فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 26 از 31 نخستنخست ... 16222324252627282930 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 301
  1. #251
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    ضميمه 1 : الف : مسئله خودی در اخلاق

    271

    ***************************

    بسم الله الرحمن الرحيم
    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
    « ا لم تركيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرش طيبة اصلها ثابت و فرعها
    فی السماء 0 توتی اكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس‏
    لعلهم يتذكرون 0 و مثل كلمة خبيثة كشجرش خبيثة اجتثت من فوق الارض ما
    لها من قرار 0 يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فی الحيوش الدنيا و
    فی الاخره »( 1 )

    ابتدا تولد وجود مقدس بزرگترين شهيد راه حق و عدالت امام حسين بن علی‏
    عليه السلام را به همه شما تبريك عرض می‏كنم سال گذشته در چنين شبی در
    همين محل به تناسب زمان و مكان بحث مختصری كرديم تحت عنوان " محور
    اصلی در اخلاق اسلامی " اما از جنبه زمانی از آن جهت آن مبحث را انتخاب‏
    كرديم كه مسأله " كرامت نفس " فصل روشنی از زندگی نورانی حسين بن علی‏
    ( ع ) است ، و از لحاظ مكان ، از آن

    پاورقی :
    1 ) سوره ابراهيم ، آيات 24 تا . 27


    272
    فلسفه اخلاق

  2. #252
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    جهت كه اينجا محل مقدسی است ، مركز تعليم و تربيت است و مناسبتر همين‏
    است كه يك مبحث تربيتی و اخلاقی مطرح شود امشب هم به نظرم رسيد كه‏
    مبحث ديگری را كه هم تناسب زمانی داشته باشد و هم تناسب مكانی ، هم‏
    مربوط به تعليم و تربيت و اخلاق باشد و هم ضمنا تشريح و توضيحی باشد از
    يكی از فصول زندگانی حسين بن علی عليه السلام مطرح كنم و شايد مناسب بود
    كه عنوان مطلب را " انضباط اخلاقی " قرار می‏دادم ، ولی عنوان ديگری را
    كه مقدمه آن مطلب است مطرح می‏كنم و آن " مسأله خودی در اخلاق " است‏
    كه فصل مهمی است و اولين فصل اخلاق فصل خودی می‏باشد " فصل خودی " يعنی‏
    چه ؟ اولا همان طور كه می‏دانيد گذشته از بعضی روشها و سيستمهای اخلاقی كه‏
    به تربيت و عادتهای اجتماعی و تربيتی چندان اهميت نمی‏دهند بلكه مخالف‏
    آن و طرفدار بازگشت انسان به طبيعت اوليه هستند و ما فعلا به اينها كاری‏
    نداريم و نظريه آنها هم مردود شناخته شده است ساير مكاتب اخلاقی بالاخره‏
    نوعی اخلاق ، يك روش خاص اخلاقی ، يك سيستم مخصوص تربيتی را برای بشر
    لازم و ضروری می‏دانند منتها يكی می‏گويد فلان روشن و سيستم اخلاقی و تربيتی‏
    خوب است و ديگری روش و سيستم ديگری را پيشنهاد می‏كند .

    چرا بشر نياز به روش اخلاقی و تربيتی دارد ؟
    حال در زندگی بشر ، اخلاق و تربيت و ايجاد عادتها - كه به قول معروف‏
    طبيعت ثانوی می‏باشند - ايجاد طبيعت ثانوی و ملكات مصنوعی در روح بشر
    كه " خلق " ناميده می‏شود چه ضرورتی دارد و چطور شده كه

    273
    فلسفه اخلاق

  3. #253
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    ضرورت پيدا كرده است ؟ اين خودش يك داستانی است ، يك فصلی است و
    مربوط به ساختمان بشر می‏باشد و آن اينكه بشر گويی از لحاظ غريزه ناقص‏
    آفريده شده است يعنی چه ناقص آفريده شده ؟ در خلقت كه چيزی ناقص‏
    آفريده نشده است مقصود اين است : هر حيوانی از لحاظ غريزه و صفات‏
    طبيعی ، متناسب با زندگی خودش در طبيعت مجهز شده است ، ولی خدای‏
    تبارك و تعالی بشر را طوری آفريده است ( « و خلق الانسان ضعيفا ») ( 1
    ) كه با اينكه استعداد او از لحاظ ترقی و تكامل از هر حيوانی بيشتر است‏
    ولی از لحاظ غريزه و صفات اوليه طبيعی كه برايش لازم و ضروری است بسيار
    ضعيف و ناقص می‏باشد و گويی در خود طبيعت بشر اين استعداد را قرار داده‏
    است كه بشر برای خودش آن روش تربيتی و آن خلقی را كه لازم است ،
    انتخاب و اختيار بكند ، معلمان و مربيان بيايند و اين نقصی را كه به نظر
    می‏رسد در طبيعت هست تكميل و تتميم بكنند اين خودش داستانی است جمله‏
    ای كه رسول اكرم فرمود : « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » همين است ، من‏
    مبعوث شده ام برای تكميل و تتميم خلقهای فاضل ، يعنی صفات اكتسابيی را
    كه بشر برای سعادت خودش لازم دارد تكميل بكنم و به او ارزانی بدارم‏
    اصطلاحی دارند روحانيون در علم اصول می‏گويند بعضی از قوانين داريم كه‏
    قانون و متمم قانون را جداگانه بايد جعل بكنند در طبيعت آن قانون اين‏
    امكان وجود ندارد كه در آن واحد خود قانون با متممش يكجا جعل بشود ،
    احتياج به متمم الجعل است اين يك رمز فلسفی است و جز اين امكان ندارد
    . انسانيت انسان جز اين مسيری ندارد كه ابتدا انسان در

    پاورقی :
    1 ) سوره نساء ، آيه . 28 [ ترجمه : انسان ، ضعيف آفريده شده است ] .

    274
    فلسفه اخلاق

  4. #254
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    طبيعت آنطور آفريده شود بعد دستگاههای تربيتی و اخلاقی بيايند و آن نقص‏
    و ضعف را بر طرف بكنند و بشر به قدرت انديشه و اراده خودش [ به كمال‏
    خويش برسد بنابر اين انسان ] احتياج به يك سيستم اخلاقی دارد .

    دو نوع اخلاق
    آنها كه پيشنهاد اخلاق می‏كنند می‏دانيم دو دسته هستند يك دسته اساس‏
    اخلاقشان بر خود خواهی و خود پرستی است ، بر تقويت خود است ، بر تنازع‏
    بقا است ، بر طرفداری از خود است ، يك ركن و يك اساس بيشتر برای‏
    اخلاق قائل نيستند و آن ، كوشش برای حفظ حيات شخصی است پايه اخلاق آنها
    " خودی " است مثل اخلاقی كه مثلا نيچه پيشنهاد می‏كند ، و حتی اخلاق‏
    كمونيستی هم چنين اخلاقی است ، اساسش نمی‏تواند غير از منافع آن هم منافع‏
    شخصی باشد ، يعنی مبنای فلسفی كمونيسم اين امكان را به آن نمی‏دهد كه اخلاق‏
    خودش را توسعه بدهد و از مبنای خود يك درجه بالاتر برود از اينها كه‏
    بگذريم ساير روشهای اخلاقی و تربيتی كه در دنيا هست و كلماتی را به وجود
    آورده و فضائلی را اصطلاح كرده اند [ تحت عنوان ] فضائل اخلاقی مثل عدالت‏
    ، راستی ، درستی ، امانت و غيره ، تمام اين اخلاقها يك نوع مبارزه با
    خودی است وقتی كه به بشر می‏گويند راستگو باش و دروغ نگو ، يعنی آنجا كه‏
    منفعت شخصی هست ، به خاطر منفعت شخصی راستی را از دست نده راستی يك‏
    نوع پا روی " خود " گذاشتن است همين طور است وقتی به بشر

    275
    فلسفه اخلاق

  5. #255
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    می‏گويند نفاق نداشته باش ، دزدی نكن ، به عدالت پايبند باش ، انصاف‏
    داشته باش ، مساوات را رعايت كن همه اين فضائلی كه فضائل اخلاقی گفته‏
    می‏شود يك نوع مبارزه كردن با خودی است ، يعنی انسان تا در اين مقام‏
    نباشد كه از " خود " بگذرد ، و تا يك نوع گذشت و فداكاری در كار
    نباشد ، امكان ندارد كه بتواند خود را مقيد به فضائل اخلاقی بكند اين است‏
    كه در اخلاق " مسأله خودی " از مهمترين مسائل است .

    ريشه پايبندی به فضائل اخلاقی
    حال مبنا و ريشه اين مطلب چه كار بايد كرد كه بشر به فضائل اخلاقی در
    برابر منافع شخصی پايبند و معتقد بشود و ايمان پيدا بكند كه به خاطر
    راستی ، به خاطر حق ، به خاطر عدالت از منافع شخصی خودش بگذرد اخلاق را
    روی چه اساسی بايد گذاشت ، اخلاقی كه بايد با خودی مبارزه بكند و در عين‏
    حال منطقی هم داشته باشد ، پشتوانه داشته باشد و تو خالی نباشد جمله ای‏
    از الكسيس كارل نقل می‏كنند كه : در دنيا در زير پرده كلمه های عفت ،
    تقوا ، حق و عدالت چقدر نفع نهفته است ! يعنی اينها كلماتی است تو
    خالی ، پرده هايی است كه روی خودی كشيده شده است و آن طوری كه بايد
    حقيقت ندارد ، داخل آن خالی است ، مثل گردو يا بادامی است كه پوست‏
    دارد ولی مغز ندارد حال چه بايد كرد ؟ البته دو راه دارد يك راه برای‏
    مردمانی است كه عقل روشن ندارند به اين معنی كه قوه تميزشان زياد نيست‏
    بسياری از مفاهيم بی پايه را می‏شود تحت تأثير تلقين و سخن به بشر القاء
    كرد . گاهی احساسات كاذبی در او به وجود می‏آورند


    276
    فلسفه اخلاق

  6. #256
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    كه به خاطر آن احساسات كاذب ممكن است احيانا گذشت و فداكاری هم داشته‏
    باشد ، ولی پايه و مبنا ندارد و به قول منطقيين با كوچكترين تشكيك مشكك‏
    زايل می‏شود مثلا يك سرباز را آنچنان در سربازخانه تربيت می‏كنند يعنی‏
    تحت تأثير تلقين و القاء قرار می‏دهند كه به راستی عاشق يك آب و خاك‏
    مخصوص می‏شود ولی اگر يك نفر آمد بيخ گوشش نشست و دو كلمه تشكيك كرد
    تمام اين بنا فرو می‏ريزد زيرا همه اش تلقين بوده و مبنا و اساسی نداشته‏
    است و اگر ديگری تشكيك نكند ، فهم خودش كه بالا برود ، درس خوانده تر
    بشود ، عالمتر بشود ، عاقلتر بشود و بتواند مسئله را تجزيه و تحليل بكند
    و می‏بيند همه آن حرفهايی كه به او تلقين می‏كردند كه به خاطر فلان هدف تو
    بيا جان خودت را بده ، سعادت خودت را بده ، لذت خودت را بده ، همه‏
    هستی خودت را بده ، [ پايه ای نداشته است ] چهار تا كتاب كه خواند ،
    اندكی كه فكرش روشن شد می‏گويد چرا ؟ برای چه ؟ مگر غير از اين است كه‏
    من همه چيز را بايد برای خودم بخواهم ؟ آخر چرا من می‏خواهم خودم را فدا
    بكنم ؟ برای چه ؟ همينكه آماده اين " چرا " شد می‏بينيد اين تربيت‏
    تلقينی به كلی خراب می‏شود .
    رمز اينكه هر چه دنيا عالمتر می‏شود بی عقيده تر می‏گردد و پايبنديش به‏
    اصول اخلاقی كمتر می‏شود همين است كه غالبا اصول اخلاقيی كه به بشر تعليم‏
    كرده اند منطق نداشته ، پشتوانه نداشته ، اعتبار نداشته ، پايه نداشته و
    بر اساس يك سلسله تلقينات بوده است در خانواده به او تلقين كرده اند
    ، از پدر و مادرش تقليد كرده ، در مدرسه همين طور ، وقتی كه درس خوانده‏
    می‏شود و راجع به اصول اخلاقی فكر می‏كند ، با اينكه هميشه از اين اصول‏
    حمايت می‏كند و می‏گويد عدالت اجتماعی چنين است ، راستی چنين ، امانت‏

    277
    فلسفه اخلاق

  7. #257
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    چنين ، آزادی چنين ، ولی آن ته دل كه حساب می‏كند می‏داند كه اين حرفها
    پايه ندارد می‏گويد من روی چه حساب و ملاك به خاطر چهار كلمه حرف بيايم‏
    از منافع شخصی خودم بگذرم ؟ برای چه بيايم بگذرم ؟ اگر انديشه كرد اينطور
    است علت اينكه جامعه عالم زير بار مفاهيم اخلاقی نمی‏رود همين است اخلاقی‏
    كه در قديم بشر داشت ، گذشته از يك عده پاكی كه بعد عرض می‏كنم اخلاقشان‏
    روی چه پايه و مبنای اساسی بوده كه قرآن می‏فرمايد : « ا لم تر كيف ضرب‏
    الله مثلا كلمة طيبة كشجرش طيبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء 0 توتی‏
    اكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون »و در
    يك آيه بعد می‏فرمايد : « يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فی‏
    الحيوش الدنيا و فی الاخرش »كه يك مبنا و ريشه و اساسی برای اخلاق آنها
    بود و هيچ قدرتی نمی‏توانست آن اخلاق را از آنها بگيرد ، آری گذشته از
    اينها اكثر مردم مفاهيم اخلاقی را روی پايه تقليد و تلقين و هيپنوتيزم و
    غيره [ فرا می‏گرفتند ] تا آن طرفی كه می‏گفته چه نيروی القايی داشته كه‏
    شخص را موقتا معتقد كند ولی بشر عالم كمتر زير بار اين حرفها می‏رود و
    اين يك خطر بزرگی است برای اخلاق حال چه بايد كرد ؟ اگر بشر بخواهد از
    اخلاق به طور كلی صرف نظر كند مسلما اين همان انهدام بشريت است هر قدر
    هم به يك نفر بگوييم كه آقا به خاطر جامعه اين كار را بكن و آن كار را
    نكن ، برای او قابل قبول نيست و می‏گويد : يك راستی كه من بگويم در اين‏
    دريای بزرگ چه اثری دارد ، ولی يك دروغ كه بگويم به خاطر شخص خودم‏
    می‏گويم وقتی كه می‏انديشد می‏بيند منطقی در كار نيست ، پشتوانه ای نيست ،
    پايه و اساسی نيست .


    278
    فلسفه اخلاق

  8. #258
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    خداشناسی پايه اخلاق
    بعضی می‏گويند اخلاق پايه‏ای دارد . همان طور كه « اول الذين معرفته »
    خداشناسی سنگ اول دين است ، همچنين خداشناسی سنگ اول آدميت است ، و
    انسانيت و آدميت و اخلاق بدون شناختن خدا معنا ندارد يعنی هيچ امر معنوی‏
    بدون اينكه آن سر سلسله معنويات پايش به ميان آيد معنا ندارد اينها
    ديگر حرف مفت است كه كسی بيايد به نام انسانيت [ منادی اخلاق باشد ]
    من منطقی را احمقانه تر از منطق برتر اند راسل نمی‏بينم اين مرد فكرش فكر
    مادی است ، دائما می‏گويد بياييد به خاطر انسانيت چنين كنيد وقتی كه‏
    پايه ای در روح بشر نباشد چرا انسانيت ؟ به من چه مربوط ؟ آن انسان در
    مقابل من مثل درخت يا گوسفند است [ اين اخلاق ] پايه و اساس ندارد و
    نمی‏تواند داشته باشد راجع به منطق دين عرض خواهم كرد كه چطور اساس‏
    داشته و چگونه تجربه و آزمايش صحت آن را ثابت كرده و چطور انضباطهای‏
    اخلاقی محكم پولادين را به وجود آورده و بعد از اين هم به وجود خواهد آورد
    اينجا يك اشتباه رخ می‏دهد و آن اين است كه می‏گويند : ادل الدليل بر
    امكان شی وقوع شی است ( به قول طلبه ها ) شما چطور می‏گوييد در جامعه ای‏
    كه خداشناسی و دين نباشد انضباط و اخلاق نيست ؟ ما می‏بينيم جامعه عالم‏
    امروز چقدر جامعه منضبط و منظمی است مردمانی هستند ، با اخلاق ، و از
    حقوق و حدود خودشان تجاوز نمی‏كنند الان ملتهايی در دنيا وجود دارند كه در
    عين اينكه به امور معنوی پايبند نيستند ، هرگز دروغ نمی‏گويند ما رفتيم و
    ديديم ملتهای اروپايی و آمريكايی را ديديم . آنهايشان كه مذهبی نيستند
    نيز از دروغ و نفاق و تزوير و دزدی و

    279
    فلسفه اخلاق

  9. #259
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    خيانت پرهيز می‏كنند . پس معلوم می‏شود كه می‏توان اخلاقی به وجود آورد و
    " خودی " را از بين برد بدون اينكه متكی به ايمان و معرفت باشد اين‏
    سخن را شما زياد شنيده ايد ، خود من هم زياد شنيده ام و شايد مدتها هم به‏
    آن معتقد بودم كه چنين چيزی می‏شود ، ولی حالا مثالی برای شما عرض می‏كنم :

    انواع " خود " و " خود پرستی "

    الف . خود شخصی
    وقتی كه انسان تابع خودی و خود پرست است ، يك خودی ، خودی شخص‏
    خودش است . بعضی اشخاص اصلا تنهای تنها زندگی می‏كنند ، خود پرستی و
    جميع رذائلی كه مربوط به خود پرستی است : انواع تجاوزها ، مظالم و
    سيئات اخلاقی در آنها هست ، فقط و فقط خودشان را می‏بينند و خودشان دايره‏
    ای ترسيم كرده اند كه مركزش فقط خودشان و محيط آن از حول و حوش وجود
    شخصی و محيط شخصی خودشان تجاوز نمی‏كند [ و به عبارت ديگر ] دايره ای‏
    كشيده اند كه خودشان در داخل آن و غير خودشان همه بيرون از آن هستند همه‏
    چيز را برای خودشان می‏خواهند . اين ، نوع ضعيف خود پرستی است .

    ب . خود خانوادگی
    ولی گاهی دايره خود پرستی يك مقدار بزرگتر می‏شود ، به اين معنی كه خود
    پرستی خود پرستی است ولی دايره " خود " گاهی وسيعتر می‏شود همان آدم‏
    خود پرست اگر متأهل شد و چند بچه آورد چنانچه وارد خانه او

    280
    فلسفه اخلاق

  10. #260
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    شويد می‏بينيد در خانواده اش مرد عادلی است ، به تمام معنی نسبت به بچه‏
    های خودش عادل است ، بلكه گذشت و فداكاری هم دارد ، و هرگز به بچه های‏
    خود خيانت نمی‏كند ، واقعا به آنها دروغ نمی‏گويد ، و به قصد خيانت كردن‏
    با بچه های خودش تزوير نمی‏كند خيلی اشخاص را می‏بينيد در محيط خانه و
    خانواده صفا دارند ولی همين آدم وقتی بيرون می‏رود همه چيز را برای‏
    خانواده می‏خواهد تمام صفات رذيله ناشی از خود پرستی در عين اينكه در
    خانواده نيست در بيرون از خانواده هست ، و چون واحد بزرگتر شده ، حرص‏
    و فعاليتش هم بيشتر است بارها می‏رود بيرون دروغ می‏گويد برای خانواده ،
    تزوير می‏كند برای خانواده ، نفاق می‏كند برای خانواده ، مردم را اغوا
    می‏كند برای خانواده ، قتل نفس می‏كند برای خانواده همه اينها " خود "
    ش است می‏بينيد آن " خود " يك مقدار بزرگتر شده است ، واحد عوض شده‏
    است والا خود پرستی خود پرستی است شما آدمهايی را می‏بينيد كه وقتی داخل‏
    خانه هستند عادلند ولی در بيرون خانه ظالم و متقلب هستند و در معامله‏
    غش می‏كنند آيا می‏توانيد اينها را انسان اخلاقی حساب كنيد ؟ می‏گويند
    نمی‏دانيد چقدر اين مرد آراسته است ! وقتی يك كيلو سيب به خانه می‏آورد
    تمام اينها را سبك سنگين می‏كند و به هر بچه همان قدر می‏دهد كه استحقاق‏
    دارد حتی اگر به خودش هم نرسيد نرسيد من در خانه اش بودم و ديدم اين‏
    آدم نسبت به بچه های خودش عادل است ولی اين به تنهايی اخلاق و فضيلت‏
    اخلاقی نيست اگر اين آدم از خانواده اش يعنی از دايره خودی خودش كه‏
    وسيعتر شده است فراتر رفت و در آنجا هم همين فضايل را داشت معلوم‏
    می‏شود كه اخلاقی است ، اما وقتی می‏بينيد دايره خودی وسيعتر شده است ولی‏
    باز اين آدم در بيرون خانواده دزد هست ، متقلب و


    281
    فلسفه اخلاق

صفحه 26 از 31 نخستنخست ... 16222324252627282930 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •