سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 9 از 31 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 301

موضوع: فلسفه اخلاق

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    را فرو بنشانيم . به قول سعدی :

    حقيقت ، سرايی است آراسته
    هوی و هوس گرد بر خاسته
    نبينی كه هر جا كه بر خاست گرد
    نبيند نظر گرچه بيناست مرد
    تو را تا دهن باشد از حرص ، باز
    نيايد به گوش دل از غيب ، راز

    پس آنكه می‏گويد اخلاق يعنی ندای وجدان ، چنانچه از او بپرسيم : اگر ما
    بخواهيم جامعه را به سوی اخلاق سوق بدهيم چه بايد بكنيم ؟ می‏گويد كاری‏
    بكنيد كه فرد ، ندای وجدانش را بشنود چه كار كنيم ؟ سرو صداهای ديگر را
    كم كنيد آن ندا هميشه هست و خاموش شدنی نيست سر و صداهای مخالف‏
    نمی‏گذارد به گوش شما برسد می‏گويد اخلاق يعنی بشنو ندای قلب خودت را .

    آن كسی كه می‏گويد اخلاق از مقوله زيبايی است ، می‏گويد حس زيبايی را در
    بشر پرورش بدهيد ( به بيانی كه بعد توضيح خواهيم داد ) بشر اگر زيبايی‏
    مكارم الاخلاق را ، زيبايی اخلاق كريمه و بزرگوارانه را حس بكند ، مرتكب‏
    اعمال زشت نمی‏شود علت اينكه افراد دروغ می‏گويند اين است كه زيبايی‏
    راستی را درك نمی‏كنند علت اينكه خيانت می‏كنند
    اين است كه زيبايی‏
    امانت را درك نمی‏كنند پس ذوق فرد را پرورش بدهيد ذوق مربوط به زيبايی‏
    است كاری بكنيد كه او تنها زيباييهای محسوس را زيبايی نداند ، به‏
    زيباييهای معقول هم توجهی داشته باشد ، پا در دائره زيباييهای معقول هم‏
    بگذارد .
    آنها كه نظريه های ديگری دارند نيز هر كدام برای تكميل اخلاق در جامعه‏
    راهی را پيشنهاد می‏كنند .
    پس اين بحث صرفا يك بحث نظری و فلسفی كه هيچ اثر عملی


    95

    امضاء

  2. Top | #82

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    نداشته باشد نيست ، بحثی است كه فوق العاده اثر عملی دارد و به علاوه ما
    تا همه اينها را دقيقا و موشكافانه و مشروحا طرح نكنيم ، درست نمی‏توانيم‏
    مكتب اخلاقی اسلام خودمان را بشناسيم ببينيم اسلام ما اخلاق را روی چه پايه‏
    يا پايه هايی قرار داده است .
    نظريه زيبائی - آيا زيبايی قابل تعريف است ؟
    گفتيم يك نظريه درباب اخلاق اين است كه اخلاق از مقوله زيبايی است .
    در اينجا سؤالهايی مطرح است ابتدا بايد اين سؤالات را جواب بدهيم تا
    بعد به اصل مطلب كه می‏گويند اخلاق از مقوله زيبايی است برسيم اولين سؤال‏
    اين است كه جمال يا زيبايی چيست ؟
    يعنی جمال و زيبايی را چگونه‏
    می‏توانيم تعريف بكنيم ، و به اصطلاح منطقيين ، جنس و فصل زيبايی چيست ؟
    زيبايی داخل در كدام مقوله است ؟
    آيا داخل در مقوله كميت و جزء كميات‏
    است ؟ آيا جزء كيفيات است ؟ آيا داخل در مقوله اضافه ، و يك اضافه‏
    است ؟ آيا يك انفعال است ؟
    آيا يك جوهر است ؟ و از اين حرفها ، و يا
    صرف نظر از اجزاء تحليلی آن ، از نظر فرمولی و عينی ، زيبايی از چه‏
    ساخته می‏شود ؟ آيا می‏شود فرمولی برای زيبايی به دست آورد ؟
    آيا همان طور
    كه در شيمی برای امور مادی فرمول معين می‏كنند و مثلا می‏گويند آب مركبی‏
    است دارای فرمول H2o زيبايی نيز در طبيعت فرمول دارد ؟ و بالاخره زيبايی‏
    چيست ؟ اين سؤالی است كه هنوز احدی به آن جواب نداده است كه زيبايی‏
    چيست ؟
    و بلكه به عقيده بعضی ، نه تنها كسی جواب آن را درك نكرده ،
    بلكه اين سؤال جواب ندارد ، به اعتبار اينكه در ميان حقايق عالم عالی‏
    ترين حقايق ، حقايقی است كه درباره آنها چيستی

    96

    امضاء

  3. Top | #83

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    گفتن صحيح نيست .
    پس آيا زيبايی را می‏توان تعريف كرد كه چيست ؟ نه ، نمی‏توان درباب‏
    فصاحت كه از مقوله زيبايی است علما می‏گويند فصاحت را در حقيقت نمی‏شود
    تعريف واقعی كرد ،
    مما يدرك ولا يوصف است يعنی درك می‏شود ، توصيف‏
    نمی‏شود و ما داريم در دنيا خيلی چيزها كه انسان وجودش را درك می‏كند ولی‏
    نمی‏تواند آن را تعريف بكند زيبايی از همين قبيل است

    افلاطون تعريفی از
    زيبايی كرده است تعريف او اولا در حدش معلوم نيست تعريف درستی باشد ،
    و ثانيا تعريف كاملی نيست گفته است :

    " زيبايی " هماهنگی ميان اجزاء
    است با كل يعنی اگر يك كل داشته باشيم مانند يك ساختمان ، چنانچه همه‏
    اجزائش : در ، ديوار ، پايه ، سقف و غيره ، با يك تناسب معينی در آن‏
    به كار رفته باشد ، آن كل زيباست زيبايی يك ساختمان به اين علت است‏
    كه ميان اجزائش تناسب است حالا گيرم اين حرف درست باشد و تناسب يعنی‏
    يك نسبت خاص وجود داشته باشد ،

    ولی آيا می‏شود در زيباييها بيان كرد كه‏
    نسبت چيست ؟ آيا همان طور كه مثلا در آب می‏گويند از H چقدر است و از O
    چقدر ، در اينجا می‏شود چنين چيزی گفت ؟ نه آيا لازم است ما بتوانيم‏
    تعريف بكنيم ؟ نه ، لزومی ندارد برای اين كه به وجود حقيقتی اعتراف‏
    بكنيم ، هيچ ضرورتی ندارد كه اول بتوانيم آن را تعريف بكنيم اگر بتوانيم‏
    ، تعريف می‏كنيم ، نتوانستيم

    ، می‏گوئيم از نظر كنه و ماهيت بر ما مجهول‏
    است ولی وجود دارد زيبايی وجود دارد گواينكه بشر نمی‏تواند آنرا تعريف‏
    بكند حتی بشر همين نيروی برق را نمی‏تواند تعريف بكند اما شك ندارد كه‏
    وجود دارد .



    97

    امضاء

  4. Top | #84

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    زيبايی مطلق است يا نسبی ؟
    سؤال دوم كه در اينجا مطرح است اين است كه آيا زيبايی مطلق است يا
    نسبی ؟
    يعنی آيا آن چيزی كه زيبا است فی حد ذاته زيبا است قطع نظر از
    اينكه انسانی زيبايی آن را درك بكند يا درك نكند ، مثل خيلی چيزها كه‏
    در عالم وجود دارد ؟
    مثلا قله دماوند وجود دارد و مرتفع ترين قله ها در
    اين منطقه است

    ، خواه انسانی در عالم باشد كه آنرا درك بكند يا نباشد
    آن فی حد ذاته برای خودش وجود دارد آيا زيبايی در زيبا واقعا حقيقتی‏
    است كه وجود دارد يا يك رابطه مرموز است ميان ادراك كننده و ادراك‏
    شده ؟ شما می‏بينيد انسانی
    ، شی يا انسان ديگری ( معشوقش ) در نظرش فوق‏
    العاده زيبا است ، و حال آنكه يك انسان ديگر او را زيبا نمی‏بيند پس‏
    معلوم می‏شود به قول اين اشخاص زيبايی حقيقت مطلقی نيست ،

    يعنی ممكن‏
    است يك انسان در نظر انسانی در نهايت زيبايی باشد ، و همان انسان در
    نظر انسانهای ديگر اصلا زيبايی نداشته باشد داستان معروف مجنون همين است‏
    مجنون كه در وصف ليلای خودش اينهمه شعر و غزل گفت ،

    هارون الرشيد خيال‏
    كرد ليلا لعبتی است كه نظير او در دنيا پيدا نمی‏شود وقتی آن ليلای بدوی‏
    وحشی را از بيابان آوردند ديد يك زن عادی سياه سوخته ای است كه اصلا هيچ‏
    قابل توجه نيست .

    به مجنون گفت روزی عيبجوئی
    كه پيدا كن به از ليلا نكويی
    كه ليلا گر چه در چشم تو حوری است
    به هر عضوی ز اعضايش قصوری است
    چو مجنون اين سخن بشنيد آشفت
    در آن آشفتگی خندان شد و گفت
    تو مو بينی و مجنون پيچش مو
    تو ابر و او اشارتهای ابرو

    98

    امضاء

  5. Top | #85

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق




    اگر در كاسه چشمم نشينی
    بجز از خوبی ليلی نبينی

    همان نسبيت در زيبايی را بيان می‏كند يعنی برای او زيباست ، برای كس‏
    ديگر زيبا نيست اين هم خودش مسئله ای است كه می‏گويند بر خلاف آنچه‏
    انسانها خيال می‏كنند كه زيبايی ، عشق می‏آفريند ، بر عكس است : عشق ،
    زيبايی می‏آفريند ، يعنی اول زيبايی وجود ندارد كه بعد در اثر زيبايی ،
    عشق ايجاد بشود ، اول عشق وجود پيدا می‏كند و بعد عشق زيبايی را خلق می‏كند
    البته اين يك نظر افراطی است نمی‏شود وجود زيبايی را در خارج به كلی‏
    انكار كرد .
    حال آيا زيبايی ، مطلق است يا نسبی ؟
    باز هم برای بحث ما ضرورتی‏
    ندارد كه ما اين مطلب را حتما تحقيق بكنيم كه آيا زيبايی يك حقيقت‏
    مطلق است يا يك حقيقت نسبی ؟

    قدر مسلم اين است كه در خارج ، چيزی به‏
    نام زيبايی وجود دارد اين جور نيست كه زيبايی صد در صد مخلوق عشق ، و
    عشق حقيقتی گزاف باشد كه همين جور يك جا پيدا می‏شود ، بلكه زيبايی‏
    حقيقتی است گيرم حقيقت نسبی هم باشد باز خودش حقيقتی است .
    رابطه زيبايی با عشق و حركت
    مطلب سوم به عنوان مقدمه برای اين بحث اين است كه جمال و زيبايی از
    يك طرف ، و جاذبه از طرف ديگر ،
    عشق و طلب از طرف ديگر ، حركت از
    طرف ديگر ، ستايش از طرف ديگر ،
    اينها حقايقی هستند كه با يكديگر
    توأمند ، يعنی آنجا كه زيبايی وجود پيدا می‏كند يك نيروی

    99

    امضاء

  6. Top | #86

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    جاذبه ای هم هست .
    زيبا جاذبه دارد آنجا كه زيبايی وجود دارد ، عشق و
    طلب در يك موجود ديگر وجود دارد ، حركت و جنبش وجود دارد ، يعنی خود
    زيبايی موجب حركت و جنبش است
    حتی به عقيده فلاسفه الهی تمام حركتهايی‏
    كه در اين عالم است حتی حركت جوهريه و اساسی كه تمام قافله عالم طبيعت‏
    را به صورت يك واحد جنبش و حركت در آورده است مولود عشق است :

    كتحريك المعشوق للعاشق و تحريك المعلل للمتعلل ( 1 )

    چنين چيزی می‏گويند

    در اين زمينه سخن بسيار است " وحشی با فقی " شعرهايی دارد راجع به "
    ميل " كه ميل و جاذبه در تمام ذرات عالم وجود دارد بعد می‏گويد فيلسوفان‏
    اين را عشق می‏نامند به هر حال هر جا كه زيبايی هست جاذبه وجود دارد ،
    عشق و طلب وجود دارد ، حركت و جنبش وجود دارد ، ستايش و تقديس وجود
    دارد زيبايی به دنبال خودش ستايش و تقديس می‏آورد .

    زيبايی منحصر به زيبايی مربوط به غريزه جنسی نيست
    حال ، آيا زيبايی منحصر است به زيبايی يك انسان ، آن هم زيباييهايی‏
    كه دو جنس مخالف انسان از يكديگر درك می‏كنند خصوصا در جنس زن ؟
    و
    وقتی می‏گويند [ ( زيبا " يعنی مثلا اندام و چهره يك زن زيبا ؟
    و ديگر
    غير از اين در عالم ، زيبايی وجود ندارد ؟

    افرادی كه از زيبايی چيز درستی‏
    درك نمی‏كنند اين جور خيال می‏كنند نه ، در طبيعت هزاران نوع زيبايی وجود
    دارد ، در جمادات ، نباتات و حيوانات ، در آسمان ، زمين و

    *************************

    پاورقی :
    علت معلول را ] .
    1 ) [ مانند به حركت در آوردن معشوق عاشق را ، و به حركت در آوردن‏


    100

    امضاء

  7. Top | #87

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    درياها . كيست كه زيبايی را در گلها درك نكند ؟ !

    خيلی افراد شايد از
    گل فقط بوی خوش را درك می‏كنند ، در صورتی كه آنهايی كه چشمشان زيبايی‏
    را درك می‏كند ، در گل ، زيبايی را بيش از بوی خوش درك می‏كنند
    يعنی‏
    برايش بيشتر اهميت قائل هستند زيبايی گلها ، زيبايی درختها ، زيبايی‏
    جنگلها ، زيبايی درياها ، زيبايی كوهها ، زيبايی آسمانی كه بالای سر انسان‏
    است ، زيبايی افق ، زيبايی سپيده دم ، زيبايی طلوع آفتاب ،
    زيبايی‏
    غروب آفتاب ، زيبايی شفق ، هزاران نوع زيبايی و جمال محسوس در عالم‏
    طبيعت وجود دارد تمام زيباييها كه منحصر به آن زيبائيی كه با شهوت جنسی‏
    انسان سرو كار دارد نيست آن كسی كه زيبايی را منحصرا در شهوت جنسی درك‏
    می‏كند ، در حقيقت اصلا زيبايی را درك نمی‏كند

    زيبايی تنها مربوط به غريزه‏
    جنسی انسان نيست كه تا می‏گويند " زيبايی " بعضی اشخاص فورا فكر
    می‏كنند يعنی مسائل مربوط به غريزه جنسی .
    اين جور نيست . در خود طبيعت‏
    هزاران نوع زيبايی وجود دارد تازه اينهايی كه ما گفتيم ،
    زيباييهای مربوط
    به قوه باصره و چشم بود سامعه ، لامسه ، شامه و ذائقه نيز هر يك‏
    زيباييهايی را درك می‏كنند ، و اساسا " خوب " در هر حسی يعنی زيبا .

    " خوب " در چشم ، زيبای چشم است ، " خوب " در گوش ، زيبای گوش‏
    است ، و همين طور " خوب " در لامسه ، ذائقه و شامه .

    پس اين اشتباه‏
    پيدا نشود كه تا می‏گويند " زيبايی " افرادی كه در كشان از زيبايی بسيار
    ضعيف است فورا توجهشان به مسائل جنسی معطوف می‏شود .


    101

    امضاء

  8. Top | #88

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق


    زيبايی غير محسوس

    از اين بالاتر ، آيا زيبايی غير محسوس هم داريم ؟ زيبائيهای مطلقا
    محسوس را اكثريت قريب به اتفاق مردم درك می‏كنند آيا زيبايی غير
    محسوس و زيبايی معنوی هم داريم ؟

    بله آن هم زياد است حداقلش آن‏

    زيباييهايی است كه به قوه خيال انسان يعنی به صورتهای ذهنی انسان مربوط
    است زيبايی فصاحت و بلاغت در چيست ؟

    يك عبارت فصيح و بليغ چرا انسان‏

    را به سوی خودش می‏كشد و جذب می‏كند ؟

    نثر و شعر سعدی چرا انسان را جذب‏

    می‏كند ؟ حدود هفتصد سال از زمان سعدی می‏گذرد چرا آن جمله های كوتاه سعدی‏
    هنوز هم در زبانها تكرار می‏شود و انسان وقتی كه می‏شنود مجذوب آن می‏شود ؟

    زيبايی است كه چنين می‏كند آن زيبايی چيست ؟

    آيا زيبايی لفظ است ؟ نه ،


    تنها لفظ نيست ، معانی اين الفاظ است البته خود لفظ هم در فصاحت‏
    دخالتی دارد ولی تنها لفظ نيست معانی اين الفاظ و معانی ذهنی آنچنان‏
    زيبا كنار يكديگر قرار گرفته است كه روح انسان را می‏كشد به سوی خودش و
    جذب می‏كند و همچنين شعر حافظ و مولوی .

    آنهايی كه زيباييهای خيال را

    درك می‏كنند گاهی آنچنان مجذوب و مسحور اين شعرها می‏شوند كه اصلا از خود
    بيخود می‏شوند .

    مرحوم اديب پيشاوری يكی از ادبای بسيار مبرز و از بقايای حوزه های‏
    علميه قديم بوده است كه البته ما ايشان را درك نكرديم ، عكس ايشان را
    ديديم ، سيد بوده است و به اصطلاح خيلی قيافه علما را دارد و واقعا هم در
    ادبيات مرد فوق العاده فاضل و كم نظيری بوده است خودش هم گاهی شعر
    می‏گفته در كتابی خواندم كه مرحوم اديب گفته بود :

    دوبار در عمرم خواندن‏

    يك شعر مرا از هوش برد ، بيهوش شدم يك بار غزلی از حافظ

    102

    امضاء

  9. Top | #89

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    را خواندم ، آنچنان تحت تأثيرش قرار گرفتم كه بيهوش شدم غزل معروفی‏
    است :

    زان يار دلنوازم شكری است با شكايت گر نكته دان عشقی بشنو تو اين‏
    حكايت

    بی مزد بود و منت هر خدمتی كه كردم يارب مباد كس را مخدوم بی‏
    عنايت

    دندان تشنه لب را آبی نمی‏دهد كس گوئی ولی شناسان رفتند از اين‏
    ولايت

    در اين شب سيا هم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای كوكب‏
    هدايت

    از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود زنها از اين بيابان وين راه بی‏
    نهايت

    اين راه را نهايت صورت كجا توان بست كش صد هزار منزل بيش است‏
    در بدايت

    در زلف چون كمندش ای دل مپيچ كانجا سرها بريده بينی بی جرم و بی‏
    جنايت

    چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‏پسندی جانا روا نباشد خونريز را
    حمايت

    ای آفتاب خوبان می‏سوزد اندرونم يكساعتم بگنجان در سايه عنايت هر چند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبيب خوشتر كز مدعی‏
    رعايت

    عشقت رسد به فرياد گر خود به سان حافظ قرآن زبر بخوانی در چارده‏
    روايت

    گفته است من يك دفعه اين شعرها را خواندم ، آنچنان مجذوب شدم كه بی‏
    هوش شدم و افتادم اين زيبايی شعر است كه يك اديب را در اين حد مجذوب‏
    خودش می‏كند تازه اين يك اديب است يك عارف اگر شعرهای حافظ را
    بخواند قطعا اين غزل را انتخاب نخواهد كرد .

    او غزلهای عارفانه را
    انتخاب می‏كند و كمتر كسی است كه ذوق عرفانی داشته باشد و غزلهای عرفانی‏

    حافظ مثل غزل زير را بخواند و تحت تأثير شديد قرار نگيرد :

    سالها دل طلب جام جم از ما می‏كرد
    آنچه خود داشت زبيگانه تمنا می‏كرد
    گوهری كز صدف كون و مكان بيرون بود
    طلب از گمشدگان لب دريا می‏كرد
    بيدلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی‏ديدش و از دور خدايا می‏كرد

    103

    امضاء

  10. Top | #90

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فلسفه اخلاق



    مشكل خويش بر پير مغان بردم دوش

    كوبه تأييد نظر حل معما می‏كرد

    گفتم اين جام جهانبين به تو كی داد حكيم گفت آن روز كه اين گنبد مينا می‏كرد گفت آن يار كز او هست سردار بلند جرمش آن بود كه اسرار هويدا می‏كرد

    فصاحت قرآن

    چرا جای دور می‏رويم ؟ قرآن نفوذ خارق العاده خودش را از چه دارد ؟

    از زيبايی و فصاحتش قرآن می‏توانست آن معنايی را كه با اعماق روح انسان سرو كار دارد و به تعبير خود قرآن " مذكر " است يعنی آنها را از درون‏ انسان بيرون می‏كشد ،
    با يك عبارتهای خيلی معمولی و ساده بيان بكند ، ولی‏ خدای اسلام و پيغمبر چون اين كتاب معجزه باقی پيغمبر است ، حقايقش را با زيبايی خارق العاده بيان كرده است به نظر شما فصاحت قرآن تاكنون‏ چقدر اشك از مردم گرفته ؟
    !
    به تعبير خود قرآن : « يخرون للاذقان سجدا . . . يخرون للاذقان يبكون »
    ( 1 ) افرادی كه وقتی [ آيات قرآن را ] می‏شنوند ، در حال گريه می‏افتند و سجده می‏كنند در دلهای شب ، آيات قرآن‏ چقدر اشك ازمردم گرفته است !

    در اثر اين است كه آن معانی در اين لباس‏ بسيار زيبا ، آن حس جمال دوستی معنوی انسان را در اختيار می‏گيرد و مسخر خودش می‏كند .

    « و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعينهم تفيض من‏ الدمع مما عرفوا من الحق »( 2 ) .


    *******************
    پاورقی :
    فرستاده شده است بشنوند ، می‏بينی كه اشك از ديدگانشان جاری می‏شود زيرا
    حقانيت آن را شناخته‏اند ] .
    1 ) سوره اسراء ، آيات 107 و . 109 2 ) سوره مائده ، آيه 83 [ ترجمه : و چون آياتی را كه به پيامبر



    104

    امضاء

صفحه 9 از 31 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی