سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 8 از 31 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    كه ذكر كرده ، نشان می‏دهد كه درك سعدی از اين مسئله ، درك خوبی بوده‏ است می‏گويد :
    شخصی را آورده بودند پيش پادشاهی پادشاه فرمان داد كه‏ بروند گردنش را بزنند او وقتی مأيوس شد از اينكه زنده بماند شروع كرد به فحش دادن ، ولی پادشاه نمی‏شنيد ، پرسيد چه می‏گويد ؟
    وزير گفت :
    می‏گويد : « الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس »( 1 ) يك كسی كه آنجا دنبال اين بود كه نقطه ضعفی در اين وزير پيدا كند و او را معلق نمايد و خودش به جای او وزير بشود گفت :
    در حضرت پادشاهان نشايد امثال ما را دروغ گفتن او دارد به پادشاه فحش می‏دهد ، تو می‏گويی دارد آيه قرآن‏
    می‏خواند ؟ !
    شاه گفت : دروغ او از راست تو بهتر است ( البته اينها
    داستان است كه او ساخته برای اينكه حقيقتی را گفته باشد ) دروغ مصلحت‏ آميز به از راست فتنه انگيز است يعنی او با يك دروغ ، جانی را نجات‏ داد و تو با يك راست ، جانی را بيشتر به خطر می‏اندازی .
    اساسا آيا اين درست است كه دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است ؟
    در اينجا ابتدا بايد مطلبی را برايتان عرض بكنم و آن اين است كه‏ فرق است ميان دروغ مصلحت آميز و دروغ منفعت خيز خيلی افراد ، دروغ‏ منفعت خيز را با دروغ مصلحت آميز اشتباه می‏كنند يا می‏خواهند اشتباه‏ بكنند دروغ مصلحت آميز يعنی دروغی كه فلسفه خودش را از دست داده و فلسفه راستی را پيدا كرده است ، يعنی دروغی كه با آن ، انسان حقيقتی را نجات می‏دهد .
    ولی دروغ منفعت خيز يعنی انسان دروغ می‏گويد

    -----------------------------
    پاورقی :
    آيه در مقام توصيف متقين است ) ] .
    1 ) سوره آل عمران ، آيه 134 [ فرو برندگان خشم و عفو كنندگان مردم (


    83



    امضاء

  2. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    كه خودش سودی برده باشد مسئله مصلحت با مسئله منفعت نبايد اشتباه بشود مصلحت ، دائر مدار حقيقت است مصلحت و حقيقت دو برادر هستند كه از يكديگر جدا نمی‏شوند مصلحت يعنی رعايت حقيقت را كردن نه رعايت سود خود
    را كردن ، كه اين منفعت است افرادی دروغ می‏گويند ، دروغی به منفعت‏ خودشان می‏گوئيد چرا دروغ گفتی ؟
    می‏گويد دروغ مصلحتی گفتم برای اينكه شندر غاز بيشتر سود ببرد دروغ می‏گويد ، و می‏گويد دروغ به مصلحت گفتم اين‏
    مصلحت نيست ، دروغی است مثل همه دروغهای ديگر پس اين مطلب اشتباه‏ نشود :
    دروغ مصلحت آميز غير از دروغ منفعت خيز است .
    مسئله ديگر اين است كه همين طور كه كانت اين سخنش را جوری گفته است‏ كه لازمه اش اين است كه راست را هميشه بايد گفت بدون توجه به نتيجه‏ اش ، و دروغ را هرگز نبايد گفت بدون توجه به نتيجه اش ( چون به قول او فرمان وجدان ، مطلق است و آن فرمان عقل است كه مشروط است ، فرمان‏ وجدان ، اگر و مگر و مصلحت و از اين حرفها سرش نمی‏شود ) همين طور عده‏ ای ، و بيشتر زردشتيها اين را بر سعدی عيب گرفته اند كه سعدی بد آموزی‏ كرده است در مقاله ای كه يكی از فضلای خودمان نوشته بود آمده بود در هندوستان بعد از آنكه انگلستان آنجا را احتلال كرد و مدارس آنجا زير نظر آنها اداره می‏شد گفته بودند سعدی را درس ندهيد برای اينكه او بد آموزی‏ كرده ، گفته است دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است و اين ، بچه ها را از حالا در راستگويی سست می‏كند ببينيد چه مردم خوبی هستند !
    اينقدر دلشان به حال مردم هند سوخته است كه نمی‏خواهند بچه هايشان آنگونه‏
    تربيت بشوند بلكه می‏خواهند راستگو باشند و حتی دروغ

    84

    امضاء

  3. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    مصلحت آميز هم نگويند . ولی رندان زود فهميدند كه اينها كه جلوی تدريس‏
    سعدی را در مدرسه ها گرفتند نه برای اين است ، بلكه برای آن است كه‏
    سعدی در ديباچه كتاب گلستان می‏گويد :


    ای كريمی كه از خزانه غيب گبر و ترسا ( 1 ) وظيفه خورداری دوستان را كجا كنی محروم تو كه با دشمنان نظر داری

    از اول تو كله بچه ها می‏كند كه ترساها دشمن خدا هستند اينها نمی‏گفتند
    كه به بچه های فارسی زبان در هندوستان سعدی را درس ندهيد برای اين شعرش‏
    ، می‏گفتند سعدی را درس ندهيد چون بد آموزی كرده ، گفته دروغ مصلحت آميز
    به از راست فتنه انگيز است ، و اين ، بچه هايتان را فاسد می‏كند .
    اصلا تعليمات سعدی به درد نمی‏خورد !
    زردشتيها هم برای همين كلمه سعدی ، گفته اند سخنان او به درد نمی‏خورد .
    سعدی صد در صد ايرانی افتخار ايرانی ، در كمال صراحت می‏گويد گبر و مجوس دشمن خداست به اين دليل " پور داوود " می‏گفت سعدی به درد
    نمی‏خورد ، او بد آموزی می‏كند چون گفته دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه‏ انگيز است اينجا هم رندان زود فهميدند كه عيب سعدی اين نبوده ، عيب او
    اين بوده كه گفته : "
    گبر و ترسا وظيفه خورداری " و گبر را دشمن خدا دانسته است منتها از اين ، سخن نمی‏گويند ، آنجا
    می‏خواهند دق دلشان را سر سعدی بيرون بياورند .
    به علاوه اساسا خيلی عجيب است اين حرف از جناب كانت و از


    -------------------------------
    پاورقی :
    1 ) " گبر " يعنی مجوس و " ترسا " يعنی مسيحی .

    85

    امضاء

  4. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    هر كس كه چنين حرفی زده باشد چطور ممكن است انسان معتقد باشد به اين‏
    مطلب كه راست را بايد گفت ولو اينكه راست فلسفه خودش را به كلی از دست بدهد ، راستی را كه منشأ جنايتها در دنيا می‏شود بايد گفت ، دروغی‏
    را كه جلو جنايتها را در عالم می‏گيرد و جانها و حقيقتهايی را نجات می‏دهد نبايد گفت !
    آيا وجدان چنين حكمی می‏كند ؟ !
    اگر كسی درباره راست و دروغ‏ تجربه داشته باشد اين حرف را نمی‏زند گاهی بعضی از حرفها را يك آدمهايی‏ می‏زنند كه در آن زمينه تجربه ندارند مثلا آدمی كه در عمرش پايبند
    راستگويی نبوده و هميشه دروغ گفته است ، اگر از او بپرسيد آيا چنانچه‏ مصلحت ايجاب كند می‏توان دروغ گفت ؟
    می‏گويد هيچوقت نبايد دروغ گفت ، اصلا نبايد دروغ گفت ، چون به عمرش راست نگفته كه بعد ببيند در مواردی‏
    واقعا از راستی مفسده بر می‏خيزد چون اين جور نيست ، حرفش هم با واقعيت‏
    تطبيق نمی‏كند يك آدمی كه تجربه دارد يعنی در عمرش راستگو بوده است ،
    يك راستگوی واقعی می‏فهمد كه در مواردی راستی فلسفه خودش را از دست‏
    می‏دهد در فقه اسلامی هم غيبت و دروغ هر كدام موارد استثنائی دارند ، و حق‏
    هم اين است .
    مثلی می‏آورند كه شخصی از دكان مرغ فروشی ، خروسی خريد به قيمتهای قديم‏
    دو قران ، خروس خيلی خوبی كه بيشتر از اين هم می‏ارزيد رفت خانه اش تا
    وارد شد زنش گفت اين چيست كه آورده ای ؟
    گفت : خروس گفت يك آدم با غيرت هم خروس می‏آورد در خانه ؟ !
    ، آدمی كه زنش در خانه اش است زود صورتش را پوشيد و خودش را مخفی كرد ، گفت من هرگز حاضر نيستم در خانه‏ ای كه جنس نر وجود داشته باشد زندگی كنم يا اين بايد باشد يا من ، ديگر
    از كنج خانه بيرون نمی‏آيم . مرد
    86

    امضاء

  5. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    گفت : خروس كه عيبی ندارد ، انسان را گفته اند گفت :
    نه ، آدم با
    غيرت خروس هم در خانه نمی‏آورد خيلی خوشحال شد ،
    گفت : الحمدلله چقدر
    زن ما با عفت و عصمت است خروس را برد نزد مرغ فروش و گفت :
    اگر
    ممكن است اين را بگيريد ، دو قران ما را پس بدهيد گفت چرا ؟
    اتفاقا
    اين خروس بيشتر می‏ارزد ، دو قرآن و ده شاهی می‏ارزد ، ما ده شاهی هم به‏
    شما تخفيف داديم گفت به هر حال من نمی‏خواهم گفت اگر خيال می‏كنی ممكن‏
    است به تو دروغ گفته باشم بدان كه حتما بيشتر می‏ارزد گفت نه ، به آن‏
    علت هم نيست ، می‏دانم بهتر است ولی نمی‏خواهم گفت چرا نمی‏خواهی ؟
    گفت‏ حالا چه كار داری كه من چرا نمی‏خواهم اين هم لج كرد گفت تا علتش را نگويی من خروس را از تو پس نمی‏گيرم گفت به جای دو قران سی شاهی به من‏ بده گفت تا راست نگويی نمی‏دهم گفت پس يك قران به من بده گفت تا راستش را نگويی ، ده شاهی هم بگويی من از تو قبول نمی‏كنم بايد حقيقت را
    بگويی گفت حقيقت اين است كه زن من خيلی با عفت و عصمت است و حاضر نيست يك خروس را در خانه راه بدهد مرغ فروش زود خروس را گرفت و دو قران را به او داد و گفت اين دو قران را بگير ولی يقين داشته باش كه‏ زنت زن بد عملی است اگر زن با عفت و عصمتی بود اين جور حرف نمی‏زد اين‏ حرف ، حرف يك زنی است كه اصلا عفت و عصمت ندارد كه اين جور گزاف و
    گز نكرده به اصطلاح پاره می‏كند زنی كه واقعا با عفت و عصمت باشد هيچ‏
    وقت از خروس رو نمی‏گيرد .
    اينكه انسان آنجا هم كه راستی واقعا فلسفه خودش را صد در صد از دست‏
    می‏دهد و از راستی انسان دريای خون جاری می‏شود ، بگويد در اينجا هم‏

    87

    امضاء

  6. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق


    بايد راست گفت ، همان رو گرفتن از خروس است منتها اسلام در اينجا سخن‏ ديگری نيز گفته است كه نكته خيلی بزرگی است می‏گويد برای اينكه روحت‏ عادت نكند به دروغ گفتن ، در آنجا كه اجبار پيدا می‏كنی [ چيزی به ذهنت‏
    خطور بده و به زبانت چيز ديگری بياور ] و تا اجبار نباشد نمی‏توانی چنين‏
    كنی همان طور كه عرض كردم دروغ منفعت خيز را با دروغ مصلحت آميز اشتباه نكنيد فقه اسلامی می‏گويد : آنجا كه واقعا مصلحت است و از يك‏ راستی مفسده ها برای جامعه بپا می‏شود ( مثلا جاسوسهای دشمن در پی افراد
    مظلومی دارند خانه به خانه می‏گردند از تو می‏پرسند می‏گويی من آدم راستگويی‏ هستم بايد به آنها اطلاع بدهم كجا هستند تو جانی هستی نه راستگو ) آنجا كه‏ مجبور هستی به خاطر يك مصلحت و نه به خاطر منفعت دروغ بگويی ، برای‏
    اينكه ذهنت كج نشود و عادت نكند به انحراف ، يك چيزی به ذهنت خطور بده و به زبانت چيز ديگری بياور مثلا وقتی می‏گويد نديدی ؟
    بگو نه ، ولی‏ مقصودت از " نه " در ذهنت خطور بده يك چيز ديگری را مستقيم ذهنت را
    با دروغ مواجه نكن كه ذهنت عادت نكند به دروغ گفتن اسم اين " توريه " است اميرالمؤمنين ( ع ) از پيغمبر ( ص ) نقل می‏كند كه فرمود :
    « لا يستقيم ايمان عبد حتی يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتی يستقيم لسانه‏»
    (1) . حالا بعضی هم دائما دروغ می‏گويند و اسمش را می‏گذارند توريه و ديده‏
    ام اين جور اشخاص را . من به آنها كار ندارم . حقيقت را دارم می‏گويم .


    --------------------------------------------
    پاورقی :
    ص 567 [ ايمان بنده استوار نمی‏شود مگر اينكه قلبش استوار گردد ، و
    قلبش استوار نمی‏شود مگر اينكه زبانش استوار گردد ] .
    1 ) سفينة البحار ، ج 2 ، ص 510 ، نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 174

    88

    امضاء

  7. Top | #77

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    اينها يك سلسله انتقادهايی است كه بر نظريه جناب كانت وارد است ،
    در عين اينكه در نظريه او عناصر بسيار صحيحی هم وجود دارد .

    فردا شب ان شاء الله راجع به نظريه زيبايی بحث می‏كنم ، نظريه كسانی‏
    كه اخلاق را از مقوله جمال و زيبايی می‏دانند .

    و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم‏
    يا الله
    خدايا دلهای ما را به نور ايمان منور بگردان ، ما را با حقايق دين‏
    مقدس اسلام آشنا بفرما ، ما را قدردان اسلام و قرآن قرار بده ، قدردان‏
    پيغمبر و آل قرار بده ، اموات ما مشمول رحمت خودت بفرما .

    و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .

    89


    جلسه چهارم نظريه زيبايی


    91



    امضاء

  8. Top | #78

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين والصلوه والسلام علی عبدالله‏
    و رسوله و حبيبه و صفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا و مولانا
    ابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين اعوذبالله من الشيطان‏
    الرجيم :
    « ان الله يأمر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذی القربی و ينهی عن الفحشاء و
    المنكر و البغی يعظكم لعلكم تذكرون »( 1 ) .

    وعده داديم كه در اطراف نظريه ای كه اخلاق را از مقوله زيبايی می‏داند
    بحث كنيم نكته كوچكی را در مقدمه عرايضم بايد ياد آوری كنم و آن اينكه‏
    ممكن است بعضی چنين خيال كنند كه دانستن اين نظريه ها كه آيا اخلاق از
    مقوله عاطفه و محبت است ؟ از مقوله علم و دانش

    ------------------------------------
    پاورقی :
    1 ) سوره نحل ، آيه . 90

    92

    امضاء

  9. Top | #79

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    است ؟ از مقوله اراده است ؟ از مقوله وجدان است ؟ از مقوله زيبايی‏ است ؟
    چه فايده ای دارد از نظر عملی و از نظر تربيت اجتماع ؟
    آنچه لازم‏ و مفيد است اين است كه مردم عملا متخلق به اخلاق فاضله باشند ، چه ما بدانيم كه اخلاق از چه مقوله ای است و چه ندانيم اينها جز يك سلسله‏ بحثهای علمی كه نتيجه عملی ندارد چيز ديگری نيست پس فايده اين بحثهاچيست ؟

    نظير حرف آن كسی كه از او سؤال كردند : قرمه با " غين " است‏
    يا با " قاف " ؟ گفت : نه با غين است و نه با قاف ، با گوشت است‏


    و روغن حالا بحث اينكه اخلاق از چه مقوله ای است ، ممكن است بعضی خيال‏
    كنند صرفا يك بحث نظری غير عملی است ولی اين طور نيست شناختن اينكه‏ اخلاق از چه مقوله ای است ، ممكن است بعضی خيال كنند صرفا يك بحث نظری‏ غير عملی است ولی اين طور نيست شناختن اينكه اخلاق از چه مقوله ای است‏
    و اينكه از يك مقوله است يا از چند مقوله ، تأثير فراوانی دارد در اينكه ما بدانيم اگر بخواهيم اخلاق را در جامعه تكميل و تتميم بكنيم از كجا بايد شروع بكنيم ، و اتفاقا چنين سرگشتگيی وجود دارد افرادی كه طرز
    تفكرشان همان طرز تفكر هندی و مسيحی است می‏گويند اخلاق يعنی محبت داشتن‏ ، دشمن نداشتن ، كدورت نداشتن اگر می‏خواهيد اخلاق در جامعه بياوريد ، حس‏ محبت را در جامعه زياد كنيد و كاری كنيد كه كدورتها ، نفرتها و دشمنيها از ميان برود دشمنی را در جامعه از ميان ببريد و محبت را در دلها بر قرار كنيد ، اين اخلاق است ولی آن كسی كه اخلاق را از مقوله علم می‏داند مانند سقراط ، حرفش چيز ديگر است او می‏گويد مردم را بياموزانيد ، تعليم‏
    كنيد ، دانا كنيد ، وقتی مردم دانا شدند همان دانش برای آنها اخلاق است‏ طبق اين عقيده ، هر آدم فاسد الاخلاقی به آن دليل فاسد الاخلاق است كه نادان‏
    است منشأ فساد اخلاق ، نادانی است پس علم بر قرار كنيد كافی است :
    علموهم و كفی .
    93



    امضاء

  10. Top | #80

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    تعليم بكنيد كه تعليم ، تربيت هم هست تعليم از تربيت ، و تربيت از
    تعليم جدا نيست ديگر نمی‏گويد كدورتها را از ميان ببريد ، محبتها را زياد
    كنيد می‏گويد دانشها را زياد كنيد پس ما بايد بدانيم كه برای تربيت‏
    جامعه ، آيا بايد دانش جامعه را افزايش بدهيم يا كوشش كنيم دشمنيها را
    از ميان ببريم ، از دانش كاری ساخته نيست ؟
    آنكه مانند ارسطو می‏گويد از
    دانش به تنهايی كاری ساخته نيست ، اراده را بايد تقويت كرد ، او راه‏
    ديگری را پيشنهاد می‏كند آن كسی كه در اخلاق ، تكيه اش روی وجدان فطری‏
    انسانی است می‏گويد در درون هر انسانی يك منادی مقدس اخلاق هست كه‏
    انسان را فرمان می‏دهد به كارهای نيك و باز می‏دارد از كارهای زشت اين‏
    ندا كه راست بگو و دروغ نگو ، اين ندا كه امانت بورز و خيانت نكن ،
    اين ندا كه ايثار كن ،
    اين ندا كه انصاف داشته باش درباره خودت نسبت‏
    به ديگران ، در درون هر كسی هست ، فقط وقتی كه نداها و غوغاهای ديگر
    بلند است انسان ندای وجدان خودش را نمی‏شنود مثلا در اين فضا كه الان ما
    هستيم اگر يك نفر واعظ بخواهد كلمات خدا را برای ما بيان بكند ، چنانچه‏
    اين جو ، ساكت و ساكن باشد ،
    ما حرف او را درست می‏فهميم و می‏شنويم ،
    اما همين قدر كه يك صدای ديگر مثل صدای بلند گوی ديگر يا صدای اتومبيلها
    هم بلند باشد و يا آن كه پهلوی ما نشسته است حرف بزند ديگر نمی‏توانيم‏
    صدای او را بشنويم برای اينكه يك ندا خوب شنيده بشود بايد نداهای‏
    مخالف را خاموش كرد در ديدن هم اين جور است ما به اين شرط خوب‏
    می‏بينيم كه گردی ، غباری ، دودی در كار نباشد ،
    والا هر مقدار هم چشم ما
    بينا باشد اگر گرد و غبار زياد شد اشياء را درست نمی‏بينيم در واقع ما
    می‏بينيم ولی گرد و غبار نمی‏گذارد برای اينكه ببينيم بايد گرد و غبار

    94

    امضاء

صفحه 8 از 31 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی