سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 31 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    خود مسلط شد - به تعبير او - بر جهان مسلط شده است . و در همه جهان يك‏ نيكی وجود دارد و آن دوست داشتن ديگران است مانند دوست داشتن خود ( همه شاهد عرض من در نقل سخن گاندی در اين يك جمله است )

    اين است كه‏ می‏گوييم اخلاق هندی بر پايه دوست داشتن بنا شده است در مسيحيت هم‏ می‏بينيم كه لااقل به حسب ادعا بر محبت تأكيد شده است

    ( هنديها كه شرقی‏ هستند دروغ و نفاقشان كمتر است مسيحيها كه غربی هستند اغلب نعل وارونه‏می‏زنند اين است كه درباره آنها می‏گوييم به حسب ادعا ) مبشران و مبلغان‏ مسيحيت ، حرفشان همواره اين است كه ما پيام آور محبتيم

    ، مسيح پيامبر محبت بوده است ، محبت بورز ، عشق بورز ، مهر بورز ، تا آنجا كه‏ می‏گويند اگر يك نفر به طرف راست صورتت سيلی زد طرف چپ صورتت را بياور .

    طبق اين نظريه ، اخلاق يعنی نيكی كردن به معنی محبت ورزيدن ، دوست‏ داشتن ديگران آيا اين نظريه صحيح است يا صحيح نيست ؟

    نقد اين نظريه :


    الف : هر محبتی اخلاق نيست

    اين نظريه صدی پنجاه صحيح است ولی صدی پنجاه صحيح نيست .

    ايرادهايی‏
    بر اين نظريه وارد است يكی اينكه هر محبتی را نمی‏توان اخلاق دانست‏
    گواينكه قابل ستايش و مدح هست ولی در عين حال اخلاق نيست هر كاری كه‏
    قابل مدح باشد اسمش اخلاق نيست .


    42


    امضاء

  2. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    كار يك قهرمان كه زور بازو دارد قابل مدح و ستايش است ولی اسمش اخلاق‏ نيست در اخلاق عنصر اختيار و اكتساب يعنی غير غريزی بودن خوابيده است‏

    اگر انجام كاری برای انسان غريزه بود يعنی طبيعی و فطری و مادر زاد بود و انسان آن را تحصيل نكرده و به اختيار خودش به دست نياورده بود ، آن كار ، با شكوه و عظمت و قابل مدح هست ولی در عين حال اخلاق نيست ، مثل‏ محبت پدر و مادر نسبت به فرزند ، و مخصوصا محبت مادرانه احساسات يك‏ مادر نسبت به فرزندش ،

    احساساتی بسيار عالی و بسيار با شكوه و عظمت‏ است ، قابل ستايش به معنی قابل مدح هست ، ولی يك مادر به دليل اينكه‏ احساسات دوستانه بسيار شديدی نسبت به فرزند خودش دارد ما نمی‏توانيم‏ احساسات او را اخلاقی بدانيم ،

    به دليل اينكه همين مادر نسبت به كودك‏ ديگری كه مثلا فرزند همسايه اش می‏باشد
    ( نمی‏گويم فرزند هوويش كه احيانا ضد او احساسات به خرج می‏دهد ) بی تفاوت است اين احساسات ، احساس غير دوستی هست اما اين غير منحصر است به فرزند خودش ، و به علاوه او اين‏ احساسات را كسب و تحصيل نكرده ،

    به اختيار خودش به دست نياورده بلكه‏ قانون حكيمانه خلقت اين احساسات بسيار شديد را به او داده است برای‏ اينكه نظام امور درست بشود ، چون اگر چنين نبود هيچ مادری بچه خودش را پرستاری نمی‏كرد بنابر اين احساسات مادر احساسات غير دوستانه است ناشی‏ از يك عاطفه ، و از دائره " خود " يعنی " فرد " خارج است ،

    ولی‏ نمی‏شود اين احساسات را احساسات اخلاقی ، و كار مادر را اخلاق ناميد احساسات پدر و احساسات خويشاوندی و ارحام و نيز هموطن دوستی و مليت‏
    دوستی هم همين گونه
    43



    امضاء

  4. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  5. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    است . احساساتی را كه انسان كسب نكرده نمی‏شود اخلاق به حساب آورد .

    ب : اخلاق محدود به غير دوستی نيست

    ايراد ديگر : دايره اخلاق از حدود غير دوستی وسيعتر است همه اخلاقها يعنی همه كارهای مقدس و با شكوه انسان از نوع غير دوستی نيست نوعی ديگر يعنی يك سلسله كارهای با عظمت و شكوه و قابل تقدير و تقديس و آفرين‏ گويی و حمد در انسان هست بدون اينكه ربطی به غير دوستی داشته باشد ، و همان طور كه انسان ،
    ايثار يا احسان را تقديس می‏كند ، آن كار را هم‏ تقديس می‏كند مثل آن چيزی كه عرب از آن به اباء الضيم تعبير می‏كند يعنی‏ تن به ذلت ندادن انسانها در آن وقت كه با خطری مواجه می‏شوند و امرشان‏ دائر است ميان اينكه زيانی را متحمل بشوند و عزتشان را حفظ كنند و يا برای اينكه زيان مالی يا جانی را متحمل نشوند تن به ذلت و پستی بدهند ، مختلفند ما انسانهايی را در تاريخ می‏بينيم كه جان خودشان را از دست‏ می‏دهند و تن به ذلت نمی‏دهند ، می‏گويد :

    « الموت اولی من ركوب العار »
    ( 1 ) مرگ بهتر است از اينكه انسان ننگ ذلت را متحمل بشود


    اميرالمؤمنين فرمود : « و الحيوه فی موتكم قاهرين » ( 2 ) .
    گاندی می‏گويد : " در جهان فقط يك نيكی وجود دارد و آن


    پاورقی :
    شماست در حالی كه پيروز باشيد ] .
    1 ) لهوف ( با ترجمه ) ، ص 119 نفس المهموم ، ص . 187 2 ) نهج البلاغه فيض ، خطبه 51 ، ص 138 [ ترجمه : زندگی در مرگ‏


    44



    امضاء

  6. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  7. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    دوست داشتن ديگران است " . نه ، در جهان ، غير از دوست داشتن ديگران‏ نيكی ديگر هم وجود دارد . يك مثالش همين بود كه عرض كردم .

    ج : مفهوم انساندوستی

    ثالثا محبت انسان ، احتياج به تفسير دارد غالبا آن را " غير دوستی " تفسير كرده اند ، و آنها كه كمی بالاتر رفته اند گفته اند [ انساندوستی ] ( 1 )

    اولا ايراد وارد است كه چرا انساندوستی ؟

    خوب بگوييم جاندار دوستی‏ واقعا اگر انسان نسبت به يك حيوان عاطفه به خرج بدهد مثل داستان آن‏ شخصی كه در حديث است سگ تشنه ای را سيراب كرد ، خف خودش را ، كفش‏ خودش را در چاه فرستاد و به زحمت آب آورد و سگ را سيراب كرد ، اين‏ كار اخلاق نيست چون انساندوستی نيست ؟

    آيا انسان فقط بايد انسانها را دوست داشته باشد و جاندارهای ديگر را نبايد دوست داشته باشد ؟
    بلكه همه‏ چيز را بايد دوست داشته باشد به قول سعدی : به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه‏ عالم از اوست به ارادت بخورم زهر كه شاهد ساقی است به جلادت بكشم درد كه درمان‏ هم از اوست چرا فقط بگوييم انساندوستی ؟

    لااقل بگوييم جاندار دوستی تازه انساندوستی‏ احتياج به تفسير دارد همين جاهاست كه اگر اندكی افراط بشود ، به نام‏ انساندوستی " انسان دشمنی " . صورت می‏گيرد چطور ؟

    مقصود از انسان چيست ؟


    آيا انسان يعنی همين حيوان يك سرو دو

    پاورقی :
    1 ) افتادگی از نوار است .

    45



    امضاء

  8. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  9. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    گوش ؟ هر جا كه ما اين حيوان يك سرو دو گوش را ديديم بگوييم انسان‏ است و از نسل آدم ابوالبشر ؟ و هر چه از نسل آدم ابوالبشر است ما بايد او را دوست داشته باشيم می‏خواهد لومومبا باشد يا موسی چومبه ، چون هر دو در اين جهت يكسان اند ؟

    يا مقصود از انسان نه هر انسانی است ، نه انسان‏ بالقوه و نه انسان ضد انسان ، بلكه انسان دارای انسانيت است ، و انساندوستی ، به خاطر انسانيت دوستی يعنی به خاطر دوستی ارزشهای انسانی‏ است هر انسانی به هر اندازه كه واجد ارزشهای انسانی است لايق دوستی است‏ و به هر اندازه كه از انسانيت خلع شده ولو به ظاهر مانند انسانهای ديگر است [ لايق دشمنی است از نظر ظاهر ]

    چنگيز و يزيد بن معاويه و حجاج بن‏ يوسف هم انسان اند ولی انسانهايی كه چيزی كه در آنها وجود ندارد ارزشهای‏ انسانی است ، انسانهايی ضد انسان پس انساندوستی احتياج به تفسير دارد انساندوستی يعنی هر انسانی به هر نسبت كه از ارزشهای انسانی بهره مند است شايسته دوستی است ،
    و انسانی هم كه بالفعل از ارزشهای انسانی بهره‏ مند نيست باز لايق دوستی است برای رساندن او به ارزشهای انسانی يك‏ انسان كامل ، يك انسان فاقد ارزشهای انسانی را هم دوست دارد ولی نه‏ اينكه چون دوستش دارد فقط می‏خواهد شكمش را سير بكند دوست دارد كه او را نجات بدهد و برساند به ارزشهای انسانی به اين معناست كه پيغمبر اكرم‏ رحمة للعالمين است ، برای همه مردم اعم از كافر و مؤمن رحمت است .

    پس اين يك معيار درباب اخلاقيات كه گفته شده است ، و ديديم اين‏ معيار ، كامل نيست صد در صد نفی نمی‏كنيم ولی معيار كاملی نيست بخشی از حقيقت در اين معيار هست نه تمام حقيقت .
    46



    امضاء

  10. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  11. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    نظريه فلاسفه اسلامی - اراده
    نظريه ديگری درباب معيارهای اخلاق انسانی هست و آن نظريه اراده است‏ اين نظريه احتياج به مقداری توضيح دارد اگر يك مقدار بيانم دشوار است‏ كوشش می‏كنم بيشتر توضيح بدهم معروف است كه
    : " هر حيوانی متحرك بالا راده است يعنی هر حيوانی با اراده حركت می‏كند ، اراده می‏كند كه فلان جا برود ، می‏رود انسان هم مثل هر حيوانی متحرك بالا راده است " ولی اين‏ اشتباه است در حيوانات آنچه وجود دارد ميل و شوق است در انسان هم يك‏ سلسله ميلها و شوقها وجود دارد ولی در انسان چيزی وجود دارد به نام اراده‏ كه در حيوان وجود ندارد اراده همدوش عقل است ، هر جا كه عقل هست اراده‏ هست ،
    آنجا كه عقل نيست اراده هم وجود ندارد انسان می‏تواند متحرك بالا راده باشد ولی گاهی هم متحرك با اراده نيست ، متحرك بالشوق و الميل‏ است . حيوان هميشه متحرك بالشوق و الميل است .

    فرق ميل و اراده

    فرق ميل و اراده چيست ؟ ميل در انسان ، كششی است به سوی يك شی خارجی‏ انسان گرسنه است ، غذايی سر سفره می‏آورند ، در خودش احساس ميل به غذا می‏كند يعنی نيرويی در درون انسان هست كه او را می‏كشد به سوی غذا ، يا مثل اين است كه نيرويی در غذا باشد كه انسان را می‏كشاند به سوی خودش‏ ميل ، جاذبه و كششی است ميان انسان و يك

    47



    امضاء

  12. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  13. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    عامل خارجی كه انسان را به سوی آن شی خارجی می‏كشاند انسان يا حيوان گرسنه‏ می‏شود ، ميل به مأكولات در او به وجود می‏آيد ، تشنه می‏شود ، ميل به‏ نوشيدن آب در او پديد می‏آيد غريزه جنسی ميل به جنس مخالف است‏
    استراحت كردن نيز خود يك ميل است " ميل " همان طور كه عرض كردم ، كشش است ، مثل يك نيروی جاذبه است ، وقتی كه پيدا می‏شود انسان را به‏ سوی شی خارجی می‏كشد عاطفه مادری هم خودش يك ميل است ، و حتی عواطف‏ عالی انسانی هم يك ميل است مثلا اينكه انسان در برخورد به يك مستمند ، در خودش احساسی می‏يابد كه به او كمك بكند ، يعنی يك ميل در او پيدا می‏شود كه به او كمك بكند .

    ولی اراده به درون مربوط است نه بيرون ، يعنی يك رابطه ميان انسان و عالم بيرون نيست ، بلكه بر عكس ، بعد از اينكه انسان انديشه و محاسبه‏ می‏كند ميان كارها ، دور انديشی و عاقبت انديشی می‏كند ، سبك سنگين می‏كند ، با عقل خودش مصلحتها و مفسده ها را با يكديگر می‏سنجد و بعد تشخيص‏ می‏دهد كه اصلح و بهتر اين است نه آن ، آنوقت اراده می‏كند آنچه را كه‏ عقل به او فرمان داده انجام دهد نه آنچه كه ميلش می‏كشد ، و بسياری از اوقات و شايد غالب اوقات آنچه كه عقل مصلحت می‏داند و انسان اراده‏ می‏كند بر حكم فتوای عقل انجام بدهد ، بر ضد ميلی است كه در وجودش‏
    احساس می‏كند فرض كنيد شخصی رژيم غذايی دارد سر سفره ای نشسته است و غذای مطبوعی وجود دارد ميل او را می‏كشد كه از آن غذای مطبوع بخورد ، ولی‏ در مجموع حساب می‏كند كه اگر من اين غذای مطبوع را بخورم چه عوارضی خواهد داشت بر خلاف ميل خودش تصميم می‏گيرد كه نخورد يا ديگری اصلا طبعش از دواتنفر دارد ، نه تنها ميل به دوا


    48

    امضاء

  14. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  15. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    ندارد بلكه ضد ميل در او وجود دارد ، ولی در مجموع وقتی كه حساب می‏كند می‏بيند مصلحت اين است كه دوا را بخورد تصميم می‏گيرد و علی رغم تنفر و بی ميلی خودش آن دوا را می‏خورد اراده يعنی تحت كنترل قرار دادن همه‏ ميلهای نفسانی و ضد ميلهای نفسانی يعنی تنفرها ، خوفها و ترسها خوف بر عكس ميل ، انسان را فراری می‏دهد ولی اراده گاهی با خوف هم مبارزه می‏كند ،

    می‏گويد : ايستادگی كن ، كه اسمش می‏شود شجاعت . پس اراده نيرويی است در انسان كه همه ميلها و ضد ميلها را ، همه‏ كششها و تنفرها ، خوفها ، بيمها و ترسها را تحت اختيار خود قرار می‏دهد و
    نمی‏گذارد كه يك ميل يا ضد ميل انسان را به يك طرف بكشد

    به عقل‏ می‏گويد : جناب عقل ! بيا بنشين محاسبه كن ببين در مجموع ، سعادت و مصلحت چه اقتضاء می‏كند ؟ هر چه را كه مصلحت اقتضاء می‏كند بگو ، اجرائش‏ با من .
    مطابق اين نظريه ، كار اخلاقی كاری است كه نه ناشی از تسلط يك ميل‏ باشد ولو آن ميل عاطفه محبت باشد [ و نه ناشی از تسلط يك ضد ميل ] يعنی‏ اگر شما مثل يك آدم مجبور ، تحت تأثير عاطفه محبت قرار بگيريد ، اين‏
    اخلاقی نيست مثلا شما يكدفعه دلتان می‏سوزد ، بی اختيار می‏شويد و كاری را انجام می‏دهيد می‏گويند چرا اين كار را كردی ؟

    می‏گوييد : دلم سوخت اين ، ضعف انسان است اگر عاطفه محبت در اختيار عقل و اراده باشد ، در يك جا عقل به اراده می‏گويد از اين ميل فردی پيروی كن ، و در جای ديگر می‏گويد پيروی نكن همين طور است در مورد اميال ديگر گرسنه ام ، احتياج به غذا دارم ، غذا خوردن مصلحت است اراده به ميل اجازه فعاليت می‏دهد ، من غذا را از روی ميل می‏خورم و تا يك


    49



    امضاء

  16. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  17. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    حد معين می‏خورم . چند لقمه به آخر مانده اراده می‏گويد كافی است ، از اين‏ بيشتر بخوری ناراحتی ايجاد می‏شود ، اگر چه ميل داری به خوردن نخور ، ديگر نمی‏خورم در عاطفه های انساندوستی هم همين جور است ای بسا در مواردی‏
    عاطفه يك جور حكم می‏كند ، عقل و اراده جور ديگری حكم می‏كند عاطفه ، دلسوزی است ، دل آدم می‏سوزد ، ولی اراده و عقل دور انديشی است آيه ای‏ داريم در قرآن و شعری دارد سعدی آيه قرآن درباب زناكار است ، مرد زناكار و زن زناكار :
    « الزانية و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما ماه جلده‏ و لا تأخذكم بهما رأفة فی دين الله ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الاخر و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين » ( 1 ) .


    می‏گويد زن زناكار و مرد زناكار را مجازات كنيد ، تازيانه بزنيد و گروهی از مؤمنين هم شاهد اين‏ منظره باشند ولی قرآن متوجه است كه وقتی می‏خواهند يك انسان جانی را مجازات كنند خيلی افراد دلشان می‏سوزد ، می‏گويند خوب است كه از مجازات‏ صرف نظر بشود اين يك احساس آنی است فكر نمی‏كند كه اگر بنا بشود هر جانی از مجازات معاف بشود پشت سرش جنايت بعد از جنايت است كه‏ صورت می‏گيرد عاطفه می‏گويد مجازات نكن ، عقل و مصلحت می‏گويد مجازات‏
    بكن ، با اينكه اينجا عاطفه ، عاطفه غير دوستی است و عاطفه خود دوستی‏ نيست ولی عاطفه كه منطق سرش نمی‏شود عاطفه ، دلسوزی است ، دست آدم را گرفته می‏گويد اين كار رانكن عقل و مصلحت اينجا خشونت به خرج می‏دهد می‏گويد تو نمی‏فهمی ، تو نزديك را می‏بينی و دور را نمی‏بينی ، اگر می‏توانستی دور را مثل نزديك ببينی چنين

    پاورقی :
    1 ) سوره نور ، آيه . 2

    50

    امضاء

  18. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  19. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    حكم نمی‏كردی . قرآن می‏گويد : « و لا تأخذكم بهما رأفة فی دين الله » آنجا كه پای مجازات الهی در ميان است و به مصلحت عامه بشريت است ، يك‏ وقت دلسوزيتان گل نكند . سعدی می‏گويد :
    ترحم با پلنگ تيز دندان ستمكاری بود بر گوسفندان

    خيلی عالی گفته . ترحم به يك پلنگ ، قطع نظر از منطق ، مصلحت و عقل‏ و اراده ، يك امر عاطفی است فرض كنيم پلنگی است كه گوسفندان ما را خورده است آيا بايد او را مجازات بكنيم يا رها نماييم ؟ اگر نزديك بين‏ باشيم و فقط پلنگ را ببينيم ، به او ترحم می‏كنيم و رهايش می‏نماييم ، ولی اگر دوربين باشيم مجازاتش می‏كنيم
    اگر جز اين پلنگ ، موجود ديگری در عالم نبود ، اين عاطفه ، عاطفه درستی بود اما اگر چشم را باز بكنيم و آنطرفتر را نگاه كنيم می‏بينيم ترحم ما به اين پلنگ مساوی است با قساوت‏ نسبت به صدها گوسفند عاطفه ، ديگر سرش نمی‏شود كه اين ترحم مستلزم‏ قساوتهای ديگری است عقل و مصلحت است
    كه همه را با يكديگر حساب می‏كند ، پشت سر اين عاطفه ، قساوتهايی رامی‏بيند . نظير اين ، حرفی است كه راجع به مجازات دزدی می‏گويند كه دست دزد بريدن ، قساوت است و با انسانيت و انساندوستی جور در نمی‏آيد دزد اگر دزدی هم كرد دستش را نبريم ،
    بگذاريم باشد بعد تربيتش می‏كنيم ، تربيتهايی كه نتيجه اش را هميشه در دنيا ديده ايم اينجور نيست نتيجه‏ اش همين است كه داريم می‏بينيم اگر قانون ابلاغ بشود كه بعد از اين دست‏ دزد از فلان جا بريده خواهد شد ، دست يك دزد كه بريده بشود ، ديگر تخم‏ دزدی بر چيده می‏شود ، در صورتی كه ما الان می‏بينيم به خاطر دزدی چه‏ جنايتها و آدمكشيها می‏شود ! يعنی خود دزدی مستلزم آدمكشيها و

    51



    امضاء

صفحه 4 از 31 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی