فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 5 از 31 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 301
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    جنايتهای خيلی فوق العاده می‏شود و شده است .
    اين مكتب می‏گويد ملاك و معيار اخلاقی بودن ، عاطفه نيست بلكه عقل و اراده است عاطفه هم بايد در زير فرمان عقل و اراده كار خودش را انجام‏ بدهد ،
    و الا اگر عاطفه را به نام كار اخلاقی آزاد بگذاريد كار ضد اخلاقی‏ انجام می‏دهد در اخلاقی كه فلاسفه اسلامی روی آن زياد تكيه می‏كنند اين مسئله‏ هست كه اخلاق كامل ، اخلاقی است كه بر اساس نيرومندی عقل و نيرومندی‏ اراده باشد ، و ميلهای فردی ، ميلهای نوعی و اشتياقها ،
    همه تحت كنترل‏ عقل و اراده باشند طبق اين نظريه قهرمان حقيقی اخلاق آن كسی است كه بر وجودش عقل و اراده حاكم است و البته در وجود انسان عواطف غير فردی هم‏ زياد وجود دارد ولی آنها چشمه هايی است در وجود انسان كه با كنترل عقل و اراده در جای خودش باز می‏شود ، و لهذا انسانهای كامل اينچنين ، گاهی‏ كارهايی از آنها صادر می‏شود كه در نهايت رقت عاطفی است و وقتی انسان‏ روح اينها را در آن صحنه می‏بيند ،

    می‏بيند از گل نازكتر و از نسيم لطيفتر است ، ولی همان انسان را در جای ديگر با ديدن كوچكترين منظره ای آنچنان‏ به خود می‏لرزد كه اصلا قابل ضبط و كنترل نيست مگر علی بن ابی طالب اين‏ جور نبود ؟ اگر انسانی صرفا تحت تأثير عاطفه خودش باشد ،

    از آنجا كه‏ عاطفه منطق ندارد و كور است ، آن شخص بايد در همه موارد همين جور باشد ولی وقتی كه چشمه عاطفه در وجودش در اختيار عقل و اراده است ، در يك‏ جا روحش لطافت و رقت و عظمت اينگونه نشان می‏دهد و در جای ديگر او را
    در
    52



    فلسفه اخلاق

  2. #42
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    نهايت خشونت می‏بينی كه هيچ تكان نمی‏خورد .

    طبق اين نظريه ، اخلاق يعنی حكومت عقل و اراده بر وجود انسان به طوری‏ كه تمام ميلها
    اعم از ميلهای فردی و ميلهای اجتماعی در اختيار عقل و اراده باشد بنابر اين " اخلاق " در اين مكتب بر می‏گردد به حكومت عقل و حكومت اراده اين كه عرض كردم اين سخن ، نظر فلاسفه اسلامی است و نمی‏گويم‏

    نظر اسلام ، بدين جهت است كه نظر اسلام يك مطلب است ، نظر فلاسفه اسلامی‏ مطلب ديگر الزام نيست كه هميشه فلاسفه اسلامی در حرفهايی كه گفته اند توانسته باشند مسائل اسلامی را به طور كامل بيان كرده باشند لااقل قسمتی از حقيقت را ممكن است گفته باشند ، و من به نام اسلام عرض نمی‏كنم .
    نظر سوم را هم اجمالا عرض می‏كنم .
    نظريه وجدانی


    53


    فلسفه اخلاق

  3. #43
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    همه چيز را - به انسان الهام می‏كند . در كارهايی كه اسمش را كار اخلاقی‏ می‏گذاريم وجدان به انسان الهام می‏كند ، می‏گويد اين كار را بكن ، آن كار را نكن كار اخلاقی كاری است كه از وجدان الهام گرفته شده باشد كار طبيعی‏ كاری است كه به وجدان مربوط نيست ، به طبيعت ارتباط دارد ، مثل غذا خوردن ، آب نوشيدن و امثال اينها ولی كار اخلاقی به طبيعت انسان ارتباط ندارد ، به وجدان انسان ارتباط دارد ، به فرمانی است كه انسان از ضمير خود می‏گيرد .


    نظر قرآن درباره وجدان


    قرآن در مورد اينكه انسان مجهز به يك سلسله الهامات فطری هست سكوت‏ نكرده است .
    در سوره مباركه والشمس می‏خوانيم : « و الشمس و ضحيها 0 و القمر اذا تليها 0 و النهار اذا جليها 0 و الليل اذا يغشيها 0 و السماء و ما بنيها 0 و الارض و ما طحيها 0 و نفس و ما سويها 0 فالهمها فجورها و تقويها »( 1 ) .

    آخرين سوگند اين است : سوگند به روح بشر و اعتدال آن‏ كه خدای متعال به روح بشر كارهای فجور و كارهای تقوا را الهام كرد كه چی‏ فجور است ، چی فسوق است ، چی زشت و نبايد كردنی است و چی تقوا و پاكی‏
    است و بايد انجام بشود .

    وقتی اين آيه قرآن نازل شد : « تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان »( 2 ) بر كارهای نيك و بر تقواها همكاری كنيد ولی‏ بر


    ---------------------------------------
    پاورقی :

    1 ) سوره شمس ، آيه 1 الی . 8 2 ) سوره مائده ، آيه . 2



    54


    فلسفه اخلاق

  4. #44
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    اثمها ، گناهها و كارهای دشمنی خيز همكاری نكنيد ، مردی به نام وابصه آمد خدمت رسول اكرم و گفت : يا رسول الله ! سؤالی دارم فرمود : من بگويم‏ سؤال تو چيست ؟
    بفرماييد آمده ای كه بر و تقوا ، و همچنين اثم و عدوان‏ را برايت تعريف بكنم گفت :
    بله يا رسول الله !
    برای همين آمده ام‏ نوشته اند پيغمبر انگشتانشان را اين جور كردند ( 1 ) زدند به سينه وابصه‏ و فرمودند :
    يا « وابصة ! استفت قلبك ، استفت قلبك ، استفت قلبك » ( 2 ) اين استفتاء را از دل خودت بكن ، از قلبت استفتاء كن يعنی خدا اين شناخت را به صورت يك الهام به قلب هر بشری الهام فرموده است اين‏ شعر مولوی كه :
    " گفت پيغمبر كه « استفتوا القلوب » " همين حديث را بيان می‏كند .

    يا آيه ديگر قرآن می‏فرمايد : « و اوحينا اليهم فعل الخيرات »( 3 ) .

    در تفسير الميزان استنباط خيلی شيرينی دارند ، می‏فرمايند نفرمود : و اوحينا اليهم ان افعلوا الخيرات وحی كرديم كه كارهای خير را انجام دهند اگر اين جور بود همين وحی عادی می‏شد ، يعنی به آنها دستور داديم ولی‏
    می‏فرمايد : « و اوحينا اليهم فعل الخيرات »خود كار را وحی كرديم ، يعنی‏ خود كار را به آنها الهام كرديم .


    نظر كانت
    در دنيا بوده اند كسانی ، در مشرق و مغرب ، در مشرق اسلامی

    ----------------------------------------
    پاورقی :

    پيغمبر سه انگشت خود را جمع كرد و . . . ] .

    1 ) [ در جلد پنجم " الميزان " صفحه 190 آمده است كه وابصه گفت :پيغمبر سه انگشت خود را جمع كرد و . . . ] .
    2 ) محجة البيضاء ، ج 1 ص . 58
    3 ) سوره انبياء ، آيه . 73


    55


    فلسفه اخلاق

  5. #45
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    قبرش نوشته اند جمله ای بسيار عالی است گفته است : دو چيز است كه‏
    انسان را همواره به اعجاب وا می‏دارد و هر چه آنها را مطالعه می‏كند بر

    اعجابش می‏افزايد يكی آسمان پر ستاره ای كه بالای سر ما قرار گرفته است ،
    و ديگر ، وجدان كه در ضمير ما قرار دارد اساسا در اين مكتب ، اخلاق ،

    وجدان فطری انسانی است كه خدای متعال به هر انسانی داده است .
    در روانشناسی بحثی است طولانی راجع به وجدان يا وجدانهای انسان ، و به‏

    تعبيری كه مناسب با حرفهای خودمان باشد ، راجع به امور فطری

    56



    فلسفه اخلاق

  6. #46
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    انسان كه چه چيزهايی در فطرت انسان است روی چهار چيز اين بحث هست : يكی وجدان حقيقتجويی يا وجدان علم
    : آيا انسان علم را به خاطر خود علم‏ دوست دارد ، يعنی به حسب فطرت و غريزه كاوشگر آفريده شده است ؟ ديگر همين وجدان اخلاقی است :
    آيا انسان به حسب فطرت نيكوكار آفريده شده ؟
    به او وجدانی داده شده كه او را دعوت به نيكوكاری می‏كند و فرمان به نيكی‏
    می‏دهد ؟
    سوم وجدان زيبايی است : آيا هر كسی به حسب وجدان خودش بالفطره‏
    زيبايی شناس و زيبايی خواه آفريده شده است ؟
    و چهارم وجدان پرستش يعنی‏
    وجدان دينی و مذهبی كه آيا هر انسانی به حسب خلقت و فطرت ، پرستنده و
    خدا خواه و خدا دوست و خدا پرست آفريده شده است يا نه ؟
    كانت روی‏ مسئله وجدان اخلاقی تكيه كرده است .

    بنابر اين طبق اين نظريه ، اخلاق يعنی دستورهای صريح و قاطعی كه وجدان‏
    انسان به انسان الهام می‏كند اگر بپرسيد چرا انسانها ايثار می‏كنند ؟
    می‏گويد اين ، امر وجدان است ، چرا ندارد ، دليل ندارد ، وجدان امر كرده‏ چرا انسانها حق شناس اند ؟ می‏گويد حق شناسی الهام وجدان است چرا انسانها از عفو بيشتر لذت می‏برند تا انتقام ، و به جای انتقام عفو می‏كنند ؟
    می‏گويد فرمان وجدان است چرا انسان تن به ذلت دادن را سختتر از جان دادن می‏داند و می‏گويد زير بار ذلت نمی‏روم ؟ می‏گويد فرمان وجدان است‏ و جز فرمان وجدان چيز ديگری نيست .

    چند كلمه ای ذكر مصيبت می‏كنم : مكرر شنيده و می‏دانيد در حادثه كربلا يكی از شاخصهای اخلاقی كه در شخص مقدس سيدالشهداء و ياران و اهل بيتش‏ نمودار است اين حالت اخلاقی است كه ما تن به ذلت نمی‏دهيم ، ما اسير
    می‏شويم ، تن ما ممكن است در زنجير قرار بگيرد ،


    57



    فلسفه اخلاق

  7. #47
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    گردنهای ما ممكن است در زير غلهای سنگين خرد بشود ، مجروح و خونريزان‏ بشود ، ولی روح ما به هيچ وجه زير بار ذلت نمی‏رود ، ولو زنی اسير باشيم‏ .اسرار را وارد مجلس پسر زياد می‏كنند . زنان اهل بيت و زنان بعضی از اصحاب ، وخدمتكاران و كنيزان همه گويی دور زينب حلقه زده بودند . به‏ اين وضع حضرت زينب وارد مجلس ابن زياد شد . و زينب زنی بلند بالا بود
    در آن ميان ، او كه قدش بلندتر بود نمايان بود . زينب وارد شد و سلام‏ نكرد .
    ابن زياد توقع داشت بعد از اين حادثه كه به خيال خودش اينها را خرد كرده و تمام نيروهايشان را گرفته است ، ديگر بايد اينها تسليم شده‏ باشند ، فكر می‏كرد اكنون وقت خواهش و التماس است ، و انتظار داشت‏
    زينب لااقل سلامی به عنوان رشوه به او بدهد ، ولی چنين رشوه‏ای را هم زينب‏ نداد . ناراحت شد.
    نمی‏دانست كه روح آنها خرد شدنی نيست . وقتی زينب‏ نشست ، او با تجبر و تكبری گفت : من هذه المتكبرش ؟ يا : من هذه‏ المتنكرش ؟( دو جور نوشته‏اند ) يعنی اين زن پر تكبر كيست ؟ يعنی چرا به‏
    ما سلام نكرد ؟ يا : اين زن ناشناس كيست ؟ كسی به او جواب نداد .
    سؤالش را تكرار كرد .
    باز هم كسی جواب نداد . دفعه سوم يا چهارم يكی از زنها گفت : « هذه زينب بنت علی بن ابی طالب » ( 1 ) اين زينب دختر علی است .
    ابن زياد شروع كرد به رذالت و پستی نشان دادن ، گفت : ² الحمد لله الذی فضحكم و اكذب احدوثتكم » ( 2 ) خدا را سپاس می‏گويم كه‏
    شما را رسوا و دروغ شما را


    -------------------------------------------
    پاورقی :
    1 ) بحار الانوار ، ج 45 ، ص 115 ، باب . 39

    2)لهوف ( با ترجمه ) ص . 160
    58


    فلسفه اخلاق

  8. #48
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق







    آشكار كرد . خدا را سپاس می‏گويم كه عقده و كينه مرا نسبت به برادرت‏ شفا داد .
    از اين جور زخم زبانها . زينب به سخن در آمد . فرمود : خدا را سپاس می‏گويم كه عزت شهادت را نصيب ما كرد . خدا را سپاس می‏گويم كه‏ نبوت را در خاندان ما قرار داد « انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا ثكلتك امك يا ابن مرجانة » ( 1 )
    رسوايی مال فاسق و فاجرهاست . شهادت افتخار است نه رسوايی . دروغ را فاسق و فاجرها می‏گويند نه اهل‏ حقيقت . دروغ از ساحت ما به دور است .
    خدا مرگ بدهد تو را پسر مرجانه‏ ! زير اين كلمه " پسر مرجانه " يك كتاب حرف بود ، چون " مرجانه " زن بدنا می‏بود .
    با گفتن اينكه تو پسر مرجانه هستی يك كتاب مطلب به‏ ياد ابن زياد و همه حضار مجلس آورد . ابن زياد گفت : شما هم هنوز زبان‏ داريد ؟ ! هنوز داريد حرف می‏زنيد ؟ ! هنوز سرجای خودتان ننشسته‏ايد ؟ !
    كار به جايی می‏رسد كه می‏گويد جلاد بيا گردن اين زن را بزن . با زين‏
    العابدين صحبت می‏كند .
    او نيز عينا همينجور جواب می‏دهد . ابن زياد می‏گويد جلاد بيا گردن اين جوان را بزن . ناگهان زينب از جا حركت می‏كند و
    زين العابدين را در بغل می‏گيرد ، می‏گويد به خدا قسم گردن اين ، زده‏ نخواهد شد مگر اينكه اول گردن زينب زده بشود . ابن زياد نگاهی كرد و گفت : عجبا للرحم ، سبحان الله ( 1 ) من می‏بينم الان كه اگر بخواهم گردن‏
    اين جوان را بزنم اول بايد گردن اين زن را بزنم و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظيم و صلی الله علی محمد و آله‏

    پاورقی :
    1 ) بحار الانوار ، ج 45 ، باب 39 ، ص . 117

    59



    فلسفه اخلاق

  9. #49
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    پرودگارا دلهای ما را به نور ايمان منور بگردان ، اخلاق ما را اخلاق‏

    قرآنی قرار بده ، دلهای ما را از رذائل اخلاقی پاك بگردان ، به همه‏

    مسلمين عزت و آشنايی كامل با تعاليم قرآن عنايت بفرما ، پدرها و

    مادرهای ما كه از دنيا رفته اند غريق رحمت خود بفرما .

    60



    فلسفه اخلاق

  10. #50
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق







    جلسه سوم نظريه وجدانی

    61

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين والصلوه والسلام علی عبدالله‏و رسوله و حبيبه وصفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا و مولاناابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين اعوذ بالله من الشيطان‏الرجيم :
    « و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقويها »( 1 ) .

    سخن رسيد به نظريه وجدان در اخلاق ، نظريه كسانی كه مبدأ افعال و انديشه‏ها و تصميمات اخلاقی انسان را چيزی می‏دانند به نام " وجدان " نظر به‏اينكه اين نظريه از طرف يكی از بزرگترين فيلسوفان جهان ابزار شده است ،
    و به علاوه خود نظريه ، نظريه قابل توجهی است ، و به علاوه همه اينها اگربنا باشد نظريه ای دقيقا مورد توجه قرار بگيرد نبايد

    -----------------------------------------
    پاورقی :
    1 ) سوره شمس ، آيه 7 و . 8


    62

    فلسفه اخلاق

صفحه 5 از 31 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •