سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 28 از 31 نخستنخست ... 182425262728293031 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #271

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    « ا لم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرش طيبة اصلها ثابت و
    فرعها فی السماء توتی اكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس‏
    لعلهم يتذكرون ».
    ببين چگونه [ خدا ] مثل می‏زند : سخن حق ، سخن پاك ، سخن ريشه دار
    مثلش مثل درخت استواری است كه ريشه اش در اعماق زمين فرو رفته ، شاخه‏
    هايش سر به آسمانها كشيده است ، هميشه ميوه می‏دهد ، مال يك فصل نيست‏
    و " هميشه بهار " است . بعد می‏فرمايد : « و يضرب الله الامثال للناس‏
    خدا مثالی ذكر می‏كند و اين مثال برای جامعه انسانيت است : جامعه‏
    انسانيت اگر بخواهد خرم باشد ، شاخه و برگ و ميوه و سايه داشته باشد ،
    تا ريشه نداشته باشد امكان ندارد .
    « و مثل كلمة خبيثة كشجرش خبيثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار
    ولی بسياری از اين حرفهای بی اساس مثلش مثل اين درختهای مصنوعی است كه‏
    فقط شكل درخت دارد مفاهيم خيلی روشن است اما پايه ندارد . « يثبت الله‏
    الذين آمنوا بالقول الثابت فی الحيوش الدنيا و فی الاخره »[ خدا با ]
    قول ثابت ، با سخن محكم و ريشه و مبنادار كه ريشه اش در عمق روح [
    انسان است مؤمنين را در دنيا و آخرت پايدار می‏دارد هيچكس ] نمی‏تواند
    آنها را از سخن محكمشان برگرداند ، همان طور كه حسين بن علی چنين بود آن‏
    حرفی كه روز اول زد با آن حرفی كه ساعت آخر گفت يك حرف بود .
    و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظيم .


    292
    امضاء

  2. Top | #272

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    ضميمه 1 : ب : معيار فعل اخلاقی

    293

    ***********************

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين والصلوش والسلام علی عبدالله‏
    و رسوله و حبيبه و صفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته ، سيدنا و نبينا و
    مولانا ابی القاسم محمد ( ص ) وآله الطيبين الطاهرين المعصومين المكرمين‏
    .
    مقدمة بايد عرض بكنم كه از بنده تقاضا شده بود يكی دو جلسه درباره يكی‏
    از مباحث اخلاقی ، اجتماعی يا اصولی اسلام ، بحثی برای آقايان طلابی كه در
    اينجا شركت می‏كنند كرده باشم . امروز وقتی كه می‏آمدم ، شنيدم كه يك‏
    اعلان عمومی كرده اند حقيقت اين است كه ناراحت شدم ، چون من برای كاری‏
    شبيه سخنرانی آمادگی ندارم و خودم را آماده نكرده ام ، ولی حالا كه وارد
    شدم ديدم كه همه يا اكثريت قريب به اتفاق آقايان ، طلبه های مثل خودم‏
    هستند ، و خوشحال و خوشوقتم كه می‏توانم بحث را به شكل طلبگی القا كنم .

    294

    امضاء

  3. Top | #273

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    [ در ميان علمای امروز مسئله ای مطرح است و ] آن مسئله اين است كه‏
    معيار فعل اخلاقی چيست ؟ يعنی ملاك اينكه يك كار را اخلاقی بناميم چيست‏
    ؟ يك كار چه خصوصيتی بايد داشته باشد كه به موجب آن خصوصيت بشود آن‏
    كار را اخلاقی ناميد ؟ و طبعا از همين جا می‏توانيم بفهميم كه اخلاق چيست .
    در مقابل فعل اخلاقی ، فعل طبيعی را می‏آورند ، می‏گويند يك سلسله افعال‏
    انسان افعال طبيعی است .

    فعل طبيعی و فعل اخلاقی

    افعال طبيعی ، افعال عادی است و انسان به موجب اين افعال مورد ستايش‏
    و تحسين واقع نمی‏شود . مثلا انسان گرسنه می‏شود غذا می‏خورد ، تشنه می‏شود
    آب می‏آشامد ، كسل می‏شود می‏خوابد ، عمل جنسی انجام می‏دهد ، يك كسی به او
    اهانت می‏كند يا می‏خواهد حقش را بر بايد ، از حق خودش دفاع می‏كند اينها
    را می‏گويند فعل طبيعی يا كارهای عادی و طبيعی كه حيوانها هم در اين كارها
    با انسان شركت دارند ولی بعضی كارهای ديگر است كه مافوق كار طبيعی است‏
    گاهی اينها را می‏گويند كار انسانی ، و ما فوق كار حيوانی است مثل شكر و
    سپاسگزاری اگر انسان از شخصی در يك موقعی احسان ديده است ، در يك‏
    فرصت مناسب به نوعی در مقابل احسان او سپاسگزاری می‏كند ، حال يا
    سپاسگزاری لفظی و يا عملی ، مثلا هديه ای برای او می‏فرستد ، بدون آنكه‏
    هيچگونه اجبار و الزامی به اين كار داشته باشد اين را می‏گويند يك عمل‏
    اخلاقی به طور كلی خدمتهايی را كه انسان به نوع بشر می‏كند بدون آنكه‏
    چشمداشتی از آن خدمت داشته باشد بلكه فقط و

    295
    امضاء

  4. Top | #274

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    فقط به منظور اينكه احسانی كرده باشد به ديگری احسان می‏كند ، می‏گويند فعل‏
    اخلاقی ، مثل دستگيريها .
    سخن در اين است كه معيار فعل اخلاقی چيست ؟ يعنی چه چيز در آن فعل اول‏
    وجود دارد كه آن را فعل طبيعی می‏كند ، و چه چيز در اين فعل دوم وجود دارد
    كه اين را در يك سطح بالاتری قرار می‏دهد و نام اين فعل را فعل اخلاقی‏
    می‏كند ؟ در اينجا مسئله ای مطرح است كه ميان خود فرنگيها مطرح شده است‏
    و آن اين است كه آيا منهای دين ، فعل اخلاقی می‏تواند وجود داشته باشد يا
    نه ؟ يعنی اگر انسان دارای دين و ايمان نباشد آيا تمام افعالش فعلهای‏
    طبيعی است و هيچ فعل او رنگ اخلاقی پيدا نمی‏كند ؟ و يا اينكه مانعی‏
    ندارد كه انسان جوری تربيت بشود كه بدون آنكه دين و ايمانی در كار باشد
    ، بتواند كار اخلاقی انجام بدهد ؟ در واقع دو مطلب است : يك وقت هست‏
    كه می‏گوئيم فعل اخلاقی يعنی فعلی كه مستقيما دين دستور داده باشد كه نظر
    اول اين بود ، و نظر دوم اين است كه نه ، انسان را می‏شود به گونه ای‏
    ساخت كه ملكاتی پيدا كند كه به موجب آن ملكات ، فعل اخلاقی از او صادر
    بشود بعد در اينجا بحث ديگری پيش می‏آيد كه آيا برای ساختن انسان به اين‏
    گونه ، دين ضروری است يا نه ؟

    سخن داستايوسكی

    بعضی گفته اند : اگر خدا نباشد - يعنی اگر اعتقاد به خدا نباشد و انسان‏
    اينجور فكر كند كه خدايی نيست - همه چيز جايز است . اين جمله از
    داستايوسكی معروف است كه گفته است : اگر خدا نباشد ،

    296

    امضاء

  5. Top | #275

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    همه چيز جايز است ، يعنی يگانه معيار برای اينكه انسان برای خودش "
    بايد " و " نبايد " داشته باشد كه اين كار خوب است ، آن كار بد است‏
    ، اين كار را بايد كرد ، آن كار را نبايد كرد ، و از مسئله دنبال طبيعت‏
    و شهوت و غضب رفتن بيرون برود ، اين است كه دين در كار باشد ، اگر خدا
    و دين باشد همه اين حرفها معنی دارد و اگر خدا و دين نباشد هيچيك از اين‏
    سخنان معنی پيدا نمی‏كند اين يك نظريه ما فعلا در اين جهت بحث نمی‏كنيم‏
    می‏خواهيم درباره فعل اخلاقی بر مبنای ساختمان و ساختن انسان بحث بكنيم ،
    حال اگر دين نقشی داشته باشد بحثش را خواهيم كرد ما فعلا نظريات را نقل‏
    می‏كنيم برخی خواسته اند اخلاق منهای دين پيشنهاد بكنند " منهای دين " كه‏
    می‏گويند نه معنايش اين است كه حتما بايد دين نباشد ، بلكه يعنی اخلاق‏
    مستقل عقلی آنهايی كه خواسته اند اخلاق مستقل عقلی پيشنهاد بكنند ،
    نظرياتشان اينهاست كه برايتان عرض می‏كنم :

    معيار فعل اخلاقی چيست ؟
    بعضی گفته اند كه معيار فعل اخلاقی اين است كه غير ، هدف باشد هر فعلی‏
    كه هدف از آن فعل ، خود انسان باشد ، غير اخلاقی است ، و هر فعلی كه‏
    هدف از آن فعل ، خود انسان نباشد ، غير باشد ، انسان يا انسانهای ديگر
    باشد ، آن فعل می‏شود فعل اخلاقی پس فعل اخلاقی يعنی فعلی كه هدف از آن‏
    فعل ، غير باشد بنابر اين تعريف ، فعل اخلاقی از روی غايت تعريف شده .
    در منطق خوانده‏ايد كه می‏گويند : تعريف شی يا به علل داخلی است يا به‏
    علل خارجی . تعريف به علل


    297
    امضاء

  6. Top | #276

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    داخلی يعنی از راه جنس و فصل ( ماده و صورت ) و تعريف به علل خارجی‏
    يعنی از راه علت فاعلی يا از راه علت غائی بنابر اين تعريف ، اخلاق را
    از راه غايت تعريف كرده اند گفته اند فعل اخلاقی يعنی فعلی كه غايت آن‏
    ، غير خود باشد .
    قبل از آنكه وارد نقد اين تعريف بشويم تعريف ديگری را كه شبيه و
    نزديك به اين تعريف است ذكر می‏كنيم :
    بعضی ديگر جور ديگری تعريف كرده اند گفته اند : فعل اخلاقی آن فعلی‏
    است كه ناشی از احساسات نوع دوستانه باشد در انسان يك سلسله عواطف‏
    می‏تواند [ وجود ] داشته باشد اگر منشأ يك فعل ، عاطفه نوعدوستی بود ، آن‏
    فعل ، اخلاقی است اين تعريف با تعريف اول ، در نتيجه يكی است ، منتها
    آن از راه غايت تعريف كرده ، و اين از راه فاعل ، چون فعلی كه غايت [
    آن ] غير باشد ، بدون اينكه انسان احساسات غير دوستی داشته باشد عملا
    ممكن نيست ممكن است صاحب آن نظريه چنين عقيده ای داشته باشد ولی واقعا
    ممكن نيست و فعلی هم كه ناشی از احساسات غير دوستانه باشد قهرا هدف [
    از آن ] غير است تفاوت اين دو تعريف اين می‏شود كه اولی به علت غائی‏
    تعريف كرده است و دومی به علت فاعلی ، ولی ديديم خيلی نزديك به‏
    يكديگرند .
    آيا اين تعريف درست است ؟ آيا می‏شود گفت فعل اخلاقی يعنی فعلی كه‏
    غايت [ آن ] غير است يا ناشی از احساسات غير دوستانه است ؟ به نظر
    می‏رسد خالی از اشكال نباشد [ مثلا با توجه به ] احساسات مادرانه كه‏
    اختصاص به انسان ندارد و در حيوانات هم هست ،

    298
    امضاء

  7. Top | #277

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    آيا كار مادرانه كار اخلاقی شمرده می‏شود ؟ و آن را می‏توان گفت اخلاقی يا
    بايد گفت طبيعی ؟ مسلم ، مادر در آن فداكاريهای مادرانه خودش كه حتی در
    حيوانات هم وجود دارد غايتش خودش نيست ، فرزند است ، و كارش هم‏
    ناشی از غرائز فردی خودش نيست ، فرزند است ، و كارش هم ناشی از غرائز
    فردی خودش نيست ، ناشی از احساس غير دوستی است كه [ آن غير ] فرزندش‏
    باشد ولی با اينكه كار مادرانه از نظر عاطفی ، كار بسيار با شكوه و با
    ارزشی است ، اما نمی‏شود گفت كه مادرها متخلق به اخلاق عالی هستند چون‏
    مادر به حكم فطرت و به حكم خلقت و آفرينش اين احساسات را دارد يعنی‏
    مادر اين حالت را برای خودش مانند يك خلق كسب نكرده است ، بلكه با
    اين خوی فطری به دنيا آمده است ( و لذا اسمش را هم خلق نبايد گذاشت )
    به اختيار او نيست و همين طور كه هر فردی غريزه جنسی دارد و ميل به جنس‏
    مخالف به طور غريزی و خوی طبيعی در او هست ، ميل به صيانت فرزند هم به‏
    طور طبيعی در مادر هست اين است كه گفته‏اند - و درست هم گفته‏اند - كه‏
    كار مادرانه را نمی‏شود كار اخلاقی ناميد .
    پس در تعريف كار اخلاقی چه بايد گفت ؟ بعضی خواسته اند تعريف را با
    يك قيد اضافی اصلاح بكنند ، گفته اند : كار اخلاقی آن كاری است كه غايت‏
    غير باشد ، و يا ناشی از احساسات غير دوستانه باشد ولی به شرط اينكه اين‏
    حالت اكتسابی باشد نه طبيعی اين را كه گفته اند برای اين است كه يك‏
    مطلب را همه درك می‏كرده اند كه اخلاق مساوی با اختيار است اخلاق آنجا
    اخلاق است كه انسان آن را اختيار و كسب كرده باشد ، و لهذا در مقابل فعل‏
    طبيعی قرار می‏گيرد فعل طبيعی فعل غير اكتسابی است يعنی فعلی است كه‏
    ريشه آن ، احساسات

    299

    امضاء

  8. Top | #278

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    غير اكتسابی و طبيعی است آنوقت فرق اين نظريه با آن نظريه اول و دوم كه‏
    هر دو به يك نظريه بر می‏گشت اين است كه اين نظريه هم مثل آنها می‏گويد
    كه فعل اخلاقی آن فعلی است كه غايت غير باشد ، يا مبدأ ، احساسات غير
    دوستانه باشد ، ولی يك عنصری در تعريف اضافه می‏كند و آن عنصر اختيار و
    كسبی بودن است اما در عين حال اين تعريف هم با همه اين اصلاحات ،
    تعريف جامعی نيست زيرا اگر ما مخصوصا تعريف فعل طبيعی و فعل اخلاقی را
    با هم ذكر كنيم ، شق سوم پيدا می‏كنيم و آن اين است كه بعضی از كارها را
    انسان انجام می‏دهد كه نه طبيعی است و نه ناشی از احساسات غير دوستانه‏
    آنها را ما جزء اخلاق بشماريم يا نشماريم ؟ شما می‏بينيد در كتب اخلاق ،
    قديم و جديد ، استقامت و صبر را جزء اخلاق فاضله می‏شمارند در اينها پای‏
    غير در ميان نيست اينكه انسان روح مستقيم و با استقامتی داشته باشد ،
    اراده محكم و قويی داشته باشد ، عزيمتش در مقابل شدائد منفسخ نشود ، يك‏
    خلق عالی است ولی اصلا به غير كار ندارد همچنين آن چيزهايی كه اخلاق رذيله‏
    گفته می‏شود مثل حسادت و كينه جوئی شك نيست كه حسادت يك فعل طبيعی‏
    نيست ، يك بيماری روانی است ، هدف هم غير دوستی نيست ، بلكه بر عكس‏
    هدف زيان رساندن به غير است آنوقت ناچاريم تعريف اول را هم اصلاح كنيم‏
    و بگوئيم : فعل اخلاقی ، اعم از اخلاق خوب و اخلاق بد بعد هم وقتی گفتيم‏
    فعل اخلاقی آن فعلی است كه هدف غير باشد ، يعنی اعم از آنكه هدف احسان‏
    به غير باشد : اخلاق خوب ، يا هدف زيان رساندن به غير باشد : اخلاق بد
    تازه درست نمی‏شود ظلم [ را در نظر می‏گيريم ] . يك كسی ظلم می‏كند ، ولی‏
    هدفش زيان رساندن

    300
    امضاء

  9. Top | #279

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    به غير نيست . هدفش منفعت خودش است و لو به خاطر منفعت خودش به‏
    ديگری زيان می‏رساند پس اين اخلاق بد نيست ؟ يعنی يك فعل طبيعی است كه‏
    نه خوب است و نه بد ؟
    برويم سراغ تعريفهای ديگر . آن تعريفهای اول ، معروف و مشهور است و
    نمی‏شود آنها را به يك شخص يا مكتب معينی نسبت داد شايد ارسطو چون‏
    انسان را مدنی بالطبع می‏دانسته ، فعل اخلاقی را ناشی از احساسات غير
    دوستانه می‏دانسته است .

    نظر كانت
    نظريه ديگر در باب معيار فعل اخلاقی می‏گويد معيار فعل اخلاقی احساس‏
    تكليف وجدانی است ، و اين ، نظر " كانت " فيلسوف معروف آلمان است‏
    كه در ميان فلاسفه اروپا آن مقام را دارد كه در ميان فقها و اصوليين متأخر
    ، شيخ انصاری دارد كه بيشتر آنها را شاگر او می‏دانند كانت يك عقيده ای‏
    در باب انسان دارد او اعتقاد راسخی دارد به وجدان اخلاقی حتی معتقد است‏
    خدا را از راه برهان عقلی نمی‏شود ثابت كرد ولی از راه وجدان اخلاقی می‏شود
    ثابت كرد خود او به خدا از راه وجدان اخلاقی اعتقاد دارد شايد هيچ‏
    فيلسوفی در دنيا نيامده است كه به اندازه كانت برای وجدان انسانی‏
    اصالت قائل باشد و می‏گويند بر روی سر لوح قبرش هم جمله ای را كه از خود
    اوست نوشته اند و آن جمله معروفش اين است : دو چيز است كه اعجاب‏
    انسان را بر می‏انگيزد : يكی آسمان پر ستاره ای كه در بالای سر ما قرار
    دارد و ديگر ، وجدان و ضميری كه در درون ما قرار گرفته است او معتقد به‏
    الهام وجدانی است

    301

    امضاء

  10. Top | #280

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    و می‏گويد : بعضی چيزها را انسان در وجدان خودش به صورت يك تكليف و
    يك امر و نهی احساس می‏كند اينكه ظلم نكن ، در وجدان انسان به صورت يك‏
    امر فطری هست اينكه دروغ نگو و راست بگو ، اين كه نسبت به ديگران‏
    محبت بورز ، اين كه خيانت نكن ، اينها يك سلسله دستورهاست كه به حكم‏
    فطرت در وجدان انسان قرار داده شده وجدان انسان خودش به انسان امر
    می‏كند ، می‏گويد اينجور بكن ، آن جور نكن .
    او می‏گويد : هر كاری را كه انسان به حكم اطاعت بلاشرط ( 1 ) وجدان‏
    انجام بدهد ، يعنی فقط به اين دليل انجام بدهد كه قلبم به من دستور می‏دهد
    ، دلم به من فرمان می‏دهد ، وجدانم فرمان می‏دهد ، و هيچ غرض و غايتی‏
    نداشته باشد ، [ چنين كاری يك كار اخلاقی است ] بر عكس آن نظر اول كه‏
    می‏گفت غايت ، ديگری باشد ، اين نظر ، به اصطلاح درونگرايی می‏كند آن‏
    نظريه ، برونگرا بود ، و اين نظريه ، درونگراست ، يعنی می‏گويد : آن وقت‏
    يك فعل ، فعل اخلاقی است كه شكل اطاعت محضر از وجدان را داشته باشد ،
    بدون آن كه هيچ شرطی و هيچ غايتی در نظر گرفته شده باشد ، به طوری كه اگر
    از شخص بپرسند : چرا اين كار را می‏كنی ؟ بگويد : چون وجدانم می‏گويد غير
    از اينكه وجدان گفته ، [ به خاطر ] چيز ديگری نباشد اگر بگويی اين كار را
    من برای فلان هدف ديگر انجام می‏دهم ، می‏گويد ديگر اخلاقی نيست پس اين‏
    شخص معيار فعل اخلاقی را انجام تكليف فطری وجدانی می‏داند به شرط اينكه‏
    اين انجام تكليف ، بلاشرط صورت بگيرد . او اخلاق را می‏برد


    پاورقی :
    1 - " بلاشرط " را مخصوصا قيد می‏كند .


    302
    امضاء

صفحه 28 از 31 نخستنخست ... 182425262728293031 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی