاری
    تعبيری دارد خواجه عبدالله انصاری كه حالا شايد از خودش تعريف كرده به‏
    هر حال او مردم عارف وارسته ای بوده می‏گويد : " بدی را بدی كردن سگساری‏
    است " يك كسی به آدم بدی می‏كند ، انسان در مقابل بدی او بدی می‏كند اين‏
    ، سگ رفتاری است چون اگر سگی سگ ديگری


    22


    امضاء

  10. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  11. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    را گاز بگيرد او هم گازش می‏گيرد " و نيكی را نيكی كردن خر كاری است "يك كسی به آدم نيكی می‏كند ، انسان در مقابل نيكی او نيكی می‏كند اين هم‏كار مهمی نيست نمی‏دانم ديده ايد يا نديده ايد ؟ هر كس مثل من دهاتی‏
    باشد ديده :
    يك الاغ وقتی كه شانه يك الاغ ديگر را می‏خاراند ، او هم فوراشانه او را می‏خاراند اگر ديد او شانه او را می‏خاراند كه از اين خاراندن‏خوشش می‏آيد ، فورا شانه رفيقش را می‏خاراند " بدی را نيكی كردن كارخواجه عبدالله انصاری است " حالا يك چهارمی هم دارد : " و نيكی را بدی‏كردن كار ما مردم ايرانی است " .
    شعری است در ديوان منسوب به اميرالمؤمنين می‏فرمايد :
    و ذی سفه يواجهنی بجهل
    و اكره ان اكون له مجيبا

    " سفيه " نه معنايش ديوانه است ، بلكه يعنی كسی كه رشد فكری و هدف‏داشته باشد ، كار او جنبه اجتماعی پيدا می‏كند و ديگر جای گذشت نيست‏« واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »(1) اميرالمؤمنين چنين سخنی می‏خواهدبفرمايد." و ذی سفه يواجهنی بجهل "بسا هست آدمهايی كه رشد فكری ندارند ، با روی جهالت و نادانی خودشان بامن روبرو می‏شوند ، از من بدگويی می‏كنند ، به من فحش می‏دهند" و اكره ان اكون له مجيبا "[ و من كراهت دارم از اينكه پاسخ آنها را بدهم ] .يزيد سفاهه و ازيد حلماكعود زاد فی الاحراق طيبا (2)

    --------------------------------
    پاورقی :
    1 ) سوره فرقان ، آيه 63 [ ترجمه : و هرگاه كه مردم نادان به آنها
    خطاب كنند ، با سلامت نفس ( و زبان خوش ) جواب دهند ] .
    2 ) ديوان منسوب به اميرالمؤمنين علی عليه السلام ص . 11

    23


    امضاء

  12. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  13. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    خيلی اتفاق می‏افتدكه او بر سفاهت و جهالت وبدگويی خودش می‏افزايد ،من بر حلم خودم می‏افزايم مثل من مثل آن عودی است كه در آتش می‏اندازند ،هر چه آتش بيشتر می‏سوزد ، بيشتر بوی خوشش ظاهر می‏شود غرض اينكه حلم‏
    نيز يك ارزش اخلاقی است . اين شعر در " مطول " است :و لقد امر علی اللئيم يسبنی
    فمضيت ثمه قلت لا يعنينیمن بر بعضی اشخاص پست ناكس عبور می‏كنم ( مرور می‏كنم ) او فحش می‏دهد، [ با خود ] می‏گويم مقصود او من نبودم .

    بازاری و مالك اشتر

    داستان مالك اشتر را همه شنيده ايد : اوكه مردی قوی اندام و قوی هيكل‏بود ازبازار كوفه می‏گذشت يك بچه بازاری آنجا نشسته بود او را نمی‏شناخت‏نوشته اند يك بند قه ای كه نمی‏دانم چه بوده ، مثلا آشغالی را برداشت‏
    پرت كرد به سر و صورت مالك مالك اعتنايی نكرد و رد شد بعد ازاينكه ردشد ، شخصی به آن بازاری گفت : آياشناختی اين كسی كه اين جور به اواهانت كردی ، مسخره اش كردی كه بود ؟ گفت : كه بود ؟ گفت : مالك‏اشتر امير الجند و سپهسالار علی بن ابی طالب بدنش به لرزه افتاد گفت :قبل ازاينكه درباره من تصميمی بگيرد بروم از او معذرت بخواهم تعقيبش‏
    كرد ، ديد رفت داخل مسجد و شروع كرد به نماز خواندن دو ركعت نماز خواندصبر كرد تا نمازش را سلام داد بعد سلام داد و افتاد به التماس كه من همان‏آدم بی ادب بی تربيتی هستم كه به شما


    24


    امضاء

  14. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  15. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    جسارت كردم ، نمی‏شناختم ، و از اين حرفها مالك گفت : به خدا قسم اصلامن نمی‏خواستم به مسجد بيايم ، جای ديگر می‏رفتم به خدا قسم من به مسجدنيامدم جز برای اينكه دو ركعت نماز بخوانم و بعد درباره تو دعا بكنم كه‏خدا از گناه تو بگذرد و تو را هدايت كند اين كار اسمش چيست ؟ يك‏ارزش اخلاقی بسيار عالی درباره ائمه اطهار ، ما از اين جور قصه ها ،حكايات و داستانها الی ماشاء الله داريم .

    مرد شامی و امام حسين ( ع )

    داستانی است كه هم به امام حسن نسبت داده اند و هم به امام حسين ، واين روايتی كه نقل می‏كنم درباره امام حسين عليه السلام است مردی به نام‏" عصام بن المصطلق " اهل شام ، آمد در مسجد مدينه مردی را ديد با هيبت‏و جلال ( 1 ) .
    نظرش را جلب كرد گفت اين كيست آنجا نشسته ؟ معلوم‏می‏شود شخصيتی است يك كسی گفت : حسين بن علی بن ابيطالب ( 2 ) .تاشنيد حسين پسر علی ، گفت : قربة الی الله بروم چند تا فحش

    -------------------------------
    پاورقی :
    1 ) اين كه می‏گويم با هيبت و جلال ، نه علی القاعده می‏گويم ، بلكه‏
    تاريخ اين جورمی‏گويد در زمان معاويه يك كسی می‏خواست بيايد به شام ،
    معاويه كه می‏خواست به او بگويد اگر در مدينه حسين بن علی را ديدی با او
    چه جور برخورد داشته باش ، گفت اگر رفتی در مسجد پيغمبر ، ديدی مردی در
    نهايت جلالت و ابهت نشسته و به فلان شكل هم نشسته ، افرادی دور او را
    گرفته اند و چنان هيبتش انها را گرفته است كه محسوس و محرز است ،
    واين علامت و اين علامت ، او حسين بن علی است .
    2 ) اكنون سی سال است كه معاويه در شام عليه علی عليه السلام تبليغ‏
    كرده و چه تبليغهای دروغی ! يعنی به عنوان بزرگترين دشمن اسلام ، كه اساسا
    مردم شام به علی به صورت يك آدمی كه بويی از اسلام نبرده است نگاه‏
    می‏كردند . >

    25


    امضاء

  16. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  17. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    آبدار به اوبگويم آمد و روبروی حضرت ايستاد وبا كمال وقاحت ، تامی‏توانست حضرت امير و خود حضرت را سب كرد و فحش داد كه اسلام را شماخراب كرديد ، شما مردمی هستيد منافق ، و از اين حرفها . امام نگاهی به‏او كرد ، در چهره‏اش خواند كه او يك مرد اغفال شده است همينكه حرفهايش‏تمام شد فرمود : « ا من اهل الشام انت ؟ » آيا تو اهل شامی ؟ گفت بله‏يك جمله بيشتر نگفت : « شنشنه اعرفها من اخزم » ( 1 ) ( مثل است ) :می‏دانم ، شاميها اين جور هستند . بنابراين شما در شهر ما غريب هستی ،مهمان ما هستی ، بيا برويم منزل مهمان ما باش ، تو را پذيرايی می‏كنيم ،
    اگر آذوقه ات كم باشد آذوقه به تو می‏دهيم و خود اين مرد می‏گويد يكمرتبه‏حالتی به من دست داد ، دوست داشتم زمين شكافته بشود به زمين فرو بروم .
    يزيد سفاهة و ازيد حلما
    كعود زاد فی الاحراق طيبا


    فرازی ديگر از دعای مكارم الاخلاق
    آن قسمتهايی كه از صحيفه سجاديه خواندم ، باز می‏بينيم ارزشهای اخلاقی‏بسيار عالی است قسمت ديگری از صحيفه سجاديه را هم برای شما بخوانم .بعد از آن قسمت دو مرتبه درود می‏فرستد بر پيغمبر و آل پيغمبر ، و به‏

    -----------------------------------
    پاورقی :
    >
    يك وقتی يك شامی با يك كوفی در يك قهوه خانه بين راه به اصطلاح‏
    امروز سر يك مسئله نماز مباحثه می‏كردند كوفی خواست بگويد كه حرف من‏
    درست است ، گفت آخر من علی را ديدم اين جور نماز می‏خواند شامی گفت :
    مگر علی نماز هم می‏خواند ؟ ! اين بدبختها ، اين شاميها تا اين حد اغفال و
    گمراه شده بودند .
    1 ) منتهی الامال ، ج 1 ، ص . 209


    26


    امضاء

  18. تشكر

    parsa (13-03-1389)

  19. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    خدای متعال عرض می‏كند : « و حلنی بحلية الصالحين والبسنی زينة المتقين »
    پروردگارا ! مرا مزين كن و زينت بخش به زيور صالحان ، و بپوشان لباس‏پرهيزكاران خود اين جمله ها توضيح نمی‏دهد كه زيور صالحان چيست و چه‏چيزها برای صالحان زيور است ؟

    چه چيزها برای متقيان جامه ای زيبا است ؟چون صالحان و متقيانی كه ما می‏شناسيم با آن كه امام سجاد در اينجا توضيح‏می‏دهد خيلی فرق می‏كند
    « حلنی بحلية الصالحين و البسنی زينة المتقين فی‏بسط العدل و كظم الغيظ و اطفاء النائره و ضم اهل الفرقة و اصلاح ذات‏البين و افشاء العارفة و ستر العائبة و لين العريكة و خفض الجناح »
    خدايا ! مرا مزين كن به زينت صالحان ، مرا بپوشان به لباس زيبای‏پرهيزكاران و متقيان .

    ( بعد برای اينكه مردم بفهمند كه او زينت صالحان‏و جامه متقيان راچه می‏شناسد ، می‏فرمايد ) : « فی بسط العدل » در گسترش‏دادن به عدالت زينت صالحان و جامه زيبای متقيان اين است كه عدالت راگسترش می‏دهند « و كظم الغيظ » وقتی كه خشم می‏گيرم ، بتوانم بر خشم خودغالب بشوم و خشم خود را كظم كنم " كظم " يعنی چه ؟

    غيظی كه انسان پيدامی‏كند ، درست حالت عقده ای را دارد كه در انسان پيدا می‏شود ، حل كردن‏اين عقده را " كظم " گويند مثل غده سرطان كه وقتی آن را زير برق‏می‏گذراند آب می‏شود از نظر روحی ، كظم غيظ اين است كه انسان كاری بكندكه نه تنها اثری بر غيظ خودش مترتب نكند بلكه آن عقده ، آن كينه كه درقلبش وجود دارد ، حل بشود و مثل يخی كه آب می‏شود ، آب بشود زينت‏متقيان و حليه صالحان اين است كه بتوانند خشم را در خودشان حل كنند« و اطفاء النائره » هر جا كه آتشی شعله ور است ( معلوم است كه مقصودآنجايی است كه ميان دو مؤمن جنگ و نزاعی هست ، اختلافی هست ، شعله‏ فتنه‏ای


    27


    امضاء

صفحه 2 از 31 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی