فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 24 از 31 نخستنخست ... 14202122232425262728 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 301
  1. #231
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    يك مدتی همينجور بايستد « فلما نفض يده من تراب القبر هاج به الحزن »
    ( 1 ) يعنی از كارهايش كه فارغ شد يكمرتبه غم و اندوهها بر قلب علی رو
    آورد چه بكند ؟ با كه حرف بزند ؟ درد دل خودش را به كه بگويد ؟ قبر
    پيغمبر نزديك است از پيغمبر كسی بهتر نيست رو می‏كند به قبر مقدس‏
    پيغمبر : « السلام عليك يا رسول الله عنی و عن ابنتك النازلة فی جوارك‏
    و السريعة اللحاق بك قل يا رسول الله عن صفيتك صبری » ( 2 ) يا رسول‏
    الله ! هم از طرف خودم و هم از طرف دخترت زهرا به شما سلام عرض می‏كنم‏
    حال علی را اگر می‏پرسيد صبر علی بسيار اندك شده است بعد جمله ای می‏گويد
    : « و ستنبئك ابنتك بتظافر امتك علی هضمها » ( 2 ) يا رسول الله ! عن‏
    قريب دخترت به تو خواهد گفت كه امت تو بعد از تو با او چه رفتاری‏
    كردند
    و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظيم و صلی الله علی محمد و آله‏
    الطاهرين باسمك العظيم الاعظم الاعزالاجل الاكرم يا الله . . .
    خدايا دلهای ما را به نور ايمان منور بگردان ، ما را " خدا آگاه " و
    مؤمن واقعی قرار بده ، دلهای ما را از اخلاق رذيله پاك بگردان ، قلبهای‏
    ما را به اخلاق حسنه مزين بفرما ، مسلمين را نصرت و پيروزی بر دشمنانشان‏
    عنايت بفرما ، ما را با حقايق دين مقدس اسلام آشنا كن ، قدردان اسلام و
    قرآن و پيغمبر و آل قرار بده ، اموات ما مشمول عنايت و رحمت خود بفرما
    .
    و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .

    پاورقی :
    1 ) بيت الاحزان ، ص . 155
    2 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 193 ، ص . 651

    250
    فلسفه اخلاق

  2. #232
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق






    اخلاق كمونيستی

    251

    *****************************

    اخلاق وضع بكند كه پاسخگوی اين سؤالها باشد كه برای چه چيز ارزش انسانی‏
    قائل است و چه نوع كاری را اخلاق می‏داند و چه نوع كاری را ضد اخلاق‏
    می‏شمارد ؟ در اين مكتب يك چيز معيار اخلاق است و آن تكامل اجتماعی است‏
    ، آن هم تكاملی كه بر اساس تكامل ابزار توليد توجيه می‏شود . مكتب‏
    ماركسيسم منطقی دارد كه


    252

    فلسفه اخلاق

  3. #233
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق






    همان منطق معروف هگل ، منطق ديالكتيك است ، فلسفه و جهان بينی ای دارد
    كه جهان بينی مادی است ، بالخصوص ماديتی كه در قرن هجدهم رايج و شايع‏
    بود و يكی از شاگردان يا پيروان به اصطلاح چپگرای هگل به نام فوئر باخ آن‏
    را تجديد مطلع كرد ماركس در فلسفه مادی در واقع تابع فوئر باخ است‏
    منتها منطق فوئر باخ منطق ديالكتيكی نبوده است ماركس آن منطق ديالكتيك‏
    را با فلسفه مادی تلفيق كرده است و از آن ماديت تحولی يا ماديت جدلی (
    اين اصطلاحاتی كه می‏گويند ) و يا ماترياليسم ديالكتيك به وجود آمده‏
    همچنين اين مكتب يك نظريه خاص در مورد [ ماهيت تاريخ دارد كه بر ]
    اساس اصالت اقتصاد است می‏گويد : ماهيت اصلی تاريخ را اقتصاد تشكيل‏
    می‏دهد ، كه اين را ماترياليسم تاريخی می‏گويند ظاهرا اين اصطلاح را انگلس‏
    وضع كرده است ماترياليسم تاريخی يا ماديت تاريخی ، يعنی تاريخ ماهيت‏
    مادی دارد و بخش ديگر ، بخش جامعه شناسی است در بخش جامعه شناسی هم‏
    مثل بخش فلسفه تاريخ ، جامعه تقسيم می‏شود به زير بنا و رو بنا ، و زير
    بنای جامعه ، روابط اقتصادی و توليدی است و رو بنا همه چيز ديگر قسمتهای‏
    ديگری از مكتب ماركسيسم البته مربوط به مسائل اقتصادی است ، يعنی واقعا
    ماهيت اقتصادی دارد ، همان چيزی كه رشته تخصصی كارل ماركس هم فقط آن‏
    بوده يعنی او يك مرد اقتصاد دان بوده و در اقتصاد صاحبنظر بوده است و
    نظريه ای دارد اگر چه اين نظريه را هم قبلا اقتصاد دانهای ديگر گفته بودند
    ولی شايد او بيشتر پرورش داد راجع به مسئله كار و ارزش كه ارزش فقط از
    كار به وجود می‏آيد و سرمايه توليد ارزش نمی‏كند ، بنابر اين ارزش اضافی‏
    ، هر

    253

    فلسفه اخلاق

  4. #234
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق






    سودی كه سرمايه دار به دست می‏آورد به او تعلق ندارد بلكه به كارگر تعلق‏
    دارد ، كه اين ، نظريه خاصی است درباره كار و سرمايه .
    بخش ديگر قهرا مسئله اخلاق كمونيستی است كه اين مكتب چگونه اخلاقی را
    توصيه می‏كند و چگونه اخلاقی را محكوم می‏كند ؟ در اين مكتب می‏شود گفت اگر
    چه به اين تعبير شايد خودشان هم نگفته اند ولی می‏شود اينجور نتيجه گيری‏
    كرد كه يگانه معيار برای اخلاق ، تكامل است ، يعنی هر كاری كه جامعه را
    به پيش ببرد ، جامعه را به سوی تحول كه تحول هم جز در صورت انقلابيش‏
    امكان پذير نيست ببرد ، جامعه را به سوی كمال ببرد اخلاقی است ، هر چه‏
    می‏خواهد باشد ، و به هر صورتی و به هر كيفيتی ، و هر كاری كه مانع تكامل‏
    جامعه باشد غير اخلاقی است ، هر چه می‏خواهد باشد البته اگر به اين شكل‏
    كلی بخواهيم بگوييم ، اين چيزی است كه شايد هيچ كس با آن مخالف نباشد
    يعنی هر مكتب اخلاقی با اينكه معياری غير از تكامل بيان می‏كند ولی سخنش‏
    اين است كه تكامل جامعه بستگی به اخلاق دارد ، به همين اخلاقی كه من‏
    می‏گويم ، اگر چه معيار را تكامل نگفته اند ولی هيچكس اعتقاد ندارد كه‏
    اخلاقی كه توصيه می‏كند اخلاق ضد تكامل است بلكه مدعی است كه اين اخلاق‏
    مقدمه و شرط تكامل است بنابر اين بايد ببينيم كه اين نظريه كه می‏گويد
    تكامل معيار است چه چيز خاصی می‏گويد و در واقع بايد ببينيم نظرش درباره‏
    تكامل چيست ؟ تكامل را چه می‏داند و راه تكامل را چه راهی تشخيص می‏دهد ؟
    و اين بسيار مهم است .

    254
    فلسفه اخلاق

  5. #235
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق






    منطق ديالكتيك

    در اين مكتب منطق ، به طور كلی منطق ديالكتيك است و منطق ديالكتيك‏
    ، اين اصول را بر همه پديده ها حاكم می‏داند : اصل تضاد ، نه به آن معنا
    كه ديگران می‏گفتند ، بلكه به معنای خاص خودش ، يعنی اين اصل كه هر چيزی‏
    نفی و ضد و انكار خود را در درون خودش دارد ، و به همين دليل كه در واقع‏
    جنگ خود با خود را در درون خود دارد پويا است ، در حال حركت است و
    ساكن نيست پس اصل دومش می‏شود اصل حركت ، كه حركت هم ناشی از تضاد
    است ، آن هم تضادی كه از درون خود پديده سرچشمه می‏گيرد نه تضاد يك شی‏
    بيرونی با پديده حركت منجر به يك سلسله تغييرات تدريجی می‏شود ، بلكه‏
    حركت يعنی تغيير تدريجی ، ولی هر تغيير تدريجی منتهی به يك تغيير دفعی‏
    می‏شود ، به اين معنا كه هر تغييری در ابتدا جنبه كمی دارد ، يعنی افزايش‏
    عددی و مقداری دارد ، يك مدتی كه اين افزايش عددی و مقداری ادامه پيدا
    كرد كم كم می‏رسد به مرحله ای كه [ تغيير كيفی حاصل می‏شود ] به يك تعبير
    ، تغيير تدريجی منتهی به تغيير دفعی می‏شود ، و به تعبير ديگر تغيير كمی‏
    هميشه منتهی به تغيير كيفی می‏شود مثال معروفی را هگل ذكر كرده است : اگر
    ما به آب حرارت بدهيم تدريجا گرم می‏شود ، از صفر درجه می‏آيد به يك‏
    درجه ، پنج درجه ، پنجاه درجه ، نود درجه ، همين طور تدريجا تغيير می‏كند
    ، ولی به صد درجه كه می‏رسد ناگهان يك تغيير دفعی پيدا می‏شود و آن اين‏
    است كه آب بخار می‏شود ، و به تعبير ديگر تغيير كمی تبديل به تغيير كيفی‏
    می‏شود يعنی از صد درجه به بالا


    255
    فلسفه اخلاق

  6. #236
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    اصلا ماهيت آن عوض می‏شود ، يعنی يك شی كه قبلا مايع بود حالا شد گاز
    تغيير ماهيت می‏دهد . در اثر اين تغيير ماهيت قهرا قوانينی كه قبلا بر آن‏
    حاكم بود كه مثلا چون مايع بود قوانين مايعات بر آن حاكم بود ديگر
    نمی‏تواند حاكم باشد ، قوانين ديگری كه قوانين گازها مثلا باشد بر آن حاكم‏
    است اينكه تغيير كمی منجر به تغيير كيفی می‏شود در نتيجه همان تضاد است‏
    ، چون گفتيم در نتيجه حركت است ، و حركت معلول تضاد می‏باشد درجه‏
    حرارت كه بالا می‏رود ، و به عبارت ديگر تغيير كمی كه بيشتر می‏شود ، به‏
    معنی اين است كه تضاد درونی شی بيشتر می‏گردد ، و اين كه تغيير كمی تبديل‏
    به تغيير كيفی می‏شود معنايش اين است كه اين تضاد و كشمكش به نهايت‏
    درجه خود رسيده است ، و در نهايت درجه ، آن ضدی كه از درون اصل خودش‏
    به وجود آمده بود ( گفتيم هر شی ضد خودش را در درون خودش دارد ) پيروز
    شده است ، و آن كه پيروز می‏شود ، تضاد كه به مرحله نهايی می‏رسد ، اين‏
    حالت انقلابی كه بوجود می‏آيد ، در واقع حالت سوم به وجود آمده حالت اول‏
    در واقع حالت تولد است : همان ابتدا كه شی به وجود می‏آيد حالت دوم‏
    حالت رشد شی است ، حالت برخورد شی با ضد خودش ، و حالت سوم آن حالت‏
    تغيير كيفی است ، آن حالتی كه اين دو ضد بالاخره به شكل يك شی سوم در
    می‏آيند كه مرحله تكامل يافته آن است .
    پس هميشه جريان طبيعت چنين جريانی است : شی به وجود می‏آيد در حالی‏
    كه ضد خودش را در درون خودش دارد ، كشمكشی بين خودش و نفی خودش ،
    خودش و انكار خودش به وجود می‏آيد ، اين كشمكش منجر به حركت می‏شود ، و
    در نهايت امر اين دو با يكديگر به


    256
    فلسفه اخلاق

  7. #237
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق






    نوعی در سطح بالاتر تركيب می‏شوند كه اين همان حالت تغيير كيفی است .
    وقتی كه تركيب می‏شوند آن حالت بعدی تكامل يافته حالات قبلی است [ و به‏
    عبارت ديگر ] حالت تكامل يافته است .

    تكامل جامعه
    عين اين جريان در جامعه هم هست : جامعه در هر مرحله ای كه باشد ضد و
    نفی و انكار خودش را در درون خودش دارد و همان منجر به كشمكش و حركت‏
    می‏شود و در نهايت امر منجر به تغيير كيفی جامعه يعنی منجر به انقلاب در
    جامعه و تبديل شدن نظام اجتماعی جامعه به يك نظام اجتماعی ديگر می‏گردد
    كه جبرا نظام اجتماعی جديد كاملتر از نظام اجتماعی سابق است باز آن به‏
    نوبه خودش ضد خودش را در درون خودش پرورش می‏دهد ، باز كشمكش پيدا
    می‏شود و در نهايت امر انقلاب كيفی پديد می‏آيد و باز جامعه ای در سطحی‏
    بالاتر به وجود می‏آيد ريشه همه اينها هم در واقع ابزار توليد و روابط
    توليدی است جامعه در يك وضعی به وجود می‏آيد با يك وسائل توليد
    بالخصوص ( وسائل توليد يعنی ابزارهايی كه با آن ابزارها انسان وسائل‏
    زندگيش را به وجود می‏آورد ) . بعد در درون همين جامعه تدريجا يك نوع‏
    تضادی كه در واقع تضاد ميان زير بنا و روبناست به وجود می‏آيد ، و تضاد
    كم كم منجر به انقلاب می‏شود ما اين حساب را بايد هميشه در دست داشته‏
    باشيم كه جامعه همواره تقسيم می‏شود به دو طبقه : طبقه وابسته به وضع سابق‏
    ، و طبقه وابسته به ابزار توليد جديد طبقه وابسته به وضع سابق می‏خواهد
    روبنای سابق را كه متناسب با ابزار توليد سابق بوده حفظ بكند ، و طبقه‏

    257
    فلسفه اخلاق

  8. #238
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    ديگر طبقه ای است كه وابسته به ابزار توليد جديد است و می‏خواهد روبنای‏
    جديد برای جامعه بسازد اين كشمكش در می‏گيرد ولی جبرا منتهی به پيروزی‏
    طبقه وابسته به ابزار توليد جديد خواهد شد حال هر كار كه به سود طبقه‏
    وابسته به گذشته جامعه باشد ، آن كار ، ضد اخلاق است ، هر شكلی بخواهيد
    به آن بدهيد و هر اسمی بخواهيد روی آن بگذاريد اگر شما بگوئيد در اين شهر
    مردمی هستند مستمند ، فقير ، برهنه ، گرسنه و احيانا از گرسنگی می‏ميرند ،
    بيمار دارند ، و ديگر كاری نيكتر و اخلاقی تر از اين پيدا نمی‏شود كه من‏
    يك عده مردم فقير بيچاره گرسنه ای را شكمهايشان را سير كنم ، برهنه‏
    هايشان را بپوشانم و بيمارهايشان را معالجه كنم ، می‏گويد نه ، اين كافی‏
    نيست ، بايد ببينی كه اين كار تو در چه جهتی است ؟ آيا اين كار تو
    جامعه را زودتر به انقلاب می‏كشاند ( تكامل يعنی انقلاب ، انقلاب هم يعنی‏
    تكامل ) يا انقلاب را به تأخير می‏اندازد ؟ اگر اين كار تو سبب تسريع‏
    انقلاب می‏شود اخلاقی است ، و اگر سبب تأخير انقلاب می‏شود ضد اخلاقی است‏
    در مقابل ، هر كاری كه به نظر شما از آن كار بدتر و ضد اخلاقی تر نيست ،
    آن را هم می‏گويد همين طور است مثلا فرض كنيد مردم ظالم و ستمگری هستند و
    من می‏توانم كاری بكنم كه جلوی ظلم آنها را بگيرم می‏گويد اين كافی نيست‏
    كه بگوييم كار تو خوب است ، بايد ببينيم در نهايت امر چه اثری به‏
    جامعه می‏بخشد ای بسا كارهايی كه شما آنها را كار اخلاقی و خير می‏دانيد
    سبب بشود كه انقلاب به تأخير بيفتد ، و انقلاب كه به تأخير بيفتد يعنی‏
    تكامل به تأخير افتاده مثلا اگر بنا بشود كه سعی شما در سير كردن شكمها و
    پوشاندن برهنه ها و دارو رساندن به بيماران باشد ، اين

    258
    فلسفه اخلاق

  9. #239
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    سبب تسكين خاطر مردم محروم می‏شود ، خشمشان را نسبت به طبقه حاكم فرو
    می‏نشاند و آرامش پيدا می‏كنند ، بنابر اين كار بدی است بگذار هر چه‏
    بيشتر نابسامانی وجود داشته باشد تا او بيشتر تحريك بشود و بيشتر خشم‏
    بگيرد اينكه شما می‏خواهيد جلوی آن ستمگر را بگيريد ، اثرش آرام كردن‏
    مظلوم است ، بگذار هر چه بيشتر ستم بكند تا اين مظلوم تضادش با او
    بيشتر بشود ، فاصله اش با او بيشتر بشود ، شكاف ميان اينها عميقتر بشود
    كه تا شكاف عميق نشود انقلاب رخ نمی‏دهد ، و جامعه هم راه تكامل را جز از
    طريق انقلاب طی نمی‏كند پس روح مطلب اين است . حال رسيديم به اصل مطلب‏
    .

    مفهوم تكامل از نظر ماركسيسم

    گفتيم اگر ما اينطور بگوئيم كه اين مكتب معيار اخلاق را تكامل می‏داند
    جای ايراد است و درست هم هست كه كدام مكتب اخلاقی است كه لااقل به‏
    عقيده خودش معيار ضد تكاملی داشته باشد ؟ هر مكتبی به عقيده خودش‏
    معيارهای اخلاقی‏اش معيارهای تكاملی است پس چه خصوصيتی هست كه اين‏
    مكتب چنين ادعايی می‏كند ؟ اين سؤال البته بجاست و لذا بايد در مقام‏
    توضيح بگوئيم : اين مكتب ، تكامل را با ديد خاص می‏بيند ، تكامل برای او
    مفهوم ندارد جز انقلابی كه ناشی از تضادهای درونی جامعه است مكتبهای ديگر
    قائل به اصلاحات تدريجی و تكامل تدريجی هستند يك مكتب قائل است كه من‏
    اگر به اندازه يك ذره هم به جامعه خدمت بكنم همان يك ذره ، گامی در
    راه تكامل است . اگر من يك ذره هم كار اخلاقی بكنم ، همان يك

    259
    فلسفه اخلاق

  10. #240
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    ذره در نهايت امر به سود تكامل است . مثلا يكوقت ما می‏خواهيم درخت به‏
    ثمر برسد ، و يكوقت می‏خواهيم ديگ منفجر بشود دو نوع كار است اگر
    بخواهيم درخت به ثمر برسد يا جنين به دنيا بيايد ، مراقبتهای جزئی نافع‏
    است يك درخت را هر چه بيشتر مراقب بكنيم كه كرمی ، آفتی ، شته ای به‏
    آن نرسد ، آب به موقع به آن برسد ، نور به آن برسد ، اگر احتياج به كود
    دارد به آن برسد ، زمينش اگر احتياج به بيل زدن دارد بيل زده بشود (
    يعنی يك سلسله مراقبتهای تدريجی ) ميوه اش زودتر و بهتر به ثمر می‏رسد
    همچنين يك جنين كه در رحم است ، هر چه بيشتر مراقبت بشود بهتر و
    سالمتر به دنيا می‏آيد اما يك وقت هست كه ما می‏خواهيم ديگ منفجر بشود
    اگر می‏خواهيم ديگ را منفجر بكنيم بايد در آن يك مقدار آب بريزيم ،
    تمام منافذ را ببنديم ، بعد به آن حرارت بدهيم تا بخار بكند و بخار به‏
    تدريج فشار بياورد تا يكمرتبه اين ديگ منفجر بشود اگر يك روزنه ای ولو
    كوچك در اين ديگ باز بكنيم مانع انفجار آن می‏شود پس اين خيلی فرق‏
    می‏كند كه ما بخواهيم در يك چيزی به قول اينها دگرگونی كيفی و ماهيتی به‏
    وجود بياوريم و نسبت به جامعه چنين ديدی داشته باشيم كه بگوئيم : جامعه‏
    ماهيتی دارد كه هيچ وقت به طور مسالمت آميز از مرحله ای به مرحله ديگر
    گام بر نداشته و بر نمی‏دارد ، هميشه بايد آن را عمل سزارين بكنند ، هميشه‏
    به يك شكل تند و انقلابی و انفجاری مرحله ای را پشت سر می‏گذارد و به‏
    مرحله ديگر می‏رسد ، جبرا اينطور است تكامل آن هم تمام تكاملها در گروی‏
    همين است ( اينكه اينها زير بنا را چه می‏دانند فعلا در مسئله اخلاق فرق‏
    نمی‏كند ، چه آن را زير بنا بدانيم چه رو بنا ) اصلا تكامل جامعه جز از
    طريق انفجار آن رخ

    260
    فلسفه اخلاق

صفحه 24 از 31 نخستنخست ... 14202122232425262728 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •