سرگذشت نیکان قرون سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سرگذشت نیکان قرون
صفحه 10 از 36 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 356
  1. #91
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد ماجد

    ابو علی حسينی فرزند سيد هاشم بحرينی معروف به سيد ماجد یکی از علمای بزرگ اوايل قرن یازدهم هجری است سيد فقيهی محقق و دانشمندی فصيح و خوش بيان و شاعری اديب بود سيد بيشتر سنوات عمرش در شيراز گذشت و سرانجام به کناره شاه چراغ مدفون شد. سيد از معاصرين با شيخ بهائی بود و از او استفاده نموده و اجازه روايت دارد. سيد علی خان مدنی در سلافه می نويسد: سيد ماجد بزرگتر و عالی مقام تر از آن است که نيازمند به توصيف باشد. درياها از توصيف و تمجيد او شرمنده اند. سيد دانشمند پاک طينتی است که هميشه آرامش و وقار را توأم با علم و ادب دارا بود. او در سال 1028 در شيراز وفات نمود. سيد از اساتيد محسن فيض رحمة الله عليه بود و مرحوم فيض در آغاز کتاب وافی به ذکر استاد و اوصاف وی اشاره نموده است. صاحب روضات می نويسد: اين بزرگوار سيدی محقق و مدقق و سرايندۀ اديب بود در تأليف سليقۀ ارزنده و بی مانند مخصوص به خود داشت گفتار عالمانه خود را در کمال فصاحت و بلاغت و با دقت نظر ايراد می نمود به خود داشت گفتار عالمانه خود را در کمال فصاحت و بلاغت و با دقت نظر ايراد می نمود او به هنگام خطبه سرائی در آغاز نماز جمعه بر اثر شيوائی و فصاحتی که داشت برای شنيدن آن گوشها از هم سبقت می گرفتند و مجذوب او می شدند. از آثار اوست سلاسل حديد، رساله یوسفيه، وجيزه بديعيه، حاشيه شرايع، حاشيه اثنی عشريه، حواشی او بر معالم و تهذيب شيخ و رسالۀ در مقدمه واجب صاحب روضات در اواخر ترجمه جلد هفتم می نويسد: روزی در اصفهان سيد به ملاقات شيخ آمد ضمن مذاکرات آنگاه که سخن از همه جا به ميان آمد شيخ بهائی تسبيح تربتی در دست داشت و آن را حرکت می داد طولی نکشيد سيد ماجد ديد آبی از تسبيح سرازير شد شيخ به سيد گفت وضو گرفتن با چنين آبی جايز است سيد جواب داد خير زيرا اين آب خيالی است و حقيقتی ندارد شيخ جواب او را پسنديد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #92
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شيخ بهائی


    بهاء الدين محمد بن حسين بن عبد الصمد معروف به شيخ بهائی علامه جهان بشريت مستجمع کمالات انسانيت، که به وجود عزيزش قامت دين استوار و تشنگان دانش را از سرچشمۀ علوم زلالش سيراب، شخصيتی که شهرت او بر همه آفاق پيچيد و خامه استوارش بر صفحۀ گيتی همه جا را کشيد، و تأليفات و تصنيفاتش همۀ عالم را رسيد. مدح او را نه فقط علمای مذهب نمودندی، بلکه تمام علمای بزرگ اسلام و همۀ فلاسفه و دانشمندان جهان. زيرا آنچه او در آن زمان بنمودی بشر را به عصر فضا ننمودی و عقل بشر متحير که او چگونه اعجوبه ای بودی. شيخ بهائی شهرت جهانی دارد و در رديف دانشمندان بزرگ چون بوعلی سينا فارابی و مرحوم خواجه طوسی جهان علم و دانش او را می شناسد و شرق و غرب جهان تا به امروز متحير از افکار اين نابغه بزرگ الهی. آن روزی که شيطان بزرگی اصلا در جهان نبود و اروپا در خواب هفتصد ساله فرو رفته بود امثال مرحوم خواجه ها و همين شيخ بهائی به برکت اسلام بيدار بودند و جهان بشريت را در قرون گذشته به نور علم و دانش و معرفت الهی آذين بستند. اين بزرگ نابغه جهان در غروب آفتاب (دانش غرب) به روز چهار شنبه سيزدهم ذيحجه سال 953 در جهان شرق طلوع نمود و در بيت علم و دانش نشو و نما نمود و نزد پدر استادش و اساتيدی چون شهيد ثانی و مرحوم یزدی و ديگر اعلام جبل و شام و عراق و ايران در علوم مختلف غوطه ور بود و به کليه دانشهای آن روز بشری عقلی و نقلی طبيعی و رياضی و اجتماعی و سياسی فرهنگی و... دست یافت و همانطور که قبلا اشاره شد به اتفاق پدرش وارد ايران گرديد و ديری نپائيد که در اصفهان به گرد خود افاضلی از علما در رشته های مختلف عقلی و نقلی پرورش داد که اين علما اساتيد بعدی جهان تشيع در رشته های مختلف علوم اسلامی گرديدند و برای آشنائی با علمای آينده خود به ذکر بعضی از افاضل شاگردان مکتب او اشاره می نمايد ملا صدرا، فيض، فياض (مرحوم لاهيجی)، ميرزا رفيع نائينی، مجلسی اول، ملا محمد صالح، سيد ماجد، حاج ملا خليل قزوينی، حاج ملا محمد شريف، نظام الدين محمد، سبط الشهيد، فخر الدين طريحی، ملا حسن علی شوشتری، ملا محمد عاملی، زين الدين بحرانی، سيد حسن کرکی عاملی، مظفر الدين شيخ علی، نظام الدين ساوجی، زين الدين برادر سبط الشهيد، محمد بن خاتون عاملی، شيخ جواد کاظمی، ملا علی شوشتری، ملا خليل قائينی، سيد قاسم طباطبائی، ملا عبد الله اصفهانی، ملا عبد الله تونی، سلطان العلمای اصفهانی، فخرالدين عاملی، شيخ محمود جزائری، سيد جزائری، ملا محمد عاملی، زين الدين بحرينی، محقق قزوينی، محقق خوانساری، محقق سبزواری، سيد ابو القاسم فندرسکی، ميرزا محمد شيروانی و چند نفر ديگر... که اگر حياتی باشد به ذکر اکثر اين افاضل می پردازيم و متوجه می شويم که بعد از مدتی اغلب اينها مرجعند و استادعلمائی امثال مرحوم مجلسی دوم مرحوم آقا جمال خوانساری، فاضل هندی، سيد صدرالدين قمی، شيخ خواجوئی صاحب حدائق،وحيد بهبهانی و امثال همين علما اساتيد امثال سيد بحرالعلوم ميرزای قمی و سيد صاحب رياض و شريف العلما و صاحب ضوابط و صاحب جواهر و شيخ انصاری و امثال همين علما اساتيد امثال ميرزای شيرازی و علامه یزدی و مرحوم اصفهانی و مرحوم حائری یزدی بودند تا برسد به عصر حاضر... که اکثر علمای نامبرده در حوزه ايران و مخصوصا حوزه های عراق در طول ساليان متمادی افاضلی متعدد گرد شمع وجودشان کسب دانشها نمودند و با تدريس علوم اسلامی و تدوين کتب فقهی و اصولی و تفسيری و حديثی یا کلامی و منطقی و فلسفی جلوه و روحانيت توأم با حقانيت خاصی به مکتب ما داده اند ـ که در حقيقت نمايان گر حقايق مکتب جعفری عليه السلام در سايه کتاب و سنت و اجماع و عقل بوده اند.
    بيننده عزيز: صاحب روضات به نقل از سيد مدنی صاحب سلافه در وصف شيخ بهائی جملاتی چنين می آورد: معظم له نشان پيشوايان با نشان و بزرگ دانشمندان اسلام و ايمان دريای متلاطمی که امواج آن را فضائل وی به وجود آورده و دانشمند فحلی که همگی ريزه خوار سفره کمال او بوده و کوه معارفی که از هيچ باید نلرزد و صحرای سرسبزی که عرض و طول آن به حساب نيايد ماه بدری که در پرده محاق قرار نگيرد همگان از همه جا شد رحال کنند تا بر در سرای او آرام گيرند و از فيوضات او برخوردار شوند او علامه بشر است و مجدد دين در قرن حادی عشر رياست شيعه به او منتهی و براهين قاطعه بر فضائل او گواهی همه فنون را داراست و در همه فضائل بی همتاست... همه صاحب تراجم علما که اثر آنها را در بين ترجمه سيد مدنی می خوانيم شيخ بهائی را با جملاتی زيبا به خوبی توصيف نموده اند اينک به اهم تأليفات او اشاره می نمايد:
    جبل المتين در احکام دين، عروة الوثقی در تفسير قرآن (سورۀ حمد)، تشريح الافلاک، خلاصة الحساب، بحر الحساب، جامع عباسی در فقه، زبده در اصول، صمديه در نحو، تهذيب در نحو، حدائق الصالحين در شرح صحيفه سجاديه، حاشيه اثنی عشريه در عبادات، حاشيه قواعد علامه، توضيح المقاصد در حوادث ايام سال توشيح المقاصد، تحفه حاتميه در اسطرلاب، شرح چهل حديث، رسالۀ در حل اشکال عطارد و قمر، مفتاح الفلاح در ادعيه که مورد توجه اولياء است، اثبات الانوار، رسائلی در عبادات، طهارة و صوم و صلوة و زکوة و... فوز و امان در مدح صاحب الزمان و کشکول شيخ بهائی و چند جلد کتاب ديگر منظوم و منثور. بيننده عزيز: از مطالعه شرح حال شيخ به دست می آيد که او از نوادگان حار همدان است و حار همدان هم او که مصاحب و رفيق مولی که حضرت به او فرمود: یا حار همدان من یمت یرنی و آن شاعر چه نيکو سرود: ای که گفتی فمن یمت یرنی / جان فدای کلام دلجويت/ کاش روزی هزار مرتبه من/ مردمی تا بديدمی رويت، مولای ما. فقير بدين حديث من یمت یرنی ايمان دارد اما ترسم که بدان وقت که آئی تو را نشناسم و اين عدم شناخت مقصرش من عاصی که اگر زلال خوردمی و نوشيدمی او را ديدمی و شناختمی و چه بسا در سايه صفا و پاکی هم اکنون نور ديده اش خاتم الاوصياء را نيز. گويند اين شيخ عزيز که او را بهائی است و ارزشش به از دنيائی پس از مدتها انتظار به او رسيد اشک شوق از ديده اش سرازير قصد گلايه دارد که معشوقا مرا مدتها است آرزوی ديدار به راه افتادند در کوچه خلوت به حجره محقر رسيدند که پاره دوزی در آن نشسته که گوئی سالها است با رفيق شيخ بها بنشسته پس از مقداری صحبت شيخ مقام پاره دوز دانستی که چيست و آن سرور راه رسيدن به معشوق به او آموخت و ناپديد شد و زبان حال شيخ چنين زمزمه: آئينه شو و جمال پری طلعتان طلب/ جاروب کن خانه و پس ميهمان طلب ـ شيخ به فکر جاروب دل و اندرون بود و شرح حالش بخوان که: آنکه به زمان عباس، در نهايت نعمت و ناز، و در همه محافل شمع و چراغ، و در خانه با محدثه ای هم خواب و همه ارکان دولت او را خدمتگذار... ناگهان کسوت درويشی پوشيدی و ناشناس از اين ديار به آن ديار گشتی تو گوئی گمشده دارد و به دنبال او می دود من ندانم اين چه گمشده است؟ و اين چه عشقی است بدان؛ به کجا می رود؟ و که را می طلبد خانه به خانه! مطلوب او حتما از تاج و تخت مملکت بهتر، بلکه از دنيا و هر چه در اوست بسی برتر آنچه در درون اوست در درون همه کس هست و اين گمشده که خيلی به ما نزديک است نه فقط گمشده او بلکه مطلوب همه انسانها است اما افسوس که به دنبال آن به بيراهه می رويم آری فقير نيز به بيراهه رفت و از مقصد اصلی که ترجمه شيخ بود به حاشيه رفت اما گاه به حاشيه رفتن اختياری نيست و اين شيخ عزيز را اشعاريست دلسوز و جانگداز که به خلوت اشعار او خوانی و به راه گمشده ات نالی که او چون سجاد معبود را گريد و چون علی به معشوق خود عشق ورزد. رحمة الله عليه 1031 در خاتمه با دلی سوزان و اشکی ريزان مطالبی القا شد و تو نيز اگر به مشهد مقدس روی و مدفن شيخ زيارت کنی لابد فقير را به حرم مطهر دعا کنی انشاء الله.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #93
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    دو سبط بزرگوار



    در تاريخ العلما ما را دو سبط بزرگوار است یکی محمد بن حسن بن شهيد و ديگری فرزندش علی بن محمد. شهيد ثانی عليه الرحمه را فرزندی است عالم، هم او که صاحب معالم و اين شهيد عزيز را اسباطی است فاضل سبط اکبرش محمد و سبط ديگرش علی و همين علی را فرزندی است حسين نام که همگان به عصر خويش از علمای کامل، و چون اوليای هم نامشان مکتب اسلام را عاشق، و اين شهيد عزيز که او را عاشق است چه نيکو مردی است، هم او را تأليفاتش و هم اسباطش برای هميشه زنده نگه داشتند که خدای متعال با اعطای اين همه نعمت الطاف به او تمام فرمود هر چند همان وقت که شهيد شد زنده جاويد گشت. و فردا اين زنده جاويد را بين که اگر عده ای از علما کنار زندانی بغداد نشنيد شهيد آنجا است، که او را فرزندی است چون شاه چراغ. و اگر فردا عده ای از علما به کنار صادق آل محمد عليه السلام و پدرش باقر العلوم به بحث علمی و لذائذ معنوی نشينند شهيد آنجا است و از آن سفره معنوی چون سيد مرتضی رحمة الله عليه محظوظ، و اگر بعضی کنار سيد الشهداء و قمر بنی هاشم بخواهند ملکوت اعلی را تا ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسين او ادنی پرواز نمايند شهيد ما چون آنها در پرواز و خلاصه کنم که او در کنار محمد صلی الله عليه و آله و علی عليه السلام هر آن به لقاء الله نائل. و ندانم مقام گاه فقيران به کجا!؟ افسوس از اين عمر گرانمايه که... کجا رفتم! آری حاشيه رفتم! گو تو را آنجا چه کار؟ از آنها پوزش می طلبد...
    سبط اکبر او مشهور به سبط الشهيد زين الدين محمد بن حسن یکی از علمای بزرگ اوايل قرن یازدهم است که در سال 980 در جبل عامل به جهان ديده گشود و در خانه پدر عالمش حسن بن شهيد نشو و نما نمود و از خردسالی به تحصيلات پرداخت و از اوايل جوانی سالها از محضر پدر و سيد صاحب مدارک و ديگر علمای بهره مند بود چند سالی در مکه نزد مرحوم ميرزا محمد استر آبادی علم حديث و رجال آموخت و خود در فنون علمی متبحر گشت شيخ محمد عالمی فاضل و محدثی محقق گشت او در نهايت به خلوص و ورع و تقوی مشهور گشت و عمری در خدمت به فضلا به تدريس و تأليف بدون توجه به امرا و سلاطين سپری نمود هر چند حکام عراق به وسيله نامه با او مکاتبه نمودند و ضمن تجليل از مقام علميش درخواستها نمودند اصلا توجهی ننمود و جواب هم در خور وظيفه شرعی نمود سبط الشهيد از آثار او احاطه به دانشهای علمی او مشهود است آن بزرگوار شرحی بر تهذيب و استبصار در چند مجلد نوشت کتاب معالم و مدارک و مختلف را نيز شرح نمود و بر کتب اصول کافی فقيه صدوق شرح لمعه معالم الاصول معالم العلما و هم منهج المقال حاشيه زد و کتب تحفه و روضه و نزهه و شرح رجال کبير را نيز به رشته تحرير برد. که در مسير جامعيت اين آثار و مستدل بودن شرح و حاشيه آنها مستلزم وقت زياد و احاطه فقهی کامل لازم است. نوشته اند او با خطی زيبا کتب مزبور را هر کدام در چند مجلد مرقوم داشت. زين الدين سبط الشهيد سنواتی از عمر شريفش در جوار خانه خدا، مکه معظمه، سپری شد. در مکه با مرحوم ميرزا محمد صاحب رجال به بحث و گفتگوهای علمی پرداخت صاحب تراجم در مورد اين دو بزرگوار مقيم مکه می نويسند: روزی در جوار خانه خدا گاهی که مشغول طواف بود مردی در غير فصل گل به اين گل گلی داد که مشام اين هر سه گل اطراف خانه را معطر ساخت به او گفت سرورا اين گل در اين فصل از کجا آوردی؟ فرمود از گلستان خرابات و ناگهان ناپديد شد هر چه تفحص نمود او را نديد (روضات) نوشته اند سبط الشهيد شيخ محمد در سال 1030 یا 1031 در مکه معظمه وفات نمود و در کنار قبر خديجه در شعب ابو طالب مدفون شد اما فرزندش سبط الشهيد علی بن محمد در سال 1013 متولد و پس از تحصيلات در اوايل زندگی عازم ايران گرديد و در اصفهان اقامت گزيد. وی هم سبط شهيد ثانی است و هم از جانب مادر سبط محقق ثانی. سالها در دار العلم اصفهان بود و در عداد فضلا و دانشجويان مکتب شيخ بهائی قرار داشت و سپس در سلک اعلام اصفهان به تدريس و ترويج مشغول گشت که بعضی از فضلای بعدی ما شاگرد مکتب وی هستند. از آثار اوست کتاب در المنثور، در المنظوم، شرح کافی در حديث، مجلدات حاشيه شرح لمعه در فقه، سهام مارقه در رد صوفيه و رسائلی در عبادات. در در المنثور شرحی از شخصيت شهيد ثانی و فرزند او صاحب معالم (هم چنين صاحب مدارک و علمای عامل) و شرحی نيز از پدرش شيخ محمد عليهم الرحمة به رشته تحرير برده و سپس مقاصد اصليه از تأليف کتاب در اصول و فروع می پردازد در در المنثور ذکری از فضائل فرزند اين شيخ علی به نام شيخ حسن مندرج است که فضائل و کمالات علمی و اخلاقی اين شهيد زاده نيز مورد توجه و وثاقت پدر دانشمند خويش است. نوشته اند سبط الشهيد شيخ علی در سال 1104 در اصفهان وفات نمود و جنازه او به مشهد مقدس حمل او در مدرسه ميرزا جعفر کنار حرم مطهر مدفون شد. در خاتمه ذيل ترجمه اسباط شهيد می نويسد همين شيخ علی را برادری است مهمتر که چون پدر خويش شيخ همگان را سرور مشهور به زين الدين که پس از مقامات علمی و سالها خدمات دينی سرانجام در قراء جبل عامل وفات نمود 1074 رحمة الله عليهم اجمعين.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #94
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شيخ عبد النبی جزائری

    عبد النبی فرزند سعد جزائری معروف به شيخ عبد النبی جزائری یکی از بزرگان علمای شيعه در قرن یازدهم است جزائری زادگاهش جزائر بوده ولی جوانی را به نجف و کربلا در تحصيل دانشهای دينی به اتمام رسانيد جزائری کتاب ارزنده ای در شناخت رجال بزرگ به نام حاوی الاقوال دارد که مورد اعتماد و اطمينان علمای مذهب قرار گرفت مرحوم شيخ حر عاملی در اَمل می نويسد جزائری عالمی است محقق و با جلالت که از جمله آثار او شرح تهذيب می باشد او از شاگردان شيخ علی فرزند عبد العالی کرکی است (شايد مراد عبد العالی فرزند محقق ثانی یا پسر وی باشد) صاحب روضات الجنات می نويسد: جزائری فاضل مدقق و جليل و عالمی محقق و نبيل و ماهر بود در اصول و کلام و فقه و حديث و رجال مهارت داشت بزرگ اثر او کتاب حاوی است که مورد حجة الاسلام شفتی اصهفانی ملاحظه نمودم. مرحوم جزائری تأليفات ديگر نيز دارد که دو اثر ارزنده او یکی کتاب اقتصاد در شرح ارشاد علامه و ديگری کتاب مبسوطی در امامت قريب پنج هزار سطر می باشد در اين کتاب شريف ابتدا به معنی و مقصود امامت لزوم رهبر و رهبری لزوم تعيين امام و رهبر از جانب خدا و رسول همچنين به صفات امام و افرادی که مصداق کامل امام و رهبری می توانند باشند اشاره نموده و به طور مبسوط شرح داده است او از تأليف اين کتاب در سال 1013 فارغ گشته است صاحب تراجم سال وفات او را در کتب خود مرقوم نداشته اند. علی الظاهر حدود 1030 وفات نموده است.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #95
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شیخ لطف الله عاملی اصفهانی

    لطف الله فرزند عبد الکريم از اهالی ميس عامل یکی از اکابر علمای اماميه در اصفهان بود. اين بزرگوار از شاگردان مرحوم ملا عبد الله شوشتری است در آغاز جوانی از ميس عازم مشهد مولا علی بن موسی عليه السلام شد و مدتی در آنجا تحصيل نمود سپس به شهر قزوين رفت و جهت ادامه تحصيل به اصفهان کوچ نمود و سالها از محضر علمای مختلف اصفهان بهره مند بود تا خود به درجه اجتهاد نائل آمد. شيخ لطف الله با علامه ثانی شيخ بهائی معاصر بود و شيخ از وی تجليل و احترام می نمود نوشته اند شيخ بهائی مردم را جهت استفاده از حضورش تحريض می نمود و اغلب فتاوی را بوی ارجاع می نمود و موقعيت خوبی در دوران صفويه تحصيل نمود شاه صفوی در مقابل عالی قاپو برای او مسجد معروف به شيخ لطف الله را بنا نمود که چند سالی در آن به تدريس و اقامه جمعه و جماعت مشغول بود اين شيخ مسجدش که از آثار تاريخی اصفهان است بيش از مقام علمی خودش در دنيا شهرت دارد دودمان شيخ لطف الله از جد و پدر و برادر و فرزندان و عموزادگان همگان از علمای بزرگ جبل عامل بوده اند شيخ لطف الله رسائلی در احکام تعليقاتی بر مختلف علامه به رشته تحرير برد او نماز جمعه را واجب عينی می دانست و مرتبا در مسجد خود اقامه می نمود شيخ حر عاملی در اَمل می نويسد شيخ لطف الله عالمی فاضل و صالحی فقيه و متبحری محقق و عظيم الشأن و جليلی القدر و اديبی شاعر بود سرانجام به سال 1035 در اصفهان وفات نمود.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #96
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد زين العابدين کاشانی

    سيد زين العابدين فرزند سيد نور الدين مقيم مکه معظمه، عالمی ربانی فقيهی محدث و رجالی از اکابر سادات و علمای بزرگ شيعه در مکه معظمه بود. کاشانی سالها در کنار حرم امن خدا به ترويج و تأليف و تحقيقات علمی اشتغال داشت او از علوم آل محمد سرشار بود و از خلوص و تقوی و پارسائی بی همتا مخالفان بدو رشک بردند و سرانجام در اواسط قرن یازدهم شهيدش نمودند و در مقبره ابوطالب مدفون شد. محدث قمی در فوايد علامه امينی در شهداء الفضيله به اوصاف او پرداخته و او را در جمله اعلام بزرگ شهدای راه فضيلت ثبت نموده اند آنها اضافه می کنند که در سال 1039 باران زيادی به مکه فرو ريخت که عده ای به هلاکت رسيدند و ارکان خانه خدا فرو ريخت سرانجام به هنگام تجديد خانه و نصب حجر الاسود اشراف مکه و اهالی و علما همکاری و همياری نمودند و اين سيد محترم نيز در جمله آنها بود و از خدا خواست که در روزهای آخر نصب حجر به دست وی باشد دعای او مستجاب شد و در روز موعود بعض امرا و اعيان نيامدند و آنها نيز که بودند با توجه به سيادت و مقام علمی او نصب حجر را به او محول نمودند و اين افتخار بزرگ در آن سال نصيب او گرديد ظاهرا در اواسط قرن یازدهم 1045 به دست مخالفان در مکه شهيد شد روانشان شاد خدايش درجات او عالی است متعالی فرمايد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #97
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مرحوم میر داماد



    فلاسـفه بزرگ اسلامی
    قرنها قبل از اسلام در یونان فلاسفه چون سقراط، افلاطون و معلم اول ارسطو که برای خود مکتبی انسانی داشته اند، ظهور نمودند، که بعض نظريات و افکار صحيح آنها که در مسير حکمت و دانش بوده و با موازين علمی و انسانی مخصوصا با مسائل توحيدی مطابقت داشت مورد احترام علما قرار گرفت.
    با ظهور اسلام فلسفه و حکمت رنگ بهتری به خود می گيرد و بعض حکمای اسلامی بين حکمت جديد و قديم تلفيقی به وجود می آورند، نه فقط فلسفه اسلامی قوس صعودی می پيمايد، بلکه بعد از اسلام جهان دانش آنچنان علما و ادبا، شعرا و نويسندگان به خود می بيند که با قبل از اسلام اصلا قابل مقايسه نيست. به طور کلی قبل از اسلام در تاريخ ادبيات، عالم و اديبی یا شاعری که قابل ذکر باشد، نداريم. و آنچه تا به امروز داريم از برکت ظهور اسلام در جهان بشريت داريم. جهان غرب تا دوره رنسانس (حدود 250 سال پيش) علوم مادی و صنايع امروزی را نيز نداشت تا پس از مخالفت با عقايد کليسا جهشی در تمدن ظاهری نمود، اما از برکت اسلام جهان شرق امثال خواجه طوسيها (فارابی، ابن سينا، سهروردی) و سپس امثال ملا صدرا، ميرداماد و... را به جهان بشريت تحويل می دهد. افکار ملا صدرا و آثار او بعدها در مغز شاگردان او چون فيض کاشانی، فياض (مرحوم لاهيجی)، محقق خوانساری، حکيم سبزواری و... منتقل گرديد و ادامه آن تا زمان ما حکمائی بزرگ و فقيه چون جناب علامه طباطبائی فيلسوف شرق و مفسر کبير و شاگردش شهيد مطهری نويسنده بزرگ اسلامی را به جهان حکمت و دانش توأم با تأليفاتی ارزنده به عالم انسانيت تقديم نمود. فقير در آينده به خواست خداوند منان شما جوانان عزيز را تا حدودی با شرح حال اين افراد نيز آشنا می سازد.
    مرحوم ميرداماد
    ميرزا محمد باقر استرآبادی فرزند شمس الدين سيد محمد حسينی یکی از علما و حکمای بزرگ اسلامی در قرن یازدهم هجری است. به نوشته همه علما و صاحب تراجم وی استادی است بزرگ حکيمی دانشمند، جامع علوم عقلی و نقلی. در اوايل کودکی به خانه علم متولد شد و در مسير پيمودن کمالات علمی و معنوی، بالا بردن حالات روحی و انسانی رنجها کشيد و از اين رهگذر به مقامات و فيوضاتی رسيد که کمتر کسی بدان مقامات شامخ دست یافت. پدرش شمس الدين محمد عالمی است بزرگ مشهور به داماد. وی داماد محقق ثانی است و علت اين بستگی آنکه شمس الدين از شاگردان فاضل و از نجبای اصيل مکتب محقق بود. شبی محقق ثانی مولا امير المؤمنين عليه السلام را در خواب ديد، ضمن مذاکره در عالم رؤيا به او سفارش می شود که از وصلت با اين سيد جهان اسلام را نور ديده است چون اختر و مکتب ما را فرزندی بهتر، پس از مدتی یکی از دختران خود به او تزويج نمود که متأسفانه پس از چندی بدون فرزند وفات نمود. محقق متحير که آن خواب چه بود و اين وفات چيست! مجددا مولا را به خواب می بيند به او می فرمايد ما را اين دختر منظور نبود که فلان دخترت را در او چنين لياقتی است، پس از ازدواج دختر ديگر ديری نگذشت که ميرداماد در خانه سيد شمس الدين به جهان ديده گشود. وی را نبوغی در دانش و حکمتهای اسلامی بود به نزد پدر و خال عزيزش (عبد العالی 993) پس از چند سال تلمذ به درجه استادی رسيد، و در رديف علامه ثانی شيخ بهائی از اجله علمای جهان اسلام (در مرکز اصفهان) قرار گرفت. اين حکيم فقيه را تصنيفاتی است: صراط المستقيم، حبل المتين و قبسات کتب مشکل علمی در حکمت، شارع نجاة در فقه، حواشی او بر کتب کافی، فقه بر صحيفه و مختلف، سدرة المنتهی در تفسير، خلسة الملکوت، رفع شبهه، جذوات وافق المبين در کمال و ترقيات معنوی و عرفانی، عيون مسائل، تقويم ايمان، رساله زيارات و ديوان اشعار فارسی و تازی... صاحب سلافه که او را خواهی شناخت ذيل ترجمه اين حکيم چنين گويد: «به خدا مادر روزگار از آوردن همانندش نازاد است و سينه از جای دادن شرح مکارمش تنگ. من از اغراق گوئی در سخن بر کنارم و برای راست بودن سو گندم گواه آرم...».
    حکيم استر آبادی در فنون حکمت و فقه و تفسير و ادب ید طولائی داشت. او خطيبی جامع و پيشوائی مسلم بود، در فصاحت و بلاغت ماهر، به عصر خويش خطيبی کامل، به جمعه و جماعت مواظبتی دائم، و قاطبه افراد زمان در حضورش حاضر می شدند. او از دوستان صميمی شيخ بها و با هم چون دو برادرمکتب و مذهب را راهنما بودند. عباس صفوی که دولت آن روز را حاکم بودی و در حضور همگان خدا را سجده شکر بنمودی که اين علما را صفائی و پيمودن راه خدا را بقائی و سلطنت «مزورانه» ما را به سايه اتحاد علما خيالی!! زيرا در گردش خارج از شهر ضمن مذاکراتی مجزا با آن دو به اين امر واقف، و به ظاهر سجده شکری خالص، و آن گونه کلب آستان علما گرديد که قبلا کلب آستان علوی بودی، و امروز من و تو عباس را چه کار؟! که امروز و ديروز اسلام عزيز در کار و ما اتحاد همه مخصوصا شاگردان مکتب علی را خواستار، که رمز پيروزی و بقای دين خدا اينجاست. و به حمد الله چون خلوص بودی مقدس وار سلسله ها پاره نمودی، و چون قطعا خدا گونه شدی خرسندی او و حجتش حاصل و من و تو نيز او را خادم، و اين سرا نيز گلستانی قابل، هر چند که نه دنيا را دوامی و نه ملک و دولت را بقائی است...
    ميرداماد به جو زمان خويش اسلام را خادم و هميشه اوقات خدا را عاشق و مکتب و مردم را خدمتگزاری صادق بود. او اغلب چون شيخ بها به تزکيه خود می پرداخت، و با نفس سرکش در ستيز و جدال و هميشه در حال ذکر با ارباب بود. در شرح حالش بخوان، چهل سال بستر خواب پهن ننمود و به تمام قامت به راحتی نغنود، برنامه هر شب او در حال تهجد و زاری و قسمت زيادی از قرآن کريم را قاری، و گاهی با معبود و اوليائش خلسه که ندانستم اين ارتباط و خلسه چيست! و او از اين مسير در خواب و بيداری به گوشش چه رسيد! در تراجم علما بخوان و از عالم مادی خود را برهان تا بدانی که غير از جهان مادی روح و روان را نيز جهانی است و جهانيان را به امر او موکلانی و هم او را فرمانبرانی مقرب که ميرداماد را نرسيده به ديار نجف قبل از زيارت ضريحش به حضور مولايش بردند و سپس جسمش را در خاک نجف سپردند.
    یاد آوری: بعد از ميرداماد زعامت ومرجعيت شيعيان و کرسی درس فقهاء و محدثين در اصفهان به ترتيب به: مرحوم مجلسی بزرگ، محقق خوانساری، علامه مجلسی، آقا جمال خوانساری، فاضل هندی، صدر الدين قمی و علامه خواجوئی منتهی شد (رحمة الله عليهم اجمعين).
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #98
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مير فندرسکی

    در تاريخ الحکما ما را دو مير مبرور است: یکی ميرداماد و ديگر مير فندرسکی. سيد ابو القاسم مير فندرسکی حکيمی است مشهور معاصر با مير مبرور. سيد ابو القاسم حکيمی است ماهر و فقيهی فاضل و عالمی زاهد و به اغلب علوم فقهی وارد، در فنون هندسه و رياضی کامل، و رد فلسفه و حکمت دانشمندی قابل است. زادگاه او فندرسک «دوازده فرسنگی گرگان» از قصبان استر آباد (گرگان) بوده که پس از تحصيلات مقدماتی از شمال به دار العلم اصفهان شتافت و مدتها به ادامه تحصيلات خود پرداخت. او سالها به تدريس و تأليف در اصفهان و ديگر بلاد اشتغال داشت. مدتها در حوزه اصفهان، شفا و قانون (ابن سينا) و دروس مختلف دينی و حکمت و کلام تدريس می نمود. جلسه درس او مشهور و زبان زد گشت. و علاقه مندان به حکمت به درس او حضور می یافتند. اهم آثار او رساله صناعيه در حقيقت علوم، کتاب مهارة، شرح جول (جوک) مقالاتی در رياضيات و در حکمت اجرام، تحقيق المزله و غيره... مير مزبور مسافرتها به هندوستان نمود و در بين مردم هند مخصوصا فضلا شهرتی به سزا پيدا نمود و در هر بار که عازم اين ديار می شد مقدم او را گرامی داشته از محضر او فضلا و دانشمندان بهره ها برده و محظوظ می گشتند. معظم له مشکلترين معادلات رياضی و مسائل غامض هندسی که به عصر خواجه طوسی بدون حل مانده بود بالبداهه به برهان آن پاسخ می داد. او در سال 1050 (وسط قرن یازدهم) به سن هشتاد سالگی در اصفهان وفات نمود و در تکيه مير اصفهان در تخت فولاد مدفون شد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #99
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مرحوم ملا صدرا

    صدر الدين محمد فرزند ميرزا ابراهيم شيرازی معروف به ملا صدرا «صدر المتألهين» یکی از مشاهير دانشمندان جهان است. او در جهان اسلام به عنوان فيلسوفی بزرگ و حکيمی الهی شهرت دارد. صدر المتألهين شخصيتی است که برای دروس فلسفه و حکمت اساس و شالوده نوينی پی ريزی نمود و افکار (توحيدی) فلاسفه قديم یونان را با افکار فلاسفه اسلامی تلفيق داد و سپس براهين فلسفی را چون قواعد رياضی قابل درک و فهم نمود. مطالب حکمت و فلسفی را به خوبی درک کرد و با سلولهای مغز و بدن خويش عجين ساخت، لذا اکثر دانشمندان و حکمای بزرگ جهان که به حقيقت مطالب و آثار او پی برده اند به وصف مقام علمی او زبان گشودند. علمای بزرگ و صاحب تراجم هر کدام که از اقيانوس حکمت نصيبی داشتند او را به استادی قبول نمودند و یادنامه اش را به عنوان فيلسوفی حکيم و دانشمندی متأله گرامی می دارند. اکنون نظر بعضی صاحب تراجم و ديگر علما را در مورد صاحب ترجمه به طور فشرده بيان می کند. صاحب سلافه و صاحب اَمل قولی مشابه هم دارند. می نويسند: «ملا صدرا در روزگار خود در فن حکمت عالم دهر بود و از کليه علوم و فنون مربوطه اطلاعات دقيق داشت». صاحب حدائق (یوسف بحرين) در ذيل ترجمه فيض کاشانی کلام خويش را در مورد استادش ملا صدرا چنين ادامه می دهد: «صدر الدي« محمد بن ابراهيم حکيمی فلسفی و صوفی بوده که در سال 1050 هنگامی که قصد سفر حج داشت در بصره وفات نمود. شيخ یوسف اضافه می کند: پسر ملا صدرا (ميرزا ابراهيم) فاضلی عالم و متکلمی جليل بود، در اکثر علوم... مهارت داشت، اما با عقايد پدرش مخالف بود. صاحب روضات می نويسد: ملا صدرا بر بسياری از حکمای پيشين خود تا زمان خواجه بسی مزيت و فزونی یافت. وی اساس حکمت اشراق را به نحوی شايسته استوار نمود، و باب فضيحت و رسوائی را بر روی طرفداران رواقيين و مشائيين (مکتب ارسطو) گشود. سپس تأليفات او را بدين شرح مرقوم می دارد: شرح اصول کافی، شواهد الربوبيه، اسفار اربعه، (که از اهم کتب اوست، اسفار جمع سفر در مبدأ و معاد است)، شرح حکمت اشراق، شرح هدايه، واردات قلبيه، مسائل قدسيه، حکمت عرشيه، کسر اصنام جاهليت در رد بر صوفيان، حاشيه الهيات شفا، اسرار الآيات، رسالــه ای در اتحاد عاقل و معقول، اکسير العارفين، مفاتيح الغيب، قواعد ملکوتيه، رسائل هشت گانه، و چند تفسير از سور مختلف قرآن. صاحب روضات اضافه می کند که: مجلد ضخيمی از تفسير او را که به زبان اشراق تأليف نموده و شرح مبسوط او که بر اصول کافی است، نزد ما موجود است. شرح مزبور که در چهل هزار سطر است مربوط به اين است که ائمه طاهرين عليهم السلام واليان خدا و خزينه داران علم ذات اقدس الهی می باشند، سپس می گويد: به راستی شرح مزبور از بهترين شروحی است که برای احاديث اهل بيت عليهم السلام گرد آمده و از همه کتبی که به منظور شرح احاديث فراهم آمده، نافع تر و ارزنده تر است. در آغاز اين شرح اظهار می دارد، از دو استاد ارجمند شيخ بهائی و ميرداماد روايت می کنم او در تأليفات خود با احترام خاصی از کنار اساتيد خويش می گذرد. بيننده عزيز، صاحب روضات الجنات اضافه می نمايد صدر المتألهين در بسياری از کتابهايش گفتاری را ايراد نموده که با ظواهر شرع مقدس اسلام سازگار نيست، مسلما بايد گفت کلمات مزبور مطابق با اصطلاحات ويژه خود او بوده و یا محملی صحيح برای کلمات در نظر دارد که به هيچ وجه موجبات کفر و فساد عقيده او را آشکار نسازد. سپس می نويسد: گروهی او را تکفير نموده اند، که شايد اين تکفير دال بر عدم فهم مطالب غامض فلسفی است، زيرا افکار و اعتقادات قلبی او نسبت به مبدأ و معاد از کتاب اسفار مشهود است. مرحوم استاد مطهری (شاگرد علامه) در آثار خود راجع به ملاصدرا چنين می نويسد: تحقيقات ملاصدرا بيشتر در فلسفه اولی و حکمت الهی است و او آنچه فلاسفه یونان و فلاسفه اسلامی بيان داشتند به خوبی هضم کرد و از نو اساس جديدی را در حکمت پی ريزی کرد و برهان مسائل فلسفی را به صورت قواعد رياضی در آورد تا استنباط مسائل فلسفی آسان گردد و از پراکندگی سابق نجات یابد. او با اساس جديدی که در دروس فلسفه پی ريزی نمود مشاجرات دو هزار ساله مکتب مشاء (ارسطو) و مکتب اشراق (سهروردی) را خاتمه داد. مرحوم شهيد مطهری اضافه می کند؛ فلسفه صدر المتألهين از جنبه های بديع و بی سابقه در جهان حکمت برخوردار است اما پس از سه قرن متأسفانه هنوز امثال او درست به جهانيان معرفی نشده اند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #100
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مرحوم فیاض

    ملا عبد الرزاق لاهيجی فرزند علی ملقب به فياض یکی از حکمای بزرگ اسلامی در قرن یازدهم هجری است. وی عالمی فاضل و استادی متکلم و حکيم بود. مرحوم لاهيجی (فياض) محقق مدقق و دانائی امين و متدين بود که در دروس حکمت و فلسفه و منطق و علم کلام یگانه عصر خويش گشت. مرحوم لاهيجی داماد مرحوم ملا صدرا و هم از اکابر تلامذه او بود. صدر المتألهين که سالها در قم می زيست وی را به فياض و ملا محسن کاشانی را فيض لقب نهاد. لاهيجی از استاد بزرگ درس حکمت در مدرسه فيضيه قم بوده است و علمائی مانند: قاضی سعيد قمی و ميرزا حسن لاهيجی از شاگردان وی هستند. صاحب روضات ضمن تجليل از مقام علمی او آثاريش را بدين شرح نام می برد: گوهر مراد و منتخب گوهر مراد = در اثبات اصول عقايد از طريق برهان، مشارق الالهام در حکمت و کلام کتابی است محکم و استوار، شرح هياکل، شرح اشارات خواجه، حاشيه بر شرح تجريد، حاشيه بر حاشيه ملا عبد الله یزدی، حاشيه بر حاشيه خضری، حدوث عالم، کلمات طيبه. صاحب رياض العلماء (مرحوم افندی) کلمات طيبه او را در مورد اصالت وجود و اصالت ماهيت دانسته و می گويد در اين کتاب مرحوم لاهيجی بيانات اساتيد خود ميرداماد و ملا صدرا را به خوبی توضيح داده و کلام آنان را به یکديگر تلفيق و الفت داده است. مرحوم لاهيجی از اهالی لاهيجان (گيلان) بوده ولی بيشتر سنوات عمر خود را در قم به تدريس و تأليف گذرانيد. محدث قمی وفات او را در سال 1051 اواسط قرن یازدهم در قم می نويسد. او فرزندی عالم و بزرگوار به نام ميرزا حسن صاحب جمال الصالحين را از خويش به جا گذاشت. فقير گويد چنانچه مرحوم فياض سالها پس از وفات استادش از مدرسين قم بوده تاريخ وفات او در سال 1051 بعيد است 1061.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 10 از 36 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •