تفسیر سوره کوثر سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تفسیر سوره کوثر
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 67
  1. #51
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    تفسیر الميزان
    ‌صفحه‌ى 637 (108) سوره كوثر مكى است و سه آيه دارد (3) [سوره الكوثر (108): آيات 1 تا 3] ترجمه آيات‏ به نام اللَّه كه به نيك و بد بخشنده، و به نيكان مهربان است. محققا ما به تو خير كثير (فاطمه (ع)) داديم (1). پس به شكرانه‏اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن (2). و بدان كه محققا شماتت‏گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است (3). بيان آيات‏ در اين سوره منتى بر رسول خدا (ص) نهاده به اينكه به آن جناب كوثر داده، و اين بدان منظور است كه آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند كه آن كس كه به وى زخم زبان مى‏زند كه اولاد ذكور ندارد و اجاق كور است، خودش اجاق كور است، و اين سوره كوتاه‏ترين سوره قرآن است، و روايات در اينكه آيا اين سوره در مكه نازل شده و يا در مدينه مختلف است، و ظاهرش اين است كه در مكه نازل شده باشد. و بعضى «1» از مفسرين به منظور جمع بين دو دسته روايات گفته‏اند: ممكن است دو _______________ (1) روح المعانى، ج 30، ص 244. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 638 نوبت نازل شده باشد يكى در مكه و بار ديگر در مدينه. " إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ" در مجمع البيان مى‏گويد: كلمه" كوثر" بر وزن" فوعل" به معناى چيزى است كه شانش آن است كه كثير باشد، و كوثر به معناى خير كثير است «1». [اقوال مختلف در باره مراد از" كوثر" و بيان شواهد دال بر اينكه مراد از آن ذريه پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) يعنى فرزندان فاطمه (عليها السلام) است‏] ولى مفسرين در تفسير كوثر و اينكه كوثر چيست اختلافى عجيب كرده‏اند: بعضى «2» گفته‏اند: خير كثير است. و بعضى معانى ديگرى كرده‏اند كه فهرست‏وار از نظر خواننده مى‏گذرد: 1- نهرى است در بهشت. 2- حوض خاص رسول خدا (ص) در بهشت و يا در محشر است. 3- اولاد رسول خدا (ص) است. 4- اصحاب و پيروان آن جناب تا روز قيامت است. 5- علماى امت او است. 6- قرآن و فضائل بسيار آن. 7- مقام نبوت است. 8- تيسير قرآن و تخفيف شرايع و احكام است. 9- اسلام است. 10- توحيد است. 11- علم و حكمت است. 12- فضائل رسول خدا (ص) است. 13- مقام محمود است. 14- نور قلب شريف رسول خدا (ص) است «3». و از اين قبيل اقوالى ديگر كه به طورى كه از بعضى «4» از مفسرين نقل شده بالغ بر بيست و شش قول است. صاحبان دو قول اول استدلال كرده‏اند به بعضى روايات، و اما باقى اقوال هيچ دليلى ندارند به جز تحكم و بى دليل حرف زدن، و به هر حال اينكه در آخر سوره فرمود:" إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ" با در نظر گرفتن اينكه كلمه" ابتر" در ظاهر به معناى اجاق كور است، و نيز با در نظر گرفتن اينكه جمله مذكور از باب قصر قلب است، چنين به دست مى‏آيد كه منظور از كوثر، تنها و تنها كثرت ذريه‏اى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته، (و بركتى است كه در نسل آن جناب قرار داده)، و يا مراد هم خير كثير است و هم كثرت ذريه، چيزى كه هست كثرت ذريه يكى از مصاديق خير كثير است، و اگر مراد مساله ذريه به استقلال و يا به طور ضمنى نبود، آوردن كلمه" ان" در جمله" إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ" فايده‏اى نداشت، زيرا كلمه" ان" علاوه بر تحقيق، تعليل را هم مى‏رساند و معنا ندارد بفرمايد ما به تو حوض داديم، چون كه بدگوى تو اجاق كور است و يا بى خبر است. _______________ (1) مجمع البيان، ج 10، ص 548. (2) روح المعانى، ج 30، ص 245. (3 و 4) روح المعانى، ج 30، ص 244 و 245.
    تفسیر سوره کوثر

  2. #52
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    ‌صفحه‌ى 639 و روايات هم بسيار زياد رسيده كه سوره مورد بحث در پاسخ كسى نازل شده كه رسول خدا (ص) را به اجاق كورى زخم زبان زد و اين زخم زبان هنگامى بود كه قاسم و عبد اللَّه دو فرزندان رسول خدا (ص) از دنيا رفتند، پس با اين بيان روشن شد كه سخن آن مفسر كه گفته:" منظور صاحب اين زخم زبان از كلمه" ابتر" بريدگى از مردم يا انقطاع از خير بوده و خداى تعالى در رد گفتارش فرموده او خودش منقطع از هر چيز است" سخن بى وجهى است. و چون جمله" إِنَّا أَعْطَيْناكَ ..." در مقام منت نهادن بود، با سياق متكلم مع الغير (ما) آمد كه بر عظمت دلالت مى‏كند، و چون منظور از آن خوشدل ساختن رسول خدا (ص) بود مطلب را با واژه اعطاء كه ظاهر در تمليك است بيان داشت و فرمود: ما به تو كوثر عطا كرديم. و اين جمله از اين دلالت خالى نيست كه فرزندان فاطمه (ع) ذريه رسول خدا (ص) هستند، و اين خود يكى از خبرهاى غيبى قرآن كريم است، چون همانطور كه مى‏بينيم خداى تعالى بعد از درگذشت آن حضرت بركتى در نسل آن جناب قرار داد، به طورى كه در همه عالم هيچ نسلى معادل آن ديده نمى‏شود، آن هم با آن همه بلاها كه بر سر ذريه آن جناب آوردند و گروه گروه از ايشان را كشتند. [مراد از امر به صلاة و نحر بعد از منت گذاردن به اعطاء كوثر] " فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ" از ظاهر سياق و ظاهر اينكه حرف" فاء" بر سر اين جمله در آمده، استفاده مى‏شود كه امر به نماز و نحر شتر، كه متفرع بر جمله" إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ" شده، از باب شكر نعمت است، و چنين معنا مى‏دهد، حال كه ما بر تو منت نهاديم و خير كثيرت داديم اين نعمت بزرگ را با نماز و نحر شكرگزارى كن. و مراد از" نحر" بنا بر رواياتى كه از طرق شيعه و سنى از رسول خدا (ص) و از على (ع) رسيده، و نيز رواياتى كه شيعه از امام صادق و ساير ائمه اهل بيت (ع) روايت كرده، دست بلند كردن به طرف گردن در هنگام تكبير گفتن براى نماز است «1». ولى بعضى «2» گفته‏اند: معنايش اين است كه نماز عيد قربان بخوان، و شتر هم قربانى‏ _______________ (1) تفسير برهان، ج 4، ص 514 و الدر المنثور، ج 6، ص 403. (2) الدر المنثور، ج 6، ص 403. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 640 كن، (چون كلمه نحر به معناى سر بريدن شتر به آن نحو خاص است، هم چنان كه كلمه" ذبح" به معناى سر بريدن ساير حيوانات است). بعضى «1» ديگر گفته‏اند: معنايش اين است كه براى پروردگارت نماز بخوان، و وقتى سر از ركوع بر مى‏دارى به طور كامل بايست. بعضى «2» ديگر معانى ديگرى هم ذكر كرده‏اند. " إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ" كلمه:" شانئ" به معناى دشمن خشمگين، و كلمه" أبتر" به معناى اجاق كور است، و اين كسى كه چنين زخم زبانى به آن جناب زده بود عاصى بن وائل بوده. بعضى گفته‏اند: مراد از ابتر منقطع از خير، و يا منقطع از قوم خويش است، كه خواننده توجه فرمود اين قول با روايات شان نزول نمى‏سازد. بحث روايتى [رواياتى در باره اينكه مراد از" نحر" در" فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ" بلند كردن دست‏ها در موقع اداء تكبير نماز است‏] در الدر المنثور است كه بخارى ابن جرير و حاكم از طريق ابى بشر از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده‏اند كه گفت: كوثر آن خيرى است كه خداى تعالى به رسول خدا (ص) داد. ابو بشر مى‏گويد: به سعيد بن جبير گفتم جمعى از مردم معتقدند كه كوثر نام نهرى در بهشت است.
    تفسیر سوره کوثر

  3. #53
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    سعيد گفت نهرى هم كه در بهشت است يكى از خيرهايى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته «3». و در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم، حاكم، ابن مردويه، و بيهقى در كتاب سنن خود، از على بن ابى طالب روايت كرده‏اند كه فرموده وقتى اين سوره بر رسول خدا (ص) نازل شد، از جبرئيل پرسيد: اين" نحيرة" كه خداى عز و جل مرا بدان مامور فرموده چيست؟ گفت: منظور نحيرة نيست، بلكه خداى تعالى مامورت كرده وقتى مى‏خواهى احرام نماز ببندى دستهايت را بلند كنى، هم در تكبيرة الاحرام و هم در هنگام ركوع رفتن و هم در موقع سر از ركوع برداشتن، كه اين نماز ما و نماز فرشتگانى است كه در هفت آسمان هستند، و براى هر چيزى زينتى است، و زينت نماز دست بلند كردن در هر تكبير است. _______________ (1 و 2) الدر المنثور، ج 6، ص 403. (3) الدر المنثور، ج 6، ص 402. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 641 و رسول خدا (ص) فرمود: دست بلند كردن يكى از مظاهر استكانت و التماس است كه خداى تعالى (در مذمت كفار) فرموده:" فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ- براى پروردگار خود نه استكانت دارند و نه تضرع و زارى" «1». مؤلف: اين روايت را صاحب مجمع البيان از مقاتل از اصبغ بن نباته از آن جناب نقل كرده، سپس گفته ثعلبى و واحدى اين روايت را در تفسيرهاى خود آورده‏اند. و نيز گفته همه عترت طاهره از آن جناب نقل كرده‏اند، كه معناى نحر بلند نمودن دو دست تا محاذى گودى زير گلو در هنگام نماز است «2». و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير از ابى جعفر روايت كرده كه در ذيل آيه" فَصَلِّ لِرَبِّكَ" گفته است: يعنى نماز بخوان، و در معناى كلمه" وَ انْحَرْ" گفته: يعنى دستها را در آغاز نماز و هنگام گفتن تكبير افتتاح، بلند كن «3». و نيز در همان كتاب است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير آيه" فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ" گفته: خداى تعالى به رسول گراميش وحى فرستاد كه وقتى تكبير اول نماز را مى‏گويى دستها را تا برابر نحرت- گودى زير گلويت- بلند كن، اين است معناى نحر «4». و در مجمع البيان در ذيل آيه از عمر بن يزيد روايت كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) شنيدم كه در تفسير آيه" فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ" مى‏فرمود: اين نحر عبارت است از بلند كردن دستهايت تا برابر صورت «5». مؤلف: آن گاه مى‏گويد: عبد اللَّه بن سنان هم مثل اين حديث را از آن جناب نقل كرده، و نيز قريب به آن را جميل از آن جناب روايت كرده است «6». [رواياتى راجع به زخم زبان زدن به پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) در مورد نداشتن اولاد ذكور، كسى كه زخم زبان زد، و نزول سوره كوثر] و در الدر المنثور است كه ابن سعد و ابن عساكر از طريق كلبى از ابى صالح از ابن عباس روايت كرده‏اند كه گفت: بزرگترين فرزند رسول خدا (ص) قاسم، سپس زينب، و آن گاه عبد اللَّه، و پس از او ام كلثوم، و آن گاه فاطمه و در آخر رقيه بود، قاسم از دنيا رفت و اولين كس از فرزندان آن جناب بود كه در مكه از دنيا رفت، و بعد از او عبد اللَّه از دنيا رفت، و عاصى بن وائل سهمى گفت: نسل او قطع شد، پس او أبتر و بى عقب است، در _______________ (1) الدر المنثور، ج 6، ص 403. (2) مجمع البيان، ج 10، ص 550. (3 و 4) الدر المنثور، ج 6، ص 403. (5 و 6) مجمع البيان، ج 10، ص 550.
    تفسیر سوره کوثر

  4. #54
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    صفحه‌ى 642 پاسخش خداى تعالى اين آيه را فرستاد كه خود عاصى بن وائل ابتر و بدون عقب است «1». و در همان كتاب است كه زبير بن بكار و ابن عساكر، از جعفر بن محمد از پدرش روايت كرده‏اند كه فرمود: قاسم پسر رسول خدا (ص) در مكه از دنيا رفت و بعد از دفن جنازه آن جناب رسول خدا (ص) به عاصى بن وائل و پسرش عمرو برخورد، عاصى وقتى رسول خدا (ص) را از دور ديد گفت: الآن زخم زبانى به او مى‏زنم، همين كه آن جناب نزديك شد، گفت: چه خوب شد كه اجاقش كور شد، در پاسخ او اين آيه نازل شد:" إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ" «2». و نيز در همان كتاب است كه ابن ابى حاتم از سدى روايت كرده كه گفت: قريش را رسم چنين بود كه وقتى فرزند ذكور كسى مى‏مرد مى‏گفتند:" بتر فلان"، و چون فرزند رسول خدا (ص) از دنيا رفت عاصى بن وائل گفت" بتر" يعنى فرزند ذكورش مرد، و اين فرد (رسول خدا ص) از همه بيشتر بتر شد، (چون هيچ فرزند ذكور برايش نماند) «3». مؤلف: و در بعضى «4» از تواريخ آمده كه شماتت كننده وليد بن مغيره بوده. و در بعضى «5» ديگر آمده كه ابو جهل بوده. و در بعضى «6» ديگر آمده كه عقبة بن ابى معيط بوده. و در بعضى «7» آمده كه كعب بن اشرف بوده، ولى معتبر همان است كه مى‏گفت عاصى بن وائل بوده است. مؤيد آن، روايتى است كه مرحوم طبرسى آن را در احتجاج از حسن بن على (ع) نقل كرده كه آن جناب در حديثى كه روى سخنش در آن با عمرو بن العاصى است، فرموده: و تو در بسترى مشترك متولد شدى (يعنى مادرت هم با عاصى بن وائل هم بستر مى‏شده و هم با ديگران)، و وقتى متولد شدى عده‏اى از رجال قريش بر سر تو نزاع كردند، ابو سفيان بن حرب گفت اين پسر از نطفه من است. وليد بن مغيره گفت: از من است. عثمان بن حارث و نضر بن حارث بن كلده، و عاصى بن وائل هر يك ادعا كردند كه از من است، تا آنكه از ميان همه آنان لئيم‏تر و بى حسب و نسب‏تر و خبيث‏تر و ستمكارتر و زناكارترشان عاصى بن وائل زورش بر سايرين چربيد و تو را به خود ملحق ساخت. و نيز اين تو بودى كه براى بر شمردن افتخاراتت به خطبه ايستادى، و گفتى اين منم. _______________ (1) الدر المنثور، ج 6، ص 403. (2، 3) الدر المنثور، ج 6، ص 403. (4 و 5 و 6 و 7) روح المعانى، ج 30، ص 248. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 643 كه محمد را زخم زبان مى‏زنم، و عاصى بن وائل گفت: محمد مردى أبتر است، يعنى اولاد ذكورى ندارد، اگر از دنيا برود نامش از صفحه روزگار محو مى‏شود، و خداى تعالى در پاسخش فرمود:" إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ"- تا آخر حديث «1». و در تفسير قمى در ذيل آيه" إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ" آمده كه كوثر نهرى است در بهشت، كه خدا آن را به محمد (ص) داده، تا عوض از پسرش ابراهيم باشد «2». مؤلف: اين روايت علاوه بر اينكه مرسل است، يعنى سندش ذكر نشده، و علاوه بر اينكه مضمر است، يعنى تنها در آن آمده كه:" فرمود" و روشن نكرده كه كدام يك از ائمه فرموده، با ساير روايات معارض است، و تفسير كوثر به نهرى در بهشت منافات ندارد كه كوثر به معناى خير كثير باشد، چون همانطور كه در خبر ابن جبير گذشت نهر بهشتى هم مصداقى از خير كثير است. _______________ (1) احتجاج طبرسى، ج 1، ص 411. (2) تفسير قمى، ج 2، ص 445.
    تفسیر سوره کوثر

  5. #55
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    تفسیر نور
    آنجا كه خداوند در مقام دعوت به توحيد است، ضمير مفرد به كار مى‏برد، همانند <<أنا ربّكم فاعبدون>><1065> پروردگار شما من هستم، پس مرا عبادت كنيد. <<أنَا ربّكم فاتَّقون>><1066> من پروردگار شما هستم، از من پروا كنيد. <<انّنى أنَا اللّه>><1067> همانا ن خداوند يكتا هستم. همچنين درمواردى كه خداوند كارى را بدون واسطه انجام مى‏دهد يا در مقام بيان ارتباط تنگاتنگ خالق با مخلوق است، ضمير مفرد به كار مى‏رود، همانند: <<و أنَا الغفور الرحيم>><1068> تنها من بخشنده مهربانم. <<فانّى قريب>><1069> من به بندگانم نزديكم. اما گاهى آيه در مقام بيان عظمت خداوند و شرافت نعمت است كه در اين موارد ضمير جمع همچون «اِنّا» به كار مى‏رود، چنانكه در اين آيه مى‏فرمايد: <<اِنّا اعطيناك الكوثر>> زيرا عطاى الهى به بهترين خلق خدا، آن هم عطاى كوثر، به گونه‏اى است كه بايد با عظمت از آن اد شود. همچنين در مواردى كه خداوند كارى را با واسطه انجام مى‏دهد، نظير باران كه با واسطه تابش خورشيد و پيدايش بخار و ابر مى‏بارد، از ضمير جمع استفاده مى‏شود، چنانكه مى‏فرمايد: <<وانزلنا من السماء ماءً>><1070> ما از آسمان آبى فرو فرستاديم. از ميان يكصد و چهارده سوره قرآن، چهار سوره با كلمه «اِنّا» آغاز شده است: سوره‏هاى فتح، نوح، قدر و كوثر. <<اِنّا فَتَحنا لك فتحاً مبيناً>> ما براى تو پيروزى آشكار قرار داديم. <<اِنّا ارسلنا نوحاً>> ما نوح را به سوى مردم فرستاديم. <<اِنّا انزلناه فى ليلة القدر>> ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. <<اِنّا اعطيناك الكوثر>> ما به تو كوثر عطا كرديم. در آغاز يكى از اين چهار سوره، از حضرت نوح كه اولين پيامبر اولوا العزم است و بعد از حضرت آدم، پدر دوم انسان محسوب مى‏شود، سخن به ميان آمده است. در آغاز سه سوره ديگر، به نعمت‏هاى ويژه‏اى همچون نزول قرآن، پيروزى آشكار و عطاى كوثر، اشاره شده است. شايد مي اين چهار موضوع ارتباطى باشد كه يكى رسالت اولين پيامبر اولوا العزم، ديگرى نزول آخرين كتاب آسمانى، سوّمى پيروزى مكتب اسلام و چهارمى تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن را بيان مى‏كند. كلمه «كوثر» از «كثرت» گرفته شده و به معناى خير كثير و فراوان است. و روشن است كه اين معنا مى‏تواند مصاديق متعدّدى همچون وحى، نبوّت، قرآن، مقام شفاعت، علم كثير و اخلاق نيكو داشته باشد، ولى آيه آخر سوره، مى‏تواند شاهدى بر اين باشد كه مراد از كوثر، نسل م رك پيامبر اكرم است. زيرا دشمنِ كينه‏توز با جسارت به پيامبر، او را ابتر مى‏ناميد و خداوند در دفاع از پيامبرش فرمود: <<انّ شانئك هو الابتر>> دشمن تو، خود ابتر است. بنابراين اگر مراد از كوثر، نسل نباشد، براى ارتباط آيه اول و سوم سوره، توجيه و معنايى دل‏ نخواهيم داشت. كلمه «ابتر» در اصل به حيوان دم‏بريده و در اصطلاح به كسى گفته مى‏شود كه نسلى از او به يادگار باقى نمانده باشد.
    تفسیر سوره کوثر

  6. #56
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    از آنجا كه فرزندان پسر پيامبر در كودكى از دنيا رفتند، دشمنان مى‏گفتند: او ديگر عقبه و نسلى ندارد و ابتر است. زيرا در فرهنگ جاهليّت دختر لايق ن نبود كه نام پدر را زنده نگاه دارد. بنابراين جمله <<انّ شانئك هو الابتر>> دليل آن است كه مراد از كوثر، نسل كثير پيامبر است كه بدون شك از طريق حضرت زهراعليها السلام مى‏باشد. اين نسل پر بركت از طريق حضرت خديجه نصيب پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شد. آرى خديجه مال كثير داد و كوثر گرفت. ما نيز تا از كثير نگذريم به كوثر نمى‏رسيم. فخررازى در تفسير كبير مى‏گويد: چه نسلى با بركت‏تر از نسل فاطمه كه مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنكه تعداد بسيارى از آنان را در طول تاريخ، به خصوص در زمان حكومت بنى‏اميّه و بنى‏عبّاس شهيد كردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اكثر كشو اى اسلامى گسترده‏اند. در زمانى كه خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر مى‏شد، به گونه اى كه صورتش از غصه سياه گشته و به فكر فرو مى‏رفت كه از ميان مردم فرار كند يا دخترش را زنده به گور كند: <<يتوارى من القوم ام يدُسّه فى التّراب>><1071> در اين زمان قرآن به دختر لقب كوثر مى‏دهد ت فرهنگ جاهلى را به فرهنگ الهى و انسانى تبديل كند. بر اساس روايات، نام يكى از نهرها و حوض‏هاى بهشتى، كوثر است و مؤمنان از آن سيراب مى‏شوند. چنانكه در روايت متواتر ثقلين نيز پيامبر فرمود: «انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض» كتاب و عترت از يكديگر جدا نمى‏شوند تا آنكه در قيامت، در كنار حوض به من ملح شوند. كوثر الهى، به جنسيّت بستگى ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا كوثر شد. به تعداد كثير بستگى ندارد؛ فاطمه، يك نفر بود امّا كوثر شد. آرى خداوند مى‏تواند كم را كوثر و زياد را محو كند. خداوند از اولياى خود دفاع مى‏كند. به كسى كه پيامبر را بى‏عَقَبه مى‏شمرد، پاسخ قولى و عملى مى‏دهد. وجود فاطمه پاسخ عملى و جمله <<هو الابتر>> پاسخ قولى است. خداوند نه تنها از اولياى خود، بلكه از همه مؤمنان دفاع مى‏كند: <<انّ اللّه يدافع عن الّذين آمنوا <1072> هديه كننده خداوند، هديه گيرنده پيامبر و هديه شده فاطمه است. لذا عبارت <<اِنّا اعطيناك الكوثر>> به كار رفته كه بيانگر عظمت خداوند و بزرگى هديه اوست. هر چه ضربه به دين و مقدّسات دينى شديدتر باشد، دفاع هم بايد قوى‏تر باشد. به پيامبر اسلام جسارت‏هاى زيادى كردند و او را ساحر، كاهن، شاعر و مجنون خواندند كه همه آنها به نحوى در قرآن جبران شده است. به پيامبر گفتند: <<انّك لمجنون>><1073> تو جنّ زده‏اى، ولى خداوند فرمود: <<ما انتَ بنعمة ربّك بمجنون>><1074> به لطف الهى تو مجنون نيستى. به آن حضرت گفتند: <<لَستَ مُرسلاً>><1075> تو فرستاده خدا نيستى، خداوند فرمود: <<انّك لمن المرسلين>><1076> قطعاً تو از پيامبرانى. به حضرت نسبت شاعرى و خيالبافى دادند: <<لشاعر مجنون>><1077> خداوند فرمود: <<و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له>><1078> ما به او شعر نياموختيم و براى او سزاوار نيست.
    تفسیر سوره کوثر

  7. #57
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    گفتند: اين چه پيامبرى است كه غذا مى‏خورد و در بازار راه مى‏رود: <<و قالوا ما لهذا الرسول ياكل الطعام و يمشى فى الاسواق>><1079> خداوند فرمود: پيامبران پيش از تو نيز غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند: <<و ما ارسلنا قبلك من المرسلين الاّ انّهم ل كلون الطعام و يمشون فى الاسواق>><1080> به آن حضرت ابتر گفتند، خداوند فرمود: <<انّ شانئك هو الابتر>>. آرى، پاسخ كسى كه به اشرف مخلوقات ابتر بگويد، آن است كه خداوند به او كوثرى عطا كند كه چشم همه خيره و عقل همه مبهوت شود. خداوند مصداقى براى كوثر در آيه نياورد تا همچنان مبهم بماند تا شايد اشاره به اين باشد كه عمق بركت كوثر عطا شده حتّى براى خود پيامبر اكرم در هاله‏اى از ابهام است. در اين سوره دو خبر غيبى نهفته است: يكى عطا شدن كوثر به پيامبر، آن هم در مكّه‏اى كه حضرت دست خالى بود و فرزند پسر نداشت، ديگر ابتر ماندن دشمن كه داراى فرزندان و ثروت‏هاى بسيار بود. تاريخ و آمار بهترين شاهد بر كوثر بودن اين عطيّه الهى است. هيچ نسلى از هيچ قومى در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه‏عليها السلام رشد و شكوفايى نداشته است. خصوصاً اگر كسانى را كه مادرشان سيّد است، از سادات به حساب آوريم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه اي خبر غيبى است. عطا كردن كوثر به شخصى مثل پيامبر، زمانى معنا دارد كه عطا كننده سرچشمه علم و حكمت و قدرت و رحمت باشد. بنابراين عطاى كوثر نشانه صفات وكمالات الهى است. در اين سوره كه سه جمله بيشتر ندارد، پنج بار شخص پيامبر مورد خطاب قرار گرفته است. زيرا علاوه بر ضمير كاف «ك» «اعطيناك»، در خطاب «صلّ» و «لربك» دو بار و در عبارت «انحر» و «شانئك» نيز دو بار، پيامبر مخاطب است. <<اعطيناك، فصلّ، لربّك، انحر، شانئك>> در سراسر قرآن نيز، بيش از دويست و چهل بار خداوند به پيامبرش مى‏فرمايد: <<ربّك>> با آن كه او پروردگار تمام هستى: <<ربّ كلّ شى‏ء>><1081> و پروردگار همه‏ى مردم است: <<ربّ النّاس>><1082>، ولى از ميان واژه‏هاى «ربّ» كلمه «ربّك» بيش از همه به كار رفته و اين نشانه آن است كه خداوند بر پيامبرش عنايت خاصّى دارد. چنانكه نمونه اين عنايت ويژه را در آيات ديگر نيز مشاهده مى‏كنيم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پيامبر را در قرآن مطرح كرده است: چهره‏ات: <<وجهك>><1083>، زبانت: <<لسانك>><1084> چشمانت: <<عينيك>><1085> گردنت: <<عنقك>><1086> دستانت: <<يدك>><1087 سينه‏ات: <<صدرك>><1088> كمرت: <<ظهرك>><1089> الطاف خداوند به پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله، گاهى با درخواست آن حضرت صورت گرفته است، نظير <<قل ربّ زدنى علماً>><1090> پروردگارا! مرا از نظر علمى توسعه بده. امّا كوثر هديه‏اى الهى بود كه بدون درخواست، به پيامبر عزيز داده شد. كوثر چيست؟ از آيه آخر سوره، يعنى <<انّ شانئك هو الابتر>> استفاده مى‏شود كه مراد از كوثر چيزى ضد ابتر است و از آنجا كه عرب به افراد بى‏عقبه و بى‏نسل كه فرزند پسر ندارند و با مردن، آثارشان محو مى‏شود، ابتر مى‏گويد، بهترين مصداق براى كوثر، ذريّه پيامبر است كه امام معصوم از نسل فاطمه مى‏باشند. البتّه كوثر، معنايى عام دارد و شامل هر خير كثير مى‏شود.
    تفسیر سوره کوثر

  8. #58
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    اگر مراد از كوثر، علم باشد، همان چيزى است كه پيامبر مأمور به خواستنش بود. <<قل ربّ زدنى علماً>> اگر مراد از كوثر اخلاق نيك باشد، پيامبر داراى خلق عظيم بود. <<انّك لعلى خلق عظيم>><1091> اگر مراد از كوثر عبادت باشد، حضرتش به قدرى عبادت مى‏كرد كه آيه نازل شد: ما قرآن را نفرستاديم تا اين گونه خود را به مشقّت اندازى. <<ما انزلنا عليك القرآن لتشقى>><1092> اگر مراد از كوثر نسل كثير باشد كه امروزه بيشترين نسل از اوست. اگر مراد از كوثر امّت كثير باشد، طبق وعده الهى اسلام بر تمام جهان غالب خواهد شد. <<ليظهره على الدين كلّه>><1093> اگر مراد از كوثر شفاعت باشد، خداوند تا جايى كه پيامبر راضى شود از امّت او مى‏بخشد. <<و لسوف يعطيك ربّك فترضى>><1094> كوثر، امرى دنيايى نيست و چيزى فراتر از نان، نام، مقام و جلوه‏هاى دنيوى است. زيرا قرآن دنيا را قليل‏<1095> و ناپايدار<1096> ناميده است. هر كثيرى كوثر نيست. قرآن مى‏فرمايد: اموال و اولاد مخالفان، شما را به تعجب واندارد، زيرا كه خداوند اراده كرده آنان را در دنيا از طريق همان اموال و اولاد عذاب كند. <<فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انما يريد اللّه ليعذّبهم بها فى الحياة الدنيا>><1097> در قرآن سوره‏اى به نام كوثر داريم و سوره‏اى به نام تكاثر. امّا كوثر ارزش است و تكاثر ضدّ ارزش، زيرا اولى عطيّه الهى است كه دنباله‏اش ذكر خداست: <<اعطيناك الكوثر فصلّ >>و دوّمى يك رقابت منفى كه دنباله‏اش غفلت از خداست. <<الهاكم التكاثر>> كوثر ما را به مسجد مى‏برد براى نماز: <<فصلّ لربّك>> و تكاثر ما را به گورستان مى‏برد براى سرشمارى مردگان. <<حتى زُرتم المقابر>> در عطاى كوثر بشارت است: <<انّا اعطيناك الكوثر>> و در تكاثر تهديدهاى پى در پى. <<كلاّ سوف تعلمون ثمّ كلاّ سوف تعلمون>> كوثر، عامل رابطه با خالق است: <<اعطيناك الكوثر فصل>> و تكاثر، وسيله‏اى براى سرگرمى با مخلوق. <<الهاكم التّكاثر>> كوثر كه بزرگ‏ترين هديه الهى است در كوچك ترين سوره قرآن مطرح شده است. هديه اشرف معبود به اشرف مخلوق چيزى جز كوثر نمى‏تواند باشد. <<انّا اعطيناك الكوثر>> در ماجراى فتح مكّه كه مشركان دسته دسته و فوج فوج به اسلام وارد مى‏شدند، خداوند تنها دستور تسبيح مى‏دهد: <<رَأيتَ النَّاس يَدخلون فى دينِ اللَّه أفواجا فَسَبّح>> ولى براى عطا كردن كوثر مى‏فرمايد: <<فصلِ‏ّ لربّك>> نماز بگزار. گويا اهميّت كوثر از اسلام ردن مشركان بيش‏تر است. عطاى استثنايى در سوره استثنايى با الفاظ استثنايى: عطا بى‏نظير است، چون كوثر است؛ سوره بى‏نظير است، چون كوچك‏ترين سوره قرآن است و الفاظ بى‏نظيرند، چون كلمات «اعطينا»، «الكوثر»، «صلِ‏ّ»، «انحر»، «شانئك» و «ابتر» تنها در اين سوره به كار رفته و در هيچ كجاى قرآن شبيه ندارد. هر زخم زبان و كلامى وزنى دارد. به شخص پيامبر اكرم توهين‏ها شد، كلماتى از قبيل مجنون، شاعر، كاهن و ساحر به او گفتند و به ياران او نيز توهين‏ها شد تا آنجا كه گفتند: اين بيچارگان را از خود دور كن تا ما دور تو جمع شويم. براى هيچ كدام سوره اى مستقل نازل ن ، امّا در نسبت ابتر دادن يك سوره نازل شد كه خير كثير به تو عطا كرديم و دشمن تو ابتر است و اين به خاطر آن است كه جسارت به شخص و ياران قابل تحمّل است، امّا جسارت به راه و مكتب كه او ابتر و راه او گذرا و بى‏آينده است، قابل تحمّل نيست. گاهى جسارت برخاسته از لغوگويى است كه بايد با كرامت از كنارش گذشت. <<اذا مرّوا باللغو مرّوا كراما>> گاهى جسارت به خاطر جوّ فاسد و دوستان ناباب است، كه بايد از آنان اعراض كرد.
    تفسیر سوره کوثر

  9. #59
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    <<اذا رأيت الّذين يخوضون فى آياتنا فاعرض عنهم>><1098> امّا گاهى جسارت به مكتب و رهبر است، آن هم از سوى افراد سرشناس و سياسى كه بايد جواب سخت به آن داده شود. <<انّ شانئك هو الابتر>> همان گونه كه منافقان از روى غرور مى‏گفتند: آيا ما مثل افراد بى خرد به پيامبر ايمان بياوريم. <<أنُومن كما آمن السفهاء>> قرآن جسارت اينگونه افراد را چنين پاسخ مى‏دهد: <<الا انّهم هم السّفهاء و لكن لا يعلمون>><1099> آنان خود بى‏خردند ولى نمى‏دانند! شتر در قرآن، هم در بحث توحيد مطرح شده است: <<أفلا ينظرون الى الابل كيف خلقت>><1100> هم در مورد مقدّمات قيامت نام آن آمده است، <<و اذا العشار عطّلت>><1101> هم در احكام و شعائر حج مطرح شده است، <<و البُدن جعلناها>><1102> و هم مورد قربانى و كمك‏رس ى به جامعه قرار گرفته است. <<وانحر>> بر اساس روايات، مراد از <<وانحر>> آن است كه به هنگام گفتن تكبيرها در نماز، دستان تا مقابل گودى زير گلو كه محلّ نحر است، بالا آورده شود كه اين زينت نماز است.<1103> بر اساس روايات، آن دشمن كينه‏توزى كه به پيامبر اكرم جسارت كرد و او را ابتر خواند، پدر عمرو عاص بود. خداوند هم سبب ساز است هم سبب سوز. او مى‏تواند از يك فاطمه كوثر بيافريند و مى‏تواند افرادى را كه پسران رشيد دارند به فراموشى بسپارد. او مى‏تواند دريا را با زدن عصاى موسى خشك، <<اِضرب بعصاك البحر فانفلق>><1104> و با زدن همان عصا به سنگ، دوازده چشمه جارى سازد. <<و اضرب بعصاك الحجر فانفجرت>><1105> 1- خداوند به وعده‏هاى خود عمل مى‏كند. در سوره ضحى، خداوند وعده‏ى عطا به پيامبر داده بود: <<و لسوف يعطيك ربّك فترضى>><1106> پروردگارت در آينده عطائى خواهد كرد كه تو راضى شوى. در اين سوره مى‏فرمايد: ما به آن وعده عمل كرديم. <<انّا اعطيناك الكوثر>> 2- فرزند و نسل عطيّه الهى است. <<انّا اعطيناك الكوثر>> 3- توجّه و عنايت به زيردستان، شرط مديريّت و رهبرى است. <<انّا اعطيناك>> 4- نعمت‏ها حتّى براى پيامبر اسلام مسئوليّت‏آور است. <<اعطيناك... فَصلِّ>> 5 - در قرآن به نماز يا سجده شكر سفارش شده است. <<فَصلِّ>> 6- تشكّر بايد فورى باشد. <<فَصلِّ>> (حرف فاء براى تسريع است) 7- نوع تشكّر را بايد از خدا بياموزيم. <<فَصلِّ>> 8 - در نعمت‏ها و شادى‏ها خداوند را فراموش نكنيم. <<اعطيناك الكوثر فصلّ>> 9- آنچه مى‏تواند به عنوان تشكّر از كوثر قرار گيرد، نماز است. <<فَصلِّ>> (نماز جامع‏ترين و كامل‏ترين نوع عبادت است كه در آن هم قلب بايد حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با ركوع و سجود. مسح سر و پا نيز شايد اشاره به آن باشد كه انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترين نقطه بدن كه پيشان است، روزى سى و چهار بار بر زمين ساييده مى‏شود تا در انسان تكبّرى باقى نماند. حضرت زهراعليها السلام در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دليل نماز پاك شدن روح از تكبر است.
    تفسیر سوره کوثر

  10. #60
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره کوثر




    «تنزيهاً لكم من الكبر») 10- دستورات دينى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشكّر از نعمت را لازم مى‏داند، دين هم به همان فرمان مى‏دهد. <<فصلّ لربّك>> 11- چون عطا از اوست: <<انّا اعطينا>> تشكّر هم بايد براى او باشد. <<فصلّ لربّك>> 12- قربانى كردن، يكى از راههاى تشكّر از نعمت‏هاى الهى است. (زيرا محرومان به نوايى مى‏رسند.) <<و انحر>> 13- هر كه بامش بيش برفش بيشتر. كسى كه كوثر دارد، ذبح گوسفند كافى نيست بايد شتر نحر كند و بزرگ‏ترين حيوان اهلى را فدا كند. <<و انحر>> 14- رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدّم است. <<فصلّ... و انحر>> 15- انفاقى ارزش دارد كه در كنار ايمان و عبادت باشد. <<فصلّ لربّك وانحر>> 16- شكرِ عطا گرفتن از خدا، عطا كردن به مردم است. <<اعطيناك الكوثر... وانحر>> 17- نمازى ارزش دارد كه خالصانه باشد، <<لربّك>> و انفاقى ارزش دارد كه سخاوت‏مندانه باشد. <<وانحر>> 18- دشمنان پيامبر و مكتب او ناكام هستند. (كلمه شانِئ اسم فاعل است و شامل هر دشمنى در گذشته و حال و آينده مى‏شود. اگر مى‏گفت: «من شانك هو الابتر» تنها كسانى را كه در گذشته دشمنى كرده‏اند شامل مى‏شد و اگر مى‏گفت: «من يشونك هو الابتر» تنها دشمنان آينده در برمى‏گرفت. <<انّ شانئك هو الابتر>>.) 19- توهين به مقدّسات، توبيخ و تهديد سخت دارد. <<انّ شانئك هو الابتر>> 20- از متلك‏ها و توهين‏ها نهراسيم كه خداوند طرفداران خود را حفظ مى‏كند. <<انّ شانئك هو الابتر>> 21- زود قضاوت نكنيم و تنها به آمار و محاسبات تكيه نكنيم كه همه چيز به اراده خداوند است. (مخالفان، با مرگ پسر پيامبر و داشتن پسران متعدّد براى خود، قضاوت كردند كه پيامبر ابتر است، ولى همه چيز برعكس شد.) <<انّا اعطيناك الكوثر... انّ شانئك هو الابتر>> «والحمدللّه ربّ العالمين»
    تفسیر سوره کوثر

صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •