فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 25 از 31 نخستنخست ... 15212223242526272829 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 301
  1. #241
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    نمی‏دهد ، و انفجار جز از طريق تضاد و كشمكش كه به اوج خودش برسد رخ‏
    نمی‏دهد ، و تضاد و كشمكش اگر بخواهد به اوج خودش برسد بايد دو نوع كار
    در آن صورت بگيرد : يك نوع ، خود مبارزه است ، و ديگر ، كارهايی كه‏
    منجر به مبارزه می‏شود يعنی ايجاد ناراحتيها ، تبليغها و حتی انجام‏
    عمليات ، كه بايد خشم مردم بيشتر بشود تا انفجار در آينده رخ بدهد .

    انقلاب ، معيار اخلاق
    پس در واقع چنين بايد گفت كه در اين مكتب ، معيار انقلاب است نه‏
    تكامل . اگر هم می‏گوييم تكامل ، چون اين مكتب ، تكامل را جز از طريق‏
    انقلاب ، عملی نمی‏داند و قائل به تكاملی غير از اين طريق نيست اينجاست‏
    كه معيارهای اخلاقی همه عوض می‏شود راستی يا دروغ كداميك اخلاقی است ؟
    می‏گويد : اگر دروغ انقلاب را تسريع می‏كند دروغ ، و اگر راستی انقلاب را
    تسريع می‏كند راستی امانت يا خيانت ؟ می‏گويد : كداميك انقلاب را تسريع‏
    می‏كند ، همان ايثار يا غير ايثار ؟ كداميك انقلاب را تسريع می‏كند ؟ صلح‏
    يا جنگ ؟ كداميك انقلاب را تسريع می‏كند ؟ قهرا اين مكتب ، مكتب تك‏
    ارزشی است از خصوصيات اين مكتب اين است كه تك ارزشی است و در اين‏
    مكتب ، ديگر مسئله تعارض ارزشها كه مسئله مهمی در اخلاق است و از قديم‏
    مطرح كرده اند و در جديد هم خيلی مطرح می‏شود ، و حتی در جديدتر از
    كمونيزم يعنی اگزيستانسياليسم هم مطرح است مطرح نمی‏شود .
    در مورد تعارض ارزشها مثالی ذكر می‏كنند : فرض كنيد پسر جوانی از

    261
    فلسفه اخلاق

  2. #242
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    كودكی پدرش از دستش رفته است و مادری دارد و اين مادر محروميتها كشيده‏
    و او يگانه فرزندش است ، از جوانی بی شوهر شده است و ديگر شوهر نكرده‏
    ، از عيش و خوشی خودش صرف نظر نموده و رفته مثلا كلفتی كرده ، زحمت‏
    كشيده و اين بچه را بزرگ نموده است حالا تازه اين بچه باليده و اين مادر
    وقتی به محصول زحمات مثلا بيست ساله خودش نگاه می‏كند لذت می‏برد و
    اكنون اول آن است كه می‏خواهد يك نفس راحتی بكشد يعنی اين مادر تمام‏
    هستی و تمام اميدها و آرمانهای خودش را فدای اين بچه كرده و در اين يك‏
    آرمان متمركز نموده است ، و اين بچه يگانه آرمان اين مادر است از طرف‏
    ديگر فرض كنيد كه وطن اين بچه هم دچار يك بحران شده است ، مورد هجوم‏
    دشمن است و مادر وطن به اصطلاح دارد استمداد می‏كند ، سرباز داوطلب‏
    می‏طلبد برای جنگيدن با دشمن ، و اگر جوانان وطن حسابی نجنبند دشمن می‏آيد
    [ سرزمين آنها را ] تصاحب می‏كند در اينجا اين جوان در ميان تقاضای دو
    مادر گرفتار است و دچار تزاحم به اصطلاح اصوليين شده است ، تزاحم ارزشها
    مادر وطن می‏گويد برو به جنگ ، مادر واقعی و حقيقی‏اش می‏گويد نرو اين‏
    مادر التماس می‏كند كه نرو ، يگانه آرمان من تو هستی ، او می‏گويد برو اين‏
    خودش يك نوع تعارض اخلاقی است ، تعارض وجدان است ، يعنی دو حكم‏
    وجدانی متعارض متزاحم در اينجا وجود دارد و اين مسئله مطرح می‏شود كه به‏
    كداميك از اين دو مادر پاسخ مثبت بگويد در مكتبهايی كه اخلاق را بر پايه‏
    عواطف مثلا می‏گذارند ، افراد دچار اين نوع تزاحم و تعارض ارزشها می‏شوند
    مثلا در اينجا واقعا دو عاطفه متعارض وجود دارد : حب مادر ، حب وطن ،
    عاطفه نسبت به مادر ،

    262

    فلسفه اخلاق

  3. #243
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    عاطفه نسبت به وطن ، يا به عبارت ديگر : حقوقی كه مادر به عهده او دارد
    و حقوقی كه وطن به عهده او دارد حال حق اين مقدم است يا حق آن ؟ ولی اين‏
    مكتب ، چون تك ارزشی است و برای يك چيز بيشتر ارزش قائل نيست و آن‏
    انقلاب اجتماعی است [ در آن ، مسئله تعارض ارزشها مطرح نيست ] می‏گويد
    ببين آيا رفتنت به آن انقلاب ( آن هم انقلاب به شكلی كه ما می‏گوييم :
    انقلاب طبقاتی ) كمك می‏كند يا نرفتنت ؟ هر كدام كه به آن انقلاب كمك‏
    می‏كند همان را اختيار كن و نمی‏شود در آن واحد هم رفتنش كمك بكند و هم‏
    نرفتنش يك مكتب تك ارزشی است ، و لهذا هيچ معيار اخلاقی ديگر
    نمی‏تواند در اينجا حاكم باشد مثلا ممكن است يك همرزم انقلابی يك عمر با
    شخص هم رزمی كرده باشد ، به خود كمونيزم خدمت كرده باشد ، بعد به مرحله‏
    ای برسد كه آنكه ما فوق اوست يا لااقل زور بيشتری دارد و يا به هر حال‏
    فكر خودش اين طور است ، يكدفعه فكر می‏كند كه تا اين ساعت اين رفيق ما
    گامهايی كه برداشته در جهت انقلاب بوده ولی از حالا يك فكری برايش پيدا
    شده كه اين فكر مانع و مزاحم است ، مثل آب خوردن او را از ميان بر
    می‏دارند ، يعنی تكه پاره اش می‏كنند ديگر هيچ فرقی ميان اين آدم با آن‏
    آدمی كه پنجاه سال عليه اين مرام مبارزه كرده نيست [ از نظر اين مكتب ]
    انسان يك ارزش بيشتر ندارد و ارزش انسان را انقلاب تعيين می‏كند ، و
    اگر آن يك ارزش را از دست داد از بين بردن ده ميليون انسانی كه اين‏
    ارزش را ندارند يا از دست داده اند ضد اخلاق نيست ، بلكه از بين بردن‏
    دو ثلث مردم كره زمين هم ضد اخلاق نيست چون غير از اين ديگر معياری وجود
    ندارد .

    263
    فلسفه اخلاق

  4. #244
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    اين هم يك مكتب اخلاقی كه در ابتدا تحت يك عنوان ذكر می‏شود و می‏گويد
    : معيار ، تكامل است ، كه خيلی معيار جالبی است و گويی كه مكتبهای ديگر
    به اخلاق ضد تكاملی قائلند ، ولی اگر به معنای خاصش در نظر بگيريم ،
    می‏گويد : معيار ، انقلاب است ، و اين ناشی از ديد خاص جامعه شناسانه و
    ديد خاص فلسفه تاريخی است كه اينها دارند ، از باب اينكه معتقدند
    تاريخ جز به صورت انقلاب پيشروی نكرده است و در آينده هم جز به صورت‏
    انقلاب پيشروی نمی‏كند ، پس تكامل در گروی انقلاب است و هر چه غير آن‏
    باشد ضد تكاملی است و بنابر اين ضد اخلاقی است .

    اصالت فرد و اصالت جامعه
    بحث درباره اخلاق كمونيستی از دو جهت بايد بشود : يكی از نظر كلی كه‏
    بحث اصالت فرد و اصالت اجتماع مطرح است ممكن است كسی اساسا تكامل را
    به عنوان يگانه معيار [ برای كار اخلاقی ] قبول نداشته باشد ما تكامل فرد
    داريم و تكامل جامعه گاهی اوقات ميان اين دو تكامل ، تزاحم صورت می‏گيرد
    يعنی تعارضی ميان حقوق فرد و تكامل جامعه رخ می‏دهد ممكن است ما برای فرد
    هيچ حقی قائل نباشيم و در واقع اصالتی برای فرد قائل نباشيم و اصالت را
    فقط از آن جامعه بدانيم و بگوئيم فرد از خودش حكمی ندارد ، بلكه به قول‏
    بعضی مثل دوركهيم اصلا فرد امر اعتباری است ، جامعه امر حقيقی است ، هر
    چه هست مال جامعه است و فرد خودش چيزی ندارد بلا تشبيه ، مثل آنچه كه‏
    در منطق قرآن درباره خدا آمده است كه فرد در مقابل خدا از

    264
    فلسفه اخلاق

  5. #245
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    خودش حقی ندارد : « ان الامر كله لله »( 1 ) همه چيز مال خداست ، خود
    فرد هم لله و مال خدا است و اگر چيزی دارد به اين صورت است كه چيزی كه‏
    خودش مملوك خداست مملوكی دارد به تمليك خدا ، يعنی افراد به نسبت‏
    خودشان با يكديگر ، حقوق و مالكيتهايی دارند ولی نسبت به خدا كه حساب‏
    بكنيم هيچ ندارند .
    داستانی يادم افتاد : ابوفراس شاعر عرب شيعی زبر دستی است ظاهرا در
    قرن چهارم هجری می‏زيسته و تقريبا معاصر با دوره فارابی است در دربار
    ملوك آل حمدان بوده آل حمدان ملوكی بودند بسيار ادب دوست و ادب پرور
    و بلكه علم پرور ، و با اينكه حكومتشان خيلی وسيع نبوده ولی از نظر كيفی‏
    با ارزش است ، و لهذا فارابی بعد از اينكه تحصيلاتش در بغداد و غيره‏
    تمام شد رفت موصل و آنها را بهتر تشخيص داد از خلافت بغداد رفت آنجا و
    در همان جا هم مرد و سيف الدوله حمدانی خودش بر او نماز خواند به هر
    حال ملوك آل حمدان از آن ملوك ادب پرور و معارف دوست هستند ، و
    اغلب اين جور اشخاص شعرای زيادی در دستگاهشان هستند روزی سيف الدوله‏
    حمدانی با شعرا و ادبا نشسته بود گفت من بيتی گفته ام و خيال نمی‏كنم كسی‏
    بتواند آن را تكميل كند مگر ابوفراس شعری كه گفته بود اين بود : "
    لك جسمی تعله فدمی لا تطله " خطاب به محبوبش می‏كند ، می‏گويد : اين جسم من از آن توست و هی رنجش‏
    می‏دهی ، پس چرا خونم را يكباره نمی‏ريزی ؟ ! ابوموسی فورا از طرف آن‏
    معشوق جواب داد : "
    قال : ان كنت مالكا فلی الامر كله "
    پاورقی :
    1 سوره آل عمران ، آيه . 154

    265

    فلسفه اخلاق

  6. #246
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    گفت من مالكم يا نه ؟ تو خودت می‏گويی : " لك جسمی " يعنی جسم من مال‏
    تو است ، ملك تو است اگر من مالكم اختيار با من است جمله " فلی الامر
    كله " اشاره به آيه قرآن است كه : « ان الامر كله لله »از آن سخنان‏
    خيلی لطيف است :
    قال ان كنت مالكا فلی الامر كله
    .
    امروز اين حرف در مورد جامعه به وجود آمده يك سلسله نظريه های جامعه‏
    شناسی است كه اساسا برای فرد اصالت و اختيار و آزادی و حقی در مقابل‏
    جامعه قائل نيست افراد در بطن جامعه نسبت به يكديگر حقوق و تكاليفی‏
    دارند اما در مقابل جامعه اين حرف معنی ندارد .

    آزادی و مساوات
    بنابر اين طبق اين مكتب ، مقياس ، تكامل جامعه است هر چه با تكامل‏
    جامعه تباين داشته باشد بايد از ميان برداشته شود ولی مكتبهای ديگر
    اينچنين قائل نيستند ، بعضی اصالت فردی مطلق می‏انديشند ، و بعضی اگر
    اصالت فردی مطلق نباشند لااقل برای فرد هم اصالتی قائل هستند و لهذا در
    مسئله آزادی و مساوات ، اين معما هميشه هست : آزادی و مساوات دو ارزش‏
    انسانی است كه با يكديگر متعارض می‏باشند يعنی اگر افراد آزاد باشند
    مساوات از بين می‏رود ، و اگر بخواهد مساوات كامل بر قرار بشود ناچار
    بايد آزاديها را محدود كرد ، چون افراد انسان مثل جنس يك كارخانه‏
    نيستند كه وقتی به طور فابر يكی بيرون می‏آيند هيچ تفاوتی ميانشان نباشد ،
    بلكه يكی پر استعدادتر است يكی كم استعدادتر ، يكی قوی البنيه تر است‏
    يكی ضعيف البنيه تر ، يكی ابتكار دارد ديگری ندارد ،

    266
    فلسفه اخلاق

  7. #247
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    يكی تنبل است ديگری كوشا . اگر بخواهيم جامعه را ميدان مسابقه آزاد قرار
    دهيم بديهی است عده ای برنده می‏شوند ، عده ای هم برنده نمی‏شوند ، حالا يا
    به دليل تنبلی شان و يا به دليل ناتوانی شان آزادی خواه ناخواه نا برابری‏
    به وجود می‏آورد ولی اگر بخواهيم مساوات بر قرار بكنيم ناچاريم جلوی‏
    آزادی را تا حد زيادی بگيريم و بلكه جلوی حقوق فردی را بگيريم يعنی‏
    ناچاريم مال يكی را بگيريم بدهيم به ديگری .
    مثل اين است كه در يك ميدان اسبدوانی وقتی اسبها می‏خواهند با همديگر
    بدوند دو حالت دارد : يك وقت ما می‏خواهيم اسبها را مثل اسبهای نظاميان‏
    بدوانيم ، آنها را به صف می‏بنديم ، گوشهايشان همه بايد برابر يكديگر
    باشد ، سرعت آنها نيز بايد مساوی يكديگر باشد ، و قهرا همه بايد اسبهای‏
    خودشان را كنترل بكنند در اين صورت همه اسبها با يك آهنگ حركت می‏كنند
    صد اسب نظامی كه حركت می‏كنند اگر مثلا در گروههای ده تايی به فاصله ده‏
    متر از يكديگر حركت بكنند ، يك ساعت كه راه می‏روند هيچكدام از ديگری‏
    جلو نمی‏افتد ، ولی در اينجا جلوی آزادی اسبها گرفته شده ، خيلی از آنها
    سركشی می‏كنند می‏خواهند تند بروند ولی سوارش به او اجازه نمی‏دهد زيرا
    بايد برابر با ديگر اسبها برود ولی يك وقت هست كه مسئله ، مسئله آزادی‏
    و مسابقه است ، مثل ميدانهای اسبدوانی آنجا قهرا يكی عقب می‏افتد و يكی‏
    جلو پس اگر ما بخواهيم به اسبها آزادی بدهيم ، برابری و هماهنگی نيست ،
    و اگر بخواهيم برابری و هماهنگی ايجاد كنيم ناچار بايد آزادی را از بين‏
    ببريم آزادی به فرد تعلق دارد و مساوات به جامعه در اردوی غرب تكيه‏
    بيشتر بر روی آزادی فردی است و قهرا مساوات را پايمال كرده و از بين‏

    267
    فلسفه اخلاق

  8. #248
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    برده‏اند . در اردوی شرق تكيه بر روی مساوات است ، آزادی را از ميان‏
    برده اند در آنجا مساوات وجود ندارد ، در اينجا آزادی وجود ندارد ، و
    اينها از دو فلسفه مختلف سر چشمه می‏گيرد البته مسئله مهم اين است كه‏
    آيا اينطور است كه يا تكامل فرد يا تكامل جامعه ؟ يا سعادت فرد يا
    سعادت جامعه ؟ يا اينكه يك راه طبيعی وجود دارد و آزادی ، آن حق طبيعی‏
    انسان يك حد معينی است كه از آن بيشتر ديگر آزادی نيست و تكامل هم‏
    بستگی به همين مقدار آزادی دارد . يعنی مكتب سوم . حالا اين بحث ديگری‏
    است .

    نقد اين نظريه
    به هر حال غرضم اين جهت است كه اگر كسی بگويد معيار ، تكامل است ،
    قابل مناقشه است ، زيرا در اين صورت تمام اصالتها را به جامعه داده ايم‏
    و برای فرد هيچ اصالتی قائل نشده ايم و ما نمی‏توانيم تك ارزشی باشيم‏
    تكامل جامعه يكی از ارزشهاست ، تكامل فرد هم برای خودش ارزشی است ، و
    لهذا گاهی تعارض دو ارزش به وجود می‏آيد : ارزش اجتماعی و ارزش فردی‏
    پس اولا از اين نظر ، مكتب اخلاق كمونيستی قابل بحث و مناقشه است يعنی‏
    اين اصل را اينجور دربست نمی‏شود قبول كرد كه معيار ، تكامل جامعه است و
    [ بايد ] تك ارزشی [ بود ] و فرد ارزشی ندارد ، ثانيا گيرم ما تكامل‏
    جامعه را معيار بدانيم ، خواه يگانه معيار بدانيم و خواه يكی از معيارها
    بشماريم ، اين مسئله را قبول نداريم كه تكامل منحصرا در گروی به قول‏
    اينها تغييرات كيفی و انقلاب است ، يعنی جز از راه انقلاب ، جامعه راه‏
    كمال را طی

    268
    فلسفه اخلاق

  9. #249
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    نمی‏كند ، و بلكه نمی‏شود گفت كه انقلاب حتما راه كمال هست ای بسا
    انقلابها رخ داده است بدون آن كه كمالی برای جامعه رخ بدهد به هر حال اين‏
    مسئله به صورت يك اصل كلی فلسفی كه طبيعت ، كمال خودش را هميشه از
    راه تبديل تغييرات كمی به تغييرات كيفی يعنی از راه انقلابی طی می‏كند ،
    نه در طبيعت غير انسان صادق است و نه در طبيعت انسانی اگر ما قلمه يك‏
    درخت را به زمين غرس بكنيم ، كی يك چنين تغييرات كيفی پيدا می‏كند ؟ !
    چون حركت می‏كند پس شما بايد قائل باشيد كه اين خودش در مرحله اول تز
    بوده است و بعد ضد خودش را در درون خودش داشته كه حركت كرده تازه اين‏
    هم قبول نيست كه به علت ضد درونی خودش حركت كرده حالا فرضا تا اينجا
    را قبول بكنيم ما مثلا يك نهال گلابی به زمين می‏نشانيم اين نهال تدريجا
    راه تكامل خودش را طی می‏كند تا درخت جوانی می‏شود سالها ميوه می‏دهد ،
    بعد هم پير می‏شود ، هيچ هم تغيير كيفی پيدا نمی‏كند و می‏ميرد پس به دليل‏
    اينكه اين نهال حركت كرده ، به قول شما مرحله تزو آنتی تز يعنی مرحله شی‏
    و ضد ، يا مرحله حكم و ضد حكم را طی كرده است ، ولی آن مرحله حكم مركب‏
    يا مرحله سنتز را كه ما نديديم به آن برسد اگر بگوييد تمام اين درخت‏
    مرحله حكم است ، و ضدش آن وقتی است كه می‏ميرد ، و ضد ضدش آن وقتی‏
    است كه بار ديگر درخت ديگری به وجود می‏آيد ، می‏گوييم پس آن حركتی كه‏
    در آن مرحله پيدا كرده بود چه بود ؟ بيست سال در حال حركت بود شما كه‏
    می‏گوييد تا تضاد در درونش نباشد حركتی پيدا نمی‏شود بنابر اين نه طبيعت‏
    بی جان چنين قانونی دارد و نه طبيعت جاندار . يك انسان كه متولد می‏شود
    چطور می‏توان دوران


    269
    فلسفه اخلاق

  10. #250
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    عمرش را با اين مراحل سه گانه تطبيق كرد ؟ ! چنين چيزی نيست پس ايراد
    دوم اين است كه اين فرضيه بر اين اساس است كه يگانه راه تكامل ،
    انقلاب است چه در طبيعت و چه در اجتماع و چون اين نظريه از اين نظر هم‏
    قابل تأييد نيست ، بنابر اين اخلاق قابل تأييد نيست .
    پس دو ايراد [ بر اين مكتب اخلاقی وارد است ] ايراد اول اين است كه‏
    ما قبول نداريم كه تكامل جامعه ، يگانه معيار باشد ، چون اين امر مبتنی‏
    بر اصل اصالت اجتماع و اعتباريت فرد است و اين ، علمی و حقيقت نيست‏
    بنابر اين ما اگر تكامل را هم معيار بدانيم ، تك ارزشی نيستيم ،
    معيارهای فردی هم وجود دارد ثانيا فرضا ما تكامل را يگانه معيار بدانيم ،
    قبول نداريم كه تكامل هميشه از راه انقلاب باشد موارد بسيار معدود و
    استثنايی را نمی‏شود دليل گرفت بر اينكه سراسر طبيعت چنين است ، مخصوصا
    با توجه به اينكه مشاهدات عينی خلاف اين قضيه را ثابت می‏كند .

    270
    فلسفه اخلاق

صفحه 25 از 31 نخستنخست ... 15212223242526272829 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •