سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 31 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    هست حال آيا در آنجا مثل اغلب ما مردم ، هيزم كشی بكنم كه آن آتش شعله‏ورتر بشود ؟ !

    نه ، هر جا كه شعله نزاع ميان برادران مؤمن فروزان است )من بشوم آتش نشان آن شعله « و اصلاح ذات البين » ميان مؤمنان و مسلمانان‏، اصلاح بر قرار كنم « و افشاء العارفة » خوبيهای مردم را فاش كنم‏« و ستر العائبة » بر عكس ، بديهای مردم را ، عيبهای مردم را روپوشی كنم‏(همه اينها در مسائل اخلاقی است ، شامل مسائل اجتماعی كه در آنها حق عموم‏پيدا می‏شود نيست ، چون در آن موارد دستورهای ديگری است كه در همين دعای‏مكارم الاخلاق هم آن دستورها هست )

    انسان بايد در اين حد باشد كه برای‏اينكه مردم را بيشتر خوشنام بكند و حسن ظن مسلمين را نسبت به يكديگرزياد نمايد ، خوبيهای مردم را اينجا و آنجا بازگو كند و روی بديهای مردم‏حتی بديهای واقعی مردم را بپوشاند ، زشتيها را آشكار نكند اينخودشيك‏وظيفه اسلامی است :

    آشكار كردن نيكيها و پوشاندن بديهای مردم .
    وقتی كه‏نسان يك مقدار نيكی دارد ، بعد ببيند مردم او را با نيكيهايش می‏شناسند، همين خودش عاملی است برای اينكه بديها را در وجود خودش كم بكند ، وبر عكس ، اگر انسان يك سلسله نيكيها داشته باشد و يك سلسله بديها ، وبعد ببيند مردم او را فقط به اين بديها می‏شناسند ، آن شخصيت نيك ، ونيكی اش شكست می‏خورد ، يعنی به تدريج تبديل به آدم بد می‏شود .
    نهی شديد قرآن از اشاعه زشتيهای مؤمنين
    اين است كه قرآن فوق العاده شديد نهی می‏كند از اينكه فحشاء ( و به‏تعبير قرآن : فاحشه ) يعنی زشتيهای مسلمانان ، حتی زشتيهای واقعيشان‏

    28


    امضاء

  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    پخش بشود : « ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة فی الذين آمنوا لهم عذاب‏اليم »( 1 ) بنابر يكی از دو تفسيری كه درباره اين آيه هست :

    " كسانی‏كه دوست دارند زشتيها درباره مسلمانان و مؤمنين اشاعه پيدا كند " خدانكند كه يك وقت اطلاع پيدا كند كه لغزشی در فلان شخص پيدا شده است تازه‏من راستها را می‏گويم ، دروغ كه ديگر و اويلا است حديث است كه اگر كسی‏به برادر مؤمنش تهمت بزند ، ايمان در روح او آب می‏شود آنچنان كه نمك‏در آب حل می‏شود ، ايمان برای شخص باقی نمی‏ماند اگر راست باشد ، اين به‏آن می‏گويد ، آن به ديگری می‏گويد [ و به تدريج شيوع پيدا می‏كند ]
    اگر دروغ‏باشد كه خدا می‏داند ، همانی است كه قرآن هرگز نمی‏خواهد چرا غيبت كردن‏حرام است ؟
    برای اينكه بدبينی ايجاد می‏كند در حالی كه غيبت كردن همان‏افشاء بديها است يعنی بديهای واقعی را بازگو كردن .

    غيبت در مواردی جايز است
    باز عرض می‏كنم : حرمت غيبت در غير موارد استثنايی - كه همه اين‏موارد جنبه اجتماعی دارند - می‏باشد ، مثل آنجا كه مثلا نصح مستشير است :
    يك نفر می‏خواهد با يك كسی شركتی تأسيس كند ، می‏آيد با شما كه از احوال‏آن شخص اطلاع داريد مشورت می‏كند كه آقا اين آدم كه تو مدتی با او بوده‏ای چه جور آدمی است ؟ من می‏خواهم با او شركتی تأسيس كنم ، يا می‏خواهم‏دخترم را به او بدهم ، يا می‏خواهم


    پاورقی :1 ) سوره نور ، آيه . 19

    29


    امضاء

  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    دخترش را برای پسر خودم بگيرم . و امثال اينها اينجا پای مشورت در ميان‏ است و بر شما جايز و بلكه لازم است كه بگوييد چون پای مشورت در ميان‏ است من حقيقت را می‏گويم : اين آدم اين جور و اين جور است يا در موردی‏ كه خودتان مظلوم يك شخص هستيد يعنی او حق شما را پايمال كرده در اينجا شما يا بايد دهان ببنديد و نگوييد حقم پايمال شده ، و حقتان پايمال شود و يا اگر بخواهيد بگوييد ، غيبت كرده‏ايد .

    اين غيبت جايز است : « لا يحب‏ الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم »( 1 ) .
    مخصوصا من اينها را می‏گويم برای اينكه از افراط و تفريطها برحذر باشيم‏ و عيب ما جامعه مسلمين ، عيبی كه تاريخ حكايت می‏كند اين است كه ما - مخصوصا ما ايرانيها - يا از آن طرف می‏افتيم يا از اين طرف ، حد وسط
    نمی‏ايستيم ، يا مردمی هستيم كه دائما غيبت می‏كنيم ، و يا می‏رسيم به حدی‏ كه غيبت كردن حجاج را هم جايز نمی‏دانيم .


    سخن نادرست ابن سيرين و اشتباه غزالی
    " ابن سيرين " يكی از علمای ايرانی مسلمان قرن دوم هجری است بعد از اينكه حجاج سفاك خونريزی كه در دنيای اسلام نمونه است در سفاكی ، به‏ درك رفته است ، مردی می‏آيد در حضور او بدی حجاج را می‏گويد ابن سيرين‏ مقدس می‏گويد :
    " غيبت نكن ، الان غيبت

    -------------------------------------------------
    پاورقی :
    عيب مردم صدا بلند كند مگر اينكه ستمی به او رسيده باشد ] .

    1 ) سوره نساء ، آيه 148 [ ترجمه : خداوند دوست نمی‏دارد كه كسی به‏


    30


    امضاء

  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    تو گناهش بيشتر از گناه حجاج است من حاضر نيستم غيبت حجاج را بشنوم " حرف مفت است عجيب اين است ك‏ه غزالی به اين بزرگی و عظمت ، اين‏ داستان را نقل و تأييد كرده اين اشتباه است با اينكه ما غزالی را مرد بسيار بزرگی می‏دانيم يعنی مرد مفكر فوق العاده ای است ، اما آدمهای‏ بزرگ اشتباههای بزرگ هم دارند يكی از اشتباههای بزرگ غزالی ، به قول‏ ابن الجوزی اين است كه
    در بسياری از موارد ، شرع را به تصوف سواد كرده‏ آن افراطهای صوفيگری غزالی ، گاهی سبب شده كه از فقه اسلامی منحرف شود ، مثل همين جا كه می‏گويد :

    " راست گفته ابن سيرين ، آن مرد حق نداشته‏ غيبت حجاج را بكند ، حجاج مسلمان بوده " اگر حجاج را نمی‏شود غيبت كرد پس غيبت كی جايز است در دنيا ؟ ! پس ما هم شبانه روز بالای منبر داريم‏ غيبت يزيد بن معاويه را می‏كنيم چون مظالمش را بازگو می‏كنيم خدا خودش‏ از فرعون غيبت كرده ، از نمرود غيبت كرده ، از قارون غيبت كرده ، از بلعم باعوراء غيبت كرده ، و از صدها نفر ديگر ، و ازاقوامی غيبت كرده‏ ، از همه قوم بنی اسرائيل يكجا غيبت كرده است نه ، اينها غيبت نيست‏ ديگر از آن طرف هم نيفتد .

    تعبير حضرت اين بود : « و افشاء العارفة و ستر العائبة » همه اينها را من برای اين ذكر می‏كنم كه انسان وقتی به اين حد می‏رسد كه آرزويش چنين‏ آرزويی می‏شود ، قابل تقديس است ، انديشه اش كه چنين انديشه ای هست‏ قابل تقديس است ، عملش كه چنين عملی هست قابل تقديس است ، ملكاتش‏ كه چنين ملكاتی هست ملكات قهرمانانه است ، ملكاتی است با ارزش ، با قيمت و گرانبها اين گرانبهايی ريشه اش


    31


    امضاء

  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    كجاست ؟ از كجا و چگونه اين [ انديشه يا عمل ] گرانبها شد ؟ ريشه اين‏ گرانبهايی را ما بايد به دست بياوريم .

    اينجا است كه مكتبهای مختلف برای نشان دادن رمز اخلاقی بودن كارها پيدا شده و اظهار نظرها كرده اند از فردا شب شروع می‏كنيم نظريات اين‏ مكاتب را بيان كردن كه فلان مكتب می‏گويد رمز اخلاقی بودن در فلان جهت‏ نهفته است ،
    آن مكتب ديگر می‏گويد در فلان جهت ديگر ، و در نهايت امر می‏خواهم رمز اخلاقی بودن را در مكتب اسلام بيان بكنيم ، ببينيم اسلام رمز اين ارزش و علو و گرانبهايی را در چه و در كجا می‏داند ،
    و گذشته از اين‏ ببينيم اسلام [ كارهای اخلاقی را ] چگونه توجيه می‏كند و اين كارها با مكتب‏ اسلام چگونه سازگار است كه البته از همه بيشتر با اين مكتب سازگار است‏ ، همچنين مكتبهای ديگر مخصوصا فلسفه های مادی ، ارزشهای اخلاقی را چگونه‏ می‏توانند توجيه و تأييد بكنند .
    و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين باسمك العظيم الاعظم الاعزالاجل‏ الاكرم يا الله .

    پروردگارا دلهای ما به نور ايمان و به نور قرآن منور بگردان .
    پروردگارا غلها و غشها از روحهای ما به كرم و لطف خودت بيرون بفرما .
    پروردگارا ما را به حقايق شناس اسلامت قرار بده .
    پروردگارا همه ما را آشنا به وظايف خودمان قرار بده ، مسلمين را در همه جبهه ها تأييد بفرما ، همه مسلمين را چه در جبهه معنوی و اخلاقی‏

    32


    و چه در جبهه بيرونی ، خدايا به لطف خودت نصرت و پيروزی عنايت بفرما

    پروردگارا اموات ما مشمول عنايت و مغفرت خودت قرار بده .

    رحم الله من قرا الفاتحة مع الصلوات .

    33


    امضاء

  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    جلسه دوم نظريه عاطفی و نظريه فلاسفه اسلامی


    35


    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله رب العالمين ، باری الخلائق اجمعين ، والصلوه والسلام علی عبد الله و رسوله و حبيبه وصفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا و مولانا ابی القاسم محمد وآله الطيبين الطاهرين المعصومين اعوذ بالله من‏ الشيطان الرجيم :


    « خذ العفو و امر بالعروف و اعرض عن الجاهلين »( 1 ) .

    اجمالا اين مطلب را ذكر كرديم كه افعال انسان دو گونه اند :

    يك گونه‏ افعال طبيعی و عادی و معمولی كه شايسته ستايش ، آفرين گفتن و قهرمانانه‏ شناختن نيست ،


    و گونه ديگر كارهايی كه انسانها آن كارها را قابل ستايش‏ می‏دانند و كننده آن كارها را تحسين می‏كنند و آنها را به نوعی قهرمان‏ می‏شناسند ، و ما اينها را كارهای اخلاقی می‏ناميم .

    ----------------------------------------------
    پاورقی :
    1 ) سوره اعراف ، آيه . 199

    36


    امضاء

  7. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    رسيديم به اينجا كه رمز اخلاقی بودن [ يك فعل ] چيست ؟ يك كار چگونه و به چه جهت رنگ اخلاقی پيدا می‏كند و با افعال طبيعی تمايز پيدا می‏نمايد ؟ به تعبير ديگر معيار و مقياس اخلاقی بودن چيست ؟
    در اينجا نظريه های‏ گوناگونی وجود دارد كه ما اين نظريه ها را ابتدا نقل می‏كنيم
    و بعد نقد و بررسی :
    كداميك از اين نظريات صحيح است ، كدام نا صحيح ؟ و يا يك‏
    نظريه ممكن است قسمتی از آن صحيح باشد و قسمتی نا صحيح .

    نظريه عاطفی

    يكی از نظريات درباره ملاك اخلاقی بودن كه از قديم ترين نظريات است‏ نظريه عاطفی است گروهی رمز اخلاقی بودن را در عواطف بشر می‏دانند ، می‏گويند كار عادی و معمولی كاری است كه از انگيزه های خود خواهانه و ميلهای طبيعی انسان سر چشمه بگيرد
    و هدف از آن كار هم رساندن سودی به‏ خود و يا رسيدن خود شخص به لذتی باشد هر كار كه از چنين ميلهايی سرچشمه‏ بگيرد و برای چنين هدفهايی باشد ،
    كار عادی و معمولی است و اخلاقی نيست‏ مثل اكثر كارهايی كه مردم انجام می‏دهند يك نفر كارگر كه صبح به دنبال‏ كار می‏رود برای اينكه مزدی بگيرد و با آن مزد هزينه زندگی خودش را تأمين‏ كند ، كار او يك كار معمولی و عادی است همچنين كار يك كارمند كه شغل‏ اداری دارد يا در شركتی كار می‏كند ، و يا كار يك بازرگان كه دنبال‏ تجارت و سود می‏رود ، تا آنجا كه مربوط به شخص خودش و

    37


    امضاء

  8. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    زندگی خودش هست و از يك ميل كه مربوط به شخص خودش هست ناشی می‏شود و هدف ، لذتی است كه به خودش برسد يا دفع رنجی است كه از خودش بشود ( مثل مراجعه انسان به پزشك كه برای دفع رنج يا دفع خطری است كه از خودش‏ می‏شود ) يك كار طبيعی است كار اخلاقی كاری است كه از عاطفه ای عاليتر از تمايلات فردی يعنی عاطفه غير دوستی سرچشمه می‏گيرد كارهای اخلاقی‏ انسانها كارهايی است [ ناشی از اين ] كه آن انسانها غير را هم دوست‏
    می‏دارند يعنی تنها خودشان را دوست ندارند ، به سرنوشت ديگران هم مانند سرنوشت خودشان علاقه‏مند هستند و از اينكه به غير سود يا لذتی برسد همان‏ اندازه شادمان می‏شوند كه به خودشان سودی برسد و خودشان به لذتی برسند و
    البته اين درجات دارد گاهی عاطفه غير دوستی آنچنان در بعضی از انسانها اوج می‏گيرد كه از اينكه به ديگران لذت يا سود برسانند بيشتر خوشحال‏ می‏شوند تا اينكه به خودشان لذت يا سود برسانند يعنی از اينكه بپوشانند بيشتر خوشحال می‏شوند تا بپوشند ، از اينكه بخورانند بيشتر لذت می‏برند تا بخورند ، و از اينكه آسايش برسانند خوشحالترند تا خودشان به آسايش‏ برسند .


    مبدأ و هدف در كار انسان
    هر كاری در انسان مبدأی دارد و غايتی يعنی در انسان يك احساس ، يك‏ ميل ، يك عاطفه هست كه محرك او به يك كار است و اگر نبود محال بود كه انسان آن كار را انجام بدهد محال است انسان كاری را

    38


    امضاء

  9. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    انجام بدهد بدون آنكه يك محركی ، يك ميلی يا يك خوفی در او وجود داشته‏ باشد .

    و هر كاری هدفی دارد انسان از هر كاری يك منظوری دارد كه می‏خواهد به آن منظور و هدف برسد كار اخلاقی كاری است كه از نظر مبدأ ، از ميلی‏ ناشی می‏شود كه آن ميل مربوط به خود انسان نيست ،
    مربوط به ديگران است ، و اسمش را می‏گذاريم عاطفه غير دوستی ، و از نظر منظور ، هدف انسان‏ رسيدن خير به خودش نيست ، رسيدن خير به ديگران است طبق اين نظريه ، فعل طبيعی از دايره " خود " و " من " خارج نيست ميلی كه مربوط به " من " و " خود " هست ، می‏خواهد خيری را به همين " من " و " خود " برساند
    حيوانات هم اينجور هستند ولی فعل اخلاقی ، هم از نظر ميل از دايره‏ " خود " خارج است
    يعنی آن ميل اساسا مربوط به " خود " نيست ، مربوط به غير است ، و هم از نظر هدف از دايره " خود " خارج شدن است ،
    چون‏ هدف ، رساندن خير است نه به خود بلكه به غير خود پس انسان اخلاقی‏ انسانی است كه از دايره " خود " پا بيرون گذاشته است و به غير خود رسيده است
    اين همان مسلكی است كه در اخلاق ، محبت را به عنوان پايه‏ اخلاق تبليغ می‏كند و اخلاق در نظر او يعنی محبت معلم اخلاقی كه اخلاقش بر اين پايه است خودش را پيام آور محبت می‏داند بخشی از اين نظريه ، نظريه‏ مشتركی است لااقل ميان همه اديان و بيشتر مكاتب فلسفی عالم شايد ما دينی‏ در دنيا نداشته باشيم كه توصيه به محبت نكرده باشد جمله‏ای هست در اخبار و احاديث ما و آن اين است : « احبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره‏ لغيرك ما تكره لنفسك » ( 1 )
    ( به اين مضمون ما زياد داريم ) برای‏ ديگران آن

    پاورقی :

    1 ) نهج البلاغه فيض ، نامه 3 ، ص 921 با اين عبارت فاحبب لغيرك‏
    ما تحب لنفسك » >

    39

    پاورقی :
    > و اكره له ما تكره لها » .
    سال پيش است و جز كتابهای مهم دنيا به شمار می‏رود استاد بزرگوار ما
    علامه طباطبايی سلمه الله تعالی چند سال پيش كه اين كتاب را مطالعه كرده‏
    بودند ، خيلی اعجاب داشتند ، می‏گفتند معانی فوق العاده عميقی در اين‏
    كتاب وجود دارد . الان هم دنيای اروپا برای اين كتاب اهميت فراوانی‏
    قائل است .
    1 ) " اپانيشادها " مجموعه كتب مذهبی هندويی در قديم و از چند هزار


    40



    ویرایش توسط نرگس منتظر : 21-03-1389 در ساعت 12:44
    امضاء

  10. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    دارد و آن ، شناخت ذات است ( در ترجمه كلمه " ذات " را نوشته بودند من حدسم خيلی قوی است كه بايد به جای ذات ، كلمه " نفس " ترجمه‏ می‏كردند ) در عالم فقط يك معرفت وجود دارد و آن معرفت نفس است ، يعنی خودشناسی درباب معرفت ، تكيه گاه فرهنگ هندی ، معرفه النفس است‏ يعنی اينكه انسان خود را بايد بشناسد ، خود را بايد كشف كند تمام‏ رياضتهای هندی هم برای رسيدن به اين مطلب است می‏گويد اين را فهميدم كه‏ يك اصل اين است كه در همه جهان يك معرفت و يك شناخت وجود دارد و آن‏ شناخت و كشف كردن خود است .

    اصل دوم اينكه : هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است و جهان را .
    ( از اينجاست كه می‏گويم بايد ترجمه می‏كرد معرفت نفس نه معرفت ذات ) اين هم حرف درستی است اين هر دو اصلی كه او می‏گويد ، در كلمات پيغمبر اكرم و اميرالمؤمنين هست در كلمات اميرالمؤمنين در نهج البلاغه نيست‏ ولی در غرر و درر آمدی هست می‏فرمايد : « معرفة النفس انفع المعارف » (1)
    شناخت خود از هر شناختی سودمندتر است راجع به اينكه هر كس خود را شناخت ، خدا را شناخته و جهان را ، جمله ها از پيغمبر اكرم و اميرالمؤمنين هست به همين مضمون : هر كه خود را شناخت خدا را شناخته‏ است .

    اصل سوم: كه گاندی می‏گويد من اين سه اصل را از مطالعه اپانيشادها كشف‏ كردم اين است كه در همه دنيا يك نيرو و يك نيكی وجود دارد و بس آن‏ نيرو ، نيروی تسلط بر خويشتن است هر كس بر

    پاورقی :
    1 ) غرر و در آمدی ، ص 768 ، فصل 80 حديث . 151

    41



    امضاء

صفحه 3 از 31 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی