๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 46 , از مجموع 46
  1. #41
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑




    15 خرداد و رويارويي ساواك با جنبش اسلامي





    در جريان نهضت اسلامي ايران در اوايل دهه 40 دستگاه‌هاي مختلف رژيم پهلوي و ابرقدرت‌ها و قدرت‌هاي گوناگون خارجي هريك نقشي ايفا مي‌كردند. دربار، نخست‌وزيري، ساواك، ارتش، ژاندارمري و شهرباني در وجه داخلي و سفارت‌هاي آمريكا، انگليس، اسرائيل و دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آن كشورها يعني 6MI ، اينتليجنس سرويس و سيا نيز در وجه خارجي به اين حوادث حساس بودند و به نوبه خود، نقش‌آفريني مي‌كردند.

    مقاله حاضر مي‌كوشد در بستر وقايع آن روزگار، نقش ساواك را به شكلي دقيق‌تر مورد واكاوي قرار دهد.

    ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) با هدايت و طراحي آمريكاييان در واپسين ماه‌هاي سال 1335 ش تاسيس شد. نخستين رئيس ساواك، تيمور بختيار (رياست: 1335 1340) و دومين رئيس آن حسن پاكروان (رياست: 1340 1343) بود.

    هر چند ابتدا گفته مي‌شد كه مهم‌ترين وظيفه آن برخورد با حزب توده و جلوگيري از نفوذ كمونيسم در ايران خواهد بود، با اين حال به سرعت، ساير مخالفان سياسي حكومت كه روحانيت و مبارزان مسلمان در راس آنان قرار داشتند، در برابر اين سازمان مخوف و سركوبگر قرار گرفت.

    در ابتداي دهه 40 پس از فوت آيت‌الله بروجردي رژيم شاه كه ديگر مانعي در مقابل طرح‌هاي استعماري خود نمي‌ديد، دست به كار اقدامات ضداسلامي، ضد ملي خود شد و با بهره‌گيري از دستگاه جهنمي ساواك كه اينك كاملا بر اوضاع مسلط شده بود، به ميدان آمد.

    تصويب لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و تغيير موادي از قانون انتخابات (كه نقض صريح قانون اساسي مشروطيت بود)‌ به رغم تمهيدات امنيتي گسترده ساواك، با مخالفت جدي روحانيون مواجه شد. امام خميني با برشمردن مضار اين تصويب‌نامه، خواستار لغو آن شد.

    در همان حال، عناصري از ساواك در ملاقات با برخي علما و روحانيون صاحب نفوذ، تلاش مي‌كردند تا چنين القا كنند كه لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي تعارضي با قوانين موضوعه و اساسي كشور ندارد و حكومت در دفاع از شعائر ديني و اسلامي، جديتي تام دارد.1 اما با درايت امام خمينيره‌ مخالفت با لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي با جديت دنبال شد و به عقب‌نشيني دولت و حكومت انجاميد و سرانجام در 5 آذر 1341 علم نخست‌وزير اين لايحه را ملغي اعلام كرد.2 با اين حال حكومت كوشيد از تبعات سوء احتمالي اين عقب‌نشيني آشكار در برابر مخالفان جلوگيري شود. در همين راستا ماموران ساواك علماي مخالف حكومت را تحت نظر گرفتند و تلاش زيادي صورت گرفت تا چنين وانمود شود كه لغو لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي اقدامي داوطلبانه از سوي دولت و حكومت بوده و مخالفت روحانيون تاثيري در اين اقدام دولت نداشته است.3


    همه‌پرسي پيرامون انقلاب به اصطلاح سفيد

    در اواخر دهه 30 محمدرضا پهلوي تحت فشار ايالات متحده درصدد اجراي اصلاحات ارضي برآمد لكن با مخالفت مرحوم آيت‌الله بروجردي عقب‌نشيني كرد و اين امر را به زمان مناسبي موكول ساخت. پس از فوت آن مرجع بزرگوار، رژيم با اين تصور كه ديگر رهبري ديني يكپارچه نيست و نهاد مرجعيت با تقسيم رهبري ميان چندين مرجع (همچون حضرات آيات: خميني، گلپايگاني، مرعشي، حكيم و ...) تضعيف شده است، بار ديگر تحت فشار آمريكا، بر آن شد تا اصول 6گانه انقلاب سفيد (و ازجمله تقسيم اراضي)‌ را به رفراندوم عمومي بگذارد و ساواك براي جلوگيري از مخالفت‌هاي عمومي و برگزاري موفق اين رفراندوم در تلاش بود. سرلشكر حسن پاكروان براي پيشگيري از مخالفت علما و روحانيون، در آستانه برگزاري رفراندوم، با برخي از آنان ديدار و گفتگو كرد و ضمن تشريح مفاد برنامه‌هاي به اصطلاح انقلاب سفيد، اجراي آن را به نفع جامعه ايراني و مردم مسلمان كشور ارزيابي كرد. پاكروان با امام خميني كه اينك رهبري او در مخالفت با حكومت آشكار شده بود، نيز ملاقات كرد تا نظر مساعد ايشان را نسبت به برگزاري رفراندوم 6 بهمن 1341 جلب كند، اما پاسخ امام خميني منفي بود.4 با اين حال ساواك از پاي ننشست. پاكروان طي دستورالعمل‌هايي، از شعب و نمايندگي‌هاي ساواك در شهرهاي مختلف كشور خواست براي تشويق مردم به شركت در رفراندوم و سكوت مخالفان از هيچ اقدامي فرونگذارند.

    امامره‌ در روز 2 بهمن 1341 طي اعلاميه‌اي برگزاري رفراندوم را برخلاف قانون اساسي و عملي اجباري دانست و آن را تحريم كرد. به دنبال آن علما و روحانيون بسياري در شهرهاي مختلف و به‌‌ويژه در تهران و قم، از نظر ايشان تبعيت كرده و از تحريم رفراندوم حمايت نمودند.

    در حالي كه ساواك اوضاع را به شدت تحت كنترل داشت، شاه در روز چهارم بهمن 1341 براي قدرت‌نمايي در برابر مخالفان همه‌پرسي، وارد قم شد و پس از ايراد يك سخنراني سراسر اهانت به روحانيت، شهر را ترك كرد.5 شايع شد كه در جلسه سخنراني شاه در قم، با تمهيدات ساواك، برخي از ماموران و كارگزاران حكومتي لباس روحانيت را بر تن كرده بودند تا چنين وانمود شود كه حوزه علميه قم از مسافرت شاه به قم استقبال كرده است. در روز ششم بهمن رژيم شاه همه‌پرسي فرمايشي انقلاب سفيد را برگزار كرد.


    فاجعه فيضيه

    در زمستان سال 1341 كه ساواك به دنبال برگزاري رفراندوم، بر سختگيري‌هاي خود افزوده بود، امام خميني بر مخالفت‌هاي آشكار عليه حكومت ادامه داد و تصريح كرد كه از تهديدات ساواك و حكومت ترسي ندارد و مبارزات خود را تشديد خواهد نمود. ايشان، در واپسين روزهاي سال 1341، طي اعلاميه‌اي شديداللحن، نوروز سال 1342 را عزاي عمومي دانست و از علما و مردم خواست در مخالفت با اقدامات حكومت و انقلاب سفيد،‌ تزلزلي به خود راه ندهند.6

    به دنبال اين موضع‌گيري‌ها، سرلشكر پاكروان در 28 اسفند 1341 طي بخشنامه‌اي خطاب به ساواك‌هاي سراسر كشور دستور داد ضمن برخورد شديد با علما و روحانيت، ترتيبي اتخاذ كنند تا نوروز سال 1342 با شكوه و جلال تمام برگزار شود و با گسيل ماموران نفوذي به مجالس مخالف حكومت، مانع از اجراي برنامه‌هاي آنان شوند.7 در همان حال، ساواك ماموريت يافت در قم، تهران و ساير شهرهاي بزرگ، مانع از چاپ و انتشار اعلاميه‌هاي امام و ساير علما در تحريم نوروز 1342 شود.8

    از نخستين ساعات روز اول فروردين 1342، ساواك نيروهاي خود را در مراكز حساس قم مستقر ساخت و همگام با ساير نيروهاي انتظامي كه واحدهاي كماندويي بسياري به اين شهر گسيل داشته بودند، در اطراف و اكناف شهر موضع گرفته و افرادي را براي نفوذ در اجتماعات علما و روحانيون اعزام كرد.9

    با آغاز روز دوم فروردين همزمان با سالگرد شهادت امام صادق عليه‌السلام، مردم بسياري در مجلس عزاداري كه حضرت آيت‌الله گلپايگاني در مدرسه فيضيه برپا ساخته بودند، گرد آمده و به رغم حالت بحراني به عزاداري پرداختند. ساواك و شهرباني افراد خود را با لباس‌هاي شخصي بين جمعيت فرستادند. اطراف منزل امام خميني كه محور مخالفت با حكومت بود، محل استقرار نيروهاي امنيتي بسياري شد، اما با وجود حضور نيروهاي امنيتي، ايشان توجهي به تهديدات نداشت.

    در اين بين نيروهاي امنيتي اطلاعاتي و انتظامي تحت فرماندهي سرهنگ مولوي رئيس ساواك تهران كه طرح حمله به منزل امام را آماده ساخته بودند از اين حمله منصرف شدند و به مدرسه فيضيه هجوم بردند و به ضرب و شتم و كشتار مردم و طلاب پرداختند. در اين حمله بسياري از اراذل و اوباش نيز مهاجمان را همراهي مي‌كردند.10 بسياري از افراد ساواك نيز لباس كارگران و كشاورزان را بر تن كرده و در ضرب و جرح علما و طلاب شركت داشتند.11

    سرهنگ مولوي رئيس ساواك تهران در كشتار فيضيه نقش اصلي را داشت.12 پس از پايان فاجعه، در فيضيه شايع شد كه ساواك قصد حمله به منزل امام خميني را دارد. به دنبال آن بسياري از طلاب و مردم كوچه و بازار به سوي منزل ايشان روانه شدند تا مانع از هجوم به محل زندگي رهبر خود شوند. اما امام، قاطعانه تاكيد كرد كه به تهديدات ساواك وقعي نمي‌نهد.13

    قيام 15 خرداد 1342

    در ماه‌هاي نخست سال 1342 كه نهضت علما وارد مراحل بحراني مي‌شد، ساواك براي شناخت سلسله‌مراتب روحانيت شيعه و نوع تعامل آنان با جامعه، مردم و رويكردشان به حكومت و مسائل سياسي، گزارش مبسوطي تهيه كرد كه هدف نهايي آن يافتن راه‌هايي كم‌هزينه‌تر براي كنترل روحانيت و جلوگيري از استقلال عمل آنها بود.

    در اين گزارش ضمن اشاره به ويژگي‌هاي روحانيت شيعه اثني‌عشري، درباره اجتهاد و مجتهدان و نيز چگونگي انتخاب مراجع تقليد و ويژگي‌هاي آنان اطلاعاتي داده و تصريح شده بود كه پس از رحلت آيت‌الله بروجردي، امام خميني از مراجع تقليدي است كه نسبت به ساير مراجع، نفوذ و اعتبار قابل توجهي در ميان شيعيان كسب كرده و به دليل صراحت و جديتي كه در مخالفت با حكومت نشان مي‌دهد، پيروان و طرفداران او همواره رو به فزوني‌اند. ساواك تصريح مي‌كند كه حمايت حكومت از برخي مراجع تقليد موجب رويگرداني مردم از آنان شده است.

    در ادامه اين گزارش محرمانه تاكيد شده كه در شرايط استقلال عمل حوزه‌هاي علميه و عدم اتكاي طلاب و روحانيت به منابع مالي و امكانات مختلف دولتي، حكومت توان چنداني براي كنترل و مراقبت از آنان در آينده نخواهد داشت. سازمان امنيت پيشنهاد مي‌‌كند براي جلوگيري از اين روند، حكومت با بهره‌گيري از روحانيون طرفدار رژيم، به تدريج زمينه‌هاي استقلال اقتصادي مالي، علمي و آموزشي طلاب را از ميان بردارد و با تاسيس اداره‌اي با عنوان «تبليغ و ترويج تعليمات اسلامي»، آموزش، مديريت و نهايتا رفتار سياسي آنان را مستقيما به كنترل درآورد. ساواك براي عملي شدن اين پيشنهاد، طرح ده ماده‌اي نيز ارائه داده بود كه در آن «كليه مدارس علوم ديني و مساجد كشور تحت نظر مستقيم اداره تبليغ و ترويج تعليمات ديني» اداره مي‌شد.14 با اين حال گسترش بحران در ارديبهشت و خرداد مجالي براي اجراي اين پيشنهاد باقي نگذاشت و تمامي دستگاه‌هاي سركوب رژيم، با تمام قوا آماده مي‌شد تا با آغاز ماه محرم در نخستين روزهاي خرداد 1342، به نهضت پايان دهند.15

    در جريان قيام 15 خرداد، در يك سناريوي بهايي- صهيونيستي رژيم ادعا كرد كه مخالفان از عبدالناصر پولدريافت كرده‌اند اين شايعه با هدف رودررويي ايران با دنياي عرب و نزديك‌سازي شاه با اسرائيل طراحي شده بود

    21 ارديبهشت 1342 ساواك پيشنهاد كرد براي جلوگيري از عميق‌تر شدن اختلاف علما و دربار، شاه به مناسبت عيد غدير كه ظرف يكي دو روز آينده فرا مي‌رسيد از مذهب شيعه تجليل كند. اين پيشنهاد البته از طرف شاه اجرا شد16 اما مورد توجه علما قرار نگرفت. امام خميني در سخناني به طور تلويحي اينگونه اقدامات شاه را تظاهر دانسته و او را مسوول سركوبگري‌هاي ساواك و ديگر نيروهاي امنيتي خواند.17 بدين ترتيب آشكار بود كه اختلاف بين حكومت و علما، به گونه‌اي مسالمت‌آميز حل و فصل نخواهد شد.

    با نزديك شدن محرم، در حالي كه از سوي امام، به علما توصيه شده بود در ماه محرم بر حجم انتقادات خود از حكومت بيفزايند، ساواك در بخشنامه‌اي از افراد خود در سراسر كشور خواست تا وعاظ و علماي مخالف را تحت كنترل درآورده و آنها را با هرگونه ابراز مخالفتي، سريعا دستگير كنند.18

    30 ارديبهشت 1342 ساواك گزارش داد كه علماي مخالف بر ضديت خود با حكومت افزوده و ديگر صرفا مخالفت با انقلاب سفيد را مورد توجه قرار نمي‌دهند، بلكه عقيده دارند حكومت پهلوي درصدد نابودي اسلام است. سازمان امنيت منفعلانه دستور داد به روحاني‌نماهاي مزدور حكومت تفهيم شود كه در سخنراني‌هاي ماه محرم، از شاه به عنوان پشتيبان مذهب شيعه اثني‌عشري تجليل به عمل آورند و از اختصاص بخشي از املاك سلطنتي به مصارف ديني سخن به ميان آورند و تصريح كنند كه شاه در كنار كشورهاي اسلامي از منافع اسلام و مسلمين دفاع مي‌كند و انقلاب سفيد، مغايرتي با قوانين و مقررات اسلامي ندارد.19

    ساواك در تلاش بود از سخنراني علمايي كه احتمال مخالفت آنان با حكومت مي‌رفت، جلوگيري شود.20 اقدامات ساواك از واپسين روزهاي ارديبهشت و اوايل خرداد 1342 شدت گرفت، اما شواهد موجود، حاكي از عدم توانايي اين دستگاه در جلوگيري از مخالفت‌هاي پيش رو بود.21

    ساواك كه در انظار عمومي و بين مخالفان، چهره‌اي خشن و بدنام داشت، در آستانه محرم 1342 تصميم گرفت تا حد ممكن اقدامات آشكار و رعب‌آور همچون دستگيري مخالفان، توسط پليس و نيروهاي شهرباني صورت گيرد و او در درجه اول به فعاليت‌هاي اطلاعاتي جاسوسي و مراقبت‌هاي پيدا و پنهان خود ادامه دهد.22 بدين‌ترتيب ساواك از يك سو تلاش داشت با تهديد مخالفان، از بيان سخنان ضدحكومتي جلوگيري كند و از سوي ديگر با پيشقدمي در برگزاري مراسم ديني مذهبي، كنترل اوضاع را به دست گيرد.23 با اين حال و به رغم تمهيدات گسترده، ماموران ساواك از افزايش محبوبيت امام خميني نزد افكار عمومي گزارش داده و از تاييد و پشتيباني مردم از مخالفت ايشان با انقلاب سفيد و ساير اقدامات حكومت خبر مي‌دادند.24 پاكروان رئيس ساواك نيز بتدريج متوجه شد كه روش‌هاي مسالمت‌آميز براي جلوگيري از گسترش مخالفت‌هاي علما و روحانيون به رهبري امام خميني نتيجه مطلوبي به دنبال نخواهد داشت. به همين دليل در 5 خرداد 1342 دستور داد افراد ساواك، اعمال خشونت را نيز به طور جدي در دستور كار قرار دهند.25

    در روز 11 خرداد 1342 [مطابق با هشتم محرم] رياست ساواك دستور داد حتي‌الامكان طي روزهاي تاسوعا و عاشورا از درگيري و اعمال خشونت نسبت به عزاداران اجتناب شود و صرفا عوامل اصلي مخالف را پس از پايان مجالس عزاداري دستگير كنند.26

    از ديگرسو گزارش‌هاي موجود تصريح دارند كه روحانيون و علما به رهبري امام خميني نيز براي برخوردي قاطع با حكومت آماده مي‌شدند.27 به همين دليل در روز 11 خرداد 1342 كميسيون فوق‌العاده‌اي با شركت نمايندگان ساواك و ساير نيروهاي امنيتي انتظامي براي مقابله با بحران پيش رو تشكيل شد و وظيفه هريك از نيروها را به هنگام درگيري‌هاي احتمالي تشريح و تعيين كرد.28

    از روز 11 خرداد 1342 در شهرهاي تهران، قم و برخي شهرهاي بزرگ، افراد ساواك با كمك ديگر نيروهاي امنيتي و انتظامي در مساجد، تكايا و ديگر مراكز مذهبي حضور يافته و به حالت آماده‌باش درآمدند.29 گزارش‌هاي ارسالي ماموران ساواك نشان مي‌داد كه مردم عزادار، آشكارا شعارهايي در حمايت از امام خميني سر مي‌دهند و تصاوير و اعلاميه‌هاي ايشان را در ميان جمعيت توزيع مي‌كنند.30

    از صبح روز 13 خرداد 1342 (روز عاشورا) در نقاط مختلف كشور مجالس عزاداري برپا بود و در بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ نيز وعاظ و روحانيون در مخالفت با حكومت سخن مي‌گفتند؛ در قم نيز برخي علماي سرشناس مجالس عزا و سخنراني برپا كردند؛ در منزل امام از صبح روز عاشورا مجلس عزا برقرار بود و ماموران ساواك نيز در آن حضور داشتند. يكي از مقامات ساواك به امام هشدار داد كه اگر عصر آن روز در مدرسه فيضيه سخنراني كند، نيروهاي امنيتي و انتظامي با توسل به قوه قهريه مدرسه را به آتش كشيده و حمام خون راه خواهند انداخت. اما ايشان به اين تهديد وقعي ننهاد و اظهار داشت، اگر چنين اقدامي صورت گيرد، ما هم به كماندوهاي خود دستور مي‌دهيم فرستادگان اعلي‌حضرت را تاديب نمايند.31

    بدين ترتيب و در حالي كه هر دو طرف خود را براي درگيري و برخوردي شديد آماده مي‌كردند، امام در عصر روز موعود، منزل را به قصد مدرسه فيضيه ترك كرد و در ميان ابراز احساسات شديد جمعيت انبوه كه در بين آنها افراد ساواك و ديگر نيروهاي امنيتي و انتظامي درآمد و شد بودند ساعت 5 بعدازظهر سخنراني تاريخي خود را ايراد كردند. از همان آغاز سخن، رژيم پهلوي با دستگاه ستمكار يزيد هم‌آوا ارزيابي شد و حكومت وقت ايران دشمن دين اسلام معرفي گرديد. ايشان از روابط نزديك حكومت با اسرائيل انتقاد كرد و رفراندوم 6 بهمن 41 را عملي سخيف خواند كه با زور سرنيزه و به دست مشتي اراذل و اوباش اجرا شد.

    سخنراني امام خميني كه متن آن بسرعت در كشور منتشر شد، از يكسو مردم را در جريان تحولاتي كه در قم و تهران مي‌گذشت قرار داد و از سوي ديگر بر خشم و كينه حكومت و ساواك افزود و حكم بازداشت ايشان صادر شد و در صبحگاه 15 خرداد 42 دستگير و به تهران اعزام شدند.

    گزارش‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه از همان نخستين ساعات روز 15 خرداد در تهران و قم مخالفتي عمومي با حكومت بسرعت گسترش يافت و جمعيت عظيمي از گوشه و كنار شهر با سر دادن شعارهايي بر ضد حكومت با نيروهاي اطلاعاتي امنيتي و انتظامي درگيري پيدا كردند.32

    اوضاع نشان مي‌داد كه رژيم با يك بحران غيرقابل پيش‌بيني روبه‌رو شده و مي‌توان به حيات آن پايان داد، در اين حال نيروهاي امنيتي انتظامي به دستور مستقيم شاه و اسدالله علم نخست‌وزير با تظاهركنندگان در تهران، قم و ساير مناطق به مقابله پرداختند كه ساعت‌ها ادامه داشت و طي آن افراد بسياري شهيد يا مجروح شدند.

    با اين احوال، شاه در پايان روز 15 خرداد از سوء عملكرد ساواك و ضعفي كه در پيش‌بيني و سپس پيشگيري حادثه و كنترل آن نشان داده بود، سخت ابراز نارضايتي كرده و قصد داشت پاكروان را بركنار كند، اما براساس خاطرات فردوست، موضوع با بركناري مصطفي امجدي، مديركل اداره سوم ساواك، به پايان رسيد.33

    ازجمله مهم‌ترين اقدامات ساواك پس از سركوب قيام 15 خرداد، دستگيري علما، روحانيون و نيز مخالفان سياسي و مذهبي در نقاط مختلف كشور بود.

    اسدالله علم، براي از اعتبار انداختن قيام علما و روحانيون شايع كرد كه آنان مبالغي پول از تيمور بختيار دريافت كرده‌اند.34 وي ضمن اشاره به دستگيري امام و ساير علما تهديد نمود كه در آينده‌اي نه چندان دور محكمه‌اي نظامي آنان را به اعدام محكوم خواهد ساخت.35 شاه نيز طي سخناني تند و زننده به امام و روحانيت توهين كرد.36

    براساس اسناد، ساواك ابتدا تصميم گرفت امام را به سنندج تبعيد كرده و در منزلي تحت الحفظ نگه دارد، اما نهايتا از اين تصميم منصرف شد و در حالي كه امام تا 11 مرداد 1342 در بازداشت بود، به منزلي در قيطريه (از منازل تحت كنترل ساواك) منتقل شد.37

    پس از انتقال امام به قيطريه، تعدادي از علما و روحانيون با ايشان ديدار كردند. در برخي از شهرها مجالس جشن و چراغاني به مناسبت آزادي ايشان برپا شد. ساواك تصريح كرد كه امام در ملاقات با علما از ادامه مبارزه با حكومت خبر داده است.

    پيش از آن و در جريان قيام 15 خرداد 42، در يك سناريوي بهايي - صهيونيستي، رژيم ادعا كرد كه امام و طرفدارانشان براي ايجاد ناآرامي در روز 15 خرداد، از بيگانگان (و به طور مشخص مصر) يك ميليون تومان پول دريافت كرده‌اند تا در نزد افكار عمومي داخلي و خارجي موقعيت امام متزلزل شده و از اهميت قيام كاسته شود.38 اين شايعه خطرناك كه با هدف رودررو و قراردادن ايران با جهان اسلام و دنياي عرب و به منظور نزديك‌سازي دربار پهلوي با رژيم صهيونيستي طراحي شده بود، به ضرر حكومت تمام شد و ساواك چند روز بعد در گزارش‌هاي خود اعلام كرد كه پخش شايعه ارسال پول به ايران از سوي كشورهاي خارجي (آن هم مبلغ ناچيز يك ميليون تومان) موجب سرشكستگي حكومت ايران گرديده و چنين ارزيابي شده كه حكومت ايران تا آن درجه ضعيف است كه با مبلغ ناچيزي، امكان سرنگوني آن وجود دارد.39 نيز ساواك به زودي اعتراف كرد كه شايعه پول گرفتن آيت‌الله خميني از كشورهاي خارجي هيچ‌گونه مقبوليتي در نزد افكار عمومي داخلي و خارجي پيدا نكرده است «زيرا اگر آيت‌الله خميني مي‌خواست پول بگيرد از ملت ايران مي‌گرفت و به علاوه كسي كه با يك سخنراني بتواند هزارها تومان پول جمع كند احتياجي به پول خارجي ندارد.»40 بلافاصله پس از قيام 15 خرداد، ساواك تلاش كرد تا قيام را به طور دلخواه نزد افكار عمومي داخلي و خارجي انعكاس دهد. علاوه بر رسانه‌هاي داخلي، نمايندگي‌هاي اين سازمان در كشورهاي خارجي نيز دستور يافتند به رسانه‌ها و دولت‌هاي خارجي چنين القا كنند كه قيام 15 خرداد حركتي ارتجاعي بود كه با پشتيباني برخي كشورهاي خارجي و در تقابل با اقدامات اصلاحي حكومت به وقوع پيوست.41

    ساواك براي تخريب حركت 15 خرداد به راه‌هاي ديگري نيز توسل جست. از آغازين روزهاي محرم 1342 اعلاميه‌هاي جعلي در حمايت از شاه و حكومت و در مخالفت با علما و روحانيون به رهبري امام خميني، منتشر شد و تظاهرات (ميتينگ) برگزار گرديد. همچنين مقالاتي نيز با نام‌هاي جعلي در حمايت از انقلاب سفيد و انتقاد از علما و روحانيون مخالف در نشريات منتشر شد. ساواك تلگراف‌هايي در موافقت با انقلاب سفيد و به نام اصناف خطاب به شاه ارسال مي‌كرد، همچنين دستور مي‌داد اشعار و سخناني در تخريب علما بر ديوارهاي شهرهاي بزرگ نوشته شود.42

    پس از قيام 15 خرداد، ساواك به اخراج دسته‌جمعي آن دسته از كارمندان دولت و كارگران كارخانجات همت گمارد كه در جريان اين قيام از امام پشتيباني كرده بودند.

    امام كه از 11 مرداد 1342 در قيطريه تحت الحفظ بودند، در روز 7 آبان 1342 با موافقت ساواك اجازه يافتند در منزل ديگري در تهران سكني گزينند. به همين دليل منزل يكي از بازرگانان طرفدار ايشان به نام آقاي روغني براي سكونت انتخاب شد و سرانجام در فروردين 1343 آزاد شدند.43 اما باوجود مراقبت‌هاي معاون ساواك، مخالفت‌ها و انتقادات امام خميني از حكومت پايان نيافت. بويژه پس از ‌آن كه خبر تصويب لايحه موسوم به كاپيتولاسيون منتشر شد، ايشان با ايراد يك سخنراني شديداللحن در چهارم آبان 1343 و صدور اعلاميه‌اي مبسوط، رژيم استبدادي و وابسته پهلوي را مورد شماتت قرار داده و برتداوم مبارزه باحاكميت تاكيد و تصريح نمود.

    درچنين شرايطي بود كه رژيم پهلوي نگران از تداوم مخالفت‌هاي آشتي‌ناپذير امام، سازمان امنيت را مامور تبعيد ايشان ساخت و به دنبال آن در صبحگاه روز 13 آبان 1343 با هماهنگي ساواك و دستگاه اطلاعاتي تركيه، امام خميني به آن كشور تبعيد شد. ساواك طي اعلاميه‌اي كوتاه كه متن آن در نشريات هم منتشر شد. مدعي گرديد: «چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه بر عليه منافع ملي و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد لذا از ايران تبعيد گرديد.» 44

    مظفر شاهدي

    پاورقي‌ها:
    1. علي دواني، نهضت روحانيون ايران، 3 / 70-69. ‌2. مظفر شاهدي، مردي براي تمام فصول. صص 412-414 . ‌3. شهيد آيت‌الله سيداسدالله مدني به روايت اسناد ساواك، صص 16-17؛ حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي به روايت اسناد ساواك، صص 154-155. ‌4. مهدي عراقي، ناگفته‌ها، صص 152-155.‌5. عباسعلي عميد زنجاني، انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي آن، صص 451-452؛ سيدحميد روحاني، نهضت امام خميني، 1/259-260 .‌6. جايگاه مبارزات روحانيون ايران، صص 218-219. ‌7. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك، 1/569.ر‌8. رضا شريف‌پور، مسجد و انقلاب اسلامي، ص 169.‌9. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك 2/17.‌10. سيدحسن طاهري خرم‌آبادي، خاطرات آيت‌الله طاهري خرم‌آبادي، صص 168-172؛ علي باقري خاطرات 15 خرداد، 4/198-200.‌11. خاطرات و مبارزات شهيد محلاتي، ص 47.‌12. روحانيت و 15 خرداد، صص 81-84 .‌13. سيدحميد روحاني، نهضت امام خميني، 1/356-357 و 360-363.‌14. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك 2/162-184. ‌15. سيدجلال‌الدين مدني، تاريخ سياسي معاصر ايران، 1/621؛ سيد حميد روحاني، نهضت امام خميني، 1/432-444.‌16. همان، ص 205.‌17. همان، ص 213.‌18. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك، 2/226-238.ش‌19. همان، صص 235-237.ص‌20. همان، ص 261.ص‌21. همان، صفحات 249 و 253-255.ص‌22. همان، صص 256-257. ‌23. همان، ص 287 .‌24. همان، ص 284 .‌25. همان، ص 295 .‌26. همان، ص 342 .‌27. همان، صفحات 336 و 343 .ط‌28. محمد دهنوي، قيام خونين 15 خرداد به روايت اسناد، صص 44-47 .‌29. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك، 363 و 2/392-394.‌30. همان، صفحات 380-381 و 403.‌31. علي دواني، پيشين، 4/28-30.‌32. همان، صص 430-433 .‌33. ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، 2/510-519 .‌34. سيدمهدي عراقي، پيشين، صص 32-33.‌35. سيد حميد روحاني، پيشين، 1/498-499 .36. همان، صص 500 -501 .‌37. همان، ص 216 و ص 248.‌38. سيدحميد روحاني، پيشين، 1/523-524 .‌39. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك، 4/124 .‌40. همان، ص 272 .‌‌41. همان، صفحات 73-74 و 77 .‌42. شهيد حاج طيب رضايي به روايت اسناد ساواك، صص 237-240 .‌43. قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك، 4/184؛ سيد حميد روحاني، پيشين، 1/588-591 .‌44. مظفر شاهدي، ساواك، صص 334-337.


    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (16-03-1389), شكوفه ياس (16-03-1389)

  3. #42
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑




    تاثیرات قیام خونین 15 خرداد 42 در شکل گیری انقلاب اسلامی



    ماه محرم آنسال از اوائل خرداد ماه سال 1342 آغاز می شود.محرم ماهی است که شیعیان خاطره قیام امام حسین (ع) علیه یزید طاغوت زمان را با مراسم عزاداری و براه انداختن دسته جات زنده نگه می دارند.این ایام برای بسیج مردمی و حرکت انقلابی بهترین فرصت بود.حضرت امام با تبلیغات و اقدامات خود طی حدود دو ماه حادثه فیضیه را تا نزدیک محرم تداوم دادند.

    با این زمینه ها و مقدمات، رژیم بخوبی واقف بود که در ماه محرم آنسال، مردم برای تظاهرات و حرکت جمعی در مخالفت با رژیم آمادگی کامل را دارند.از این رو، اقدامات و تدابیر زیادی را برای جلوگیری از فوران احساسات مردم اندیشیده بود.متقابلا حضرت امام نیز با ارسال پیامها و صدور بیانیه ها به سراسر کشور از مردم و روحانیون خواستار افشای رژیم شده و حادثه فیضیه را نیز یادآور شدند و به روحانیون اعزامی دستور داده بودند که در ایام عاشورا بطور صریح اعمال خلاف شرع رژیم را محکوم کنند.

    سپس اعلام گردید که امام در عصر عاشورا در فیضیه سخنرانی مهمی ایراد خواهند کرد.

    رژیم به طرق گوناگون در صدد بود که از این امر جلوگیری نماید و مصلحت اندیشان با رفت و آمدهای مکرر خود به منزل امام تلاش داشتند تا او را از این سخنرانی منصرف کنند. شهر قم در ایام محرم بخصوص عاشورا با جمعیتی متراکم از مسافرین و زوار سراسر کشور و التهاب تمام، منتظر سخنرانی امام بود.

    گفته می شود جمعیت از منزل ایشان تا صحن فیضیه موج می زد و مردم از کنار تانکهایی که در بعضی خیابانها گذاشته شده بود برای شرکت در جلسه سخنرانی حضرت امام می گذشتند.

    امام در آنروز طی سخنرانی تاریخی خود شخص شاه، آمریکا و اسرائیل را مستقیما مورد حمله قرار می دهد و به حادثه فیضیه اشاره می کند و فاجعه فیضیه را از این نظر که مقابله با اساس اسلام است به فاجعه عاشورا تشبیه می کند.×××

    این سخنرانی به منزله رویاروئی مستقیم و آشکار با حکومت بود و نشان می داد که امام، روحانیت و مردم به نقطه غیر قابل بازگشتی با دستگاه رسیده اند و طی حدود 24 ساعت بعد از این سخنرانی، رژیم سریعا عکس العمل نشان می دهد.

    ماموران شاه مستقیما از تهران به قم می آیند و نیمه شب پانزدهم خرداد، ایشان را به تهران منتقل می کنند.صبح 15 خرداد، مصادف با 12 محرم، خبر دستگیری امام در سراسر ایران پخش می شود و مردم به شدت عکس العمل نشان می دهند و در حد وسیعی اعتراض می کنند.

    دسته جات عزادار به تظاهرات می پردازند.مردم قم گروه گروه با اظهار خشم و نفرت از این عمل دستگاه بطرف صحن مطهر حضرت معصومه حرکت می کردند و جمعیت انبوهی در آنجا گرد آمده بودند.

    مامورین شاه که از قبل آمادگی کامل داشتند به جان مردم افتادند و جمعی را شهید و مجروح ساختند.گروه کثیری از مردم ورامین نیز کفن پوش به طرف تهران حرکت می کنند که در بین راه مورد حمله مامورین مسلح قرار گرفته و شهدای زیادی از آنان بر جای می ماند.

    تظاهرات تهران ابعاد بسیار عظیمی پیدا کرده و تا پاسی از شب ادامه می یابد.نیروهای ارتش، به فرماندهی شخص شاه که در کاخ سعدآباد، آنان را هدایت می کرد، برای سرکوبی مردم، وارد صحنه می شوند و شهدا و مجروحین زیادی از مردم بر جای می ماند.

    همزمان با تظاهرات قم و تهران، مردم شهرهای دیگر از جمله مشهد، اصفهان، شیراز و چند شهر دیگر نیز در راهپیمائیهای اعتراض آمیزی مخالفت خود را اظهار داشتند.این حوادث موجب آن می شود که رژیم شاه بکلی مشروعیت خود را نزد مردم از دست بدهد و تبدیل به حکومتی شود که صد در صد متکی به زور و سر نیزه است.رژیم که پس از سرکوب خونین مردم نقشه های خطرناکی برای امام داشت از فردای 15 خرداد بطور غیر منتظره تی شاهد عکس العمل قشرهای مختلف برای حفظ جان امام شد.

    روحانیون بزرگ از تهران، مشهد و قم در تهران مجتمع شده و از ایشان پشتیبانی کردند.بازاریان، دانشجویان و سایر اقشار مردم به انحاء مختلف در مورد سرنوشت ایشان از خود حساسیت نشان دادند.

    رژیم فهمید که انرژی این قیام دینی و حرکت مردمی ریشه دارتر از آنست که با کشتاریکروزه از بین برود، از این رو پس از این حادثه کمر به حذف شخصیتی امام و روحانیت می بندد زیرا متوجه می شود که حذف فیزیکی کار را خطرناکتر می کند.در نتیجه، روحانیت و حوزه ها خود را درگیر یک رویارویی تمام عیار با رژیم می بینند و این از مهمترین نتایج کارهای امام است که توانست روحیه سیاست گریزی تحمیلی بر روحانیت را درهم بشکند و نشان بدهد که در ایران این فقط نیروی مذهب است که می تواند بسیجی عظیم علیه رژیم ایجاد کند.

    امام سرانجام پس از آنکه ده ماه در زندان یا تحت نظر بسر بردند در هیجدهم فروردین ماه سال 43 به قم مراجعت کردند و مورد استقبال با شکوه مردم و روحانیون قرار گرفتند.این استقبال و توجه مردم، بنوبه خود، پس از حادثه 15 خرداد، برای امام و انقلاب یک پیروزی بود و نقطه عطفی بر این حرکت انقلابی مردمی به شمار می آمد که پس از فراز و نشیب هائی سرانجام در سال 57 با سرنگونی رژیم شاهنشاهی به پیروزی رسید.

    منابع مقاله: چارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی در ایران، حشمت زاده، محمدباقر

    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  4. تشكرها 2

    نرگس منتظر (16-03-1389), شكوفه ياس (16-03-1389)

  5. #43
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑







    قیام خونین پانزده خرداد 1342


    چکیده
    پیش از آغاز محرم 1342، امام خمینی رحمه الله ، روحانیان و واعظان را به افشاگری جنایت های شاه و اربابانش دعوت کرد. ایشان خود نیز در سیزدهم خرداد همان سال، به سخنرانی پرداخت و با صراحت از شاه خواست رفتارش را اصلاح کند. در پی افشاگری امام و روحانیان سرشناس ایران، رژیم، آنها را بازداشت کرد و مردم نیز در اعتراض به این دستگیری ها، قیام پانزده خرداد را آفریدند. در این مقاله، به بررسی جنبه های گوناگون این رویداد سترگ می پردازیم.

    زمینه سازی های امام خمینی رحمه الله

    چند روز پیش از عاشورای سال 1342، امام خمینی رحمه الله در جلسه ای با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنان برای مردم و عزاداران حسینی در مدرسه فیضیه سخنرانی کنند و از جنایت های رژیم پهلوی پرده بردارند. در آن جلسه، همه از این پیشنهاد استقبال کردند. به همین دلیل، واعظان نیز در تهران و بسیاری از شهرستان ها این خبر را به آگاهی مردم رساندند. به دنبال آن، شوری میان مردم به وجود آمد و ده ها هزار نفر از مردم تهران و دیگر شهرستان ها برای شنیدن سخنان تاریخی مراجع و علما در روز عاشورا به قم آمدند و در پی آن، حادثه سترگ پانزدهم خرداد 1342 روی داد.

    بت شکن تاریخ
    امام خمینی رحمه الله در سخنرانی سیزدهم خرداد 1342، برخلاف گذشته، سخن خود را به طور مستقیم متوجه شاه کرد. ایشان از ادبیاتی بهره برد که تا آن زمان پیشینه نداشت و همین مسئله سبب دستگیری ایشان در چهارده خرداد گردید. امام خطاب به شاه فرمود: «من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می کنم، دست بردار از این کارها، آقا! اغفال دارند می کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر بکنند. آقا! بس کن. نشنو حرف این و آن را. یک قدری تفکر کن. یک قدری تأمل کن. یک قدری عواقب امور را ملاحظه بکن. یک قدری عبرت ببر. عبرت از پدرت ببر. بشنو از من. بشنو از روحانیون. بشنو از علمای مذهب. اینها صلاح ملت را می خواهند. اینها صلاح مملکت را می خواهند».

    محبوب قلب
    حجت الاسلام فلسفی درباره واکنش مردم به دستگیری امام خمینی رحمه الله در خرداد ماه 1342 می نویسد: «سردفتر رسمی محترمی تعریف کرد: اول وقت به دفتر آمدم و هنوز اعضای دفتر من نیامده بودند که دو نفر تاجر محترم وارد شدند. گفتم: کاری دارید؟ یکی از آن دو گفت: بله آقا، یک وصیت نامه برای من و یکی هم برای این آقا بنویسید. گفتم: چطور این موقع؟ گفت: آیت الله خمینی را دستگیر کرده اند و ما به نیت کشته شدن بیرون آمده ایم و آماده هر حادثه هستیم. زود دو سه سطر وصیت نامه را بنویسید و وارد دفتر کنید و مهر و امضا نمایید که ما به خانواده های خود بدهیم و دنبال حادثه برویم».

    تحلیل شاه از قیام پانزده خرداد
    محمدرضاشاه در کتاب پاسخ به تاریخ می نویسد: «محرک آشوب و غارت و آتش افروزیِ [پانزده خرداد 1342 [عملاً شخص گم نامی بود به نام آیت الله خمینی که به صورت پنهانی، مردم را به مخالفت با اصلاحات ارضی ما و آزادی زنان و به طور کلی با اصول انقلاب سفید تحریک می کرد. او در مملکت پشتیبانی نداشت و به همین خاطر پیروانش بی اندازه محدود بودند. به همین دلیل نیز کسی او را محاکمه یا محکوم نکرد و فقط از او خواسته شد تا برود و فصاحت آتش برانگیزش را در جای دیگری بیازماید.» با وجود ادعای شاه، جمعیت چند صدهزار نفریِ قیام پانزده خرداد، همه از طرفداران امام خمینی رحمه الله بودند. همچنین پیروزی انقلاب اسلامی، خط بطلان دیگری بر این سخن واهی محمدرضا شاه کشید.


    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكرها 2


  7. #44
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑





    قیام پانزده خرداد از نگاه احزاب و روشن فکران
    موضع گیری گروه ها و احزاب سیاسی در برابر جنبش پر شور مردم در پانزده خرداد، گامی مهم در شناسایی و تحلیل عملکرد این گروه هاست. در آن زمان حزب توده با تأیید اصلاحات ارضی، قیام پانزده خرداد 1342 را کوشش ارتجاع طلبان در راه مخالفت با اصلاحات ارضی و آزادی زنان دانست و آن را محکوم کرد.
    جبهه ملی ایران نیز به امید فراهم کردن زمینه دوباره حکومت خود، از مدت ها قبل از هرگونه موضع گیری بر ضد شاه خودداری می کرد. به همین دلیل، رهبران آن در تماس با مأموران ساواک و سفارت امریکا، به طور رسمی اعلام کردند در این قیام شرکت نداشته اند.
    دکتر مصدق هم که هنگام قیام پانزده خرداد 1342 در املاک خود در حال تبعید به سر می برد، در مورد قیام مردم ایران و سرکوب آن از سوی رژیم ستم شاهی سکوت اختیار کرد و کشتار مردم ایران را محکوم نکرد.

    رسانه های خارجی و قیام پانزده خرداد
    پس از قیام پانزده خرداد 1342 رسانه های خارجی به تحلیل نادرست آن پرداختند. برای نمونه، رادیو مسکو در برنامه فارسی شب شانزده خرداد 1342، قیام ملت ایران را چنین ارزیابی کرد: «عناصر ارتجاعی ایران که از اصلاحات این کشور، به ویژه اصلاحات ارضی ناراضی هستند و افزایش حقوق اجتماعی و توسعه آزادی زنان ایران را باب میل خود نمی بینند، امروز در تهران و قم و مشهد تظاهرات خیابانی برپاکردند.» مجله تایم نیز در سرمقاله 24 خرداد 1342 خود نوشت: «تهران در هفته گذشته، سه روز تمام میدان نبرد بود. طعنه روزگار را ببین که این نبردی بود بر ضد پیشرفت».

    تحلیل رهبر انقلاب از قیام پانزده خرداد
    مقام معظم رهبری درباره قیام پانزده خرداد 1342 می فرماید: «آن وقتی که پانزده خرداد به وجود آمد و آن کشتار و آن مسائل اتفاق افتاد، در دنیا آن قدر انعکاس پیدا نکرد. نه کسی را خیلی امیدوار کرد و نه کسی را خیلی ترساند. شعله ای بود. بعد هم دیدند مثل اینکه فروکش کرد. غافل از اینکه آن هیزم ها و کُنده های بسیار قطور و آتشدار، زیر این شعله ها بود. ... این آتش ها تولید شد تا به بیست و دوم بهمن و تشکیل جمهوری اسلامی رسید و ناگهان کشوری بر اساس دین و معنویت ایجاد شد».

    چکامه

    استاد محمدرضا حکیمی، نقش رهبری امام خمینی رحمه الله را در قیام پانزده خرداد 1342 در قطعه ای زیبا و پرشور چنین به تصویر می کشد:
    صدآفرین به روح خمینی و نهضتش کاین گونه خلق را به جهادی گران کشید خشم مقدس همه آزادگان شرق از جان پرخروش وی این سان زبان کشید ای بت شکن که شور تو این خلق خفته را بیرون ز خواب خویش چو سیل دمان کشید کو تا تو را زمانه شناسد که کار تو یک باره ره به جرگه پیغمبران کشید رزم تو زنده کرد بسی نقش های پاک کز مصلحان، زمانه به هر شارسان کشید دین خدا به ورطه ذلت فتاد و باز از یمن همت تو از این ورطه جان کشید

    برای رسانه :
    الف) پرسش های مردمی :
    1. چرا رژیم شاه امام خمینی رحمه الله را در صبح گاه 14 خرداد 1342 دستگیر کرد؟
    2. امام خمینی رحمه الله پس از دستگیری، چه مدت در بازداشت رژیم شاه به سر برد؟
    3. علت تظاهرات مردم در پانزده خرداد 1342 چه بود؟
    4. به نظر شما آثار قیام پانزده خرداد 1342 چیست؟

    ب) پرسش های کارشناسی:

    1. مختصری از تاریخ مبارزات امام خمینی رحمه الله با رژیم شاه تا قبل از قیام پانزده خرداد 1342 را بیان کنید.
    2. شیوه مبارزه امام خمینی رحمه الله قبل از قیام پانزده خرداد با بعد از آن چه تفاوتی دارد؟
    3. زمینه سازی های امام خمینی رحمه الله که به قیام پانزده خرداد انجامید، چیست؟
    4. قیام پانزده خرداد چگونه شکل گرفت؟
    5. آیا آمار دقیقی از کشته ها و زخمی های این قیام وجود دارد؟
    6. قیام پانزده خرداد و سرکوبی آن از سوی رژیم شاه چگونه در رسانه های داخلی ایران انعکاس یافت؟
    7. موضع احزاب و روشن فکران وقت در مورد قیام پانزده خرداد چگونه بود؟
    8. رسانه های خارجی قیام پانزده خرداد مردم ایران را چگونه تحلیل کردند؟
    9. تأثیر قیام پانزده خرداد در شکل گیری انقلاب و تداوم آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

    ج) کتاب شناسی پانزده خرداد :

    1. کتاب شناسی 15 خرداد، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
    2. علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، بنیاد فرهنگی امام رضا علیه السلام ، جلد چهارم.
    3. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران، وزارت اطلاعات، 1378.
    4. رحیم روح بخش، نقش بازار در قیام پانزده خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
    پدیدآورنده: علی اکبری اسحقوندی


    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكرها 2


  9. #45
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑




    قيام 15 خرداد؛ نقطه عطف



    پيروزي انقلاب پر فراز و نشيب مشروطيت ايران در سال 1285 ش / 1906 م و تشكيل نظام سياسي پارلماني برغم تمام فداكاري‌ها، جانفشاني‌ها و زحماتي كه اقشار وسيعي از مردم كشور متحمل شدند و نيز علي‌رغم تدابير و ايده‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي نوين و مترقيانه‌اي كه براي آن انديشيده شده بود، به دلايل عديده داخلي و خارجي نتوانست بر خواسته‌ها و آرزوهاي تاريخي ـ اجتماعي مغفول مانده جامعه ايراني پاسخي در خور و تعيين كننده بدهد.
    اين روند با قدرت‌يابي و سپس سلطنت ديكتاتور مآبانه رضاخان كه تفكرات و دستاوردهاي مشروطيت ايران را تقريباً به هيچ گرفت، بيش از پيش به چالش طلبيده شده و ناديده انگاشته شد. دوران دوازده ساله نخست سلطنت محمد‌رضا شاه پهلوي هم با تمام تكاپوها و تلاش‌هاي صورت گرفته از سوي احزاب، تشكل‌ها و گروههاي سياسي، اجتماعي و مذهبي و نيز همراهي اقشار وسيعي از مردم باز هم به دلايل متعدد داخلي و مداخلات و تجاوزكاري‌هاي خارجي خيلي زود به پايان بدفرجامي انجاميد و به تبع كودتاي تأسفبار 28 مرداد 1332 نظام سياسي حاكم بر كشور اساساً با اتكاي به پشتيباني حاميان خارجي خود (آمريكا و در درجه بعدي انگلستان) آشكارا و به طور فزاينده در روش استبدادي و خلاف قاعده حكومت‌داري گام نهاد و هر آنچه توانست در تضييع حقوق اساسي ملت ايران و نقض قانون اساسي مشروطيت كوشيد و با سركوب قهر‌آميز مخالفان و منتقدان سياسي و مجموعه كساني كه به ساختن فردايي بهتر براي كشور مي‌انديشيدند، گستاخانه در برابر خواسته‌هاي مردم ايران موضع مخالف و در واقع دشمنانه گرفت. با اين احوال و برغم تمام حق‌كشي‌ها و تضييع حقوقي كه صورت مي‌گرفت، هنوز اقشاري از مردم و گروهها و احزاب سياسي، اجتماعي و نيز علما و روحانيون اميدوار بودند جهت نجات دستاوردهاي چندين ده ساله مردم ايران در زمينه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي روش‌هاي مسالمت‌آميز‌تر و در واقع كم هزينه‌تر جستجو شود اما حكومت با تداوم سركوب‌ها و سياست‌هاي سخت‌گيرانه‌تر پيام مي‌داد كه نمي‌خواهد در راه ناصوابي كه در پيش گرفته است، تجديد نظر كرده و احياناً خواسته‌ها و توصيه‌هاي مخالفان را مورد عنايت و توجه قرار د هد.
    با اين احوال عمدتاً بخاطر بحران‌هاي زودهنگام سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه در اواخر دهه 1330 دامنگير حكومت شده و بالاخص موجبات رنجش و نگراني حاميان خارجي آن ( به ويژه آمريكائيان) را فراهم آورده بالاجبار نوعي فضاي باز سياسي در عرصه كشور ظاهر شد كه البته بسيار كوتاه مدت بوده و به دلايل عديده داخلي و خارجي به سرعت از ميان رفت. در چنين فضايي بود كه حكومت تحت فشار آمريكائيان طرح‌هاي اصلاحي چندي در زمينه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي (جهت نجات از بحران گرفتار آمده) مورد توجه قرار داد كه برخي از اين موارد اصلاحي با قانون اساسي مشروطيت ايران در تناقض و تعارض بود. اين طرح‌هاي پيشنهادي آمريكاييان كه رژيم خيلي زود مدعي شد خارجيان در طرح آن نقشي نداشته‌اند و شخص شاه مبتكر آن بوده است، نام انقلاب سفيد به خود گرفت و اجراي جدي‌تر آن با انتصاب اسدالله علم به نخست‌وزيري (در 27 تير 1341) آغاز شد. رژيم اميدوار بود بدون برخورد با مانعي جدي آن را به مورد اجرا گذارد و با جلب رضايت خاطر آمريكائيان در راستاي تحكيم موقعيت خود در رأس حاكميت بكوشد. اين در حالي بود كه از اوايل سال 1340 مجلس شوراي ملي منحل شده و ديگر وجود خارجي نداشت و اينك دولت وقت در چارچوب لوايحي كه خود تدوين كرده و مورد تأييد شاه هم قرار گرفته بود، بر آن شده بود بدون جلب نظر مخالفان و نيز تأييد مجلس فرمايشي‌اي كه آن هم در آن مقطع وجود نداشت، مقدمات اجرايش را فراهم آورد. اما بر خلاف انتظار حكومت ايران طرح‌هاي اصلاحي از سوي اقشار وسيعي از مخالفان سياسي و مذهبي كه علما و روحانيون در رأس آن قرار داشتند، با مخالفت جدي روبروشد. در اين ميان به ويژه آيت‌الله امام خميني رهبر و پيشرو مخالفان حكومت و دولت وقت را به درستي مورد انتقاد و سرزنش قرار مي‌داد كه با طرح اين به اصطلاح اصلاحات آشكارا در راستاي نقض قانون اساسي مشروطيت گام بر مي‌دارد و در شرايط تعطيلي مجلسين شوراي ملي و سنا اقداماتي غير قانوني و خلاف مصالح و منافع ملي و اسلامي مردم كشور از اقشار مختلف مرتكب مي‌شود.
    بدين ترتيب در همان مراحل نخست مخالفت‌ها، برغم تمام اعمال فشارها و تدابير امنيتي‌ـ انتظامي حكومت، آنچنان شديد و تعيين كننده بود كه حكومت ودولت وقت (با تمام حمايت‌هايي كه از سوي حاميان خايجي از آن شده و اساساًً مقيد به اجراي اصلاحات پيشنهادي شده بودند) بناچار ولو موقتاً عقب‌نشيني كرده و جهت آرام كردن فضاي ملتهب سياسي ـ اجتماعي كشور اعلام كرد كه از اجراي اصلاحات مورد نظر چشم پوشي مي‌كند. اما بزودي آشكار شد كه حكومت درصدد است با ترفندي ديگر و اين بار با توسل به آراي عمومي براي اجراي اصلاحات مورد نظر خود محمل و دستاويزي پذيرفتني و به اصلاح قانونمندتر پيدا كند. بدين ترتيب و در حالي كه فشار پيدا و پنهان دستگاه‌هاي اطلاعاتي و انتظامي بر مجموعه مخالفان سياسي و مذهبي در تهران، قم و ديگر شهرها و مناطق مستعد مخالفت افزايش چشمگيري يافته بود، حكومت پيرامون برنامه‌هاي اصلاحي موسوم به انقلاب سفيد و ضرورت شركت گسترده مردم در رفراندوم و سرزنش مخالفان سياسي و مذهبي خود تبليغات گسترده و آزار دهنده‌‌اي به راه انداخت. اين در حالي بود كه برغم تمام فشارها، روحانيون و علما و اسلامگرايان تحت رهبري‌هاي فكري ـ ايدئولوژيكي و سياسي امام خميني بار ديگر بر حملات و انتقادات صريح و آشكار خود از حكومت و دولت شدت بخشيدند. به همين دليل حكومت كه مصمم بود به هر طريق ممكن رفراندوم مورد نظر را در موعد تعيين شده (6 بهمن 1341) برگزار كند بر شدت برخورد قهر‌آميز با مخالفان افزود و در آستانه برگزاري رفراندوم تعداد كثيري از مخالفان را دستگير و روانه زندان ساخت. با اين احوال علما و روحانيون از تداوم مخالفت پيگير با طرح‌هاي موسوم به انقلاب سفيد و سياست‌هاي خشن و سركوبگرانه عوامل حكومت باز نايستادند و بدين ترتيب برغم برگزاري رفراندوم و رضايت خاطري كه حكومت از اين منظر براي خود احساس مي‌كرد، مخالفت‌ها تداوم يافت و شواهد و قراين موجود هم نشان مي‌داد كه در آينده‌اي نه چندان دور حكومت ناگزير از برخوردي خشن و سركوبگرانه‌تر به ويژه با علما، روحانيون تحت رهبري‌ امام خميني است.
    مقارن شدن سالروز شهادت امام جعفر صادق با دومين روز فروردين سال 1342 و اعلاميه امام خميني مبني بر اين كه مسلمانان در نوروز سال جديد عيد نخواهند داشت و به ويژه همراهي‌هاي گسترده‌ مردم با امام تصادف ميان طرفين را تقريباً چاره‌ناپذير كرد و بدين ترتيب در روز 2 فروردين 1342 نيروهاي امنيتي ـ اطلاعاتي و انتظامي حكومتي طي برنامه‌اي حساب شده و از پيش تعيين شده طلاب، علما و روحانيوني را كه در مدرسه فيضيه قم گرد آمده بودند، مورد تهاجم قرار داده، تعداد كثيري را مجروح و مصدوم و مقتول ساختند و به تبع آن رعب و وحشت در شهرهاي قم، تهران و چند شهر بزرگ ديگر كشور حكمفرما شد.
    علما و روحانيون مخالف تحت فشار قرار گرفتند و تعداد قابل توجه ديگري از آنان دستگير و راهي زندان شدند. اين سياست سركوبگرانه، مخالفان را بر اين باور نزديك ‌كرد كه ديگر رژيم قصد ندارد جهت عدول از روش غيراصولي و ناصوابي كه در عرصه سياسي در پيش گرفته است، گامي مساعد بردارد و بر آن است از هر راه ممكن مخالفانش را با بهره‌گيري از قوه قهر‌آميز و سركوبگرانه از ميان بردارد. بر همين اساس آگاهان به امور پيش‌بيني مي‌كردند كه تقابل حكومت با مخالفان به نتيجه مسالمت آميز و ‌آشتي‌جويانه‌اي منجر نخواهد شد و بنابراين برخوردهاي باز هم خشن‌تر و سركوبگرانه‌تري از ناحيه حكومت صورت خواهد گرفت. در شرايطي كه تعداد قابل توجهي از رهبران و اعضاي برجسته گروههاي سياسي‌ و تعداد كثيري از دانشجويان دانشگاهها در زندان به سر مي‌بردند و در واقع هم در آن مقطع حكومت خطر چنداني از ناحيه اين احزاب و گروهها احساس نمي‌كرد، شواهد موجود نشان مي‌داد كه مركز ثقل مخالفت‌ها كماكان در ميان علما و روحانيون تحت رهبري امام خميني در شهر قم قرار دارد. حكومت نشانه‌هاي آشكاري از تندتر شدن مخالفت‌ها در ميان روحانيون و طلاب با حكومت برغم حمله سبعانه به مدرسه فيضيه در شهر قم (2 فروردين 1342) در دست داشت. به همين دليل تمهيدات امنيتي و انتظامي در قم، تهران و برخي ديگر از شهرهاي كشور گسترش چشمگيري پيدا كرد و ساواك و ديگر دستگاههاي امنيتي ـ انتظامي طرح‌هاي مراقبتي و كنترلي متعددي را جهت جلوگيري از گسترش بحران به مورد اجرا گذشتند. اما گذشت زمان نشان داد كه مخالفان حكومت در ميان علما و اسلامگرايان كماكان مصمم به تداوم مخالفت صريح و آشكار با آن بوده به ويژه امام خميني طي سخنراني‌ها و پيام‌هاي متعدد خود بر ضرورت مبارزه و برخود با اقدامات خلاف قاعده رژيم پهلوي تأكيد داشت.
    نزديكتر شدن روزهاي منتهي به محرم‌الحرام 1383 / خرداد 1342 بيانگر گسترش مخالفت‌ها با حكومت و نگراني شديد رژيم پهلوي از تبعات سوء فراگير‌تر شدن دامنه مخالفت‌ها در ميان مردم ايران در اقصي نقاط كشور بود. به ويژه اين كه خبر مي‌رسيد، علما، طلاب، وعاظ و سخنرانان مذهبي بسياري خود را براي ابراز مخالفت سياسي با رژيم پهلوي در ماه محرم آماده مي‌كنند.
    در 28 ارديبهشت 1342 امام خميني به روحانيون و وعاظ تكليف كرد بدون واهمه از تهديدات «دستگاه جبار» ماه محرم را به فرصتي جدي براي افشاي مظالم حكومت تبديل كنند. در واكنش به اين موضعگيري تند و صريح، شاه در 6 خرداد 1342 طي سخناني شديد‌ اللحني روحانيون و مخالفان حكومتش را مورد انتقاد قرار داد و به دنبال آن در 13 خرداد 1342 امام خميني آن سخنراني سراسر نكوهش آميز و سرزنش كننده‌اش برضد شاه را ايراد كرد كه طي آن متذكر شده بود:
    «... آقا من به شما نصيحت مي‌كنم. اي آقاي شاه، اي جناب شاه، من به تو نصيحت مي‌كنم. دست بردار از اين كارها، آقا اغفال دارند مي‌كنند تو را، من ميل ندارم كه يك روز اگربخواهند تو بروي همه شكر بكنند. آيا روحانيت اسلام، آيا روحانيون اسلام، اينها حيوان نجس هستند؟ در نظر ملت اينها حيوان نجس هستند كه تو مي‌گويي؟ اگر اينها حيوان نجس هستند پس چرا اين ملت دست آنها را مي‌بوسند، دست حيوان نجس را مي‌بوسند...؟ آقا ما حيوان نجس هستيم،‌ خدا كندكه مرادت اين نباشد، خدا كند مرادت از اينكه مرتجعين سياه مثل حيوان نجس هستند و ملت بايد از آنها احتراز كند، مرادت علما نباشند و الا تكليف ما مشكل مي‌شود و تكليف تو مشكل مي‌شود، نمي‌تواني زندگي كني، ملت نمي‌گذارد زندگي كني، نكن اين كار را نصيحت مرا بشنو... آقا نكن اينطور، بشنو از من، بشنو از روحانيون... اينها صلاح ملت را مي‌خواهند اينها صلاح مملكت را مي‌خواهند. ما مرتجع هستيم؟ احكام اسلام ارتجاع است؟ آن هم ارتجاع سياه است؟ تو انقلاب سياه، انقلاب سفيد درست كردي؟ شما انقلاب سفيد به پا كرديد؟ كدام انقلاب را كردي آقا؟ چرا مردم را اغفال مي‌كنيد؟ چرا نشر اكاذيب مي‌كنيد، چرا اغفال مي‌كني ملت را؟ والله اسرائيل به درد تو نمي‌خورد، قرآن به درد تو مي‌خورد.»
    اين اظهارات صريح و تحقير كننده‌، سخت خشم شاه را برانگيخت و به دنبال آن نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي در شا مگاه روز 14 خرداد 1342 امام خميني را دستگير و به تهران منتقل كردند و در حالي كه نيروهاي امنيتي و انتظامي شهر قم را تحت مراقبت شديد قرار داده بودند، مردم قم و به ويژه علما و روحانيون و طلاب و نيز خيل عظيمي كه از ايشان پيروي و تبعيت مي‌كردند از صبح روز 15خرداد به خيابان‌ها ريختند و در اطراف و اكناف منازل امام خميني و ديگر علما و نيز مدرسه فيضيه و حرم مطهر به اجتماع اعتراض آميزي همت گماشتند. ضمن اين كه در همان روز شهر تهران و بسياري از مناطق اطراف آن نيز در اعتراض به دستگيري امام خميني به خيابان‌ها ريخته و با نيروهاي امنيتي و انتظامي درگير شدند.
    بدين ترتيب بود كه آن قيام معروف و سرنوشت ساز كه به نقطه عطفي مهم و تعيين كننده در تاريخ مبارزات مردم ايران بر ضد رژيم پهلوي تبديل شد‌، به وقوع پيوست و آمار شهدا و مجروحان قيام از مرز چند صد تن فراتر رفت. با اين توضيح كه مجموعه حكومت بر اين تصور باطل قرار گرفت كه با سركوب (علي‌الظاهر) قيام 15خرداد براي هميشه مخالفان و منتقدان خود در ميان علما و روحانيون، طلاب و اسلامگرايان را از ميان برداشته است. اما شواهد وقراين موجود نشان مي‌داد كه مبارزه سازش‌ناپذير مخالفان و منتقدان با حكومت پهلوي كه ديگر آشكارا فقط حربه زورو زبان اسلحه را براي برخورد با مخالفان و معارضان خود برگزيده بود، در مقياسي بسيار وسيع‌تر و سازمان يافته تر در شرف آغازي دوباره است.
    قيام 15 خرداد نقطه عطفي بدون بديل در مبارزه با رژيم پهلوي شد. از اين مقطع ديگر كاملاً آشكار شد كه حكومت بنا ندارد هيچ‌گونه حق انتقاد و اعتراضي را براي منتقدان و مخالفانش به رسميت بشناسد. بنابراين تنها به از ميان برداشتن و سركوب قهر‌آميز و بدون انعطاف مخالفان روش استبدادي و خودكامانه حكومتش مي‌انديشيد. و بدين ترتيب اميد كساني از مخالفان را كه هنوز تصور مي‌كردند براي به سر عقل آوردن حكومت مي‌شود از روش‌هاي مسالمت‌آميز و آشتي‌جويانه‌تر بهره برد. به يأس مبدل ساخت و آشكار شد كه جز به سقوط كشانيدن و از بين برداشتن قطعي و نهايي رژيم حاكم بر كشور تقريباً هيچگونه راه كم‌هزينه‌تر ديگري براي به سامان آوردن امور سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور
    ازجمله پيامدهاي قيام 15 خرداد 1342 رشد و گسترش چشمگير و فزاينده مبارزه روحانيون، علما و اسلامگرايان تحت رهبري امام خميني عليه رژيم شاه بود. آنان برغم اعمال فشارها و سركوبگري‌هاي تمام ناشدني نيروهاي امنيتي و انتظامي كماكان در صف مخالفت با رژيم پهلوي پايدارتر از سابق ظاهر شدند و اين روند نهايتاً موجبات تبعيد امام خميني از كشور را (در 13 آبان 1343) فراهم آورد. مخالفان بويژه روحانيون با سازماندهي و انسجام دروني بيشتر و ارتباطات تنگاتنگ پيدا و پنهاني كه با آيت‌الله امام خميني در تبعيد برقرار نمودند، به مبارزه پايان ناپذير با حكومت، جاني تازه و دوباره بخشيدند و اساساً هم همين جريان بود كه در نيمه دهه 1350 از فرصت بهره برد و با متشكل كردن گسترده طرفداران خود كه در اقصي نقاط كشور به صدها هزار تن بالغ مي‌شدند، تحرك تعيين كننده و سرنوشت سازي را رقم زد تحركي كه حاصل نهايي آن سقوط قطعي رژيم پهلوي و بنيان يافتن نظمي نوين در عرصه سياسي، اجتماعي ايران زمين بود.

    منابع و مآخذ

    ـ قيام 15 خرداد به روايت اسناد، تهران،‌رسا، 1360.
    ـ جواد منصوري، قيام 15 خرداد به روايت اسناد،‌تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1377.
    ـ ‌قيام 15خرداد به روايت اسناد ساواك، 4 جلد، چاپ اول، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي، 1378 ـ 1379.
    ـ رحيم روح‌بخش، نقش بازار در قيام 15 خرداد، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381.
    ـ‌انقلاب اسلامي به روايت خاطره، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382.
    ـ عباس خلجي، اصلاحات آمريكايي، 1339 ـ 1342 و قيام 15 خرداد، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381.
    ـ فريبا جعفري، نقش روحانيت در قيام 15 خرداد، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1385.
    ـ مظفر شاهدي، مردي براي تمام فصول، اسدالله علم و سلطنت محمد‌رضا پهلوي، چاپ دوم، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 1386.
    ـ مظفر شاهدي، ساواك: سازمان اطلاعات و امنيت كشور (1335 ـ 1357) چاپ اول، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 1386.
    ـ حميد روحاني، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، قم، دارالفكر و دارالعلم، 1356.
    ـ امام خميني، كوثر، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1371 ـ 1373.
    ـ امام خميني، صحيفه نور، تهران، مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361.
    ـ اسناد انقلاب اسلامي، جلد 1 ـ 4، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374.
    ـ علي دواني، نهضت روحانيون ايران، 11 جلد، بي‌جا، بنياد فرهنگي امام رضا، بي‌تا.
    ـ مهدي بازرگان‌، خاطرات بازرگان، شصت سال خدمت و مقاومت، تهران، رسا، 1375.
    ـ عمادالدين باقي، تحرير تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي ايران، قم، نشر تفكر، 1373.
    ـ حميد روحاني، نهضت امام خميني، جلد دوم، تهران، بنياد شهيد، 1364.
    ـ حميد روحاني، نهضت امام خميني، جلد سوم، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374.
    ـ اسدالله علم، يادداشتهاي علم، جلد 1 ـ 5، تهران، كتابسرا، 1371 ـ 1382.
    ـ عباسعلي عميد زنجاني، انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي آن، تهران، نشر كتاب سياسي، 1367.
    ـ محمد‌تقي فلسفي، خاطرات و مبارزات حجت‌‌الاسلام فلسفي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376.
    ـ كاپيتولاسيون: گناهي كه هويدا به آن اعتراف كرد، بي‌جا، بي‌نا، بي‌تا.
    ـ غلامرضا نجاتي، تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران، 2 جلد، تهران، سا 1371.
    ـ دزموند هارني، روحاني و شاه، ترجمه كاوه و كاووس باسمنجي، تهران، كتابسرا، 1377.
    ـ محمد‌كاظم موسوي بجنوردي، مسي به رنگ شفق: سرگذشت و خاطرات سيد‌كاظم موسوي بجنوردي، تهران، نشر ني، 1381.
    ـ محسن نجات حسيني، بر فراز خليج فارس، چاپ دوم، تهران، نشر ني، 1379.
    ـ كاظم مقدم، خشونت قانوني، قم، محدث و برگزيده، 1380.

    نويسنده:مظفر شاهدي
    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم



  10. #46
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    پاسخ : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑




    كتابشناسی قیام 15 خرداد 42



    چکیده: قیام 15 خرداد 1342، نقطه‌ عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران است كه رهبری امام خمینی(ره) و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یك دوره‌ پانزده ساله منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. به دنبال انتشار خبر بازداشت امام به علت سخنرانی علیه اسرائیل و رژیم شاه، از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و تبریز صورت گرفت که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.
    قیام 15 خرداد 1342، نقطه‌ عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران است كه رهبری امام خمینی(ره) و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یك دوره‌ پانزده ساله منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.

    به دنبال انتشار خبر بازداشت امام به علت سخنرانی علیه اسرائیل و رژیم شاه، از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و تبریز صورت گرفت که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

    مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهرات کنندگان آتش گشودند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و عده زیادی شهید و مجروح شدند. همچنین در تهران و قم و سایر شهرها ،ماموران رژیم پهلوی بسیاری از روحانیان و مردم را دستگیر كردند و زندان‌ها از اقشار گوناگون مردم پر شد.

    چند روز پس از دستگیری امام ،ده‌ها نفر از علما و روحانیان و مراجع به عنوان اعتراض به دستگیریژ ایشان و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی ،سرانجام رژیم پهلوی مجبور شد امام خمینی(ره) را از بازداشت آزاد كند.
    مهم‌ترین كتاب‌هایی كه تاكنون درباره قیام 15 خرداد سال 1342 منتشر شده، عبارتند از:
    - زندگانی حضرت معصومه(ع)و تاریخ قم به ضمیمه مختصری از وقایع پانزده خرداد 1342/مهدی صحفی/نشر صحفی،قم/1347.
    -روحانیون و پانزده خرداد/انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا و كانادا/1349.
    ـ انقلاب اسلامی مردم مشهد از آغاز تا استقرار جمهوری اسلامی‌/ رمضانعلی‌ شاكری‌/ نشرامام‌/ 1359.
    ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد/رسا/ 1360.
    ـ بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی/ فاطمه سادات‌ ‌معروفی‌/نشر امام‌/ 1362.
    -گزارشی از حماسه پانزده خرداد در اصفهان/بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران/1371.
    ـ شیر و عقاب‌، روابط بدفرجام ایران و آمریكا/ بیل‌، جیمز. ا؛ مترجم جهانشاه فروزنده‌ برلیان/نشر فاخته /‌1371.
    ـ ایران در عصر پهلوی‌، جنگ قدرت در ایران‌/مصطفی الموتی‌/ لندن‌، پكا/ 1371.
    نهضت امام خمینی(ره)/سیدحمید روحانی/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1372 .
    -خاطرات 15 خرداد شیراز/ جلیل عرفان منش/ سازمان تبلیغات اسلامی/1373.
    ـ یادنامه‌ (زندگی‌نامه و روزشمار شهدای انقلاب اسلامی تهران بزرگ از 15 خرداد 1342 تا پایان سال 1357)/ مركز پژوهش‌های فرهنگی اداره كل بنیاد شهید تهران/ 1373.
    ـ دیدار با ابرار(جلد54)/ علی‌محمدی‌/ سازمان تبلیغات اسلامی‌/ 1373.
    ـ دیدار با ابرار(جلد77)/ سعیدعباس‌زاده/ سازمان تبلیغات اسلامی‌/1374.
    ـ انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن‌(مجموعه مقالات‌)/ واحد تبلیغات و انتشارات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه‌ها/ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها/ 1374.
    ـ آیینه آفتاب‌(تبیین اندیشه امام خمینی در كلام و پیام حجت‌الاسلام حاج سیداحمد خمینی‌)/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‌/ 1374.
    ـ حدیث بیداری‌( نگاهی به زندگی‌نامه علمی و سیاسی امام خمینی)/ حمید انصاری‌ /مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‌/ 1374.
    ـ اسناد انقلاب اسلامی‌(5 جلد)/ مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/ 1374.
    ـ روزشمار انقلاب اسلامی ایران‌/فرهاد و مجید محسنی‌/نشر محیا/1374.
    ـ كتاب شناسی 15 خرداد/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1375.
    ـ سیر تكوینی انقلاب اسلامی‌/جوادمنصوری‌/ انتشارات وزارت امور خارجه‌/ 1375.
    -قیام 15 خرداد1342 جواد منصوری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376.
    -خاطرات 15 خرداد/علی باقری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376 .
    - خاطرات جواد منصوری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376 .
    ـ تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی‌(مصاحبه با چهار تن از نویسندگان‌، اسدالله بادامچیان‌، حاتم قادری‌، عمادالدین باقی و صادق زیباكلام)‌/ نشر مزامیر/1376.
    ـ ارگان مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم در سال‌های 1344ـ 1342/ علی حجتی كرمانی‌/نشرسروش‌/ 1376.
    ـ تاریخ سیاسی معاصر ایران‌/معاونت آموزش عقیدتی سیاسی وزارت دفاع‌/ 1376.
    ـ خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1376.
    ـ خاطرات و مبارزات شهید محلاتی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/ 1376.
    ـ برداشت‌هایی از سیره امام خمینی‌/ غلامعلی‌‌رجایی‌/ عروج‌/ 1377.
    ـ ایران بین دو انقلاب‌/آبراهامیان‌یروان،مترجم؛ احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی‌/ نشر نی‌/1377.
    ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد/ جواد منصوری/مركز اسناد انقلاب اسلامی/ 1377.
    ـ خمین در انقلاب‌/محمدجوادمرادی نیا/عروج/1377.
    ـ خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی‌/ محمدرضا احمدی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/ 1377.
    ـ حدیث انقلاب،جستارهایی در انقلاب اسلامی‌/ انتشارات بین‌المللی الهدی‌/ 1377.
    ـ یاران امام به روایت اسناد ساواك‌،شهید حجت‌الاسلام سید عبدالكریم هاشمی‌نژاد، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات‌/ 1377.
    ـ استاد شهید مرتضی مطهری به روایت اسناد/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1378.
    ـ یاران امام به روایت اسناد ساواك‌،شهید آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب‌/مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات‌/1378.
    ـ پاره‌ای از خورشید(گفته‌ها و ناگفته‌ها از زندگی استاد شهید مطهری‌)/حمیدرضا سیدناصری‌ و امیررضا ستوده‌/ مؤسسه نشر و تحقیقات ذكر/1378.
    ـ مشهد در بامداد نهضت امام خمینی‌/‌غلامرضاجلالی/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1378.
    ـ صحیفه امام‌( جلد 1)/مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‌(ره)/ 1378.
    -خاطرات قیام 15 خرداد(9جلد)/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1378 .
    - خاطرات كاظم بجنوردی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1378 .
    ـ ‌قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواك( 4 جلد)/ مركز بررسی اسناد تاریخی/1379.
    ـ بررسی مشی چریكی در ایران‌/سیدمحمدصادق‌ علوی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1379.
    -خاطرات احمد احمد/محسن كاظمی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1379 .
    ـ از مرجعیت امام خمینی تا تبعید/عبدالوهاب فراتی‌‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1379.
    ـ تحلیلی بر نقش سیاسی عالمان شیعی در پیدایش انقلاب اسلامی‌/ فرهاد شیخ فرشی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1379.
    ـ خاطرات آیت‌الله احمدی میانجی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1380.
    - راهیان شهادت،یادی از بزرگ مردان قیام 15 خرداد ورامین/علیرضا طالقانی/نشر شاهد/1380.
    ـ جامعه تعلیمات اسلامی‌/حمید كرمی‌پور/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/ 1380.
    ـ آزادمرد، شهید طیب حاج رضایی/به روایت اسناد ساواك‌/مركز بررسی اسناد تاریخی/1380.
    -تبریز در خون/اعظم مراد‌حاصلی خامنه/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1380.
    ـ ایدئولوژی انقلاب ایران‌/حمیدرضا اخوان منفرد/معاونت پژوهشی انتشارات پژوهشكده امام خمینی (ره‌) و انقلاب اسلامی‌/1380.
    ـ پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك‌،فیضیه‌/مركز بررسی اسناد تاریخی‌/1380.
    ـ خاطرات آیت‌الله محمد یزدی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1380.
    ـ خاطرات آیت‌الله مسعودی خمینی‌/جواد امامی‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1381.
    ـ نهضت امام خمینی و مطبوعات رژیم شاه‌/طهمورث قاسمی‌‌/مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1381.
    ـ نقش بازار در قیام 15 خرداد/ رحیم روح‌بخش/ مركز اسناد انقلاب اسلامی/ 1381.
    ـ اصلاحات آمریكایی(1339 ـ 1342) و قیام 15 خرداد/عباس خلجی/ مركز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
    -خاطرات علی جنتی در قیام15 خرداد/سعید فخر‌زاده/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
    - خاطرات آیت الله پسندیده/محمد‌جواد مرادی‌نیا/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1381 .
    - مواضع امام خمینی(ره)در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن/جعفر قلی‌پور/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1382 .
    - انقلاب اسلامی به روایت خاطره از دوران زعامت آیت‌الله بروجردی تا قیام 15 خرداد/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1382.
    ـ جام شكسته‌(خاطرات حجت‌الاسلام عبدالمجید معادیخواه‌)/ عبدالمجید معادیخواه/‌ مركز اسناد انقلاب اسلامی / 1382 .
    ـ طبقه‌، سیاست و ایدئولوژی در انقلاب ایران‌/منصور معدل‌/نشر باز/1382.
    - عبرت‌های خرداد/آیت الله محمد‌تقی مصباح یزدی/موسسه آموزش امام خمینی(ره)/1383.
    ـ تبریز در انقلاب/‌هدایت‌الله بهبودی‌/عروج‌/ 1383.
    -از غبار تا باران‌ (سال‌های 1342ـ1323)/عبدالله جاسبی/‌مركز اسناد انقلاب اسلامی‌/1383.
    -انقلاب اسلامی در ورامین/محمد‌علی حاجی بیگی كندری/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1383.
    -استیضاح دولت در حضور ملت/محمد‌تقی فلسفی/دفتر نشر فرهنگ معارف/1383.
    -روز شمار 15 خرداد(مجلدات اول و دوم)/احد گودرزیانی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1384.
    - حزب ایران به روایت ساواك/ سیاوش یاری/ مركز اسناد انقلاب اسلامی/1384.
    -روایت 15 خرداد،قیام مردم شهرستان ورامین در سال 1342/رضا حسین‌زاده/نشر ورامین،صاحب الزمان(عج)/1384.
    -انقلاب اسلامی در سیرجان/علی افضاتی/مركز اسناد انقلاب اسلامی/1385.
    -سربداران كوچه و بازار/جمیل موحد‌خوبی/نشر میكائیل/1385.
    ـ نقش روحانیت در قیام 15خرداد/ فریبا جعفری/مركز اسناد انقلاب اسلامی/ 1385.
    - خاطرات سید مرتضی نبوی/جواد كامور بخشایش/دفتر ادبیان انقلاب اسلامی/1385 .
    ـ مردی برای تمام فصول،اسدالله علم و سلطنت محمد‌رضا پهلوی/ مظفر شاهدی/مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی/ 1386.
    ـ ساواك، سازمان اطلاعات و امنیت كشور/مظفر شاهدی/مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی/1386.
    -انقلاب‌اسلامی‌در‌اهواز/محمد‌رضا‌علم/مركز‌اسناد‌انقلاب‌اسلام /1386.
    -خاطرات مرضیه حدید‌چی دباغ/ محسن كاظمی/ دفترادبیات انقلاب اسلامی/1386.

    منبع:ایبنا

    ๑۩๑  ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد  ๑۩๑

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم



صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •