تفسیر سوره کوثر سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تفسیر سوره کوثر
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 67
  1. #31
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    كلمه «ابتر» در اصل به حيوان دم‏بريده و در اصطلاح به كسى گفته مى‏شود كه نسلى از او به يادگار باقى نمانده باشد. از آنجا كه فرزندان پسر پيامبر در كودكى از دنيا رفتند، دشمنان مى‏گفتند: او ديگر عقبه و نسلى ندارد و ابتر است. زيرا در فرهنگ جاهليّت دختر لايق ن نبود كه نام پدر را زنده نگاه دارد. بنابراين جمله <<انّ شانئك هو الابتر>> دليل آن است كه مراد از كوثر، نسل كثير پيامبر است كه بدون شك از طريق حضرت زهراعليها السلام مى‏باشد. اين نسل پر بركت از طريق حضرت خديجه نصيب پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شد. آرى خديجه مال كثير داد و كوثر گرفت. ما نيز تا از كثير نگذريم به كوثر نمى‏رسيم. فخررازى در تفسير كبير مى‏گويد: چه نسلى با بركت‏تر از نسل فاطمه كه مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنكه تعداد بسيارى از آنان را در طول تاريخ، به خصوص در زمان حكومت بنى‏اميّه و بنى‏عبّاس شهيد كردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اكثر كشو اى اسلامى گسترده‏اند. در زمانى كه خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر مى‏شد، به گونه اى كه صورتش از غصه سياه گشته و به فكر فرو مى‏رفت كه از ميان مردم فرار كند يا دخترش را زنده به گور كند: <<يتوارى من القوم ام يدُسّه فى التّراب>><1071> در اين زمان قرآن به دختر لقب كوثر مى‏دهد ت فرهنگ جاهلى را به فرهنگ الهى و انسانى تبديل كند. بر اساس روايات، نام يكى از نهرها و حوض‏هاى بهشتى، كوثر است و مؤمنان از آن سيراب مى‏شوند. چنانكه در روايت متواتر ثقلين نيز پيامبر فرمود: «انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض» كتاب و عترت از يكديگر جدا نمى‏شوند تا آنكه در قيامت، در كنار حوض به من ملح شوند. كوثر الهى، به جنسيّت بستگى ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا كوثر شد. به تعداد كثير بستگى ندارد؛ فاطمه، يك نفر بود امّا كوثر شد. آرى خداوند مى‏تواند كم را كوثر و زياد را محو كند. خداوند از اولياى خود دفاع مى‏كند. به كسى كه پيامبر را بى‏عَقَبه مى‏شمرد، پاسخ قولى و عملى مى‏دهد. وجود فاطمه پاسخ عملى و جمله <<هو الابتر>> پاسخ قولى است. خداوند نه تنها از اولياى خود، بلكه از همه مؤمنان دفاع مى‏كند: <<انّ اللّه يدافع عن الّذين آمنوا <1072> هديه كننده خداوند، هديه گيرنده پيامبر و هديه شده فاطمه است. لذا عبارت <<اِنّا اعطيناك الكوثر>> به كار رفته كه بيانگر عظمت خداوند و بزرگى هديه اوست. هر چه ضربه به دين و مقدّسات دينى شديدتر باشد، دفاع هم بايد قوى‏تر باشد. به پيامبر اسلام جسارت‏هاى زيادى كردند و او را ساحر، كاهن، شاعر و مجنون خواندند كه همه آنها به نحوى در قرآن جبران شده است. به پيامبر گفتند: <<انّك لمجنون>><1073> تو جنّ زده‏اى، ولى خداوند فرمود: <<ما انتَ بنعمة ربّك بمجنون>><1074> به لطف الهى تو مجنون نيستى. به آن حضرت گفتند: <<لَستَ مُرسلاً>><1075> تو فرستاده خدا نيستى، خداوند فرمود: <<انّك لمن المرسلين>><1076> قطعاً تو از پيامبرانى.
    تفسیر سوره کوثر

  2. #32
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    به حضرت نسبت شاعرى و خيالبافى دادند: <<لشاعر مجنون>><1077> خداوند فرمود: <<و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له>><1078> ما به او شعر نياموختيم و براى او سزاوار نيست. گفتند: اين چه پيامبرى است كه غذا مى‏خورد و در بازار راه مى‏رود: <<و قالوا ما لهذا الرسول ياكل الطعام و يمشى فى الاسواق>><1079> خداوند فرمود: پيامبران پيش از تو نيز غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند: <<و ما ارسلنا قبلك من المرسلين الاّ انّهم ل كلون الطعام و يمشون فى الاسواق>><1080> به آن حضرت ابتر گفتند، خداوند فرمود: <<انّ شانئك هو الابتر>>. آرى، پاسخ كسى كه به اشرف مخلوقات ابتر بگويد، آن است كه خداوند به او كوثرى عطا كند كه چشم همه خيره و عقل همه مبهوت شود. خداوند مصداقى براى كوثر در آيه نياورد تا همچنان مبهم بماند تا شايد اشاره به اين باشد كه عمق بركت كوثر عطا شده حتّى براى خود پيامبر اكرم در هاله‏اى از ابهام است. در اين سوره دو خبر غيبى نهفته است: يكى عطا شدن كوثر به پيامبر، آن هم در مكّه‏اى كه حضرت دست خالى بود و فرزند پسر نداشت، ديگر ابتر ماندن دشمن كه داراى فرزندان و ثروت‏هاى بسيار بود. تاريخ و آمار بهترين شاهد بر كوثر بودن اين عطيّه الهى است. هيچ نسلى از هيچ قومى در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه‏عليها السلام رشد و شكوفايى نداشته است. خصوصاً اگر كسانى را كه مادرشان سيّد است، از سادات به حساب آوريم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه اي خبر غيبى است. عطا كردن كوثر به شخصى مثل پيامبر، زمانى معنا دارد كه عطا كننده سرچشمه علم و حكمت و قدرت و رحمت باشد. بنابراين عطاى كوثر نشانه صفات وكمالات الهى است. در اين سوره كه سه جمله بيشتر ندارد، پنج بار شخص پيامبر مورد خطاب قرار گرفته است. زيرا علاوه بر ضمير كاف «ك» «اعطيناك»، در خطاب «صلّ» و «لربك» دو بار و در عبارت «انحر» و «شانئك» نيز دو بار، پيامبر مخاطب است.
    تفسیر سوره کوثر

  3. #33
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    <<اعطيناك، فصلّ، لربّك، انحر، شانئك>> در سراسر قرآن نيز، بيش از دويست و چهل بار خداوند به پيامبرش مى‏فرمايد: <<ربّك>> با آن كه او پروردگار تمام هستى: <<ربّ كلّ شى‏ء>><1081> و پروردگار همه‏ى مردم است: <<ربّ النّاس>><1082>، ولى از ميان واژه‏هاى «ربّ» كلمه «ربّك» بيش از همه به كار رفته و اين نشانه آن است كه خداوند بر پيامبرش عنايت خاصّى دارد. چنانكه نمونه اين عنايت ويژه را در آيات ديگر نيز مشاهده مى‏كنيم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پيامبر را در قرآن مطرح كرده است: چهره‏ات: <<وجهك>><1083>، زبانت: <<لسانك>><1084> چشمانت: <<عينيك>><1085> گردنت: <<عنقك>><1086> دستانت: <<يدك>><1087 سينه‏ات: <<صدرك>><1088> كمرت: <<ظهرك>><1089> الطاف خداوند به پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله، گاهى با درخواست آن حضرت صورت گرفته است، نظير <<قل ربّ زدنى علماً>><1090> پروردگارا! مرا از نظر علمى توسعه بده. امّا كوثر هديه‏اى الهى بود كه بدون درخواست، به پيامبر عزيز داده شد. كوثر چيست؟ از آيه آخر سوره، يعنى <<انّ شانئك هو الابتر>> استفاده مى‏شود كه مراد از كوثر چيزى ضد ابتر است و از آنجا كه عرب به افراد بى‏عقبه و بى‏نسل كه فرزند پسر ندارند و با مردن، آثارشان محو مى‏شود، ابتر مى‏گويد، بهترين مصداق براى كوثر، ذريّه پيامبر است كه امام معصوم از نسل فاطمه مى‏باشند. البتّه كوثر، معنايى عام دارد و شامل هر خير كثير مى‏شود. اگر مراد از كوثر، علم باشد، همان چيزى است كه پيامبر مأمور به خواستنش بود. <<قل ربّ زدنى علماً>> اگر مراد از كوثر اخلاق نيك باشد، پيامبر داراى خلق عظيم بود. <<انّك لعلى خلق عظيم>><1091> اگر مراد از كوثر عبادت باشد، حضرتش به قدرى عبادت مى‏كرد كه آيه نازل شد: ما قرآن را نفرستاديم تا اين گونه خود را به مشقّت اندازى. <<ما انزلنا عليك القرآن لتشقى>><1092> اگر مراد از كوثر نسل كثير باشد كه امروزه بيشترين نسل از اوست. اگر مراد از كوثر امّت كثير باشد، طبق وعده الهى اسلام بر تمام جهان غالب خواهد شد. <<ليظهره على الدين كلّه>><1093> اگر مراد از كوثر شفاعت باشد، خداوند تا جايى كه پيامبر راضى شود از امّت او مى‏بخشد. <<و لسوف يعطيك ربّك فترضى>><1094> كوثر، امرى دنيايى نيست و چيزى فراتر از نان، نام، مقام و جلوه‏هاى دنيوى است. زيرا قرآن دنيا را قليل‏<1095> و ناپايدار<1096> ناميده است.
    تفسیر سوره کوثر

  4. #34
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    هر كثيرى كوثر نيست. قرآن مى‏فرمايد: اموال و اولاد مخالفان، شما را به تعجب واندارد، زيرا كه خداوند اراده كرده آنان را در دنيا از طريق همان اموال و اولاد عذاب كند. <<فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انما يريد اللّه ليعذّبهم بها فى الحياة الدنيا>><1097> در قرآن سوره‏اى به نام كوثر داريم و سوره‏اى به نام تكاثر. امّا كوثر ارزش است و تكاثر ضدّ ارزش، زيرا اولى عطيّه الهى است كه دنباله‏اش ذكر خداست: <<اعطيناك الكوثر فصلّ >>و دوّمى يك رقابت منفى كه دنباله‏اش غفلت از خداست. <<الهاكم التكاثر>> كوثر ما را به مسجد مى‏برد براى نماز: <<فصلّ لربّك>> و تكاثر ما را به گورستان مى‏برد براى سرشمارى مردگان. <<حتى زُرتم المقابر>> در عطاى كوثر بشارت است: <<انّا اعطيناك الكوثر>> و در تكاثر تهديدهاى پى در پى. <<كلاّ سوف تعلمون ثمّ كلاّ سوف تعلمون>> كوثر، عامل رابطه با خالق است: <<اعطيناك الكوثر فصل>> و تكاثر، وسيله‏اى براى سرگرمى با مخلوق. <<الهاكم التّكاثر>> كوثر كه بزرگ‏ترين هديه الهى است در كوچك ترين سوره قرآن مطرح شده است. هديه اشرف معبود به اشرف مخلوق چيزى جز كوثر نمى‏تواند باشد. <<انّا اعطيناك الكوثر>> در ماجراى فتح مكّه كه مشركان دسته دسته و فوج فوج به اسلام وارد مى‏شدند، خداوند تنها دستور تسبيح مى‏دهد: <<رَأيتَ النَّاس يَدخلون فى دينِ اللَّه أفواجا فَسَبّح>> ولى براى عطا كردن كوثر مى‏فرمايد: <<فصلِ‏ّ لربّك>> نماز بگزار. گويا اهميّت كوثر از اسلام ردن مشركان بيش‏تر است. عطاى استثنايى در سوره استثنايى با الفاظ استثنايى: عطا بى‏نظير است، چون كوثر است؛ سوره بى‏نظير است، چون كوچك‏ترين سوره قرآن است و الفاظ بى‏نظيرند، چون كلمات «اعطينا»، «الكوثر»، «صلِ‏ّ»، «انحر»، «شانئك» و «ابتر» تنها در اين سوره به كار رفته و در هيچ كجاى قرآن شبيه ندارد. هر زخم زبان و كلامى وزنى دارد. به شخص پيامبر اكرم توهين‏ها شد، كلماتى از قبيل مجنون، شاعر، كاهن و ساحر به او گفتند و به ياران او نيز توهين‏ها شد تا آنجا كه گفتند: اين بيچارگان را از خود دور كن تا ما دور تو جمع شويم. براى هيچ كدام سوره اى مستقل نازل ن ، امّا در نسبت ابتر دادن يك سوره نازل شد كه خير كثير به تو عطا كرديم و دشمن تو ابتر است و اين به خاطر آن است كه جسارت به شخص و ياران قابل تحمّل است، امّا جسارت به راه و مكتب كه او ابتر و راه او گذرا و بى‏آينده است، قابل تحمّل نيست. گاهى جسارت برخاسته از لغوگويى است كه بايد با كرامت از كنارش گذشت. <<اذا مرّوا باللغو مرّوا كراما>> گاهى جسارت به خاطر جوّ فاسد و دوستان ناباب است، كه بايد از آنان اعراض كرد. <<اذا رأيت الّذين يخوضون فى آياتنا فاعرض عنهم>><1098> امّا گاهى جسارت به مكتب و رهبر است، آن هم از سوى افراد سرشناس و سياسى كه بايد جواب سخت به آن داده شود.
    تفسیر سوره کوثر

  5. #35
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    <<انّ شانئك هو الابتر>> همان گونه كه منافقان از روى غرور مى‏گفتند: آيا ما مثل افراد بى خرد به پيامبر ايمان بياوريم. <<أنُومن كما آمن السفهاء>> قرآن جسارت اينگونه افراد را چنين پاسخ مى‏دهد: <<الا انّهم هم السّفهاء و لكن لا يعلمون>><1099> آنان خود بى‏خردند ولى نمى‏دانند! شتر در قرآن، هم در بحث توحيد مطرح شده است: <<أفلا ينظرون الى الابل كيف خلقت>><1100> هم در مورد مقدّمات قيامت نام آن آمده است، <<و اذا العشار عطّلت>><1101> هم در احكام و شعائر حج مطرح شده است، <<و البُدن جعلناها>><1102> و هم مورد قربانى و كمك‏رس ى به جامعه قرار گرفته است. <<وانحر>> بر اساس روايات، مراد از <<وانحر>> آن است كه به هنگام گفتن تكبيرها در نماز، دستان تا مقابل گودى زير گلو كه محلّ نحر است، بالا آورده شود كه اين زينت نماز است.<1103> بر اساس روايات، آن دشمن كينه‏توزى كه به پيامبر اكرم جسارت كرد و او را ابتر خواند، پدر عمرو عاص بود. خداوند هم سبب ساز است هم سبب سوز. او مى‏تواند از يك فاطمه كوثر بيافريند و مى‏تواند افرادى را كه پسران رشيد دارند به فراموشى بسپارد. او مى‏تواند دريا را با زدن عصاى موسى خشك، <<اِضرب بعصاك البحر فانفلق>><1104> و با زدن همان عصا به سنگ، دوازده چشمه جارى سازد. <<و اضرب بعصاك الحجر فانفجرت>><1105> 1- خداوند به وعده‏هاى خود عمل مى‏كند. در سوره ضحى، خداوند وعده‏ى عطا به پيامبر داده بود: <<و لسوف يعطيك ربّك فترضى>><1106> پروردگارت در آينده عطائى خواهد كرد كه تو راضى شوى. در اين سوره مى‏فرمايد: ما به آن وعده عمل كرديم. <<انّا اعطيناك الكوثر>> 2- فرزند و نسل عطيّه الهى است. <<انّا اعطيناك الكوثر>> 3- توجّه و عنايت به زيردستان، شرط مديريّت و رهبرى است. <<انّا اعطيناك>> 4- نعمت‏ها حتّى براى پيامبر اسلام مسئوليّت‏آور است. <<اعطيناك... فَصلِّ>> 5 - در قرآن به نماز يا سجده شكر سفارش شده است. <<فَصلِّ>> 6- تشكّر بايد فورى باشد. <<فَصلِّ>> (حرف فاء براى تسريع است) 7- نوع تشكّر را بايد از خدا بياموزيم.
    تفسیر سوره کوثر

  6. #36
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    . <<فَصلِّ>> 8 - در نعمت‏ها و شادى‏ها خداوند را فراموش نكنيم. <<اعطيناك الكوثر فصلّ>> 9- آنچه مى‏تواند به عنوان تشكّر از كوثر قرار گيرد، نماز است. <<فَصلِّ>> (نماز جامع‏ترين و كامل‏ترين نوع عبادت است كه در آن هم قلب بايد حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با ركوع و سجود. مسح سر و پا نيز شايد اشاره به آن باشد كه انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترين نقطه بدن كه پيشان است، روزى سى و چهار بار بر زمين ساييده مى‏شود تا در انسان تكبّرى باقى نماند. حضرت زهراعليها السلام در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دليل نماز پاك شدن روح از تكبر است. «تنزيهاً لكم من الكبر») 10- دستورات دينى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشكّر از نعمت را لازم مى‏داند، دين هم به همان فرمان مى‏دهد. <<فصلّ لربّك>> 11- چون عطا از اوست: <<انّا اعطينا>> تشكّر هم بايد براى او باشد. <<فصلّ لربّك>> 12- قربانى كردن، يكى از راههاى تشكّر از نعمت‏هاى الهى است. (زيرا محرومان به نوايى مى‏رسند.) <<و انحر>> 13- هر كه بامش بيش برفش بيشتر. كسى كه كوثر دارد، ذبح گوسفند كافى نيست بايد شتر نحر كند و بزرگ‏ترين حيوان اهلى را فدا كند. <<و انحر>> 14- رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدّم است. <<فصلّ... و انحر>> 15- انفاقى ارزش دارد كه در كنار ايمان و عبادت باشد. <<فصلّ لربّك وانحر>> 16- شكرِ عطا گرفتن از خدا، عطا كردن به مردم است. <<اعطيناك الكوثر... وانحر>> 17- نمازى ارزش دارد كه خالصانه باشد، <<لربّك>> و انفاقى ارزش دارد كه سخاوت‏مندانه باشد. <<وانحر>> 18- دشمنان پيامبر و مكتب او ناكام هستند. (كلمه شانِئ اسم فاعل است و شامل هر دشمنى در گذشته و حال و آينده مى‏شود. اگر مى‏گفت: «من شانك هو الابتر» تنها كسانى را كه در گذشته دشمنى كرده‏اند شامل مى‏شد و اگر مى‏گفت: «من يشونك هو الابتر» تنها دشمنان آينده در برمى‏گرفت. <<انّ شانئك هو الابتر>>.) 19- توهين به مقدّسات، توبيخ و تهديد سخت دارد. <<انّ شانئك هو الابتر>> 20- از متلك‏ها و توهين‏ها نهراسيم كه خداوند طرفداران خود را حفظ مى‏كند. <<انّ شانئك هو الابتر>> 21- زود قضاوت نكنيم و تنها به آمار و محاسبات تكيه نكنيم كه همه چيز به اراده خداوند است. (مخالفان، با مرگ پسر پيامبر و داشتن پسران متعدّد براى خود، قضاوت كردند كه پيامبر ابتر است، ولى همه چيز برعكس شد.) <<انّا اعطيناك الكوثر... انّ شانئك هو الابتر>> «والحمدللّه ربّ العالمين»
    تفسیر سوره کوثر

  7. #37
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    تفسیر اطيب البيان
    (2) (فصل لربك و انحر):(پس به شكرانه آن ، براي پروردگارت نماز بخوان وقرباني كن )

    تفسیر کشاف
    والنحر : نحر البدن ، وعن عطية : هي صلاة الفجر بجمع ، والنحر بمني . وقيل : صلاة العيد والتضحية . وقيل . هي جنس الصلاة . والنحر : وضع اليمين علي الشمال ، والمعني : أعطيت مالا غاية لكثرته من خير الدارين الذي لم يعطه أحد غيرك ، ومعطي دلك كله أنا إله العالمين ، فاجتمعت لك الغبطتان السنيتان : إصابة أشرف عطاء وأوفره ، من أكرم معط وأعظم منهم ، فاعبد ركب الذي أعزك بإعطائه ، وشرفك وصانك من منن الخلق ، مراغما لقومك الذين يعبدون غير الله ، وانحر لوجهه وباسمه إذا نحرت ، مخالفا لهم في النحر للأوثان .
    تفسیر سوره کوثر

  8. #38
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    تفسیر نمونه
    سوره كوثر مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 3 آيه است. محتوى و فضيلت سوره كوثر مشهور اين است كه اين سوره در ((مكه )) نازل شده است ولى بعضى احتمال مدنى بودن آن را داده اند، اين احتمال نيز داده شده است كه اين سوره دو بار نازل شده يكبار در مكه و بار ديگرى در مدينه ، ولى رواياتى كه در شاءن نزول اين سوره وارد شده ، قول مشهور را كه اين سوره مكى است تاءييد مى كند. در شاءن نزول اين سوره مى خوانيم : ((عاص بن وائل )) كه از سران مشركان بود، پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات كرد، و مدتى با حضرت گفتگو نمود، گروهى از سران قريش در مسجد نشسته بودند و اين منظره را از دور مشاهده كردند، هنگامى كه ((عاص بن وائل )) وارد مسجد شد به او گفتند: با كه صحبت مى كردى ؟ گفت : با اين مرد ((ابتر))! اين تعبير را به خاطر اين انتخاب كرد كه ((عبدالله )) پسر پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از دنيا رفته بود، و عرب كسى را كه پسر نداشت ((ابتر)) (يعنى بلاعقب ) مى ناميد، و لذا قريش اين نام را بعد از فوت پسر پيغمبر براى حضرت انتخاب كرده بود (سوره فوق نازل شد و پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به نعمتهاى بسيار و كوثر بشارت داد، و دشمنان او را ابتر خواند). توضيح اينكه : پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دو فرزند پسر از بانوى اسلام خديجه داشت : يكى قاسم و ديگرى طاهر كه او را ((عبدالله )) نيز مى ناميدند، و اين هر دو در مكه از دنيا رفتند، و پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فاقد فرزند پسر شد، اين موضوع زبان بدخواهان قريش را گشود، و كلمه ((ابتر)) را براى حضرتش انتخاب كردند. آنها طبق سنت خود براى فرزند پسر اهميت فوق العاده اى قائل بودند، او را تداوم بخش برنامه هاى پدر مى شمردند، بعد از اين ماجرا آنها فكر مى كردند با رحلت پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) برنامه هاى او به خاطر نداشتن فرزند ذكور تعطيل خواهد شد و خوشحال بودند. قرآن مجيد نازل شد و بطرز اعجازآميزى در اين سوره به آنها پاسخ گفت ، و خبر داد كه دشمنان او ابتر خواهند بود، و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد، بشارتى كه در اين سوره داده شده از يكسو ضربه اى بود بر اميدهاى دشمنان اسلام ، و از سوى ديگر تسلى خاطرى بود به رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه بعد از شنيدن اين لقب زشت و توطئه دشمنان قلب پاكش غمگين و مكدر شده بود.
    تفسیر سوره کوثر

  9. #39
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    در فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى (از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : من قراءها سقاه الله من انهار الجنة ، و اعطى من الاجر بعدد كل قربان قربه العباد فى يوم عيد، و يقربون من اهل الكتاب و المشركين : هر كس آن را تلاوت كند خداوند او را از نهرهاى بهشتى سيراب خواهد كرد، و به عدد هر قربانى كه بندگان خدا در روز عيد (قربان ) قربانى مى كنند، و همچنين قربانيهائى كه اهل كتاب و مشركان دارند، به عدد هر يك از آنان اجرى به او مى دهد. نام اين سوره (كوثر) از اولين آيه آن گرفته شده است . تفسير : ما به تو خير فراوان داديم روى سخن در تمام اين سوره به پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است (مانند سوره و الضحى و سوره ا لم نشرح ) و يكى از اهداف مهم هر سه سوره تسلى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناك و زخم زبانهاى مكرر دشمنان است . نخست مى فرمايد: ما به تو كوثر عطا كرديم (انا اعطيناك الكوثر). ((كوثر)) وصف است كه از كثرت گرفته شده ، و به معنى خير و بركت فراوان است ، و به افراد سخاوتمند نيز كوثر گفته مى شود. در اينكه منظور از كوثر در اينجا چيست ؟ در روايتى آمده است كه وقتى اين سوره نازل شد پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بر فراز منبر رفت و اين سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض كردند: اين چيست كه خداوند به تو عطا فرموده ؟ گفت : نهرى است در بهشت ، سفيدتر از شير، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبه هائى از در و ياقوت است .... در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: كوثر نهرى است در بهشت كه خداوند آن را به پيغمبرش در عوض ‍ فرزندش (عبد الله كه در حيات او از دنيا رفت ) به او عطا فرمود. بعضى نيز گفته اند: منظور همان حوض كوثر است كه تعلق به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دارد و مؤ منان به هنگام ورود در بهشت از آن سيراب مى شوند. بعضى آن را به نبوت تفسير كرده ، و بعضى ديگر به قرآن ، و بعضى به كثرت اصحاب و ياران ، و بعضى به كثرت فرزندان و ذريه كه همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) به وجود آمدند، و آنقدر فزونى يافتند كه از شماره بيرونند، و تا دامنه قيامت يادآور وجود پيغمبر اكرمند، بعضى نيز آن را به شفاعت تفسير كرده و حديثى از امام صادق در اين زمينه نقل نموده اند. تا آنجا كه ((فخر رازى )) پانزده قول در تفسير ((كوثر)) ذكر كرده است ، ولى ظاهر اين است كه غالب اينها بيان مصداقهاى روشنى از اين مفهوم وسيع و گسترده است ، زيرا چنانكه گفتيم ((كوثر)) به معنى ((خير كثير و نعمت فراوان )) است ، و مى دانيم خداوند بزرگ نعمتهاى فراوان بسيارى به پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ارزانى داشت كه هر يك از آنچه در بالا گفته شد يكى از مصداقهاى روشن آن است ، و مصداقهاى بسيار ديگرى نيز دارد كه ممكن است به عنوان تفسير مصداقى براى آيه ذكر شود. به هر حال تمام مواهب الهى بر شخص پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در تمام زمينه ها حتى پيروزيهايش در غزوات بر دشمنان ، و حتى علماى امتش كه در هر عصر و زمان مشعل فروزان قرآن و اسلام را پاسدارى مى كنند، و به هر گوشهاى از جهان مى برند، همه در اين خير كثير وارد هستند.
    تفسیر سوره کوثر

  10. #40
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    فراموش نبايد كرد اين سخن را خداوند زمانى به پيامبرش مى گويد كه كه آثار اين خير كثير هنوز ظاهر نشده بود، اين خبرى بود از آينده نزديك و آينده هاى دور، خبرى بود اعجازآميز و بيانگر حقانيت دعوت رسول اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ). اين نعمت عظيم و خير فراوان شكرانه عظيم لازم دارد، هر چند شكر مخلوق هرگز حق نعمت خالق را ادا نمى كند، بلكه توفيق شكرگزارى خود نعمت ديگرى است از ناحيه او لذا مى فرمايد: اكنون كه چنين است ، فقط براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن (فصل لربك و انحر). آرى بخشنده نعمت او است ، بنابراين نماز و عبادت و قربانى كه آن هم نوعى عبادت است براى غير او معنى ندارد، مخصوصا با توجه به مفهوم رب كه حكايت از تداوم نعمتها و تدبير و ربوبيت پروردگار مى كند. كوتاه سخن اينكه ((عبادت )) خواه به صورت نماز باشد، يا قربانى كردن مخصوص رب و ولى نعمت است ، و او منحصرا ذات پاك خدا است . اين در برابر اعمال مشركان است كه براى بتها سجده و قربانى مى كردند، در حالى كه نعمتهاى خود را از خدا مى دانستند! و به هر حال تعبير ((لربك )) دليل روشنى است بر مساءله لزوم قصد قربت در عبادات . بسيارى از مفسران معتقدند كه منظور نماز روز عيد قربان ، و قربانى كردن در همان روز است ، ولى ظاهرا مفهوم آيه مفهوم عام و گسترده اى است هر چند نماز و قربانى روز عيد يكى از مصداقهاى روشن آن است . تعبير به ((وانحر)) از ماده ((نحر)) كه مخصوص كشتن شتر است ، شايد به خاطر اين است كه در ميان قربانيها شتر از اهميت بيشترى برخوردار بود، و مسلمانان نخستين علاقه بسيار به آن داشتند، و قربانى كردن شتر بدون ايثار و گذشت ممكن نبود. در اينجا دو تفسير ديگر براى آيه فوق ذكر شده است : 1 - منظور از جمله ((وانحر)) رو به قبله ايستادن به هنگام نماز است ، چرا كه ماده نحر به معنى گلوگاه مى باشد، سپس عرب آن را معنى مقابله با هر چيز استعمال كرده است ، و لذا مى گويند ((منازلنا تتناحر)) يعنى : منزلهاى ما در مقابل يكديگر است . 2 - منظور بلند كردن دستها به هنگام تكبير و آوردن آن در مقابل گلوگاه و صورت است ، در حديثى مى خوانيم : هنگامى كه اين سوره نازل شد پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از جبرئيل سؤ ال فرمود: اين ((نحيره )) اى كه پروردگارم مرا به آن ماءمور ساخته چيست ؟ ((جبرئيل )) عرض كرد: ((اين نحيره نيست ، بلكه خداوند به تو دستور مى دهد هنگامى كه وارد نماز مى شوى موقع تكبير، دستها را بلند كن ، و همچنين هنگامى كه ركوع مى كنى يا سر از ركوع برمى دارى ، و يا سجده مى كنى ، چرا كه نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان همين گونه است ، و براى هر چيزى زينتى است ، و زينت نماز بلند كردن دستها در هر تكبير است )).
    تفسیر سوره کوثر

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •