سرگذشت نیکان قرون سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سرگذشت نیکان قرون
صفحه 14 از 36 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 356
  1. #131
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شراب

    ميرزا محمد تنکابنی معروف به ملا محمد سراب یکی از علمای معروف قرن دوازدهم هجری است. سراب از افاضل شاگردان محقق سبزواری است. اصلا از اهالی سراب (شمال) بوده ولی سنوات عمر او در اصفهان سپری شد و از محاضر اساتيد اين شهر خود به درجه اجتهاد و استادی رسيد. سراب کتابی فقهی استادش (ذخيره ی محقق) را حاشيه نمود و سفينة النجاة را در اصول و ضياء القلوب را در اثبات امامت به رشته تحرير برد. او همچنين مدارک و معالم آيات الاحکام اردبيلی را حاشيه نمود و رساله ای دو عينيت وجوب نماز جمعه و رسائلی نيز در عبادات و اجماع و غيره تأليف نمود. ملا محمد فرزند عالمی به نام ميرزا محمد صادق بجوانی از حوزه اصفهان به خوبی استفاده نمود و سالها به اتفاق جناب افندی و سيد جزائری از محضر علامه مجلسی و کتابخانه او بهره مند بود و خود به درجه اجتهاد نايل آمد. صاحب روضات می نويسد: فرزند سراب ميرزا محمد صادق تنکابنی به هنگام سفر حج به قصبه خوانسار وارد شد و به جد امجد ما سيد خوانساری فرزند ميرکبير اجازه روايت داد و اين اجازه روايت با ذکر سلسله افاضل علما به علامه ثانی شيخ بهائی منتهی می شود و در منزل ما موجود می باشد. صاحب روضات اضافه می کند جد امجد ما مشابه اين اجازه روايت را به شاگردان خويش سيد بحر العلوم، آقا محمد علی بهبهانی (فرزند وحيد) و ميرزای قمی صاحب قوانين مرحمت فرمود رحمة الله عليهم اجمعين. وفات سراب ثانی را نيافتم اما پدرش ملا محمد در روز عيد غدير سال 1124 جهت اخذ عيدی در حضور امير مؤمنان عليه السلام و ساير موالی خويش شتافت.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #132
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    فاضل هندی


    بهاء الدين محمد تاج الدين معروف به فاضل هندی یکی از دانشمندان به نام شيعه در قرن دوازدهم هجری است. فاضل در کليه علوم و فنون اسلامی استادی ماهر و دانشمندی محقق و مجتهدی کامل بود. در سال 1062 متولد شد و قسمتی از دوران کودکی و نوجوانی را در هندوستان سپری نمود سپس تمام سنوات عمرش در دار العلم اصفهان سپری شد. وی نزد پدر خويش و امثال محقق خوانساری و محقق سبزواری و علامه مجلسی و ديگر اعلام بزرگ سالها بهره مند بود و به واسطه نبوغ فکری و استاد خدادادی در نوجوانی به درجه اجتهاد نائل گشت و خود مدرسی کامل و مؤلفی جامع و محققی بی مانند گرديد.
    (تاج الدين حسن پدر فاضل هندی که خود از اجله علما است از مرحوم ملا حسين علی شوشتری و او از ملا عبد الله شوشتری تا برسد به علی بن بابويه قمی یکی پس از ديگری به ترتيب اجازه روايت دارند). بيننده عزيز: تمام علمای اعلام و صاحب تراجم علما فاضل هندی را به عنوان دانشمندی محقق و علامه فاضل و شخصيتی بی نظير در عصر خويش معرفی ساخته اند.
    صاحب روضات می نويسد: فاضل از دانشمندان اواخر عهد صفوی است که در علوم رسمی و حکمت و فنون دينی اصلی و فرعی استادی به نام بود، و بر اثر نيروی خدادادی که داشت بر مخالفان در خصوص امامت و مراتب آن مناظره داشت و قصه های عجيبی از مناظرات او سر زبانها است. فاضل قبل از بيست سالگی به نوشتن کتب و رسائل و حواشی و تعليقات در علوم ادبی و اصولی مشغول گشت. او اثر ارزنده ای به نام کشف اللثام در قواعد احکام دارد. کشف اللثام فقهی است استدلالی در شرح قواعد علامه که مرحوم سيد علی طباطبائی صاحب رياض المسائل با استفاده از فقه فاضل کتاب فقهی خويش را در ابواب مختلف نيکو و استوار ساخت. فاضل آثار ديگری به نام مناهج السويه در فقه، ملخص و تلخيص، تفسيری کبير و مبسوط و چند جلد رسائل مختلف در عبادات، تفسير جامعی به نام بحر مواج نيز از خويش به جا گذاشت. فاضل فضل ادبی خود را در شرح بر قصيده سيد حميری به اثبات رسانيد، و رسائلی در حکمت و کلام و نجوم و هيئت و رياضيات نيز به رشته تحرير برد. نتيجه آنکه فاضل کسی است که در فقه و اصول و تفسير و حديث، رجال و حکمت، فلسفه و کلام و منطق، تاريخ و جغرافيا، رياضيات و هيئت و نجوم، ادبيات عرب و عجم و غيره مهارت داشته باشد و تصنيفات او نيز متقن و استوار باشد، آنگونه که کشف اللثام قوت قلب صاحب جواهر بود که فرمود: اگر کشف اللثام نبود جواهر نبود. دوران زندگی اين دانشمند بزرگ و شخصيت علمی کم نظير مواجه شد با فتنه و آشوب افغانها و کشت و کشتارهای بی رحمانه مسلمانان بی دفاع و اضطراب و ناراحتی مردم و علمای اعلام و از هم پاشيده شدن حوزه چندين ساله اصفهان و نقل مکان علما و افاضل به ساير بلاد ايران، که سرانجام فاضل عزيز ما رمضان سال 1137 را به پايان نبرد و در فتنه افغان پس از شبهای احياء از کثرت اندوه جهان فانی را وداع نمود. قبر فاضل هندی و علامه خواجوئی و فاضل نائينی در اصفهان نزديک تخت فولاد زيارتگاه است.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #133
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    بهاء الدين اصفهانی


    محمد بن محمد باقر حسينی نائينی معروف به بهاء الدين اصفهانی یکی از حکمای بزرگ و علمای مشهور قرن دوازدهم هجری است.معظم له از اعيان و ارکان فقها و استاد حکمای عصر خويش بود. جد و پدرش از اهالی نائين بوده ولی سنوات عمر او به دارالعلم اصفهان سپری شد. بعضی او را به نام مختاری سبزواری متذکر اوصافش گرديده اند. سالها از حضور اعلام بزرگ اصفهان محظوظ و بهره مند شد و خود در فقه و اصول و حديث و ادبيات، حکمت و کلام و تفسير مهارت یافت. بهاء الدين شافی سيد مرتضی را تلخيص نمود و شرحی بر توضيح المقاصد شيخ بهائی (تفريح القاصد) نوشت. شرح بدايه و شرح صمديه، زواهر و جواهر از ديگر آثار اوست.
    صاحب روضات می نويسد: مختاری در اصفهان ساکن بود و از علما و فقهای به نام آن سرزمين به شمار می آمد، او اديبی ماهر و بزرگ مقدار و حکيمی نيکو عبادت و شيرين اشارت معاصر با فاضل هندی بود. آثاری دارد که دال بر فضل و کمالات علمی اوست. او حدود سال 1136 فوت نموده است. مدفن او به علت هجوم افاغنه دقيقا مشخص نيست.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #134
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    ابوالحسن شريف

    ابوالحسن شريف فرزند محمد طاهر اصفهانی یکی از علما و مفسرين بزرگ قرن دوازدهم است. شريف از افاضل تلامذه علامه مجلسی بود، که در فقه و حديث و تفسير مهارت یافت. شهرت و مقام علمی به واسطه تفسير جامعی است که بر قرآن کريم به رشته تحرير برد. اين تفسير مرآة الانوار نام دارد و بيش از بيست هزار بيت است. شريف از سيد جزائری و امير محمد صالح خاتون آبادی و علامه مجلسی نقل روايت می کند. سبط او دانشمند افقه شيخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) است. صاحب تراجم علما می نويسند نسخه اصلی مرآة الانوار از منزل صاحب جواهر برای استنساخ و انتشار بيرون آمد. او غير از مرآة، ضياء العالمين را در امامت و کتابی در انساب و تنزيه قميين به رشته تحرير برد و سرانجام در سال 1138 در اصفهان وفات نمود.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #135
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مير کبير


    ميرزا ابوالقاسم فرزند سيد حسين معروف به مير کبير یکی از علمای بزرگ شيعه در قرن دوازدهم هجری است. مير کبير عالمی جامع، فقيهی کامل، عارفی زاهد و شاعری ماهر بود. او خواهرزادۀ آقا حسين گيلانی است. وی در سال 1090 متولد شد و از اوايل کودکی هم خويش را به تحصيلات دينی و قرآنی مصروف نمود و پس از طی مقدمات علوم در اوايل بلوغ به دارالعلم اصفهان در سلک شاگردان علامه مجلسی درآمد و بعد از فوت علامه از محضر خال خويش (آقا حسين گيلانی)، آقا جمال خوانساری، مرحوم سراب و ديگر اعلام اصفهان سالها بهره مند بود و پس از مسافرت به عتبات عاليات خود در رديف فقها و مجتهدين بزرگ حوزه های عراق و ايران قرار گرفت. مير کبير با سيد صدر الدين قمی در نجف و کربلا مدتها به تعليم و تعلم اشتغال داشتند و با هم صميميتی به سزا داشتند. محدث قمی به نقل از سيد شهرستانی می نويسد: هر گاه اين دو بزرگوار وارد حرم ائمه اطهار می شدند هر کدام زودتر به نماز می ايستاد ديگری به او اقتدا می نمود.
    صاحب تراجم علما اغلب به وصف صاحب ترجمه رفته اند و احفاد خودش نه فقط جد خويش را به خوبی می شناسند بلکه مترجم العلمای جهان اسلامند.(روضات،وديعه، فرهنگ عقايد شيعه). مير کبير اثر ارزنده ای در اصول و معارف اسلامی (و در اعتقادات) به نام مناهج المعارف دارد که در سالهای اخير به نام فرهنگ عقايد شيعه در چندين صفحه تجديد چاپ شد. همچنين کتاب فقهی او در شرح ذخيره محقق خوانساری است که نزد آيت کبری ميرزا محمد هاشم خوانساری بود و مورد استفاده اعلام حوزۀ عراق قرار گرفت.
    او شرحی بر دعای ابوحمزه و شرحی بر خطب صديقه کبری عليها السلام و کتاب مصباح را در ادعيه به خط زيبائی نوشت. مير کبير مهارت شعری و شم فقهی خويش را در منظومه ای که از همزه و الف خالی است به کار برده و در هزار بيت تمام ابواب فقهی را مشخص و مدلل می سازد. نماز جمعه را واجب عينی می دانسته و در اين خصوص نيز رساله ای به رشته تحرير برد. عصر او با هجوم و آشوب افاغنه مصادف بود، که نابسامانيهای مختلف او را وادار به ترک اصفهان و گاه از دياری به ديار ديگر کشانيد. مير کبير سرانجام از اصفهان با عده ای به قصد عتبات (برای زيارت و اقامه درس و بحث و ديدار صدر قمی) عازم سفر گرديد. در مسير حرکت به عتبات، کاروان او به جرفادقان توقف نمود. اهالی متدين اين محل طی صحبت کوتاهی عشقی وافر به ميرکبير پيدا کردند، و به هنگام انجام فريضه و ارتباط با خالق کراماتی از او مشاهده نمودند که گوئی مردم گمشدۀ خود را پيدا نموده اند. در غياب آقا به کاروانيان گفتند: ميرکبير قرار شده همين جا بماند (گلپايگان) منتظر او نمانيد. ساعتها پس از حرکت کاروان به سوی عتبات، آقا متوجه نقشه شد. وقتی از رفتن به عتبات مأيوس شد، تصميم مسافرتی به خوانسار نمود. (خمين و خوانسار و گلپايگان نزديک یکديگرند) در اين هنگام جمعی از اهالی جرفاقان نيز به دنبال او حرکت کردند و وارد خوانسار شدند. اهالی زيرک خوانسار که متوجه اقامت مير کبير بدين ديار شدند گفتند الحال که قصد ماندن بدين نواحی را داريد کليد اين شهر زيبا در حضور شما تقديم می گردد و ما مردم نيز از ارادتمندان علمای آل رسول بايد حتما در شهر خود بمانيد، جمعی که از گلپايگان در رکاب آقا بودند از اين اصرار اهالی خوانسار به سختی ناراحت شدند و کار به مشاجره کشيد، که مير عزيز با فکری خداپسندانه و جملاتی آرام اهالی هر دو سامان را ساکت و خشنود نمود. معظم له در قريه حد وسط فيما بين دو شهر (قودجان) ساکن شد و مدتی در خوانسار و زمانی در گلپايگان اهالی هر دو شهر را به زير چتر اسلام کشانيدو با عزمی استوار و نيتی خالصانه چند سالی پيش رفت و مردم را برای خدا راهنمائی می نمود. و در هر دو شهر اقامه جمعه و جماعت داشت. مير عزيز در هنگام دعا و نيايش و در حال ارتباط با خدا از دنيا و مافيها بيرون می رفت و حالت خوشی به او دست می داد که مخصوص اوليای خاص اوست. اما او هر چه بود دير یا زود رفت و ما هم نيز...
    وی در سال 1175 در قوجان وفات نمود و در کنار جاده اصلی دو شهر مدفون شد. مقبره اش هم اکنون مزار است. اگر اجازه دهيد قصه ديگری اضافه کند و آن اينکه پس از فوت مير عزيز بر سر تقسيم اولادش فيما بين اهالی دو شهر مجددا کار به بحث و مشاجره می کشد. سرانجام فرزند ارشد او به نام سيد محمد سهم اهالی گلپايگان و فرزند آخرش سيد حسين سهم اهالی خوانسار و فرزندان ديگر در قودجان منزل آقا می مانند (و از آن سهميه گلپايگان که سمی حقير او را سبطی است محمد نام جد فقير که وی بهترين وثيق و نام شريفش بدين دفتر به چند جا عزيز که او خود و خاندانش، اولاد و احفادش یکی پس از ديگری از فضلا و اعلام بزرگ شيعه و خلاصه کنم که مير عزيز را نه فقط محمدباقر صاحب روضات است، بلکه محمد تقی صاحب نماز استسقا و هزاران عالم و مجتهد فاضل ديگر درهمه جای جهان که اگر حياتی بدی، به ذکر مشاهير بعضی رسی. جد ما ميرکبير خطی نيکو داشت و اکثر اولاد و احفاد او که اغلب از اعلام بلاد اسلامند و هم آنان که به ديار عشق رسيدند به خوش خطی معروفند. در خاتمه ای جد بزرگوار و ای اجداد عظام باب حوائج فقير کوچکتر از آنکه مرا نامی و عملی و یا اثری که در جمله شما، اما طمع بی جا و اميد فراوان آنکه: فردا اين بی بضاعت را در رديف احفادت در حضور مولايت... حاشيه رفتم و دانم که حاشيه رفتم، اما اين آيه را خواندم که الحقنا بهم ذريتهم و ما التناهم من عملهم من شیء... در اينجا با دلی سوزان و اشکی ريزان فقط او را گويم که با آنکه از کودکی تا حال به یاد تو بودم، اما تقصيرات فراوان مرا و ارزانی نعمتهای بيکران تو را، مسلما برای همه عفو و کرم و بخشش فقط تور است. معبودا به اواخر عمر رسيدم و نارسائيها در بندگی نمودم، اما با زبان دل گفته و می گويم: عاملنی بفضلک و لا تعاملنی بعدلک. معشوقا آنگاه که به جهان آفرينش تأملی نمودم، کرۀ زمين را در جمله کهکشانها بسی کوچک ديدم، و در بين مخلوقات زمين از همه کوچکتر خود را یافتم. و اين اشعار را بارها زمزمه نمودم: پشه کی داند که اين دير از کسی است ـ در بهاران زاد و مرگش دردی است. ملياردها نفر آمدند و رفتند که اکثر آنها گم شدند، چه بسا از نيکو کاران! که امروز آنها را نه نامی و نه نشانی! و نه ديگران را از آنها یادی! و نه زمين و کرات ديگر را از بود و نبود اينها رنجی یا خبری!!!
    یکی مرغ بر کوه بنــشــســت و خــــــاســت بـــــــر آن کـــه چه افـــزود و زان کــــه چه کاســـت
    مـــن آن مـــرغم و ايـــن جـــهـــان کـــوه من چو رفـتـم جـهـان را چـه اندوه مــــــــن
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #136
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد صدر الدين قمی

    سيد محمد فرزند حجة الاسلام سيد محمدباقر رضوی قمی معروف به سيد صدر الدين قمی و شارح وافيه یکی از اعلام بزرگ مکتب ما در قرن دوازدهم هجری است. شارح وافيه در تمام علوم متداوله عقلی و نقلی مهارت کافی داشت. از کودکی در محضر پدر بزرگوارش بهره مند شد و پس از طی سطوح علمی چند سال در دار العلم اصفهان از محضر علامه شيروانی، محقق خوانساری، آقای آقا جمال و قاضی کمره ای بهره مند بود و خود به درجه اجتهاد و کمال فقاهت نايل آمد و سالها به تعليم و مباحثات و تحقيقات علمی اشتغال داشت سپس وارد شهرستان قم شد و از آنجا نيز به عزم همدان حرکت کرد. در همدان مدتی منزل اخوی دانشمند خويش علامه و آيت کبری سيد ابراهيم رضوی قمی ساکن گرديد. اما ديری نگذشت که برای هميشه به سوی نجف اشرف هجرت فرمود و اين مسافرتها در زمان فتنه افغان صورت گرفته که او را ناگزير به جلای وطن نمود. در نجف اشرف پس از مدتی کرسی درس فقها و زعامت شيعيان جهان تا آخر عمر به او منتهی شد. و پس از فوت علامه مجلسی تا ظهور وحيد بهبهانی و صاحب حدائق زعامت و تصدی حوزه چندين ساله نجف به دست با کفايت اين بزرگوار بود. او با علامه مازندرانی (هزار جريبی) و ميرکبير معاصر بود و سالها از محضر او در نجف علمائی امثال وحيد استفاده می کردند لذا آقای بهبهانی در تأليفات خويش استاد را به عظمت و بزرگی یاد نموده است. همان طوری که یادآور شديم شارح وافيه با جد ما ميرکبير خيلی مأنوس بود، در اصفهان و عراق و در سفر و حضر با یکديگر بودند. و به قصد زيارت خانه خدا چند ماهی نيز عازم عربستان شد. داستانی نيز موقعی که اين دو بزرگوار در مکه بودند در اغلب کتب تراجم علما به چشم می خورد و خلاصه آن داستان آنکه: شخصی در منی نزديکی اين دو پس از مدتی دعا و راز و نياز طی مناجاتی عاشقانه، به جای ذبح گوسفند گوش تا گوش خود را در راه معشوق می برد. سپس جد ما عمل او را تقبيح می نمايد (و مذاکراتی هم بين دو سيد در اين خصوص می شود) سيد صدر اثر معروفش شرح وافيه است، و اصل اين کتاب فقهی به قلم فاضل بشروئی است. صاحب روضات می نويسد: قسمت اول شرح وافيه که با نظارت وحيد بهبهانی نوشته شده، خيلی جالب تر از قسمت آخر آن می باشد و تمام کتاب بالغ بر پانزده هزار بيت است. وی شرحی نيز بر خدمت به اسلام و مسلمين در سال 1160 در نجف اشرف وفات نمود.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #137
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    آیات خاتون آبادی



    امير محمد حسين فرزند امير عبد الباقی فرزند امير محمد حسين فرزند امير محمد صالح فرزند عبدالواسع.
    1ـ عبدالواسع یکی از علما و سادات شريف اصفهان (خاتون آباد) بود. اين عالم جليل نسبش به علی اصغر حضرت سجاد عليه السلام منتهی می شود. وی را فرزندی است به نام سيد محمد صالح (متوفای 1116) اين سيد که خود از اجله علمای اصفهان بود داماد مرحوم علامه مجلسی است. و آثاری به نام ذريعة النجاح در ادعيه و حدايقی در تفسير و اعتقاديات دارد،اين سيد صالح و عالی نسب را فرزندانی است به نام (3)ـامير محمد حسين خاتون آبادی که از محضر پدر و جد خويش (علامه) و آقای آقا جمال و اساتيد بزرگ حوزه اصفهان سالها بهره مند بود و خود به مقام اجتهاد رسيد و از حضور وی اعلامی چند برخاست. معظم له از اجله علمای معروف اصفهان بوده و سالها در مقام شيخ الاسلامی و امام جمعه اصفهان و تدريس فضلای حوزه کمر خدمت بسته بود و آثاری به نام: وسيلةالنجاة، خزائن الجواهر، مفتاح الفرج، و نجم الثاقب و غيره نيز از خود به جا گذاشت. وی از علمای مجاهد و پرکار بود و در دفع شورش افغان رنجها کشيد و خون دلها خورد و سرانجام در سال 1151 وفات نموده جنازه اش در ارض اقدس رضوی عليه السلام مدفون شد.
    4ـ (علامه امينی در شهداء الفضيله ضمن بزرگداشت اين خاندان جليل اضافه می کند که برادر همين امير حسين به نام امير محمد (فرزند سيد صالح) یکی از علمای بزرگ عصر خويش بود. وی نيز از افاضل شاگردان پدر و جد خويش و مرحوم آقا جمال خوانساری بود، که خود رديف اساتيد با رأئی صائب و نظرياتی قاطع در افق حوزۀ اصفهان طلوع کرد. اما متأسفانه ذر سال 1148 در آذربايجان به دست عمال ستمگر به شهادت رسيد).
    5ـ پس از وفات امير محمد حسين فرزند برومندش امير عبدالباقی صاحب جامع وارث علوم پدر گرديد و تمام مناصب پدر را به خوبی عهده دار شد. نوشته اند سيد بحر العلوم در مراجعت از سفر خراسان آنگاه که قصد عتبات مقدسه را داشت وارد اصفهان شد و از حضور سيد عبدالباقی استجازه خواست و سيد مزبور اجازۀ مبسوطی به دريای علوم داد.
    6ـ امير عبدالباقی را نيز فرزندی است به نام امير محمد حسين خاتون آبادی مسمی جد خويش. وی از شاگردان وحيد بهبهانی است که خود عالمی فاضل و فقيهی کامل گرديد و چون جد و پدرش در علم و حلم و تواضع و شوکت و صولت کم نظير بود. وی سالها در خدمت به اسلام و مسلمين بود و افاضلی از محضر او بهره مند شدند. رسائلی در فقه و عبادات و عمل مقلدين خويش به جا گذاشت و سرانجام در سال 1233 در اصفهان وفات نمود. و بدانکه از اين سلسله سادات جليل تا به امروز هزاران عالم و فاضل جهان اسلام و مکتب ما را در اصفهان و ساير نقاط بوده و هست. درود بی حد بر روان رسول و آل رسول صلی الله عليه و آله باد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #138
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    ملا اسماعيل خواجوی



    آخوند ملا اسماعيل فرزند محمد حسين (علاء الدين مازندرانی) مشهور به خواجوئی یکی از بزرگترين اعلام شيعه در قرن دوازدهم هجری است. ملا اسماعيل خواجوئی استاد فقها و حکمای عصر خويش در دارالعلم اصفهان بود. اکثر صاحب تراجم علما به وصف او شتافته اند و هر کدام به نوبه خود در توصيف وی قلمفرسائيها نموده اند مثلا علامه خوانساری صاحب روضات، که گوئی از نزديک با وی آشناست، و جملات او در قالب الفاظی زيباست، اينگونه نشانگر چنين عالمی داناست: معظم له عالمی بارع و حکيمی جامع و ناقدی بصير ومحققی نحرير بود. در علم کلام ید طولائی داشت، و از اجله متکلمان به شمار می آمد. در ادله احکام و براهين کلام، تتبعی به کمال داشت. و از فقهای با ذکاوت، و برجسته گان با حقيقت به حساب می آيد. فکری ظريف و فطرتی شريف داشت. عقلش به کمال و زهدش خالی از ريا و ملال بود اخلاقی پسنديده و رويه ای حميده داشت. تير دعايش به هدف اصابت می رسيد. و از هر گونه ادعا ميرهيد. بزرگ و کوچک، شاه و گدا او را احترام می کردند. تا به جائی که نادر... با آن سطوت و صولتی که داشت و با آنکه به سخن اعلام عصرش توجهی نداشت، وی را از هر جهت مورد عنايت داشت. گفتار او را می پذيرفت و فرمان او را امتثال می کرد و خواسته های او را بر می آورد. با اين موقعيت او اصلا چشم طمع به مال و جاه مردم نداشت و به اندکی از خوراک و پوشاک اکتفا کرده و از غير خدا چشم پوشيده...
    خواجوئی را آثاری است و هم او را شاگردانی. شاگردانی فاضل که اغلب مجتهدانی کامل، از قبيل مرحوم ملا مهدی نراقی، ابو القاسم مدرس اصفهانی، ميرزا ابو القاسم خوانساری، آخوند ملا محراب و غيره و اما آثار او: یک دوره فقه در شرح مدارک،بشارات شيعه، جامع الشتات، ابطال، فوايد رجاليه، هدايت فوآد، کتاب امامت و شرح اربعين شيخ بهائی و شرح دعای صباح... خواجوئی در یازدهم ماه شعبان سال 1173 در اصفهان وفات نمود و جنب قبر فاضل هندی مدفون شد.
    بيننده ی عزيز: علامه خواجوئی را می توان آخرين دانشمند قرن دوازدهم در دار العلم اصفهان ناميد زيرا بعد از فتنه افغان علمای بزرگ ايران مانند: علامه مازندرانی، صدر الدين قمی و سپس صاحب حدائق و وحيد بهبهانی در عراق (عتبات) ساکن شدند. و اين بزرگواران از مجددين حوزه چند ساله نجف بعد از مقدس اردبيلی می باشند. و هم اکنون بعد از علامه خواجوئی شما بينندگان عزيز را چندين سال وارد حوزه های اعتاب مقدمه (عراق) می نمائيم انشاء الله.
    پس از علامه خواجوئی کرسی درس و زعامت شيعيان جهان در عراق به صاحب حدائق، وحيد بهبهانی، سيد بحر العلوم، کاشف الغطاء، سيد صاحب رياض، سيد محمد مجاهد و سپس به مرحوم شريف العلمای مازندرانی منتهی شد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #139
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    صاحب حدائق


    شيخ یوسف بحرينی فرزند احمد بن ابراهيم معروف به صاحب حدائق یکی از بزرگترين علمای مکتب تشيع در قرن دوازدهم هجری در کنار حائر حسينی عليه السلام بود. در سال 1107 در یکی از قراء بحرين متولد شد. و از اوايل کودکی تا چندين سال در محضر پدر عالم خويش شيخ احمد بحرانی و شيخ حسين ماحوزوی و شيخ احمد بلادی بهره های گوناگون علمی و عملی برد سپس عازم زيارت خانه خدا شد و به ديار خويش مراجعت نمود. نوشته اند شيخ یوسف در آغاز زندگی با هجوم اقوام خونريز و غارتگر در بحرين و بلاد آنجا مواجه شد که باعث نابسامانيهای شديد به اهالی آنجا مخصوصا خاندان شيخ احمد و شيخ یوسف گرديد به نحوی که پدرش ناگزير شد به اتفاق خانواده از اين شهر ساکن قطيف شود اما شيخ یوسف در بحرين تنها با وضع اسف باری ضمن مطالعه و تحقيق به امور کشاورزی و غيره نيز می پرداخت. متأسفانه در هجوم بعدی غارتگران ستمگر هست و نيست مردم حتی زراعت ناچيز آنها را از بين بردند و پس از مدتی هم پدر بزرگوارش از اين زندگی اسف بار برای هميشه نجات یافت و سرپرستی و هزينه زندگی خانواده بر دوش یوسف بحرين قرار گرفت. اما اين یوسف چون ديگران در فکر تهيه در و مرواريد و صدف یا لؤلؤ بحرين نبود، بلکه به فکر تدوين حدايق و لؤلؤ بحرين بود. اما گاه فشار زندگی و پاسخ به عيال و ديگران از بحرين و قطيف او را در شهرهای استان فارس و کرمان می کشانيد و پس از مدتی اقامت بدانجا به ديار خويش مراجعت می نمود و به مطالعه و تحقيق علمی می پرداخت تا پس از چند سال تصميم جدی گرفت که هم خويش را بيشتر در جای مناسبتری به تحقيقات علمی و مذاکرات فقهی مصروف نمايد لذا عازم ديار عاشقان شد و پس از ورود به کربلا با خيال راحت تری به تحقيق و تعليم و تعلم پرداخت و با محققانی چون آقا وحيد بهبهانی روبرو شد. اجازه می خواهد به اتفاق سری به روضات زنيم و ببينيم علامه خوانساری در مورد اين دانشمند عزيز چه می گويد: می فرمايد در ميان اعلام شيعه عالمی به پايه او نبوده که در حد اکثر مکارم اخلاق برخوردار باشد. استقامت باطنی در وجود او حکمفرما بود. او در علم و عمل و صفای باطن و عدم خودنمائی و رياست طلبی بی مانند و از تمام صفات حسنه انسانی برخوردار بود. ابوعلی صاحب منتهی المقال در شرح رجال خويش می نويسد: شيخ یوسف از قريه دراز بحرين بود، او عالمی فاضل و متبحری ماهر و متتبعی محدث و پارسائی عابد و راستگوئی دين دار و از اجله مشايخ معاصر و محققی مدقق و مجتهدی بزرگ بود. وی اضافه می کند که شيخ یوسف نخست به علمای اخباری تمايل داشت و سپس طريقه متوسط بين اخباری و اجتهاد برگزيد و خودش اظهار می داشت طريق صحيح همان طريقی است که علامه مجلسی رحمة الله عليه پيمود و برای خود اختيار کرد.
    از آثار معروفش حدائق الناظره در احکام عترة طاهره است. دوره مجلدات آن فقهی است استدلالی که مورد استفاده علما بوده و هست و شهرت اين کتاب (چون جواهر) از صاحب آن بيشتر است. از آثار ديگر اوست: سلاسل حديد در شرح نهج ابن ابی الحديد یعنی در شرح نهج البلاغه همچنين شهاب ثاقب، معراج، نفحات ملکوت، کشکول، انيس مسافر، درر نجفيه اربعين و لؤلؤ بحرين از تأليفات و تصنيفات اوست. لؤلؤ بحرين در شرح حال رجال بزرگ اسلامی، مخصوصا علمای بحرين و بلاد است. شيخ یوسف چند سالی با علمای بزرگ شيعه مانند سيد صدر الدين قمی، علامه مازندرانی و وحيد بهبهانی در رأس علمای عراق به تدريس فقها و زعامت شيعيان جهان اشتغال داشت و سرانجام در سال 1186 در کربلا جان به جان آفرين تسليم نمود و در کنار تربت شهداء مدفون شد. نوشته اند اين یوسف عزيز را پس از وفات با احترام زياد با آب فرات غسلش دادند و با جمعيتی انبوه به امامت مروج بهبهانی به جنازه اش نماز خواندند و در حائر حسينی به خاکش سپردند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #140
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سید خوانساری



    حاج سيد حسين فرزند حاج ميرزا ابو القاسم آخرين فرزند ميرکبير خود عالمی است کامل، بارعی با تقوا، زاهدی با وقار و عاشقی بی قرار... شخصيتی که چون به کرسی بحث علمی نشستی علوم آل محمد را باقر بودی، و چون در کنار عشاق احاديث رفتی علامه مجلسی را تداعی نمودی، و اگر به محراب تهجد به راز و نياز با معبود ايستادی، چون سجاد عليه السلام زديده به گونه درها سفتی، و اگر عيال محروم خدا بر بوريای خانه گلينت نشستی، منزل با روح و کلبه با صفای مادرت زهرا را به خاطر آوردی. و اگر اين فقير عم خويش را مانند شاگردش بحر العلوم عاشق!!، اين محبت و عشق بدان جهت که عمو و شاگردش عاشق!! و عمو عاشق آنکه علی او را عاشق!! و اين فقير چه صيغه ای که بنويسد، ما به فدای آنکه علی او را عاشق!!. اين حسين عزيز که فرزند آن حسين کريم است، سبط عزيزش در وصف جد کبيرش در روضات چنين نگاشت:
    (خوانساری از بزرگان محققان اعلام، و از اعاظم دانشمندان اسلام بود، ذهنی روان داشت که مشکلات علوم را با فراست خداداديش بر مسائل لا ینحل حقايق موفق می شد. خوانساری تقريری نيکو و تحريری شايسته و اخلاقی دلجو داشت. و رعايت آداب معاشرت را کاملا می نمود. و به درجات عاليه پارسائی و پرهيزکاری و مراعات خواسته های دين نايل گرديده بود. او اکثر عمر خويش را به انزوا گذرانيد، و از زادگاه خويش هجرت نکرد و در گمنامی قرار داشت. و آن گونه که بود ديگران او را نشناختند، و الا مانند همنام خويش «سيد حسين قزوينی» شهرت بيشتر می یافت...)
    تراجم علما می نويسند: سيد بحر العلوم، آقا محمد علی کرمانشاهی، سيد حسين قزوينی، امير عبد الباقی اصفهانی، ميرزای قمی از محضر او مدتی استفاده نمود و از او اجازه روايت دارند. آيات مذکور در برخی تأليفات خويش اين سيد عالی مقام و والد او را با القاب و عناوينی زيبا ستوده اند.
    مرحوم ميرزای قمی صاحب قوانين داماد ميرکبير بود و قطعا در مدتی که خوانسار از حضور سيد استاد استفاده علمی می برد با همشيره وی ازدواج نموده که متأسفانه پس از مدت کوتاهی اين علويه (عمه سادات) وفات می کند و جناب ميرزا پس از مدتی جهت ادامه تحصيلات عازم عتبات می شود.
    سيد خوانساری بيشتر بهره های علمی و کمالات اخلاقی و معنوی او از محضر پدر بزرگوارش به او رسيد. او از والد خويش و مرحوم ميرزا محمد صادق سراب نقل روايت می کند.
    خوانساری بر شرح لمعه شهيد و ذخيرۀ محقق سبزواری حاشيه زيبا زد. و شرحی جالب بر دعای ابو حمزه و زيارت عاشورا و همچنين در کلمات امام صادق عليه السلام زد. و رسائلی در عبادات و کتابی در پاسخ به سؤالات شريف گلپايگانی (اسفرنجانی) به رشته تحرير برد. در برهه ای از زمان سيد به اتفاق فرزندان بزرگوارش ميرزا ابو القاسم و آقا حسن به زيارت عتبات مشرف برد. نوشته اند در مدتی که آقای خوانساری کربلا بود وحيد بهبهانی با لباسی ساده و مندرس متواضعانه به منزل سيد می رفته به نحوی که ميرزا ابو القاسم آقا را نشناخته و اگر سيد در منزل نبوده و یا به خواب رفته بود ديدار را به موقع ديگر موکول می ساخت و گاه از اين سادات آل رسول ديدن می فرمود. موقعی که زائران ايرانی در عتبات به منزل وحيد کبير شرفياب شدند، از آقا سؤال می کنند ما در ايران به که مراجعه و از که تقليد کنيم؟ وحيد در جواب می فرمايد: من در ايران فقيهی شايسته فتوی دادن باشد به جز دو نفر سراغ ندارم یکی آقای آقا حسين قزوينی و ديگر آقای آقا حسين خوانساری...
    سيد خوانساری هيچ گاه نماز شب، زيارت عاشورا و نماز جمعه و جماعت او ترک نمی شد. و هر گاه به عللی مسجد نمی رفت، در خانه خويش به اتفاق اهل بيت اقامه جماعت می فرمود. سيد عالمی دلسوز و با انصاف بود. با فقرا و مؤمنين مواساة و همنشينی می نمود و در اصلاح امور و حوايج مردم کوشش می نمود. خدايش درجات او عالی است متعالی فرمايد. معظم له در روز یکشنبه هشتم رجب اندکی از ظهر گذشته بود که به لقای معشوق شتافت و ناگهان پيک حق را لبيک گفت.
    مدفن او در شهر زيبای خوانسار مزار است. پس از سيد خوانساری فرزندان او سيد ابو القاسم جعفر و سيدحسن و... که از اعلام بزرگ عصر خويشند وارث علوم پدر گشتند. ابو القاسم جعفر پدر حاج ميرزا زين العابدين خوانساری اصفهانی است که وی سرسله سادات روضاتی اصفهان است و سيد حسن پدر سيد محمد مهدی صاحب رساله ابو بصير و ساير آيات خوانساری می باشد که در آينده به ذکر اعلام بزرگ اين خاندان می رسيم.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 14 از 36 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •