سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 30 از 31 نخستنخست ... 20262728293031 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 291 تا 300 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #291

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    فقط جلوی پايش را ببيند . اگر بخواهد جلوی پايش را ببيند منفعت پرست‏
    می‏شود ، فرد پرست می‏شود ، خود پرست می‏شود لزومی ندارد كه ما با خود
    پرستی و منفعت پرستی مبارزه بكنيم ما می‏گوئيم آقا منفعت پرست باش ولی‏
    دور انديش هم باش ، هوشيار باش ، شعاع عقلت را طولانی تر كن ، يعنی‏
    توجه به عكس العملهای كار خودت داشته باش اگر شعاع دور انديشی [ طويل‏
    ] باشد ، آنوقت منفعت فردی با منفعت اجتماعی و مصلحت اجتماعی تطبيق‏
    می‏كند و هماهنگ می‏شود ، می‏شود اخلاق يك مثال ذكر می‏كند می‏گويد : فرض‏
    كنيد من می‏بينم همسايه ام يك گاو شيرده خوبی دارد شك ندارد كه در ابتدا
    منفعتجوئی من حكم می‏كند كه گاو همسايه را بدزدم اين خيلی طبيعی است برای‏
    انسان ولی عقل دارم ، هوشياری دارم ، می‏دانم كه اين كار بدون عكس العمل‏
    نيست من اگر گاو همسايه را بدزدم ، همسايه هم فردا می‏آيد گاو من را
    می‏دزدد ، و من كه می‏خواستم به يك منفعتی برسم ، می‏بينم اگر من به منافع‏
    ديگران تجاوز بكنم ، ديگران هم به منافع من تجاوز می‏كنند ، پس می‏گويم‏
    مصلحت اين است كه نه من و نه تو .

    با يزيد و خدا
    داستانی است كه عطار هم آن را به شعر در آورده البته اينها افسانه‏
    است : می‏گويد يكی از متصوفه كه به قول خودشان او را سلطان می‏گويند يك‏
    وقتی در عالم مكاشفه خودش داشت با خدا حرف می‏زد يك وقت خدا به او
    گفت : با يزيد ! آيا می‏خواهی آن باطنت را آنطور كه هست به مردم ارائه‏
    بدهم كه ديگر يك نفر هم

    313

    امضاء

  2. Top | #292

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    مريدت نباشد و دنبالت نيايد ؟ با يزيد گفت : خدايا ! آيا می‏خواهی آن‏
    رحمت فوق العاده ات را به مردم بگويم كه ديگر يك نفر حرفهايت را
    اطاعت نكند ؟ خدا گفت : سر به سر ، نه تو بگو نه من می‏گويم !

    داستان مرد اداری و همكارش
    يكی از رفقايمان نقل می‏كرد كه روز اول ماه رمضان بود ، روزه گرفتيم‏
    رفتيم اداره و تازه با يك آقائی به اصطلاح هم ميز و آشنا شده بوديم او هم‏
    روزه می‏گرفت بعد از يكی دو ساعت آن رفيقم گفت : فلانی ! من می‏خواهم يك‏
    تذكری به شما بدهم گفتم بفرمائيد گفت : من خيلی از شما معذرت می‏خواهم‏
    كه اين تذكر را می‏دهم ولی خوب لازم می‏دانم كه اين تذكر را بدهم ، از اخلاق‏
    بد خودم است ، چه عرض كنم به شما من يك چنين اخلاق بدی دارم كه در ماه‏
    رمضان كه روزه می‏گيرم ، عصبانی می‏شوم ، خيلی هم عصبانی می‏شوم ، وقتی هم‏
    كه عصبانی می‏شوم ديگر هر چه به دهانم می‏آيد می‏گويم ، حرف بد می‏گويم ،
    فحش می‏دهم ، توهين می‏كنم ممكن است در اين ماه رمضان به جنابعالی جسارتی‏
    بكنم خواهش می‏كنم اگر چنين شد ، ديگر روزه است ، اخلاق من است ، خواهش‏
    می‏كنم اگر چنين شد ، ديگر روزه است ، اخلاق من است ، خيلی ببخشيد اين‏
    آقای رفيق ما گفت : گفتيم عجب كاری شد ! اين مرد روز اول ماه رمضان آمد
    با ما اتمام حجت كرد ، حالا ما يك ماه رمضان تمام بايد از او فحش‏
    بشنويم ، چون روز اول ماه رمضان گفته اخلاق من اين است گفت : من هم گفتم‏
    كه عجب تذكر بجائی دادی ، اتفاقا اخلاق من هم همينطور است و بلكه بدتر ،
    در حال روزه عصبانی می‏شوم ، يك وقت می‏بينی كه مثلا اين

    314
    امضاء

  3. Top | #293

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    دوات را برداشتم و پراندم به سرت . گفت : عجب ! خيلی اخلاق بدی است !
    پس خوب است هر دومان مواظب باشيم .
    راسل می‏گويد مسئله اخلاق در ميان بشر همين است و همين ، [ و حرفهايی از
    قبيل ] احساسات نوعدوستانه ، هدف انسانهای ديگر باشند ، روح مجرد ، عقل‏
    مجرد و احساس تكليف [ بی معنی است ] يك آدم مادی [ غير از اين ] فكر
    نمی‏كند كه دنيا ، دنيای ماديت است و انسان هم يك موجود مادی است‏
    انسان جز دنبال منفعت خودش نمی‏رود فقط بايد هوشياری اش زيادتر باشد ،
    و در اين صورت می‏بيند كه اگر بخواهد به حقوق ديگران تجاوز بكند ، عكس‏
    العملش تجاوز ديگران است كلوخ انداز را پاداش ، سنگ است يك كلوخ كه‏
    انداختم ، صد تا سنگ بايد بخورم . بعد می‏آيم مؤدب مثل بچه آدم سر جای‏
    خودم می‏نشينم .
    اين است كه او اخلاق را از مقوله هوشياری می‏داند : هر اندازه انسان‏
    جاهل باشد ، به عكس العمل كارهايش توجه ندارد و دنبال منافع فردی می‏رود
    ، و هر اندازه انسان عالمتر و هوشيارتر باشد ، به عكس العمل ها بيشتر
    توجه داشته باشد ، آن دورها را بيشتر ببيند ، تا آخر پيری اش را ببيند ،
    نسل آينده اش را ببيند و به فكر اين باشد كه بچه های من هم ناراحت‏
    نباشند ، بيشتر كوشش می‏كند كه منفعت خودش را با منافع ديگران تطبيق‏
    بدهد پس اخلاق ، يعنی خود پرستی عاقلانه و هوشيارانه ، و ريشه اخلاق را
    بايد در هوشياری و عقل جستجو كرد و لهذا از نظر اين آدم ، ما برای اينكه‏
    اخلاق خوب به جامعه بياوريم ، پيوسته بايد جامعه را داناتر و دانشمندتر
    بكنيم و مردم را به عكس العمل ها و لوازم فعلها و كارهايشان آگاهتر
    نماييم در اين صورت اخلاق بهتر در ميان مردم پيدا می‏شود

    315
    امضاء

  4. Top | #294

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    كما اينكه سقراط هم چنين نظريه ای داشت ، و در كلمات حضرت امير نيز
    اين سخن را به شكل ديگری می‏بينيم : « علموهم و كفی » ( 1 ) . سقراط هم‏
    می‏گفت : مردم را دانا كنيد ، اخلاق خوب پيدا می‏شود البته او روی يك‏
    مبنا می‏گفت ، كما اينكه علموهم و كفی هم روی يك مبناست ، راسل هم كه‏
    می‏گويد : مردم را دانا كنيد و كافی است ، روی مبنای ديگری است دانشی كه‏
    او می‏گويد يعنی توجه دادن به عكس العمل ها : عكس العمل های فعلها را به‏
    افراد بشر بياموزيد ، همه خوب می‏شوند .
    بنابر نظريه راسل ، تربيت بيشتر در مقوله تعليم وارد می‏شود و پرورش‏
    وارد مقوله آموزش می‏گردد .
    گفتم نظريه راسل بر ضد انساندوستی است و بر خلاف شعارهای خود اوست‏
    اين نظريه ، ريشه اخلاق را زير كانه زده است بنابر نظريه جناب راسل ،
    اخلاق فقط در جايی می‏تواند اخلاق باشد كه انسان نگران عكس العمل سوء
    ديگران بر ضد منافع خودش باشد يعنی بنابر اين نظريه ، يك آدم ضعيف اگر
    هوشيار باشد ، عمل ضد اخلاقی انجام نمی‏دهد چون می‏بيند ديگران می‏آيند چند
    برابر ، منافع او را پايمال می‏كنند يك آدمی هم كه نيروی ديگران را مساوی‏
    با نيروی خودش می‏بيند عمل ضد اخلاقی انجام نمی‏دهد چون می‏بيند همان اندازه‏
    كه او می‏تواند از ديگران ببرد ، ديگران می‏توانند از او ببرند .
    بعد به جناب راسل می‏گوئيم : اخلاق در درجه اول آن است كه بتواند اقويا
    را كنترل بكند . بنابر اين نظريه ، ظلم اقويا ضد اخلاقی نيست

    پاورقی :
    1 ) [ مردم را بياموزانيد و همين كافی است ] .

    316
    امضاء

  5. Top | #295

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    ( ايراد بزرگ بر راسل همين است ) و آنچه نيكسون در ويتنام يا خاورميانه‏
    انجام می‏دهد ضد اخلاق نيست ، چون همه حسابهايش را كرده ، می‏داند كه‏
    زورش خيلی زياد است و هر چه بخواهد ببرد و بدزدد ، نيرويی كه بتواند
    منافع او را پايمال بكند وجود ندارد وقتی كه اخلاق عبارت شد از منفعتجوئی‏
    هوشيارانه ، اين منفعتجويی هوشيارانه ، برای ضعيف و برای كسی كه نيرويش‏
    با ديگران متساوی است يك جور است ، ولی برای قوی جور ديگری است قوی‏
    اگر مطمئن شد كه ضعيف نمی‏تواند عكس العملی عليه او انجام بدهد ، هر
    ظلمی كه بكند ، عملش اخلاقی است و ضد اخلاقی نيست ، چون يك منفعتجويی‏
    هوشيارانه و حساب شده است بنابر اين اينكه اسرائيل هواپيمای ميگ را
    می‏اندازد ، اگر به نيروی خودش و نيروی آمريكا صد در صد اطمينان داشته‏
    باشد و بداند كه طرف ضعيف است و نمی‏تواند تلافی بكند ، از نظر جناب‏
    راسل كار ضد اخلاقی انجام نداده پس جناب راسل ! اين شعارهای انساندوستی‏
    تو كه در خيابانها راه می‏افتی و عليه جنگ ويتنام و غيره شعار می‏دهی برای‏
    چيست ؟ او زور دارد و آن كار را به حكم زورش و به حكم هوشش و به حكم‏
    دركش كه می‏داند عكس العملی ندارد انجام می‏دهد تو خودت آن را تجويز
    كردی ( 1 ) .
    وصلی الله علی محمد و آله الطاهرين .


    پاورقی :
    1 - [ مكتب اخلاقی راسل را استاد شهيد در يك سخنرانی ديگر ( انتهای‏
    بحث اخلاق كمونيستی ) بيان كرده اند نظر به اينكه آن بيان نيز نكات‏
    بديعی دارد ، عينا در پايان كتاب آورده شده است ] .


    317
    امضاء

  6. Top | #296

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    ضميمه 2 :

    [ مكتب اخلاقی راسل ]
    اخلاق ديگر ، اخلاقی است كه برتراندراسل پيشنهاد می‏كند كه در كتابهای‏
    متعددی نظريه اش را بيان كرده است يكی از آن كتابها كتاب معروف "
    جهانی كه من می‏شناسم " است كه در آن ، فصلی را به اخلاق اختصاص داده‏
    ديگر ، كتاب " زناشويی و اخلاق " است اگر چه آنجا بحثش فقط درباره‏
    اخلاق جنسی است ، ولی باز كل نظريه اش روشن می‏شود به نظرم در كتاب "
    جهان بينی علمی " هم هست . يكی دو جای ديگر هم هست كه الان يادم نمی‏آيد
    .
    راسل اخلاقش به اصطلاح اخلاق عقلی به معنی اخلاق تيز هوشی است او در واقع‏
    به دليل همان مادی فكر كردنش ، به هيچ معياری از معيارهای اخلاقی قائل‏
    نيست ، نه به خير و فضيلت افلاطون اعتقادی دارد ، نه به حد وسط ارسطو ،
    و نه به اخلاق وجدانی يعنی احساس تكليف كانت می‏گويد بشر يك موجودی‏
    است كه جبرا منفعتخواه آفريده شده ، جز در پی سود خودش نيست ، بقيه‏
    همه اش حرف است ، باور نكنيد كه بشر جز سود خودش چيز ديگری را بخواهد
    از طرف ديگر ما در جامعه نياز داريم به يك سلسله روابط حسنه كه نام‏
    آنها را اخلاق گذاشته ايم می‏گوييم حقوق يكديگر را رعايت كنيم ، نسبت به‏
    يكديگر احترام بگزاريم ، وظايف اجتماعی خودمان را انجام بدهيم . وظايف‏
    و تكاليف خود را

    318
    امضاء

  7. Top | #297

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    انجام دادن ، حقوق ديگران را رعايت كردن ، به شخصيت ديگران احترام‏
    گزاردن ، آنچه كه بشر در زندگی اجتماعی اش به آن احتياج دارد به نام‏
    اخلاق ، همينهاست بعد می‏گويد اخلاق اين است كه ما كاری بكنيم كه همين‏
    اصول در جامعه حكمفرما باشد ، افراد همه معتقد به اين اصول بشوند كه حقوق‏
    يكديگر را رعايت كنند ، وظائفشان را انجام بدهند ، به يكديگر احترام‏
    بگذارند ، و از اين قبيل شما می‏خواهيد اينها را بر يك مبنای غير مادی‏
    قرار بدهيد : چرا حقوق يكديگر را رعايت كنيم ؟ چون فضيلت اين است ، يا
    چون تكليف و مسؤوليت چنين ايجاب می‏كند ، می‏گويد : نه ، اين حرفها
    اساس و پايه ای ندارد ، حقيقت اين است كه منافع انسان هم در همين است‏
    ما بايد به بشر بفهمانيم كه تو بايد دنبال منافع و خوشی خودت باشی ، و
    منافع تو در همين است اشتباه می‏كنی كه خيال می‏كنی اگر حق ديگری را
    پايمال بكنی به خودت سود رسانده ای ، يا اگر تكليف خودت را انجام‏
    ندادی به خودت سودی رساندی ، و يا اگر احترامات را رعايت نكردی همين‏
    طور ( اين مثالها را من می‏گويم ، او نمی‏گويد ) اينها همه اشتباه است‏
    بايد عقل و هوش بشر را زياد كرد و به او دوربينی داد آدمی كه خيال می‏كند
    سودش در پايمال كردن حقوق مردم است ، به علت نزديك بينی اش است ،
    پيش پا پيش را می‏بيند و دور را نمی‏بيند [ و به عبارت ديگر ] عكس‏
    العمل ها را توجه ندارد بايد به بشر مجموع عكس العمل ها را فهماند اين‏
    مثال را من می‏گويم : فرض كنيد عده ای در يك اتاق با همديگر زندگی‏
    می‏كنند هر فردی ممكن است به دليل تنبلی يا به هر دليل ديگری به وضع اين‏
    اتاق اهميت ندهد ولی انتظار هم داشته باشد كه اين اتاق هميشه پاكيزه و
    مرتب باشد ولی زود می‏شود به اين جمع فهماند كه منفعت فرد فرد ما اين‏
    است كه اين وظائف را در مورد اين اتاق عمل بكنيم بشر زود می‏تواند اين‏
    مطلب را بفهمد وقتی من فهميدم كه منفعت فرد من در همين است ، شما هم‏
    بفهميد كه منفعت فرد شما در همين است ، ديگری هم بفهمد كه منفعت فرد
    خودش در همين است ، قهرا همه اين كار را خواهند كرد ، چون انسان‏
    منفعتخواه


    319
    امضاء

  8. Top | #298

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    است . مثال می‏زند ، می‏گويد : من ممكن است ابتدا فكر بكنم كه اگر بروم‏
    گاو همسايه را بدزدم سود بيشتری خواهم داشت ، ولی وقتی به من بفهمانند
    كه اگر تو گاو همسايه را بدزدی همسايه هم گاو تو را می‏دزدد و آن همسايه‏
    ديگر هم مثلا الاغت را می‏دزدد ، و تو به جای اينكه يك سود ببری صد زيان‏
    می‏بری ، بديهی است گاو همسايه را نمی‏برم تا گاو مرا نبرند ، و اين خيلی‏
    طبيعی است پس فقط بايد به بشر تيز هوشی داد و به او حالی كرد كه آنچه‏
    اخلاق ناميده می‏شود همان چيزهايی است كه سود همگان را در بر دارد اين هم‏
    يك نوع مكتب اخلاقی كه در واقع ارزشهای اخلاقی را انكار كرده ، يعنی باز
    مقياس ، منافع شده منتها تا حالا هميشه گفته می‏شد كه اخلاق چيزی است كه‏
    با منافع تزاحم پيدا می‏كند و آن كه فلان ارزش اخلاقی را بر منفعت مقدم‏
    بدارد كارش اخلاقی است ، ولی اين مكتب می‏گويد چرا شما می‏آييد ميان‏
    منفعت و كار اخلاقی تعارض قائل می‏شويد و بعد می‏گوييد منفعت را انسان به‏
    حسب طبع خودش دنبالش می‏رود ، اما كار اخلاقی را روی چه حسابی انجام دهد
    ؟ و بعد می‏خواهيد برايش يك مقياس و ميزان بيان كنيد و هر كدام چيزی‏
    می‏گوييد خير ، كار اخلاقی آن كاری است كه در دور دست ، منافع را تأمين‏
    می‏كند ، و كار غير اخلاقی يعنی كاری كه در آن ، انسان فقط همان نزديكش را
    می‏بيند .
    ما يك مثال ديگر عرض می‏كنيم : بچه ای كه می‏خواهد برود دبستان ،
    نزديك بين است ، برای همين امروزش فكر می‏كند ، و متأسف است كه امروز
    من بايد بروم مدرسه ، چهار ساعت در آنجا باشم ، بازيهای من فوت بشود ،
    اينهمه خوشی از من فوت بشود خودش را بين يك خوشی و يك زحمت می‏بيند :
    خوشی امروز ، و زحمت امروز تيز هوشی ندارد كه دنبال قضيه را ببيند كه‏
    اگر من امروز درس نخوانم بعدها اين درس نخواندن به كجا منتهی می‏شود ، و
    درس خواندن به كجا منتهی می‏شود ؟ او نمی‏فهمد ولی پدر و مادر می‏فهمند
    آنها سود بچه را می‏خواهند ، بچه هم سود خودش را می‏خواهد ، ولی بچه سود
    خودش را در شعاع كوچك

    320
    امضاء

  9. Top | #299

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    می‏بيند ، پدر و مادر سود او را در شعاع بزرگ می‏بينند و لهذا آن منفعت‏
    بينی پدر و مادر منتهی می‏شود به تحمل چنين محروميت و رنجی كه رنج درس‏
    خواندن باشد ولی بچه چون نزديك بين است نمی‏خواهد اين كار را انجام دهد
    [ طبق اين مكتب ] تمام كارهای اخلاقی از اين قبيل است : من بايد راست‏
    بگويم ، سودمن در راست گفتن است ، اگر دروغ بگويم افراد ديگر نيز به من‏
    دروغ می‏گويند من بايد امين باشم ، اگر امانت به خرج ندهم هيچ كس امانت‏
    به خرج نمی‏دهد و اين صد در صد به ضرر من است ، پس نفع من در امين بودن‏
    است .
    سخن راسل در واقع انكار اخلاق به عنوان يك ارزش است ، چون اخلاق را در
    سود پياده كرده پس اولين ايرادی كه به آقای راسل وارد است اين است كه‏
    اخلاقی او پيشنهاد می‏كند فاقد ارزش متعالی و قداست است و چيزی ما فوق‏
    منفعت نيست بلكه خود منفعت است ، و اين بر خلاف شعارهايی است كه خود
    راسل می‏دهد يكی از كسانی كه شعارهايش بر ضد فلسفه اش می‏باشد راسل است‏
    او خودش را در دنيا معروف كرده بود به انساندوستی و انسان خواهی و حال‏
    آن كه اصلا فلسفه اش بر ضد آن است ، فلسفه اش فلسفه منفعتخواهی است‏
    پس تمام ارزشهای صلح دوستی راسل به شخص خودش بر می‏گردد : چرا من امروز
    در انگلستان با جنگ در ويتنام مخالفت می‏كنم ؟ برای اينكه سود شخص من‏
    در اين است بنابر اين كار تو ارزش ندارد .
    ثانيا اين اخلاق پيشنهادی فقط در جايی نافع است كه قدرتها متساوی باشند
    ، مثل همان دو تا همسايه : من گاو همسايه را نمی‏دزدم چون همسايه می‏آيد
    گاو مرا می‏دزدد وقتی كه دو نيروی برابر در مقابل يكديگر قرار بگيرند يا
    يك نيروی ضعيف در مقابل نيروی قوی قرار بگيرد ، اين را خوب ملاحظه‏
    می‏كنند اما در جايی كه يك نيرو فوق العاده قوی است و يك نيرو ضعيف ،
    و اين نيروی قوی می‏داند كه آن نيروی ضعيف تا صد سال ديگر هم نمی‏تواند
    منافع او را بگيرد ، اخلاق برای او چنين اقتضائی ندارد . بنابر اين اگر
    مثلا برژنف در مقابل كارتر قرار

    321
    امضاء

  10. Top | #300

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : فلسفه اخلاق


    بگيرد ، اخلاق حكم می‏كند كه هم كارتر اخلاقی باشد چون رقيب گردن كلفتی مثل‏
    او دارد ، و هم برژنف اخلاقی باشد چون رقيب گردن كلفتی مثل اين دارد ،
    ولی هر دوی اينها در مقابل ملل ضعيف ، هيچ وقت اخلاق اقتضا نمی‏كند كه [
    اخلاقی باشند ] چون می‏دانند كه ملل ضعيف تا صد سال ديگر هم قدرت ندارند
    [ منافع آنها را بگيرند ] بلكه از اول نمی‏گذارند اينها قدرت پيدا كنند ،
    و بنابراين اطمينان خاطر كامل پيدا می‏كنند ، و در اين صورت اين اخلاقهای‏
    بر اساس منفعت مثل اخلاق راسل به چه كار می‏آيد ؟ ! اصلا اخلاق برای اين‏
    است كه جلوی قدرتمند را در كمال قدرت بگيرد : « اولی الناس بالعفو
    اقدر هم علی العقوبة » ( 1 ) ، آن كه بيشتر قدرت دارد ، به او بيشتر
    تلقين بكند به عفو و گذشت و غيره والا اخلاقی كه بر اساس منافع باشد ،
    پايه دومش هم تساوی قدرتهاست ، يعنی فقط بر فرض تساوی قدرتها كارگر
    است من وقتی كه در برابر رقيبی كه لااقل به اندازه خودم قدرت و زور دارد
    قرار بگيرم هيچ وقت آهنگ كشتن او را نمی‏كنم چون او هم ممكن است آهنگ‏
    كشتن مرا بكند اگر صدی پنجاه احتمال می‏دهم كه او را می‏كشم ، صدی پنجاه هم‏
    احتمال می‏دهم كشته بشوم ، بديهی است نمی‏كنم يا مثل داستان آن مرد اداری‏
    و دوستش كه در آخر گفت : پس بهتر است هر دومان مواظب همديگر باشيم‏
    در جايی كه دو نفر از نظر قدرت متساوی باشند همين طور است اما اگر
    متساوی نبودند ديگر اخلاق وجود ندارد بنابراين اين اخلاق هم اخلاق نيست ،
    انكار اخلاق است در واقع فلسفه راسل معنايش اين است : اخلاق را رها كنيد
    چون اخلاق مساوی است با ارزش داشتن ، قد است ، و چيزی ما فوق منافع و
    مافوق حيوانيت اخلاق يعنی انسانيت ، و انسانيت يعنی ارزشی مافوق‏
    حيوانيت ، و كاری مافوق منافع معنی حرف راسل اين است كه اخلاق ، اساسی‏
    ندارد ، ولی آن نتيجه ای را كه شما از اخلاق می‏توانيد بگيريد از تعليم هم‏

    پاورقی :
    1 - نهج البلاغه ، حكمت . 49


    322
    امضاء

صفحه 30 از 31 نخستنخست ... 20262728293031 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی