فلسفه اخلاق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه اخلاق
صفحه 6 از 31 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 301
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    انسان آن را سر سری نقل كند و بعد نقد يا تصديق نمايد ، از اين رو با اجازه مستمعان محترم ، امشب توضيحاتی درباره اين نظريه عرض می‏كنم ، و فكر می‏كنم تيپ مستمعين تيپی است كه با طرح اين گونه مسائل مخالف‏
    نيستند بلكه موافقند .
    آيا همه محتويات ذهن انسان مأخوذ از تجارب است ؟

    اين نظريه اولا مبتنی است بر يك نظريه ديگری كه خود كانت و بعضی‏ فيلسوفان ديگر جهان داشته و دارند توضيح اينكه اين مسئله در جهان مطرح‏ است كه آيا همه محتويات ذهن انسان ، همه سرمايه های ذهنی و فكری و وجدانی انسان مأخوذ از احساس و تجارب انسان است ؟ يعنی آيا همه فكرها ، انديشه ها و احساسهايی كه در انسان وجود دارد ابتدا كه او به دنيا می‏آيد به هيچ شكلی وجود ندارد و انسان هر چه به دست می‏آورد فقط از راه‏ حواس : چشم ، گوش ، لامسه ، ذائقه و شامه به دست می‏آورد ، يا يك سلسله‏ احكام از ابتدا همراه ذهن انسان وجود دارد ؟
    بعضی معتقدند هم در قديم‏ معتقد بوده اند و هم در جديد كه در ذهن انسان هيچ چيزی وجود ندارد كه قبلا
    در حس او وجود نداشته است همه محتويات فكری و ذهنی انسان از همين‏ دروازه های حواس وارد ذهن شده اند و غير از اينها چيزی نيست از نظر اين‏ افراد ذهن انسان حكم انباری را دارد كه در ابتدا خالی محض است ، از پنج‏
    دريا بيشتر ( اگر حواس بيشتر باشد ) اشيائی در اين انبار ريخته می‏شود و انبار پر می‏گردد ، ولی اين انبار كه پر شده است هيچ چيزی در آن نيست‏ مگر اينكه از يكی از اين درها آمده ، و در اين انبار چيزی كه از اين درها
    وارد نشده باشد
    63

    فلسفه اخلاق

  2. #52
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    وجود ندارد .
    نظريه ديگر نظريه كسانی است كه می‏گويند آنچه در انبار ذهن انسان هست‏ دو بخش است ، بخشی از آنها از همين درها و روزنه های حواس : چشم و گوش و شامه و لامسه و ذائقه و امثال اينها آمده است و پاره ای از آنها قبلی است يعنی قبل از احساس در ذهن ما وجود دارد . آقای كانت اين نظر دوم را انتخاب كرده و معتقد به حقايق ما قبل تجربی است . اين يك مقدمه‏
    .
    عقل نظری و عقل عملی


    مطلب ديگر كه قدمای ما هم هميشه می‏گفته اند ، اين است كه می‏گويند عقل‏ انسان دو بخش است : بخش نظری و بخش عملی يا احكام عقل انسان دو بخش‏ است : ن
    ظری و عملی يك قسمت از كارهای عقل انسان درك چيزهايی است كه‏ هست اينها را می‏گويند عقل نظری قسمت ديگر درك چيزهايی است كه بايد بكنيم ، درك بايدها اينها را می‏گويند عقل عملی كانت تمام فلسفه اش نقد عقل نظری و عقل عملی است كه از عقل نظری چه كارها ساخته است و از عقل‏ عملی چه كارها ؟
    او در پايان به اينجا می‏رسد كه از عقل نظری كار زيادی‏ ساخته نيست ، عمده عقل عملی است ، كه او به همين مسئله وجدان می‏رسد .
    اين هم مقدمه دوم .
    احكام وجدان از نظر كانت

    مقدمه سوم : [ كانت ] می‏گويد وجدان يا عقل عملی يك سلسله

    64

    فلسفه اخلاق

  3. #53
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    احكام قبلی است ، يعنی از راه حس و تجربه به دست بشر نرسيده ، جزء سرشت و فطرت بشر است مثلا فرمان به اينكه راست بگو ، دروغ نگو ، فرمانی است كه قبل از اينكه انسان تجربه ای درباره راست و دروغ داشته‏ باشد و نتيجه راستی و دروغ را ببيند ، وجدان به انسان می‏گويد راست بگو ، دروغ نگو بنابر اين ، دستورهايی كه وجدان می‏دهد همه دستورهای قبلی و فطری‏ و به تعبير عوامی ، مادر زادی است ، به حس و تجربه انسان مربوط نيست‏ به همين دليل فرمان اخلاقی به نتايج كارها ، كار ندارد ، خودش اساس است‏
    مثلا ما می‏گوييم :
    راست بگو ، بعد برايش استدلال می‏كنيم :
    زيرا اگر انسان‏ راست بگويد مردم به او اعتماد می‏كنند ، مردم به گمراهی نمی‏افتند ، خودش‏ شخصيت پيدا می‏كند ، نتايج راستی را ذكر می‏كنيم همچنين می‏گوييم :

    دروغ‏ نگو ، نتايج بد دروغ را ذكر می‏كنيم می‏گويد وجدان اخلاقی به اين نتايج كاری‏ ندارد ، فرمانی است مطلق ، و به عبارت ديگر آن عقل است كه با مصلحت‏ سر و كار دارد ، غلط است كه ما بياييم برای مسائل اخلاقی استدلال كنيم كه‏ ايها الناس !

    امانت داشته باشيد به اين دليل ، و بعد آثار و مصلحت و فايده امانت را ذكر بكنيم ، ايها الناس ! خيانت نكنيد ، بعد مفاسد خيانت را ذكر بكنيم ، ايها الناس ! عادل باشيد
    ، آنوقت مصلحتها و آثار عدالت را ذكر بكنيم ، ظالم نباشيد ، آثار بد ظلم را بيان نماييم می‏گويد اين اشتباه است اينها كار عقل است كه دنبال مصلحت می‏رود عقل چون دنبال‏ مصلحت می‏رود احكامش هميشه مشروط است ، يعنی هميشه به چيزی فرمان می‏دهد به خاطر يك مصلحت يك جا می‏بينيد آن مصلحت از بين رفت مصلحت كه رفت‏ عقل هم دست از حكم خودش بر می‏دارد .
    مثلا
    65
    فلسفه اخلاق

  4. #54
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    عقل می‏گويد امانت به خرج بده برای فلان مصلحت يك جا آن مصلحت وجود ندارد ، می‏گويد نه ، اينجا ديگر امانت به خرج نده يا می‏گويد راست بگو به خاطر فلان مصلحت يك جا آن مصلحت از دست می‏رود ، می‏گويد نه ، اينجا ديگر راست نگو ، اينجا جای دروغ گفتن است [ كانت می‏گويد ] اين كه‏ خلاقيون گاهی اجازه می‏دهند بر خلاف اصول اخلاقی رفتار بشود علتش اين است‏ كه اينها نخواسته اند از وجدان الهام بگيرند ، خواسته اند از عقل دستور بگيرند اين عقل است كه دنبال مصلحت می‏رود ، وجدان ، اين حرفها سرش‏ نمی‏شود ، او می‏گويد راست بگو ، يك حكم مطلق و بلاشرط و بدون هيچ قيدی ، به اثر و نتيجه اش كار ندارد می‏گويد : راست بگو ولو برای تو نتايج زيان‏ آور داشته باشد ، و دروغ نگو ولو منافع زيادی برای تو داشته باشد او اساسا اين حرفها در كارش نيست ، می‏گويد مطلقا راست بگو و مطلقا دروغ‏ نگو .
    گفت :
    در اندرون من خسته دل ندانم كيست كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست در اندرون ما خدا يك چنين قوه آمر و فرماندهی قرار داده با يك سلسله‏ فرمانها و تكليفها ، كه از درون ما به ما فرمان اخلاقی می‏دهد به عبارت‏ ديگر ، بشر " تكليف سر خود " به دنيا آمده ( می‏بينيد بعضی از پالتوها را می‏گويند پالتوهای آستين سر خود ) ديگران می‏گويند انسان مستعد تكليف‏ به دنيا آمده ، قابل برای اينكه بعدها مكلف بشود به دنيا آمده است ،
    كانت می‏گويد اصلا بشر مكلف به دنيا آمده ، تكاليفهايش همراه خودش هست‏ ( البته مقصود تكليفهای غير وجدانی نيست ، پاره ای از تكليفات است او فقط تكليفهای اخلاقی را می‏گويد ) انسان " تكليف سر خود " به دنيا آمده‏
    است يعنی پاره ای از تكليفها در درون
    66

    فلسفه اخلاق

  5. #55
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    خودش گذاشته شده ، نيرويی در درون خودش هست كه آن فرمانها را مرتب به‏
    او می‏دهد .
    عذاب وجدان
    بعد می‏گويد : آيا هرگز تلخی پشيمانی را چشيده ايد ؟ هيچكس نيست كه‏ يك كار غير اخلاقی كرده باشد و بعد خودش تلخی آن كار را نچشيده باشد آدم‏ غيبت می‏كند و در حالی كه غيبت می‏كند گرم است ، مثل آن آدمی كه دعوا می‏كند و در حال دعوا آنچنان گرم است كه جراحاتی به بدنش وارد می‏شود حس‏ نمی‏كند ،

    ولی وقتی كه دعوا تمام می‏شود و به حال عادی بر می‏گردد تازه درد را احساس می‏كند انسان در حالی كه گرم يك هيجانی هست غيبت می‏كند ، لذت می‏برد مثل لذت آدم گرسنه ای كه به تعبير قرآن گوشت مرده برادرش‏ را بخورد ، اما همينكه اين حالت رفع بشود ، يك حالت تنفری از خودش در خودش پيدا می‏شود ، احساس می‏كند كه از خودش تنفر پيدا كرده ، دلش‏ می‏خواهد خودش از خودش جدا بشود ، خودش را ملامت و سرزنش می‏كند امروز اين حالت را " عذاب وجدان " می‏گويند

    و اين واقعا حقيقتی است اكثر جانيهای دنيا ولو برای چند لحظه عذاب وجدان را احساس می‏كنند اين كه‏ نمی‏گويم همه ، چون من چنين آماری ندارم ، ولی غيرش را هم سراغ ندارم‏ اكثرا جانيهای دنيا معتاد به يك سلسله سرگرميهای خيلی شديدند ، معتاد به‏ يك سلسله مخدرها از قبيل ترياك ، هروئين ، مسكرات و قمار ، يا سرگرميهای بسيار شديد و منصرف كننده ديگر . اين برای آن

    67

    فلسفه اخلاق

  6. #56
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    است كه می‏خواهد از خودش فرار بكند خودش اين را حس می‏كند كه اگر خودش‏ باشد و خودش ، از خودش رنج می‏برد و گويی درونش پر از مار و عقرب است‏ و دائما دارند او را می‏گزند همان طور كه به شخصی كه از درد شديدی می‏نالد مرفين تزريق می‏كنند تا آن درد را حس نكند ، اين سرگرميها و مخدرات و مسكرات و قمارها كه بيشتر در افراد جنايتكار و فاسد العمل پيدا می‏شود برای فرار از خود است می‏خواهد از خودش فرار كند ، و اين چه بدبختی است‏
    و چرا بايد انسان خودش را آنچنان بسازد كه نتواند با خودش خلوت كند بر عكس ، چرا اهل صلاح ، اهل تقوا ، اهل اخلاق ، آنها كه هميشه ندای وجدانشان‏ را شنيده و اطاعت كرده اند ، از هر چه كه آنها را از خودشان منصرف بكند
    فراری هستند ، دلشان می‏خواهد خودشان باشند و خودشان و فكر كنند چون عالم‏ درونشان از عالم بيرون واقعا سالمتر است آنكه عالم درونش مثل باغ وحشی‏
    است كه سبعها و درنده ها و گزنده هايش را رها كرده باشند ، از خودش‏ فرار می‏كند می‏رود به طرف مخدرات ، ولی اين بر عكس است .
    ملای رومی می‏گويد :
    يك زمان تنها بمانی تو ز خلق در غم و انديشه مانی تا به حلق (1)
    خلاصه می‏گويد اين كه انسان نمی‏تواند با خودش خلوت بكند برای اين است‏ كه خود واقعی اش را از دست داده است ، و به قول اينها برای اين است‏ كه نمی‏تواند يك لحظه با وجدان خودش بسر ببرد وجدان می‏گويد : خاك تو آن‏ سرت ، چرا چنين كردی ؟ می‏بايست چنين نمی‏كردی .

    -------------------------------
    پاورقی :
    1 ) مثنوی مولوی ، صفحه 345 سطر . 18

    68

    فلسفه اخلاق

  7. #57
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    كانت می‏گويد اين تلخيهای پشيمانيها ، اين عذاب وجدانها از كجاست ؟ اگر چنين فرماندهی در درون انسان نمی‏بود انسان خودش از كار خودش راضی‏ بود ولااقل در درونش ناراحتی نداشت ، از بيرون ناراحتی داشت ولی انسان‏ هميشه از درونش احساس ناراحتی می‏كند می‏گويد اين امر برای آن است كه آن‏ نيرو يك نيروی قبلی است يعنی تجربی نيست ،
    مطلق است و مثل حكم عقل‏ مشروط به مصلحت نيست ، عام است

    و در همه جا يك جور صادق است ، برای‏ من همان اندازه صادق است كه برای شما ، و برای شما همان قدر صادق است‏ كه برای اشخاص ديگر همچنين ضروری و جبری به معنی غير قابل تسليم است ،

    انسان می‏تواند خودش را تسليم ديگران بكند ولی هرگز نمی‏تواند وجدانش را تسليم بكند انسان ممكن است خودش تسليم يك جبار يا تسليم يك عمل زشت‏ بشود ولی وجدان به گونه ای است كه هرگز تسليم نمی‏شود وجدان آن جنايتكارترين جنايتكاران دنيا هم حاضر نيست تسليم آن جنايتكار بشود يعنی‏ به او بگويد بسيار خوب ، كار خوبی كردی روی حكم خودش ايستاده مثل يك‏ آمر به معروف و ناهی از منكر ابوذر ماب كه هيچ نيرويی نمی‏تواند او را
    تسليم بكند از درون ،
    انسان را امر به معروف و نهی از منكر می‏كند سر ديوانگيهای بسياری از جنايتكاران كه جنايتهای فجيع مرتكب می‏شوند و وقتی‏ به خود بر می‏گردند آنچنان ناراحت می‏شوند كه ديوانه می‏شوند و تاريخ از مثل اينها زياد سراغ دارد همين است پس تلخی پشيمانی خودش دليل بر اين‏ مطلب است كه واقعا انسان از چنين وجدانی بهره‏مند است .

    69

    فلسفه اخلاق

  8. #58
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق







    وجدان اخلاقی و سعادت
    می‏گويد اين وجدان يعنی وجدان اخلاقی ، انسان را دعوت به كمال می‏كند نه‏ به سعادت سعادت يك مطلب است ، كمال مطلب ديگر چون كانت يك خوبی‏ بيشتر نمی‏شناسد ، می‏گويد در همه دنيا يك خوبی وجود دارد و آن اراده نيك‏
    است اراده نيك هم يعنی در مقابل فرمانهای وجدان ، مطيع مطلق بودن حالا كه انسان بايد در مقابل فرمان وجدان مطيع مطلق باشد پس بايد امر او را اطاعت كند و تسليم مطلق او باشد ، و چون وجدان اخلاقی به نتايج كار ،
    توجه ندارد و می‏گويد خواه برای تو مفيد فايده يا لذتی باشد يا نباشد ، خوشی به دنبال بياورد يا رنج ، آن را انجام بده ، پس با سعادت انسان‏ كار ندارد چون سعادت در نهايت امر يعنی خوشی ، منتها هر لذتی خوشی‏ نيست ، لذتی كه به دنبال خودش رنج بياورد خوشی نيست " سعادت "

    يعنی‏ خوشی هر چه بيشتر كه در آن هيچگونه رنج و المی اعم از روحی ، جسمی ، دنيوی و اخروی وجود نداشته باشد ، و " شقاوت " يعنی درد و رنج مجموع‏ درد و رنجها و مجموع خوشيها اعم از جسمی ، روحی ، دنيوی و اخروی را بايد حساب كرد ،

    آنكه بيشتر از همه خوشی ايجاد می‏كند ، سعادت است پس مبنای‏ سعادت ، خوشی است ، ولی اين وجدان به خوشی كار ندارد ، به كمال كار دارد ، می‏گويد تو اين كار را بكن برای اينكه خودش فی حد ذاته كمال است‏ ، سعادت ديگران را بخواه كه كمال توست اينجاست كه آقای كانت ميان‏
    كمال و سعادت فرق گذاشته و اين فكر از زمان او تا

    70

    فلسفه اخلاق

  9. #59
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق






    زمان حاضر هنوز رايج است كه فرنگيها می‏گويند كمال يك مطلب است ،
    سعادت مطلب ديگر .

    آيا كمال غير از سعادت است ؟


    در فلسفه اسلامی مسئله كمال و سعادت مطرح است بوعلی در " اشارات " ، و بعضی ديگر اين مسئله را طرح كرده اند آنها معتقدند كه سعادت را از كمال و كمال را از سعادت نمی‏شود تفكيك كرد ، هر كمالی خود نوعی سعادت‏ است
    ، كه توضيح آن را بعدا به عرض شما می‏رسانم ولی كانت اينها را از يكديگر تفكيك می‏كند ، بعد هم خودش می‏گويد اين ، كار بسيار مشكلی است‏ كه ما تكليف را ،

    به قول او از زيبايی جدا كنيم ، اخلاق را از سعادت جدا كنيم و حال آنكه همه فلاسفه دنيا اخلاق را ملازم با سعادت می‏دانند

    مثلا فارابی كه درباره سعادت زياد بحث می‏كند و چند كتاب در اين زمينه نوشته‏ و اسم يك كتابش " تحصيل السعاده " است اصلا اخلاق و سعادت را با يكديگر توأم می‏بيند يا از نظر اخلاقيونی مثل صاحب " جامع السعادات " و صاحب " معراج السعادش " كه كتابهايشان كتابهای اخلاقی است ،
    اصلا مفهوم‏ سعادت ركن اخلاق است ولی كانت می‏گويد اخلاق سر و كارش با سعادت نيست‏ ، سر و كارش با كمال است بعد خودش به خودش اعتراض می‏كند كه اگر بنا بشود اخلاق از سعادت جدا گردد كار اخلاق خيلی دشوار می‏شود
    ، يك آدم اخلاقی‏
    با اطمينان به اينكه دارد از سعادت دور می‏شود بايد فرمان حس اخلاقی‏ خودش را بپذيرد ، و اين ، كار

    71

    فلسفه اخلاق

  10. #60
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    بسيار دشواری است .
    می‏گويد قبول دارم دشوار است ، ولی تنها راه صعود به‏ ملكوت همين است كه انسان راه كمال را انتخاب كند نه راه سعادت را .
    اينجا يك ايراد خيلی واضحی هست به جناب كانت كه اين كه سخن از انتهاء به ملكوت می‏گويی ، آيا انسان وقتی به ملكوت اعلی برسد سعادتمند است يا شقاوتمند ؟ آيا كمال كه انسان را به ملكوت می‏رساند ، به سعادت‏
    می‏رساند يا به شقاوت ؟
    ناچار می‏گويد به سعادت از اينجا معلوم می‏شود آن‏ سعادتی كه او می‏گويد ، سعادت حسی است يعنی خوشی مادی دنيوی ، والا اساسا نمی‏شود سعادت را از كمال جدا كرد ، و همچنانكه بوعلی و امثال او گفته‏ اند ، سعادت و كمال غير قابل انفكاك اند كانت هم در آخر امر نتوانست‏ ايندو را از هم جدا بكند برای اينكه حرفش را توجيه بكنيم بايد بگوييم‏
    مقصود او از " سعادت " آن چيزی است كه قدمای ما آن را سعادت حسی‏ می‏نامند آنها هم قائل به دو سعادتند : سعادت حسی و سعادت غير حسی .
    وجدان و اثبات اختيار انسان

    كانت - همانطور كه عرض كردم - محور فلسفه اش وجدان اخلاقی است او درباب عقل نظری يعنی در آنچه كه ما اسمش را می‏گذاريم " فلسفه و حكمت‏ الهی " هر چه كاوش كرده آخرش به شك رسيده يعنی به جايی نرسيده ، ولی‏
    وقتی آمده به عالم اخلاق ، به نظرش رسيده كه در اينجا مفتاح همه چيز را كشف كرده است : مفتاح مذهب را
    72

    فلسفه اخلاق

صفحه 6 از 31 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •