سرگذشت نیکان قرون سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سرگذشت نیکان قرون
صفحه 15 از 36 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 356
  1. #141
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    آقا محمد بيد آبادی


    محمد بن ملا رفيع گيلانی، معروف به آقا محمد بيد آبادی اصفهانی، از بزرگان علما و حکمای مشهور مکتب ما، در قرن دوازدهم هجری است.معظم له استادی ماهر، حکيمی متأله، عارفی ربانی، مجتهدی ايمانی، بارعی زاهد و متقی، و جامع همه صفات انسانی اسلامی بود.
    آقا محمد از شاگردان دانشمند بزرگ مرحوم محمد تقی الماسی بود. هر چند بيشتر بهره های علمی و کمالات اخلاقی و معنوی او از محضر علامه خواجوئی نصيب او شد. وی در مشی اخلاقی و عملی خود شباهتی تام به اساتيد خود داشت. و در تدريس حکمت و کلام و تفسير آيات خدا مهارت یافت و تا حدودی زياد (پس از آشوب افغانها) باعث تداوم حوزه اصفهان گرديد.
    معظم له در اصفهان سالها به کرسی تدريس دروس عقلی و تفسير اشتغال داشت و علمائی بزرگ مانند مرحوم ميرزا ابو القاسم مدرس اصفهانیف مرحوم ملا علی نوری اصفهانی، ميرزا ابو القاسم خوانساری، حاجی کرباسی، مرحوم ملا محراب، صدر دزفولی، سيد اسماعيل جزائری، ميرزا مهدی خراسانی اصفهانی (شهيد) و سيد مهدی شهرستانی از جلسه درس و بحث او به مقام استادی رسيدند. صاحب روضات می نويسد:
    «بيدآبادی در فنون معقول مهارت کامل داشت، و در اين رشته آثاری نيکو به جا گذاشت. او در اصفهان بر کرسی تدريس مستقر شد و گروهی از دانشمندان از محضرش بهره ور گرديدند. آقا محمد پرچم زهد و تقوی را در روزگار خود آن چنان به اهتزار درآورد که مورخان از توصيف آن عاجزند. او مدتها در مدرسه حکيم اصفهان تفسير می گفت. آقا محمد اهل رياضت بود و به درجات عاليه علم و عمل ارتقاء یافت. صاحب روضات اضافه می کند که معظم له روز جمعه نهم محرم 1198 به ديار بقا شتافت و پشت تکيه محقق خوانساری در اصفهان (تخت فولاد) به خاک سپرده شد».
    محدث قمی رحمة الله عليه به نقل از حاجی کرباسی شاگرد صاحب ترجمه نقل می کند در زمان آقا محمد چند سالی قحطی به ما روی آورد و مردم از تهيه نان خالی و غلات به کلی محروم بودند. حدود شش ماهی خيلی سخت در مضيقه بوديم. مرحوم بيدآبادی و خانواده اش در اين مدت گاه از مختصری چغندر پخته (لبو) سد جوع مختصری می نمود.
    مرحوم حاجی اضافه می کند در عين حال استاد حکيم مردی استوار و قانع و شاکر بود و کوچکترين توجهی به اغنيا و امرا و سلاطين برای امور مادی خويش ننمود. معظم له با آنکه دانشمندی حکيم و مدرسی معروف بود، روز جمعه که می شد بر الاغی بدون روپوش (لخت) سوار می شد و در یک فرسخی اصفهان جهت اقامه نماز جمعه مرتبا حاضر شده مردم را مستفيض می نمود. در اخلاص و زهد و ايثار و قناعت و عبادت کسی به پايه او نمی رسيد. برخی از صاحب تراجم ذيل شرح حال او عجائبی متذکرند. و او را صاحب مقامات و کراماتی که فوق تصور افراد عادی است، توصيف نموده اند. بديهی است همان گونه که در شرح حال قاضی سعيد قمی اشاره شد از بندگان خاص خدا هيچ گونه کرامتی قابل انکار نيست.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #142
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    آیات قزوینی



    حسين بن ابراهيم بن محمد معصوم، ابو العلما محمد معصوم جد سيد حسين قزوينی یکی از اعلام بزرگ و سادات جليل القدر اواخر قرن یازدهم بود. سيد محمد معصوم با مرحوم مجلسی اول و محقق خوانساری و محقق سبزواری معاصر بود و رسائلی در توحيد و حکمت و رياضيات به رشته تحرير برد. صاحب اَمَل می نويسد: محمد معصوم از افاضل معاصرين است که در علوم رياضی و حکمت و ادبيات عرب مهارت دارد و کتاب ميرزا رفيعا نائينی (شرح اشارات در حکمت) را حاشيه زده است. وی در سال 1099 اواخر قرن یازدهم وفات نمود. ابوالعلما را فرزندی است به نام سيد ابراهيم عالمی عامل و فاضلی کامل و زاهدی خاشع، معروف به صاحب سلاح المؤمنين که سلاح او در رابطه با راه ارتباط و راز و نياز با معبود است. وی رسائلی در فروع و واجبات نيز به خط مبارک به رشته تحرير برد و سرانجام پس از عمری خدمت به اسلام و مسلمين در اواسط قرن دوازدهم در شهر قزوين وفات نمود.
    بيننده عزيز: سيد ابراهيم را نيز فرزندی است عالم و فاضل بلکه دانشمندی کامل و بارع هم نام پسر زهرا عليها السلام همانند جد و پدرش دين و مکتب را راهنما، و مردم قزوين را در همه احوال نور افزا، که اين فرزندان خوب زهرا جهان بشريت را نور افزا، که پس از رسول اکرم کوثر به معنی اينها و آنها که تشنگان حق و حقيقت را در دو جهان ساقيند.
    و بدان که شهر قزوين را از اين سادات عظام نه فقط اينها که حجة الاسلام قزوينی نيز، رو شرح حالش بخوان که خواهرزاده سيد بحر العلوم چگونه بنده ای و خدای بی همتا را چگونه اخلاص و خلسه ای. یا آن سيد صاحب رياض و فرزند عزيزش سيد محمد مجاهد و... که اين سيد مجاهد پس از ورود به قزوين دست مبارک به حوض مسجد زد و در اندک مدت آبهای آن به تبرک رفت. در دل خواهی گفت که سيد فقير نيز در حاشيه رفت...
    و اما حسين بن ابراهيم بن محمد در سال 1128 در خانه علم زاده شد و از کودکی از محضر والد و اعلام مختلف قزوين بهره برد و سالها از حضور مرحوم سراب، مدرس حائری و شيخ محمد عاملی نيز استفاده نمود تا خود به مراتب کمال و درجه اجتهاد نايل گرديد و سالها به بحث و تحقيقات علمی و تصنيفات مختلف پرداخت و اعلامی چند نيز از محضرش بهره مند شدند. اين سيد عالی مقام همو که وحيد بهبهانی فرمود: در ايران فعلا جز سيد حسين قزوينی و سيد خوانساری کسی را شايسته تقليد نمی بينم. علامه طباطبائی سيد بحر العلوم که خود امامی اجل و افضل بود از اين سيد بزرگوار استجازه خواست و به مکتوبات خود آن دريای علوم اين سيد معصوم را مدح نمود. نوشته اند اين سيد قزوينی نه تنها در مدارج علوم و تحقيقات فقهی کوشيد، بلکه با به دست آوردن کمالات روحی و معنوی پس از عمل لباس خلوص پوشيد و به حد اعلای فضائل انسانی رسيد که از صفای باطن و کرامات او حکايتها نقل شده...
    صاحب روضات می نويسد: قزوينی یکی از اعيان مجتهدين و فقهای فحول و یکتای روزگار خويش بود. دارای مراتب علمی و کمالات معنوی بوده و از ثقات دانشمندان به شمار رفته است. او در تقوی و پاکدامنی و صفای باطن و کرامات در زمان حيات و پس از رحلتش حکايتها زبان زد خاص و عام بود. وی با استاد بهبهانی آقاباقر همعصر بود. محدث قمی و ديگر صاحب تراجم نيز او را به بزرگی توصيف نموده اند. و از آثار او: معارج الاحکام، مستقصی الاجتهاد، کتاب رجال و صلوة جمعه را بر شمرده اند. معارج یک دوره فقه در شرح مسالک و شرايع است و مستقصی در شرح ذخيره و ارشاد علامه است. معظم له در سال 1208 وفات نمود. مدفن او در قزوين مزاری است مشهور که بدان مکان مردم خدا جواز خالق حاجت خويش خواهند، و در ضمن صاحب قبر را نيز کراماتی گويند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #143
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    مرحوم نراقی



    مرحوم ملا مهدی نراقی فرزند ابی ذر کاشانی یکی از اساتيد و مجتهدين بزرگ شيعه در قرن دوازدهم هجری است. نرافی در علم فقه و اصول و حکمت و رياضيات و نجوم مهارتی کافی داشت که او را به خاتم المجتهدين ملقب ساختند. نراقی از کودکی به فکر دانشهای دينی بود. در آغاز جوانی زادگاه خويش را به قصد حوزه اصفهان ترک نمود و مدت سی سال از محضر علامه خواجوئی بهره های علمی آموخت. نراقی اين دانشجوی سی ساله در سن چهل و پنج سالگی در کربلا در کنار درس وحيد بهبهانی خزيد و از محضر یوسف بحرين و وحيد زمانش گلهای مختلف چيد تا به مقام ختم مجتهدين رسيد. ابن عم فقير صاحب روضات می نويسد: نراقی از ارکان دانشمندان متأخر و اعيان فضلای متبحر بوده و به اکثر فنون علم و کمال ماهر بود. او در فقه و حکمت و اصول اعداد اشکال آثاری داشت. کتب زير از تأليفات اوست:
    معتمد الشيعه در احکام شريعت، لوامع الاحکام (کتابی مستند و مفصل در فقه)، تحفه رضويه در مسائل دينی، تجريد در اصول حکمت، انيس التاجرين و مشکلات علوم، جامع السعادات در اخلاق، محرق القلوب در مراثی و مصائب اهل البيت عليهم السلام، اصول دين، رسائلی چند در عبادات و رسائلی در رياضيات.
    بيننده عزيز: خاتم المجتهدين اوايل عمر را که تازه از نراق کاشان به سوی اصفهان برای تحصيل علوم اسلام رفته بود، خيلی به عسرت و سختی گذرانيد. وی مانند علامه محمد صالح مازندرانی در بدو امر از تهيه روغن چراغی به ديناری در فشار بود. ناگزير جهت پيشرفت و مطالعه بيشتر بهر نور و فروغی که مباح بود متوسل می شد. و گاه به ناچار از نور مهتاب برای مطالعه استفاده می کرد. و اغلب بلکه اکثر اعلام ما با غذائی مختصر و حجرۀ محقر، و مناعت طبع توأم با سپاس و صبر، عمری خوب خواندند تا به عزت واقعی رسيدند. و خويشتن را وقف بر مردم نمودند. و گاه در اثر صفای باطن به کشف و کرامات نايل گرديدند. آنها جهان را پل پنداشتند و رفتند به مقامگاهی ابدی که هدف از خلقت انسان رسيدن به آنجا است. اما اگر اشتباه نکنم اغلب محصلين و دانشجويان عزيز امروز با داشتن همه وسائل، کمتر بين آنها مانند صاحب رسائل! کجا بوديم و کجا رفتيم. با استاد نراقی بوديم. به سوی آن جناب عريضه ای بلکه برای فردا وساطتی. او پاکت را باز نکرده به زير سريرش انداخت که تو ديگر چه صيغه ای!! در ادامه ترجمه او نوشته اند هرگاه از نراق جناب او را نامه ای، آن نامه را نخوانده به گوشه ای. که از ديدگاه او وقت بسی عزيز، و کار درس و بحث همی لذيذ. و بگذار تمرکز حواسی به کار خويش. حتی نامه ای را که حاکی از قتل پدر مظلومش بود نخوانده بود. سرانجام از طريق استاد او را از ماجرای نراق مطلع ساختند. ناگزير مسافرت کوتاهی به ديار خويش نمود، و با شتاب به سوی درس و بحث مراجعت نمود. القصه مرحوم نراقی در تمام عمر آنی از تعليم و تعلم و تأليف و تعمق غافل نبود. از بهترين آثار و یادگارهای او فرزند برومند او جناب ملا احمد نراقی است که آثار او چون آثار محدث قمی به خانه ها رفته، و با زبانی گويا و به ظاهر خاموش نصيحت ها گفته.
    مرحوم نراقی در اواخر عمر چند سال در زادگاه خويش منشأ اثر و خدماتی مختلف گرديد. دوران خدمت و ترويج او مقارن با زعامت استاد کل وحيد بهبهانی بوده است. سرانجام چند ماهی پس از وحيد عزيز به ديار عشاق رهسپار شد. نوشته اند جسد هميشه تازۀ او از کاشان به سوی نجف در کنار قبر مولا به خاک رفت، و چند سال بعد نيز احمد عزيزش به کنار او خفت، و چندين سال بعد که خواستند جسد مرحوم خسروشاهی را به کنار آنها دفن کنند با اجساد تازۀ (اين پدر و پسر) تصادفا مواجه شدند، و انگشت عبرت به دندان گزيدند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #144
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سید بحرالعلوم



    در آنجا که شخصيتی چون معصومين خود را مصداق کامل تخلقوا باخلاق الله سازد، و با عالمی مصداق کامل العلما ورثة الانبياء گردد، و یا مصداق کامل حديث علماء امتی افضل من انبياء بنی اسرائيل شود، و یا در آنجائيکه فقيهی قرنها پس از غيبت هر گونه نياز مادی و معنوی خود و مردم خويش را، به وسيله صاحب الامر عليه السلام به طور مستقيم مرتفع سازد، قلمفرسايان جهان در وصف او چه نويسند. بلکه فرشتگان بايد او را وصف کنند، هر چند او از توصيف فرشتگان نيز بی نياز است، که او خود پيشوا و امام بر فرشتگان گرديد و اينان افتخار بر حضور او دارند. گوئی فقه و فقاهت، علم و زعامت، در دست سيد بحر العلوم چون موم است، و مغز آن جناب به علوم مختلف محفوف. نه فقط دانشمندان شيعی را جواب گوست، بلکه علمای مذاهب ديگر را گو اگر سؤالی است؟ آيند، که دريای علوم اينجاست!!
    توصيف بعض علما و بزرگواران ما را بايد فردا از زبان سيدالمرسلين در صف محشر بشنويد. آنگاه که سرور انس و جان در حال سخنرانی و احتجاج است و از بيان خدای متعال گويد: فاين تذهبون!! (یا کجا رفتيد و چرا متفرق شديد!!) آنگاه از فرمايشات خير البشر نه فقط سيد مرتضی به وجود امثال بحر العلوم مفتخر است بلکه سيد مرتضی قرن چهارم نيز از وجود اينها مفتخر، و عجب مدار که علی مرتضی و فرزندانش نيز مفتخرند.
    فردا در کنار عرش خدا یا در بحبوحات جنان اگر عالمی را توان لقاءالله در کنار معصومين حاصل آيد، امثال اين بزرگان آنجا. یا اگر در قصور سادات طاووس پيامبر و سيد بحر العلوم نيز آنجاست. چه آنکه هم به زهرا محرم است و هم محرم به هر گونه سخنان آنها. و ای کاش فقيران را از اين لذايذ هميشگی قسمتی، و از آن سفره های معنوی بهره ای!! ای دريای علوم تو خود را به اينجا ساختی و چه نيکو هم ساختی، که پس از قرنها مکتب را بهترين فرزند، و صاحب خويش را بهترين پيوند. سرورا، اگر بحرم رفتی صوت قرآن مهدی عليه السلام تو شنيدی، و بيت چه خوش است صوت قرآن...، تو سرودی، و اگر به نمازت تأملی نمودی جمال معشوقت ناگهان بديدی. و اگر سؤال از رويت غايب نمودندی، متحير که آنها را چه جوابی! هر چند به زير لب زمزمه ديدار نمودی، اما به ظاهر ناگزير انکار فرمودی. اگر به مسجد کوفه شدی عشق مهدی تو را به سهله کشانيد، و اين جذبه و کشش فقط تراست. اگر با معشوق وعده ملاقات داشتی حضار مجلس را محترمانه جواب نمودی و کلبه عشق را به معشوق خلوت ساختی. اگر در مکه به هزينه ها درماندی تو را حواله به صراف دادندی و به روزهای بعد نه حجره ای و نه صرافی!! و اين ديدارها وخصوصيات که بدان اشاره شد بين علما و سادات همه کس را نصيب نشد، روحی لک الفداء ای بهترين شاگرد مکتب اولياء و کسی که اولياء به او دم از عشق زنند، من چه صيغه ای که با تو دم از عشق زنم.
    علامه طباطبائی سيد مهدی معروف به سيد بحر العلوم اعلی الله مقامه در شب جمعه از ماه شوال سال 1355 در شهر کربلای معلا ديده به جهان گشود و در همان شب پدرش علم الهدی سيد مرتضی به خواب ديد که به امر مولا آقا علی بن موسی عليه السلام شمعی بر فراز خانه اش روشن شد، که نور آن پس از مدتی قسمتی از جهان را فرا گرفت. دقايقی بعد که از تولد فرزندش مهدی مطلع شد، تعبيری نيکو به ذهنش رسيد، که همان تعبير نيکو چند سال بعد جامه عمل به خود پوشيد.
    بحر العلوم از کودکی و نوجوانی به نزد والد خويش جناب علم الهدی مقدمات علوم مختلف را پايان برد و در حوزه عتبات از محضر صاحب حدايق، وحيد بهبهانی و مخصوصا شيخ مهدی فتونی و ديگر اعلام بهره ها برد و خود به مقام اجتهاد رسيد و از علمای بزرگ آن عصر به اجازه های مختلف نايل آمد. در زمان شيخ کبير پس از فوت وحيد مدتی به کربلا و چندی در نجف به کرسی تدريس و زعامت بنشست. پس عازم مکه معظمه گرديد و به تدريس اشتغال ورزيد، فضلائی متعدد از مذاهب مختلف گرد شمع وجودش را گرفتند و بهره های معنوی بردند. و او را به خيال خود مهدی موعود خواندند. در اين سال بود که عده ای از یهود به دست دريای علوم مسلمان شدند و مذهب تشيع اختيار نمودند. و هم بدين سال بود که هزينه های مختلف را در اعتلای دين و مذهب صرف نمود و کسريها را از صراف غيبی اخذ نمود. مسلما جو محيط عربستان (مخصوصا مکه) برای اقامت سيد که عدۀ زياد گرد شمع وجودش را فرا گرفته بودند چه بسا امکان خطر، و حساد مختلف در صدد. قبل از آنکه ماجرای شهيد بر سر او آيد، مکه را به قصد نجف ترک فرمود و تا آخر عمر به آنجا تدريس و تبليغ نمود. از آثار او «کتاب دره» در فقه منظوم است، و فوايد و مصابيح او مشهور، و قبر شريفش در نجف معروف، و در هر دو جهان خلوص او منظور...!
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #145
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شيخ ابو علی

    محمد بن اسماعيل معروف به شيخ ابو علی صاحب منتهی المقال یکی از علما و مشاهير شيعه در اواخر قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم هجری بود. شيخ ابو علی نسبش به ابو علی سينا منتهی می شود. وی از اکابر تلامذه وحيد بهبهانی و سيد صاحب رياض بود که خود در جمله مدرسين و مؤلفين قرار گرفت. اثر معروف او منتهی المقال در شرح احوال رجال، علما و دانشمندان اسلام است که از عصر ائمه عليهم السلام تا زمان وحيد عليه الرحمه را در آن گرد کرده است. او غير از مقال اثر ديگری به نام نقض نواقض و عقد اللئآلی را در رد فضلای اخباری به رشته تحرير برد و هم چنين رسائلی در عبادات نوشت. علامه نوری بر کتاب منتهی المقال تعليقه ای اضافه نمود و اغلب صاحب تراجم علما می نويسند کتاب مقال او در شرح رجال در پايه روضات نمی رسد. محدث قمی در فوايد می نويسد: او مجهولين رجال را در کتاب مقال متذکر نيست و لکن تعليقاتی از اسناد خود وحيد به آن افزوده است. تولدش در سال 1159 در شهر کربلا و وفاتش در سال 1215 در همين ارض نينوا بوده است.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #146
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    آقا محمد علی بهبهانی



    حاج ميرزا محمد علی آقازاده وحيد بهبهانی یکی از مشاهير علمای قرن دوازدهم و سيزدهم هجری بود، آقازاده به آقا محمد علی کرمانشاهی و صاحب مقامع نيز معروف است. معاصر او شيخ ابو علی صاحب منتهی المقال می نويسد: آقا محمد علی در سال 1144 در شهر کربلا متولد شد و سالها با حضور حضرت والد در بهبهان و کربلا از محاضر علمای مختلف بهره مند بود و در برهه ای! از زمان عازم کاظمين شد، و پس از شيوع مرض خانمانسوز طاعون ناگزير ساکن ايران (در قرميسين) گرديد.
    صاحب روضات می نويسد: آقا محمد علی دانشمندی است که در ميدان دانش سواره ای بی مانند بود و در معقول و منقول دانشمندی به نام از همگی مراتب علمی که پدرش و ساير مجتهدان برخوردار بوده اند، بهره ور گرديد و کتاب مقامع گواه صادق و شاهد ارزنده ای است بر مقام علمی او. مقامع شامل هزار مسئله مختلف شرعی در فروع است و مجموعا بيست هزار بيت (سطر) است. کتاب ديگرش در نبوت و رساله مهم او در اثبات امامت است که در مورد امامان شيعه عليهم السلام به رشته تحرير درآورده است. او را رسائل و کتابهای ديگر نيز هست. صاحب روضات اضافه می کند که آقا محمدعلی از جد بزرگوار ما سيد خوانساری به اخذ اجازه نايل گرديد.
    آقا محمد علی اکثر عمر شريفش را در قرميسين در اختران (کرمانشاه سابق) گذرانيد. وی از اواخر قرن دوازدهم تا روز وفاتش در سال 1216 در استان کرمانشاهان در ترويج مذهب و ارشاد مسلمين و تأليف و تعليم گامهای مؤثری برداشت. اکثر فرزندان او که به آل آقا معروفند ساکن باختران بوده اند. به نقل از فوايد محدث قمی و ديگر آثار، آل آقا عبارتند از:
    1ـ آقا محمد جعفر فرزند آقا محمد علی صاحب مصابيح (در شرح مفاتيح فيض و چند اثر ديگر) معظم له از شاگردان والد و مرحوم ميرزای قمی بود که خود به درجه اجتهاد رسيد و فرزندان فاضلی چون آقايان: محمد صادق، محمد کاظم، محمد تقی و آقا عبد الله را از خويش به یادگار گذاشت.
    صاحب روضات می نويسد: آقا عبد الله فرزند آقا محمد جعفر از علمای فاضل معاصر با ما بود و با ما صميميت داشت. او در سال 1250 در باختران وفات نمود (آثار مآثر ضمن تجليل از مقام علمی او می نويسد آقا عبدالله در سال 1289 قمری وفات نمود، شايد 1250 شمسی باشد)
    2ـ آقای آقا احمد فرزند آقا محمد علی صاحب مرآة از علمای فاضل عصر خويش بوده و بعد از او فرزند برومندش آقا محمد ابراهيم وارث علوم پدر گرديد.
    3ـ آقا محمد اسماعيل فرزند آقا محمد علی که وی نيز از اکابر علمای عصر خود بوده و پس از خود فرزندان و احفاد نيکوئی مانند آقا محمد صالح،آقا محمد هادی... و حاج آقا تراب وارث علوم آل آقا شدند.
    4ـ فقيه عارف متعبد آقا محمود و غيره.
    بيننده عزيز: مدرس تبريزی صاحب ريحانة الادب ضمن تجليل از مقام علمی مرحوم آقا محمد علی اضافه می کند که معظم له آثار ديگری به نام: شرح تهذيب عميدی، حاشيه روضه، نقد رجال، قطع مقال، مفتاح جامع و معرکه اقوال را نيز به رشته تحرير برده است. رحمت خدا بر روان تمام علمای ربانی باد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #147
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شیخ حسین آل عصفور


    حسين بن محمد بن احمد بن ابراهيم معروف به شهيد آل عصفور یکی از علمای بزرگ قرن دوازدهم و سيزدهم هجری بود. شيخ حسين فقيهی متبحر، محدثی ثقه و دانشمندی متفکر، با استعداد و پر حافظه بود. معظم له برادر زادۀ شيخ یوسف بحرينی و دخترزادۀ شيخ سليمان ماخوری است. خاندان اين شهيد به آل عصفور در بحرين و بلاد آنجا معروف بودند و همگان از جد و پدر و اولاد و احفاد (اعمام و بنی اعمام) در رديف اعلام بزرگ بحرين به شمار می روند. شيخ حسين از شاگردان پدر بزرگوارش شيخ محمد و عمويش شيخ یوسف و عموی ديگرش شيخ عبد العلی بود که به علت استعداد و حافظه قوی خود در سايه مطالعه و تحقيق به زودی در رديف اعلام بحرين در آمد و عده ای از فضلا از محضرش به مقام اجتهاد رسيدند. شيخ حسين شهيد تأليفات متعددی دارد که دلالت بر احاطه دانش های فراوان اوست از آن جمله: رواشح پنج مجلد در اصول، سوائح دو مجلد در شرح بدايه، حقايق فاخره در فقه، براهين در فقه، انوار لامع در شرح شرايع، تبيان در تفسير، محاسن اعتقاد، احکام تقيه، نفخه قدسيه، منظومه ای در اصول، منظومه ای در فقه، منظومه ای در نحو، منظومه ای در مراثی ائمه عليه السلام، مفاتيح و شرح دعای کميل و چند جلد کتاب ديگر. مرحوم علامه امينی در شهداء الفضيله شرح مفصلی از مراتب علمی و اخلاقی او بيان می دارد و نام یکایک تمام خاندان آل عصفور (جد اعلای شيخ یوسف) را متذکر است. علامه اضافه می کند: سالی در مسافرت به قطيف در منزل عالم جليل سيد محمد قطيفی کتاب ارزنده ای در علم حديث خيلی مورد توجه اين شهيد بزرگوار قرار می گيرد، از سيد محمد خواست چند هفته ای به او امانت دهد، چون نسخه آن منحصر به فرد بود و خودش بدان احتياج داشت نپذيرفت. مدتی را که در قطيف اقامت داشت. کتاب مذکور را مطالعه نمود و عازم سفر حج شد و سپس مطالعات خود را در سفر به روی کاغذ برد، در مراجعت از مکه معظمه وارد قطيف شد و کتاب را مقابل دوستش سيد محمد قرار داد، او گمان کرد نسخه ای از اين کتاب کمياب را به دست آورده است و با کتاب خويش آن را مطابق یافت. شهيد اظهار داشت اين کتاب را خودم در سفر تدوين نمودم. علمای قطيف از هوش و استعداد و حافظه او انگشت تعجب به دندان گزيدند و آيه فتبارک الله احسن الخالقين را به مصداقش رسيدند. اما افسوس که علامه امينی می نويسد تبهکاری از دشمنان دين در شب 21 شوال 1216 با ضربه ای که ناگهان بر پشت او وارد ساخت به شهادت رسيد و در قريه شاخوره مدفون شد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #148
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    ميرزا محمد مهدی اصفهانی مشهدی



    ميرزا محمد مهدی فرزند ميرزا هدايت الله معروف به شهيد چهارم یکی از علمای بزرگ شيعه در مشهد مقدس بود. اصفهانی دانشمندی کامل، فقيهی متبحر، محدثی مفسر و جامع علوم عقلی و نقلی بود. اصفهانی از شاگردان وحيد بهبهانی و شيخ مهدی فتونی بود که بين رفقا به مهدی چهارم معروف شد (چهار مهدی معروف از شاگردان وحيد عبارتند از: ملا مهدی نراقی، سيد مهدی بحر العلوم، سيد مهدی شهرستانی، به اضافه صاحب ترجمه) و هر چهار نفر پس از وحيد از اعاظم مجتهدين و علمای معروف بوده اند.
    نوشته اند مهدی سوم معروف به سيد شهرستانی از شاگردان آقا محمد بيد آبادی و وحيد بهبهانی بود که خود در تمام فنون علمی مهارت یافت و از مدرسين و علمای بزرگ عتبات گرديد، و اين همان شخصيتی است که به جنازه سيد بحر العلوم نماز خواند.
    در شهداء الفضيله در ترجمه ميرزا مهدی اصفهانی می نويسد: اين شهيد جامع علوم معقول و منقول بود. در دروس فلسفه و حکمت ید طولائی داشت و سيد بحر العلوم از محضرش درس حکمت آموخت و اين شهيد اولين شخصی بود که لقب بحر العلوم را به سيد خطاب نمود. علامه امينی در کتابش اضافه می کند که ميرزا مهدی حکيم یکی از اعاظم بزرگ مقيم مشهد بود. وقتی در سال 1217 سپاه ايران به سر کردگی فتحعلی خان قاجار مشهد را محاصره نمودند پس از مدتی مردم به تنگ آمدند و دست به دامن سيد مهدی اصفهانی شدند، ناگزير کسی به نزد امير خراسان که بدان هنگام نادر ميرزای ثانی (از سلسله افشاريه) بود فرستاد که مردم از قحطی و فشار به تنگ آمده اند، محاصره را چاره انديشد،بلکه ماجرا به صورت مصالحه و نوعی آشتی خاتمه پذيرد و خود نيز به حکومت خراسان کما فی السابق باقی بماند. مدتها گذشت و نادر ميرزا اين پيشنهادات را نپذيرفت. سرانجام بعد از مدتی مردم دروازه ها را به سوی سپاهيان قاجار (حکومت مرکزی) گشودند. نادر ميرزا بر آشفت و با جمعی از همدستان خود به صحن و حرم مطهر رضوی ريختند و سيد مهدی را در حالی که مشغول تلاوت قرآن بود با عده ای بی گناه به شهادت رسانيدند. اما ديری نگذشت که نسل افشاريه و زنديه به وسيله قاجاريه از بين رفت.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #149
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    علمای قرن سيزدهم


    شيخ جعفر کاشف الغطاء



    جعفر بن خضر نجفی معروف به شيخ جعفر کاشف الغطاء یکی از بزرگترين علما و مراجع اوايل قرن سيزدهم هجری در جهان اسلام و تشيع بود. معظم له استادی است در رديف جناب وحيد و سيد بحر العلوم، که فضل و زهد او و ديگر سجايای اخلاقيش بر همگان مخصوصا علما آشکار بود. پس از فوت وحيد اداره حوزه و تدريس علما در نجف و کربلا به دست با کفايت اين استاد قرار گرفت. گويند بعد از فوت وحيد مرحوم بحر العلوم به اتفاق کاشف الغطاء خدا گونه و خاشعانه به جماعت شيخ خضر می آمدند، و چون شيخ جعفر به کرسی درس می نشست تمام علما به اتفاق سيد بحر العلوم به درس شيخ کبير مستمع می شدند و زعامت و تصدی امور حوزه ها و شيعيان نيز بيشتر به دست سيد اداره می شد. مرحوم کاشف الغطاء علامه طباطبائی را خيلی احترام می نمود و با گوشه عمامه از نعلين سيد خاک می زدود و جهت حفظ وحدت و اتحاد علما و مسلمين نهايت همکاری می فرمود.
    مرحوم کاشف الغطاء از آيات عجيبه الهی بود. مردی قوی هيکل، استوار و مقاوم و بردبار بود، و در عين حال به هنگام راز و نياز به محراب تهجد، زاهدی بی قرار. معظم له شيخ علی الاطلاق زمان خويش گرديد. ولی جناب شيخ هيچ گاه آغاز زندگی و خردی خويش را فراموش نکرد. گاه ريش سفيد خويش را در محراب تهجد به دست می گرفت و با رب الارباب خويش زاريها داشت، و خطاب به نفس خويش جملاتی زمزمه می نمود: (تو جعيفر بودی، پس جعفر شدی، پس شيخ جعفرت گفتند، بعد شيخ عراق و عجم گشتی، سپس از مشايخ بزرگ مسلمين گرديدی... زارزار می گريست! و می فرمود: جعفر خرديت را فراموش مکن، الطاف خالق عظيم را فراموش مکن... الم یک نطفة من منی یمنی!! ـ ألم یجدک یتيما فآوی!!...)
    بيننده عزيز: بديهی است او خردی و ناتوانی و مسئوليتهای بزرگ خويش را در قبال خدا و خلق او فراموش نکرد. به نحوی مقرب خداوند متعال گشت، که مردی لاهيجانی که بوی ايمان داشت و مدتها از چشم درد ناراحت بود به رطوبت زبان شيخ، چشم ناتوان او از درد و رنج چند ساله راحت شد.
    شيخ کبير خيلی متواضعانه مشی می نمود، و در مسير حوائج مسلمين خيلی کوشش می فرمود. هر جا ميهمان بود دوست داشت کنار سفره ای بنشيند که فقرا نيز دعوت دارند یا از آن سفره فقيران را نصيبی باشد. چون به مسجد فقرائی آبرومند و از کار افتاده به او مراجعه می فرمودند، ابتدا دستی به جيب خود، سپس در صفوف جماعت برای او از مردم کمک می خواست. و اگر فقيری کم حوصله و نا آگاه بين مردم به حضرتش اسائه ادب می نمود، معظم له به آقائی و بزرگواری از کنار او می گذشت، و از مردم می خواست که به احترام ريش آقا به وی نيز کمک نمايند!!
    او دانشمندی تمام بعدی و نمونه و الگوئی از شاگردان مکتب بود.سنوات عمر شريفش بيشتر در عتبات عاليات مخصوصا نجف اشرف سپری شد. مسافرتی به یزد و اصفهان، ری، رشت و مشهد وساير شهرها نيز نمود. در شهرهای مختلف به احترام وارد می شد و مردم را فراخوار حالشان نصيحت می نمود. از تراجم علما چنين استنباط می شود که از برادران شهرهای شمال (رشت) انتظار بيشتری در انجام وظايف دينی و تعظيم شعائر مذهبی و عفاف و پاکدامنی داشته است.
    معظم له به عصر خويش امامی اعظم و پيشوائی مسلم بود. با اين حال وقتی روزی دير به مسجد رسيد و متوجه شد همگان فرادی نماز می خوانند بلافاصله به دنبال کاسبی مؤمن اقتدا کرد و تمام جمعيت حاضر نيز بدان مؤمن نيت جماعت نمودند، و اين بدان معنی است که از ديدگاه اسلام همگان بايد شايسته تقوی و عدالت و ائمه جماعت باشند. و تنها امام جماعت بودند نه منصبی و نه شغلی. و نه مسجد ارثی و نه مقامی اختصاصی و نه آنکه اگر روزی امام جماعت نبود، کلکم فاسق!!. اگر امام جماعتی به کلی ترک نوافل می نمود ناراحت می شد و به مردم می فرمود به دنبال او نماز نخوانند. تا آن امام جماعت بداند پس از پاسخ به سؤالات و حوائج مردم، لااقل رو به قبله دو رکعت نافله ای و قبل از اذان و اقامه توجهی. که مردم را به کجا و به سوی کی می بری!؟ نه آنکه بدون سلام، با صوت و صلوات!!! مقدم بر اعلام و سادات، فورا تکيه به مسندی، خدا نخواسته به فکر دنيوی!! (ای کاش با حضور سرور و صاحب نمازی یا لااقل با بحر علومی یا شيخ کبيری یا بهجت عزيزی!!! که ما هم چون او گريه خوفی. کجا رفتم، آری حاشيه رفتم. از مولا و صاحب اصلی معذرت می خواهد.)
    نوشته اند شيخ جعفر از محضر شيخ فتونی، سيد فحام، مرحوم سراب و علامه بحرينی و استاد کل وحيد بهبهانی سالها بهره مند بود تا خود به درجه تقوی و استادی و زعامت نائل آمد. اکثر مراجع و علمای بعدی ما که یادی از آنها هم می کنيم از شاگردان آقا، سيد بحر العلوم، سيد صاحب رياض و همين شيخ بزرگوار بوده اند.
    از مهمترين آثار کاشف الغطاء کتاب جامع کشف الغطاء می باشد. کتابی است فقهی عميق و سنگين. فهم آن بعض علما را مشکل آمد. گويند صاحب جواهر فرمود: کتاب استادم خيلی در سطح بالاست و قادر به شرح آن نيستم. و عجب آنکه نويسنده کشف الغطاء (مانند شهيد عزيز با مختصر النافع ورافقهی جامع). اين کتاب فقهی را شيخ در سفر تأليف نمود و به جز قواعد علامه حلی رحمة الله عليه کتابی با خود نداشت. او به قدری احاطه به فقه جعفری دارد که فرمود: اگر تمام کتب فقهی را به آب بشويند، قادرم از اول طهارة تا آخر ديات را از نو بنويسم. آثار ديگر او: بغية الطالب، عقايد جعفريه، حق المبين، شرح قواعد علامه، کتاب طهارة، رساله لطفيه در رد علمای اخباری، رساله عمليه و کتاب مناسک و غيره بوده است.
    تولد شيخ اکبر را نيافتم. وفات او را صاحب روضات اواخر ماه رجب 1227 نوشته، هر چند اکثرا سال وفات او را 1228 متذکرند. محل دفن او توسط خودش به زمين عماره در نجف اشرف عمارت یافت و قبر او و آل کاشف الغطاء معلوم و مشخص است. آل کاشف الغطاء در جهان تشيع به علم و فضل و کمال و تقوی و خدمتگذاری معروفند. فرزند ارشد او موسی بن جعفر پدر بزرگ شيخ محمد حسين خود عالمی بزرگ و ارزنده بود که در سال 1243 وفات نمود. علی بن جعفر نيز از افاضل علمای عصر خويش بود و سومين آنها به نام شيخ حسن مجتهد آيتی است کامل که به وصفش انشاء الله خواهيم رسيد.

    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #150
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد جواد عاملی


    سيد جواد حسينی عاملی فرزند سيد محمد معروف به سيد جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه، عالمی معتمد، فقيهی متتبع و محدثی محقق، یکی از علما و دانشمندان معروف اوايل قرن سيزدهم هجری است. عاملی زادگاهش در قراء عامل بوده اما از آغاز جوانی در عتبات عاليات از محضر وحيد بهبهانی و شيخ جعغر کبير و صاحب رياض و صاحب قوانين و اعلام ديگر بهره مند بود. هر چند نوشته اند بيشتر استفاده های علمی و عملی و مراتب اخلاقی او از علامه طباطبائی سيد بحر العلوم رحمة الله عليه عايد او گرديد. وی با سيد بحر العلوم بيش از فضلای ديگر در تماس بود و بحر العلوم به او علاقه داشت گاه از کثرت علاقه استاد انتظار دارد که وی نيز چون خواص اوليای خدا به مراحلی از کمالات انسانی نايل آمد.
    نوشته اند وقتی در حوالی منزل سيد جواد بينوائی معيل قصد داشت خود و خانواده اش با شکم گرسنه به خواب روند، همان شب بحر العلوم سيد جواد را احضار کرد و مورد عتاب قرارش داد بدين جمله که: ما نمی بايست از اين نوع مستمندان آبرومند بی خبر باشيم.
    همان شب به وسيله سيد جواد و خادم بحر العلوم آن عائله بينوا اطعام شدند، و مرد بينوا فرمود غير از خدا کسی به اين امر واقف نبود و یکی از موضوعات متواتر درباره اين سيد عالی مقام غير از خدا کسی به اين امر واقف نبود و یکی از موضوعات متواتر درباره اين سيد عالی مقام که جزء کرامات وی به شمار است همين موضوع است. سيد بحر العلوم عليه الرحمة قبل از وفات فرمود من دوست داشتم به جنازه من، شيخ اجل و زاهد بزرگوار آقا شيخ حسين نجفی نماز بخواند، ولی بر من نماز خواند مگر عالم ربانی ميرزا مهدی شهرستانی، ساعاتی پس از اين سخن بحر العلوم در نجف اشرف وفات نمود و جنازه با حضور عده ای زيادی برای خواندن نماز ميت آماده شد، در همين موقع ديدند از گرد راه و با غبار جناب ميرزا مهدی شهرستانی وارد صحن مرتضوی شد. معلوم شد آقا از کربلا می آيد. اعلام و شيوخ خود کنار رفتند و ميرزا شهرستانی به جنازه سيد نماز خواند. عشق بحر العلوم فقير را به کجا برد، از شاگردش معذرت می خواهد.
    صاحب روضات الجنات در ترجمه سيد جواد عاملی می نويسد: او از بزرگان شريعت سيد المرسلين بود و معاصرين ما که از فيض صحبت او بهره مند شدند به کثرت اطلاعات فقهی او معترفند. شيخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر از محضر سيد جواد استفاده نمود و از او روايت می کند. شيخ مهدی ملا کتاب و شيخ محسن اعسم که هر دو از اعلام بزرگ عصر خويشند از شاگردان صاحب مفتاح الکرامه می باشند. صاحب روضات اضافه می کند که: مفتاح الکرامه کتابی است که ديده روزگار به مانند او نديده... سيد اين کتاب را به توصيه استادش شيخ جعفر کاشف الغطاء تأليف نمود. مفتاح الکرامه در هشت جلد است. او اقوال و نظريات فقهای شيعه را بدون هيچ گونه تصرفی در بيان مسائل مختلف فقهی در کتاب خودش ذکر نموده که مطالعه آن برای فقهای مجتهد مفيد است. سيد جواد شرحی بر قواعد علامه حلی و شرحی بر طهارة وافی مرحوم فيض نيز به رشته تحرير برد. صاحب تراجم علما تولد او را در سال 1156 و وفات او را در سال 1226 در نجف اشرف نوشته اند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 15 از 36 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •