فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 29 از 31 نخستنخست ... 1925262728293031 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 290 , از مجموع 301
  1. #281
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    فقط و فقط در وجدان . قائل به وجدان و الهام فطری است . البته حرفش تا
    اندازه‏ای حرف درستی هم هست ما در قرآن كريم می‏خوانيم : « و نفس و ما
    سويها ، فالهمها فجورها و تقويها »( 1 ) .


    وقتی كه اين آيه كريمه نازل شد : « تعاونوا علی البر و التقوی و لا
    تعاونوا علی الاثم و العدوان »( 2 )
    م
    ردی به نام وابصه آمد خدمت رسول‏
    اكرم ( ص ) قبل از آنكه سؤالش را طرح بكند رسول اكرم فرمود :
    وابصه !
    آيا بگويم آمده ای چه از من بپرسی ؟ آمده ای از من بپرسی كه " بر " و
    " اثم " چيست ؟ گفت : بله يا رسول الله ، اتفاقا برای همين آمده ام‏
    نوشته اند پيغمبر اكرم دو انگشتشان را زدند به سينه وابصه و فرمودند :
    « يا وابصة استفت قلبك استفت قلبك » اين را از قلبت استفتاء كن، اين‏
    فتوا را از دلت بخواه يعنی خداوند تشخيص بر و تقوا را ، و در نقطه‏
    مقابل تشخيص اثم را در فطرت انسان قرار داده و مسائل فطری را ديگر لازم‏
    نيست انسان برود از ديگری بپرسد ، بلكه بايد از قلب و وجدان خودش‏
    بپرسد جواب را از همين جا می‏گيرد حال نمی‏خواهم بحث تفصيلی عرض بكنم كه‏
    در اينجا خيلی مطلب هست . اين هم يك نظر بنابر سه نظريه اول ، اخلاق از
    مقوله محبت بود ، ولی بنابر اين نظر ، اخلاق از مقوله تكليف است .
    نظريه ديگری در باب معيار اخلاقی [ بودن يك فعل ] داريم و

    پاورقی :
    1 - سوره شمس ، آيات 7 و . 8 [ قسم به نفس و آن كه او را معتدل‏
    ساخت و به او شر و خيرش را الهام كرد ] .
    2 - سوره مائده ، آيه . 2 [ در نيكوكاری و تقوا با يكديگر همكاری كنيد
    و در گناه و ستم همكاری نكنيد ] .


    303
    فلسفه اخلاق

  2. #282
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    آن ، نظريه معروف حسن و قبح ذاتی افعال است . می‏دانيم عده ای بوده اند
    كه برای افعال ، حسن و قبح ذاتی قائل بوده اند و اين به يك معنای خاص‏
    درست هم هست ، البته تعبيرش فرق می‏كند گفته اند : زيبايی يا حسن دو
    جور است حسن حسی داريم و حسن عقلی ، همچنان كه حسن خيالی هم داريم ، و
    حسن حسی بر چند قسم است " حسن " يعنی زيبائی ، و زيبايی تعريف هم‏
    ندارد ، ما يدرك ولايوصف است حسن حسی ممكن است بصری باشد ، ممكن است‏
    سمعی باشد و حتی ممكن است لمسی باشد ، ذوقی باشد ، می‏باشد حسن عقلی هم‏
    داريم : بعضی چيزها به ديده عقل زيباست و جاذبه دارد خاصيت زيبايی را
    از جاذبه اش می‏شود فهميد هر چه كه در انسان عشق و شوق توليد كند و انسان‏
    را به سوی خودش بكشاند و تحسين و آفرين و تقديس انسان را هم جلب بكند
    " زيبايی " است گفته اند : بعضی كارها ذاتا زيباست ، و بعضی كارها
    ذاتا زشت و نازيباست ، همين طور كه صورتها بعضی ذاتا زيباست و بعضی‏
    نازيبا مثلا راستی ذاتا زيباست ، حق ، سخن راست ، زيباست امانت ذاتا
    زيباست ، سپاسگزاری ذاتا زيباست ، احسان به غير ذاتا زيباست ، عدالت‏
    كردن ذاتا زيباست در مقابل ، مقابلات اينها مثل دروغ ، ظلم و همه اموری‏
    كه اخلاق ناپسند خوانده می‏شود ذاتا نازيباست پس [ طبق اين نظر ] معيار
    اخلاقی [ بودن ] زيبايی فعلهاست آن هم زيبايی عقلی كه عقل مستقلا و
    مستقيما درك می‏كند اين تعريف خيلی جامعتر از آن تعريفها حتی تعريف‏
    كانت است ولی اگر ملاك را زيبايی بدانيم بحث حسن و قبح عقلی پيش‏
    می‏آيد و البته كمی خالی از دشواری نخواهد بود . به حسب اين نظريه كه در
    ميان مسلمين زياد مورد

    304
    فلسفه اخلاق

  3. #283
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    بحث بوده است ، اخلاق از مقوله جمال و زيبائی است . بنابر دو نظريه و
    بلكه سه نظريه اول ، اخلاق از مقوله محبت بود ، بنابر نظريه كانت از
    مقوله تكليف بود ، و بنابر اين نظريه از مقوله زيبائی است ولی زيبائی‏
    عقلی ، هم از مقوله عقل است و هم از مقوله زيبائی ، ولی زيبائی معقول .

    نظر افلاطون
    نظريه ديگری در اينجا هست نزديك به اين نظريه كه از افلاطون است آن‏
    هم می‏گويد اخلاق از مقوله زيبائی است . لازم است توضيحی برايتان عرض‏
    بكنم :
    در كتاب " عدل الهی " ذكر كرده ايم كه عدل را سه جور تعريف می‏كنند
    : يكی برابری ، ديگر : اعطاء كل ذی حق حقه ( 1 ) ، و سوم : توازن و
    هماهنگی . اگر تعريف سوم را در نظر بگيريم كه توازن و هماهنگی است ،
    عدل مساوی می‏شود با زيبائی چون زيبائی نوعی توازن است ( در كتاب "
    جامع السعادات " ، مرحوم نراقی بحثی راجع به عدل از آن جهت كه عدل از
    مقوله زيبائی است می‏كند ) افلاطون معتقد بوده است كه قوا و استعدادهايی‏
    كه در انسان هست گوناگون است راست هم می‏گويد غير افلاطون هم اين حرف‏
    را گفته اند در انسان استعدادهای طبيعی هست ، استعدادهای مافوق طبيعی‏
    هست ، استعدادهای حسی هست ، استعدادهای عقلی هست گفته است همين طور
    كه انسان از ناحيه بدن ، اگر اعضايش متناسب باشد زيباست ، از نظر روح‏
    و روان نيز

    پاورقی :
    1 - [ حق هر صاحب حقی داده شود ] .


    305
    فلسفه اخلاق

  4. #284
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    اگر قوا و استعدادهای خود را طوری تربيت بكند كه متوازن باشد ، هر قوه‏
    ای از قوه ها را در آن حد معينی كه دارد اشباع كند ، نه بيشتر و نه كمتر
    ، و جلوی افراط و تفريط را بگيرد زيباست می‏بينيد در كتب اخلاق ما روی‏
    افراط و تفريط زياد بحث می‏كنند و بعد می‏گويند اخلاق خوب اخلاق حد وسط
    است افلاطون هم می‏گويد [ ( حد وسط " ولی نظرش بيشتر به زيبائی است‏
    می‏گويد : انسان متعادل الاخلاق و متعادل القوا و متناسب القوا انسانی كه‏
    همه چيز را از نظر روحی در حد خودش دارد نه بيشتر و نه كمتر ، از نظر
    روحی زيباست اخلاقی شدن يعنی زيبائی روحی و معنوی كسب كردن می‏گويد :
    اندام ظاهری و جسمانی در اختيار ما نيست و در رحم مادر تكميل شده آنچه‏
    كه در اختيار ما هست اندام روحی است انسان از نظر جسم ، بالفعل به اين‏
    دنيا می‏آيد ، از شكم مادر كه متولد می‏شود از نظر جسم بالفعل است ، يعنی‏
    اندامش تمام شده به دنيا می‏آيد منتها رشد می‏كند ، ولی تمام اندام به اين‏
    دنيا می‏آيد اما از نظر روح يك مرحله عقبتر است يعنی عالم دنيا برای روح‏
    انسان حكم عالم جنين را دارد برای بدن انسان ملاصدرا هم اين تعبير را
    می‏كند كه عالم دنيا برای روح نظير عالم رحم است برای جنين اندام روح در
    اينجا ساخته می‏شود تفاوت ديگر اين است كه اندام بدن كه در جنين ساخته‏
    می‏شد به اختيار ما نبود ، ما قدرت نداشتيم كه خودمان را در رحم سفيد
    بكنيم يا سياه ، پسر بكنيم يا دختر ، زشت بكنيم يا زيبا تكليفی هم‏
    نداشتيم ولی در اين دنيا اختيار با ماست ، قلم قضا و لوح قدر در اختيار
    ماست كه چهره و اندام روانی خودمان را ترسيم كنيم و طرح وجودی خودمان را
    در همين دنيا بريزيم و خودمان را بسازيم .

    306
    فلسفه اخلاق

  5. #285
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    ( البته اينها مال افلاطون نيست ، دنبال حرفش دارم می‏گويم او فقط به‏
    همان مسئله زيبائی تكيه كرده است ) . پس اين ما هستيم كه بايد خودمان‏
    را بسازيم چگونه بسازيم ؟ چگونه از نظر روانی و روحی به زيباترين وجه‏
    بسازيم ؟ ما مكلف هستيم كه خودمان ، خودمان را زيبا بسازيم ، و هر طور
    كه در اينجا ساختيم ، در جهان ديگر به همان گونه محشور می‏شويم در اخبار و
    احاديث ، در ذيل آيه كريمه : « يوم ينفخ فی الصور فتأتون افواجا »( 1 )
    : مردم فوج فوج و گروه گروه محشور می‏شوند ، خوانده‏ايد كه می‏فرمايند : فقط
    يك گروه به صورت انسان محشور می‏شوند ، چون در آنجا مردم بر اساس نيات‏
    و باطنشان [ محشور می‏گردند ] يعنی صورت و ظاهرشان تابع ملكات و باطنشان‏
    است اشخاص صالح به صورت انسان محشور می‏شوند چون انسان واقعی هستند ، و
    انسانهای ديگر يكی به صورت ميمون ، يكی به صورت خرس ، يكی به صورت‏
    سگ ، يكی به صورت مورچه ، يكی به صورت گربه محشور می‏شود ، و بعضی به‏
    صورتی كه « جعل منهم القرده و الخنازير »( 2 ) به هيچ حيوانی شبيه نيست‏
    برای اينكه خودش را اينگونه ساخته است پس اين مطلبی كه به مناسبت‏
    حرف افلاطون گفتيم جای شك نيست كه انسان در اين جهان خودش بايد خودش‏
    را بسازد و مكلف است كه خودش را بسازد در اين فلسفه جديدی كه در عصر
    ما هست به نام " اگزيستانسياليزم " يك اصطلاحی مطرح است كه از نظر
    لفظ باصطلاح ما يكی است ، از نظر معنا دوتا ، ولی

    پاورقی :
    1 - سوره نبأ ، آيه . 18 [ آن روزی كه در صور بدمند و گروه گروه به‏
    محشر در آييد ] .
    2 - سوره مائده ، آيه . 6 [ آنان را به بوزينه و خوك مسخ نمود ] .


    307
    فلسفه اخلاق

  6. #286
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    معنايی كه گفته اند ، ما در جای ديگر گفته ايم آن اصطلاح ، اصالت وجود و
    اصالت ماهيت است می‏گويند ما طرفدار اصالت وجود هستيم ولی مقصودشان‏
    اين است ( 1 ) . . .

    نظر فلاسفه
    [ نظريه ديگر ، نظريه حكما و فلاسفه است ] . آنها ملاك اخلاق را عقل ،
    ولی عقل آزاد يا آزادی عقلی می‏دانند اين مطلب را به اين شكلی كه عرض‏
    می‏كنم ، شما در كتب آنها معمولا پيدا نمی‏كنيد و ما از لابلای كلمات [
    فلاسفه اسلامی ] مخصوصا صدرالمتألهين به دست آورده ايم اين نظريه مبتنی بر
    همان اصل روح مجرد است .
    اين آقايان معتقدند كه گوهر انسان ، آن قوه عاقله انسان است ،


    پاورقی :
    1 - [ در اينجا نوار افتادگی دارد چند دقيقه از ابتدای جلسه بعد كه در
    همين موضوع بوده است در دست بود كه عينا ذكر می‏شود : ]
    اين فلسفه ، مفهوم اصالت وجود را می‏دهد اگزيستانسياليزم يعنی مكتب‏
    طرفدار اصالت وجود ، البته در انسان . اين " اصالت وجود " كه در
    اينجا گفته می‏شود با اصالت وجودی كه ما در فلسفه خودمان می‏گوئيم دوتاست‏
    . آن يك مطلب است ، اين مطلب ديگری است آن در كل جهان است ، اين‏
    اختصاص به انسان دارد و به علاوه در خود انسان هم باز اين يك مفهوم خاصی‏
    است كه ما از اين مفهوم خاص به اصالت وجود تعبير نمی‏كنيم ، نام ديگر
    رويش می‏گذاريم اين " اصالت وجود " كه سارتر می‏گويد ، در مقابل اصالت‏
    ماهيتی كه انكار می‏كنند اين است كه می‏گويند هر موجودی غيراز انسان از
    جماد و نبات و حيوان ماهيت و ذاتش برهستيش [ تقدم دارد ] .


    308
    فلسفه اخلاق

  7. #287
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    جوهر انسان عقل انسان است ، و كمال و سعادت نهايی و واقعی انسان سعادت‏
    عقلی است سعادت عقلی يعنی چه ؟ يعنی معارف ، يعنی انسان در آن آخرين‏
    حدی كه برای او ممكن است ، به معارف الهی آشنا بشود و عالم وجود را
    آنچنان كه هست دريافت كند می‏بينيد آنها وقتی كه حكمت را از نظر غايت‏
    تعريف می‏كنند نه از نظر موضوع ، می‏گويند : صيرورش الانسان عالما عقليا
    مضاهيا للعالم العينی اينكه انسان بشود جهانی عقلی شبيه جهان عينی البته‏
    جزئياتش را انسان عادی درك نمی‏كند ، و درك نمی‏كنند مگر اولياء حق ،
    ولی انسان عادی می‏تواند در عقل خودش [ به مرتبه ای ] برسد كه كليات‏
    نظام هستی را از اول تا آخر ، آن طوری كه هست درك بكند ، از ذات واجب‏
    الوجود گرفته تا هيولای اولی ، مراتب كلی عالم را درك بكند و به هر
    نسبت كه معارف انسان نسبت به خدا و صفات و افعال خداوند كه جز اين هم‏
    چيزی نيست بيشتر باشد ، انسان كاملتر است و از سعادت واقعی كه سعادت‏
    عقلی است ، بيشتر بهره مند می‏باشد .
    بعد می‏گويند : عقل انسان دو جنبه دارد ، يك جنبه نظری و رو به بالا ،
    كه به اين جنبه توجهش به بالاست و می‏خواهد حقايق را كشف كند ، و يك‏
    جنبه رو به پايين ، يعنی رو به بدن ، كه به اين جنبه می‏خواهد بدن را
    تدبير بكند تا اين مقدار را زياد در كتابها می‏نويسند .
    بعد می‏گويند اين تدبير عقل بدن را ، بر چه اساسی بايد باشد ؟ شنيده ايد
    كه اساس اخلاق از نظر علمای اسلامی عدالت است هيچ فكر كرده ايد چرا
    عدالت را اساس می‏دانند ؟ ريشه اش اين است : گفته‏اند .

    309
    فلسفه اخلاق

  8. #288
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    اخلاق اين است كه حاكم بر وجود انسان طبيعت نباشد ، يعنی شهوت و غضب و
    هيچيك از غرائز طبيعی نباشد ، و هم و قوه واهمه نباشد ، خيال نباشد ،
    حاكم بر وجود انسان عقل باشد ، و اگر حاكم عقل باشد ، عقل به عدالت در
    انسان حكم می‏كند يعنی همان عدالتی را كه افلاطون به شكل ديگری می‏گفت‏
    اينها در اينجا می‏گويند كه عقل حظ هر قوه و استعدادی را بدون افراط و
    تفريط به او می‏دهد حالا چه مانعی دارد كه يك قوه بيشتر گيرش بيايد و يكی‏
    كمتر ؟ اگر به افلاطون می‏گفتيم چه مانعی دارد ؟ می‏گفت : زيبايی به هم‏
    می‏خورد ، ولی امثال ملاصدرا چرا می‏گويند نبايد افراط و تفريط در قوا و
    استعدادها باشد ؟ آيا آنها هم می‏گويند برای اينكه زيبايی بهم نخورد ؟ نه‏
    ، آنها می‏گويند : اگر غير از اين باشد آزادی عقل از بين می‏رود و نكته‏
    اساسی همين است می‏گويند عقل اگر بخواهد حاكم در ميان همه قوا باشد به‏
    طوری كه هيچ قوه ای تخطی نكند ، راهش فقط اين است كه اين قوه ها را در
    مقابل يكديگر قرار بدهد ، شهوت را در مقابل غضب ، غضب را در مقابل‏
    شهوت ، به طوری كه اين قوه ها خودشان يكديگر را خنثی كنند يعنی نگهداری‏
    كنند ، كه عقل در كمال راحتی بتواند فرمان بدهد اينها عدالت و حد وسط را
    از اين جهت مزاج عقلی می‏دانند كه اگر انسان از نظر ملكات در حد وسط
    باشد حكم عقل به سادگی اجرا می‏شود وقتی حكم عقل به سادگی اجرا شد ، بدن‏
    هيچوقت مزاحم روح نيست ، و آنوقت روح بدون هيچ مزاحمتی از ناحيه بدن‏
    كمالات خودش را كسب می‏كند پس ، از نظر اينها ، اخلاق يعنی تعادل ميان‏
    قوا ، حد وسط ، ولی حد وسط برای چه ؟ آيا برای زيبائی ؟ نه ، آنها به‏
    زيبائی كار ندارند . حد وسط برای

    310
    فلسفه اخلاق

  9. #289
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    اينكه استيلا و تسلط عقل و روح كه جوهر روح همان عقل است بر بدن در حد
    اعلام باشد ، بر خلاف آن جايی كه يك قوه طغيان بكند ، مثلا آدم شكم پرست‏
    ، يكی از غرائزش كه غريزه سيری باشد در او طغيان می‏كند و اختيار را از
    دست عقلش بيرون می‏برد جلوی همه اينها را بگيرد تا عقلش آزادانه بتواند
    به بدن و قوا فرمان بدهد و مثلا بگويد : اينجا برو ، آنجا نرو ، اين مقدار
    استفاده كن ، آن مقدار استفاده نكن [ و خلاصه ] فرمان عقل ، در بدن حاكم‏
    مطلق باشد از نظر اينها نيز ريشه اخلاق بر می‏گردد به عدالت و توازن ، اما
    توازن برای چه ؟ برای آزادی عقل و در واقع اخلاق از نظر اين حكماء از
    مقوله آزادی است به يك معنا ، و از مقوله حاكميت عقل است به معنی‏
    ديگر ، كه اگر آزادی بگوئيم می‏شود آزادی عقلی .

    نظر راسل
    نظريه ديگری هست كه امثال برتراندراسل اين نظريه را تعقيب می‏كنند .
    اينها چون مادی مسلك هستند و هم درباره جهان ، مادی فكر می‏كنند و هم‏
    انسان را يك موجود مادی می‏دانند ، می‏گويند : اين حرفها كه غايت فعل ،
    غير باشد ، احساسات غير دوستانه ، اينها دروغ است ، تعارف است‏
    هيچوقت آدم احساسات غير دوستانه ندارد ، هر كسی فقط خودش را می‏خواهد
    هيچوقت نمی‏شود كه انسان غايتش از فعل ، كس ديگر باشد و بخواهد هدف را
    خير كس ديگر قرار بدهد كانت گفته است : وجدان اخلاقی ما اصلا وجدان‏
    اخلاقی نداريم . [ يا گفته است : ]

    311

    فلسفه اخلاق

  10. #290
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق





    احساس تكليف . احساس تكليفی وجود ندارد . اصلا وجدان دروغ است آن‏
    ديگری گفته : زيبائی فعل ما زيبايی و نازيبايی در فعل نمی‏فهميم آن يكی‏
    گفته : زيبايی روح ما روح زيبا و نازيبا سرمان نمی‏شود آن يكی گفته : عقل‏
    مجرد و روح مجرد اصلا به روح مجرد قائل نيستم می‏گوئيم پس آيا به اخلاق‏
    قائل هستی يا نه ؟ می‏گويد بله ، من به اخلاق هم قائل هستم ( چون نمی‏شود
    كسی منكر اخلاق بشود ) می‏گوئيم پس اخلاق را بر چه اساسی توجيه می‏كنی ؟ و
    اتفاقا خودش از علمدارهای اخلاق است و عده ای گول حرفهايش را خورده اند
    و او را آدم انساندوستی می‏دانند ، و من مكرر گفته ام : اين آدم فلسفه اش‏
    بر خلاف شعارهايش است ، شعار انساندوستی می‏دهد و در فلسفه خودش بر ضد
    انساندوستی حرف می‏زند اصلا انساندوستی در فلسفه راسل دروغ محض است‏
    می‏گوئيم اخلاق چيست ؟ می‏گويد : اخلاق تركيبی است از هوشياری و دور انديشی‏
    بانفع طلبی تمام مكتبهای اخلاقی ، نفع طلبی را بر ضد اخلاق می‏دانند الا [
    مكتب اخلاقی ] راسل كه می‏گويد : اخلاق را بايد از نفع طلبی درست كرد ،
    منتها نفع طلبی هوشيارانه و دور انديشانه اينكه انسان بخواهد منافع خودش‏
    را با دور انديشی تأمين بكند ، می‏شود اخلاق چطور ؟ می‏گويد : شك نيست كه‏
    عقل در خدمت طبيعت انسان است ، عقل يك چراغ است برای انسان چراغ در
    اختيار آن كسی است كه آن را در دست دارد به هر طرف كه بخواهد برود ،
    فرمان می‏دهد ، چراغ از آن طرف می‏رود و راهش را روشن می‏كند انسان عقلش‏
    را در خدمت منفعت خودش قرار می‏دهد عقل در خدمت منافع انسان است .
    می‏گويد : ولی شعاع عقل انسان بايد خيلی وسيع باشد و ضعيف نباشد كه‏

    312

    فلسفه اخلاق

صفحه 29 از 31 نخستنخست ... 1925262728293031 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •