سرگذشت نیکان قرون سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سرگذشت نیکان قرون
صفحه 16 از 36 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 356
  1. #151
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سید علی طباطبایی صاحب رياض


    علی بن محمد بن علی یکی از بزرگترين اعلام شيعه در قرن سيزدهم هجری، فقيهی است اصولی و مجتهدی بزرگ مشهور به صاحب رياض، که رياض المسائل او با ذکر دلايل در بيان احکام شرع مقدس یکی از بهترين کتب فقهی شيعيان است. سيد علی در ربيع الاول سال 1160 در کاظمين عليهما السلام در خانه دانش متولد شد و از محضر والد فاضل خويش ابو المعالی، آقا محمد علی بهبهانی کسب دانش نمود و در سن جوانی لياقت فهم درس استاد کل وحيد بزرگ را در شهر کربلا به دست آورد و پس از چند سال خود به تدريس و تعليم و تعلم و تصنيف و تأليف اشتغال ورزيد.
    سيد علی طباطبائی خواهر زاده وحيد بهبهانی است که به دامادی استاد کل دايی جان عزيزش نيز مفتخر شد. جد سيد علی داماد ملا محمد صالح مازندرانی است که از نسل دختر مجلسی اول و اين صالح مازندرانی، علمائی چون: آقا و آل آقا، بحر العلوم و آل بحر العلوم، سيد صاحب رياض و دودمان وی که همگان زينت بخش جهان اسلام و تشيع گشتند. سيد علی را فرزندانی است عالم و زعمائی قابل چون سيد مهدی طباطبائی و ديگری به نام سيد محمد مجاهد شبيه قمر بنی هاشم.
    غير از کتاب رياض المسائل، معظم له شرحی بر مفاتيح فيض کاشانی و شرحی به مختصر النافع محقق اول و حاشيه ای بر مدارک و حاشيه بر معالم، رسائلی در اصول و درباره استصحاب، حجيت و اجماع نيز به رشته تحرير برد.
    صاحب رياض با جناب ميرزای قمی معاصر بود و با هم آشنائی کامل داشتند و گاه سخنان عالمانه فيما بين آنها رد و بدل می شد. صاحب روضات می نويسد همين که سيد ميرزا را در عتبات می ديد با ابهت و فقيهانه دو زانو می نشست و خطاب به ميرزا می گفت: بگو تا بگويم! ميرزا با تأنی و ملايم می فرمود بنويس تا بنويسم!!. صاحب رياض در حوزه عتبات در آغاز کار از محضر صاحب حدائق نيز غافل نبود و اساتيد متعددی به خود ديد و از خرمنهای مختلف خوشه ها چيده و اغلب علمای بزرگ بعدی که انشاء الله به ذکر آنها می رسيم از شاگردان اين بزرگوارانند.
    معظم له ظاهرا در سال 1231 به اتفاق رقيب خود صاحب قوانين به ديار هميشگی شتافت و به کربلای حسينی در کنار قبر دائی خويش برای هميشه آرميد. رحمت خدا بر روان علمای ربانی مداوم باد.
    بيننده ی عزيز: صاحب روضات ذيل ترجمه اين سيد عالی مقام داستان جالبی که دلالت بر لطف خدا و کرامت اين بزرگوار است مرقوم داشته و خلاصه آن اينکه: در سال 1216 روز عيد غدير که طايفه ستمگر وهابی به سر کردگی سعود بن عبد العزيز در شهر کربلا و ديگر بلاد هجوم بردند بعد از کشتار و غارت اموال حرمين، جهت کشتن اعلام بزرگ از جمله همين آقا نيز قصد هجوم داشتند. سيد بلا فاصله قبل از هجوم آنها به منزلش، قسمت اعظم اثاث منزل را به اتفاق زن و فرزند به جای امنی روانه ساخت. طولی نکشيد که به قصد کشتن اين سيد بزرگار به خانه ريختند و فرياد می زدند أين مير علی؟ أين مير علی؟ یعنی سيد علی کجاست؟ سيد در هيزم خانه توکل به خدا نوزاد را به سينه چسبانيد و به زير سبد بزرگی مخفی شد. بعد از غارت و خرابی به منزل و تفحص زياد به هيزم خانه وارد شدند و لابلای هيزمها را بازديد نموده، قدری هيزم روی سبد هم ريختند و به لطف خدا توجهی به زير سبد ننمودند، و اگر نوزاد را نفسی بلند یا گريه و ناله ای، آن دو را قطعا شهيد می نمودند در اينجا به یاد جمله سرور شهيدان که فرمود: عميت عين لا تراک عليها رقيبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نضيا... افتادم). نوشته اند آن بی دينان بدتر از یزيد، ضمن کشتار و شکستن ضريح و غارت اموال مردم و حرمين به هنگام غروب از ترس وحشت، شهر را ترک نمودند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #152
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    ميرزای قمی صاحب قوانین



    ميرزا ابو القاسم قمی فرزند ملا محمد حسن جيلانی معروف به ميرزای قمی، محقق قمی، صاحب قوانين، یکی از بزرگان علمای شيعه در قرن سيزدهم هجری بود. ميرزا از اهالی چاپلق (نزديک خمين، اليگودرز و گلپايگان) بود. وی به اتفاق پدر و خاندان خويش ساکن اين ديار شد و پس از طی مقدماتی از علوم راهی خوانسار شد و مدتها از حضور سيد خوانساری بهره برد، سپس وارد عتبات گرديد و از محضر علامه مازندرانی، (محمد باقر هزار جريبی)، مرحوم نجفی عاملی و استاد کل وحيد بهبهانی و... بهره ها برد تا خود به درجه اجتهاد و استنباط رسيد. ميرزا به سيد بحر العلوم خيلی علاقه داشت و به جلساتی از محضرش خواستار موهبتهائی که از جانب خدا نصيب سيد شده بود سؤالاتی می نمود و گاه سيد به جلسات خصوصی بعضی گفتنی ها را در موارد تشرف ضمن اصرار ميرزا بدان اشاره می فرمود و گاه سيد عمداً از شاخی به شاخه ديگر می پريد، گويا اجازه سخن نداشت.
    نوشته اند بيشتر سنوات عمر ميرزا در شهرستان قم سپری شد و آيات بزرگی مانند مرحوم حاجی کرباسی، سيد محمد باقر شفتی اصفهانی، آقازاده علامه مازندرانی، سيد مهدی خوانساری و سيد علی خوانساری (نواده مير کبير) به اتفاق اعلام ديگر از محضر او بهره مند بودند و اکثر اينها خود به مقام استادی رسيدند.
    ميرزا مولای فضلا و استاد فقهای عصر خويش بود. ميرزا مردی متين، باوقار، پارسائی عاقل و هوشيار بود و در خلوص و زهد و ورع و تقوی یکتای عصر خويش بود. اکنون سری به کتاب محدث قمی می زنيم (هر چند اکثر صاحب تراجم علما جملاتی زيبا به وصف او آورده اند). مرحوم محدث می نويسد:
    ميرزا مردی مؤيد و استوار و در دين خود با کياست، و راجع به امور اخروی زيرک بود. از ذات خدا ترسان و با هوی و نفس خويش مخالف بود. خشوعی وافر داشت و از ترس خدا چشمی پر از اشک، و دلی ناله دار، نسبت به دنيا زاهد بود. هر چند شاه زمانش در مقابل او خضوع و خشوع می کرد، او نسبت به او بی اعتناتر می شد و اصلا توجهی به او نداشت...
    ميرزا خطی نيکو داشت و تأليفاتی پسنديده به جا گذاشت: کتب قوانين، غنايم، مناهج، مرشد العوام، جامع الشتات، و کتاب سؤال و جواب او ارزنده و اغلب مجتهدان بدان نياز دارند. ميرزا به جز اعلام بالا که ذکر شدند شاگردان زيادی از قبيل: سيد محسن کاظمينی، شيخ اسد الله شوشتری صاحب مقابيس، مرحوم سيد جواد عاملی، مرحوم شبر و... از محضر او بهره مند بود. ميرزا در سال 1151 متولد شد و پس از عمری خدمت به اسلام و مسلمين و بندگی خالصانه در دار العلم شهرستان قم در سال 1231 وفات نمود. قبر شريف او در مقبره شيخان زيارت گاه است و صاحب قبر را کراماتی گويند. روان علمای ربانی شادتر باد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #153
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    شیخ اسد الله کاظمینی صاحب مقابس



    مرحوم کاظمينی فرزند آيت عظمی حاج شيخ اسماعيل کاظمينی (دزفولی) رحمة الله عليه بود. شيخ اسد الله کاظمينی به کاظمی و بيشتر به صاحب مقابس معروف است. معظم له داماد شيخ جعفر کاشف الغطاء بود و خود از اوايل عمر در بيت علم و بيوت علمای عراق نشو و نما نمود. مراتب علمی او از اساتيد متعددی مانند: وحيد بهبهانی، علامه طباطبائی، سيد مهدی شهرستانی، ميرزای قمی، شيخ اسماعيل کاظمی و مخصوصا شيخ جعفر کبير نصيب او شد. و او خود فقيهی مجتهد، دانشمندی محقق و عالمی متتبع بود. کاظمی مشهور به صاحب مقابس است که اين کتاب نفايس ابرار قسمت عمده آن در مطالب فقهی است که با ذکر ادله و مدارک تحقيقی به دلايل احکام فقهی پرداخته است. ضمنا در اوايل اين کتاب ترجمه علما و مشاهير بزرگ شيعه از زمان کلينی تا عصر خويش را متذکر است. کاظمی آثار ارزنده ديگری نيز به نام مناهج الاعمال در اصول، کشف القناع در حجيت اجماع، منهج التحقيق و منظومه زبدة الاصول در اصول فقه را به رشته تحرير برد.
    کاظمی دانشمندی فقيه، عالمی فهيم و هوشمندی دقيق بود که پس از شيخ جعفر کبير در برهه ای از زمان در رأس علمای شيعه قرار داشت. کاظمی فرزندی جامع صفات شيخ جعفر و جد و پدرش، به نام شيخ اسماعيل در حوزه عتبات داشت که متأسفانه اين مجتهد ربانی قبل از پدر به طاعون عراق جهان فانی را وداع نمود. اخوان او حجج بزرگ اسلام آقايان: آقا باقر، آقا کاظم، آقا تقی، آقا حسن و آقا مهدی بعد از پدر و برادر وارث علوم اين خاندان گرديدند. وفات مرحوم کاظمی صاحب مقابس را بعضی در سال 1220 مرقوم داشته اند، هر چند اغلب ديگر تراجم وفات او را در سال 1234 می دانند. قبر او در عماره نجف به کنار شيخ کبير زيارت گاه است.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #154
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد عبد الله کاظمینی



    سيد عبد الله فرزند سيد محمد رضا کاظمينی، یکی از علما و نويسندگان بزرگ اسلام در قرن سيزدهم هجری بود که بيشتر سنوات عمرش در شهر کاظمين سپری شد. وی به سيد عبد الله شبر معروف بود. سيد عبد الله از اوايل زندگی در محضر پدر و سپس از حضور اساتيدی چون شيخ جعفر کبير، سيد صاحب رياض، سيد مهدی شهرستانی و محقق قمی صاحب قوانين به خوبی بهره مند بود.
    سنوات عمر او به تحقيق و تأليف سپری شد. او را کتابی است مفصل در دوازده مجلد به نام مصابيح ظلام در شرح مفاتيح و کتاب شرايع، یک دوره فقه حاوی کليه مسائل حلال و حرام. و همچنين چند جلد تفسير قرآن کريم (کبير و سبط و صغير)، چند جلد کتاب در شرح زندگانی چهارده معصوم به نام جلاء العيون، و چند جلد کتاب در شرح نهج البلاغه مولا عليه السلام که به رشته تحرير برد. سيد عبد الله آثار ديگری نيز به نام: جامع العارف، کشف المحجة، کشف الدعا، مطلع النيرين، زبدة الدليل، برهان مبين، ولامعه جامعه از خويش به جا گذاشت. بعضی از صاحب تراجم علما و سيد مذکور را مجلسی ثانی ناميده اند زيرا عمری با حوصله و صبر و بردباری و دقت عشقی به تأليف داشت. نوشته اند پدرش سيد محمد رضا، عالمی خوش قلب، نيکو سيرت و دلسوز به بينوايان و خادم اجتماع بود که در سال 1230 وفات نمود. وفات سيد عبد الله صاحب ترجمه در اواسط قرن سيزدهم (حدود 1244) بوده است.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #155
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد دلدار


    دلدار علی نقوی فرزند محمد معين نقوی هندوستانی، معروف به سيد دلدار، یکی از اعلام بزرگ شيعه در کشور هندوستان بود. سيد دلدار عالمی فاضل و فقيهی مجتهد و مفسری حکيم بود که در تمام فنون عقلی و نقلی مهارت یافت. خاندان دلدار علی نقوی از سادات جليل و از اکابر علمای مکتب تشيع در کشور پهناور هند بودند. نسبش با بيست و دو واسطه به حضرت هادی عليه السلام منتهی می شود. اغلب صاحب تراجم علما و مراجع بزرگ در شأن و مقام و اوصاف اين بزرگوار و خاندان معظم او قلم فرسائی دارند. صاحب جواهر در آثارش با ذکر عناوينی از قبيل: علامه فائق، کتاب الله ناطق، خاتم المجتهدين، حجت الله علی العالمين، آيت الله العظمی فی الاولين و الآخرين... او را متذکر است.
    نوشته اند در سال 166 در قصبه نصير آباد هند متولد شد و در هندوستان نزد پدر عالم خويش مقدمات علوم را به پايان برد و در عتبات در عداد افاضل شاگردان وحيد بهبهانی، سيد بحر العلوم، سيد صاحب رياض، سيد شهرستانی و ديگر اساتيد از گلستان علما گلها چيد، و بلبلان اين مکتب نواها شنيد و پس از آنکه جامع علوم مختلف گرديد و به فضائل و مکارم اخلاقی زيور یافت به ديار خويش بازگشت و خاک هند را چراغی منور گشت و از خود آثاری گرانبها در همه شئون به جا گذاشت. سيد دلدار در ترويج مذهب جعفری، ايجاد آثار و ابنيه، مساجد و حسينيه، تهيه کتاب و کتابخانه گامهای مؤثری برداشت. از تأليفات سودمند اوست:
    منتهی الافکار، مسکن القلوب، حسام الاسلام، دعائم الاسلام، آثارة الاحزان و شهاب ثاقب. سيد بعد از عمری خدمات گوناگون در سال 1235 در سن شصت و نه سالگی وفات نمود و در حسينيه معروف هند (لکهنو) به خاک سپرده شد.
    پدرش سيد محمد نقوی از اجله سادات و اعلام معروف هند بود. دلدار پس از وفات، فرزندانی عالم و دانشمند به نام محمد مشهور به سلطان العلما یکی از اعلام مشهور جهان تشيع در هندوستان بود. آن جناب فقيهی کامل و مجتهدی جامع و صاحب تصانيفی مانند: احياء الاجتهاد، بضاعة مزجاة، گوهر شاهوار= در اصول و فقه و مناقب ائمه اطهار عليهم السلام می باشد. سرانجام در سال 1248 در لکهنو وفات نمود. دومين فرزند او سيد علی از قراء وحيد عصر خويش بود که در تجويد قرآن مجيد و در مراثی سالار شهيدان آثاری به جا گذاشت و در سال 1259 در کربلا وفات نمود. سومين آنها حسن بن علی عالمی فاضل و عابدی خاشع، مدام در خدمت مردم بود و آثاری مانند کتاب باقيات الصالحات، تذکرة الشيوخ، تحرير اقلديس و غيره را از خويش به جا گذاشت و در سال 1260 در هندوستان وفات نمود. و اما چهارمين فرزند سيد دلدار خود آيتی است کبری، دانشمندی جامع و فقيهی کامل و مفسری محدث، در هوش و استعداد نادره زمان و اعجوبه دوران که در فضائل علمی و کمالات معنوی شهره آفاق گرديد. نوشته اند سيد حسين در سن هفده سالگی به درجه اجتهاد رسيد، و عمری از محضرش بهره ها بردند و دانشها آموختند و از آثار او عاشقان دانش جرعه ها نوشيدند. و از او و دودمانش فضيلتها به ارث بردند. خاندان دلدار علی مخصوصا دودمان وی مانند سيد محمد قلی خان هندوستان را نورافزا گشتند، و یادگارانی ارزشمند از آل رسول به اين ديار گرديدند. که در هند و بلاد اسلامی دلدار نه یک دلدار بلکه هزاران دلدار از احفاد او. همانگونه که از نسل سجاد، نه فقط یک باقر، بلکه ميليونها شکافنده دانش و ميليونها معلم پرورش. تا بينی دشمن به خاک سايد و سپس معنی ابتر داند. دانشمند اخير را آثاری است که اهم آنها عبارت است از: آمالی در تفسير و مواعظ، روضة الاحکام در فقه، فوائد الحسنيه در تصحيح عقايد، تجزی در اجتهاد، حديقه در مسائل و فروع، طرد معاندين، تفاسير آيات و سور، مجالس مفجعه درمصائب عترة طاهره و ... اين سيد بزرگوار سرانجام در سال 1273 در سن 62 سالگی در هند وفات نمود و در حسينيه لکهنو مدفون شد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #156
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    محقق اعرجی


    ابوالفضائل سيد محسن اعرجی معروف به محقق اعرجی فرزند حاج سيد حسن حسينی اعرجی کاظمينی یکی از مشاهير علما و افتخارات بزرگ مکتب در قرن سيزدهم هجری است. محقق دانشمندی فقيه و مدبری اصولی، محققی کامل، زاهدی خاشع، کريمی متواضع و مؤمنی شکيبا و با استقامت بود. محقق، متجاوز از سی سال از سن شريفش گذشته بود که شروع به تحصيلات علمی نمود، با اين حال مقامی عالی و منزلتی عظيم به دست آورد. محقق، اکثر معلومات علمی و مراتب کمال را از محضر استاد کل وحيد بزرگ، صاحب حدائق، سيد بحر العلوم، ميرزای قمی، و شيخ سليمان عاملی به دست آورد. در عصری به عتبات بود که علما به هم می جوشيدند و آنجا را گلستان علوم آل محمد صلی الله عليه و آله نموده بودند. محقق با مرحوم شيخ جعفر کبير مأنوس بود، با هم صميمی و برادرانی مشفق و مخلص بودند. سيد عبد الله شبر که ذکرش گذشت از محضر اين پير شريعت بهره ها برد و اعلام آينده ما از قبيل شيخ محمد تقی اصفهانی صاحب حاشيه، سيد صدر الدين عاملی اصفهانی، حجة الاسلام شفتی اصفهانی و... از محضرش به مقام استادی رسيدند. سيد محسن اعرجی کتاب فاضل تونی به نام وافيه را شرح نمود. سلالة الاجتهاد در فقه، محصول در اصول و نزهت ناظر او جالب خاطر گرديد.
    محدث قمی که یکی از عشاق اهل بيت و دوستداران اهل علم است به محقق مذکور (چون فقرا) عشق ورزيده و در آثار خويش معظم له را زياد ستوده است. از آن جمله می نويسد: اين سيد بزرگوار در غايت ورع و پرهيزکاری و شکسته نفسی بود. زندگی او بسيار ساده و بی آلايش و تمام هم او تا پايان عمر به تحقيقات علمی و تأليفات فقهی گذشت... و سرانجام در سال 1240 قمری در نزديک باب الحوائج در شهر کاظمين به ديار عشاق رسيد. مزار اين پير شريعت به کوچه ای است مشرف به حرمين شريفين جوادين که فعلا ما را نه به ديار معشوق جائی! و نه به کوچه اينها راهی!! ابن عم فقير در اواخر جلد هفتم روضات شرح مفصلی از فضائل و مراتب سيد اعرجی به رشته تحرير برده و از قول سيد صدر الدين عاملی چنين می نويسد: من به تمام عمر خويش به فضائل هيچ یک از علما حسد نبردم، اما به استاد خويش سيد اعرجی رشک و حسد بردم، چون او اعبد و ازهد روزگارش بود. صدر اصفهانی در کتب خويش استاد را سيدی محقق و مؤسسی استوار و محدثی متقن توصيف نموده و از ساير اساتيدش او را برتر می بيند.
    بيننده ی عزيز: فرزند او سيد محمد اعرجی چون پدرش مجتهدی بزرگوار، و آيتی استوار و شيعيان را باعث افتخار، که وی و احفادش عتبات را گلستان احمدی بودند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #157
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    سيد محمد مجاهد


    محمد بن علی بن محمد معروف به سيد محمد مجاهد از اجله مراجع و علمای مشهور قرن سيزدهم است. اين سيد مجاهد علامه ای است کامل، فرزند صاحب رياض المسائل، که به افتخار دامادی سيد بحر العلوم نايل، مادرش دخت وحيد بهبهانی، و اين عُليا مخدره محمد عزيز را به کودکی هم استاد و هم بهترين پرستار، و لذا سيد در نوجوانی از علم و فضيلت و تقوی برخوردار. شيعيان عراق و مخصوصا ايرانيان اين سيد حسيب و نسيب را خيلی دوست داشتند. نوشته اند وقتی وارد قزوين شد و به حوض مسجد آنجا وضو ساخت بلا فاصله تمام آب حوض را مردم آنجا جهت تبرک اندک اندک بين خويش تقسيم نمودند و از آن جرعه ای برای استشفا بر گرفتند. سيد مجاهد هم پهلوان تدريس بود و هم مرد تأليف و هم مجاهدی بود در ميدان نبرد عليه متجاوزين اشغالگر. معظم له را صاحب مناهل و صاحب مفاتيح نيز می خوانند، زيرا مناهل او در فقه و مفاتيحش در اصول و باز هم وسائلی در اصول و مصابيحی در فقه به زيبائی به رشته تحرير برد. سيد مجاهد از اساتيد علمائی است که بعض آنها را خواهی شناخت. در عصر پدرش مدتها از اساتيد حوزه اصفهان و قزوين بود وقتی خبر فوت پدرش در ايران به او رسيد عازم کربلا شد و پس از مراسم و مجالس سوگ پدر به کرسی درس فقها نشست و رياست حوزه عراق چند سالی بوی منتهی شد. طولی نکشيد که حمله روس (دشمن شمالی ايران) در زمان فتحعلی خان قاجار به ايران آغاز شد و برخی از شهرهای شمال نواحی قفقاز به تصرف قوای روس در آمد. سيد محمد از اين خبر در عتبات خيلی ناراحت شد، به خصوص وقتی شنيد در شهرهای شمالی ما غير ايرانی کودکان را تدريس نموده و آنها را از خواندن قرآن و دروس دينی ممانعت می نمايند و عمال اجانب به مقدسات مذهبی اهانت دارند. حکم جهاد داد و خود نيز به جبهه جنگ شتافت. اما متأسفانه در اين قيام بعضی سستيها نمودند و از جان و دل به خوبی کمک ننمودند، زيرا شاه در تهران به عياشی های خويش مشغول بود، و قوای مسلح که در تحت اختيار عباس ميرزا بود از ساز و برگ و عده و عُده کامل برخوردار نبود، و نيروی دشمن فزونی داشت. سرانجام کاری چشم گير نکردند و مسئله جنگ به معاهده فيما بين دو دولت خاتمه یافت.
    نوشته اند با آنکه سيد مردم را به کمک تحريص می نمود، آنها چون خوارج نهروان اين فرزند علی را اذيتها نمودند و جسارتها کردند تا ناگزير شد به قزوين مراجعت کند. او در قزوين به سختی مريض شد و به همين مرض با شدت ناراحتی در سال 1242 وفات نمود و جنازه اش به اندک مدتی در کنار تربت شهدا، به شهر نينوا مدفون شد.
    صاحب ترجمه را برادری است به نام سيد مهدی طباطبائی از افاضل شاگردان پدر نامدارش سيد علی صاحب رياض، که خود به درجه اجتهاد رسيد و هيچ ادعائی نداشت. سيد مهدی مردی مجاهد و شجاع و نطاق بود. او نخستين کسی است که شيخ احمد احسائی را در عراق تکفير نمود و نزاع مکتب اصولی را با شيخيه به راه انداخت، و در حضور شريف العلما سيد کاظم رشتی را (که از رفقای شيخ احسائی و سيد علی محمد باب بود) ضمن بحثی به باد انتقاد گرفت. پس از مدتی به ايران آمد و عليه یهوديان لجوج و مادی و طماع مبارزه ها نمود که متأسفانه محمد شاه قاجار بی حال و دولت او سيد را یاری ننمود و او ناگزير (چون مرحوم بافقی) به گوشه عبد العظيم غريب وار خزيد و سرانجام به علت مخالفت دولت مردان مادی کاری از پيش نبرد.
    در خاتمه سيد محمد مجاهد را فرزندی است عالم به نام سيد حسين که وی نيز مجتهدی کامل بود و پس از پدر به کرسی تدريس و زعامت نشست ولی اَجل مهلتش نداد و چند ماهی پس از پدر فوت نمود.
    پس از وی فرزندان او از جمله ميرزا زين العابدين طباطبائی (متوفای 1292) و مرحوم حجت جانشين آل رياض شدند و از اين خانواده تا به امروز علمائی از سادات عظام یکی پس از ديگری باعث افتخار جهان تشيع بوده و هستند.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #158
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    فاضل نراقی



    حاج ملا احمد نراقی فرزند خاتم المجتهدين حاج ملا مهدی نراقی، شيخی است جليل و استادی کبير، نويسنده ای خبير و شاعری اديب، جامع علوم عقلی و نقلی، معروف به فاضل نراقی یکی از اجله علمای معروف قرن سيزدهم هجری است. فاضل نراقی در بيت علم به جهان چشم گشود و از کودکی دنبال دانشهای دينی بود. نراقی از شاگردان پدر بزرگوار، سيد بحر العلوم، شيخ کبير و مهدی امير بود، و از اينها نقل روايت کرده است. اما مطالعات شخصی او و تحقيقات علميش بيش از زانو زدن به محضر استاد بوده است، لذا بعضی صاحب تراجم را عقيده بر آن است که در حوزه کمتر بوده است. فعلا به اتفاق شما سری به روضات می زنيم. علامه خوانساری می نويسد: نراقی دريائی مواج و بحری عجاج بود. در فنون معموله استادی ماهر و در علوم متبوعه استوانه کامل، اديبی سراينده و فقيهی برازنده، او از بزرگان دين و عظمای مجتهدين در شمار بود. از دانش پُر و از کودکی صدفی مملو از در بود. نراقی مجتهدی جامع بود و از اکثر علوم به ويژه اصول فقه و رياضی و نجوم بهره ای کامل و کافی داشت. نراقی مردی بزرگ جثه، متين و با وقار و غيور بود. او نسبت به بيچارگان با کمال مهربانی و عطوفت رفتار می کرد، و با همت منحصر به فرد خود امور آنان را اداره می کرد و رنج بيچارگان را شخصا به عهده می گرفت...
    نراقی نويسنده ای ماهر و مؤلفی ناصح بود، که معراج السعاده او جهت خوشبختی مردمان و کشکول او به اسم خزائن مشهور است. او کتاب پدرش به نام تجريد را شرح نمود و شرح تجريد او در اصول معروف است. همين مناهج الاصول، اساس الاحکام، مفتاح الاحکام، عوائد الايتام که هر یک در چند جلد است از آثار ارزنده اوست. منظومه طاقديس در اخلاق و عرفان فضلا را معروف و اغلب تأليفات او به خانه ها موجود است.
    نراقی در چهاردهم جمادی الثانيه 1185 به جهان ديده گشود و در سال 1244 در نراق ناگهان ديده از جهان فرو بست. نراقی در سال بيماری خانمانسوز و پا از پا در آمد. او از اين مرض خيلی بيمناک بود، و مايل به شنيدن نام وبا و کشتارهای بی حد او هم نبود. بر خلاف ميلش عجوزه ای وحشت زده، از هزاران هزار و با مرده او را مطلع ساخت. نراقی از اين خبر دفعتا تغيير حالت داد، و علائم بيماری در او آشکار شد. دقايقی بعد روحش چون پرنده ای سبک بال از بدنش خارج شد، تو گوئی آن عجوزه مأموری به اتفاق قابض ارواح جسدش را از کاشان حمل به نجف نمودند، و در طول راه کراماتی از بدن ديدند و انگشت تعجب به لب گزيدند تا به کنار پدرش در جوار مولا رسانيدند. نوشته اند پس از ساليان دراز که خواستند جسد سيد خسرو شاهی را به کنار اين دو مجتهد مدفون سازند جسد آن دو نمايان شد و بدون کوچکترين تغييری مشاهده شد. در مورد شيخ صدوق هم چنين کرامتی نوشته شد. در خاتمه فاضل نراقی را فرزندی است عالم، هم او مجتهدی فاضل و کامل به نام ملا محمد صاحب انوار التوحيد و مراصد و مشارق.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #159
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    آیات مازندرانی



    آقا محمد علی فرزند علامه محمد باقر هزار جريبی مازندرانی یکی از اعلام بزرگ شيعه در قرن سيزدهم هجری بود. آقا محمد علی عالمی جامع و فاضلی کامل، فقيهی دقيق النظر و مجتهدی متفکر و زبان آور بود. از آثارش احاطه به دانشهايش آشکار است. ضمن آنکه از اکثر علوم اسلامی با خبر بود. عرب و عجم او را می شناختند و آن بزرگوار مسلمين را ملجأ و پناهی بود و پاسخگوئی دلسوز همگان. فرزند فاضلش در احوال والدش چنين می نويسد: والدم دانشمندی متهجد و شب زنده دار بود که نوافل و تهجدش ترک نشد. در مقام عبادت در دلهای شب چون مار گزيده به خود می پيچد، نسبت به دنيا و حطام اندک ان اصلا توجهی نداشت، و زندگی ساده خود را به زهد و قناعت گذرانيد.
    صاحب روضات می نويسد: او پس از مرگ پدر از شهری به شهر ديگر هجرت کرد تا آنکه به شهر قم ساکن شد و به درس مرحوم ميرزا صاحب قوانين مرتبا حاضر می شد و از جمله خواص اصحاب او گرديد. ميرزا خيلی به او علاقه داشت و اجازه کاملی به او داد. آقا محمد علی از قم به اصفهان رفت و پس از ازدواج با دختر ميرزا محمد باقر نواب سالها در اصفهان (شهر رضا) اقامت گزيد و به تدريس و تزويج و تأليف مشغول گشت. بحر زاخر او در فقه کتابی است مفصل که مجلدات آن بالغ بر چهل هزار بيت است. مجلدات مخزن الاسرار حاوی مسائل حرام و حلال، لئآلی در اصول فقه، بدر باهر در تفسير، سراج منير در رجال، تبصره در امامت، کتاب انيس (داستانهای مضحک) در فکاهيات. آقا محمد علی در سال 1158 در عتبات به جهان ديده گشود و سرانجام در سال 1245 در شهرضای اصفهان از جهان ديده فرو بست.
    والد معظم او علامه مازندرانی حاج ميرزا محمد باقر هزار جريبی یکی از اکابر علما و اعظم فقيهان عصر خويش بود. در کمالات اخلاقی و فضائل علمی و عملی و راه و رسم بندگی بهتر از پور خويش بود. خدايش درجات او عالی است متعالی فرمايد. اين شخصيت خداگونه از اساتيد وحيد بهبهانی، سيد بحر العلوم، شيخ جعفر کبير، سيد صاحب رياض، و جناب ميرزا قمی بود. یعنی در واقع استاد اساتيد حوزه های عراق و ايران و جهان تشيع (معاصر با صدر قمی و مير کبير). علامه مازندرانی شهرت شاگردانش از خود او بيشتر است.
    او از هزار جريب مازندران برای خشنودی خدا در گوشه حوزه عراق اقامت گزيد و سالها چشم به اساتيد و کتب مختلف دوخت و فرزندانی روحانی و مجتهدانی جامع بدون سر و صدا به جهان تشيع تحويل داد. علامه سنوات عمر شريفش در نجف اشرف سپری شد و حدود 1170 در کنار مولايش برای هميشه آرميد. اگر اجازه دهی شما را مختصر خبری و آن اين که: آقا محمد علی را فرزندی است عالم که وی نيز مجتهدی کامل، چون جد و پدرش بسی فاضل به نام ميرزا محمد حسن مازندرانی. وی از افاضل شاگردان ميرزای بزرگ بود که ميرزای شيرازی وثاقت و اجتهاد او را به صراحت تأکيد نمود.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #160
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سرگذشت نیکان قرون




    حجة الاسلام قزوينی


    سيد محمد باقر فرزند سيد احمد معروف به حجة الاسلام قزوينی یکی از مشاهير علمای ربانی ما در قرن سيزدهم است. قزوينی عالمی است زاهد، مجتهدی کامل، بارعی خاشع، مجتهدی خائف و عاشقی بی قرار... اين سيد جليل القدر که خود از بيت علم بود شباهت تامی به خال خويش سيد بحر العلوم داشت. در علم و عمل، زهد، ورع و خوف و خشيت بی مانند عصر خويش بود. سنوات عمر شريفش در عتبات عاليات گذشت و در سال طاعون و وبا با ناراحتيهای مردم و سختيها و ناملايمات گوناگون مواجه حجة الاسلام مرحوم، روزانه شاهد مرگ هزاران نفر از شيعيان جدش در عراق بود که اين مستضعفان به سرعت کنار هم می خوابيدند. و قزوينی به حکم وظيفه شرعی در مراسم نماز و کفن و دفن اجساد متعدد توأم با سوز و گداز و ضجه و زاريها شريک غم و اندوه مردم بود. نوشته اند قبل از آمدن طاعون مردم را به اين بلا خبر داد و خودش فرمود من آخرين کسی هستم که بدين مرض از دنيا خواهم رفت و چنين هم شد. چه آنکه جدش خير الاوصياء در عالم رؤيا پس از مذاکراتی به او فرمود: بک یختم یا ولدی، یعنی تو آخرين فردی هستی که بدين مرض وفات می کنی، یعنی تو آخرين فردی هستی که بدين مرض وفات می کنی. و با وفات او طاعون عراق خاتمه پذيرفت. (فوايد ـ روضات ـ مستدرک ـ نجم الثاقب).
    بيننده عزيز حجة الاسلام قزوينی پس از دفن اجساد متعدد شب عرفه سال 1246 خود نيز بدان مرض در نجف به کنار مولا و جدش برای هميشه خوابيد. برادر زاده او سيد قزوينی در کرامات عمو داستانها دارد که محدث نوری در نجم الثاقب و محدث قمی در فوايد به شرح حال زيبای او حالات نفسانی و کرامات ربانی، و فيوضات خدائی که نصيب او گرديد پرداخته اند که معلوم است اين سيد عالی مقام از خلوصی کامل و ارادتی صادق و عشقی وافر به معبود خويش برخوردار بوده است. به هنگام دعا و نماز و ارتباط از خود بی خود می شد و به عوالم خويش سير می نمود به نحوی که از بوسيدن دست و لمس با لباس و بدنش متوجه نمی شد و فقط مردم در اين حال جرأت بوسيدن دست سيد را داشتند، زيرا در مواقع ديگر ناراحت می شد. از شما چه پنهان که اين سيد گاه به زيارت صاحب خويش آقا و سرورمان موفق بود و در کتب فوق پس از ذکر اين موضوع رؤياهای عجيبی نيز از او متذکرند که دلالت بر مدارج عالی روحی و نفسانی و ايمانی او دارد.
    سرگذشت نیکان قرون
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 16 از 36 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •